از ستر عورت تا طهارت روح

samamosطهارت و پاکی تن و روح، از برنامه های آموزشی و پرورشی اسلام و آموزه های قرآنی است. بهداشت تن و روان، جسم و جان در اولویت نخست برنامه هاست؛ چرا که آدمی در شرایط مناسب زیستی می تواند به اهداف آفرینش دست یابد و کمالات را بشناسند و به سوی آن برود.

خداوند در ذات آدمی، اموری را قرار داده است که جز با فراهم آمدن شرایط مناسب نمی تواند ظهور و فعلیت یابد. از این روست که ایجاد شرایط مناسب در دستور آغازین آموزه های اسلامی قرار گرفته است و نظافت تن و جامه و بهداشت ظاهری به عنوان بخشی از ایمان معرفی شده است، چرا که با فراهم آمدن این طهارت ظاهری، شرایط برای دست یابی به طهارت باطنی فراهم تر می شود و ایمان کامل شکل می گیرد.

دست یابی به ایمان واقعی و کامل نیازمند ایجاد این شرایط مناسب و مطلوب است که یکی از راه های دست یابی به آن، ستر عورت می باشد؛ چرا که ستر عورت، حفاظت بر حیایی است که با دین همراهان همشیگی عقل است و ایمان جز در سایه عقل معنا و مفهومی ندارد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا فلسفه پوشش و ستر عورت را بر اساس تحلیل آیات قرآنی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

معناشناسی عورت

عورت، شرمگاه انسان را می گویند. این واژه از لفظ عار به معنای ننگ گرفته شده است. اطلاق عار و عورت بر شرمگاه انسان، تعبیری کنایی است؛ چرا که آشکار شدن شرمگاه آدمی موجب عار و ننگ و نکوهش آوی می شود؛ از این روست که بر شرمگاه اطلاق عورت می شود.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۵۹۴ ، ذیل واژه عور) شیخ بزرگوار طبرسی در مجمع البیان ذیل آیه ۵۸ سوره نور می نویسد: «عوره» در اصل، از ریشه «عار» به مفهوم عیب آمده و در آیه شریفه منظور، آشکار شدن اندامهاى جنسى است… در این آیه مقرّرات ورود به قلمرو خصوصى دیگران‏ بیان شده است چنان که در آیات پیش، مقرّرات مربوط به روابط زنان و مردان و رعایت عفّت و پاکدامنى و پاک‏چشمى، بیان گردید. خداوند پس از بیان مطالب پیشین، اینک براى ایجاد محیط مساعد و مناسب و بدور از هر گونه تحریک به بى‏عفّتى و لغزش، روشنگرى مى‏کند که غلامان و کنیزان و کودکان شما نیز باید به هنگام ورود به خوابگاه و جایگاه استراحت مردان و زنان یا پدران و مادرانشان، با رعایت آداب و مقرّرات و کسب اجازه وارد شوند و سرزده به جایگاه خصوصى آنان در نیایند.

بنابراین، در آیه مورد نظر عورت به معنای خلوت زناشویی است و سه عورت به معنای سه زمان خلوت مرد و زن است که پوشش در آن مناسب خلوتگاه است و عورت مرد و زن آشکار می باشد و یا همسران در حال زناشویی هستند. گاه در تعبیرات مردم از خود زنان به عورت یا عورات یاد می شود؛ ریشه این تعبیر را می بایست در آیات قرآنی جست، چرا که در در آیه ۳۱ سوره نور این واژه به صراحت با تعبیر" عورات النساء" بر شرمگاه زنان اطلاق شده است. از این روست که در تعابیر عرفی، خود زنان به عنوان عورت دانسته می شوند و اسم جزء را بر کل نهاده اند که این شیوه تعابیر در عربی و فارسی متداول می باشد.

به هر حال در کاربردهای قرآنی و متشرعه، عورت بر فرج و شرمگاه مردان و زنان، خلوت های زناشویی و یا زمان خلوت جسنی همسران برای دیدارهای شبانه روزی و هم چنین در خود زنان به کار رفته است

در آموزه های قرآنی برای بیان این معنا و مفهوم، واژگان دیگری غیر از عورت، چون سوات و فروج نیز به کار برده شده است. واژه فروج از فرج به معنای گشایش و گشودگی گرفته شده که بر شرمگاه مردان و زنان اطلاق می شود. این واژه در قرآن بیش ترین کاربرد را در این معنا دارد. واژه دیگر "سوات" است که سوء به معنای زشتی و بدی گرفته شده است؛ چرا که آشکار شدن آن زشت و بد دانسته می شود. البته در قرآن سوات به معنای جسد نیز به کار رفته است؛ چرا که آشکار شدن جسد و لخت و برهنگی آن، از نظر مردمان زشت است و حیای و شرم و آزرم انسانی اقتضا می کند که شخص تن و جسد خویش را بپوشاند. خداوند در آیه ۳۱ سوره مائده سوات را بر کل بدن و جسد آدمی اطلاق کرده و می فرماید: فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْءهَ أَخِیهِ؛ پس، خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى‏کاوید، تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند.

حیا و عفت ، مقتضای فطرت

بی گمان از جمله امور فطری انسان حیا و عفت است. چنان که در روایات آمده، هنگامی که انسان آفریده می شود و نعمت بزرگ عقل به وی ارزانی می شود، حیا و دین ملازمان او می باشند، چرا که عقل است که دینداری و حیا را واجب و لازم بر می شمارد. (اصول کافی ، ج ۱ ، کتاب عقل و دین ، حدیث ۳) به این معنا که از مستقلات عقل، لزوم شکرگزاری از آفریدگار و پروردگار و حفاظت بر عناصر شرافت و کرامت انسانی از جمله حیا می باشد.

بنابراین مقتضای فطرت انسان، دین داری و حیاست و انسانی که دین و حیایی ندارد، در حقیقت از عقل سالم برخوردار نمی باشد، چرا که هر کجا عقل وجود داشته باشد لوازم آن دینداری و حیاورزی حضور دارد. از داستان آفرینش آدم می توان این مطلب را که خداوند گزارش کرده به دست آورد، چرا که آدم و حوا(ع) هنگامی که از درخت ممنوع خوردند و پوشش طبیعی آنان از میان رفت و جسد یا عورت ایشان آشکار شد، آنان تلاش کردند تا به طریقی دیگر چون برگ های درختان بهشتی خودشان را بپوشانند.(اعراف ، آیه ۲۲ و نیز طه ، آیه ۱۲۱) این عمل خود نشان می دهد که انسان به طور طبیعی از آشکار شدن گریزان است و آن را زشت و ناخوش می دارد. شرم و آزرم آدم و حوا در نخستین لحظات آفرینش نسبت به برهنگی خودشان گواه صادقی بر فطری بودن حیا و عفت در انسان است.

از همین آیات مربوط به آفرینش می توان به دست آورد که مهم ترین ابزار گمراهی بشر، برهنگی است؛ چرا که ابلیس دشمن سوگند خورده بشر در همان آغاز آفرینش انسان تلاش کرد تا با میوه ممنوع انسان را گرفتار برهنگی کند تا از این طریق به اهداف پست و شیطانی خود برسد. خداوند در آیه ۲۷ سوره اعراف به انسان هشدار می دهد تا مواظب و مراقب خود باشند و اجازه ندهند تا ابلیس و شیاطین همراه اش با برهنگی ایشان را گمراه کنند، چنان که این کار را در حق والدین بشر انجام دادند و آنان را لخت و برهنه کردند.

از همین آیه می توان استنباط کرد که آدم و حوا از نوعی پوشش و لباس طبیعی برخوردار بودند که با خوردن از میوه درخت ممنوع ، این پوشش از میان رفت. از این روست که خداوند تعبیر به " ینزع عنهما لباسهما لیریهما سواءتهما" می کند؛ به این معنا که ابلیس تمام تلاش خود را مبذول این معنا کرد که لباس را از تن آدم و حوا برکند و نزع نماید تا جسد و شرمگاهشان بر خود ایشان آشکار شود.

بنابراین هدف اول ابلیس برهنه سازی است، چرا که با برهنگی و آشکار شدن بدن و زشتی های آن می توان بر آدم مسلط شد و او را به گمراهی کشاند. بر این اساس است که خداوند به فرزندان ایشان هشدار می دهد تا خود را از برهنگی حفظ کنند و اجازه ندهند تا ابلیس و شیاطین ایشان را برهنه و لخت و عور سازند.

به هر حال از آیاتی چون ۲۰ و ۲۲ و ۲۷ سوره اعراف و نیز ۱۲۱ سوره طه ، این معنا به دست می آید که شرم و حیای انسان از مشکوف شدن عورت امری طبیعی است و انسان به طور طبیعی و فطری به حکم عقل سالم از برهنگی شرم و آزرم دارد و به هر طریقی می کوشد تا تن به ویژه شرمگاهش را با دست یا هر طریقی دیگر بپوشاند. از آن جایی که احکام شرعی اسلام نیز در چارچوب فطرت و عقل سالم است، حکم الهی به ستر عورت در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور امری بر اساس فطرت و موید آن می باشد. بنابراین ایمان کامل به آن است که انسان تن خویش بپوشاند و عورت خود را از نگاه ناظران محفوظ دارد.

از آیه ۲۶ سوره اعراف نیز به دست می آید که ستر بدن به ویژه عورت از حکمت های آفرینش لباس و جامه برای انسان بوده است و خداوند برای فراهم آوری پوشش دیگری به عنوان جایگزین پوشش از دست رفته با خوردن میوه ممنوع، آموزش هایی را به انسان داده است تا جامه و لباس برای خود تهیه کند.

به نظر می رسد که هر چه عقل انسان و جوامع انسانی کامل تر باشد، پوشش بدن و تن ، کامل تر خواهد بود و هر چه انسان از عقل و فطرت دورتر می رود، پوشش کاهش یافته و حجاب بدتر می شود.

از آموزه های اسلامی این معنا به دست می آید که ارتباط تنگاتنگ و معناداری میان سلامت عقل و پوشش مناسب است. به این معنا که هر چه عقل سالم تر و کامل تر باشد، پوشش انسان مناسب تر و کامل تر و حجاب و ستر بهتر خواهد بود و هر چه انسان از عقل سالم بی بهره تر گرایش به بی حجابی و آشکار کردن عورت و زشتی های تن و بدن بیش تر می شود؛ چرا که حیا و دین داری را از لوازم عقل دانسته است ؛ بنابراین هر چه عقل کامل تر و مدیریت آن قوی تر باشد، حجاب و پوشش کامل تر و مناسب تر می شود تا حیا و عفت محافظت شود.

فلسفه و هدف وجوب ستر عورت

یکی از روش های تربیتی، تبیین فلسفه اهداف رفتارهای اخلاقی و منش ها و کنش های انسانی است. شناخت آدمی نسبت به امری، موجب تحریک عواطف و احساسات و عشق و محبت یا بیزاری و نفرت می شود. انسان ها به طور طبیعی دشمن نادانسته ها و ناشناخته ها می باشند و از آن کناره می گیرند و گرایش و تمایلی به سوی آن ها نمی یابند. از این روست که در روایتی از امیرمومنان علی(ع) آمده است که " الناس اعداء ما جهل" مردم دشمن مجهولات هستند. کم ترین سطح و درجه این دشمنی عدم گرایش و تمایل و علاقه به دسته از امور می باشد.

قرآن بر اساس همین روش تربیتی در آیاتی به فلسفه و اهداف وجوب ستر عورت و پوشش تن و بدن پرداخته است. از جمله این آیات می توان به آیه ۳۰ سوره نور اشاره کرد که در آن جا خداوند می فرماید: قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ؛ به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند، که این براى آنان پاکیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏کنند آگاه است.»

بنابراین فلسفه ستر عورت و هدف از تشریع حرمت نگاه به نامحرمان و لزوم پوشیدن شرمگاه، دست یابی به طهارت و پاکی است؛ چرا که انسان ها در حالت برهنگی به شدت در معرض خطر تعرضات جنسی قرار می گیرند. با تجاوز به حوزه تن و آلوده شدن دامن به گرد زنا و گناه ، روان و روح آلوده می شود و طهارت خود را از دست می دهد؛ چرا که رابطه تنگاتنگی میان تن و روان و جسم و جان است.

از نظر علمی نیز ثابت شده است که تجاوزشدگان جنسی از نظر روانی دچار روان پریشی و بیماری بسیار از جمله افسردگی شدید و مزمن می شوند که خودکشی در ایشان امری طبیعی است. در حقیقت برهنگی ، تجاوز جنسی و تعرضات گوناگون را به دنبال خواهد داشت که پس لرزه های آن انواع و اقسام بیماری های مقاربتی و جنسی و بیماری های روحی و روانی است که شخص به آن مبتلا می شود و از مسیر طبیعی زندگی خارج می شود.

با نگاهی کوتاه به اخبار مرتبط به خودکشی ها به ویژه در دختران می توان در یافت که برهنگی تا چه اندازه برای خود آنان خطر آفرین است و برهنگی را می بایست در ردیف رفتارهای پرخطر دختران قرار داد که مرگ و نیستی را برای ایشان به ارمغان می آورد. در کشورهای آفریقایی جنگ زده ، زنان و دختران بسیاری را در خیابان ها می بینید که به دنبال تعرضات مکرر جسنی به بیماری حاد روانی دچار شده اند و درمان آنان غیر ممکن و یا بسیار سخت می باشد.

خداوند در آیه ۵۹ سوره احزاب (آیه حجاب)، بر این معنا تاکید می کند که اصولا فلسفه وجوب حجاب به ویژه برای زنان حفظ آنان از تعرضات جنسی می باشد؛ چرا که آشکار سازی تن و بدن و برهنگی در هر حد و اندازه ای می تواند موجب شناخته شدن ویژگی های جنسی زنانه و تعرضات مردان شود؛ چرا که اصولا مردان با دیدن تحریک می شوند و حتی لذت می برند چنان که زنان از شنیدن و لمس شدن لذت برده و تحریک می شوند. این که در اسلام تمام تن و بدن زن عورت دانسته شده ، از آن روست که مردان با دیدن بدن و حتی تارهای فرو افتاده بر گونه و یا انگشتان زنی تحریک می شوند و گرایش به ارضای جنسی پیدا می کنند. بنابراین برهنگی را می بایست عامل اصلی تعرضات خیابانی و خشونت علیه زنان دانست. پس حکم اسلام بر پوشش زنان در حقیقت ، جنبه پیشگیری داشته و تلاش شده تا از این طریق زنان از خشونت ها و تعرضات مردان در امان مانند.

خداوند در آیات ۲۰ تا ۲۲ سوره اعراف تبیین می کند که چگونه برهنگی و کشف عورت برای ابلیس و شیطان به عنوان یکی از مهم ترین ابزارها و راهکارهای تسلط بر آدمی در آمده است؛ چرا که شیطان نقطه ضعف بشر را دانسته و از آن به خوبی بهره می برد. ابلیس آگاه است که برهنگی و کشف عورت انسان ها به معنای نابودی خلافت الهی ایشان و سقوط در چاه بدبختی ها و ناکامی هاست. از این روست که کوشید تا نخست آدم و حوا را برهنه سازد و ایشان را با واقعیت جنسی خودشان که مهم ترین نقطه ضعف اوست آشنا کند و سپس از همین راه بر ایشان مسلط گردد. این که خداوند فرمان می دهد تا فرزندان آدم همواره مواظب و مراقب باشند تا ابلیس هم چون آدم و حوا (ع) ایشان را برهنه و لخت نکند، از آن روست که برهنگی مقدمه همه سقوط ها و بدبختی ها و شقاوت های آدمی است. این در حالی است که پوشش و لباس هم زیبایی انسان را می افزاید و هم او را از زشتی ها می پوشاند و هم او را از هر گونه تعرضی حفظ می کند.

ابلیس همواره در اندیشه فریبکاری است و می کوشد تا با ایجاد فلسفه های دروغین برهنگی را ترویج و گسترش دهد تا این گونه به مقاصد شوم و پلید خود دست یابد و انسانیت انسان رااز وی سلب کند؛ چرا که انسانیت انسان در عقلی است که لازمه وجود آن حیا و دین داری است و انسان های بی دین و بی حیا موجودات بی عقلی هستند که از کرامت و شرافت انسانی هیچ بهره ای نبرده اند و تنها شمایل و شکل انسانی دارند. این ها همان موجودات مسخ شده ای هستند که به عنوان دوستان و اولیای شیاطین در خدمت آنان می باشند. بنابراین می بایست گفت که برهنگان دوستان و یاران شیطان می باشند که از عقل و شرافت و کرامت انسانی بی بهره اند.