از عطش رمضان تا عطش کربلا

samamosوقتی چیزی را که به نظرم خیلی با ارزش بود از دست می دادم و می گفتم: حیف شد، مادر خدا بیامرزم می گفت: حیف امام حسین(ع) بود و با این عبارت، فشار سنگین از دست دادن چیز با ارزش، کاهش می یافت و به سادگی با مساله کنار می آمدم.
در سالهای آغازینی که روزه بر من واجب شد، تابستان بود. مشکل این بود که نوجوان بودیم و می بایست افزون بر روزه داری، در آفتاب گرم تابستان در شالیزار به درو مشغول می شدیم.

در طول حداقل هشت ساعت حضور در آفتاب سوزان و هواهای شرجی و گرم، هر آنچه از آب را ذخیره کرده بودیم، به تعریقی از دست می دادیم و هنگام افطار تنها این آب بود که شکم ما را پر می کرد و جایی برای غذا نمی ماند.
ما برخلاف آن دسته از مردم که از غذاهای رنگارنگ چنان شکم خویش را پر می کنند که آب به سختی در میان آن راهی برای خود باز می کند، چه رسد که بتوانند نفس بکشند، ما این شکم را به آب می بستیم.
در آن زمان های روزه داری در تابستان که با آغاز انقلاب اسلامی روبه رو بودیم، آنچه عطش ما را کاهش می داد، ذکر کربلا بود. گویی عادت کرده بودیم که همواره گریزی به کربلا بزنیم، زیرا این حادثه بزرگ و جانسوز درس های بسیاری برای همگان داشت و دارد. کربلا دانشگاهی بزرگ است که هر کسی می تواند در هر واحد درسی و هر رشته ای، مطلبی بیاموزد و راهی به سوی حق و حقیقت بیابد.
فریاد العطش در بیابان کربلا
اگر بخواهیم فشار روزه گیری در آفتاب تابستانی و سوزان را بر خود آسان کنیم و آستانه تحمل خود را بالا بریم، می توانیم به عطش کربلاییان و عاشوراییان توجه کنیم. عطش در کربلا چنان عظیم بود که محتشم کاشانی می سراید:
زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریاد العطش زبیابان کربلا
یکی از دشمنان اهل بیت(ع) در آن روز به نام تمیم بن حصین خزاری در سخنی در تعریض به امام حسین(ع) می گوید: ای حسین و ای یاران حسین! آیا به آب فرات نمی نگرید که چگونه همانند شکم مار می درخشد. به خداوند سوگند! از آن قطره ای نخواهید آشامید تا آنکه مرگ را دریابید. (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۱۷) این گونه بود که آب را بر امام حسین(ع) و یارانش بستند به گونه ای که در روایت است: و لما اشتد علی الحسین و اصحابه العطش؛ زمانی که عطش و تشنگی بر امام حسین(ع) و یارانش فشار آورد.
روزه گرفتن در روزهای بلند و گرم تابستان، محبوب اولیای الهی بوده است. حضرت مسیح(ع) روزی پس از وفات مادرش ایشان را مورد خطاب قرار می دهد و از وی می پرسد: ای مادر! به من جواب بده. آیا دوست داری باز هم به دنیا برگردی؟
حضرت مریم(س) در پاسخ می فرمایند: فرزندم آری. دوست دارم به دنیا بازگردم تا در روزهای گرم تابستان برای خداوند روزه بگیرم و در شبهای سرد زمستان نمازگزارم. رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: روزه گرفتن در گرما، جهاد است. (بحار، ج ۹۶ ، ص۲۵۷)
برای اینکه آستانه تحمل خود را بالا بریم باید مانند آن کسی باشیم که به طلب کفش از خداوند به مسجد می رود. سعدی خود می نویسد که در ایام جوانی، روزی کفش نداشتم و از این رو، از زندگی خود سخت ناراضی بودم و بسیار گله و شکایت می کردم؛ اما وقتی بیرون رفتم، مردی را دیدم که کنار دیوار نشسته است و پا ندارد. با دیدن او، یکباره به خودم آمدم و به درگاه خداوند شکرگزاری کردم که اگر کفش ندارم، در عوض دو پای سالم دارم که بدون کفش هم می توانم با آنها راه بروم.
وی این حکایت را در گلستان خویش این گونه آورده است: هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم. به جامع کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. سپاس نعمت حق بجای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.
مرغ بریان به چشم مردم سیر
کمتر از برگ تره بر خوان است
و آنکه را دستگاه و قوت نیست
شلغم پخته مرغ بریان است.
اگر برای ما روزه داری در ماه تابستان سخت و دشوار است، باید برای افزایش آستانه تحمل و قرار گرفتن در مقام صابران، این سختی را با شرایط سخت تر و دشوارتر مقایسه کنیم و راه روزه داری را بر خود آسان کنیم.
دوستی می گفت من نوزده ساعت در میان قله ها در تابستان به دور از هر آبادی و آبی حرکت کردم و نمی دانستم که به آبادی می رسم و آب و نانی خواهم داشت یا نه؟ اما هنگامی که روزه می گیرم به یاد آن ساعات بسیار سخت و طاقت فرسا، این امید را دارم که چند ساعت دیگر بر سر سفره افطاری می نشینم و آب و نانی می خورم. این گونه است که روزه بر من آسان می گردد. من صبر را در سختی تجربه کرده ام و قدر این عافیت را می دانم، چرا که به مصیبتی گرفتار آمدم که بسیار جانکاه و سخت تر از این بوده است. پس قدر عافیت روزه را کسی داند که مصیبت بدتر را در چشم آورد.
پس کسانی که از تشنگی ناشی از روزه در گرمای سوزان تابستان گله و شکوه می کنند، اگر روز عطش امام حسین(ع) و خانواده و اصحابش و خصوصاً طفل شیرخوار حضرت علی اصغر(ع) را به یاد آورند که: لایوم کیومک یا اباعبدالله، تحمل این تشنگی برای آنها بسیار آسان جلوه خواهد کرد.
همچنان که اگر کسی به مصیبت از دست دادن عزیزی دچار می شود، اگر مصائب فوق طاقت زینب کبری(س) را در کربلا که یک ساعت چند فرزند خود را یکجا از دست داد به یاد آورد، مصیبت وارده برای او آسان خواهد شد.