از چه چیزهایی استغفار کنیم؟ 1

بسم الله الرحمن الرحیم

از چه چیزهایی استغفار کنیم؟

استغفار و توبه از اسرار الهی است که در اختیار انسان قرار گرفته است؛ زیرا همین دو امر موجب شده تا امید به نومیدان بازگردد و جلال الهی در وجه جمالی و اکرامی تجلی کند تا جایی که حتی دوزخیان بلکه ابلیس نیز با توجه به ظهور وجه غفاریت الهی امیدوار شود تا از دوزخ نجات یابد.

البته همگان از چرایی استغفار و توبه به دلیل اهمیت و ارزشی که در دفع بلایا و مصیبت ها، یا رفع آنها یا حتی جلب  محبت و رحمت الهی دارد، آگاهی و علم دارند؛ زیرا همگان می دانند که با این دو عمل به ظاهر ساده استغفار و توبه می توانند نه تنها بدی ها و زشتی ها را از زندگی خویش بزدایند، بلکه می توانند زشتی ها و بدی ها را با حسنات و نیکی ها جایگزین سازند.

اما بسیاری از مردم نمی دانند ازچه چیزهایی می بایست استغفارکرد؟ زیرا انسان اعمال بلکه حالاتی دارد که بسیاری از آنها می تواند گناه و خطا و زشت و بد باشد، هر چند که شخص به سبب ضعف ادراکی و علم و دانش خویش، چنین نمی بیند و چنین نمی یابد، در حالی که گفته اند: «حسنات الابرار سیئات عند المقربین؛ نیکی های نیکوکاران در نزد مقربین در حکم زشتی ها است.» بنابراین، شناخت این سطوح و نیز چیزهایی که می بایست از آن ها استغفار و توبه کرد، دارای تنوع و اقسام بسیاری است که نویسنده با مراجعه به آموزه های اسلامی به ویژه استغفار هفتاد بندی امیرمومنان امام علی(ع) بر آن است تااین موارد و مصادیق  را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

  1. فساد نیت و ضعف یقین: نیت همان روح هر عملی است که عمل را جهت می بخشد؛ ازهمین روست که در آموزه های وحیانی قرآن، نیت بسیار مهم دانسته شده است؛ حتی مومنان ممکن است که سه گونه نیت متفاوت داشته باشند که شامل نیت طاعت از روی محبت، نیت طاعت از روی بهشت خواهی و نیت طاعت از روی ترس از دوزخ باشد.(سجده، آیات ۱۵ تا ۱۷؛ تحف العقول، ص ۲۷۹ ، ح۴ ) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تفاوت در نیت ها و حتی فساد آن می تواند مربوط و مرتبط با ساحت علم و ایمان و تقوا باشد؛ زیرا این سه گانه به هم مرتبط است؛ چرا که ایمان در تقوا و تقوا در علم تاثیر مستقیم دارد تا جایی که سه مرتبه ایمان و تقوا و علم در آموزه های وحیانی قرآن مطرح است.(مائده، آیه ۹۳؛ تکاثر، آیات ۵ و ۷؛ واقعه، آیه ۹۵؛ بقره ، آیه ۲۸۲) ازآن جایی که عبادت و نیز سایر اعمال از جمله استغفار و توبه ارتباط تنگاتنگی با این سه گانه ها از جمله یقین دارد، می توان گفت که گاه انسان می بایست از مدح و ثنایی که برای خدا می کند، استغفار کند؛ به ویژه امام باقر(ع) درباره خداشناسی و توصیف انسان ها می فرماید: حظیره القدس و ذخیره الانس: قال علیه السّلام: هل سمّی – أی اللّه عزّ و جلّ – عالما قادرا إلا لأنّه وهب العلم للعلماء، و القدره للقادرین. فکلّما میّزتموه بأوهامکم فی أدقّ معانیه، فهو مخلوق مصنوع مثلکم مردود إلیکم و لعلّ النمل الصغار تتوهّم أن للّه تعالى زبانیین کما لها، فإنّها تتصوّر أنّ عدمهما نقص لمن لا تکونان له ؛ هرچیزی که شما با اوهام خودتان در دقیق ترین معانی برای خدا تمیز داده و توصیف کرده اید، آن مخلوق و مصنوع شده بوده و به شما برگردانیده می شود؛ زیرا خدا حقیقی نیست؛ چرا که شاید مورچه خرد نیز توهم کند که برای خدا سبحان دو شاخک است؛ زیرا آن ها برای مورچه کمال است و گمان کند که فقدان دو شاخک نقصان برای کسی است که آن دو شاخک را نداشته باشد؛ هم چنین است حال عقلا که خدای سبحان را با عقل خویش توصیف می کنند.(منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه ، خوئی، ج‏۱۷، ص، ۲۶۴؛ وافی، ج ۱، ص ۴۰۸؛ عوالم العلوم، ج ۱۹، ص ۲۰۷) از همین روست که خدا در توصیف خویش جز توصیف مخلصین به فتح لام را نمی پذیرد.(صافات، آیات ۱۵۹ و۱۶۰) امیرمومنان(ع) در مقام استغفار از فساد نیت و ضعف یقین می فرماید: اللَّهُمَّ إِنِّی أُثْنِی‏ عَلَیْکَ‏ بِمَعُونَتِکَ‏ عَلَى‏ مَا نِلْتُ بِهِ الثَّنَاءَ عَلَیْکَ وَ أُقِرُّ لَکَ عَلَى نَفْسِی بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ الْمُسْتَوْجِبُ لَهُ فِی قَدْرِ فَسَادِ نِیَّتِی وَ ضَعْفِ یَقِینِی؛ بار خدایا ! تو را حمد میگویم که به یاری تو موفق به ثناگوئیت شدم، و به سبب فساد نیت و ضعف یقینم، اقرار می کنم که ناتوانم که تو را آن طور که مستحق و سزاوار هستی مدح کنم.(استغفار هفتاد بندی) سپس آن حضرت(ع) مجموعه ای از ضعف ها و نواقص انسان را در برابر کمالات الهی برمی شمارد و می فرماید: اللَّهُمَّ نِعْمَ الْإِلَهُ أَنْتَ وَ نِعْمَ الرَّبُّ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَرْبُوبُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَوْلَى أَنْتَ وَ بِئْسَ الْعَبْدُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَالِکُ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَمْلُوکُ أَنَا فَکَمْ قَدْ أَذْنَبْتُ فَعَفَوْتَ عَنْ ذَنْبِی وَ کَمْ قَدْ تَعَمَّدْتُ فَتَجَاوَزْتَ وَ کَمْ قَدْ عَثَرْتُ فَأَقَلْتَنِی عَثْرَتِی وَ لَمْ تَأْخُذْنِی عَلَى غِرَّتِی فَأَنَا ظَالِمٌ لِنَفْسِی الْمُقِرُّ لِذَنْبِی الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی فَیَا غَافِرَ الذُّنُوبِ أَسْتَغْفِرُکَ لِذَنْبِی وَ أَسْتَقِیلُکَ لِعَثْرَتِی فَأَحْسِنْ إِجَابَتِی فَإِنَّکَ أَهْلُ الْإِجَابَهِ وَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَهِ؛ بار الها، تو خوب معبود و خوب پروردگاری هستی و من بد پرورش یافته ای هستم تو خوب مولایی هستی و من بد بنده ای، تو خوب مالکی هستی و من بد مملوکی، چه بسیار گناهی که مرتکب شدم و تو عفو نمودی و چه بسیار جرم هایی که از من سر زد و تو از آن گذشتی، چه بسیار خطاها کردم، ولی مرا مؤاخذه نکردی و چه بسیار بدی ها که عمداً مرتکب شدم و تو از آن درگذشتی و چه بسیار لغزش ها که از من سر زد و از آن چشم پوشی نمودی، و مرا بر غفلتم مأخذه نکردی! اینک این منم که به خود ظلم کرده ام و به گناهم اقرار و به خطاهایم اعتراف دارم. پس ای آمرزنده گناهان! از تو میخواهم که گناهانم را ببخشی و از لغزش هایم درگذری، پس به نیکی اجابت کن که تو سزاوار اجابت و اهل تقوا و آمرزشی.
  2. سوء استفاده از نعمت های الهی: از نظر قرآن، انسان یا شاکر است یا کافر؛ یعنی شکر نعمت مساوی با ایمان و کفران نعمت مساوی با کفر به پروردگار است.(انسان، آیه ۳) شکر نعمت به آن است که انسان نعمتی را به درستی به کار گیرد که خدا به هدف آن خلق کرده و در اختیار بشر قرار داده است؛ حسن استفاده از نعمت و به کاری گیری آن در راستای کمال یابی خود و دیگران عین شکر نعمت است که فراتر از شکر زبانی و قلبی است؛ زیرا این همان شکر عملی است؛ چنان که استفاده از کرامات و قدرت های مادی و معنوی برای مقاصد الهی عین شکر نعمت است.(نمل، آیات ۱۹ و ۳۹ و ۴۰) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر گونه سوء استفاده از نعمت یا عدم استفاده از نعمت ها، گناهی است که انسان می بایست از آن استغفار کند. از همین روست که امیرمومنان امام علی(ع) نیز می فرماید: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَوِیَ بَدَنِی عَلَیْهِ بِعَافِیَتِکَ أَوْ نَالَتْهُ قُدْرَتِی‏ بِفَضْلِ نِعْمَتِکَ أَوْ بَسَطْتُ إِلَیْهِ یَدِی بِتَوْسِعَهِ رِزْقِکَ وَ احْتَجَبْتُ فِیهِ مِنَ النَّاسِ بِسِتْرِکَ وَ اتَّکَلْتُ فِیهِ عِنْدَ خَوْفِی مِنْهُ عَلَى أَنَاتِکَ وَ وَثِقْتُ مِنْ سَطْوَتِکَ عَلَیَّ فِیهِ بِحِلْمِکَ وَ عَوَّلْتُ فِیهِ عَلَى کَرَمِ عَفْوِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ بار خدایا! از تو مسألت آمرزش دارم، از هر گناهی که به واسطه ی عافیت بخشی تو، بدنم بر آن توانا شد؛ یا به واسطه نعمت فراوان تو به آن قدرت پیدا کردم؛ یا به واسطه ی رزق واسع تو به آن دست یافتم؛ و یا با پرده پوشی تو، در آن گناه از مردم پنهان ماندم؛ یا هنگام هراسم از گناه، در آن معصیت بر صبر و درنگ تو تکیه کردم و در آن گناه، ازخشم بر من، به حلمت اعتماد کردم و آن را بر عفو کریمانه ات واگذار نمودم، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان.
  3. پناهجویی از جلال الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، الله دارای دو وجه جلالی و اکرامی است.(الرحمن، آیات ۲۷ و ۷۸) وجه جلالی الهی در دنیا به شکل غضب و عذاب و در قیامت در نماد دوزخ وعذاب های نمایان می شود. پس هر گاه انسان گرفتار گناهی شد بهترین شیوه آن است که با استغفار و توبه از جلال الهی به اکرام و جمال الهی پناه برد؛ چنان که امام سجاد(ع) می فرماید: یا رب و اعوذ بک منک فاعذنی؛ ای پروردگار من! و از تو به خودت پناه می برم؛ پس مرا پناه ده!( دعای امام سجاد در دفع هر بیم؛ دانشنامه امام سجاد علیه السلام ، جمعی از نویسندگان،  ج  ۱  ، ص ۴۲۵؛ تحلیلی از زندگانی امام سجاد ، ج ۲؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام ۱۳۷۲.) امیرمومنان امام علی(ع) نیز می فرماید: إِلَهِی أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَ حُلُولِ سَخَطِکَ؛ معبودا، از خشم تو و فرود آمدن کیفرت به خود تو پناه برم.(نگاه کنید: مناجات شعبانیه امام علی علیه السلام) امیرمومنان (ع) در استغفار هفتاد بندی نیز می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو لِی غَضَبَکَ أَوْ یُدْنِی مِنْ سَخَطِکَ أَوْ یَمِیلُ بِی إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ أَوْ یَنْأَى بِی عَمَّا دَعَوْتَنِی إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هرگناهی که مرا به سوی غضبت فرا می خواند، یا مرا به سوی خشمت نزدیک می سازد؛ یا مرا به سوی آنچه که نهی ام کرده ای می کشاند؛ یا از آنچه که مرا به سوی آن دعوت نموده ای دور می نماید، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان.
  4. آموزش فریب کاری ها و حیله گری: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر کسی سنت نیکی بگذارد به عنوان باقیات صالحات از آن بهره مند می شود(کهف، آیه ۴۶؛ مریم، آیه ۷۶)؛ چنان که سنت بد و زشت به عنوان باقیات طالحات وزر و وبال او خواهد شد تا جایی که هر کس بدان زشتی و بدی عمل کند که او آموخته و تعلیم داده و سنت کرده ، نه تنها عامل بلکه صاحب سنت نیز گرفتار کیفر آن خواهد شد. از همین روست که خدا می فرماید: وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ؛ و ما هر چه پیش فرستادند و آثار آنان را می نویسم.(یس، آیه ۱۲) پس کسی که مدعی می شود شما کار بدی کنید، وزر و وبالش با من، این وسوسه کردن، موجب می شود که عامل و داعی هر دو گرفتار آن شوند بی آن که از کیفر یکی کم و به دیگری افزوده شود. خدا می فرماید: قَالُوا یَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِیهَا وَهُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلَا سَاءَ مَا یَزِرُونَ؛ مى‏ گویند: اى دریغ بر ما بر آنچه در باره آن کوتاهى کردیم و آنان بار سنگین گناهانشان را به دوش مى ‏کشند چه بد است بارى که مى ‏کشند.(انعام، آیه ۳۱) خدا هم چنین درجایی دیگر به دعوت گران دیگران به اعمال زشت و کفر و کفران می فرماید: لِیَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ کَامِلَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلَا سَاءَ مَا یَزِرُونَ؛ عِلْمٍ أَلَا سَاءَ مَا یَزِرُونَ ؛ تا روز قیامت بار گناهان خود را تمام بردارند و نیز بخشى از بار گناهان کسانى را که ندانسته آنان را گمراه مى کنند! آگاه باشید! چه بد بارى را مى ‏کشند.(نحل، آیه ۲۵) امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید:  اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَمَلْتُ إِلَیْهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ بِغَوَایَتِی أَوْ خَدَعْتُهُ بِحِیلَتِی فَعَلَّمْتُهُ مِنْهُ مَا جَهِلَ وَ عَمَّیْتُ عَلَیْهِ مِنْهُ مَا عَلِمَ وَ لَقِیتُکَ غَداً بِأَوْزَارِی وَ أَوْزَارٍ مَعَ أَوْزَارِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که بنده ای از بندگانت را با فریب کاری به سوی آن کشاندم و با نقشه و خدعه او را فریب دادم؛ آنگاه گناهی را که نمی شناخت به او یاد دادم و جلوی دید او را از آنچه می دانست گرفتم و می دانم که فردای قیامت باید با وزر و وبال گناه دیگران، علاوه بر گناه خود، با تو ملاقات کنم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  5. عوامل گمراهی و برکت زدا: گناهان دارای اقسامی چند از نظر تاثیرات هستند؛ یعنی همان طوری گناهان به گناهان کبیره و صغیره تقسیم می شوند، هم چنین بر اساس تاثیراتی که بر زندگی می گذارند، دارای اقسام و انواعی است. از نظر روایات گناهانی می تواند موجب حبس نعمت، نزول نقمت، تغییر در نعمت، تبدیل و جایگزینی نعمت به نقمت و مانند آنها باشد.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳) امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاَءَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ کُلَّ خَطِیئَهٍ أَخْطَأْتُهَا؛ خدایا! بیامرز برای من آن گناهانی را که پرده حرمت را می درد، خدایا! بیامرز برای من آن گناهانی را که کیفرها را فرو می بارند، خدایا! بیامرز برایم گناهانی را که نعمتها را دگرگون می سازند، خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که دعا را باز می دارند، خدایا! بیامرز برایم گناهانی که بلا را نازل می کند،خدایا! بیامرز برایم همه گناهانی را که مرتکب شدم، و تمام خطاهایی که به آنها آلوده گشتم.(مفاتیح الجنان، دعای کمیل) آن حضرت(ع) در استغفار هفتاد بندی نیز می فرماید که برخی از گناهان موجب دوری از جاده هدایت وگرفتاری به گمراهی می شود؛ چنان که برخی دیگر نیز انسان از مسیر رشد دور می کند و به سفاهت می کشاند و برخی دیگر نیز رزق را کاهش می دهد و برخی نیز برکت رامی برد و ذکرالله را از یاد انسان می زداید؛ آن حضرت (ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْغَیِّ وَ یُضِلُّ عَنِ الرُّشْدِ وَ یُقِلُّ الرِّزْقَ وَ یَمْحُو الْبَرَکَهَ وَ یُخْمِلُ الذِّکْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که به سوی گمراهی می کشاند و از راه رشد دور می کند، و روزی را کم و برکت را از بین می برد، میراث گذشته را نابود و نام آدمی را از خاطره ها می برد، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان.
  6. پوشش گذاری از خدا: خدا ستار العیوب و غفار الذنوب است، به طوری که اگر خدا می خواست به غضب خویش بگیرد، کسی در زمین باقی نمی ماند. امهال و مهلت دادن از سوی خدا نسبت به گناهکاران موجب شده تا آنان جرات پیدا کنند(اعراف، آیات ۱۸۲ و ۱۸۳)؛ چنان که ستار بودن خدا خود عاملی دیگری برای جرات یابی انسان گناهکار است. هم چنین به نظر می رسد که انسان در برابر خدا گستاخ و در برابر خلق دارای حیا و عفت است؛ زیرا با آن که می داند که خدا او را می بیند: أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى(علق، آیه ۱۴)، با این حال گناه می کند. انسان می بایست از این جرات و جسارتی که دارد استغفار و توبه کند؛ زیرا بترسد که اگر ستار بودن خدا نباشد، هیچ پوششی نمی تواند از رسوایی انسان جلوگیری کند، بلکه این خدا است که به اکرام کرامتی خویش غضب خویش را کنار می گذارد و به رحمت رحمانی و وجه اکرامی، ستار می شود. بنابراین باید از خدا خواست تا از ما بگذرد و در مقام ستار در آید و بر ما ببخشد و بیامرزد؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَتْعَبْتُ فِیهِ جَوَارِحِی فِی لَیْلِی وَ نَهَارِی وَ قَدِ اسْتَتَرْتُ مِنْ عِبَادِکَ بِسِتْرِی وَ لَا سِتْرَ إِلَّا مَا سَتَرْتَنِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که در شب و روزم، اعضا و جوارحم را در آن گناه خسته کردم و خود را در پرده ی پوشش خویش، از بندگانت پنهان کردم، در حالی که پرده ی حفظی جز پوشش تو نیست؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  7. سوء استفاده از مهلت الهی : انسان از مهلت های الهی و حلم و بردباری خدا سوء استفاده می کنند و نه تنها به گناه ادامه می دهند، بلکه حتی با همه عصیان ورزی و گناهکاری درخواست های خویش را به خدا عرضه کرده و خدا باز هم به آنان می بخشد و عطا می کند گویی اصلا گناهی از شخص ندیده باشد. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ رَصَدَنِی فِیهِ أَعْدَائِی لِهَتْکِی فَصَرَفْتَ کَیْدَهُمْ عَنِّی وَ لَمْ تُعِنْهُمْ عَلَى فَضِیحَتِی کَأَنِّی لَکَ وَلِیٌّ فَنَصَرْتَنِی وَ إِلَى مَتَى یَا رَبِّ أَعْصِی فَتُمْهِلَنِی وَ طَالَ مَا عَصَیْتُکَ فَلَمْ تُؤَاخِذْنِی وَ سَأَلْتُکَ عَلَى سُوءِ فِعْلِی فَأَعْطَیْتَنِی فَأَیُّ شُکْرٍ یَقُومُ عِنْدَکَ بِنِعْمَهٍ مِنْ نِعَمِکَ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که دشمنانم با آن درپی آبروریزی من بودند و تو نقشه ی آنها را از من برگرداندی و کمکشان نکردی که مرا مفتضح کنند؛ گویا من دوست توام که مرا یاری کردی .پروردگارا، تا کی معصیت کنم تو را و تو مهلتم دهی؟! چقدر معصیت کردنم طولانی شده و تو مؤاخذه ام نکرده ای و با وجود بدیِ کردارم از تو درخواست کردم و تو عطا نمودی؟! پس کدام شکر است که بتواند در برابر حتی یکی از نعمت هایت قرار گیرد؟ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  8. ظاهرسازی و تزیین و تسویل نفسانی : یکی از گناهان بزرگ این است که انسان ظاهرسازی کند و به تزیین رفتار زشت و تسویل آن بپردازد و به گونه ای عمل کند که کارهای زشت و افکار و رفتار شیطانی نیک و زیبا نشان داده شود که هم موجب گمراهی خود شخص و نیز فریب دیگران و گمراهی آنان می شود. خدا در آیات بسیاری به این خطر اشاره کرده است؛ زیرا برادران یوسف (ع) این گونه دردام شیطان و هواهای نفسانی افتادند(یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳ )؛ چنان که سامری این گونه در دام شیطان افتاد و از علم بصیرت و قدرت الهی خویش برای گوساله پرستی بهره گرفت.(طه، آیه ۹۶) خدا در قرآن این گونه هشدار می دهد: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا؛ الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا ؛ بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم. آنان کسانى‏ اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى ‏پندارند که کار خوب انجام مى‏ دهند.(کهف، آیات ۱۰۳ و ۱۰۴) برادران یوسف(ع) برای این مقاصد شیطانی خویش را توجیه کنند، به گریه و خون دروغ و پیراهن پاره شده تمسک می جویند.(یوسف، آیات ۱۶ تا ۱۸) به هر حال، انسان گاهی رفتارهایی دارد که خود موجب فریب خویش و دیگران است. از جمله این فریبکاری می توان به استغفار و توبه و سپس بازگشت به گناه اشاره کرد که بیانگر افتادن در مکر و کید شیطان است. شناخت این امر و استغفار از آنها امری است که امیرمومنان امام علی(ع) به آن ضمن بندی اشاره کرده و می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَدَّمْتُ إِلَیْکَ فِیهِ تَوْبَتِی ثُمَّ وَاجَهْتُ بِتَکَرُّمِ قَسَمِی بِکَ وَ أَشْهَدْتُ عَلَى نَفْسِی بِذَلِکَ أَوْلِیَاءَکَ مِنْ عِبَادِکَ أَنِّی غَیْرُ عَائِدٍ إِلَى مَعْصِیَتِکَ فَلَمَّا قَصَدَنِی بِکَیْدِهِ الشَّیْطَانُ وَ مَالَ بِی إِلَیْهِ الْخِذْلَانُ وَ دَعَتْنِی نَفْسِی إِلَى الْعِصْیَانِ اسْتَتَرْتُ حَیَاءً مِنْ عِبَادِکَ جُرْأَهً مِنِّی عَلَیْکَ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَکُنُّنِی مِنْکَ سِتْرٌ وَ لَا بَابٌ وَ لَا یَحْجُبُ نَظَرَکَ إِلَیَّ حِجَابٌ فَخَالَفْتُکَ فِی الْمَعْصِیَهِ إِلَى مَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ ثُمَّ کَشَفْتَ السِّتْرَ عَنِّی وَ سَاوَیْتُ أَوْلِیَاءَکَ کَأَنِّی لَمْ أَزَلْ لَکَ طَائِعاً وَ إِلَى أَمْرِکَ مُسَارِعاً وَ مِنْ وَعِیدِکَ فَازِعاً فَلُبِّسْتُ عَلَى عِبَادِکَ وَ لَا یَعْرِفُ بِسِیرَتِی غَیْرُکَ فَلَمْ تُسَمِّنِی بِغَیْرِ سِمَتِهِمْ بَلْ أَسْبَغْتَ عَلَیَّ مِثْلَ نِعَمِهِمْ ثُمَّ فَضَّلْتَنِی فِی ذَلِکَ عَلَیْهِمْ حَتَّى کَأَنِّی عِنْدَکَ فِی دَرَجَتِهِمْ وَ مَا ذَلِکَ إِلَّا بِحِلْمِکَ وَ فَضْلِ نِعْمَتِکَ فَلَکَ الْحَمْدُ مَوْلَایَ فَأَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ کَمَا سَتَرْتَهُ عَلَیَّ فِی الدُّنْیَا أَنْ لَا تَفْضَحَنِی بِهِ فِی الْقِیَامَهِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که در آن توبه ی خویش را تقدیم به تو کردم، سپس مواجه شدم با کرامت و قسم یاد کردنم به تو، و اولیاءت را از میان بندگان بر خود شاهد گرفتم که دیگر به سوی معصیت باز نمی گردم؛ ولی آنگاه که شیطان با کید و حیله اش مرا هدف گرفت و خواری و بیچارگیم مرا به سوی آن کشانید، و نفسم مرا به سمت آن معصیت خواند، خود را به جهت حیا از بندگانت مخفی ساختم، و این، از گستاخی من نسبت به تو بود، در حالی که می دانم هیچ پرده و بابی مرا ازتو پنهان نمی کند و هیچ حجابی نظر تو را از من نمی پوشاند. پس تو را مخالفت کرده و به آنچه مرا از آن نهی کرده بودی مبادرت نمودم ، سپس پرده را کنار زده و خود را با اولیاءت قرار دادم، گویا همیشه مطیع تو بوده و به سوی اوامرت شتابان و از تهدیدهایت هراسان بوده ام. ظاهرم را آنگونه آراستم که بر بندگانم مشتبه شد، درحالی که غیر از تو از درون من آگاه نبود، تو نیز مرا جز آن گونه که آنها مرا می شناختند معرفی نکردی، بلکه حتی نعمتهایی را که به آنها می دادی به من هم عطا کردی. سپس مرا به آنها برتری دادی، گویا نزد تو، همرتبه آنها هستم؛ اینها همه نیست، مگر به واسطه ی حلم و بردباری تو و نعمت فراوان تو بر من. پس حمد و سپاس ازان توست. ای مولای من ! از تو درخواست می کنم. ای خدا! همانطوری که اینگونه گناه را در دنیا مستور و پنهان ساختی، در قیامت نیز مرا رسوا نکنی ای بهترین رحم کنندگان!
  9. تظاهر گرایی و صالح نمایی در پوشش صالحان : ظاهرسازی انواع و اقسامی دارد، چنان که برخی از افراد همانند منافقان به گونه ای عمل می کنند که گویی از پیامبر(ص) نیز اخلاقی تر هستند؛ آنان به پیامبر خدا سفارش می کنند که فریبکاری نداشته باشد و در تقسیم غنائم عدالت داشته باشد.(توبه، آیه ۵۸) در حقیقت این افراد کاتولیک تر از پاپ هستند تا خلاف خویش را نهان کنند و رسوا نشوند. در حالی خلاف رضایت الهی معصیت می کنند، اما لباس ظاهر صلاح بر تن می کنند و به تعبیری جانماز آب می کشند. امیرمومنان(ع) از خدا می خواهد تا از این رفتار و ظاهرسازی ما بگذرد و این دسته از گناهان ما را ببخشد و بیامرزد. ایشان می گوید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ سَهِرْتُ لَهُ لَیْلِی فِی التَّأَنِّی لِإِتْیَانِهِ وَ التَّخَلُّصِ إِلَى وُجُودِهِ حَتَّى إِذَا أَصْبَحْتُ تَخَطَّأْتُ إِلَیْکَ بِحِلْیَهِ الصَّالِحِینَ وَ أَنَا مُضْمِرٌ خِلَافَ رِضَاکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که با صرف وقت و تأمل برای انجام آن، شب را به بیداری گذراندم تا توانستم مرتکب شوم، ولی صبح که شد در زیّ صالحین به سوی تو گام برداشتم، در حالی که خلاف رضایتت را در درون خود پنهان کرده بودم ای پروردگار عالمیان ! پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز! ای بهترین آمرزندگان!
  10. خروج از طاعت الهی : از نظر قرآن، طاعت در همه اشکال آن، همان چیزی است که مورد رضایت خدا است؛ پس کسی که معصیت می کند، مورد خشم الهی قرار می گیرد. البته همان طوری که اطاعت دراشکال گوناگون خودنمایی می کند، هم چنین معصیت نسبت به خدا در اشکال گوناگون خودنمایی می کند که شامل انواع گوناگون معاصی است. البته از نظرآموزه های وحیانی قرآن، معصیت رسول الله (ص) و اولیای الهی نیز به معنای معصیت الهی است.(مجادله، آیات ۹؛ نساء، آیه ۵۹) یکی از چیزهایی که انسان می بایست از آن استغفار کند، استغفار از انواع معاصی است. امیرمومنان امام علی(ع) درباره لزوم استغفار از هرگونه معصیت و خروج از طاعت الهی می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ظَلَمْتُ بِسَبَبِهِ وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِکَ أَوْ نَصَرْتُ بِهِ عُدُوّاً مِنْ أَعْدَائِکِ أَوْ تَکَلَّمْتُ فِیهِ بِغَیْرِ مَحَبَّتِکَ أَوْ نَهَضْتُ فِیهِ إِلَى غَیْرِ طَاعَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که به واسطه ی آن به ولی ای از اولیایت ظلم کردم، یا یکی از دشمنانت را یاری کردم، یا به جهت غیر محبت تو سخن راندم، یا در غیر مسیر طاعتت به آن اقدام کردم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهتری آمرزندگان!
  11. مخالفت با امر و نهی الهی: شریعت همان سبک زندگی است که خدا در قالب احکام به انسان یاد داده است. از نظر آموزه های اسلامی، امر و نهی الهی به چیزهایی تعلق گرفته که  مصلحت یا مفسدتی در آن است؛ به عنوان نمونه نماز موجب نورانیت و تقرب به خدا می شود؛ چنان که خمر موجب زوال عقل و مستی و نیز عامل دشمنی است.(مائده، آیه ۹۱) هر گونه مخالفت با امر و نهی الهی افزون بر این موجب زوال سعادت و  آرامش و آسایش است؛ زیرا یا مصلحتی از دست می رود یا مفسدتی را موجب می شود، هم چنین عاملی مهم در سقوط انسان و عدم تقرب به خدا می شود. بنابراین، می بایست از هرگونه مخالفت پرهیز کرد و در  دام تزیینات نفسانی و شیطانی نیافتد و بر خلاف شریعت عمل نکرد؛ و گرنه می بایست از هرگونه مخالفت استغفار و توبه کرد تا شرایط نامناسب تغییر یابد ووضعیت بهبود یابد. امام علی(ع) دراین باره نیزمی فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ نَهَیْتَنِی عَنْهُ فَخَالَفْتُکَ إِلَیْهِ أَوْ حَذَّرْتَنِی إِیَّاهُ فَأَقَمْتُ عَلَیْهِ أَوْ قَبَّحْتَهُ لِی فَزَیَّنْتُهُ لِنَفْسِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که مرا از آن نهی کردی و من مخالفت تو نمودم؛ یا مرا از آن بر حذر داشتی و من بر ارتکاب آن ایستادگی کردم؛ یا آن را برایم زشت شمردی و من آن را برای خود زینت دادم؛ پس بر محمد آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  12. استغفار از فراموشی و سبک شماری: از نظر قرآن، خدا بسیار رحمان و رحیم است؛ زیرا اکرام الهی نسبت به انسان موجب می شود تا خدا از خطاها و گناهان بسیاری چشم پوشی کند و اصلا به حساب نیاورد. مومن می بایست به این نکته توجه داشته باشد که کرامت الهی را سبک نشمارد و خود را در برابر جلال و عظمت الهی ببیند و بیابد و برای آن که جرات وجسارت نیابد به این نکته توجه داشته باشد که خدا از او بسیار گذرکرده است و اگر عفو و گذشت الهی نبود، می بایست دیگر دمی در دنیا باقی نمی ماند؛ ولی خدا از بسیاری از آنها به عناوین گوناگون گذشت کرده است.(مائده، آیه ۱۵؛ شوری، آیات ۲۵ و۳۰) به هر حال، مومن صادق می بایست از این دسته از گناهان نیز استغفار و توبه کند: و اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ نَسِیتُهُ فَأَحْصَیْتَهُ وَ تَهَاوَنْتُ بِهِ فَأَثْبَتَّهُ وَ جَاهَرْتُ بِهِ فَسَتَرْتَهُ عَلَیَّ وَ لَوْ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ لَغَفَرْتَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که آن را فراموش کرده ام، ولی تو آن را شمرده ای، و آن را سبک شمرده ام و تو آن را نوشته ای، و آشکارا آن را مرتکب شده ام و تو آن را پوشانده ای و اگر از آن توبه می کردم حتماً می آمرزیدی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  13. هتاکی: یکی از مهم ترین گناهان این است که انسان پرده الهی و حرمت عظمت وجلال الهی را بدرد و به ساحت قدس الهی بی حرمتی روا داشته و هتک حرمت کند. به سخن دیگر، گاه انسان نسبت به دیگران هتک حرمت می کند و گاه نسبت به خود و گاه نسبت به خدا. کسی که خدا را به درستی نمی شناسد یا می شناسد ولی در عمل و ایمان بدان وقعی نمی نهد، به اشکال گوناگون حرمت شکنی می کند و هتاکی می نماید. البته بسیاری از این موارد به سبب آن است که انسان کرامت الهی را می بیند و بدان غره می شود و نمی فهمد که خدایی که از بسیاری از گناهان در می گذرد یا سریع عقوبت نمی کند، برای آن است که خدای رحمان رحیم است و اصولا خلقت را براساس رحمت ساماندهی کرده است. (هود، آیه ۱۱۹) انسان عاقل کسی است که نه تنها کرامت الهی و ترک عقوبت یا ترک سرعت در عقوبت او را گستاخ نمی سازد، بلکه به پیشگاه خدا عذر می خواهد و از رفتار خویش استغفار می طلبد و توبه می کند تا به اصلاح امر بپردازد. امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تَوَقَّعْتُ فِیهِ قَبْلَ انْقِضَائِهِ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَهِ فَأَمْهَلْتَنِی وَ أَدْلَیْتَ عَلَیَّ سِتْراً فَلَمْ آلِ فِی هَتْکِهِ عَنِّی جَهْداً فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که تعجیل عقوبت را قبل از پایان یافتن گناه توقع داشتم، ولی مهلتم دادی و پرده ی پوشش را بر من افکندی و با این همه از هیچ کوششی در هتک آن فروگذار نکردم، پس محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  14. استغفار از موانع : انسان کارهایی را انجام می دهد که به عنوان موانع عمل می کنند و رحمت را دور می سازند، یا نقمت را نزدیک می کنند یا حتی تغییراتی بدتر که نعمت به نقمت تبدیل می شود. خدا در قرآن می فرماید که تغییر در نفوس که به سبب فجور و بی تقوایی ایجاد می شود، نه تنها انسان را ساقط می کند، بلکه موانعی برای رحمت و فضل الهی و هم چنین عاملی بر تغییرات مهم در زندگی و تبدیل سعادت به شقاوت است.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰) بنابراین، انسان می بایست از این گونه کارها نیز توبه و استغفار کند؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَصْرِفُ عَنِّی رَحْمَتَکَ أَوْ یُحِلُّ بِی نَقِمَتَکَ أَوْ یَحْرِمُنِی کَرَامَتَکَ أَوْ یُزِیلُ عَنِّی نِعْمَتَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِین؛ بار خدایا از تو آمرزش می طلبم از هر گناهی که رحمتت را از من باز میدارد، یا عذابت را بر من فرود می آورد، یا مرا از کرامتت محروم میسازد، یا نعمتت را از من زایل میسازد؛ پس بر محمد آل محمد درود فرست و این گونه گناهانم را بر من بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  15. هلاک کننده ها : چنان که گفته شد، برخی از گناهان و کارها موانع خیر و برخی عامل شرور هستند؛ از همین روست که امت هایی گرفتار خشک سالی و بدبختی می شوند و سعادت و آرامش و آسایش از زندگی آنان حذف می شود؛ در حالی که اگر اهل تقوا بودند این گونه مبتلا نمی شدند؛ خدا می فرماید: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ ؛و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعا برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏ گشودیم؛ ولى تکذیب کردند، پس به کیفر دستاوردشان گریبان آنان را گرفتیم.(اعراف، آیه ۹۶) در جایی دیگر نیز می فرماید: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ ؛ و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود و روزیش از هر سو فراوان مى ‏رسید؛ پس ساکنانش نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند؛ و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏ دادند طعم گرسنگى و هراس را به مردم آن چشانید.(نحل، آیه ۱۱۲) پس برخی از اعمال موجب می شود که سعادت به شقاوت و آرامش و آسایش به نا امنی و قحطی تبدیل شود. ازهمین رو، لازم است تا انسان از این نوع گناهان استغفار و توبه کند، که برخی آن ها را امیرمومنان (ع) این گونه اعمال دانسته اند: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُورِثُ الْفَنَاءَ أَوْ یُحِلُّ الْبَلَاءَ أَوْ یُشْمِتُ الْأَعْدَاءَ أَوْ یَکْشِفُ الْغِطَاءَ أَوْ یَحْبِسُ قَطْرَ السَّمَاءِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که هلاک را به دنبال می آورد، یا بلا را فرود می آورد، یا شماتت دشمنان را در پی می آورد، یا پرده را می درد، یا قطرات آسمان را حبس می کند؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  16. تعییر و عیب زنی : یکی از رفتارهای زشت انسان آن است که به دیگر عیب نهی و عیب زنی و او را بر کاری یا چیزی ملامت و سرزنش کنی. امام صادق علیه السلام فرمود: أَبْعَدُ مَا یکونُ العَبدُ مِنَ الَّلهِ أَن یکونَ الرَّجُلُ یوَاخِی الرَّجُلَ وَ هُوَ یحفُظُ عَلَیهِ زَلاته لِیعَیرَهُ بِهَا یومًا مَا؛ دورترین حالات انسان از خدا این است که با کسی طرح دوستی بریزد و لغزش های او را به خاطر بسپارد تا روزی او را رسوا سازد.(بحارالانوار، ج۷۹، ص۲۱۹) اگرکسی این گونه باشد خودش در همین دنیا مبتلا و رسوا می شود؛ امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که فرمود: یا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسَانِهِ و لمْ یسْلِمْ بِقَلْبِهِ لَا تَتَبّعُوا عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ یفْضَحْهُ؛ ای کسانی که به ظاهر اسلام آورده اید ولی اسلام در قلب شما رسوخ نکرده است، در جستجوی لغزش های مسلمانان نباشید تا آنان را رسوا کنید زیرا کسی که در مقام پیدا کردن خطاهای مردم باشد خدا عیوب او را آشکار و وی را رسوا خواهد کرد.(اصول کافی، ج۲، ص۳۵۵) از آن جایی که عیب جویی و ملامت کردن مردم به عیبی کار درستی نیست، می بایست از آن استغفار و توبه کرد تا آثار سوء بر انسان بار نشود: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ عَیَّرْتُ بِهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ أَوْ قَبَّحْتُهُ مِنْ فِعْلِ أَحَدٍ مِنْ بَرِیَّتِکَ ثُمَّ تَقَحَّمْتُ عَلَیْهِ وَ انْتَهَکْتُهُ جُرْأَهً مِنِّی عَلَى مَعْصِیَتِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ، از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که کسی از بندگانت را به آن سرزنش کردم؛ یا در فعل کسی از مخلوقاتت آن گناه را تقبیح کردم، اما پس از آن خودم وارد آن گناه شدم و مرتکب گشتم به خاطر جرأتی که از من بر عصیانت سر زد؛ پس بر محمد و آل محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بر بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  17. اصرار بر گناه: از گناهان کبیره اصرار بر گناه صغیره است که انسان را ساقط می کند. خدا در قرآن اهل تقوا را کسی میداند که بر گناه صغیره اصرار ندارد.(آل عمران، آیه ۱۳۵) امام باقر (ع) آمده است: اصرار بر گناه این است که انسان گناه کند و استغفار نکند و تصمیم بر توبه و بازگشت نگیرد.( کافی، ج ۲، ص ۲۸۸، حدیث ۲) پیامبر اکرم (ص) نیز می فرماید چنین است: اصرار بر گناه ندارد کسی که استغفار می کند، اگرچه در روز هفتاد بار یک گناه را انجام بدهد.( انوار التنزیل، ج۱، ص ۱۸۲) بنابراین، از چیزهایی که می بایست از آن استغفار و توبه کرد، اصرار برگناه است: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ وَ أَقْدَمْتُ عَلَى فِعْلِهِ فَاسْتَحْیَیْتُ مِنْکَ وَ أَنَا عَلَیْهِ وَ رَهَبْتُکَ وَ أَنَا فِیهِ ثُمَّ اسْتَقَلْتُکَ مِنْهُ وَ عُدْتُ إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که از آن توبه کردم و بر انجامش اقدام نمودم، پس از تو حیا میکردم در حالی که مرتکب آن بودم، و از تو می ترسیدم در حالی که من در انجام آن گناه غوطه ور بودم؛ پس از تو خواستم که از من درگذری در حالی که باز به سوی آن برگشتم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  18. نقض و پیمان شکنی: یکی از گناهان بزرگ نقض عهد و پیمان شکنی است؛ زیرا وفا به عهد و عقد از مهم ترین اصول فطرت انسانی است که همگان بدان اعتقاد دارند و اسلام به عنوان دین مطابق فطرت بر آن مهر تایید زده است(روم، آیه ۳۰؛ رعد، آیه ۲۰؛ مائده، آیه ۲؛ نحل، آیه ۹۱؛ توبه، آیات ۱۲  و ۱۳)، مگر آنکه از فطرت الهی خارج شده باشند. بنابراین، نقض عهد و بی وفایی نسبت به قول و قرارها با خدا و خلق خدا گناهی بزرگ است که می بایست از آن توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ ثَوَّرَکَ عَلَیَّ وَ وَجَبَ فِی فِعْلِی بِسَبَبِ عَهْدٍ عَاهَدْتُکَ عَلَیْهِ أَوْ عَقْدٍ عَقَدْتُهُ لَکَ أَوْ ذِمَّهٍ آلَیْتُ بِهَا مِنْ أَجْلِکَ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ ثُمَّ نَقَضْتُ ذَلِکَ مِنْ غَیْرِ ضَرُورَهٍ لِرَغْبَتِی فِیهِ بَلِ اسْتَزَلَّنِی عَنِ الْوَفَاءِ بِهِ الْبَطَرُ وَ اسْتَحَطَّنِی عَنْ رِعَایَتِهِ الْأَشَرُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که شعله ی غضب تو را بر من مشتعل ساخت و باعث شد در اثر ارتکاب آن به خاطر عهدی که با تو بسته بودم، یا پیمانی که با تو داشتم، یا قَسَمی که برای یکی از مردم به خاطر تو خوردم، گناهی بر ذمه ی من لازم آید. اما پس از آن به خاطر میل و رغبتم به گناه ، آن عهدی و پیمان را بدون ضرورت نقض کردم؛ بلکه خوشگذرانی مرا از وفای به آن بازداشت و سرمستی مرا از رعایت آن فرو انداخت؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  19. سوء استفاده از نعمت: ازنظر آموزه های وحیانی قرآن، شکر نعمت به استفاده درست از نعمت است.(نمل، آیات ۱۹ و ۳۹ و ۴۰) بنابراین، هر گونه استفاده نادرست از نعمت به عنوان کفر عملی نعمت، تبعات و پیامدهای ناگواری دارد که می توان به آن ذنب و گناه اطلاق کرد. انسان می بایست از این نوع رفتارهای نادرست نسبت به نعمتی استغفار و توبه کند تا مشکلاتی برایش ایجاد نشود. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ لَحِقَنِی بِسَبَبِ نِعْمَهٍ أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَیَّ فَقَوِیتُ بِهَا عَلَى مَعْصِیَتِکَ وَ خَالَفْتُ بِهَا أَمْرَکَ وَ قَدِمْتُ بِهَا عَلَى وَعِیدِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! و از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که گریبان گیرم شد به واسطه ی نعمتی که به من عطا کردی و با آن قوّت بر معصیت پیدا کردم و مخالفت امر تو نمودم، و با آن به سوی وعده ی عذابت نزدیک شدم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  20. هواپرستی: از مهم ترین عوامل گناه می توان به هواپرستی اشاره کرد؛ زیرا همین هواپرستی است که موجب می شودتا انسان معبودهای دیگر را جایگزین خدا کند و از بندگی خدا به معصیت خدا سوق داده شود. (جاثیه، آیات ۲۳ و ۲۴) بنابراین، می توان گفت که راه نجات در رهایی از هواهای نفسانی و ترس از خدا(نازعات، آیات ۴۰ و۴۱) است، و گرنه هواهای نفس انسان را به سوی طغیان سوق می دهد و سقوط در آتش دوزخ را موجب می شود.(همان، آیات ۳۷ تا ۳۹) ازهمین روست که پیامبر(ص) فرمودند: أَعْدَى‏ عَدُوِّکَ‏ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ‏؛ سرسخت‌ترین دشمنت نفس تو هست که در میان دو پهلویت قرار دارد(تنبیه الخواطر، ورام بن ابى فراس‏، ج‏ ۱، ص ۵۹؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏۶۷، ص ۶۴؛ حکمت نامه پیامبر اعظم صلَّی الله علیه و آله، محمدی ری شهری، ج ۷، ص ۴۱۸) به سخن دیگر، نفس دارای قوایی چون عقل و وهم و غضب و شهوت است که سه گانه اخیر انسان را به سوی طغیان سوق می دهد؛ اگر عقل فطری به داد انسان نرسد. بسیاری از مردم به سبب همین هواپرستی سقوط می کنند؛ و پس انسان می بایست هماره از هواپرستی و وسوسه های نفسانی استغفار و توبه کند تا در امان بماند؛ امام علی(ع)می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ قَدَّمْتُ فِیهِ شَهْوَتِی عَلَى طَاعَتِکَ وَ آثَرْتُ فِیهِ مَحَبَّتِی عَلَى أَمْرِکَ وَ أَرْضَیْتُ نَفْسِی فِیهِ بِسَخَطِکَ إِذْ رَهَّبْتَنِی مِنْهُ بِنَهْیِکَ وَ قَدَّمْتَ إِلَیَّ فِیهِ بِأَعْذَارِکَ وَ احْتَجَجْتَ عَلَیَّ فِیهِ بِوَعِیدِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که شهوت خود را بر طاعتت مقدم داشتم، و دوست داشتن خود را بر امر تو ترجیح دادم، و نفس خویش را با خشم تو راضی ساختم، زیرا با نهی از آن مرا ترسانده بودی و پیشاپیش راه عذر را بر من بسته بودی و با وعده ی عذابت حجت را بر من تمام کرده بودی، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  21. مغفولات انسانی : انسان در دنیا هماره گرفتار غفلت است. غفلت زمانی رخ می دهد که انسان سرگرم بی اهمیت یا کم اهمیت شود و از اهم و مهم غافل گردد. شکی نیست که آخرت امر مهم انسان است؛ ولی دنیا و زینت های آنان انسان را غافل می کند تا جایی که دنیا را بر آخرت ترجیح می دهد(اعلی، آیات ۱۶ و۱۷) هم چنین اطاعت و بندگی خدا و و پروردگاری او از امور مهم است که انسان  بر فطرت بدان متعهد است، ولی دنیا او را غافل کرده است.(اعراف، آیه ۱۷۲) پس هر انسانی می بایست از این که گرفتار غفلت است توبه و استغفار کند و اجازه ندهد که آخرت واطاعت و عبادت که اهمیت دارد، در دام بی اهمیت ها یا کم اهمیت ها گرفتار شود: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ عَلِمْتُهُ مِنْ نَفْسِی أَوْ نَسِیتُهُ أَوْ ذَکَرْتُهُ أَوْ تَعَمَّدْتُهُ أَوْ أَخْطَأْتُ فِیمَا لَا أَشُکُّ أَنَّکَ سَائِلِی عَنْهُ وَ إِنَّ نَفْسِی مُرْتَهَنَهٌ بِهِ لَدَیْکَ وَ إِنْ کُنْتُ قَدْ نَسِیتُهُ وَ غَفَلْتُ عَنْهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِین؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که خود از آن خبر دارم، یا فراموش کرده ام ، یا به یاد می آورم، یا به عمد آن را انجام دادم، یا از روی خطا آورده ام، مواردی که بی شک از من سوال خواهی کرد و نفسم پیش تو درگرو آن است، هر چند آن را فراموش و ازآن غافل شده باشم، پس برمحمدوآل محمد درود فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!‏
  22. غفلت از رویت الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خدا شاهد بر هر چیزی است و چیزی یا کسی از او نهان نیست؛ بلکه او بصیر به سرّ و اخفی است: إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا یَخْفَى ؛ او آشکار و آنچه را که نهان است مى‏ داند.(اعلی، آیه ۷) ونیز می فرماید: فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ؛ پس او سر و نهان تر را می داند.(طه، آیه ۷) و هم چنین می فرماید: أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى؛ مگر ندانسته که خدا مى ‏بیند.(علق، آیه ۱۴) هم چنین انسان می داند که با عملش در آخرت در نزد خدا حاضر می شود(آل عمران، آیه ۳۰؛ کهف، آیه ۴۹) حال با چنین علم و یقینی باز گناه می کند و از توبه و بازگشت به خط راست واصلاح امر غافل می شود. بنابراین، از مواردی که می بایست استغفار کرد، چنین حالاتی است که امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ وَاجَهْتُکَ بِهِ وَ قَدْ أَیْقَنْتُ أَنَّکَ تَرَانِی عَلَیْهِ وَ أَغْفَلْتُ أَنْ أَتُوبَ إِلَیْکَ مِنْهُ وَ أُنْسِیتُ أَنْ أَسْتَغْفِرَکَ لَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که با آن با تو روبه رو شدم ویقین داشتم که تو مرا در آن حال می بینی و غافل شدم که از آن توبه کنم، و فراموش کردم که از آن استغفار نمایم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و اینگونه گناهانم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  23. رجا و امید افراطی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان می بایست بین خوف و رجا باشد(حجر، آیه ۴۹؛ سجده، آیه ۱۶؛ رعد، آیه ۱۲؛ روم، آیه ۲۴؛ زمر، آیات ۸ و ۹)؛ زیرا خوف افراطی موجب نومیدی و یاس شده و انسان را از توبه و استفغار باز می دارد؛ چنان که رجا و امید افراطی موجب جرات و جسارت می شود تا جایی که در کارهایی وارد می شود که نمی بایست در آن وارد شود.(کهف، آیات ۳۵ و ۳۶ ؛ و نیز ۲۷ و ۲۸)پس حالت اعتدال میان خوف و رجا مهم ترین آموزه اسلامی در ساحت روان شناسی است. پیامبر خدا «ص» فرمودند: «لو یَعلَمُ المؤمنُ ما عِندَ اللّه مِن العُقوبَهِ ما طَمِعَ فی الجَنّهِ أحَدٌ، و لَو یَعلَمُ الکافِرُ ما عِندَ اللّه مِن الرَّحمَهِ ما قَنَطَ مِن الجَنّهِ أحَدٌ؛ اگر مؤمن از کیفر خدا آگاه بود، هیچ کسی به بهشت امید نمی بست و اگر کافر از رحمت خدا آگاه بود هیچ کسی از بهشت نومید نمی شد.»( کنز العمّال، حدیث ۵٨۶٧)  امام علی(ع) فرمودند: «خَیرُ الأعمالِ اعتِدالُ الرجأ و الخَوفِ؛ بهترین کارها، برابر بودن بیم و امید است».( غرر الحکم، ۵٠۵۵، میزان الحکمه، ج۳، ح۵۴۳۵) و نیز می فرماید: «خَف ربَّکَ خَوفا یَشغَلُک عن رَجائهِ، و ارجُهُ رجا مَن لا یَأمَنُ خَوفَهُ؛ از پروردگارت چنان نترس که تو را از امید بستن به او باز دارد و چونان کسی به او امید بند که اُمیدش خالی از ترس نیست.»( غررالحکم، ۵٠۵۶. میزان الحکمه، ج۳، ح۵۴۳۶) امام صادق«ع» می فرماید: «یَنبَغی للمؤمنِ أن یَخافَ اللّه خَوفا کأنّهُ یُشرِفُ علی النّارِ، و یَرجوَهُ رجا کأنّهُ مِن أهلِ الجَنّهِ؛ سزاوار است که مؤمن از خداوند چنان بترسد که گویی بر لبه دوزخ قرار دارد، و به او چنان امیدوار باشد که گویی اهل بهشت است.»(مجمع البیان،ج ۹،ص١۴) برخی از افراد اسلام رحمانی را به عنوان نادیده گرفتن دوزخ و عذاب الهی تبلیغ می کنند و تنها بشارت و بهشت را دیگران معرفی می نمایند؛ در حالی که همان خدای رحمن دوزخ را خلق کرده وبه دوزخ می افکند. امام علی(ع) می فرمایند:«اتَّقُوا باطِلَ الأملِ، فَرُبَّ مُستَقبِلِ یومٍ لیسَ بِمُستَدبِرِهِ، و مَغبُوطٍ فی أوَّلِ لَیلِهِ قامَت بَواکِیهِ فی آخِرِهِ؛ از آرزوی پوچ و باطل بپرهیزید، زیرا چه بسا کسی که به امید فردا بود، ولی آن را پشت سر نگذاشت و چه بسا کسی که در آغاز شب به او غبطه می خورند، ولی در پایان آن به حال او می گریند.»( غررالحکم، ۲۵۷) بنابراین، توجه بیش از اندازه به اکرام الهی و جه جمالی ممکن است انسان را به سوی گناه و جرات و جسارت سوق دهد. از همین روست که برخی از گناهان به سبب همین نگره افراطی  به اکرام الهی انجام می شود. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید که از این دسته گناهان که بر اساس امید افراطی انجام می شود، می بایست توبه و استغفار کرد. آن حضرت(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ دَخَلْتُ فِیهِ بِحُسْنِ ظَنِّی بِکَ أَنْ لَا تُعَذِّبَنِی عَلَیْهِ وَ رَجَوْتُکَ لِمَغْفِرَتِهِ فَأَقْدَمْتُ عَلَیْهِ وَ قَدْ عَوَّلْتُ نَفْسِی عَلَى مَعْرِفَتِی بِکَرَمِکَ أَنْ لَا تَفْضَحَنِی بَعْدَ أَنْ سَتَرْتَهُ عَلَیَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که وارد آن شدم به واسطه ی حسن ظنّ به تو که مرا بر آن عذاب نمیکنی و امیدوار بودم که آن را می آمرزی، پس به آن اقدام کردم، در حالی که اتّکای من بر کَرَمی بود که از تو می شناختم، که دیگر پس از آن که آن را بر من پوشاندی رسوایم نمیکنی؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهان را بر من بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  24. گناه نومیدساز: همان طوری که رجای افراطی خوب نیست؛ خوف زیادی نیز خوب نیست. شکی نیست که برخی از گناهان انسان را گرفتار عذاب دوزخ می کند؛ زیرا گناهان کبیره که خدا وعده دوزخ داده، موجب می شود تا انسان گرفتار نومیدی شود و شخص امید و رجا به رهایی از عذاب و دوزخ را از دست بدهد. از نظر آموزه های وحیانی ، گناه هرچند که بزرگ باشد، خدا همه را جز شرک را می بخشد(نساء، آیات ۴۸ و ۱۱۶)؛ البته انسان اگر مسلمان شود، شرک و کفر نیز بخشیده می شود؛ ولی خدا می خواهد بگوید اگر مسلمانی هر چه گناه بزرگی کرده باشد، از آن می گذرد به شرط  آن که در زمان خودش توبه کند و تسویف و تاخیر نیاندازد تا زمان مرگ برسد که دیگر در آن زمان احتضار توبه و استغفار سودی ندارد(یونس، آیات ۹۰ و۹۱) امام محمدتقی(ع) فرمود: « تاخیر التوبهْ اغترار و طول التسویف حیرهً و الاعتلال علی‌الله هلکهً و الاصرار علی‌الذنب امن لمکرالله و لا یأمن مکرالله الا القوم الخاسرون؛ تاخیر انداختن توبه در واقع نوعی فریب خوردن است، امروز و فردا کردن برای توبه موجب حیرت و سرگردانی است، در برابر خداوند عذرتراشی کردن منجر به هلاکت می‌شود، اصرار بر گناهان نوعی آسوده‌خاطرشدن از مکر خدا تلقی می‌شود و تنها انسان‌های زیانکار از مکر خدا آسوده‌خاطر هستند. (تحف‌العقول ص۴۸۰) پس اگر چه در حالت احتضار توبه پذیرفته نیست؛ اما قبل از آن، هر گناهی با توبه از میان می رود و خدا شخص توبه کار را می بخشد. خدا می فرماید: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ؛ بگو: اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید، از رحمت‏ خدا نومید مشوید! در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است.(زمر، آیه ۵۳) امیرالمومنین امام علی(ع) درباره توبه و استغفار از  گناهان نومید ساز می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَوْجَبْتُ مِنْکَ بِهِ رَدَّ الدُّعَاءِ وَ حِرْمَانَ الْإِجَابَهِ وَ خَیْبَهَ الطَّمَعِ وَ انْفِسَاخَ الرَّجَاءِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که به واسطه ی آن مستحق رد شدن دعا و محرومیت از اجابت و نا امیدی از طمع و گسستن آرزو شده ام، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  25. حسرت و پشیمانی: برخی از گناهان موجب حسرت در دنیا و آخرت می شود؛ هر چند که از نظر قرآن، حسرت در قیامت شامل انجام گناه و ترک واجبات و مستحبات می شود؛ زیرا انسان در آن جا متوجه می شود که هر واجب یا مستحبی چه اندازه آثار داشته که ترک آنها او را از آنها محروم کرده است. از همین روست که از روز قیامت به عنوان حسرت یاد می شود.(مریم، آیه ۳۹) هم چنین برخی از امور موجب ندامت و پشیمانی است که در قیامت عذر نادم پذیرفته نیست؛ زیرا هر انسانی بر نفس خویش و نیز عملکرد خویش بصیرت دارد.(قیامت، آیات ۱۴ و۱۵) به هر حال، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر گناهی آثاری مادی ومعنوی به جا می گذارد که شامل امور پیش گفته و از دست رفتن نعمت و تبدیل آن به نقمت و مانند آنها می شود. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید که انسان از همه این ها می بایست استغفار و توبه کند:  اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُعْقِبُ الْحَسْرَهَ وَ یُورِثُ النَّدَامَهَ وَ یَحْبِسُ الرِّزْقَ وَ یَرُدُّ الدُّعَاءَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که موجب حسرت و سبب پشیمانی می گرددد و باعث بند آمدن روزی و رد شدن دعا می گردد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  26. گناه بیماری زا: از نظر قرآن، سلامت در جسم و روان یکی از نعمت های بزرگ الهی است که انسان می بایست نسبت به آن شاکر باشد؛ به ویژه سلامت در زمان تولد و مرگ و رستاخیز(مریم، آیات ۱۵ و ۳۳)؛ البته برخی از گناهان سلامت جسم و جان را در معرض خطر قرار می دهد؛ بنابراین می بایست از این نوع گناهان به خدا پناه برد و توبه کرد و استغفار نمود: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُورِثُ الْأَسْقَامَ وَ الْفَنَاءَ وَ یُوجِبُ النِّقَمَ وَ الْبَلَاءَ وَ یَکُونُ فِی الْقِیَامَهِ حَسْرَهً وَ نَدَامَهً فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که موجب بیماری و نابودی و باعث گرفتاری ها و بلاها میشود، و در قیامت حسرت و ندامت در پیش خواهد داشت؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  27. گناه زبانی و قلبی: هر چند که در فقه اسلامی تا زمانی که گناه از فکر و قلب به زبان جاری نشده یا به عمل در نیامده باشد، احکام گناه بر آن بار نمی شود؛ اما باید دانست که آثار معنوی و روانی فکر پلیدی که در قلب می گذرد بر انسان باقی خواهد ماند؛ از این روست که انسان می بایست از خواطر گناه و هواجس آن در امان بماند و از فکر پلید نیز اجتناب کند. خدا در قرآن می فرماید: وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ ؛ و بگو پروردگارا از سیخونک های شیطانها به تو پناه مى برم.(مومنون، آیه ۹۷) این همزات شامل خطورات شیطانی و نفسانی  است که انسان را به سوی فکر پلید و گناه سوق می دهد؛ پیامبر(ص) می فرماید: لِلْقَلْبِ لَمَّتَانِ لَمَّهٌ مِنَ الْمَلَکِ إِیعَادٌ بِالْخَیْرِ وَ تَصْدِیقٌ بِالْحَقِّ فَمَنْ وَجَدَ ذَلِکَ فَلْیَعْلَمْ أَنَّهُ مِنَ اللَّهِ فَلْیَحْمَدِ اللَّهَ وَ لَمَّهٌ مِنَ الْعَدُوِّ إِیعَادٌ بِالشَّرِّ وَ تَکْذِیبٌ بِالْحَقِّ وَ نَهْیٌ عَنِ الْخَیْرِ فَمَنْ وَجَدَ ذَلِکَ فَلْیَتَعَوَّذْ مِنَ الشَّیْطَانِ ثُمَّ تَلَا الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ الْآیَهَ؛  در قلب دو نجوا و وسوسه وجود دارد. یکی ندای فرشته‌ای است که به خیر وعده داده و حق را تصدیق می‌کند. هرکه آن را دریابد، باید بداند که آن، از جانب خداست و خدا را شکر کند؛ و ندای دیگر ندای دشمن (شیطان) است که به شر وعده داده، حق را تکذیب کرده و از خیر نهی می‌کند. هرکه آن را دریابد، باید از شرّ شیطان به خدا پناه برد. الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ …(تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۶۴؛ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۳۹) خدا در قرآن به مومنان هشدار می دهد که شیاطین به اولیای خویش وحی می فرستد؛ چنان که خدا به اولیای وحی می فرستد؛ این گونه است که اولیای شیطان فکر و زبان و دست و پای شیطان می شوند: وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ (انعام، آیه ۱۲۱) از سوی دیگر بسیاری از گناهان، زبانی هستند. ازهمین روست که خدا به انسان هشدار می دهد که افکار پلید خود را به زبان نیاورید تا گناه برای شما نوشته نشود؛ زیرا هر چه از انسان صادرمی شود به ویژه سخن را می نویسم: مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ ؛ از قول چیزی صادر نمی شود؛ مگر آن که رقیب و عتید نزد اوست.(ق، آیه ۱۸) به هرحال، انسان می بایست مواظب افکار و گفتار خودش  باشد و اگر فکر پلید و سخنی ناپاک گفت، از آن استغفار و توبه کند. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَدَحْتُهُ بِلِسَانِی أَوْ أَضْمَرَهُ جِنَانِی أَوْ هَشَّتْ إِلَیْهِ نَفْسِی أَوْ أَتَیْتُهُ بِفِعَالِی أَوْ کَتَبْتُهُ بِیَدِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛  بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که آن را با زبان تعریف کردم، یا در دل به فکر آن بودم، یا نفسم به آن مشتاق گشت، یا با کردارم آن را انجام دادم، یا با دستم آن را نوشتم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  28. گناه خلوات: انسان در خلوت خویش گناه می کند، در حالی که در جلوت دیگران آن را انجام نمی دهد؛ زیرا از دیگران حریم می گیرد و احترام آنان را می گذارد، ولی حرمت نگاه خدا را نگه نمی دارد. البته چنان که گفته شد بسیاری از مردم به سبب کرامت الهی گستاخ می شوند و این گونه اعمال و رفتار دارند، چنان که برخی نیز از سر غفلت یا جهالت این گونه رفتار دارند. از همه این نوع گناهان می بایست توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ خَلَوْتُ بِهِ فِی لَیْلٍ أَوْ نَهَارٍ وَ أَرْخَیْتَ عَلَیَّ فِیهِ الْأَسْتَارَ حَیْثُ لَا یَرَانِی إِلَّا أَنْتَ یَا جَبَّارُ فَارْتَابَتْ فِیهِ نَفْسِی وَ مَیَّزْتُ بَیْنَ تَرْکِهِ لِخَوْفِکَ وَ انْتِهَاکِهِ لِحُسْنِ الظَّنِّ بِکَ فَسَوَّلَتْ لِی نَفْسِیَ الْإِقْدَامَ عَلَیْهِ فَوَاقَعْتُهُ وَ أَنَا عَارِفٌ بِمَعْصِیَتِی فِیهِ لَکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در شب یا روز در تنهایی به سراغ آن رفتم و تو پرده های ستّاریت را بر من فرو انداختی، به طوری که هیچ کس جز تو، ای خدای جبّار، نمی دید، پس به تردید افتادم بین این که از ترس تو آن را ترک کنم یا به واسطه ی حسن ظن به تو آن را مرتکب شوم. پس نفس آن را برایم زینت داد و انجام دادم در حالی که می دانستم معصیت تو را مرتکب میشوم، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
  29. گناه از سر جهالت و بی خردی: هر چند که در فرهنگ قرآنی جهل در برابر عقل است(اعراف، آیه ۱۹۹؛ بقره، آیه ۶۷؛ قصص، آیه ۵۷؛ هود، آیه ۴۶)، چنان که بر همین اساس، کافی با عنوان «کتاب عقل و جهل» شروع می شود؛ زیرا «علم» مقابل ندارد، و اگر در برابر «علم» واژه «لاعلم» و «بغیر علم» به کار می رود(بقره، آیه ۳۲؛ مائده، آیه ۱۰۹؛ حج، آیه ۸) به معنای فقدان علم است که امر عدمی است؛ نه امر وجودی؛ زیرا جهل در مقابل عقل، امر وجودی است و از همین روست که برای جهل در برابر عقل لشکری از هفتاد چیز بیان شده است.(کافی، ج ۱، کتاب عقل و جهل) بنابراین، وقتی از جهل و جهالت سخن به میان می آید، همان بی خردی و بی عقل است که انسان از قلب خویش برای تعقل استفاده نمی کند. این گونه است که در سنجش امور و ارزیابی به خلاف می رود و بدون تفقه و تعقل عمل و رفتار می کند. پس چیزهای بی ارزش را با ارزش و با ارزش را کم ارزش می شمارد و در ورطه جهل و جهالت دنیا و آخرت خود را تباه می سازد. از همین رو، می بایست از این گونه جهل و جهالت و آثار آن استغفار و توبه کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اسْتَقْلَلْتُهُ أَوِ اسْتَکْثَرْتُهُ أَوِ اسْتَعْظَمْتُهُ أَوِ اسْتَصْغَرْتُهُ أَوْ وَرَّطَنِی جَهْلِی فِیهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِین؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که آن را کم شمردم یا زیاد، زیاد شمردم یا کوچک، یا این که نادانیم مرا در ورطه ی آن فروبرد، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!‏
  30. معاونت در گناه و اصرار بر آن: از نظر قرآن، همان طوری که معاونت در کار خیر و تقوا پسندیده است؛ معاونت در کار زشت و گناه و تجاوزگری ناپسند و گناه است؛ چنان که خدا می فرماید: وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ؛ و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت ‏کیفر است.(مائده، آیه ۲) هم چنین از نظر قرآن اصرار برگناه خود گناهی بزرگ است؛ چنان که خدا می فرماید: وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ ؛ و آنان که چون کار زشتى کنند یا بر خود ستم روا دارند خدا را به یاد مى ‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏ خواهند و چه کسى جز خدا گناهان را مى ‏آمرزد و بر آنچه مرتکب شده‏ اند با آنکه مى‏ دانند که گناه است اصرار و پافشارى نمى کنند.(آل عمران، آیه ۱۳۵) بنابراین می بایست از این نوع گناهان نیز توبه و استغفار کرد: اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَا لَأْتُ فِیهِ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ أَوْ أَسَأْتُ بِسَبَبِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنْ بَرِیَّتِکَ أَوْ زَیَّنَتْهُ لِی نَفْسِی أَوْ أَشَرْتُ بِهِ إِلَى غَیْرِی أَوْ دَلَلْتُ عَلَیْهِ سِوَایَ أَوْ أَصْرَرْتُ عَلَیْهِ بِعَمْدِی أَوْ أَقَمْتُ عَلَیْهِ بِجَهْلِی فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ؛ بار خدایا ! از تو آمرزش می طلبم برای هر گناهی که در آن معاونت کردم علیه یکی از بندگانت، یا دیگری را به سوی آن راهنمایی کردم، و یا غیر خود را به سوی آن دلالت نمودم، یا با تعمّد در آن اصرار ورزیدم، یا از روی نادانی در آن مقیم شدم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!