از کجا و در کجا؟ پرسش های قیامتی اقتصاد

بسم الله الرحمن الرحیم

اقتصاد به معنای تامین کننده اصلی غذا و آسایش انسان در دنیا، بقای انسان را تضمین می کند؛ زیرا بدون اقتصاد و امنیت غذایی نمی توان از امنیت بقایی انسان سخن گفت؛ چرا که انسان بدون غذا خواهد مرد. از این روست که نخستین دغدغه انسان تامین غذا و امنیت غذایی است.

اما انسان بر خلاف دیگر آفریده های الهی، به شدت از جهاتی محدود و مقید است؛ زیرا وجود عقل و اراده انسان را در جایگاه کرامتی قرار داده و از آن به خلافت الهی انسان یاد می شود. پس انسان در فعل خویش «مکلف» است تا کاری را انجام دهد که خلیفه می بایست آن را به جای «مستخلف عنه»؛ یعنی خدا انجام دهد. این کارها بر اساس حکمت ها و اهداف آفرینش ساماندهی شده و عقل فطری در کنار نقل وحیانی می تواند آن ها را کشف کند و به کار گیرد.

بر همین اساس، در موضوع مسائل اقتصادی نیز تکالیفی بر عهده بشر گذاشته شده است که از مهم ترین و اساسی ترین آنها دو مساله و پرسش اساسی «از کجا آورده ای؟» و «در کجا مصرف کرده ای است؟» از همین روست که بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، در قیامت از هر کسی درباره این دو مساله اقتصادی پرسش خواهد شد و انسان می بایست پاسخگو این دو پرسش الهی باشد تا بتواند عذر و بهانه ای داشته باشد و از عقاب و عذاب برهد.

حلیّت در کسب و طِیب در مصرف

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، هر چیزی که انسان مورد استفاده قرار می دهد می بایست از دو ویژگی اساسی «حلیت» و «طیب» بودن برخوردار باشد.

مراد از حلیت این است که آن چیز از راه حلال به دست آمده باشد، نه از راه حرام؛ زیرا همه چیز در دنیا از جمله اموال مصرفی در دنیا «مال الله» و خدا ، مالک حقیقی آن است(نور، آیه ۳۳)؛ اما خدا بر اساس موازین و ملاک هایی انسان ها را مالک اعتباری آن دانسته است. معیارهای الهی برای مالکیت اعتباری انسان، شامل مالکیت بر چیزهایی است که انسان با کار و سعی(نجم، آیه ۳۹)، ارث(نساء، آیات ۱۱ و ۱۲)، تجارت و بیع و خرید و فروش(نساء، آیه ۲۹) انفاقات دیگران به شکل صدقات و زکوات و مانند آنها(معارج، آیات ۲۴ و ۲۵؛ ذاریات، آیه ۱۹؛ آل عمران، آیه ۹۲؛ انفال، آیات ۱ و ۴۱ ) به دست می آورد. بنابراین، هر گونه تصرف در اموالی که خارج از موارد مشروع باشد، حرام دانسته شده و استفاده از آن ها گناه خواهد بود.(بقره، آیه ۱۸۸؛ نساء، آیه ۲۹)

از نظر قرآن، غصب (همان)، رشوه(همان)، ربا(نساء، آیه ۱۶۱) و مانند آنها موجب مالکیت اعتباری انسان نمی شود و تصرفات در این گونه اموال، تصرفات باطل ، حرام و گناه است.

البته انسان نمی تواند از هر چیزی استفاده کند؛ زیرا ساختار بدن انسان نیازمند چیزهایی است که مناسب با آن باشد. از همین روست که برخی از چیزها ممکن است که با سعی و تلاش و کار و کوشش به دست آید، ولی انسان نسبت به آن گاه حتی مالکیت اعتباری پیدا نمی کند؛ چه رسد که مجاز به استفاده از آن باشد؛ زیرا شرط استفاده از چیزهای مصرفی آن است که آن چیز «طیب» باشد نه «خبیث»؛ یعنی چیزهایی باشد که مناسب خلقت انسان باشد و به او ضرر و زیان فعلی یا احتمالی در بلند مدت یا کوتاه مدت نرساند. از همین روست که در قرآن شرط «طیب بودن» پس از شرط «حلیت» ذکر شده است.(بقره، آیه ۱۷۲؛ اعراف، آیه ۱۶۰) خدا به انسان هشدار می دهد که بهره گیری از خبیث به جای طیب در زندگی موجب غضب و خشم الهی می شود که برآیند و نتیجه آن نیز سقوط اخلاقی و انسانی است.(طه، آیه ۸۱)

از نظر قرآن، مال حرام مانند مال یتیم به ظاهر ممکن است طیب باشد، ولی در باطن خبیث است و تاثیرات سوء بر تن و روان انسان به جا می گذارد، بنابراین می بایست از هر گونه مال حرام حتی طیب پرهیز و اجتناب شود.(نساء، آیه ۲)

حلیت در مصرف

یکی دیگر از مسایل بسیار مهم در اقتصاد اسلامی، مساله حلیت در مصرف است؛ به این معنا که انسان همان طوری که باید در کسب به حلیت توجه داده باشد، در مصرف نیز می بایست به حلیت توجه داشته باشد؛ زیرا از نظر قرآن، برخی از موارد مصرف حلال نیست؛ چرا که در مصرف می بایست اصول و قواعدی مراعات شود تا مصرف مجاز و حلال باشد.

به عنوان نمونه از نظر قرآن، مصرف نمی بایست تبذیری و همراه با ریخت و پاش باشد(اسراء، آیه ۲۶)؛ چنان که مصرف نمی تواند اسرافی و همراه با زیاده روی باشد.(اعراف، آیه ۳۱؛ انعام، آیه ۱۴۱)

بنابراین، هر گونه مصرفی از نظر قرآن مجاز نیست و می بایست اصول شرعی که عقل و نقل آن را کشف می کند، مورد اهتمام و مراعات باشد. پس کسانی که اسراف یا تبذیر در مصرف دارند می بایست روز قیامت پاسخگوی چگونگی مصرف اموال حلال خویش باشند؛ زیرا مال حلال را با مصرف نادرست و حرام خویش به مال حرام تبدیل کرده اند.(همان)

آزمون سنگ داغ

«روزی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله ) یک درهم به سلمان و یک درهم به ابوذر داد. سلمان درهم خود را انفاق کرد و به بینوایی بخشید، ولی ابوذر با آن لوازمی خرید. روز بعد پیامبر(صلی الله علیه و آله ) دستور دادند آتشی آماده کردند و سنگی نیز روی آن گذاشتند. همین که حرارت و شعله‌های آتش در سنگ اثر کرد و سنگ گرم شد، آن‌حضرت(صلی الله علیه و آله ) سلمان و ابوذر را فراخواند و فرمود: هر کدام باید بالای این سنگ بروید و حساب درهم دیروز را پس دهید. سلمان سریع و بدون ترس، پای خود را بر روی سنگ گذاشت و گفت: «انفقت فی سبیل الله ؛ در راه خدا انفاق کردم» و پایین آمد. وقتی که نوبت به ابوذر رسید، ترس او را فراگرفت و از این‌که پای برهنه روی سنگ داغ بگذارد و خرید خود را شرح دهد، وحشت داشت. پیامبر(صلی الله علیه و آله ) فرمود: از تو گذشتم؛ زیرا حساب تو به طول می‌انجامد، ولی بدان که صحرای محشر از این سنگ داغ‌تر است».(خزینه الجواهر فی زینت المنابر، علی اکبر نهاوندی، تهران، ایران: اسلامیه، ص ۱۵۰، سلمان فارسی، ص ۱۰۴؛ جواد محدثی، آشنایی با اسوه ها: سلمان فارسی،ص ۱۲۵؛ به نقل از: موسی خسروی، پند تاریخ، ج ۱، ص ۱۹۰)

البته باید توجه داشت که ابوذر مال حلال خویش را در حلال مصرف کرده باشد؛ اما بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، « فی حَلالِها حِسابٌ، وَ فی حَرامِها عِقابٌ، وَفِی الشُّبَهاتِ عِتابٌ؛ در حلالش حسابرسی، و در حرامش مجازات و عقوبت و در شبهات آن سرزنش و عتاب است.»(نهج البلاغه، خطبه، آیه ۸۲؛ تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام، ابن ابی شعبه، ص۲۰۱)

در حقیقت با آن که درهم را پیامبر(ص) به آنان بخشیده و مال کسبی حلال بود، در مصرف حلال نیز می بایست نه تنها به حلیت مصرف توجه داشت، بلکه باید دانست که هر چه انسان خود را در به جزئیات وارد کند، به همان میزان کار بر او سخت تر می شود.

از کجا آورده ای؟ در کجا مصرف کرده ای؟

حال در نظر بگیرد که شخصی با کسب حرام و مکاسب محرمه که در کتب تفصیلی از جمله کتاب مکاسب محرمه شیخ مرتضی انصاری آمده است، درآمدی را کسب کند. این مال حتی اگر در حلال و به شکل حلال مصرف شود، ولی چون اصل آن باطل و خبیث است، به طور طبیعی حلیت در مصرف، موجب حلیت آن نمی شود و آثار خباثت باقی خواهد ماند و شخص در دنیا و آخرت گرفتار خباثت مال حرام خواهد بود.

خدا می فرماید: وَآتُوا الْیَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَلَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِکُمْ إِنَّهُ کَانَ حُوبًا کَبِیرًا ؛ و اموال یتیمان را به آنان باز دهید و مال پاک و مرغوب را به مال ناپاک و خبیث جایگزین و تبدیل نکنید؛ و اموال آنان را همراه با اموال خود مخورید که این گناهى بزرگ است. (نساء، آیه ۲)

بنابراین، یکی از پرسش های اساسی در دنیا و قیامت این است که مال را از کجا آورده ای؟ آیا از مسیر کسب حلال آن را به دست آورده اید یا از کسب حرام؟

پرسش دیگر این است که این حلال الهی را در کجا مصرف کرده ای؟ آیا با مصرف درست شکر نعمت را به جا آورده ای یا کفران نعمت کرده ای ؟

اگر مال را از حلال به دست آورده اید، می بایست در حلال آن را مصرف کنید؛ زیرا اگر در حرام مصرف کنید و مثلا به شکل تبذیر و اسراف آن را به کار گیرد، می بایست پاسخ گوی مصرف حلال در حرام باشید؛ چرا که با این کار خویش ، شاکر نعمت نبوده اید و در عمل کفران نعمت و مال حلال را تباه کرده اید؛ در حالی که واجب است که انسان با استفاده درست از نعمت، شاکر نعمت های الهی باشد که در اختیارش گذاشته شده است.(سباء، آیه ۱۳)

بدبخت ترین مردم آن است که مال را از راه حرام به دست آورد و در حرام به کار گیرد؛ چنان که خوشبخترین مردم آن کسی است که مال حلال را در مصارف حلال به کار گیرد که جزو واجبات است؛ زیرا مصارف نیز به دو دسته واجب و مستحب تقسیم می شود؛ به عنوان نمونه والدین و زن و فرزند جزو واجبات النفقه هستند و انسان اگر انفاق مال حلالی دارد بهتر آن است که نخست به این دسته افراد به میزان شان و شئونات آنان برسد؛ سپس به مستحبات النفقه بپردازد و در راه خدا به دیگران انفاق نماید.

قانون از کجا آورده ای؟ و در کجا هزینه و مصرف کرده ای؟ از مهم ترین عوامل بازدارنده در مسایل اقتصادی است؟ زیرا کسانی که خود را پاسخگو در دو حوزه مهم کسب درآمد و مصرف می بینند، تلاش می کنند تا همه قوانین و مقررات الهی را مراعات کنند تا بتوانند پاسخگو باشند.

در نظام ولایی اسلامی این دو پرسش می بایست نسبت به کارگزاران مطرح باشد که از کجا آورده ای و در کجا مصرف کرده ای؟ از همین روست که امیرمومنان امام علی(ع) شریح بن الحارث، قاضى، را که خانه اى به ۸۰ دینار خریده بود،احضار کرده و به او فرمود: به من خبر دادند که خانه اى با هشتاد دینار خریده اى، و سندى براى آن نوشته اى، و گواهانى آن را امضا کرده اند. شریح گفت: آرى اى امیر مؤمنان! امام علیه السّلام نگاه خشم آلودى به او کرد و فرمود: اى شریح به زودى کسى به سراغت مى آید که به نوشته ات نگاه نمى کند، و از گواهانت نمى پرسد، تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد. اى شریح اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشى، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست داده اى. اما اگر هنگام خرید خانه، نزد من آمده بودى، براى تو سندى مى نوشتم که دیگر براى خرید آن به درهمى یا بیشتر، رغبت نمى کردى، آن سند را چنین مى نوشتم: این خانه اى است که بنده اى خوار آن را از مرده اى آماده کوچ خریده، خانه اى از سراى غرور، که در محلّه نابود شوندگان، و کوچه هلاک شدگان قرار دارد، این خانه به چهار جهت منتهى مى گردد: یک سوى آن به آفت ها و بلاها، سوى دوّم آن به مصیبت ها، و سوى سوم به هوا و هوس هاى سست کننده، و سوى چهارم آن به شیطان گمراه کننده ختم مى شود، و در خانه به روى شیطان گشوده است. این خانه را فریب خورده آزمند، از کسى که خود به زودى از جهان رخت برمى بندد، به مبلغى که او را از عزّت و قناعت خارج و به خوارى و دنیا پرستى کشانده، خریدارى کرده است. هر گونه نقصى در این معامله باشد، بر عهده پروردگارى است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جبّاران را گرفته، و سلطنت فرعون ها چون «کسرى» و «قیصر» و «تبّع» و «حمیر» را نابود کرده است. آنان که مال فراوان گرد آورده بر آن افزودند، و آنان که قصرها ساخته، و محکم کارى کردند، طلا کارى کرده، و زینت دادند، فراوان اندوختند، و نگهدارى کردند، و به گمان خود براى فرزندان خود باقى گذاشتند همگى آنان به پاى حسابرسى الهى، و جایگاه پاداش و کیفر رانده مى شوند، آنگاه که فرمان داورى و قضاوت نهایى صادر شود «پس تبهکاران زیان خواهند دید». به این واقعیّت ها عقل گواهى مى دهد هر گاه که از اسارت هواى نفس نجات یافته، و از دنیا پرستى به سلامت بگذرد.( جرج جرداق، امام علی صوت العداله الانسانیه؛ ج ۱، ص ۸۱؛ امالی، شیخ صدوق، ص ۲۵۶، مجلس ۵۱ حدیث ۱۰؛ تذکره الخواص، ابن جوزى حنفى، ص ۱۳۸ ؛ بحار الانوار، مجلسى، ج ۱۷ ص ۷۷ )

از نظر آموزه های وحیانی قرآن همان گونه که لازم است تا مسئولان و کارگزاران نظام اسلامی از این بابت مواخذه شوند که مال را از کجا آورده اند؛ البته در مواخذه به همین بسنده نکنند، بلکه می بایست پرسید که این مال حرام را در کجا مصرف کرده اید؟ زیرا بسیاری از آنان با پول ها و درآمدهای کلان خویش می توانند سرمایه گذاری را در جایی انجام دهند که به ضرر و زیان ملت تمام شود و مردم را به رنج افکند.

البته در مصارف اموال دولتی این امر می بایست سخت گیرانه تر باشد؛ زیرا ممکن است مسئولی در زمان مسئولیت خویش اموال حلال دولتی را در مصارف نادرست به کار گیرد و هزینه کند. چنین افرادی می بایست پاسخگوی چگونگی مصرف اموال حلال دولتی باشند؛ زیرا هزینه کرد این اموال در بیرون از ردیف های بودجه بر خلاف قانوان عقل و نقل و خلاف شریعت اسلام است.

امروز قانونی به همین نام که از کجا آورده ای ؟ در نظام سیاسی ولایی مطرح است. یکی از مهم ترین و ابتدایی ترین اهداف تصویب قانون از کجا آورده ای ؟ مبارزه با فساد مسئولان دولتی از طریق اعلام صورت اموال و دارایی های آنان بود که اشخاص مشمول این قانون نیز شامل افرادی بود که از خزانه دولت یا مؤسسات عمومی حقوق و پاداش دریافت می کردند و به همین دلیل هم موظف شده بودند صورت دارایی خود و همسر و فرزندان تحت ولایت خود را بیان کنند.

اما مشکل عمده ای دیگر آن است که باید از کسانی که بر سر کار هستند پرسید که اموال دولتی را کجا مصرف کرده ای؟ زیرا بسیاری از اموال در جایی مصرف می شود که یا از مصادیق اسراف و تبذیر است یا در اولویت های برنامه ای نیست. این گونه است که کشور و مردم به سبب مصرف نادرست اموال گرفتار تورم یا رکود می شود و اقتصاد این مایه قوام اجتماع بلای جان مردمان و امت اسلام می شود.