از چه چیزهایی استغفار کنیم؟ 2

توفیق

استغفار و توبه از اسرار الهی است که در اختیار انسان قرار گرفته است؛ زیرا همین دو امر موجب شده تا امید به نومیدان بازگردد و جلال الهی در وجه جمالی و اکرامی تجلی کند تا جایی که حتی دوزخیان بلکه ابلیس نیز با توجه به ظهور وجه غفاریت الهی امیدوار شود تا از دوزخ نجات یابد.

البته همگان از چرایی استغفار و توبه به دلیل اهمیت و ارزشی که در دفع بلایا و مصیبت ها، یا رفع آنها یا حتی جلب  محبت و رحمت الهی دارد، آگاهی و علم دارند؛ زیرا همگان می دانند که با این دو عمل به ظاهر ساده استغفار و توبه می توانند نه تنها بدی ها و زشتی ها را از زندگی خویش بزدایند، بلکه می توانند زشتی ها و بدی ها را با حسنات و نیکی ها جایگزین سازند.

اما بسیاری از مردم نمی دانند ازچه چیزهایی می بایست استغفارکرد؟ زیرا انسان اعمال بلکه حالاتی دارد که بسیاری از آنها می تواند گناه و خطا و زشت و بد باشد، هر چند که شخص به سبب ضعف ادراکی و علم و دانش خویش، چنین نمی بیند و چنین نمی یابد، در حالی که گفته اند: «حسنات الابرار سیئات عند المقربین؛ نیکی های نیکوکاران در نزد مقربین در حکم زشتی ها است.» بنابراین، شناخت این سطوح و نیز چیزهایی که می بایست از آن ها استغفار و توبه کرد، دارای تنوع و اقسام بسیاری است که نویسنده با مراجعه به آموزه های اسلامی به ویژه استغفار هفتاد بندی امیرمومنان امام علی(ع) بر آن است تااین موارد و مصادیق  را تبیین کند. بخش نخست آن پیش از این منتشر شده است. اینک با هم بخش دوم و پایانی این مطلب را از نظر می گذرانیم که شامل بندی ها ۳۱ تا ۷۰ این استغفار هفتاد بندی می شود:

۳۱. کوتاهی در تکالیف و وظایف: بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، ظلم به هر شکلی گناه است؛ خواه ظلم به خود یا خدا یا دیگران باشد؛ هم چنین خواه در ترک واجب یا عمل به حرام باشد؛ و خواه به مال یا ناموس یا جان خود یا دیگری باشد. از نظر قرآن، هم چنین کم کذاری و کوتاهی در انجام مسئولیت ها و تکالیف همانند کم گذاری در مال و معامله حرام و گناه است که انسان می بایست از آن اجتناب کند و آن را به جانبی دیگر بیاندازد وبه آن سمت و سو نرود؛ چنان که خدا می فرماید: وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ ؛ در چیزهای مردم هیچ کم نگذارید و کوتاهی نکنید.(اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیه ۸۵؛ شعراء، آیه ۱۸۳) بر همین اساس، امیرمومنان(ع) مصادیقی از این نوع رفتار بیان می کند و توبه و استغفار از آن ها را از خدا مسئلت می کند و می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خُنْتُ فِیهِ أَمَانَتِی أَوْ بَخَسْتُ فِیهِ بِفِعْلِهِ نَفْسِی أَوْ أَخْطَأْتُ بِهِ عَلَى بَدَنِی أَوْ آثَرْتُ فِیهِ شَهَوَاتِی أَوْ قَدَّمْتُ فِیهِ لَذَّاتِی أَوْ سَعَیْتُ فِیهِ لِغَیْرِی أَوِ اسْتَغْوَیْتُ إِلَیْهِ مَنْ تَابَعَنِی أَوْ کَاثَرْتُ فِیهِ مَنْ مَنَعَنِی أَوْ قَهَرْتُ عَلَیْهِ مَنْ غَالَبَنِی أَوْ غَلَبْتُ عَلَیْهِ بِحِیلَتِی أَوِ اسْتَزَلَّنِی إِلَیْهِ مَیْلِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به امانت خویش در آن خیانت کردم، یا با انجام دادن آن از ارزش نفس خود کاستم، یا با آن بر بدنم صدمه وارد کردم، یا شهواتم را بر آن برگزیدم، یا لذت هایم را در آن مقدم داشتم، یا برای دیگری در آن تلاش نمودم، یا آن کس را که از من پیروی می نمود اغوا نمودم و به سوی آن کشاندم، یا علیه کسی که مرا از آن منع میکرد لشکر کشی کردم تا بر او چیره شوم، یا با قهر بر کسی که می خواست بر من غلبه کند یا با حیله و نیرنگ بر او دست یافتم، یا میلم مرا به سوی آن لغزانید، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۳۲. حیله گری و وارونه سازی: گاه انسان حقیقتی را وارونه جلوه می دهد، یا با فریبکاری و حیله گری می خواهد خدا و خلق را دور بزند و گمان می کند که مکر او کارساز است؛ بلکه گاه حتی با امکانات الهی علیه اهداف الهی عمل می کند، چنان که بلعم باعورا از علم الهی علیه موسی(ع) به کار گرفت(اعراف، آیه ۱۷۵ و ۱۷۶) یا سامری با بصیرت و علم شهودی الهی مردم را به گوساله پرستی سوق داد.(طه، آیات ۹۵ و ۹۶) در حقیقت انسانی که بخواهد مکر کند تا خلق و خالق را دور بزند، می بایست بداند گرفتار مکرالهی می شود و نمی تواند از آن رهایی یابد؛ زیرا خدا خیر الماکرین است(آل عمران، آیه ۵۴؛ انفال، آیه ۳۰) به هرحال، از جمله چیزهایی که انسان می بایست از آن استغفار کند همین رفتارهای غلط و نادرست است؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَعَنْتُ عَلَیْهِ بِحِیلَهٍ تُدْنِی مِنْ غَضَبِکَ أَوِ اسْتَظْهَرْتُ بِنَیْلِهِ عَلَى أَهْلِ طَاعَتِکَ أَوِ اسْتَمَلْتُ بِهِ أَحَداً إِلَى مَعْصِیَتِکَ أَوْ رَائَیْتُ فِیهِ عِبَادَکَ أَوْ لَبَسْتُ عَلَیْهِمْ بِفِعَالِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به کمک نقشه ای که مرا به غضب تو نزدیک می کرد به آن دست یافتم، یا با آن بر اهل طاعتت غلبه کردم، یا کسی را با آن به معصیت تو مایل نمودم، یا با آن خود را نزد بندگانت خوب نشان دادم، یا با کردارم خود را نزد آنها وارونه جلوه دادم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۳۳.. صفات پست و رذایل اخلاقی: انسان ها در بسیاری از موارد به سبب کسب رذایل اخلاقی در دام شیطان می افتند و گناه می کنند، از همین رو، انسان عاقل می بایست خود را از شرور رذایل اخلاقی حفظ و صیانت کند و بدان آلوده نگردد که هرکدام از آنها موجب گناهی و سقوط در دوزخی می شود. انسان ها همان طوری که دارای صفات پسندیده می شوند هم چنین دارای رذایل اخلاقی می شوند که البته برخی از آن ها مانند عجول بودن جزو خلقت انسانی است(اسراء، آیه ۱۱) که انسان می بایست با عقل و حلم و صبرآن را بازسازی و اصلاح کند. بسیاری از گناهان دارای سرچشمه صفات پست هستند؛ زیرا این شاکله و شخصیت انسان است که اعمال از آن صادر می شود.(اسراء، آیه ۸۴) صفاتی چون مختال و فخور بودن موجب می شود تا انسان گرفتار بخل شود یا گرفتار هیجان های افراطی چون فرح و حزن شدید شود.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) بنابراین، انسان می بایست هماره هوشیار باشد تا گرفتار این صفات نشود و بر اساس آن گناهی را مرتکب نشود و اگر شد از گناه توبه و استغفار کند؛ امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ کَتَبْتَهُ عَلَیَّ بِسَبَبِ عُجْبٍ کَانَ مِنِّی بِنَفْسِی أَوْ رِیَاءٍ أَوْ سُمْعَهٍ أَوْ خُیَلَاءَ أَوْ فَرَحٍ أَوْ حِقْدٍ أَوْ مَرَحٍ أَوْ أَشَرٍ أَوْ بَطَرٍ أَوْ حَمِیَّهٍ أَوْ عَصَبِیَّهٍ أَوْ رِضاً أَوْ سَخَطٍ أَوْ شُحٍّ أَوْ سَخَاءٍ أَوْ ظُلْمٍ أَوْ خِیَانَهٍ أَوْ سَرِقَهٍ أَوْ کَذِبٍ أَوْ نَمِیمَهٍ أَوْ لَعِبٍ أَوْ نَوْعٍ مِمَّا یُکْتَسَبُ بِمِثْلِهِ الذُّنُوبُ وَ یَکُونُ فِی اجْتِرَاحِهِ الْعَطَبُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که بر من نوشته ای به جهت خود پسندی ای که در من به وجود آمده، یا خود نمایی، یا خودستایی(با رساندن عمل خود به گوش دیگران)، یا تکبّر، یا شادمانی، یا کینه، یا خوشی، یا بخشندگی، یا بخل، یا ظلم، یا خیانت، یا دزدی، یا دروغ، یا سخن چینی، یا لهو و لعب، یا هرنوع کاری که با آن مرتکب گناه می شوند و هر که آن را انجام دهد خود را به هلاکت اندازد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۳۴. سوء استفاده از قدرت الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همه چیز بر اساس مقدراتی است که تقدیر شده است (فرقان، آیه ۲) ؛ زیرا هر کسی از انوار اسماء الله چیزی را که حکمت و مشیت اقتضا می کند، دارد که بدان واسطه مسئولیت یافته است.(همان؛ نور، آیه ۳۵) از آن جایی که خدا می داند که هر انسانی با آن که دارای اراده و حق انتخاب آزاد در چارچوب مشیت الهی است(تکویر، آیه ۲۹) که مومن یا کافر و شاکر یا ناسپاس باشد(انسان، آیه ۳)، ولی خدا می داند که او در شرایطی مشابه چه می کند؛ زیرا علم الهی به مجهول بلکه ممتنع نیز تعلق می گیرد؛ از همین روست که خدا می داند اگر انسان گناهکار به دنیا بازگردد همان کار نادرست پیشین را تکرار می کند: وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ.(انعام، آیه ۲۸) بنابراین، خدا عالم به این مطلب است که فلان کس با گرایش هایی که دارد از قدرت الهی در اختیار برای گناه استفاده می کند؛ اما با به اواین امکان را می دهد تا عمل کند؛ زیرا اینگونه حجت برشخص تمام می شود؛ و خدا نیز قصاص قبل از جنایت نمی کند؛ زیرا شخص دیگر نمی تواند بگوید، تو می دانستی و می توانستی جلوی مرا بگیری؛ زیرا خدا نمی خواهد به جبر کسی را به سوی چیزی از جمله ایمان وکفر هدایت کند؛ بلکه می خواهد تا به اراده و انتخاب خود ایمان و کفر را برگزیند؛ برهمین اساس است که اجازه می دهد انسان هر کاری که می تواند انجام دهد، هر چند که می داند که انتخاب غلط و باطلی خواهد داشت؛ این گونه اتمام حجت می شود و دیگر بهانه ای نیز باقی نمی ماند؛ به سخن دیگر، اجازه می دهد علم لدنی و ذاتی به علم فعلی درآید و معلوم بالفعل گردد؛ چنان که در داستان تغییر قبله همین فتنه و ابتلاء انجام می شود: وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِنْ کَانَتْ لَکَبِیرَهً إِلَّا عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ ؛ و قبله‏ اى را که [چندى] بر آن بودى مقرر نکردیم جز براى آنکه کسى را که از پیامبر پیروى مى ‏کند از آن کس که از عقیده خود برمى‏ گردد بازشناسیم هر چند این کار جز بر کسانى که خدا هدایتشان کرده سخت گران بود.(بقره، آیه ۴۳) و نیز می فرماید: وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْکُمْ مُکَذِّبِینَ ؛ و این که ما بدانیم کدامین شما تکذیب کنندگان هستید(الحاقه، آیه ۴۹) و نیز می فرماید: وَمَا کَانَ لَهُ عَلَیْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ یُؤْمِنُ بِالْآخِرَهِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِی شَکٍّ وَرَبُّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَفِیظٌ ؛ و شیطان را بر آنان تسلطى نبود جز آنکه کسى را که به آخرت ایمان دارد از کسى که در باره آن در تردید است باز شناسیم؛ و پروردگار تو بر هر چیزى نگاهبان است.(سباء، آیه ۲۱) پس همه اینها برای اتمام حجت و تمییز مومن از کافر است یا پاک از ناپاک و مانند آنها است(انفال، آیه ۳۸) از نظر قرآن، گاهی انسان به سبب قدرتی که خدا به او داده با سوء استفاده از آن، گناه می کند درحالی که خدا به علم ازلی و ذاتی می دانست که چنین می کند، ولی او را مجبور نکرد تا به اراده خویش عمل کند؛ ولی انسان به سبب سوء انتخاب و اختیار خویش می بایست در دنیا و آخرت پاسخگو باشد؛ از نظر امام علی(ع) انسان می بایست از این دسته از گناهان نیز توبه و استغفار کند که با سوء استفاده از قدرت الهی این کار را کرد، در حالی که خدا می دانست ولی جلویش را نگرفت تا اراده او را از وی سلب نکند: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ سَبَقَ فِی عِلْمِکَ أَنِّی فَاعِلُهُ بِقُدْرَتِکَ الَّتِی قَدَرْتَ بِهَا عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در علم تو گذشته که من با کمک و استعانت از قدرت تو انجام داده ام، آن قدرتی که تو را بر همه چیز توانا کرده است؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۳۵. ولایت طاغوت و دشمنی با اولیای الهی: انسان می بایست هماره تولی و تبری داشته باشد؛ زیرا ایمان چیزی جز حب و بغض نیست ؛ چنان که خدا می فرماید: وَاعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُولَئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ ؛ و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست اگر در بسیارى از کارها از راى و میل شما پیروى کند قطعا دچار زحمت مى ‏شوید، لیکن خدا ایمان را براى شما دوست‏ داشتنى گردانید و آن را در دلهاى شما بیاراست و کفر و پلیدکارى و سرکشى را در نظرتان ناخوشایند ساخت آنان که چنین‏اند راشدین و ره‏یافتگانند.(حجرات، آیه ۷) از نظر قرآن، مومنان می بایست این ولایت الهی را به نمایش بگذارند و کفر به ولایت طاغوت را در علم وعمل داشته باشند.(بقره، آیه ۲۵۷) اما برخی از مسلمانان ومومنان هم چنان  ولایت طاغوت را در دل دارند و بدان گرایش می یابند و این گونه علیه ولایت الله می شوند.(ممتحنه، آیه ۱؛ نساء، آیات  ۸۹ و ۱۴۴؛ مائده، آیه ۵۱) از نظر قرآن هر گونه سوء استفاده از تفضلات الهی گناهی بزرگ و مصداق کفران نعمت است؛ در حالی انسان می بایست شکر نعمت را به عمل با استفاده درست از نعمت قدرت به جا آورد.(نمل، آیه ۴۰) از همین روست که امیرمومنان (ع) می فرماید از این گونه رفتار و اعمال نادرست می بایست توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ رَهِبْتُ بِهِ سِوَاکَ أَوْ عَادَیْتُ فِیهِ أَوْلِیَاءَکَ أَوْ وَالَیْتُ فِیهِ أَعْدَاءَکَ أَوْ خَذَلْتُ فِیهِ أَحِبَّاءَکَ أَوْ تَعَرَّضْتُ فِیهِ لِشَیْ‏ءٍ مِنْ غَضَبِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در آن از غیر تو ترسیدم، یا به وسیله ی آن با اولیایت دشمنی کردم یا با دشمنانت دوستی کردم، یا دوستانت را واگذاشتم، یا با آن خود را در معرض خشم و غضب در آوردم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۳۶. توبه شکنی: بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان تا زمانی که در حالت احتضار درنیامده می تواند توبه و استغفار کند؛ اما پس از آن دیگر در توبه بسته می شود(نساء، آیه ۱۸؛ یونس، آیات ۹۰ و۹۱) بنابراین، اگر انسان توبه کند و سپس آن را بشکند، دوباره می تواند توبه کند و از عمل بد خویش استغفار کند. در حقیقت با آنکه شخص با توبه خویش در پیشگاه الهی تعهد کرده که دیگر دنبال آن گناه نرود، ولی نقض عهد می کند و توبه می شکند، با این همه خدا به او می گوید: صد بار اگر توبه شکستی باز آی! (بقره، آیات ۳۷ و ۵۴ و ۱۲۸ و ۱۶۰ ؛ توبه ، آیات ۱۶ و ۶۴ و ۱۰۴ و ۱۱۸) به هرحال، اگر انسان توبه شکسته نمی بایست نومید و مایوس شود، بلکه در توبه تا هنگام احتضار باز است؛ پس باید به پیشگاه خدا رفت و گفت: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فِیهِ وَ نَقَضْتُ الْعَهْدَ فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَکَ جُرْأَهً مِنِّی عَلَیْکَ لِمَعْرِفَتِی بِکَرَمِکَ وَ عَفْوِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که از آن به سویت توبه کردم و مجدّداً به سوی آن برگشتم، و عهدی را که بین من و تو بود با گستاخی و جرأت نقض کردم، زیرا با کَرَم و عفو تو آشنا بودم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۳۷. گناه حجاب ساز: در قرآن آمده که روز قیامت خدا از برخی مردم در حجاب است و آنان خدا را نمی بینند؛ زیرا برخی از گناهان موجب حجاب می شوند تا جایی که گناهکار ناتوان از دیدن خدا شده و خدا نسبت به او در حجاب می رود: کَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ؛ زهى پندار که آنان در آن روز از پروردگارشان سخت محجوبند.(مطففین، آیه ۱۵) این گناهان چنان بزرگ وسنگین است که نه تنها انسان را به دوزخ می برد(همان، آیه ۱۶) بلکه خدا را نیز از آنان در حجاب می رود. انسان می بایست از این گونه گناهان استغفار و توبه کند؛ چنان که از گناهان دیگری نیز استغفار کند که موجب نزدیک شدن عذاب در همین دنیا می شود و به سخن دیگر، عذاب استیصال را موجب می شود که ریشه انسان را از زمین برمی کند و خشک می کند یا هم چنین می بایست از گناهانی توبه و استغفار کند که در رحمت را به سوی انسان می بندد. از نظر قرآن، خدا از بسیاری از گناهان عفو می کند؛ ولی برخی را عفو نمی کند ودر همین دنیا شخص را بدان عذاب می کند و انسان در همین دنیا به سبب آن گناهان دچار مصیبت می شود؛ خدا می فرماید: وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ ؛ و هر گونه مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و خدا از بسیارى درمى‏ گذرد.(شوری، آیه ۳۰) به هرحال، انسان برای رهایی از مصیبت ها و عذاب های دنیوی و اخروی می بایست از این دسته از گناهان نیز توبه کند ؛ چنان مولی الموحدین امیرمومنین (ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَدْنَانِی مِنْ عَذَابِکَ أَوْ نَأَى عَنْ ثَوَابِکَ أَوْ حَجَبَ عَنِّی رَحْمَتَکَ أَوْ کَدَرَ عَلَیَّ نِعْمَتَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا به عذابت نزدیک کرده، یا از پاداش نیکویت دور نموده، یا مانع رحمتت گشته، یا نعمتت را بر من مکدّر نموده است؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۳۸. محرومیت ساز: برخی از گناهان موجب می شود تا نعمتی به انسان نرسد و ازرحمتی محروم می شود؛ اما برخی از گناهان است که خیر را برمی دارد و نعمتی را به نقمت تبدیل می کند(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ نحل، آیات ۱۱۲ و۱۱۳؛ مائده، آیه ۹۶)؛ از نظرقرآن، هر دو دسته از گناهان مذموم و شایسته استغفار و توبه است. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ حَلَلْتُ بِهِ عَقْداً شَدَدْتُهُ أَوْ حَرَّمْتُ بِهِ نَفْسِی خَیْراً وَعَدْتَنِی بِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به واسطه ی آن پیمانی را که محکم کرده بودی شکستم، یا خود را از خیری که وعده داده بودی محروم کردم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۳۹. فقدان اخلاص و احساس کاذب امنیت: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، قبولی اعمال تنها برای متقین است.(مائده، آیه ۲۷) و هم چنین از نظر قرآن، هر عملی که ناخالصی داشته باشد، غیر قابل قبول است و خدا آن را نمی پذیرد و به شریکان می بخشد.(انعام، آیه ۱۳۶) بنابراین، اگر انسان بخواهد عملی مقبول باشد، سعی کند تا آن را خالصانه بدون هیچ گونه شرک و ریا و مانند آنها انجام دهد. هم چنین انسان می بایست مواظب مکرو کید الهی باشد و احساس امنیت نکند؛ زیرا خدا از همان جایی که شخص احساس امنیت می کند، او را به ابتلاء و فتنه می گیرد.(اعراف، آیه ۹۹؛ نحل، آیه ۴۵؛ یونس، آیه ۲۱) به هر حال، بسیاری از گناهان و خطاهای انسان به سبب همین نادیده گرفتن موارد پیش گفته است. پس لازم است تا از این امور توبه و استغفار کرد تا عذاب الهی دردنیا و آخرت دامن گیر نشود؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ارْتَکَبْتُهُ بِشُمُولِ عَافِیَتِکَ أَوْ تَمَکَّنْتُ مِنْهُ بِفَضْلِ نِعْمَتِکَ أَوْ قَوِیتُ عَلَیْهِ بِسَابِغِ رِزْقِکَ أَوْ خَیْرٍ أَرَدْتُ بِهِ وَجْهَکَ فَخَالَطَنِی فِیهِ وَ شَارَکَ فِعْلِى مَا لَا یَخْلُصُ لَکَ أَوْ وَجَبَ عَلَیَّ مَا أَرَدْتُ بِهِ سِوَاکَ فَکَثِیرٌ مَا یَکُونُ کَذَلِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به کمک عافیتت آن را مرتکب شدم، یا به نعمت فراوانت متمکّن به انجام آن شدم، یا به واسطه ی رزق واسعت بر آن قدرت پیدا کردم، یا خواستم کار خیری را برای رضای تو انجام دهم، ولی نیّت غیر تو در من وارد شد و کار مرا آلوده ساخت، یا گناهی که وبال آن به واسطه ی این که غیر تو را با آن خواستم دامنگیر من شد که بسیار از موارد همین گونه است، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۴۰. املاء و امهال: خدا بسیار حلیم و بردبار است و زود شخصی را عذاب نمی کند و به افراد مهلت می دهد و مراقب آنان است(دخان، آیه ۵۹)؛ بنابراین نمی بایست در دام امهال و املاء خدا افتادکه از مصادیق مکرالهی است: وَأُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ؛ و به آنان مهلت مى‏ دهم که کید و تدبیر من استوار است.(اعراف، آیه ۱۸۳) هم چنین رخصت الهی نمی بایست موجب تشویق به خلافکار وعصیان در شخص شود؛ زیرا وقتی به کسی رخصت داده می شود تا کاری کند، می بایست بداند که در پرتگاه حرکت می کند که با کوچکترین حرکت اشتباه سقوط می کند؛ زیرا این موارد هم چون موارد شبهه است که احتمال خطر و سقوط در آن بسیار است. ازهمین روست که امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: حلال بیّن و حرام بیّن و شبهات بین ذلک. فمن ترک الشبهات نجی من المحرمات و من اخذ بالشبهات ارتکب المحرمات و هلک من حیث لا یعلم؛ شبهات بین حلال روشن و حرام روشن قرار دارند. آن کس که شبهات را ترک کند، از محرمات رهائى یابد و کسى که به شبهات دست یازد به محرمات کشیده مى شود و نادانسته هلاک مى گردد.(وسایل الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۱۴) امیرمومنان (ع) استغفاراز این موارد را در دستور قرارمی دهد و می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ دَعَتْنِی الرُّخْصَهُ فَحَلَّلْتُهُ لِنَفْسِی وَ هُوَ فِیمَا عِنْدَکَ مُحَرَّمٌ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که رخصت در آن انگیزه ی من شد تا برای خود حلال دانستم، در حالی که نزد تو حرام بود، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۴۱.نهان ها از مردمان: خدا به عنوان ستار العیوب بسیاری از گناهان وعیب های انسان را می پوشاند. البته گاه همین امر موجب گستاخی انسان است؛ زیرا وقتی گناه از خلق پوشیده باشد، از خالق که پوشیده نیست؛ زیرا او عالم به سر و خفی و اخفی است.(فرقان، آیه ۶؛ طه، آیه ۷؛ تغابن، آیه ۴) به هر حال، انسان به سبب ستر الهی ممکن است گناهی را تکرار کند. از نظر امام علی(ع) انسان می بایست از این دسته از گناهان نیز استفغار کرده و توبه کند: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خَفِیَ عَنْ خَلْقِکَ وَ لَمْ یَعْزُبْ عَنْکَ فَاسْتَقَلْتُکَ مِنْهُ فَأَقَلْتَنِی ثُمَّ عُدْتُ فِیهِ فَسَتَرْتَهُ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که از مردم مخفی است، اما از تو پنهان نیست، پس از تو خواستم که بگذری و تو گذشتی. آنگاه بار دیگر آن را انجام دادم و آن را هم بر من پوشاندی، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۴۲. سوء استفاده از حلم و بردباری خدا: چنان که بارها گفته شد، بسیاری از مردم در دام وجه اکرامی خدا افتاده و از وجه جلالی خدا غافل می شوند؛ از قدیم گفته اند: خدا دیر گیر و بد گیراست؛ به این معنا که می بایست در دام املاء و امهال الهی نیافتاد که خود این برخاسته از مکر الهی است که نمی بایست از آن ایمن بود. انسان وقتی حلم خدا را می بیند، گمان می کند که اصلا کاری به کار انسان ندارد و هرکسی می تواند هر کاری بکند؛ در حالی که خدا از بسیاری از گناه چشم می پوشد و عفو می کند، و برخی را به حساب می آورد و مصیبت وار گرفتار می کند. هم چنین می گذارد تا انسان گام به گام در هر مسیری که انتخاب کرده تا پایان کار برود. بنابراین ، نمی بایست ایمن بود که عذاب الهی ناگهان فرود می آید و ریشه می کند؛ چون خدا هیچ عجله ای ندارد.(شعراء، آیات ۵۳ و ۲۰۱ تا ۲۰۴؛ اعراف، آیه ۹۵؛ زمر، آیه ۵۵) بنابراین، هر چند که خدا اکرم اکرمین است، ولی می بایست به همان وجه جلالی از خدا ترسید و از مکر خدا به خدا پناه برد و از گناهانی که در سایه اکرام انجام می شود، توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خَطَوْتُ إِلَیْهِ بِرِجْلِی أَوْ مَدَدْتُ إِلَیْهِ یَدِی أَوْ تَأَمَّلَهُ بَصَرِی أَوْ أَصْغَیْتُ إِلَیْهِ بِسَمْعِی أَوْ نَطَقَ بِهِ لِسَانِی أَوْ أَنْفَقْتُ فِیهِ مَا رَزَقْتَنِی ثُمَّ اسْتَرْزَقْتُکَ عَلَى عِصْیَانِی فَرَزَقْتَنِی ثُمَّ اسْتَعَنْتُ بِرِزْقِکَ عَلَى مَعْصِیَتِکَ فَسَتَرْتَ عَلَیَّ ثُمَّ سَأَلْتُکَ الزِّیَادَهَ فَلَمْ تُخَیِّبْنِی وَ جَاهَرْتُکَ فِیهِ فَلَمْ تَفْضَحْنِی فَلَا أَزَالُ مُصِرّاً عَلَى مَعْصِیَتِکَ وَ لَا تَزَالُ عَائِداً عَلَیَّ بِحِلْمِکَ وَ مَغْفِرَتِکَ یَا أَکْرَمَ الْأَکْرَمِینَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با پای خود به سوی آن گام برداشتم، یا دستم را به سوی آن دراز کردم، یا چشمم با دقت آن را نظاره کرد، یا گوشم را به سوی آن باز نمودم، یا زبانم به آن گویا شد، یا آنچه را به من عطا کردی در آن خرج کردم، سپس با وجود عصیان از تو روزی خواستم و تو به من دادی. آنگاه از رزق تو در راه معصیت کمک گرفتم و تو آن را پوشاندی، سپس از تو بیشتر خواستم باز ناامیدم نکردی و آشکارا آن را مرتکب شدم، رسوایم ننمودی و پیوسته بر معصیتت اصرار می ورزم، ولی همواره توبه ام را میپذیری و با حلم مغفرتت گذشت می کنی، ای کریمترین کریمان! پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۴۳. کوچک های بزرگ: گناه هر چند که به دو بخش گناهان کبیره و صغیره تقسیم شده است؛ زیرا گناهان کبیره گناهانی است که خدا در قرآن وعده عذاب دوزخ را داده، در حالی که برخی از گناهان یعنی صغیره این گونه نیست و خدا وعده عذاب دوزخ را نداده است؛ ولی انسان باید بداند که اولا اصرار بر صغیره خود کبیره است(آل عمران، آیه ۱۳۵)؛ ثانیا همین صغیره ها عذابهایی را به دنبال دارد که واقعا انسان توانایی رهایی و تحمل آن را ندارد؛ افزون بر این ها، این گناهان می تواند نعمترا به نقمت تبدیل کند و مشکلی بر مشکلات انسان بیافزاید. بنابراین ، می بایست از هر گناهی توبه و استغفار کرد و آن را خرد و کوچک نشمرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُوجِبُ عَلَیَّ صَغِیرُهُ أَلِیمَ عَذَابِکَ وَ یُحِلُّ بِی کَبِیرُهُ شَدِیدَ عِقَابِکَ وَ فِی إِتْیَانِهِ تَعْجِیلُ نَقِمَتِکَ وَ فِی الْإِصْرَارِ عَلَیْهِ زَوَالُ نِعْمَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِین؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که کوچک آن باعث عذاب دردناک و بزرگ آن عقوبت شدیدت را در پی دارد، و انجام دادن آن باعث تعجیل نقمتت میگردد، و اصرار بر آن زوال نعمتت را در پی دارد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!‏

۴۴. گناهان مخفی از خلق: براساس آموزه های اسلامی، برخی از گناهان را خدای ستار از همه خلق نهان می کند و کسی را بدان اطلاع نمی دهد. در دعای کمیل آمده است: خدایا گناهان مرا که کاتبین می نویسند ببخش و تو شاهد بر گناهانی هستی که از دید آنها مخفی است. امام باقر ـ علیه السّلام ـ نقل شده است که حضرت فرموده اند: «ان لِلّه علماً لا یعلمه غیره و علما یعلمه ملائکته المقربون و انبیاءه المرسلون و نحن نعلمه؛ خداوند علم نامحدودی دارد که به هیچ کس نیاموخته (و هیچ کس از چند و چون آن خبر ندارد) و علمی که تنها به ملائکه مقرب و پیامبران مرسل آموخته و ما اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ نیز به آن علم آگاهیم.( . بحارالانوار، ج۴، ص ۸۵، ح۱۹) در روایت است : در هنگام معانقه و مصافحه دو مومن با یکدیگر ، ملائکه ندای دور شوید می دهند و تنها خداوند اجر این عمل نیکو را می داند؛ یعنی ملائکه از این امر (مصافحه) و ثواب آن آگاهی ندارند، شخصی می پرسد: یا بن رسول الله مگر در قرآن نیامده که «ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید» هیچ گفتاری از بندگان، از ملائکه نگاهبان مخفی نمی ماند. حضرت در پاسخ فرمودند: «خداوند تبارک و تعالی به خاطر تعظیم مؤمنانی که با یکدیگر مصافحه می کنند، به ملائکه امر کرده که از آنها دوری نمایند و اگر چه ملائکه الفاظی از آنها نمی نگارند و کلامشان را نمی شنوند، ولی خدا می بیند و آنها را حفظ می کند؛ چرا که عالم به تمام اسرار است.»( بحارالانوار، ج۵، باب ۱۷) بنابراین، همان طوری که فرشتگان از برخی اعمال خیر و ثواب آن آگاه نیستند؛ هم چنین برخی از گناهان نیز را خدای ستار ازآنان می پوشاند. امیرمومنان امام علی(ع) از خدا می خواهد که از همه نوع گناه از جمله این دسته از گناهان او نیزبگذرد و او را ببخشد و بیامرزد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ سِوَاکَ وَ لَا عَلِمَهُ أَحَدٌ غَیْرُکَ وَ لَا یُنْجِینِی مِنْهُ إِلَّا حِلْمُکَ وَ لَا یَسَعُهُ إِلَّا عَفْوُکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که هیچ کس جز تو بر آن آگاه نشده، و کسی غیر تو آن را ندانسته، و جز حلمت مرا از آن نجاتی نیست و غیر عفوت چیزی فراگیر آن نیست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۴۵. گناهان پشیمانی زا: براساس آموزه های قرآنی برخی از گناهان موجب می شود تا شخص در دنیا یا آخرت گرفتار ندامت شود که چرا آن را انجام داده است؛ چنان که درباره فرزند قاتل آدم(ع) آمده است که او نادم و پیشمان شد.(مائده، آیات ۲۷ تا ۳۰) از نادمین می توان به قوم ثمود اشاره کرد که پس از قتل ناقه پیشمان شدند.(شعراء، آیه ۱۵۷) منافقان بیماردل نیز این گونه هستند.(مائده، آیه ۵۲) هم چنین ندامت بر اساس عمل به خبر فاسق نیز در قرآن مطرح شده است.(حجرات، آیه ۶) پس این ها گروهی از گناهان است که در همین دنیا پشیمانی می آورد، ولی این پیشمانی سودی ندارد. امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُزِیلُ النِّعَمَ أَوْ یُحِلُّ النِّقَمَ أَوْ یُعَجِّلُ الْعَدَمَ أَوْ یُکْثِرُ النَّدَمَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که نعمتها را از بین میبرد و بدبختی را فرود می آورد یا موجب تعجیل در فنا و نیستی میشود، یا باعث پشیمانی بسیار می گردد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۴۶. نابودسازها: برخی از گناهان نابودساز نیکی ها و خوبی ها و خیرات است که اصطلاحا به آن احباط عمل می گویند.(محمد، آیه ۳۲) خدا می فرماید: لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ ؛ اگر شرک ورزى حتما کردارت تباه و مسلما از زیانکاران خواهى شد.(زمر، آیه ۶۵) یعنی همان طوری که برخی حسنات، سیئات و بدی ها از را از میان می برد(هود، آیه ۱۱۴)، هم چنین برخی از گناهان حسنات را از میان می برد و حتی به تقویت بدی ها می انجامد و نقمات را پیش می اندازد. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَمْحَقُ الْحَسَنَاتِ وَ یُضَاعِفُ السَّیِّئَاتِ وَ یُعَجِّلُ النَّقِمَاتِ وَ یُغْضِبُکَ یَا رَبَّ السَّمَاوَاتِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛: بار خدایا! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که حسنات را نابود و سیئات را دوچندان میکند، بدبختی ها را با شتاب به سوی انسان سوق داده و تو را، ای پروردگار آسمان ها، به غضب می آورد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۴۷. بی معرفتی : انسان هر چند معرفت تمام به خدا نمی یابد و حق الهی را در تقوا به تمام انجام نمی دهد(آل عمران، آیه ۱۰۲)، اما می بایست بی معرفتی نیز نکرد وحق الهی را سبک نشمرد ودر آن کوتاهی را از حد نگذراند. اما انسان به هر دلیل و بهانه ای بی معرفتی می کند وگناهانی را انجام می دهد که نشانه کم لطفی و بی معرفتی اوست، در حالی که خدا اهل مغفرت و رحمت است و هیچ کم نمی گذارد، ولی انسان یا از این اسماء الله سوء استفاده می کند، یا بی خیال آن می شود. بنابراین، می بایست از همه این ها استغفار و توبه کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَنْتَ أَحَقُّ بِمَعْرِفَتِهِ إِذْ کُنْتَ أَوْلَى بسترته [بِسَتْرِهِ‏] فَإِنَّکَ‏ أَهْلُ التَّقْوى‏ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که تو به شناخت آن آگاهتری زیرا پیش از هر کس تو به پوشانیدن آن سزاوارتری، چون فقط تو سزاوار پرهیز و آمرزش هستی، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۴۸. بداخلاقی با مومنان و رضایت دشمنان: برخی از افراد مرز میان خودی و غیر خودی را مراعات نمی کنند؛ در حالی که در اسلام تولی و تبری مطرح شده و انسان می بایست نسبت به خدا و اولیای الهی تولی و نسبت به دشمنان و طاغوت تبری داشته باشد(بقره، آیه ۲۵۷؛ ممحتنه، آیه ۱)، این گونه عمل نمی کند، بلکه حتی ولایت طاغوت و رضایت آنان را می جوید با آن که موجب اذیت و آزار مومنان می شود؛ چنین افرادی می بایست از رفتار خودشان توبه و استغفار کنند؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تَجَهَّمْتُ فِیهِ وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِکَ مُسَاعَدَهً فِیهِ لِأَعْدَائِکَ أَوْ مَیْلًا مَعَ أَهْلِ مَعْصِیَتِکَ عَلَى أَهْلِ طَاعَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در آن به جهت کمک به دشمنانت، یا خوش آمد گناهکاران و مقدّم داشتن آن ها بر اهل طاعتت، با یکی از اولیایت، رو ترش کرده و اخم نمودم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۴۹. موجبات قنوط و نومیدی: برخی از گناهان انسان را به ورطه قنوط و نومیدی می کشاند، بلکه خود قنوط و نومیدی گناهی است که می بایست از آن توبه کرد؛ زیرا قنوط از گناهان کبیره است که انسان رااز توبه و استغفار باز می دارد و می توان گفت که دام بزرگ شیطانی است که انسان به سوی خدا و راه راست باز نگردد(حجر، آیه ۵۵؛ زمر، آیه ۵۳؛ یوسف، آیه ۸۷)؛ بنابراین لازم است تا از این امور توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَلْبَسَنِی کِبْرَهً وَ انْهِمَاکِی فِیهِ ذِلَّهٌ أَوْ آیَسَنِی مِنْ وُجُودِ رَحْمَتِکَ أَوْ قَصَّرَ بِیَ الْیَأْسَ عَنِ الرُّجُوعِ إِلَى طَاعَتِکَ لِمَعْرِفَتِی بِعَظِیمِ جُرْمِی وَ سُوءِ ظَنِّی بِنَفْسِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که لباس تکبر به من پوشانید و فرو رفتن در آن موجب ذلّت گردید، یا مرا از وجود رحمتت مأیوس گردانید، یا نا امیدی مرا از بازگشت به طاعتت بازداشت، چون به جرم بزرگم آشنا و نفس خویش بدگمان بودم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۰. موجبات هلاکت: برخی ازگناهان موجب هلاکت انسان در دنیا می شود و عذاب استیصال را دامن گیر او کرده و او را از ریشه برمی کند. (بقره، آیه ۱۹۵؛ کهف، آیه ۵۹) توبه و استغفار از این گناهان انسان را از هلاکت قطعی نجات می دهد و در مسیر سلامت می آورد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَوْرَدَنِی الْهَلَکَهَ لَوْ لَا رَحْمَتُکَ وَ أَحَلَّنِی دَارَ الْبَوَارِ لَوْ لَا تَغَمُّدُکَ وَ سَلَکَ بِی سَبِیلَ الْغَیِّ لَوْ لَا رُشْدُکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که اگر رحمتت شامل نمی شد، مرا به هلاکت انداخته بود، و مرا به دار فنا و نابودی می کشانید و اگر هدایت تو نبود مرا به گمراهی می برد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۱. موجبات غفلت: برخی از گناهان موجبات غفلت انسان می شوند، به طوری که ناتوان از اولویت بندی می شود و نمی تواند اهم را از مهم باز شناسد و خود را از غیر مهم باز دارد؛ این ها گناهان خطرناکی است که حتی موجب از خدا وذکرالله و قیامت می شود که ابدیت انسان را در معرض خطر قرار می دهد.(اعراف، آیات ۱۳۵ و۱۳۶ و ۱۴۶ و ۲۰۵؛ انعام، آیه ۱۵۶؛ انبیاء، آیات ۱ و ۹۷؛ ق، آیه ۲۲ ) توبه از چنین گناهان و استغفار از آن لازم و ضروری است: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَلْهَانِی عَمَّا هَدَیْتَنِی إِلَیْهِ أَوْ أَمَرْتَنِی بِهِ أَوْ نَهَیْتَنِی عَنْهُ أَوْ دَلَلْتَنِی عَلَیْهِ فِیمَا فِیهِ الْحَظُّ لِبُلُوغِ رِضَاکَ وَ إِیْثَارِ مَحَبَّتِکَ وَ الْقُرْبِ مِنْکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا غافل کرده از آنچه به سوی آن هدایتم کردی، یا به آن امر نمودی، یا از آن نهی فرمودی، یا راهنمایی کردی به سوی آنچه که در آن توفیق رسیدن به خشنودیت، یا برگزیدن محبت و قربت میباشد؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۲. موجبات نومیدی و عدم اجابت دعا: برخی از گناهان موجبات نومیدی می شوند که بیان شد، برخی نیز موجب می شوند که دعا اجتناب نشود؛ چنان که لقمه حرام اینگونه است. (بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۳۵۲) امام سجاد(ع) این گناهان را هفت گناه بر شمرده و می فرماید: «گناهانى که مانع استجابت دعا می‌شوند، عبارت‌اند از: ۱. نیّت بد داشتن، ۲. پلیدى باطن، ۳. دورویی و نفاق با برادران دینى، ۴. اطمینان نداشتن به خدا در اجابت دعا، ۵. تأخیر نمازهاى واجب تا وقت بگذرد، ۶. ترک تقرّب جستن به خدا به وسیله نیکى و خیرات، ۷. بد دهنى و گفتن سخن زشت».(معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص ۲۷۱) البته در روایات اموری دیگر چون نافرمانی والدین(نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، ص ۳۷؛ الکافی، ج ‏۲، ص ۴۴۸) و قطع صله رحم(نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، ص ۳۷)، و ترک امر به معروف و نهی از منکر(الترغیب و الترهیب من الحدیث الشریف، ج ۳، ص ۱۶۴؛ ، الامالی، شیخ صدوق، ص ۳۰۸) جزو موانع اجابت دعا دانسته شده است. بنابراین مومن می بایست از این گناهان و مانند آنها اجتناب کند و در صورت انجام با توبه و استغفار شرایط را تغییر دهد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَرُدُّ عَنْکَ دُعَائِی أَوْ یَقْطَعُ مِنْکَ رَجَائِی أَوْ یُطِیلُ فِی سَخَطِکَ عَنَائِی أَوْ یَقْصُرُ عِنْدَکَ أَمَلِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مانع قبولی دعایم میگردد، یا امید مرا ازتو قطع مینماید؛یارنج و زحمت مرا به واسطه خشمت طولانی میکند،یاامیدم را به تو کم مینماید ، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۳. دلمردگی و شیطان شادکن: برخی از بیماری ها دل و قلب را می میراند تا جایی که دیگر قدرت ادراکی و گرایش فطری خود را از دست می دهد.(اعراف، آیه ۱۷۹) برخی نیز موجب می شود گرفتارهایی به سوی انسان هجوم آورد و موجبات رضایت شیطان و خشم خدای رحمان شود. از نظر قرآن، هر چه که موجب معصیت، فسق و کفر باشد، انسان مومن می بایست از آن اجتناب کند و به جای آن دنبال ایمان و اطاعت خدا باشد.(حجرات، آیه ۷) بنابراین، رفتارهایی که موجب خوشحالی طاغوت شیطانی می شود، گناهان و خطاهایی است که خشم الهی را موجب می شود. بنابراین، انسان می بایست از این دسته از گناهان توبه و استغفار کند: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یَشْعَلُ الْکَرْبَ وَ یُرْضِی الشَّیْطَانَ وَ یُسْخِطُ الرَّحْمَنَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که دل را میمیراند، و آتش مشکلات را می افروزد، و شیطان را خشنود و خدای رحمان را به خشم می آورد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۴. موجبات یاس و نومیدی: چنان که بارها گفته شد، انسان می بایست میان خوف و رجا باشد و استواء و اعتدال درآن داشته باشد؛ پس نمی بایست غره به رحمانیت و وجه اکرامی خدا شد ؛ چنان که نمی بایست از جلال و جبروت الهی چنان ترسید که به خدا نزدیک نشد، بلکه با حفظ اعتدال میان خوف و رجا زیست تا سرانجام خوشی برای انسان رقم بخورد. از نظر قرآن، یکی از گناهان کبیره یاس و قنوط از خدا است که می بایست از آن پرهیز و اجتناب کرد و در عین خوف، امید به کرم و کرامت الهی داشت.(حجر، آیه ۵۶؛ روم، آیه ۳۶؛ یوسف، آیه ۸۷) از نظر قرآن، کفر و عدم ایمان به قیامت، از عوامل یاس و نومیدی است(عنکبوت، آیه ۲۳؛ ممتحنه، آیه ۱۳) به هرحال، هر گناهی که موجب می شود تا نومیدی در دل ایجاد شود، می بایست از آن توبه و استغفار کرد تا رحمت الهی دوباره در جان و دل زنده شود و شخص امیدوار به زندگی درست و سالم بازگردد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُعْقِبُ الْیَأْسَ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ الْقُنُوطَ مِنْ مَغْفِرَتِکَ وَ الْحِرْمَانَ مِنْ سَعَهِ مَا عِنْدَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که یأس از رحمتت، و نا امیدی از مغفرتت و محروم ماندن از فراوانی آنچه نزد توست را در پی دارد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۵. طمع افراطی به رحمت: از نظر آموزه های وحیانی، طمع به معنای خواهش چیزی که مستحق آن نیستیم، مشکلی ندارد، زیرا خدا چنان کریم است که می توان درخواست چیزی را داشت که مستحق آن نیستیم؛ از همین روست که خدا در قرآن از خوف و طمع در هر انسانی خبر می دهد و آن را امری منفی و ضد ارزشی نمی داند، بلکه امری خوب و ارزشی می داند و از مردم می خواهد در قالب خوف و طمع دعا کنند و خدا را بخوانند.(اعراف، آیه ۵۶) البته از نظر قرآن، همین طمع گاه موجب می شود که انسان راه افراط بپماید و پس از توبه و استغفار، پذیرش آن ازسوی خدا در قالب عفو، دوباره به آن بازگرد و کار زشت را تکرار کند. با این همه از نظر امیرمومنان امام علی(ع) حتی اگر شخص چنین گستاخی کرده و افراطی داشته است، باز در توبه و استغفار باز است و انسان می بایست از این گونه رفتار خویش نزد خدا استغفار و توبه کند و امید به عفو و کرم الهی داشته باشد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَقَتَ نَفْسِی عَلَیْهِ إِجْلَالًا لَکَ فَأَظْهَرْتُ لَکَ التَّوْبَهَ فَقَبِلْتَ وَ سَأَلْتُکَ الْعَفْوَ فَعَفَوْتَ ثُمَّ مَالَ بِیَ الْهَوَى إِلَى مُعَاوَدَتِهِ طَمَعاً فِی سَعَهِ رَحْمَتِکَ وَ کَرِیمِ عَفْوِکَ نَاسِیاً لِوَعِیدِکَ رَاجِیاً لِجَمِیلِ وَعْدِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به خاطر تعظیم تو با نفس خویش دشمن گشته و اظهار توبه نمودم و تو پذیرفتی و از تو در خواست عفو کردم و تو عفو نمودی ولی پس از آن هوای نفس مرا به سوی آن مایل کرد تا این که به طمع رحمت واسعه و عفو کریمانه ات و با فراموشی تهدیدت و آرزوی وعده ی جمیلت مجدّداً به آن بازگشتم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۶. از دست رفتن نور الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همه هستی جلوه و تجلیات نورالله است(نور، آیه ۳۵)، اما نور هر موجودی بستگی به میزان تحقق اسماء الله در آن دارد. انسان که همه اسماء الله را داراست، از همه انوار الهی بهره مند است، به شرطی که آن را دفن و دسیسه نکند.(بقره، آیه ۳۱؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰) اگرانسان نور الهی را نگه دارد در دنیا و آخرت از آن بهره مند خواهد بود.(تحریم، آیه ۸؛ حدید، آیه ۱۲) از نظر قرآن دارنده نور با کسی که گرفتار ظلمت شده مساوی نیست(انعام، آیه ۱۲۲) و این را فطرت انسان درک می کند، بنابراین می بایست کاری کرد که تا این نور حفظ شود و در روز قیامت با چهره نورانی در محشر حاضر شویم نه با چهره تاریک و سیاه که به سبب فجور این گونه شدند.(آل عمران، آیه ۱۰۶؛ عبس، آیات ۳۸ تا ۴۲) بنابراین، انسان می بایست از این دسته از گناهان و فجور که نورانیت را می زداید پرهیز کرد و اگر مرتکب آن شد از آن استغفار و توبه کند: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُوجِبُ سَوَادَ الْوُجُوهِ یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهُ أَوْلِیَائِکَ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ أَعْدَائِکِ إِذْ أَقْبَلَ‏ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ یَتَلاوَمُونَ‏ فَقِیلَ لَهُمْ‏ لا تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْکُمْ بِالْوَعِیدِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛: بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که باعث روسیاهی میشود در آن روزی که چهره ی دوستانت سفید و چهره دشمنانت سیاه میگردد، آن زمانی که گروهی یکدیگر را ملامت میکنند، پس گفته میشود که “نزد من با همدیگر مخاصمه نکنید، چه من پیش از این وعیدم را به شما رسانده” بودم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۷. فقرزا و عسر آفرین: برخی از گناهان موجب فقر می شوند و نعمت را از انسان می گیرند و به نقمت تبدیل می کنند.(انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیه ۱۱؛ نحل، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳) هم چنین از گناهانی که آسایش و آسانی را می گیرد و به سختی و بدبختی تبدیل می کند، می بایست توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْکُفْرِ وَ یُطِیلُ الْفِکْرَ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یَجْلِبُ الْعُسْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به کفر میکشد و فکر و تحیّر را زیاد میکند، و موجب فقر میشود و سختی را پیش میکشد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۸. شتاب بخش به مرگ زودرس: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر کسی دو اجل مسمی و اجل معلق دارد(رعد، آیات ۳۸ و ۳۹؛ ابراهیم، آیه۱۰؛ نوح، آیه۴؛ انعام، آیه۲) که اجل مسمی همان مقدر اصلی است. خداوند در قرآن اموری چون تقوا (نوح، آیات ۱ تا ۴)، عبادات (همان)، اطاعت از پیامبران و انبیا (همان) و اجابت دعوت الهی (ابراهیم، آیه ۱۰) را مهمترین موجبات تاخیر مرگ انسان ها تا اجل مسمی و حتمی دانسته و استمرار زندگی را تا آن زمان در گرو این عوامل می داند ؛ اما انسان می تواند با برخی از گناهان اجل را تغییر دهد و مرگ خویش را زودهنگام سازد. گناهانی که مرگ را زودهنگام می کنند، مانند قطع صله رحم، عامل بسیاری از مرگ و میرها است؛ چنان که پیامبراکرم (ص) درباره گناهانی که مرگ را شتاب می دهند، می فرماید: زنا، شش پیامد دارد: سه در دنیا و سه در آخرت. سه پیامد دنیایی اش این است که: آبرو را می برد، مرگ را شتاب می بخشد و روزی را می برد و سه پیامد آخرتی اش. سختی حسابرسی، خشم خدای رحمان و ماندگاری در آتش است. (خصال، ص ۳۲۱، ح ۳) باید توجه داشت که ظلم و بی عدالتی نیز همانند زنا موجب کاهش عمر است؛ چراکه خداوند در آیاتی از جمله ۳ و ۴ سوره نوح گناه را موجب مرگ زودرس و پرهیز از گناه را عامل تاخیر در آن دانسته است. ظلم و بی عدالتی بی گمان مهم ترین گناه وبدترین آن است که موجب مرگ زودرس خواهد بود. (نگاه کنید: تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۵۷-۶۰و ج ۱۸، ص ۲۰۳-۲۱۰) بنابراین، می بایست از این دسته گناهانی که مرگ زودرس را موجب می شوند توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُدْنِی الْآجَالَ وَ یَقْطَعُ الْآمَالَ وَ یَبْتُرُ الْأَعْمَارَ فُهْتُ بِهِ أَوْ صَمَتُّ عَنْهُ حَیَاءً مِنْکَ عِنْدَ ذِکْرِهِ أَوْ أَکْنَنْتُهُ فِی صَدْرِی أَوْ عَلِمْتَهُ مِنِّی فَإِنَّکَ تَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفَى فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که موجب نزدیکی مرگ و اجل میکردد، و موجب قطع امیدها و آرزوها میگردد و عمرها را کوتاه میکند، چه بر زبان آورده باشم یا هنگامی که آن را به یاد آوردم به خاطر شرمندگی از تو از آن دم فرو بستم، یا آن را در سینه پنهان کرده ام، یا من از آن بی خبرم و تو آن را میدانی، زیرا تو به هر سری و مخفی تر از آن آگاهی، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۵۹. گناهان نقمت ساز: برخی از گناهان انواع نقمت ها و بلایا را به سوی انسان می کشاند؛ به طوری که انسان در زندگی رنگ آرامش و سایش را به خود نمی بیند. انواع بی تقوایی ها عامل مهم انواع نقمت ها است که به سبب فجور و فسق در انسان و اجتماع ایجاد می شود.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ مائده، آیه ۹۶) بنابراین از این دسته از گناهان نیز می بایست توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَکُونُ فِی اجْتِرَاحِهِ قَطْعُ الرِّزْقِ وَ رَدُّ الدُّعَاءِ وَ تَوَاتُرُ الْبَلَاءِ وَ وُرُودُ الْهُمُومِ وَ تُضَاعُفُ الْغُمُومِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در ارتکاب آن قطع روزی، و رد شدن دعا و پی درپی آمدن بلا و روی آوردن ناراحتی ها، و مضاعف شدن غم هاست، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۰. موجبات وحشت و نفرت نیکان: برخی از گناه دل را چنان می میراند که به جای محبت ایمان و مومنان و بغض نسبت به کافران و عاصیان و در یک کلمه تولی و تبری(حجرات، آیه ۷)، بر عکس عمل می کند و انسان به جای محبت آنان دشمنی می ورزد ؛ چنان که برخی از همین گناهان موجب می شود که مومنان از انسان دور شده و نفرت یابند و اهل طاعت را به وحشت افکند. بر این اساس، برای بازسازی دل و رهایی از تبعات چنین امری لازم است تا از این دسته از گناهان نیز توبه و استغفار کرد تا تولی و تبری به حق در دل  باقی بماند و یا بازگرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُبْغِضُنِی إِلَى عِبَادِکَ وَ یَنْفِرُ عَنِّی أَوْلِیَاءَک‏ أَوْ یُوحِشُ مِنِّی أَهْلَ طَاعَتِکَ لِوَحْشَهِ الْمَعَاصِی وَ رُکُوبِ الْحُوبِ وَ کَآبَهِ الذُّنُوبِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا نزد بندگانت مبغوض میدارد و اولیایت را از من متنفّر میسازد، یا اهل طاعتت را به جهت وحشت از معاصی و ارتکاب و اندوه جرائم، از من به وحشت می اندازد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۱. تدلیس : برخی از گناهان موجب می شود تا انسان گرفتار تدلیس ابلیس شود و نفس امور را وارونه ببیند و بیابد و تحلیل و توصیه کند؛ چنان که وقتی انسان بیماردل شود، این گونه که عقلانیت عبادی مومنان را سفاهت و کفر و عصیان خویش را عقلانیت می شمارد واصلاح گری.(بقره، آیات ۷ تا ۱۵) این افراد درک درستی از حق نداشته و گرایش ها نیز غلط و نادرست خواهد بود. تزیین گری شیطان و تسویل نفس در همین ارتباط است که بسیاری از مردمان را گرفتار خودکرده است.(انفال، آیه ۴۸؛ نحل، آیه ۶۳؛ نمل، آیه ۲۴؛ انعام، آیه ۴۳؛ طه، آیه ۹۶؛ یوسف، آیه ۸۳) بنابراین، می بایست مواظب بود تا گرفتار این دسته از گناهان نشد و اگر شد از آن توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ دَلَّسْتُ بِهِ مِنِّی مَا أَظْهَرْتَهُ أَوْ کَشَفْتُ عَنِّی بِهِ مَا سَتَرْتَهُ أَوْ قَبَّحْتُ بِهِ مِنِّی مَا زَیَّنْتَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با آن، آنچه را ظاهر کرده بودی وارونه جلوه دادم، یا با آن، آنچه را ازمن پوشانده بودی بر ملا کردم، یا با آن آنچه را زینت داده بودی زشت شمردم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۲. دوری از عهد الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، در میان انسان و خدا عهدی است که می بایست آن را ادا و وفا کرد. مهم ترین مفاد این عهد خدا پرستی و پرهیز از عبادت و عبودیت شیطان و حرکت در صراط مستقیم بندگی خدا است.(یس، آیات ۶۰ و ۶۱؛ اعراف، آیه ۱۷۲) بنابراین هر گناه و خطایی که موجب می شودکه این عهد شکسته شود و انسان بر خلاف آن برود و به بهشت نرسد، گناهی است که می بایست از آن توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَا یُنَالُ بِهِ عَهْدُکَ وَ لَا یُؤْمَنُ بِهِ غَضَبُکَ وَ لَا تَنْزِلُ مَعَهُ رَحْمَتُکَ وَ لَا تَدُومُ مَعَهُ نِعْمَتُکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به جهت آن به عهد تو نمی توان رسید، و از خشم و غضبت نمیتوان در امان ماند، و با وجود آن، رحمتت نازل نمی شود، و نعمتت به واسطه ی آن از تداوم باز می ایستد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۳. گناه مخفی و امید واهی: از جمله اموری که می بایست از آن استغفار و توبه کرد، گستاخی و جراتی است که انسان در پیشگاه خدا دارد به این معنا که در برابر خلق گناه نمی کند، ولی در برابر خالق گناه می کند. هم چنین امید واهی به اموری چون نفع رسانی کسانی است که هیچ نفعی برای انسان ندارند(یونس، آیه ۱۰۶)، ولی انسان به آنان دلبسته و وابسته است؛ مانند دلبستگی به مال و فرزند و خویشان و اقوام. (شعراء، آیه ۸۸) بنابراین لازم است از این گونه افکار و رفتار توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَخْفَیْتُ لَهُ ضَوْءَ النَّهَارِ مِنْ عِبَادِکَ وَ بَارَزْتُ بِهِ فِی ظُلْمَهِ اللَّیْلِ جُرْأَهً مِنِّی عَلَیْکَ عَلَى أَنِّی أَعْلَمُ أَنَّ السِّرَّ عِنْدَکَ عَلَانِیَهٌ وَ أَنَّ الْخَفِیَّهَ عِنْدَکَ بَارِزَهٌ وَ أَنَّهُ لَنْ یَمْنَعَنِی مِنْکَ مَانِعٌ وَ لَا یَنْفَعُنِی عِنْدَکَ نَافِعٌ مِنْ مَالٍ وَ بَنِینٍ إِلَّا أَنْ أَتَیْتُکَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در روشنایی روز، خود را از دید بندگانت پنهان کردم و در تاریکی شب، با جسارت در پیشگاهت آشکارا مرتکب آن شدم، با آنکه می دانستم سرّ پیش تو آشکار است و پنهان، نزد تو هویداست و اینکه هیچ مانعی از تو باز نمی دارد و چیزی از مال و اولاد پیش تو به من سودی نمی بخشد مگر این که با قلب سلیم نزد تو آیم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۴. غفلت زا و امنیت آفرین دروغین: برخی از گناهان موجبات غفلت انسان می شوند؛ چنان که برخی دیگر نیز نیسان و فراموشی می آورند یا انسان به امنیت کاذب می کشاند.(اعراف، آیات ۷۹ و ۹۹؛ یوسف، آیه ۱۰۷) از همین این ها می بایست توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُورِثُ النِّسْیَانَ لِذِکْرِکَ وَ یُعَقِّبُ الْغَفْلَهَ عَنْ تَحْذِیرِکَ أَوْ یُمَادِی فِی الْأَمْنِ مِنْ أَمْرِکَ أَوْ یَطْمَعُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ مِنْ عِنْدِ غَیْرِکَ أَوْ یُؤْیِسُ مِنْ خَیْرِ مَا عِنْدَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که باعث فراموشی یاد تو و غفلت از هشدارهایت خواهد بود، یا مرا در امنیّت از مکرت قرار میدهد، یا مرا به طمع می اندازد که از غیر تو طلب روزی کنم، یا از خیری که نزد توست مأیوس می سازد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۵. تضرع به درگاه غیر خدا: همه چیز در دست خدا است و رفتن به درگاه غیر خدا نه تنها گناه است، بلکه می بایست از آنان به سوی خدا گریخت(ذاریات، آیه ۵۰) و تنها به درگاه خدا استکانت و تضرع داشت؛ زیرا نفع و ضرر تنها در دست اوست تا جایی که اگر برای کسی شفاعت است، به اذن اوست(سباء، آیه ۲۳) بنابراین، اگر خدا بر انسانی سخت گرفت و او را دچار عسر و حرج و ابتلا کرد، می بایست به درگاه او رفت و تضرع و انابه داشت تا خدا وضع او را بهبود بخشد؛ پس اگر شرایط سخت و سخت تر شد، هرگز از درگاه الهی دور نشویم و نومید نگردیم؛ چنان که خدا می فرماید: وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَکَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا یَتَضَرَّعُونَ حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِیدٍ إِذَا هُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ ؛ و به راستى ایشان را به عذاب گرفتار کردیم، ولى نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى درنیامدند ؛ تا وقتى که درى از عذاب دردناک بر آنان گشودیم بناگاه ایشان در آن [حال] نومید شدند.(مومنون، آیات ۷۶ و ۷۷)؛ بنابراین، انسان مومن می بایست این حقیقت را بشناسد و در هنگام هر مشکلی بداند که ریشه در گناهان دارد و می بایست با تضرع و استغفار و توبه راه را اصلاح کند و خود را از مشکلات رهایی بخشد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَحِقَنِی بِسَبَبِ عَتْبِی عَلَیْکَ فِی احْتِبَاسِ الرِّزْقِ عَنِّی وَ إِعْرَاضِی عَنْکَ وَ مَیْلِی إِلَى عِبَادِکَ بِالاسْتِکَانَهِ لَهُمْ وَ التَّضَرُّعِ إِلَیْهِمْ وَ قَدْ أَسْمَعْتَنِی قَوْلَکَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِکَ- فَمَا اسْتَکانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما یَتَضَرَّعُونَ‏ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا به خاطر پرخاش و ناشکری و روگردانی از تو و رفتن در خانه ی بندگانت با خواری و ذلت در هنگام حبس رزق و بسته شدن در روزی در برگرفته، آن گاه که با زاری به سراغ بندگانت رفتم، در حالی که کلامت را در کتاب محکمت به گوشم رسانده بودی که “آنان برای پروردگارشان اظهار خضوع و تضرّع نکردند.” ،پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۶. پناه جویی به غیر خدا: اگر انسان در شرایطی سخت افتاد و بلا به جانش، می بایست به خدا پناه جوید؛ نه آن که به دامن غیر خدا پنان برد که خود این پناهجویی موجب خشم الهی می شود. پس مومن از هر گونه پناهجویی و کمک خواهی از غیر خدا می بایست توبه و استغفار کند؛ زیرا کسی جز خدا معین انسان نیست.(فاتحه، آیه ۵) امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَزِمَنِی بِسَبَبِ کُرْبَهٍ اسْتَعَنْتُ عِنْدَهَا بِغَیْرِکَ أَوِ اسْتَبْدَدْتُ بِأَحَدٍ مِنْهَا دُونَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که همراهم گشت به خاطر گرفتاری که در آن از غیر تو کمک خواستم، یا در آن گرفتاری به کسی جز تو پناه بردم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۷. ترس از غیر: برخی از گناهان موجب می شود تا دل انسان از خدا خالی شود و فرشتگان برای ایجاد آرامش و اطمینان قلب بر دلش نازل نشوند؛ چنان که بر مومنان موحد نازل می شوند.(فصلت، آیه ۳۰) این دسته از گناهان موجب می شود که دل انسان خالی از آرامش شود و برای ایجاد آرامش به هر خش و خاشاکی چنگ زند که نتیجه ای نیز نمی گیرد. توبه از این گناهان و طمع ورزی به دست انان خود گناهی بزرگ است که توبه و استغفارلازم و ضروری است. باید توجه داشت که انسان که به دامن غیر خدا بیافتد این احتمال قوی وجود دارد که روز به روز از خدا دورتر شده و غیر او را از خدا دورتر و دورتر کند. این گونه گام به گام چون خطوات شیطانی به دامی می افتد که از آن گریزی نیست. لازم است تا از این نوع گناهان نیز توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ حَمَلَنِی عَلَى الْخَوْفِ مِنْ غَیْرِکَ أَوْ دَعَانِی إِلَى التَّوَاضُعِ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ أَوِ اسْتَمَالَنِی إِلَیْهِ الطَّمَعُ فِیمَا عِنْدَهُ أَوْ زَیَّنَ لِی طَاعَتَهُ فِی‏ مَعْصِیَتِکَ اسْتِجْرَاراً لِمَا فِی یَدِهِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِحَاجَتِی إِلَیْکَ لَا غِنَا لِی عَنْکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که مرا واداشت که از غیر تو بترسم، یا مرا به تواضع کردن پیش یکی از مخلوقاتت کشانید، یا به طمع آنچه نزد او بود به سوی او مایل شدم، یا چون پیروی اش را در معصیت تو برای من زینت و جلوه داده بود مرتکب شدم، در حالی که من میدانم همواره به تو محتاجم و هرگز از تو بی نیاز نیستم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۸. مدح گناه و شوق بدان: انسان گاهی دانسته و نادانسته به ستایش کار قبیح و گناه می پردازد هر چند که خود اهل ارتکاب آن نیست؛ ولی باید بداند که این مدح و ستایش گناه گناهکار موجب می شود، خود بدان اشتیاق یابد و مرتکب آن شود. هر گونه تشویق و ترغیب گناه کار به قلم و قدم و زبان و بلکه حتی سکوت خود گناهی بزرگ است، که انسان را به جرم و گناه و جنایت می کشاند و شریک آنان می سازد(اعراف، آیات ۱۶۴ تا ۱۶۶)؛ زیرا این نوع رفتار به نوعی معاونت در گناه و تجاوز گری است.(مائده، آیه ۲) بنابراین می بایست از این نوع گناهان نیز توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَدَحْتُهُ بِلِسَانِی أَوْ هَشَّتْ إِلَیْهِ نَفْسِی أَوْ حَسَّنْتُهُ بِفَعَالِی أَوْ حَثَثْتُ إِلَیْهِ بِمَقَالِی وَ هُوَ عِنْدَکَ قَبِیحٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با زبان آن را مدح کردم، یا نفسم به سوی آن مشتاق گشت، یا با کردار خود آن را نیکو جلوه دادم، یا با گفتارم به آن تشویق کردم، در حالی که آن نزد تو قبیح بوده و بر آن عذابم میکنی، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۶۹. تحقیر گناه و افتادن در ورطه آن: انسان نمی بایست گناهی را کوچک بشمارد؛ زیرا کوچک شماری انسان را گستاخ می کند و جرات می بخشد. از قدیم گفته اند که تخم مرغ دزد شتردزد می شود. بنابراین ، لازم است تا گناه را کوچک نشمرد و در هر حالی از آن اجتناب کرد و به گناه کوچک اصرار نکرد(آل عمران، آیه ۱۳۵) امام علی(ع)درباره لزوم استغفار و توبه از این گناهان می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَثَّلَتْهُ فِیَّ نَفْسِی اسْتِقْلَالًا لَهُ وَ صَوَّرَتْ لِی اسْتِصْغَارَهُ وَ هَوَّنَتْ عَلَیَّ الِاسْتِخْفَافَ بِهِ حَتَّى أَوْرَطَتْنِی فِیهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با کوچک شمردن آن در نفسم آن را تصوّر کردم، پس حقیر شمردن آن را برایم مجسّم نمود، و خفیف شمردن را بر من آسان کرد تا آن که مرا در ورطه ی آن فرو برد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

۷۰. انواع گناهان: در یک کلمه انسان می بایست از هر گونه گناه به هر شکلی در هر شرایطی اجتناب کند و اگر مرتکب شد به سرعت و بدون تسویف و تاخیر توبه و استغفار کند؛ امام محمدتقی(ع) فرمود: « تاخیر التوبهًْ اغترار و طول التسویف حیرهًْ و الاعتلال علی‌الله هلکهًْ و الاصرار علی‌الذنب امن لمکرالله و لایامن مکرالله الا القوم الخاسرون؛ تاخیر انداختن توبه در واقع نوعی فریب خوردن است، امروز و فردا کردن برای توبه موجب حیرت و سرگردانی است، در برابر خداوند عذرتراشی کردن منجر به هلاکت می‌شود، اصرار بر گناهان نوعی آسوده‌خاطرشدن از مکر خدا تلقی می‌شود و تنها انسان‌های زیانکار از مکر خدا آسوده‌خاطر هستند. (تحف‌العقول ص۴۸۰) در روایت است: وقتی آیه ۳۳ سوره انفال نازل شد؛ «کسانی که وقتی کار بدی انجام می‌دهند یا به خود ستم می‌کنند، خدا را یاد می‌آورند و برای گناهانشان استغفار می‌کنند»، ابلیس بالای کوهی در مکه رفت و با صدای بلند فریاد کشید و سران لشکرش را جمع کرد. گفتند: ای سرور ما، چه شده است که ما را فراخواندی؟ گفت: این آیه نازل شده و پشت مرا می‌لرزاند و مایه نجات بشر است. حال کدامیک از شما می‌تواند با آن مقابله کند؟ چند نفر از شیاطین طرح‌های خود را مطرح کردند اما مقبول ابلیس نیفتاد. سپس شخصی بنام «وسواس خناس» برخاست و گفت: من از عهده این کار برمی‌آیم. پرسیدند چگونه؟ گفت: آنها را با وعده‌ها و آرزوها سرگرم می‌کنم تا آلوده گناه شوند و هنگامی که گناه کردند، توبه و استغفار را از یادشان می‌برم. ابلیس گفت: نقشه‌ات بسیار ماهرانه است و این ماموریت تا دامنه قیامت به عهده تو است.(المیزان ج۴ ص ۳۶) بنابراین، انسان می بایست هماره و در هرحال و برای هر گناهی به سرعت استغفار و توبه کند؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) در یک جمع بندی می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ جَرَى بِهِ عِلْمُکَ فِیَّ وَ عَلَیَّ إِلَى آخِرِ عُمُرِی بِجَمِیعِ ذُنُوبِی لِأَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا وَ عَمْدِهَا وَ خَطَائِهَا وَ قَلِیلِهَا وَ کَثِیرِهَا وَ دَقِیقِهَا وَ جَلِیلِهَا وَ قَدِیمِهَا وَ حَدِیثِهَا وَ سِرِّهَا وَ عَلَانِیَتِهَا وَ جَمِیعِ مَا أَنَا مُذْنِبُهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْکَ وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِی جَمِیعَ مَا أَحْصَیْتَ مِنْ مَظَالِمِ الْعِبَادِ قِبَلِی فَإِنَّ لِعِبَادِکَ عَلَیَّ حُقُوقاً أَنَا مُرْتَهَنٌ بِهَا تَغْفِرُهَا لِی کَیْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در علم تو درباره ی من و علیه من تا آخر عمرم ثبت گردیده، همه گناهانم از اول و آخرش، و عمدی و سهوی، و کم و زیاد، ظریف و باریک و یا جلیل و بزرگش، قدیم و جدیدش، پنهان و آشکارش، و همه ی آن گناهانی که من مرتکب آن می شوم و به سوی تو توبه میکنم. و میخواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی و همه ی مظالم بندگان را که بر ذمه ی من آمده و تو آن ها را به شماره آورده ای ببخشی، زیرا بندگانت برگردنم حقوقی دارند که من در گرو آنها هستم، پس هرگونه و هر زمان که خواستی آنها را بیامرز ای مهربانترین مهربانان!