از کم فروشی کاری تا جنسی، عوامل و آثار

عدالت

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چیزی دارای مقادیری است که باید شناخت و بر اساس نوع آن چیز با بهره گیری از موازین و معیارهای خاص و مرتبطش سنجیده شود تا هیچ گونه رفتاری خلاف عدالت از سوی انسانی انجام نشود. شناخت مقادیر و موازین و معیارهای هر چیزی نیازمند علمی است که از دو راه عقل و نقل به دست می آید. اما آن چه مهم تر و اساسی تر است، عمل بر اساس این علم و شناخت است؛ زیرا علم مقدمه ای برای عمل است. بسیاری از مردم یا نسبت به مقادیر و موازین هر چیزی شناخت ندارند، یا اگر داشته باشند تحت تاثیر وسوسه های درونی نفس و بیرونی شیطان، خلاف آن عمل می کنند که آسیب های جدی به جان و جهان و جامعه وارد می کند. برخی از افراد بر خلاف موازین به زیادروی رو می آورند و برخی نیز کم می گذارند. کم فروشی در کار و خدمات و کالا و مانند آن ها از مصادیق حرکت بر خلاف موازین عدلی است که پایه های هستی و انسان و جامعه بر آن نهاده شده است. نویسنده در این مطلب بر اساس آموزه های وحیانی به عوامل، موانع و آثار کم فروشی در رفتارهای متنوع انسانی اشاره دارد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

قدر و اندازه عادلانه چیزها

هستی بر اساس موازین دقیقی سامان یافته است که هر گونه عدم توجه به آنها به معنای خروج از دایره عدالت است؛ زیرا عدالت به معنای قرار دادن هر چیزی در جای مناسب حق آن یا بخشیدن حق هر صاحب حقی است که خدا تعیین کرده است؛ زیرا تنها خدا حق مطلق است و هر چیزی که از خدا نشات می گیرد حق است و انسان نیز می بایست حق را را فعل و قول خدا بیابند و بر اساس آن عمل کنند؛ بنابراین، هر گونه رفتار اختیاری انسان در قبال هر چیزی در عالم می بایست بر اساس شناخت حق الهی برای آن چیز باشد که از دو طریق عقل کامل و نقل معتبر قابل کشف است؛ پس وقتی از شریعت سخن به میان می آید، به معنای هر آن چیزی است که از عقل کامل و نقل معتبر به دست می آید؛ زیرا این دو، حجت های الهی بر انسان است که باید آن را به کار گیرد. پس هرگز عقل در برابر شرع و شریعت قرار نمی گیرد تا گفته شود عقل و شرع چنین حکم می کند، بلکه عقل و نقل دو طریق معرفت به حقایق از جمله سنت ها و شرایع الهی است که بر جهان و جان و جامعه یعنی اجتماع انسانی و جنی حاکم است.

بنابراین، بر هر انسانی لازم است برای این که در هر کاری درست آن را انجام دهد، شناختی نسبت به این سنت ها و شرایع از طریق عقل کامل و نقل معتبر به دست آورد؛ زیرا در این صورت کاری خلاف عدالت انجام می دهد که نه تنها به خود بلکه به اجتماع و بلکه جهان هستی آسیب می رساند، چنان که ظهور فساد در دریا و خشکی به سبب دستاوردهای خلاف عدالت انسان است.(روم، آیه ۴۱)

البته مراد از این عقل کامل، همان عقلی است که امام صادق(ع) در تعریف ماهیت آن وقتی از وی سوال می شود: مَا اَلْعَقْلُ ؟ عقل چیست؟ در پاسخ از ماهیتی و چیستی آن می فرماید: مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُکْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ؛ آن چیزی است که بدان خدای رحمان عبادت و بدان بهشت جنان به دست می آید.(کافی، ج ۱، ص ۱۱) بنابراین، آن چیزی که معاویه صفتان از آن بر اساس مکتب شبه ماکیاولیستی کتاب شهریارش دارند و از آن استفاده می کنند، اصلا عقل نیست، بلکه شیطنت است. چنان که در ادامه همین روایت روای می پرسد: قَالَ قُلْتُ فَالَّذِی کَانَ فِی مُعَاوِیَهَ فَقَالَ تِلْکَ اَلنَّکْرَاءُ تِلْکَ اَلشَّیْطَنَهُ وَ هِیَ شَبِیهَهٌ بِالْعَقْلِ وَ لَیْسَتْ بِالْعَقْلِ ؛ گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمود: آن زشتی و نیرنگ است، آن شیطنت است، و آن شبیه عقل است و نمایش عقل را دارد، ولى عقل نیست.(همان)

از نظر قرآن، هر چیزی دارای قدر و اندازه ای است که بر اساس عدالت به آن چیز داده شده است؛ خدا می فرماید: وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیرًا؛ و هر چیزى را آفریده و بدان گونه که درخور و شایسته آن بوده، تقدیر و اندازه‏ گیرى کرده است.(فرقان، آیه ۲)

پیامبر اکرم(ص) نیز می فرماید: بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَرْضُ؛ آسمان ها و زمین به سبب عدالت است که پایدار و ثابت است.( عوالی اللالی، ابن ابی جمهور احسائی ج۴ ص۱۰۳؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۲۵؛ ریاض السالکین ، سیدعلی خان مدنی شیرازی، ص۵۸۸)

اندازه گیری هر چیزی برای تحقق عدالتی است که پیامد حق بودن آن چیز است؛ یعنی هر چیزی که از خاستگاه حق تعالی است و به امر و خلق در می آید، چون حق است، در ساختار خودش عدالت را دارد. این حق و عدالت موجب می شود تا هر چیزی از ثبات وجودی برخوردار باشد؛ چنان که موجب می شود از تناسب میان اجزاء از زیبایی نیز برخوردار شود. پس اگر چیزی به دست انسان یا جن از مقدر خودش خارج شود، نه تنها حقانیت خود را از دست می دهد و باطل می شود، بلکه از زیبایی می افتد و از عدالت به ظلم می رود.

از نظر قرآن، هر چیزی دارای خصوصیاتی است که آن را از دیگر چیزها متمایز می کند، بنابراین، نمی توان یک از میزان و ترازو به عنوان معیار سنجش همه چیز استفاده کرد. از این روست که در قرآن سخن از موازین(اعراف، آیات ۷ و ۸) به شکل جمع است تا برای سنجش هر چیزی از ترازو و میزان خاص آن استفاده شود.

مفهوم کم فروشی و انواع کم گذاری

یکی از مواردی که موجب می شود که چیزی از حالت حق و عدالت خود خارج شود، کم فروشی و کم گذاری است. کم فروشی بیش تر در مسایل اقتصادی به کار می رود، در حالی که کم گذاری نسبت به امور دیگر غیر از امور اقتصادی به کار می رود. خدا در باره کم فروشی می فرماید: وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ وَإِذَا کَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ؛ واى بر کم‏فروشان که چون از مردم پیمانه ستانند تمام ستانند و چون براى آنان پیمانه یا وزن کنند به ایشان کم دهند.(مطففین، آیات ۱ تا ۳)

بنابراین، اگر برخی از چیزها باید با معیار کیل و پیمانه سنجیده شود، باید آن گونه عمل شود تا عدالت جاری شود و اگر می بایست با ترازو و وزن سنجیده شود، باید وزن مخصوص را به کار گرفت تا به مقدر و اندازه دقیق آن چیز در معاملات رد و بدل شود و کم فروشی و کم گذاری صورت نگیرد.

پس از نظر قرآن، واژه «طفّ» به معنای نوع رفتاری اقتصادی غیر عادلانه است که شخص مطفف در هنگام خرید برای خود، پیمانه را پر می گیرد، اما در هنگام فروش، کم می گذارد؛ زیرا واژه خسران به معنای زیان از اصل سرمایه است؛ یعنی اصل سرمایه را کم می گذارد و به شخص به اندازه دقیق و کامل نمی دهد.

واژه «طفّ » در اصل به معنای جهت ، کنار رودخانه ، دامنه کوه ، داخل خانه ، آنچه که از درون زمین بر روى زمین آمده باشد، به کار رفته است. وقتی از طف ظرف و الإِناءِ سخن به میان می آید به معنای دهانه و لبه ظرف و بالاى آن ، و هم چنین آبى است که در ظرف پس از مَسحِ سر در وضو باقى بماند که همان باقیمانده است. از همین رو به چیز بی ارزش و کم اهمیت و اندک و ناچیز، طفیف می گویند.

جالب این که خدا در هنگام خرید واژه «کیل» را بدون «وزن » به کار می برد که نشان می دهد، در هنگام خرید پیمانه را به کار می برد که امکان استیفاء در آن فراهم تر است و چیزی را تمام کمال بر می دارد؛ زیرا ریشه آن «وفی» و وفا است که به معنای دادن هر چیزی به تمام کمال است. از همین روست که وقتی درباره مرگ سخن به میان می آید، از «توفی» و «وفات» سخن به میان می آید که به معنای گرفتن روان و نفس آدمی به تمام کمال آن است.(زمر، آیه ۴۳)

در برابر وقتی درباره فروش سخن به میان می آید از وزن نیز سخن می آید که شخص در هر دو شکل آن سعی می کند تا با خسران یعنی کم گذاری از سرمایه و اصل، به اهداف خویش برسد و با بی عدالتی سودی کند که حقش نیست.

باید توجه داشت که امت برای هر چیزی می بایست میزان و ترازو ومعیار خاص آن را فراهم آورد تا از کم فروشی و کم گذاری نسبت به آن امور و چیزها در امان ماند. تهیه اوزان و معیارها و موازین مناسب لازم و ضروری است. در روایت است که وقتى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) وارد مدینه شد وضع کیل صورت شایسته اى نداشت و پس از نزول آیات مذکور وضع بهترى پیدا شد. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۶۸۷؛ الکشاف، ج ۴، ص ۷۱۸) بنابراین، امروز با توجه به پیشرفت های علمی می بایست از موازین و ترازوها و معیارهای دقیق تری برای امور و چیزها استفاده شود تا کم گذاری انجام نشود.

به عنوان نمونه در فروش فضای مجازی و مانند آن ها می بایست بر اساس موازین و معیارهای این علم عمل کرد و هر گونه کم فروشی در فضای مجازی یا تلفن و مانند آن ها جایز نیست و شخص یا نهادی که کم گذاری یا کم فروشی می کند می بایست آماده مجازات و کیفر در دنیا و آخرت باشد.

از نظر قرآن بر دولتمردان و راهبران دینی و عالمان است که به اشکال گوناگون با هر گونه کم فروشی و کم گذاری مبارزه کنند و مردمان را از آن بترسانند؛ زیرا اصلاح گری در حد استطاعت و توان وظیفه همگانی به ویژه رهبران و مسئولان باشد.(هود، آیه ۸۸؛

از دیگر واژگانی که در قرآن، برای کم گذاری و کم فروشی به کار گرفته شده است، می توان به واژه «بخس» اشاره کرد. خدا در سه آیه از مشتقات آن برای بیان کم گذاری در امور و کارها بهره برده است که عبارتند از:

  1. وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ قَدْ جَاءَتْکُمْ بَیِّنَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ و به سوى مردم مدین برادرشان شعیب را فرستادیم گفت: اى قوم من خدا را بپرستید که براى شما هیچ معبودى جز او نیست در حقیقت‏ شما را از جانب پروردگارتان برهانى روشن آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام نهید و اموال مردم را کم مدهید و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید. این رهنمودها اگر مؤمنید براى شما بهتر است. (اعراف، آیه ۸۵)
  2. وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ ؛ و اى قوم من پیمانه و ترازو را به داد تمام دهید و حقوق مردم را کم مدهید و در زمین به فساد سر برمدارید.(هود، آیه ۸۵)
  3. وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ؛ و از ارزش اموال مردم مکاهید و در زمین سر به فساد بر مدارید. (شعراء، ایه ۱۸۳)

هر سه این آیات درباره حضرت شعیب(ع) و قوم مدین است که در مسایل اقتصادی با مشکلات عدیده ای مواجه بودند. آن چه در این آیات بیان شده هر چند بیش تر در جنبه اقتصادی است، ولی می توان گفت که کم گذاری و نقص در اشیاء و چیزها در همه امور شدنی است؛ بنابراین، کارمندی ممکن است در کار خویش کم بگذارد و کم فروشی به این معنا داشته باشد که آن چه وظیفه اش به عنوان شرح وظایف است، انجام ندهد که به طور ناقص انجام دهد که معنای «بخس» و کم گذاری است.

آثار کم فروشی و کم گذاری

از نظر قرآن، کم فروشی آثار زیانباری بر فرد و اجتماع و نیز در زندگی دنیوی و اخروی دارد که باید از آن اجتناب کرد. از جمله این آثار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ظلم: از نظر قرآن، کم فروشی خروج از دایره عدالت و دخول در دایره ظلم و ستم است. پس کم گذار و کم فروش نسبت به دیگران ظلم روا می دارد و جزو جرگه ظالمین و ستمگران است. به طوری طبیعی آثار و پیامدهایی که برای ظلم و ظالمین بیان شده ، برای چنین افرادی نیز ثابت است که مجازات در دنیا و آخرت است.(هود، آیات ۸۵ و ۹۴)
  2. فساد اجتماعی: هر گونه کم گذاری و کم فروشی موجب می شود تا به جای صحت امور و اصلاح آن، کارها از مدار صحت و اصلاح بیرون رفته به فساد و تباهی کشیده شود. به طور طبیعی فساد ضد صلاح خواهد بود و اجتماع از یک اجتماع سالم و صالح خارج می شود. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسی که کم گذاری و کم فروشی می کند، گرفتار فساد در زمین و چنین شخصی به عنوان «مفسد فی الارض» مجازات می شود.(اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیه ۸۵؛ شعراء، آیات ۱۸۱ تا ۱۸۳) گفتنی است که «بخس» ناقص کردن چیزى به صورت ظالمانه است (مفردات، ص ۱۱۰، «بخس») و مقصود از «لاتفسدوا» اگرچه مطلق است، امّا منظور از آن در آیه، فسادى است که موجب سلب امنیّت در اموال و اعراض و مانند آن ها است. (المیزان، ج ۸ ، ص ۱۸۷) هم چنین بعید نیست که از سیاق آیه استفاده شود که جمله «لاتعثوا» عطف تفسیرى براى نهى قبلى یعنی «و لاتبخسوا» باشد؛ پس در نتیجه در آیه بر نهى از کم فروشى و نقصان در کیل و وزن به این جهت تأکید شود که ارتکاب اینها موجب فساد در زمین مى شود. (المیزان، ج ۱۰، ص ۳۶۳) به هر حال، از نظر آموزه های قرآنی، فساد اقتصادی موجب فسادهای گوناگون اجتماعی است و اجتماع را از حالت عدالت و صلاح به فساد و ظلم سوق می دهد و از برکات گوناگون محروم می سازد؛ زیرا ظلم و فساد نشانه ای از بی تقوایی اجتماعی است که به دنبال آن از دست رفتن برکات از جمله برکات اقتصادی است؛ چنان که عدالت نزدیک نشانه و راه برای تقوای الهی است.(مائده، آیه ۸؛ اعراف، آیه ۹۶)
  3. محرومیت از خیر: خیر هر نعمتی است که مناسب با انسان است؛ زیرا برخی از نعمت ها برای شخصی خیر نیست؛ هر چند که در ذات خودش خیر باشد. بنابراین، اگر کسی بخواهد خیری به او برسد می بایست عدالت را در کارها رعایت کرده و کم گذاری و کم فروشی نداشته باشد. در غیر این صورت خدا او را به محرومیت از خیر مجازات می کند. از نظر قرآن ممکن است کسی به ظاهر با عدالت ورزی نتواند آن سود مناسب را به دست آورد، اما اگر دقت کند، خدا در همان سود اندک وی برکت می گذارد؛ از همین روست که خدا به صراحت بیان داشته که بقیه الله یعنی آن باقیمانده از سودی که در هر کاری از جمله معامله انجام می شود، اگر چه اندک باشد، ولی در آن خیر و برکت است؛ زیرا ما آن باقیمانده الهی را محافظت می کنیم و به آن برکت می دهیم.(هود، آیات ۸۵ و ۸۶) گفتنی است که «بقیّت» یعنى آنچه از حلال که خداوند پس از اتمام کیل و وزن براى شما باقى گذاشته است، بهتر از کم فروشى است.(مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۸۶؛ الکشاف، ج ۲، ص ۴۱۸)
  4. محرومیت از رحمت الهی: کسی که کم گذاری و کم فروشی می کند، گرفتار محرومیت از رحمت عام و خاص خدا می شود.(هود، آیات ۸۴ تا ۹۵)
  5. عذاب الهی در دنیا و آخرت: از نظر قرآن، کم گذاری و کم فروشی موجب می شود که فرد و اجتماع گرفتار عذاب الهی شود که به عنوان مجازات در دنیا مطرح است. البته این عذاب در آخرت با دوزخ استمرار و ادامه می یابد.(همان) از نظر قرآن، عذاب استیصال امری است که برای کم گذاران رقم خورده است. بنابراین می بایست آنان بترسند که در همین دنیا به عذابی به ظاهر چون زلزله و بحران های اقتصادی و مانند آنها خود و سرمایه خودشان را از دست بدهند(هود، آیات ۸۴ تا ۹۵) زیرا، مقصود از «عذاب» در آیه ۸۴ هود، عذاب استیصال است. (المیزان، ج ۱۰، ص ۳۶۲)
  6. نفرین: از مواردی که نفرین جایز است نسبت به کم فروشان و کم گذاران است؛ همان طوری که خدا آنان را به ویل نفرین کرده که همان عذاب دوزخ است(مطففین، آیات ۱ تا ۳) هم چنین پیامبران از جمله شعیب آنان را نفرین کرد و موجبات عذاب استیصال الهی را فراهم آورد.(هود، آیات ۸۴ تا ۹۵)
  7. تهدید: خدا و پیامبران کم فروشان را تهدید به عذاب دنیوی و اخروی کردند(همان)؛ بنابراین، مردم می بایست بدانند که با کم فروشی و کم گذاری در کارها شرایطی را فراهم می آورند که مستحق تهدید الهی خواهند بود و به طور طبیعی خدا به تهدیدات خویش جامه عمل می پوشاند و این گونه نیست که وعده و وعیدی را بدهد و نخواهد آن را تحقق بخشد؛ البته خدا در وعید منتظر عذرخواهی است تا آن را بردارد؛ بنابراین، باید از هر گونه کم فروشی و کم گذاری اجتناب کرد و از کرده نادرست خویش با استغفار و توبه پوزش خواست.(همان) خدا در آیات قرآنی از مردم می خواهد برای دوری از گناه کم گذاری توبه و استغفار کنند.
  8. آتش دوزخ: از نظر قرآن کم فروشی و کم گذاری عامل رفتن شخص به دوزخ و گرفتاری در آتش آن است.(نساء، آیات ۲۹ و ۳۰ ؛ مطففین، آیات ۱ تا ۳) مقصود از باطل، هر چیزى است که مخالف شرع باشد، مثل ربا، قمار، کم فروشى و ظلم. (روح المعانى، ج ۴، جزء ۵، ص ۲۲) «ویل» در اصل به معناى عذاب و هلاکت است و به معناى درّه اى در جهنّم، آمده است. (لسان العرب، ج ۱۵، ص ۴۲۲، «ویل»)
  9. باطل: از نظر قرآن، کم گذاری از مصادیق باطل است که در برابر حق قرار می گیرد. پس کسی که کم می گذارد نه تنها از حق دور می شود، بلکه کار باطلی را انجام می دهد که آثار سوء دارد.(نساء، آیات ۲۹ و ۳۰) امام باقر(علیه السلام)، بخس و کم فروشى را از مصادیق «بالباطل» دانستند. (مجمع البیان، ج ۳ ـ ۴، ص ۵۹؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۷۲، ح ۱۹۸)

عوامل و موانع کم گذاری و کم فروشی

اموری چند موجب می شود که انسان در کارها گرفتار کم گذاری و کم فروشی شود. مهم ترین عوامل عبارتند از:

  1. عدم اعتقاد به معاد: از نظر قرآن، ریشه و خاستگاه فجور از جمله کم فروشی عدم ایمان و باور به قیامت و حسابرسی آن است.(قیامت، آیات۱ تا ۵) پس کسی که ایمان به قیامت و حسابرسی آن داشته باشد، گرفتار این گونه رفتار ظالمانه و فسادآمیز نمی شود. پس باید گفت که مهم ترین مانع نسبت به این عمل زشت همان اعتقاد به قیامت و حسابرسی آن است.(مطففین، آیات ۱ تا ۶)
  2. کفر و عدم ایمان: از دیگر عوامل موثر ، کفر و عدم ایمان است(هود، آیات ۸۵ و ۸۶)؛ پس ایمان موجب می شود تا شخص از عمل کم گذاری اجتناب کند.
  3. بی تقوایی: هم چنین بی تقوایی عامل کم گذاری است؛ زیرا کسانی که اهل تقوای الهی باشند، هرگز کم نمی گذارند و کم فروشی نمی کنند.(شعراء، آیات ۱۸۱ تا ۱۸۶)
  4. تقلید: از جمله عوامل در رفتار زشت کم گذاری ، تقلید کورکورانه از دیگران به ویژه سنت های غلط اجتماعی و اقتصادی پدران و اجداد است(هود، ایه ۸۷) و کسانی که به جای تقلید کورکورانه به آیین و دین اسلام و شرایع آن عمل کنند، به طور طبیعی از کم گذاری و کم فروشی اجتناب می کنند (همان)؛ زیرا نماز و «صلوه» در آیه، بیانگر و نشانه ای دین اسلام و ایمان به آن است. (التفسیر الکبیر، ج ۶ ، ص ۳۸۷؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۸۶)
  5. بی نمازی: کسی که اهل نماز نیستند گرفتار کم گذاری وکم فروشی در کار و کالا و خدمات می شوند؛ در حالی که اهل نماز که نماز جزو سیرت و سنت رفتاری اش باشد، از آن ها اجتناب می کند(هود، آیه ۸۷)؛ زیرا «ان نفعل» عطف بر «ما یعبد آباؤنا» است و معنایش این است که آیا نماز تو به ما فرمان مى دهد که ترک کنیم آنچه را که در اموال خود از کم فروشى و نقصان مى خواهیم انجام دهیم. (مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۸۴ – ۲۸۶) پس از کافران، این نماز است که مانع کم فروشی است و این مطلبی حق است.