از چی به کی پناه بریم؟

بسم الله الرحمن الرحیم . انسان دارای دشمنان درون و برون بسیاری است که باید از آن ها به خدا پناه ببرد و عمل استعاذه را انجام دهد تا این گونه در پناهگاه امن الهی از شرور دشمنان در امان ماند. استعاذه واقعی و حقیقی، تنها به سخنی چون«معاذالله» و «اعوذ بالله» یا «اعوذ بالرحمن» نیست؛ زیرا با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی شود و با لقلقه زبان پناهگاهی ساخته نمی شود، بلکه با اعمال است که انسان برای خود پناهگاهی امن می سازد؛ زیرا ایمان همان امنیت سازی است که با نیت پاک و عمل صالح انجام می گیرد.

در آیات قرآنی به اشکال گوناگون درباره ضرورت پناهگاه سازی و پناه بردن از شرور مخلوقات سخن به میان آمده و حتی خداوند در قرآن خواسته برای قرائت و تلاوت قرآن نیز در گام نخست پیش از بسم الله، برای خود پناهگاهی امن بسازیم تا از هر گونه همزات، وسواس، الهام و ایحاء شیاطین در امان باشیم. این در حالی است که برخی از روی جهالت و ضلالت به جای پناهجویی به خدا، به دشمن پناه می برند و از دشمن می خواهند آنان را در امان نگه دارند.

استعاذه، نیاز انسانی

استعاذه، از ریشه «عَوْذ» به معناى پناه بردن به غیر، از هرگونه شرّ و بدى، درخواست کمک و چنگ‌زدن آمده است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، لسان العرب، مصباح المنیر، ذیل واژه عوذ)

منظور از استعاذه در فرهنگ قرآنی، پناه جویی به خدا برای در امان ماندن از شرور مخلوقات الهی است؛ زیرا هر موجودی در دنیا دارای نواقصی است که این نواقص موجب زیان و ضرر به دیگری می شود.

در آیات قرآنی برای بیان این مفهوم از مشتقّات «عوذ» و نیز عبارت‌هاى «لا ملجأ من اللّه إلاّ إلیه» و «لن‌تجد من دونه ملتحدًا» و مانند آن ها استفاده شده است.

از نظر قرآن، هر انسانی باید هماره خود را در پناه خدا قرار دهد؛ زیرا دنیا و زندگی در آن، دارای شرایط و مقتضیاتی است که نمی توان از شرور دیگران در امان ماند؛ بلکه حتی نفس انسانی دارای ویژگی هایی است که خود می تواند عامل شری برای انسان باشد؛ زیرا نفس انسانی دارای قوای چندگانه ای است که دو قوه جاذبه و دافعه که از آن ها به عنوان شهوت و غضب یاد می شود، هماره برای کسب نهایت و تمامیت کمال خویش، رفتاری ظالمانه در پیش گرفته و هرگز به موازین عدالت پای بند نیست؛ مگر آن که با پای بند عقل، عقال و در بند شود و اجازه تحرکات بیش از نیاز و اندازه به شهوت و غضب داده نشود؛ خروج شهوت و غضب در جذب و دفع موجب می شود که شرور آن دامن گیر شخص شود.

البته همان طوری که انسان به شهوت برای جذب هر آن چه نیاز زندگی است یا به غضب برای دفع هر دشمن، نیاز دارد؛ اما این دو قوه باید مدیریت شده تا تنها در چارچوب نیازهای عادلانه عمل و رفتار کرده و تعدی و تجاوز و ظلمی نداشته باشد. شهوت برای آسایش، و غضب برای آرامش و امنیت است، و نه باید به گونه ای باشد که شهوت و غضب، آرامش و امنیت را از میان بردارد.

به هر حال، به سبب تهدیدهای بسیاری که هر لحظه نفس انسانی با آن مواجه است، انسان باید پناهگاه مطمئنی پیدا کرده و به آن پناه برد؛ زیرا خطرات، از نظر کمیت آن چنان زیاد و از نظر کیفیت آن چنان سهمگین است که اگر انسان در پناه امنی قرار نگیرد، ممکن است تباه شود و هرگز رنگ، بوی و روی سعادت و خوشبختی را نبیند و نچشد.

استعاذه باطل و استعاذه حق

چنان که گفته شد، انسان ها نیازمند پناهگاه امن و مطمئن هستند و پناهجوی برای آنان یک ضروری و نیاز حقیقی و واقعی است؛ اما انسان ها به سبب آن که احاطه علمی به امور و چیزها ندارند، گاه امری را پناهگاه می بینند که پناهگاه نیست؛ و گاه پناهگاه واقعی و حقیقی را پناهگاه نمی بیند و بدان پناه نمی برد و این گونه آسیب می بینند. در این میان برخی از دشمنان در قالب دوستان وارد شده و نشانی غلط می دهند.

اصولا انسان وقتی خطر واقعی و فعلی را در برابر خویش می بیند یا خطر احتمالی را در پیش رو می یابد، بر آن می شود تا برای دفع و رفع آن اقدام کند و خطر واقعی را بردارد و برطرف کند و خطر احتمالی را پیش از آن که تاثیر منفی بگذارد، دفع کند. دفع خطر احتمالی همانند رفع خطر واقعی ، رفتاری عقلانی و عقلایی است و هر انسانی خواسته و ناخواسته به آن اقدام می کند؛ زیرا این گونه اعمال همانند اعمال غریزی و طبیعی است و انسان برای حفظ بقای خود می جنگد؛ پس برای جذب نیازهای بقایی و دفع و رفع تهدیدات تلاش می کند و از قوه شهوت و غضب برای فراهم آوری آسایش و آرامش بهره می برد.

همین نیاز شدید به پناهگاه و ضرورت پناهجویی از خطرات بسیاری که انسان را تهدید می کند، موجب شده تا دیگرانی از این مساله سوء استفاده کنند و نشانی غلط بدهند و یا انسان به غلط و اشتباه به اموری یا کسانی استعاذه بجویید که نه تنها پناهگاه نیست، بلکه رفتن به درون خطر و تباهی است.

در جاهلیت پیش از اسلام و حتی امروز نیز کسانی هستند که به جای پناهجویی به خدا، به دیگرانی هم چون جنیان پناه می برند و به جای آن که به امنیت و آرامش برسند، بر مشکلات ایشان افزوده شده و تباهی را برای خود رقم می زنند. خداوند می فرماید: وَأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا ؛ و مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه مى ‏بردند و بر سرکشى آنها مى‏ افزودند. (جن، آیه ۶)

از نظر قران نه تنها پناهجویی به جن موجب رهایی از خطر و مشکلات نمی شود، بلکه موجب دوری از آرامش به سبب افزایش رفتارهای نادرست و غلط و حتی گناه می شود؛ زیرا در این آیه «رهقاً» به گناه نیز تفسیر شده است. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) واژه «رهق» به معنای سیاهی است که به چیزی نزدیک شده تمام آن چیزی را در بر گرفته و می پوشاند، به طوری که شخص از نور عقل و نور علم بی بهره شده و گرفتار جهالت، بی خردی، سفاهت شده و رفتار ظالمانه و عجولانه ای را در پیش می گیرد.

پس اصل معنی رهق، پوشش تاریکی و ظلمت است و معانی دیگر چون گناه، جهالت، حماقت، سفاهت، عجله، کذب ومانند آن ها معنای واقعی و «موضوع له» کلمه نیست، بلکه لازمه پوشش ظلمت، قرار گرفتن در این احوالات خطرناک است. پس از نظر قرآن، استعاذه به برخی از امور و افراد هم چون جنیان نه تنها موجب رهایی از خطر و دفع و رفع آن نیست، بلکه خود موجب افزایش خطر و سلب آرامش و آسایش از انسان خواهد شد؛ بنابراین، بر انسان است که پناهگاه واقعی را بشناسد و بدان پناه برد.

از نظر قرآن بهترین و مطمئن ترین پناهگاه برای انسان، خود خدای تبارک و تعالی است که پناهگاهی حق است و آدمی باید بدان پناه برد و این گونه از هر خطر فعلی و احتمالی خویش را در امان نگه دارد.

خطرهای فعلی و احتمالی

پیش از آن که به دیگر ابعاد و مسایل استعاذه پرداخته شود، بهتر است که مهم ترین خطرها و شروری که انسان با آن مواجه است، دانسته و شناخته شود تا بدانیم با چه خطرها و شروری مواجه هستیم و به کجا و چه اسم و صفتی از صفات الهی پناه بردیم تا در بهترین حالت در پناهگاه امن قرار گیریم و از شرور خود را در امان نگه داریم.

مهم ترین خطرها و شروری که انسان با آن مواجه است عبارت است از:

۱. غضب الهی: شاید بدترین شرّی که دامنگیر بشر شود، غضب الهی است که موجب اضلال کیفری و عقاب دنیوی و اخروی می شود. اصولا انسان در شرایط دنیا به گونه ای است که بسیار محتمل است که غضب خداوند را بر انگیزد و شرّ آن دامنگیر او شود. انسان به دلیل آن که گرفتار وسوسه و تسویل گری نفسانی است و قوای غضب و شهوت زیاده خواهی داشته و اسراف و ظلم و تعدی دارد، موجبات خشم الهی را فراهم می آورد. البته در این میان دشمنان سوگند خورده ای ابلیس و اولیای او هستند که با تزیین گری و وسوسه گری بر آن هستند تا انسان از دایره رحمت به دایره غضب الهی در آید. این گونه است که خطاها و اشتباهات درونی و خواسته های نفسانی از یک سو، و وسوسه و تزیین گری ابلیس و شیاطین جنی و انسی از سوی دیگر، انسان را به گناه می کشاند و خشم و غضب الهی را موجب می شود. در این شرایط بهترین چیز آن است که انسان با استغفار و استعاذه خودش را از غضب الهی در امان نگه دارد. در روایت است که انسان باید هماره بگوید: «انّی اَعُوذُ بِکَ مِنْکَ؛ خدایا از خودت به خودت پناه می برم.» یعنی از غضب تو به رحمت و غفرانت پناه می برم؛ زیرا از نظر قرآن هیچ پناهگاهی امن تر از خود خدا نیست و اصولا هیچ چیزی نمی تواند پناهگاه برای انسان باشد؛ از همین روست که می فرماید: قُلْ إِنِّی لَنْ یُجِیرَنِی مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا ؛ بگو: هرگز کسى مرا در برابر خدا، پناه نمى‏ دهد، و هرگز پناهگاهى غیر از او نمى‏ یابم.(جن، آیه ۲۲) پس هر گاه خطا و اشتباه و گناهی مرتکب شده و یا احتمال آن را دادیم، به سرعت به پناهگاه دامن امن الهی پناه بریم و با توبه و استغفار و استعاذه خود را در امنیت از غضب او قرار دهیم: أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ آن که پناهى از خدا جز به سوى او نیست؛ پس خدا به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند. بى تردید خدا همان توبه‏ پذیر مهربان است. (توبه، آیه ۱۱۸) پس خدا از هر مادری مهربان تر است، و هر گاه خطا و گناهی کردیم از خشم و غضبش به دامن مهر و رحمت و مغفرتش پناه بریم تا این گونه در امان باشیم. پس پناهجویی به غیر هم چون جنیان نه تنها مانع غضب الهی نیست و خطر را دفع نمی کند، بلکه غضب الهی را بیش تر کرده و خطر را برای خود نزدیک تر و شدیدتر می کنیم. پس تنها پناهگاه حتی از خشم و غضب خودش، همان خدای تبارک و تعالی است و رحمت او بر غضب وی پیشی گرفته است. پس باید بدانیم که : وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا؛ و جز او هرگز پناهى نخواهى یافت.(کهف، آیه ۲۷)

۲. شرور نفسانی: از امور دیگری که انسان باید به خدا پناه برد، شرور نفسانی است که بارها به آن توجه داده شده است؛ زیرا دشمن ترین دشمنان انسان خود نفس انسانی و زیاده خواهی و اسراف دو قوه غضب و شهوت است که حاضر نیست تا تحت مدیریت عدالت محور عقل و قلب قرار گیرد. پیامبر(ص) می فرماید: اَعدى‌ عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتى بَینَ جَنبَیک؛ دشمن ترین دشمنان نفس خودت است که در میان توست.( ورام بن أبی فراس‏، مجموعه ورام، انتشارات مکتبه فقیه، ج۱، ص۵۹.) از همین روست که در تعقیبات نماز آمده است: اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لاَ تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لاَ یَخْشَعُ‏؛ که خاشع نباشد وَ مِنْ عِلْمٍ لاَ یَنْفَعُ وَ مِنْ صَلاَهٍ لاَ تُرْفَعُ وَ مِنْ دُعَاءٍ لاَ یُسْمَعُ‏ خدایا پناه به تو مى ‏برم از نفسى که از دنیا سیرى ندارد و از قلبى و از علمى که نفع نبخشد و از نمازى که بالا نرود و از دعایى که به اجابت نرسد.(مفاتیح الجنان؛ تعقیبات نماز عصر منقول از مصباح المتهجد) با آن که حقیقت نفس انسانی ، نفس معتدل و مستوی است و بهره مند از الهامات فجوری و تقوایی و بر اساس فطرت الهی، حق و باطل را می شناسد و گرایش به حق و گریزش از باطل دارد، با این همه تحت فشار خواسته های نفسانی یعنی قوای غضب وشهوت، زیاده خواهی کرده و در مسیر باطل قرار می گیرد و اندک اندک زنگار گرفته و سپس دفن و دسیسه می شود، به طوری که خود نفس وسوسه گر می شود: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ ؛ و ما انسان را آفریده‏ ایم و مى‏ دانیم که نفس او چه وسوسه‏ اى به او مى ‏کند و ما از شاهرگ او به او نزدیکتریم (ق، آیه ۱۶)؛ و در این مسیر اشتباه و خطا به جایی می رسد که خودش نیز تسویل گر می شود: وَکَذَلِکَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی؛ و نفس من برایم چنین فریبکارى کرد و آراست.(طه، آیه ۹۶) و نیز می فرماید: قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرًا ؛ بلکه نفس شما امرى نادرست را براى شما آراسته است(یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳ ) این تسویل گری به جایی می رسد که دیگر انسان گوش به سرزنش های نفس لوامه(قیامت، آیه ۲) که از عقل و قلب و نفس ملهمه دستور می گیرد، نمی کند تا جایی که گرفتار نفس اماره به بدی می شود: وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ و من نفس خود را تبرئه نمى ‏کنم؛ چرا که نفس قطعا به بدى امر مى ‏کند، مگر کسى را که خدا رحم کند؛ زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است.(یوسف، ۵۳)

۳. شرور شیطان: از امور دیگری که انسان باید از آن به خدا پناه برد، شرور شیاطین از جن و انس است که تحت فرمان شیطان بزرگ، ابلیس هستند. شیاطن جنی و انسی که تحت ولایت ابلیس هستند، هماره در اطراف ما می گردند و طوائف می کنند تا راه نفوذی بیابند. خداوند می فرماید: وَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ ؛ و اگر از شیطان وسوسه‏ اى به تو رسد به خدا پناه بر زیرا که او شنواى داناست؛ در حقیقت کسانى که از خدا پروا دارند، چون وسوسه‏ اى از جانب شیطان بدیشان رسد، خدا را به یاد آورند و بناگاه بینا و بصیر نسبت به آنان شوند و خود را حفظ کنند.(اعراف، آیات ۲۰۰ و ۲۰۱) بنابراین، انسان باید هماره مواظب و مراقب این شیاطین جنی باشد و به خدا پناه برد؛ زیرا آنان وسواس خناس هستند: مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ؛ از شر وسوسه‏ گر نهانى؛ آن کس که در سینه‏ هاى مردم وسوسه مى ‏کند چه از جن و چه از انس.(ناس، آیات ۴ تا ۶) پیامبر(ص) به مردم هشدار می دهد که هماره باید مواظب و مراقب شیاطین باشند؛ آن حضرت (ص) می فرماید: مَا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ لَهُ شَیْطَانٌ قَالُوا وَ لَا أَنْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ لَا أَنَا إِلَّا أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَانَنِی عَلَیْهِ فَأَسْلَمَ فَلَمْ یَأْمُرْنِی إِلَّا بِخَیْرٍ؛ هیچیک از شما نیست، مگر این که برای او شیطانی است. به آن حضرت(ص) گفتند: برای شما هم یا رسول الله(ص) شیطانی است؟ حضرت(ص) فرمود: و من هم شیطانی دارم؛ جز آن که خداوند مرا کمک کرده است تا بر او مسلط شوم. پس آن شیطان من تسلیم من شده است و اینک او مرا جز به خیر و خوبی امر نمی کند.( مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ بیروت، ج۶۷، ص۴۰.)

۴. شرور مخلوقات: از نظر قرآن، آفریده های الهی به دو دسته اصلی: امر و خلق دسته بندی می شود: أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ.(اعراف، آیه ۵۴) آفریده های امری هرگز شری ندارد، اما آفریده های خلقی به سبب ظرفیت ها و استعدادهای متفاوت آن، دارای شروری هستند. البته باید توجه داشت که خداوند از چهار حالت: خیر مطلق، شرّ مطلق، خیر اکثری و شرّ اکثری؛ تنها خیر مطلق و خیر اکثری را خلق کرده است و هرگز شر مطلق و شر اکثر را نمی آفریند؛ بنابراین، باید توجه داشت که در هر مخلوقی شرّی است که باید از آن به خدا پناه برد. خداوند می فرماید: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ؛ بگو پناه مى برم به پروردگار شکافننده تاریکی و ایجاد کننده سپیده دم. از شر مخلوقات و آنچه آفریده است.(فلق، آیات ۱ و ۲) شرور آفریده ها و مخلوقاتی که باید حتما به آن ها از خدا پناه برد، بسیار هستند که برخی از آن ها در ادامه بیان می شود.

۵. ظلمت و تاریکی فراگیر: خداوند می فرماید: وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ؛ و پناه می برم از شر تاریکى چون فراگیرد (فلق، آیه ۳)؛ ۶. دمندگان افسونگر در گره ها: خداوند می فرماید: وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ؛ و پناه می برم از شر دمندگان افسون در گره ‏ها. (فلق، آیه۴)؛

۷. حسادت فعلی : حسادت فعلی غیر از حسادت قلبی است؛ یعنی حسادتی که به شکل عمل خودنمایی کند؛ چنان که حسادت قابیل(مائده، آیات ۲۷ تا ۳۰) و حسادت برادران یوسف(ع) این گونه بود.(یوسف، آیات ۸ تا ۱۸) خداوند می فرماید: وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ؛ و پناه می برم از شر هر حسود از جن و انس آنگاه که حسد ورزد. (فلق، آیه ۵)

۸. وسوسه گران نهانی در سینه ها: این وسوسه گران همان شیاطین جنی و انسی هستند که انسان را برده خود کرده و با نفوذ معنوی بر ذهن و قلب ایشان ، تصویری نادرست ارایه می دهند؛ چنان که حضرت آدم(ع) را به جاودانگی فریب دادند. خداوند می فرماید: مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ؛ پناه می برم.. از شر وسوسه‏ گر نهانى ؛ آن کس که در سینه‏ هاى مردم وسوسه مى ‏کند؛ چه از جن و چه از انس.(ناس، آیات ۴ تا ۶)

۹. نسبت های ناروا: هم چنین انسان باید از نسبت های ناروای دیگران به خدا پناه برد: عذت بربّى وربّکم أن ترجمون؛ از سنگسار و بستن نسبت های ناروا به پروردگار خودم و خودتان پناه می برم.(دخان، آیه ۲۰)

۱۰. دوری از رفتار جاهلانه و بی خردانه: انسان ممکن است رفتارهایی را بر اساس جهل و نادانی و جهل سفاهتی انجام دهد؛ پس برای رهایی از این شرور باید به خدا پناه برد. خداوند می فرماید: قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ قَالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ الْخَاسِرِینَ ؛ فرمود: اى نوح! او در حقیقت از کسان تو نیست او عملی ناصالح است؛ پس چیزى را که بدان علم ندارى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏ دهم که مبادا از نادانان باشى! گفت: پروردگارا من به تو پناه مى برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم و اگر مرا نیامرزى و به من رحم نکنى از زیانکاران باشم.(هود، آیات ۴۶ و ۴۷) پس باید مواظب بود تا سخن و رفتاری نداشته باشیم که خاستگاه آن جهالت باشد. از این روست که حضرت موسی(ع) به خدا پناه برده و می فرماید: قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ؛ موسی گفت: به خدا پناه می برم از این که از جاهلان باشم.(بقره، آیه ۶۷)

۱۱. ستمگری: انسان باید مواظب باشد که مظلوم واقع نشود؛ هم چنین ظالم نباشد و ستمگری نکند. خداوند می فرماید که لازم است انسان براى دور ماندن از ستم به خدا، پناه برد: قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ؛ گفت: پناه به خدا که جز آن کس را که کالاى خود را نزد وى یافته‏ ایم بازداشت کنیم زیرا در آن صورت قطعا ستمکار خواهیم بود. (یوسف، آیه ۷۹)

۱۲. ارتکاب فحشاء و زنا و انحراف جنسی: از مهم ترین مشکلات بشر شهوت به ویژه شهوت جنسی است که باید خیلی مواظب باشد که فریب نخورد و بهتر از آن این که خود را هماره در پناه خدا قرار دهد تا هماره زنگ خطر به صدا در آید و انسان از فجور در ماند و دور شود: وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ؛ و آن بانو که وى در خانه‏ اش بود و مراوده و آمد و شد داشت، خواست از او کام گیرد و درها را پیاپى چفت کرد و گفت: بیا که از آن توام ! یوسف گفت: پناه بر خدا! به راستی که پروردگارم به من جاى نیکو داده است. قطعا ستمکاران رستگار نمى ‏شوند. (یوسف، آیه۲۳) پس برای رهایی از انحراف جنسی وحفظ عفت و حیا باید به خدا پناه برد.(یوسف، آیات ۲۳ و ۲۴؛ مریم، آیه ۱۸)

۱۳. هنگام احساس خطر: هنگام احساس خطر به ویژه خطر جنسی باید تنها به خدا پناه برد. پس هنگام حضور مرد و زنی نامحرم در خلواتگاه تنها خدا است که بهترین پناهگاه است: قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا ؛ مریم گفت: اگر پرهیزگارى من از تو به خداى رحمان پناه مى برم. (مریم، آیه ۱۸)

۱۴. متکبّر منکر قیامت: چنین افرادی به هیچ آیین و قانونی پای بند نیستند؛ زیرا وقتی قدرت و ثروت داشته باشند و از مواخذه قانون نترسند، هیچ چیزی جلو دار آنان نیست؛ زیرا ترس از قیامت و حساب و کتاب آن جا است که بازدارنده انسان از اعمال ظالمانه و ستمگرانه است؛ وقتی این امر وجود نداشته باشد و شخص متکبر و مستکبر و فراقانون شد، دیگر بسیار خطرناک است. از این رو، تنها باید به خدا پناه برد: وَقَالَ مُوسَى إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَرَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لَا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسَابِ ؛ و موسى گفت: من از هر متکبرى که به روز حساب عقیده ندارد به پروردگار خود و پروردگار شما پناه برده‏ ام. (غافر، آیه ۲۷)

۱۵. متکبّران لجوج: هم چنین متکبری که قدرت و ثروت دارد و اهل حق نیست و به لجاجت و مجادله بی منطق می پردازد نمی توان جز با پناهجویی به خدا کاری کرد: إِنَّ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِی صُدُورِهِمْ إِلَّا کِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِیهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ ؛ در حقیقت آنان که در باره نشانه‏ هاى خدا بى‏آنکه حجتى برایشان آمده باشد به مجادله برمى ‏خیزند در دلهایشان جز بزرگنمایى نیست و آنان به آن بزرگى که آرزویش را دارند نخواهند رسید. پس به خدا پناه جوى زیرا او خود شنواى بیناست. (غافر، آیه ۵۶)

زمینه های پناهجویی انسانی

بر اساس اعتقادش استعاذه می کند؛ بنابراین، کسی که اعتقاد به قدرت برتر جن و شیاطین داشته باشد به آنها پناه می برد و حتی گاه شده کسی به این ها پناه می برد تا از شر همان ها در امان باشد. در حالی که از نظر قرآن، نمی توان برای رهایی از شر شیاطین به خود ایشان پناه برد یا از شر دیگران به آنان پناه جست؛ البته خداوند پناهجویی از غضب الهی به رحمت الهی بحث دیگری است؛ زیرا خدا آفریدگار و مالک و پروردگار بشر است و هرگز شرّ ابتدایی برای او نمی خواهد بلکه اگر شرّ به انسان از جانب خدا می رسد ، به سبب اعمال خود انسان و بازتابی از گناه خود اوست. خداوند می فرماید: مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ؛ هر چه از خوبیها به تو مى ‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى ‏رسد از خود توست.(نساء، آیه ۷۹)

البته از نظر قرآن، هیچ چیزی در دنیا بیرون از مشیت یا اراده الهی اتفاق نمی افتد و این گونه نیست که کسی از حکومت الهی بیرون باشد و حتی اگر ابلیس و شیاطین شروری را به انسان می رسانند، در چارچوب قوانین و سنت های کلی الهی و مشیت خداوندی است که در قالب اذن تکوینی انجام می گیرد. از همین روست که خداوند در آیه ۷۸ سوره نساء می فرماید: وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَهٌ یَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِکَ قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا یَکَادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثًا؛ و اگر پیشامد خوبى به آنان برسد، مى‏ گویند: این از جانب خداست؛ و چون صدمه‏ اى به ایشان برسد، مى‏ گویند: این از طرف توست. بگو: همه از جانب خداست. آخر این قوم را چه شده است که نمى‏ خواهند سخنى را درست دریابند و در آن تفقه و ژرف بنگرند.

در این آیات بیان شده که خاستگاه هر چیزی از خیر و شر خداوند است؛ هر چند که بدی را خود انسان به سبب اعمالش برای خودش رقم می زند و غضب الهی را موجب می شود. پس میان«من الله» و «عندالله» فرق است. پس سبب نزدیک بدی ها خود انسان است؛ هر چند که در راستای توحید فعل هر چیزی به خدا نسبت داده می شود حتی شرور؛ ولی خاستگاه این شرور کیفری خود انسان است.

به هر حال، اموری است که موجب می شود تا انسان به خدا پناه برد. این امور زمینه ها و بسترهای اعتقادی و عملی انسان است که نقش بسیار تعیین کننده دارد.

از جمله مهم ترین آن ها عبارتند از:

۱. تقوا: تقوای الهی در نفس انسانی در قالب عمل به احکام پنج گانه شرعی، زمینه تذکّر و استعاذه انسان به خدا شده و انسان را در محدوده ای قرار می دهد که آگاهانه به تقابل با شیطان می پردازد. از نظر قرآن، کسی که اهل تقوا باشد، دور خویش یک دیواری از انوار می کشد که اگر دشمن کوچک ترین تماسی با وی برقرار کند، علائم اخطار ارسال می شود و انسان نسبت به موقعیت دشمن آگاه شده و واکنش نشان می دهد و با بصیرت عمل می کند؛ چنان که پیش از این نیز این مطلب گفته شد: وإمّا ینزغنّک من الشّیطـان نزغ فاستعذ باللّه إنّه سمیع علیم إنّ الّذین اتّقوا إذا مسّهم طـائف مّن الشّیطان تذکّروا فإذا هم مبصرون.(اعراف‌، آیات‌۲۰۰‌و‌۲۰۱)

۲. توجّه به علم خدا: توجّه به علم گسترده خدا، عامل پناه بردن به او در برابر وسوسه‌هاى شیطان می شود.(همان؛ غافر، آیه ۵۶؛ فصلت، آیه ۳۶)

۳. توجّه به احسان خدا: توجّه به احسان خداوند، زمینه‌ساز پناه بردن به او از گناه و لغزش می شود.(یوسف، آیه ۲۳)

۴. توکّل به خدا: توجّه به تسلّط نداشتن شیطان بر مؤمنان متوکّل، زمینه استعاذه به خدا می شود.( نحل، آیات ۹۸ و ۹۹)

۵. سختى: سختى‌ها و تنگناهاى روحى و اجتماعى، مایه علم و یقین به پناهگاه بودن خدا و پناه بردن به او می شود.(توبه، آیه ۱۱۸)

ذکر استعاذه به خدا

انسان باید استعاذه عملی داشته باشد، ولی از مقدمات آن همین ذکر و گفتن زبانی است که کم کم به قلب راه می یابد و ذکر قلبی می شود. البته ذکر زبانی آثار وتاثیراتی دارد که نباید از آن غافل شود. از این روست که هم قول زبانی و هم قول اعتقادی بسیار مهم دانسته شده و خداوند بارها با تعبیر «قل» بر آن است تا هر دو نوع از قول یعنی زبانی و اعتقادی و عملی در دستور کار مردم قرار گیرد. پس گفتن «استعیذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم»، ذکر استعاذه به خداوند است که تاثیر دارد و خداوند می فرماید:فإذا قرأت القرءان فاستعذ باللّه من الشّیطـن الرّجیم.(نحل‌، آیه ‌۹۸)

امام صادق(علیه السلام) در پاسخ به پرسش «سماعه» درباره آیه مزبور فرموده است که این گونه عمل شود. (تفسیر عیّاشى؛ نورالثقلین، ذیل‌آیه)

هم چنین خداوند خود به تعلیم این رویه پرداخته است. در آیات قرآنی چگونگى استعاذه از سوى خداوند به پیامبر(صلى الله علیه وآله) تعلیم داده شده است: و قل رّبّ أعوذ بک من همزت الشّیـطین و أعوذ بک ربّ أن یحضرون.(مؤمنون، آیات ‌۹۷‌و‌۹۸) هم چنین فرموده است: قل أعوذ بربّ الفلق.(فلق‌، آیه ۱) و فرموده است: قل أعوذ بربّ النّاس.(ناس‌، آیه ‌۱)

به نظر می رسد که برای رهایی از شرور مخلوقات از نظام تکوین گرفته تا جادوگران و ساحران که با گره زدن ، گره در کار مردم می افکنند تا شر فعلی حسودان باید به رب و پروردگار فلق پناه برد؛ زیرا این گونه خداوند پرده ظلمت این ها را می درد و انسان را از تاریکی این شرور در امان نگه می دارد و در روشنایی قرار می دهد.(فلق، آیات ۱ تا ۵)

اما در باره وسوسه های شیاطین جنی و انسی بهترین کار پناه بردن به رب الناس و ملک الناس و اله الناس است؛ زیرا خداوند در این مظهر و مقام انسان را پرورش داده تا حکومت و مالکیت خود قرار داده و به عنوان معبود مردمان پناهگاه مردم می شود.

نکته دیگر آن که اگر به خدا و الله پناه می بریم بهتر آن است که در مقام پروردگاری و ربوبیت به او متوسل شویم تا هم چنان تحت ربوبیت و پرورش او قرار داشته باشیم و شرور دیگران تاثیر منفی در پرورش ما نگذارد.