از لذت روح افزا تا تلذذ ناروا

samamosلذت یا خوشی حالتی موافق تن و احساس و ادراک ملایم با طبع می باشد. برخی لذت را حالت خوشایندی دانسته اند که از احساس یا ادراک امری مطبوع به انسان دست می دهد. در برابر لذت و خوشی، الم و ناخوشی قرار دارد. هر کسی این دو حالت خوش و ناخوشی را درک و تجربه کرده است؛ هر چند بر اساس علم حصولی، ممکن است ناتوان از بیان مفهومی و معنای آن باشد، ولی به علم شهودی و حضوری آن را تجربه کرده و به خوبی می شناسد.

برخی از مردمان بلکه فیلسوفان، اصولا زندگی را مبتنی بر اصالت لذت می دانند و برخی حتی آن را مقید به اصالت لذت شخصی در برابر اصالت لذت جمعی دانسته اند. شاید در نگاه نخست به جوامع لیبرالی نتوان این نگرش را شناسایی کرد،‌ ولی با نگاهی دقیق تر به سادگی می توان رگه های این تفکر و نگرش را در نگره لیبرالی به زندگی و سبک زندگی ردگیری نمود.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا تحلیل، تبیین و توصیه های قرآنی را درباره لذت به دست دهد و روشن سازد که در نگره اسلامی و سبک زندگی قرآنی، لذت در چه جایگاه ارزشی یا حتی ضد ارزشی قرار دارد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم و معناشناسی لذت

لذت واژه عربی است. ریشه آن لذذ است و در مقابل الم و رنج به کار می رود. در اصطلاح، لذت به حالتی از حالات انسانی گفته می شود که موجب خوشی می شود. از این روست که لذت را در فارسی به معنای خوشی معنا می کنند که در برابر ناخوشی و الم قرار می گیرد.

در لغت نامه های فارسی، گاه لذت را به حالی موافق تن مردم یا احساس و ادراک ملایم با طبع(لغت نامه، دهخدا، ج ۱۲، ص ۱۷۳۴۳) و گاه دیگر، به حالت خوشایندی که از احساس یا ادراک امری مطبوع به انسان دست می دهد(فرهنگ بزرگ سخن، ج ۷، ص ۶۳۹۵) تعریف کرده اند.

فیلسوفان از لذت در حوزه های معرفتی و اخلاقی سخن به میان آوردند. این که لذت اصولا خوب است یا بد؟ باید گفت هیچ کسی تردیدی در خوب بودن لذت ندارد؛ اما این که هر لذتی خوب است یا هر لذتی ارزشی و هنجاری است؟ تردیدهایی مطرح شده است؛ زیرا برخی بر این باورند که اگر لذت خوب است؛ ولی این بدان معنا نیست که لزوما هر لذتی خوب باشد؛ چنان که هر خوبی لذت نیست و امور دیگری نیز وجود دارد که خوب هستند ولی در دایره لذت قرار نمی گیرند.

از آن جایی که هر خوبی لذت نیست و هر لذتی هم خوب نیست، می توان گفت که هر لذتی نمی تواند ارزشی و هنجاری و اخلاقی باشد. بر این پایه، نمی توان به صراحت از اخلاق لذت سخن گفت و به اصالت لذت در حوزه اخلاقی و هنجاری حکم نمود.

البته برخی از فیلسوفان به اصالت لذت گرایش داشته و لذت گرایی را به عنوان یک اصل فلسفی و اخلاقی پذیرفته اند بی آن که هیچ قیدی را برای آن قایل شوند. با نگاهی به گرایش فیلسوفان می توان چند رویکرد در حوزه اصالت لذت و لذت گرایی شناسایی کرد:

۱. برخی بر این باورند که هدف انسان دست یابی به سعادت است و سعادت مهم ترین فضلیتی است که انسان در پی آن می باشد؛ زیرا خوشبختی و احساس آن تنها چیزی است که آدمی را به آرامش می رساند. در این که هدف انسان سعادت و خوشبختی است، هیچ شک و تردیدی نیست، ولی مساله آن است که خوشبختی و سعادت چیست و مولفه ها و مقومات آن کدام است؟ برخی از معتقدان به لذت گرایی بر این باورند که سعادت همان لذت یا خوشایندی است. همه لذت‌گرایان بر این عقیده‌اند که سعادت چیزی جز لذت و برخورداری هر چه بیشتر از آن نیست.

۲. رویکرد دومی که برخی از لذت گرایان دارند، این است که همه لذت‌ها ذاتاً خوب هستند یا هر چیزی که به خودی خود خوشایند باشد به خودی خود خوب است. البته ممکن است لذت‌گرا جایز بدانند که برخی لذت‌ها از نظر اخلاقی بد یا نادرست باشند یا این که به سبب نتایج حاصل از آنها بد باشند.

۳. رویکرد سومی که در میان لذت گرایان وجود دارد این است که تنها لذت‌ها ذاتاًً خوب هستند و هیچ چیز دیگری جز لذت دارای ارزش ذاتی نیست. هر چیزی که ذاتاً خوب باشد، ذاتاً لذت‌بخش است. البته لذت‌گرا ممکن است تجویز کند که چیزهای دیگر حتی دردها به عنوان وسیله وصول به لذت ارزشمند باشند؛ اما ارزش آن‌ها، ارزشی عرضی، ابزاری و غیری خواهد بود و هرگز ارزشی نفسی و دارای اصالت نمی باشد.

۴. رویکرد دیگری که در میان لذت گرایان وجود دارد این است که لذت و خوشایندی ملاک و معیار ذاتی است. بنابراین، هیچ قیدی را نمی توان برای آن پذیرفت.

البته در میان معتقدان به اصالت لذت و لذت گرایی دو جریان اصلی را می توان ردگیری و شناسایی کرد. تفاوت این دو جریان در لذت گرایی شخصی و جمعی است.

لذت گرایی شخصی و جمعی

الف: لذت گرایی شخصی:

لذت گرایی شخصی با دو تعریف سطحی و عمیق تر مواجه شده است:

یکی از ساده ترین و سطحی‌ترین انواع لذت‌گرایی نظریه ای است که معتقد است هر چیزی که دارای لذت حسی باشد ذاتاً خوب است. و ارزش هر چیز دیگری تنها با همین معیار سنجیده می‌شود. اصول مکتب لذت‌گرایی شخصی را می‌توان به طور خلاصه چنین بر‌شمرد:

۱. هر لذتی ذاتاً خوب است و هر ألمی ذاتاً بد.

۲. ارزش ذاتی هر فعلی بر اساس میزان لذت یا المی حسی که در آن وجود دارد مشخص می‌شود.

۳. ارزش ذاتی امور پیچیده و مرکب، مانند زندگی، کاملاً بر اساس ارزش‌های ذاتی لذت­ها و الم‌هایی که در آن وجود دارد معین می­شود. ( مصباح یزدی، محمدتقی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۴، ص۱۱۱)

در برابر این تعریف، لذت‌گرایی محدود یا اپیکوری قرار دارد که به یک معنا عمیق تر از تعریف نخست است. به طور خلاصه می توان اندیشه اخلاقی اپیکور را در پنج اصل خلاصه کرد:

۱. لذت عبارت است از فقدان الم

۲. لذت روحی به دلیل دوام بیشترش، بر لذت جسمانی ترجیح دارد و به همین دلیل برای از میان بردن الم فعلی یا اهمیت ندادن به آن، می‌توان از لذت روحی و عقلانی استفاده کرد.

۳. ارزیابی و سنجش عقلانی لذت‌ها و الم‌ها به ما این امکان را می‌دهد که از یک زندگی بهره­مند شویم که در آن لذت با دوام، بیشتر از درد گذرا باشد.

۴. از امیال و خواسته‌های فراوان انسانی ما باید فقط آن دسته از امیال را ارضا کنیم که ضروری و طبیعی باشند.

۵. هر چند لذت دارای خیر ذاتی است؛ اما امور دیگری از قبیل سعادت و مصلحت اندیشی را نیز می‌توان دارای خیر ذاتی دانست.

اپیکور با قبول اینکه لذت روحانی بر لذت جسمانی ترجیح دارد، معتقد بود بر‌آورد عقلانی در باب منابع لذت و درد دست‌یابی انسان را به زندگی‌ای که در آن لذت دیرپا بر درد گذرا غالب باشد، ممکن می‌سازد.( مصباح یزدی، محمدتقی. نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، ص ۱۳۲)

نظر اپیکوروس این است که تنها چیزی خوب است، لذت آفرین است. فلسفه اخلاقی او شامل پند و اندرز برای زیستن معتدلانه ولی لذتبخش است. او لذت را خیر می دانست، ولی معتقد بود اگر کسی سخت به دنبال لذت باشد گرفتار درد و رنج خواهد شد. پیش گرفتن راه پسندیده در زندگی یعنی با خوشی زیستن و در عین حال رنج نبردن از پی آمدهای نامطلوب چنین زندگی ای. اگر کسی گرفتار زندگی پر لذتی باشد که به درد و رنج منتهی می شود، در این صورت این زندگی از نظر اپیکوروس یک زندگی بد است.

از آن جایی بعضی از لذات با درد و رنج همراه هست، اپیکوروس لذات را به دو دسته تقسیم می کند:

۱) لذات جنبان(در حرکت یا در فعل) (Dynamic): مثل لذات حاصل از شرابخواری، پرخوری، ارضا شهوت جنسی و شهرت که همگی به نوعی به درد و رنج و خستگی و بیماری و پریشانی منجر میشود.

۲) لذات بی جنبش(در سکون یا پذیرنده یا انفعالی) (Passive): مثل دوستی

به این ترتیب اپیکوروس طرفدار نوعی زندگی زاهدانه است.

لذت انگاری به عنوان یک نظریه فلسفی دارای دو صورت زیر می باشد:

۱) لذت انگاری از لحاظ روانشناسی: نظریه ای است که بر حسب آن مردم در زندگی خود واقعا فقط به دنبال لذت هستند و تمام فعالیتها متوجه کسب لذت و اجتبات از درد و الم است.

۲) لذت انگاری ازنظر اخلاقی: نظریه ای است که بر حسب آن مردم نه تنها در واقع در جستجوی لذت هستند بلکه علاوه بر آن بایستی چنین کنند زیرا تنها چیزی که خوب است لذت است.

اعتقاد به یکی از این نظریات ایجاب نمیکند که به دیگری هم معتقد باشیم مثلا شخصی ممکن است معتقد باشد که محرک مردم جستجوی لذت است و در عین حال معتقد باشد که آنها نباید در جستجوی لذت باشند. تقریبا مثل عقیده اپیکوروس. او معتقد بود حتی اگر محرک انسانها به دست آوردن لذت باشد، بعضی از لذتها بد است و باید از آنها پرهیز کرد. با این بیان، عقیده اپیکوروس صورت اصلاح شده و اعتدال یافته لذت انگاری اخلاقی و در عین حال موافق شرح روانشناختی آن نظریه است.

ب: لذت گرایی جمعی یا نفع عمومی

چنانچه در دو تقریر گذشته از لذت­گرایی مشاهده شد، متعلق لذت در آن دو، خود شخص یعنی فاعل اخلاقی بود.اشکال عمده این نوع لذت‌گرایی این است که تنها لذت خود انسان را معیار درستی می‌شناسد. توجه به این نکته برای «جرمی بنتام» و شاگردش «جان استوارت میل» بسیار مهم بود که تنها لذت من نیست که اهمیت دارد بلکه سعادت یا نفع شخصی هرکسی که نسبتی با عمل من دارد نیز مهم است. این ایده پایه نظریه‌ای شد که – علی‌رغم تفاوت‌های عمده‌اش با لذت گرایی شخصی- تقریری دیگر از لذت‌گرایی به دست دهد. بنتام و میل یک لذت‌گرا بودند و مانند نیاکان لذت‌گرایشان به این اصل اساسی معتقد بودند که لذت تنها خیر و الم تنها شر است.این نکته به وضوح در جملات آغازین کتاب مبانی اخلاقیات و قانون‌گذاری بیان شده است. در ابتدای این کتاب آمده: «طبیعت، بشر را تحت سیطره دو ارباب مطلق، لذت و الم قرار داده است. فقط به دلیل آنهاست که آنچه را باید انجام دهیم، خاطر نشان می‌کنیم و آنچه را می‌خواهیم انجام دهیم، تعیین می‌کنیم.»( پالمر، مایکل، مسائل اخلاقی. ترجمه علیرضا آل بویه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۵، ص ۱۳۳-۱۳۴)

لذت‌گرایی خاصی که این دو بدان قائل بودند به سودگرایی یا قاعده نفع عمومی مشهور است. اصل محوری در سودگرایی این است که اصول اخلاقی حاکم بر اعمال ما باید با توجه به تأثیرشان بر همه افراد ذی‌ربط داوری شوند، خواه به بیشترین سعادت برای بیشترین افراد بینجامد یا نه. از نظر بنتام معیار اخلاقی درست اصل سود است و غایت اخلاقی که در تمام اعمال باید به دنبال آن باشیم همانا بیشترین غلبه ممکن خیر بر شر در کل جهان است.( فرانکنا، ویلیام‌کی، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقی، قم، کتاب طه، ۱۳۸۳، ص ۸۶)

تفاوت عمده لذت‌گرایی تبلور یافته در سود‌گرایی با لذت‌گرایی شخصی در این است که در سود‌گرایی لذت همه مورد توجه است. در این تقریر از لذت نکته بسیار مهم نحوه محاسبه لذت و تعیین بیشتر یا کمتر بودن آن است. بنتام هفت معیار را برای بررسی و اندازه­گیری لذت‌ها معرفی می­کند. پیش فرض اساسی سخن بنتام این است که لذت و الم‌های انسانی قابل اندازه‌گیری کمی‌اند و بدین ترتیب می‌توان بر اساس نوعی محاسبه اخلاقی حکم به صواب و یا خطا بودن اعمال کرد.(همان) حاصل جمع لذت‌ها یا الم‌های مورد بحث منتاظر است با میزان لذت یا المی که این اعمال در بر دارند.

نقد قرآن به اصالت لذت

اصالت لذت از هر دو نوع شخصی و جمعی آن نمی تواند بر پایه تحلیل و تبیین قرآن از آفرینش و اهداف و فلسفه آن درست باشد؛ زیرا سعادت در مفهوم قرآنی به معنای رسیدن انسان به کمال مطلق از طریق عبودیت است. بنابراین، انسان می بایست از طریق عبودیتی که تکالیف و مسئولیت های گاه رنج آوری را نیز به دنبال دارد، خود را از نقص رهایی بخشد و با فعلیت به اسمای الهی سرشته در ذات، متاله وخدایی شده و در مقام خلافت،‌ مظهریت در ربوبیت الهی پیدا کند. این همان سعادت واقعی است که اسلام و قرآن تبیین کرده است. در سایه چنین سعادتی است که انسان به سرور واقعی، آرامش و آسایش ابدی و جاودانه می رسد و از همه رنج ها و ناخوشی ها و دردها رهایی می یابد.

به سخن دیگر، در نگره قرآنی، نه تنها لذت شخصی نمی تواند اصالت زندگی بشر باشد،‌ بلکه حتی لذت جمعی نیز نمی تواند تبیین گر هدف و فلسفه زندگی بشر باشد و اصول اخلاقی و هنجاری آن را تبیین و توصیه نماید.

از این روست که در نقد رویکردهای لذت گرایی حتی از نوع نفع و سود عمومی و جمعی، اشکالاتی مطرح شده که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. تخصیص فعل اخلاقی به آنچه که «بیشترین مقدار لذت برای بزرگ ترین عده را، فراهم آورد» معلول نادیده گرفتن، بخشی از افعال اخلاقی است که در آنها رشد روحی و تعالی شخص مطرح است نه جامعه و هیچ فردی نمی تواند اخلاقی و یا حق و درست بودن آن را انکار کند مانند:

الف: ستم نپذیری و زیربار زور و ستم نرفتن که امروزه به آن در زبان عرب «اباء الضیم » می گویند که نمونه ی واضح آن به تعبیر «ابن ابی الحدید بغدادی » سید الشهداء، حسین بن علی علیمها السلام است.

ب: قناعت پیشگی و پرهیز از خضوع در برابر انسان های فرومایه که نشانه ی عظمت روحی وخویشتن داری است.

این نوع صفات برجسته که آفریننده ی یک رشته افعال اخلاقی بس زیبایی هستند، هرگز ارتباطی به «بیشترین لذت برای بزرگ ترین عده » ندارند مع الوصف هیچ فیلسوفی نمی تواند، از ستایش آنها خودداری کند، ویا در درستی آنها شک و تردید نماید.

۲.یک چنین تعریف از فعل اخلاقی و یا به تعبیر مترجم «فعل حق و درست » کاملا مبهم است؛ زیرا مقصود از «سود بزرگ ترین عده » چیست؟ هرگاه کاری به سود گروهی و به زیان گروه دیگر تمام می شود، معیار در تعیین «بزرگ تر» چیست؟ آیا معیار اکثریت و اقلیت امروز است که با فزونی یک رای، جانب اکثریت برنده می شود، یا این که در این جا معیار دیگری است؟!

۳. هرگاه، طرف اقلیت از کیفیت بالاتری برخوردار باشند، و جانب اکثریت را گروه فاقد علم و دانش تشکیل دهد، در این جا باز مقیاس فزونی افراد است، یا کیفیت بر کمیت مقدم است؟!

۴. تشخیص این که این عمل به سود بزرگ ترین عده است، کار آسانی نیست؛ چه بسا تشخیص صحیح برای خود مرور زمان می طلبد، تا پرده از رخسار واقع برافتد، وحقیقت روشن گردد. در بمباران اتمی ژاپن از طرف متحدان، ادعا شد که چنین عملی به سود اکثریت مردم جهان است، زیرا به جنگ جهانی خاتمه می بخشد، و از طولانی شدن آن جلوگیری می کند از این جهت دو شهر ژاپن با بمباران اتمی آن روز، از نقشه ی جهان و یا ژاپن پاک گردیدند، و صد وپنجاه هزار نفر جان خود را در ظرف چند لحظه باختند، ولی بعدها ثابت شد:یک چنین تفسیر سیاسی برای کشتن مردم بی گناه، و غیر نظامی ژاپن، جز ظاهرسازی، چیز دیگری نبود و مرور زمان زیانهای جانبی آن عمل وحشیانه را به روشنی ثابت نمود.(نگاه کنید: فصلنامه کلام اسلامی، شماره ۳۴، آیت الله سبحانی، جعفر)

بر اساس همین نگره قرآنی به مساله سعادت واقعی است که اصالت لذت مورد نقد شدید قرار می گیرد. از نظر قرآن بدترین نوع نگاه به زندگی، زندگی کافرانی است که اصالت را به زندگی دنیوی و لذت های مادی کوتاه و ناپایدار آن می دهند. خداوند در آیه ۱۴ سوره آل عمران، لذت های دنیوی را ناچیز می شمارد؛ زیرا هنگامی که آن را در برابر ارزش های انسانی و اخروی و الهی، چون خدایی ومتاله شدن و تقرب یابی قرار می دهیم، در می یابیم که این نگره به زندگی تا چه اندازه خرد و بی ارزش است.

البته برخی از مسلمانان نیز گرفتار نوعی اصالت لذت هستند. از این روست که سرگرم شدن مسلمانان را به لذت های دنیوی از مصادیق لهو بر می شمارد و مسلمانان را به سبب ترک نماز جمعه سرزش می کند.(جمعه، آیه ۱۱)

از نظر قرآن، سرگرم شدن به خرید و فروش و گشت زدن در بازار مکاره دنیا، به جای پذیرش تکلیف و مسئولیت برپایی نماز جمعه و حضور در آن، سرگرم شدن به امری بیهوده و رها کردن امری اصیل یعنی تقرب به خداوند و حیات و زندگی طیب اخروی است. بنابراین، این گونه لذت ها نمی بایست برای مومن امری ارزشی و هنجاری باشد و در پی آن بر آید.(جمعه، آیه ۱۱)

خداوند در آیات ۶۸ و ۶۹ سوره توبه، به مقایسه حقیقت لذت می پردازد و ضمن نقد مصداقی بیان می کند که گاه انسان ها در تشخیص لذت از الم دچار اشتباه می شوند و در مقام تطبیق به بیراهه می روند و آن چه را که لذت نیست،‌لذت می شمارند در حالی که ناخوشی و المی بیش نیست.

در همین آیات هم چنین روشن می کند که لذت های و بهره های دنیوی که منافقان و کافران در پی آن هستند، لذات ناچیز و ناپایداری نسبت به ارزش های اخروی است. از این روست که منافقان را به سبب سرگرم شدن به لذت های مادی زودگذر و ناچیز سرزنش می کند و از آنان می خواهد تا بیدار و متنبه شده و ارزش های واقعی را در نظر گیرند و در پی آن روند.

از نظر قرآن، لذت هایی که کافران و منافقان در پی آن هستند، لذت های حیوانی و حسی و کام جویی بی ارزش و بی محتوایی هستند که انسان خردمند نمی بایست در پی آن رود.(محمد، آیه ۱۲) چرا که این لذت افزون بر موارد پیش گفته، موجبات بازدارندگی انسان از رسیدن به هدف و فلسفه آفرینش می شود؛ زیرا هدف از آفرینش انسان آن است که آدمی خدایی و متاله شود و خلیفه الهی گردد و سرگرم شدن مردمان به این لذت های پست و حیوانی دنیوی، موجب می شود تا در قیامت موجوداتی ناقص باشند و گرفتار ذلت و خواری اخروی گردند.(احقاف، ایه ۲۰)

اگر ارزش های واقعی انسان و الهی و اخروی با لذت های ناچیز و ناپایدار دنیوی سنجیده شود، به آسانی می توان دریافت که کافران، مکذبان و منافقان بی خردی پیشه گرفته اند و سود و زیان خود را تشخیص نمی دهند.(مرسلات، ایات ۴۵ و ۴۶؛ توبه، آیات ۶۸ و ۶۹ و آیات دیگر)

لذت حلال و حرام

چنان که گفته شد، از نظر قرآن، لذت اصالتی ندارد و نمی تواند به عنوان فلسفه زندگی و سبک زندگی در دستور کار انسان ها قرار گیرد؛ زیرا آن چه که اصیل است،‌ خدایی شدن و ظهور در مقام مظهریت ربوبیت الهی و دست یابی به خلافت خداوندی است که با عبودیت همراه با تکلیف، مسئولیت، رنج و ایثار و مانند آن فراهم می آید. سعادت و خوشبختی واقعی در متاله و خدایی شدن است و انسان کامل است که مسرور است و لذت واقعی و خوشی حقیقی را می چشد و تجربه می کند.

اما این بدان معنا نیست که هر لذتی بد و ناصواب باشد،‌ بلکه لذت به معنای خوشی واقعی آن است که در سایه سار دست یابی به فلسفه آفرینش و خدایی شدن باشد. بنابراین، لذت های موجود به دو دسته لذت های ارزشی و ضد ارزشی،‌اخلاقی و غیر اخلاقی یا هنجاری و نابهنجار دسته بندی می شود.

از سوی خداوند از مومنان می خواهد تا از همه طیبات یعنی عوامل کمال بخش و کمال زا بهره برند و از خبیثات یعنی موانع کمال و عوامل نقص زا، پرهیز کنند. هر گونه گرایش تحریمی نسبت به طیبات از نظر قرآن، افترا و تهمتی بیش نیست؛ زیرا خداوند همه اموری که موجبات کمال یابی بشر می شود به عنوان واجب یا مستحب مطرح کرده است و برای انسان ها مجاز دانسته که از هر چیزی که موجب بقای اوست بهره گیرد. از این روست که تحریم لذت های حلال و طیب بر خویشتن، امری ناروا شمرده شده است.(مائده، آیات ۸۷ و ۸۸) و از کسانی که سوگند یا نذر می کنند که لذتی را بر خود حرام سازند، در حالی که خداوند آن را حلال و طیب دانسته است ، از ایشان می خواهد آن را کنار گذارند و سوگندها و قسم هایی خورده شده در این باب را لغو دانسته است.(مائده، آیات ۸۷ و ۸۹)

لذت های مشروع هر آن چیزی است که خداوند آن را برای انسان آفریده و مجاز به استفاده از آن دانسته است. این لذت های چه حسی و چه جنسی یا معنوی باشد، امری مباح است و لزومی ندارد تا انسان خود را از آن ها محروم سازد.

خداوند به انسان یادآور می شود که در بهشت اخروی همه نوع لذت های مادی و معنوی،‌حسی و غیر حسی وجود دارد. هر عضوی از اعضای بدن و هم چنین روح انسان، از چیزی لذت می برد و آن را ملایم طبیعت خود می یابد. خداوند برای هر عضوی لذتی قرار داده و هر عضوی در بهشت لذت به خصوص خود را خواهد داشت. لذت های چشم در بهشت از برجسته ترین لذت های انسان معرفی می شود.(زخرف، آیه ۷۱) و خداوند بیان می کند که در بهشت منظره های لذت بخشی برای چشم است که گفتنی و توصیف کردنی نیست.(همان) هم چنین شراب های لذت بخشی است که نوشندگان آن را غرق سرور و شادی می کند.(صافات، آیات ۴۳ تا ۴۶ و محمد، آیه ۱۵)

اصولا بهشت محل تامین تمامی لذت ها و خواسته های آدمی است.(ص، ایه ۱۵ و زخرف، ایه ۷۱) وجود زنان و مردان زیبای بهشتی و باغ ها و بوستان ها و انواع خوراکی ها از میوه و نوشیدنی ها در بهشت، برای لذت بخشی است.( همان و نیز بقره، آیه ۲۵؛ توبه، آیه ۷۲؛ روم، آیه ۱۵ و آیات دیگر)

بنابراین، همه نوع لذت از جنسی و غیر جنسی، مادی و معنوی، حسی و غیر حسی در بهشت است و انسان از آن لذت می برد بی آن که رنجی را به دنبال داشته یا خستگی یا زدگی یا مانند آن را داشته باشد.

بهشتی ها از لذت های معنوی و روحانی بهره مند می شود و لذت و سرور قلبی آنان بالاترین لذتی است که می برند.(توبه، ایه ۷۲) از شنیدن سخنان خداوند چنان که حضرت موسی(ع) در دنیا لذت برد ،(طه،آیات ۱۷ و ۱۸ ) و از دیدن قلبی خداوند لذت می برند.

به هر حال، لذت های حلالی است که انسان مجاز به بهره برداری از آن در دنیا است؛ اما در برابر لذت هایی است که می بایست ترک کند، چنان که هر آن چه که تحریم شده هر چند لذت آفرین باشد، به سبب مانعیت در کمال یابی بشر، حرام شمرده شده است. حتی تلذذ بی اندازه از چیزهای مشروع در دنیا مانند لذت جنسی مشروع امری دانسته شده که می بایست انسان خود را محدود سازد(نساء، ایه ۲۴) زیرا انسان را از مسیر کمالی دور می سازد. بنابراین، در امور مباح و لذت های مباح و مشروع نیز می بایست راه اعتدال پیمود و از افراط د ر آن خودداری کرد. (نساء، آیه ۲۴)

به هر حال، لذت امری مشروع است ولی می بایست خود را محدود کرد و آن را اصیل نشمرد.