از اضطراب شیطانی تا اطمینان الهی

samamosبسیاری از مردم دچار نوعی افسردگی هستند. البته این افسردگی شدت و ضعف دارد و این گونه نیست که همگی در یک مرتبه باشند. ریشه افسردگی و بسیاری از بیماری های روانی را می بایست در ایمان مردم جست و جو کرد؛ چرا که حقیقت ایمان و کفر و شرک ، پیامدها و آثار گوناگونی را به همراه دارد که از جمله آن ها بیماری های روانی به عنوان بازتاب سست ایمانی، شرک و کفر است.

آرامش وامنیت، رهاورد ایمان

خداوند در آیاتی از قرآن مهم ترین اثر ایمان را در دنیا آرامش و امنیت می داند. اصولا از همین روست که از نظر ریشه لغوی ایمان و امنیت یکی است؛ زیرا ایمان و امنیت از واژه امن گرفته شده است. کسی که ایمان می آورد در وادی امنیتی وارد می شود که خداوند آن را دژ ایمان دانسته است.

بر خلاف ایمان که موجبات امنیت و آرامش انسان است، هر گونه کفر و شرکی موجب ناامنی و عدم آرامش و موجبات اضطراب و مانند آن است؛ کسی که دچار ایمان سست است،‌گرفتاری درجه ای از ناامنی و عدم آرامش است و در این میان کافران دچار فقدان آرامش و امنیت هستند.

خداوند در آیاتی از جمله آیه ۴ سوره فتح از نزول فرشتگان برای ایجاد سکونت و آرامش در دل های مومنان و در آیه ۱۰ سوره فصلت به ایمان اهل استقامت اشاره می کند و می فرماید که کسانی که در مرتبه ایمان استقامتی هستند، فرشتگانی بر ایشان نازل می شود که خوف و ترس از آینده و حزن و اندوه گذشته را از دل هایشان بر می دارد و آنان را به آرامش و امنیت می رسانند.

در حقیقت فرشتگانی که بر انسان ها وارد شده و نزول می یابند، گوناگون هستند. می دانیم که هر انسانی دارای دو فرشته کاتب هستند که اعمال او را نسخه برداری کرده و می نگارند.(ق، ایه ۱۸) هم چنین فرشتگانی که به عنوان حافظان او تا زمان اجل، او را از هر گونه خطر مرگ آفرین دور نگه می دارند. از این دسته فرشتگان به عنوان معقبات امر الهی (رعد، ایه ۱۱) یاد شده است.

اما شمار فرشتگان تنها به همین ها محدود نمی شود؛ بلکه فرشتگان بسیاری در خدمت بشر هستند و خداوند آنان را مسخر انسان کرده است تا در خدمت او باشند؛ زیرا انسان خلیفه الهی است. البته بسیاری از فرشتگان در خدمت همه انسان ها هستند و مدبرات عمومی هستند؛ اما برخی از فرشتگان نیز اختصاص به اهل ایمان دارند و کارهای ایشان را انجام می دهند. غیر از فرشتگانی که مدبرات امر هستند(نازعات، آیه ۵) و فرشتگانی که الهام تقوایی در گوش جان آدمی می خوانند(شمس، آیات ۷ و ۸) فرشتگانی هستند که ماموریت دارند تا سکونت و امنیت و آرامش را در قلب های مومنان جاری سازند و آنان را به آرامش رسانند.

راه افزایش تقوا

برخی از فرشتگان برای مراتب بالاتر ایمان است؛ زیرا مراتب ایمان بسیار زیاد است؛ از این روست که خداوند به مومنان فرمان می دهد که باز هم ایمان بیاورید و درجه ایمانی خویش را افزایش دهید.(نساء، آیه ۱۳۶؛‌فتح ، ایه ۴) دسترسی به مراتب بالاتر ایمان به تقوای آدمی بستگی دارد؛ زیرا گام نخست ایمان با تقوای عقلانی برداشته می شود(بقره، ایات ۲ و ۳) و مراتب بالاتر نیز با تقوای عقلایی و شرعی به دست می آید. هر چه انسان به دانسته ها و معلومات الهی و ارزشی خود عمل کند، بیش تر تقوا می ورزد و به همان میزان نیز علم و بصیرت او افزوده می شود(بقره، ایه ۲۸۵؛ انفال، ایه ۲۹) پس هر چه بر علم شهودی و تقوای الهی انسان افزوده شده و ایمان قوی تر و استوارتر می شود تا به مقام استقامت می رسد، آدمی به آرامش مطلق نسبت به آینده و گذشته نزدیک تر می شود. این گونه است که به همان میزان از اضطراب و تشویش دورتر می شود.

کسانی که گرفتار شرک آشکار و یا نهان در مراتب ذات، صفات و فعل خداوند هستند، به همان میزان دچار بحران روحی و روانی هستند؛ چرا که فرصت شیطنت برای شیطان فراهم می آورند؛ چرا که شیطان سوگند خورده از همه راه ها موجبات گمراهی انسان شده (اعراف، ایه ۱۷) و او را دچار بحران های روحی و روانی و اضطراب نماید.(اسراء، آیه ۶۴)

یکی از کارهای شیطان که خداوند در همین آیه اخیر بیان کرده استفزاز است. استفزار به معنای انگیزش سریع و به لغزش افکندن دیگری با تردستی و فریب و دور کردن از راه راست است.(مجمع البیان،‌ ذیل آیه) از همین رو، توطئه هایی که علیه ملتی انجام می شود تا زمینه فرار ایشان از سرزمین اباء و اجدادی انجام شود و مردم از خانه و کاشانه امن خود بیرون روند، به عنوان استفزاز یاد می شود و همین اتهام را فرعون به حضرت موسی(ع) می زند که می خواهد قبطیان را با سحر و فریب و ایجاد ناامنی از خانه ها و سرزمینشان بیرون کرده و یهودیان مصر را اشغال کنند.(اسراء، آیات ۷۶ و ۱۰۳)

نقش شیطان در ایجاد اضطراب

بنابراین،‌ شیطان می کوشد تا به هر گونه ای شده موجبات ناامنی و عدم آرامش را در درون انسان ها فراهم آورد و ایشان را از مسیر درست و جایگاه حق بیرون راند.

شیطان در صدور مردمان و دل هایشان وسوسه های شیطانی می کنند(سوره ناس) و ارامش ایشان را به اضطراب تبدیل می کنند. گاه ایشان را نسبت به از دست دادن مال نگران می کنند و گاه نسبت به از دست دادن جان خود و خویشان و یا مانند آن دلواپس می کنند.

جالب این که شیطان حتی به دوستانی که تحت ولایت شیطان در آمده اند نیز رحم نمی کنند بلکه آنان را بیش از پیش دل نگران می کنند و به اضطراب می کشانند.

اصولا رفتار شیطانی نمی تواند مفید، مثبت و خوب و زیبا باشد؛‌بلکه رفتاری بیهوده، منفی، بد و زشت است. از این روست که ایشان گاه مردمان را کیش کیش می کنند و با صدا خود ایشان را اغوا کرده و هراسان مانند رمه حیوانات به سمت گمراهی می رانند (مریم، آیه ۸۳) و گاه دیگر سیخونک می زند(اعراف،‌ایه ۲۰۰؛ اسراء، آیه ۵۳ ؛ فصلت، آیه ۳۶) ؛ چرا که یکی از کارهای شیطانی نزغ است و آن به معنای این که است که با چیزی بر حیوان فشار بیاورند که سرعت و شتاب بگیرد و از جاده حق و حقیقت فاصله گیرد و دور شود. از این روست که سیخونک زدن شیطان به انسان را نزغ می گویند. پس شیطان هم با صدا خود مردمان را می هراساند و هم با سیخونک به جان آنان می افتد و در نهایت با مس خود بر ایشان مسلط می شود.(اعراف، ایه ۲۰۱)

خداوند می فرماید همان گونه که فرشتگان بر اهل ایمان در مرتبه استقامت نازل شده و ایشان را به آرامش و اطمینان کامل نوید و بشارت می دهند و امنیت را برایشان به ارمغان می آورند، شیطان بر عکس دوستان خود را دچار خوف و ترس می کند و ناامنی و اضطراب و افسردگی را برایشان به ارمغان می آورد.(آل عمران، ایه ۱۷۵)

کسانی که اهل ایمان شدند می بایست با پناه جویی به دژ استوار ایمان و استغفار خود را از بلای ابلیس و شیاطین و پیامدهای از، نزغ و مس ابلیس دور سازند.(فصلت، آیه ۳۶) چرا که استغفار هم قدرت دفع دارد و نمی گذارد که صوت و سیخ و مس ابلیس و شیاطین به او برسد و همواره جانش را غبار روبی می کند و هم می تواند غبار نشسته را بربود و پاک کند و از جان انسان رفع کرده و بردارد. بلکه حتی می تواند نعمت هایی را به سوی آدمی جلب کند. از این روست که گفته اند استغفار توان دفع و رفع و جلب دارد.

باید بدانیم که خلوت دل انسان جای صحبت اغیار نیست و اجازه ندهیم تا الهامات شیطانی وارد و بر جان نشیند چه رسد که وحی کند(انعام، آیه ۱۲۱) اگر این گونه باشیم در حد بالای ایمان هستیم و ایمان ما مقوم خواهد بود چنان که خداوند می فرماید (هم درجات؛ آل عمران، ایه ۱۶۳) و اگر این مرتبه را درک نکردیم، دست کم چوب استغفار برداشته و دیو را از خانه دل بیرون کنیم تا فرشته در اید و نزول یابد. اگر چوب استغفار برداریم و دفع کنیم در مقام لهم درجات(انفال، آیه ۴) زمینه را برای گام های بعدی فراهم آورده ایم.

به سخن دیگر، ایمان حالی، اضطراب حالی به همراه دارد و ایمان ملکه ای کم تر اضطراب آور است و زمینه را برای استقامت و اطمینان یعنی ایمان مقومی فراهم می آورد. در این مرتبه اصولا جز سکونت و اطمینان نیست(فجر، ایات ۲۷ تا ۳۰)

از همین جا هم چنین دانسته شد که استغفار پیامبر(ص) برای دفع گرد و غبار است تا چیزی بر ایشان نشیند و از باب غبارروبی اما استغفار انسان های دیگر برای رفع و غبارروبی است؛ چنان که شیخ بهایی در کتاب چهل حدیث به آن توجه داده است.