ازدواج آسان در اسلام

ازدواج

یکی از بحران های اجتماعی که جهان امروز به ویژه در جوامع شرقی با آن رو به رو هستند، آداب و رسوم و سنت هایی است که در طول زمان روی هم  انباشته شده و تراکم یافته است. این آداب و رسوم ها در بسیاری از موارد فراتر از توان رفتاری آدمی و سخت گیرانه است. از این روست که بحرانی به نام سنت ها در این جوامع شکل گرفته است.

یکی از آداب و رسوم های دست و پا گیر و سخت گیرانه را می توان در حوزه ازدواج ردگیری و شناسایی کرد. به عنوان نمونه ازدواج در کشور هند چنان دشوار و سخت گیرانه است که بسیاری از مردم حتی تحصیل کرده ها در جوامع شهری از عهده انجام آن بر نمی آیند. مهریه ها و جهیزیه های سنگین مشکل دایمی دختران هندی بوده و هست. قوانین نظام کاستی و طبقاتی در جامعه هند مشکلی است که ازدواج را چند برابر سخت گیرانه تر می کند.

در جوامع اسلامی از جمله ایران نیز مجموعه ای از سنت ها و آداب ایرانی موجب شده است تا ازدواج بیرون از قوانین اسلامی سخت و دشوار انجام پذیرد و بسیاری از جوانان امکان ازدواج آسان را از دست دهند و جامعه با جوانانی عزب و بی همسری مواجه شود که روز به روز بر مشکلات آن می افزاید.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا نظر اسلام را در باره ازدواج بر پایه آموزه های قرآنی به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ازدواج ، پاسخ طبیعی به نیاز طبیعی

ازدواج از نظر اسلام ، پاسخی طبیعی به یک نیاز طبیعی انسانی است. از این روست که شرایطی را فراهم می آورد تا به سادگی هر بی همسری ، همسری را برگزیند و در کنار هم خانواده را تشکیل دهند.

در تحلیل قرآنی هر چند که شهوت پرستی و توجه افراطی به غریزه شهوت نکوهش شده است ولی وجود این غریزه را امری طبیعی و مفید برای انسان بر شمرده است؛ زیرا این غریزه شرایطی را برای هر یک از افراد دو جنس فراهم می آورد تا بتوانند در کنار هم قرار گیرند و در مسیر کمالی و متاله شدن ، به یک دیگر کمک کنند.

بی گمان اگر این غریزه در انسان وجود نداشت، هیچ مرد و زنی در کنار هم قرار نمی گرفتند و خانواده ای شکل نمی گرفت؛ زیرا عامل و سبب اصلی نخست در گرایش مرد و زن به یک دیگر را می بایست در غریزه شهوت جنسی جست، هر چند که این عامل و سبب تمام علت به شمار نمی رود ولی انگیزه نخستین تلاش دو جنس برای ایجاد ارتباط و نزدیکی با هم به شمار می آید. این گونه است که هر یک می کوشد تا برای فراهم آوری شرایط همبستری از بخشی از حقوق و نیازها و خواسته های کوچک تر و کم اهمیت تر بگذرد و در کنار هم قرار گیرد.

پاسخ طبیعی به این امر از طریق ازدواج موجب می شود تا انسان ها افزون بر تولید نسل و بقای آن ، بتوانند به شماری از توانمندی ها و نیازهای برتر و با اهمیت تر پاسخ مثبت و سازنده ای دهند.

از مجموعه آثاری که قرآن برای ازدواج و پاسخ طبیعی به یک نیاز غریزی و طبیعی ، به دست می دهد می توان فلسفه و هدف ازدواج را افزون بر تولید نسل به دست آورد.

خداوند در آیه ۲۱ سوره روم ازدواج و تشکیل خانواده را از مهم ترین عوامل ایجاد آرامش میان زن و مرد و پاسخ به یکی از مهم ترین دغدغه های بشر بر می شمارد؛ زیرا انسان هماره در ترس و خوفی است که خواب را از وی سلب می کند و دلهره دایمی را در وی حفظ می کند.

فقدان آرامش و ترس دایمی ، آدمی را به جنون می کشاند و افسردگی تنها نشانه های ابتدایی آن می باشد. از این روست که در تعریف سعادت و خوشبختی به دو عنصر و مولفه اساسی در خود یعنی آرامش و آسایش توجه می کند که یکی ارتباط تنگاتنگی با روح و روان آدمی و دیگر با تن و جسم او دارد.

به نظر هر انسانی ، هدف غایی و نهایی در تلاش آن است که بتواند روح و روان خویش را به آرامش و اطمینانی برساند و تن را در آسایشی قرار دهد. بنابراین همه کارها و برنامه ها با انگیزه دست یابی به این دو هدف انجام می شود.

البته گستره مفهومی و معنای آرامش فراتر از آن است که تمام آن ها به روش ازدواج پاسخ داده شود، ولی بخشی از آن به این طریق پاسخ داده می شود ، چنان که از نظر قرآن بخشی دیگر به وسیله ایمان و باورهایی چون خدا و آخرت و پاداش های اخروی پاسخ داده می شود و آدمی در کنار ذکر الهی به آرامش و اطمینان از نوعی دیگر می رسد. با این همه نمی توان آرامش حاصل از ازدواج را دست کم گرفت؛ زیرا این نوع آرامش جز از طریق ازدواج و پاسخ گویی به نیاز طبیعی از راه تشکیل خانواده تحقق نمی یابد.

بررسی های علمی و میدانی این معنا را به اثبات رسانیده که هر زن و مردی تنها در کنار هم به آرامشی خاص دست می یابند که بازدارنده از افسردگی و جنون می شود. بسیاری از بیماری های روحی و حتی جسمی ارتباطی تنگاتنگی با مساله ازدواج و عدم پاسخ گویی به نیاز طبیعی و غریزی است. در برخی از ضرب المثل ها و کنایه های این معنا تکرار می شود که روز زن و مرد بستگی به شب ایشان دارد. به این معنا که پاسخ گویی به نیاز جنسی تاثیر در رفتارهای اجتماعی و کارکردهای روزانه زن و مرد می گذارد.

انسان از طریق ازدواج است که به نیاز عاطفی محبت پاسخ می دهد. انسان ها در هر مقام و منزلت علمی و سنی باشند، نیازمند محبت دیگران می باشند. این نیاز عاطفی انسان است که وی را مجبور می سازد تا در کنار دیگری قرار گیرد و اجتماع را شکل بخشد. حتی بررسی ها نشان می دهد که اگر شخصی نتواند از راه هم نوع به این نیاز عاطفی پاسخ دهد به سوی حیوانات کشیده می شود و با محبت کردن به جانوران می کوشد تا به این نیاز عاطفی پاسخ دهد.

ازدواج شرایطی را فراهم می آورد تا شخص به سادگی بتواند هم به نیاز عاطفی محبت دیدن پاسخ دهد و هم به نیاز محبت کردن که در هر انسانی وجود دارد، پاسخ سالم و مثبتی دهد.

خداوند در آیه ۲۱ سوره روم به مساله مهر و محبت از طریق ازدواج اشاره می کند و آن را یک راهکار طبیعی به یک نیاز طبیعی بر می شمارد. تاکید بر ایجاد موده و رحمت از طریق ازدواج به معنای آن است که از نظر اسلام و قرآن این راهکار پاسخی درست و کامل می باشد.

از دیگر کارکردهایی که قرآن برای ازدواج بر می شمارد، پیش گیری از گناه از جمله گناهان جنسی است.(نور آیات ۳۲ و ۳۳ و نساء آیه ۲۵) انسان به سبب طغیان غریزه جنسی نه تنها به دامن گناه جنسی و تجاوز می افتد، بلکه همین مساله وی را به گناهانی دیگر می کشاند که جرم و جنایت و قتل نیز بخشی از آن است.

ازدواج هم چنین موجب می شود که درهای رزق مادی و معنوی به انسان گشوده شود. (نساء آیات ۲۵ و ۲۸) شاید شما نیز بسیاری از اطرافیان خویش رادیده باشید که با همه تحصیلات و کارهای بسیاری که داشتند، زندگی خوبی پیش از ازدواج نداشته و در تنگنای مادی قرار داشتند ولی با ازدواج همه درها به رویشان گشوده و مشکلاتشان حل شد. خداوند در این آیات تبیین می کند که یکی از ابزارهای جلب روزی و توسعه در آن ، ازدواج است. بنابراین بر خلاف تصور عمومی که می گویند به دلیل نداشتن سرمایه ، تن به ازدواج نمی دهند، خداوند می فرماید برای فراهم شدن سرمایه و رهایی از فقر و بینوایی ازدواج بهترین راهکار می باشد. پس اگر کسی در فقر و تنگدستی می باشد می بایست به ازدواج به عنوان یک راهکار برای رهایی از فقر و بینوایی توجه کند. در حقیقت قانون تکوینی الهی بر این قرار گرفته است که انسان های فقیر را با ازدواج به ثروت و سرمایه برساند.

از این مطالب به خوبی می توان این نکته را اثبات کرد که ازدواج بهترین راهکار و آسان ترین آن برای پاسخ گویی به یک نیاز طبیعی انسانی است.

ازدواج آسان ، وظیفه ملت و دولت

چنان که گذشت ، یکی از آفات جوامع شرقی از جمله ایرانی آن است که در مساله ازدواج بسیار سخت گیر می باشند و سنت ها و آداب و رسوم بسیاری موجب شده است تا جوانان از ازدواج بازمانند و بی همسران در جامعه افزایش یابد و بحران اخلاقی را در جامعه پدید آورد.

این در حالی است که اسلام بر ازدواج آسان تاکید و هر گونه شرایط دست و پاگیری را از میان برداشته است. اسلام بر خلاف سخت گیری های شدیدی که نسبت به طلاق دارد در برابر ازدواج بسیار آسان گیر است.

در جامعه برخی از دغدغه های نادرست و دروغینی که از سوی مسئولان و مردم ایجاد شده ، موجب گردیده است تا جوانان از ازدواج خودداری کنند و برای ارضای و خاموش کردن آتش شهوت جنسی و غریزه به سوی رفتارهای ضد هنجاری، اخلاقی ، قانونی و شرعی کشیده شوند.

از جمله این مشکلات می توان به تفکر باطلی اشاره کرد که در جامعه نسبت به تحصیلات و مانند آن پدید آمده است. این در حالی است که انسان ها می بایست هماره مسایل خویش را اهم و مهم کنند و به آن چه با اهمیت تر است بهای بیش تری بپردازند و بر آن تاکید کنند. تحصیلات هر چند که یک امر ارزشی و خوبی است ولی اگر خود سد راه امر مهم تری چون ازدواج شود می بایست به کناری گذاشته شود؛ زیرا ازدواج همانند آب و خوراک نیاز روزانه طبیعی انسان است و نمی توان آن را به تاخیر افکند و اگر چنین اتفاقی بیافتد پیامدی جز فساد اجتماعی و رفتارهای نابه هنجار و ضد قانونی و شرعی و بحران های روحی و روانی و جسمی نخواهد داشت.

تفکر باطل دیگری که در جامعه وجود دارد، فراهم شدن سرمایه در حد یک خانواده آرمانی است. این در حالی است که جوانان در ابتدای زندگی و راه قرار دارند و هنوز برخوردار از سرمایه نیستند. در مقابل این تفکر خداوند در آیات پیش گفته تبیین کرده است که با ازدواج انسان می تواند به سرمایه و ثروت برسد و خداوند از فضل خویش به همسران می بخشد. به این معنا که اگر تقدیر طبیعی وی مبلغ و مقداری از ثروت و مال باشد ، خداوند به سبب ازدواج عنایت خاص به این افراد مبذول می دارد و آنان را از فضل خویش بهره مند می سازد.

پس ترس از فقر و تنگدستی و یا وجود آن نمی بایست به عنوان یک مانع جدی در راه ازدواج جوانان تلقی شود. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «مَنْ تَرَکَ التَّزْویجَ مَخافَهَ الْعَیْلَه فَلَیْسَ مِنّا؛هر که از ترس تنگدستی ازدواج نکند، از ما نیست.»( کنزالعمّال، ج۱۶، ص۲۷۹، ح۴۴۴۶۰.)

بنابراین بر همگان است تا تفکرهای باطل را همانند سنت ها و آداب دست و پاگیر به کناری گذارند و فضای اجتماعی را به گونه سالم سازی کنند که جوانان و هر کسی که بی همسر است به ازدواج آسان دست یابد.

خداوند در آیات ۲۵ و ۲۸ سوره نساء خواهان آسان گیری از سوی مردم در امر ازدواج شده و با تسهیل احکام و قوانین آن گامی مهم در این راه برداشته است.

این بدان معناست که دولت مردان و قانونگذاران در حوزه های دیگر اجتماعی نیز می بایست از این سنت حسنه الهی استفاده کنند و قوانین آسانی را برای تشویق و ترغیب ازدواج جوانان فراهم آورند. از جمله می توان گفت که با آسان گیری قوانین در وام های ازدواج و پذیرایی ها و یا خرید و فروش لوازم ابتدایی خانواده ها و مانند آن شرایط اجتماعی را به سوی آسانی ازدواج سوق دهند.

تشویق و ترغیب جوانان با ابزارهایی چون بخشودگی در مدت سربازی و یا ورود آسان همسر داران در دانشگاه ها و ایجاد اشتغال و یا جذب آسان و استخدام و اهدای مبالغی نقدی و غیر نقدی به کسانی که ازدواج می کنند از دیگر وظایف ملت و دولت است که می بایست انجام پذیرد.

در داستان ازدواج حضرت موسی (ع) خداوند گزارش می کند که حضرت شعیب(ع) پس از شناختی که از سلامت حضرت موسی(ع) از نظر اخلاقی به دست آورد نه تنها به وی کار داد بلکه دخترش را به همسری وی در آورد و او را در خانه خویش ساکن کرد و حتی مهریه را کارکردن وی قرار داد تا این گونه یک ازدواج سهل و آسان تحقق یابد.(قصص آیه ۲۷)

این که خداوند در مساله ازدواج خود قوانین آسانی را وضع کرده و دیگران را به آن تشویق نموده و خواهان همکاری ملت و دولت در امر ازدواج می شود از آن روست که انسان در مهار غریزه جنسی بسیار ضعیف است و اگر به آن پاسخ درست و مناسبی داده نشود موجبات بحران های اخلاقی و اجتماعی و مانند آن می شود و در نهایت فرد و جامعه از حرکت در مسیر کمالی باز می مانند.(نساء آیات ۲۵ و ۲۸) از این روست که به عنوان یک وظیفه بر دولت و ملت از ایشان خواسته است تا بی همسران را به همسرگزینی تشویق کرده و امکان آن را برای همگان فراهم آورند.

خداوند برای کسانی که نمی توانند غریزه جنسی خویش را کنترل و مهار کنند ازدواج را به عنوان یک امر واجب دانسته است که تخطی از آن گناه می باشد و برای کسانی که می توانند نیز به عنوان یک امر مستحب دانسته و از آنان خواسته است که حتی اگر تنگدست می باشند ازدواج کنند تا مراحل کمالی را در کنار همسر بگذارنند.

در این راه هم چنین از مردمان و دولت و ملت نیز خواسته است تا شرایط و امکانات ازدواج اسان همگانی را فراهم آورند و اجازه ندهند تا افراد بی همسری در جامعه باشند. این گونه است که در آیه ۳۲ سوره نور به ازدواج در آوردن کسانی که همسری ندارند به عنوان یک وظیفه و مسئولیت برای جامعه و امت تعریف می کند.

این بدان معناست که هر گونه جرم و جنایت و گناهی که بی همسران انجام می دهند افزون بر این که بر آنان نوشته می شود بر دوش و گردن دولت و ملت نیز می باشد و در قیامت خداوند از آنان بازخواست می کند؛ زیرا شرایط اجتماعی را چنان فراهم ساخته  اند که اجازه و امکان ازدواج آسان از جوانان سلب شده و آنان به گناه افتاده ا ند.

در این باره در کتب مختلف مطالب بسیاری آمده است که از جمله می توان به این مطلب اشاره کرد که : ینبغی ان لا یردّ الخاطب إذا کان ممن یرضى خلقه ودینه، فعن رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم «إذا جاءکم من ترضون خلقه ودینه فزوجوه، إلاّّ تفعلوه تکن فتنه فی الارض وفساد کبیر» (منهاج سیستانی ج۳م۶) اگر دیانت و اخلاق خواستگار مورد رضایت باشد , بهتر آن است که رد نشود , از پیغمبر اکرم صلى اللّه عـلـیه وآله روایت شده که هر گاه خواستگارى براى دختر شما آمد که اخلاق و دیانت او مورد رضایت شما بود , دختر را به ازدواج او در آورید , اگر چنین نکنید فتنه و فساد بزرگى بر زمین به پا خواهد شد. (مساله۲۴۶۸توضیح المسائل فارسی آقای سیستانی)

پیامبر اکرم (ص) بنای خانواده را بهترین سازه بر می شمارد می فرماید: «ما بُنِیَ فِی الاِْسْلامِ بِناءٌ اَحَبَّ اِلَی اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ، وَاَعَزَّ مِنَ التَّزْویجِ؛ در اسلام هیچ بنایی ساخته نشده که نزد خدای عزوجل محبوب‏تر و ارجمندتر از ازدواج باشد.»( بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۲، ح۴۰.)

سنگ اندازی به طرق مختلف از جمله مهریه سنگین نیز می تواند به عنوان یک سنت شوم تلقی شود که سد راه ازدواج آسان است. امام صادق علیه‏السلام در این مورد می‏فرماید: «اَمّا شُؤْمُ الْمَرْأَهِ فَکَثْرَهُ مَهْرِها وَعُقُوقُ زَوْجِها؛ شومی و ناخجستگی زن، زیاد بودن مهریه او و نافرمانی از شوهرش می‏باشد.»( معانی الاخبار، ص۱۵۲، ح۱.)

 رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیز در خصوص آثار سوء مهریه زیاد می‏فرماید: «تَیاسَرُوا فِی الصِّداقِ، فاِنَّ الرَّجُلَ لَیُعْطِی الْمَرأَهَ حَتّی یَبْقی ذلِکَ فِی نَفْسِهِ عَلَیْها حَسیَکَهً ( کنزالعمّال، ح۴۴۷۳۱.)

ازدواج در جوانی می تواند بسیاری از مشکلات جامعه را از میان بردارد و شیطان را آن دور سازد. پیامبر مکرم اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در مورد ازدواج در ایام جوانی چنین فرموده است: «اَیُّمَا شابٌ تَزَوَّجَ فِی حِداثَهِ سِنِّهِ عَجَّ شَیْطانُهُ: یا وَیْلَه! عَصِمَ مِنّی دِینَهُ؛هرگاه شخصی در سنین جوانی ازدواج کند، شیطانِ او فریاد می‏زند: وای بر من! دینش را از گزند من حفظ کرد.»( کنزالعمّال، ح۴۴۴۴۱.)

رهبر معظم انقلاب در باره ازدواج آسان و به دور از هر گونه تشریفات می فرماید: شما اگر نگاه کنید به تشریفات ازدواج در میان اقوام مختلف، خواهید دید در اسلام تشریفات ازدواج ساده است. البته جشن و سرور و این‌ها عیبی ندارد، هرکس هر مقداری که مایل است، اما این‌ها جزو دین و تشریفات رسمی و دینی ازدواج نیست. هر کس خواست می‌تواند انجام دهد، هرکس نخواست، نه. اینکه حتما باید بروند در یک معبدی و زانو بزنند جلوی کسی و چه بکنند و مراسمی که در جاهای دیگر وجود دارد، در اسلام نیست. در اسلام، یک صیغه‌ای است شرعی که باید خوانده شود. الته در اسلام برای معاملات گوناگون، معاملاتی که اهمیتش کمتر از ازدواج است، شاهد می‌گیرند … حالا هم که مقررات ثبت است و درج در محاکم. مراکز ثبت رسمی است و هیچ تشریفاتی ندارد؛ می‌توانند خیلی راحت و بدون تشریفات این ازدواج را انجام دهند.(خطبه عقد ۷۹/۰۶/۲۸)

وی در جایی دیگر می فرماید: بعضی‌ها لباس عروس گران قیمت می‌خرند. نه! چه لزومی دارد. حالا لباس عروس می‌خواهند، بعضی‌ها لباس عروس را می‌روند کرایه می‌کنند. چه مانعی دارد؟ ننگ است؟ نه! چه ننگی؟ چه مانعی دارد؟ بعضی‌ها این‌ها را ننگ می‌دانند. ننگ این است که انسان یک پول گزافی بدهد، چیزی بخرد که یک‌بار آن را مصرف کند، بعد بیاندازد دور. یک‌بار مصرف! آن‌هم با این وضعی که بعضی مردم دارند، بعضی‌ها واقعا نیاز دارند.( خطبه عقد ۷۴/۱۰/۰۴)

 وی درباره سنت شکنی پیامبر اکرم (ص) نسبت به سنّتِ مهریه جاهلی می فرماید: خود آن کسی که مشرّع مهر است – که نبی اکرم  صلی الله علیه و اله با شد – که از همه کائنات بالاتر است و دختر مطهره و عزیزی او که از همه زنان عالم از اولین و آخرین بالاتر است و شوهـر او که امیر المؤمنین علیه السّلام باشد که از جمیع خلایق از اولین و آخرین بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله بالاتر است، برای این دو که جوان بودند، زیبا بودند، عنوان داشتند، محترم بودند ، اوّل شخص مدینه بودند، دیدید پیغمبر چقدر مهر قرار داد؟(خطبه عقد ۷۱/۰۹/۲۴)

پیامبر صلی الله علیه واله آمد و هم این‌ها را شکست، برای این که مانع ازدواج می‌شود. این‌ها مانع از ازدواج دخترها و پسرها می‌شود. گفت این چیزها را رها کنید. ازدواج شروعش آسان است. از لحاظ  شرایط مادی سهل‌ترین است، آنچه که در ازدواج مهم است رعایت‌های بشری و انسانی است.(خطبه عقد ۷۲/۱۰/۰۶)

چشم و هم چشمی و معضل جهیزیّه

 خانواده ها روی چشم و هم چشمی، جهیزیّه را برای خودشان یک معضل می‌کنند. بعد که این معضل را خودشان به یک نحوی تحمّل کردند، تازه نوبت دیگران است که رنج این معضل را ببرند. برای خاطر این که وقتی شما درجهیزیّه دخترتان این همه وسایل درست کردید، بعد کسانی که دیدند، تکلیف آنها چیست؟ این چشم و خم چشمی‌ها آخر به کجا خواهد رسید؟ این همان مشکلاتی است که درست خواهد شد. اسلام می‌خواهد این‌ها نباشد.(خطبه عقد ۷۳/۰۳/۱۶)

 جهیزیه بهترین عروس عالم

 شما نگاه کنید به دختر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله  بهترین دخترهای عالم ، فاطمه زهرا علیها السلام بود. بهترین زن‌های اوّلین و آخـرین، فاطمه زهرا علیها السلام  بود. هرگـز دختری به آن خوبی، به آن شرافت و به آن عظمت نیامده است همه‌ی زن‌های عالم از اوّل تا آخر در مقابل او مثل خدمتکارهایی هستند‌. مثل ذرّاتی هستند در مقابل خورشید جهان افروز. شوهرش هم امیر المؤمنین علیه السلام، بهترین مردان عالم. اگرچه همه فضائل و مکارم‌شان را جمع کنیم. همه مردان عالم به یک ناخن او هم نمی رسند؛ این دو مظهر عظمت، مظهر زیبایی و فضیلت، با هم دیگر ازدواج کردند.

جهیزیّه شان همان چند قلم ارزان قیمتی بود که در کتاب ها نوشته اند. ضبط کرده اند: یک تکّه حصیر، یک تکّه لیف خرما، یک دست رختخواب  و یک دستاس، یک کوزه، یک کـاسه. همه‌اش را اگر چنانچه به پول امــروز روی همدیگر بگذارند، معلوم نیست که چند هزار تومان بیشتر بشود.

همان مهریّه را از امیر المؤمنین علیه السلام گرفتند و پولش را دادند جهیزیه مختصری را فراهم کردند و بردند خانه شوهر. حالا ما نمی‌گوییم دخترهای ما مثل فاطمه زهرا علیها السلام جهیزیّه بگیرند. نه دخترهای ما مثل فاطمه زهرا هستند و نه خود ما ها مثل پدر ایشان هستیم  و نه پسرهای ما مثل امیر المؤمنان علیه السلام  شوهر فاطمه زهرایند. ما کجا آنها کجا؟! از زمین تا آسمان با هم فرق داریم، اما معلوم می‌شود راه، آن راه است.

جهت، آن جهت است. جهیزیّه را مختصر بگیرید. به این و آن نگاه نکنید، خرج زیادی نکنید. کار را برای انسان که ندارند مشکل نکنید .

خطبه عقد 

جهیزیه فاطمه زهرا علیها السلام به قدری بود که شاید دو نفر آدم با دست می‌توانستند از این خانه بردارند ببرند آن خانه. ببینید افتخار این‌ها ست. ارزش این هاست .آیا پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نمی‌توانستند یک جهیزیّه مفصل تشکیل دهند؟

اگر پیامبر صلی الله علیه واله اشاره‌ای می‌کردند، این مسلمانانی که در اطراف ایشان بودند، بعضی‌هایشان هم آدم‌های متمکّنی بودند، پول هم داشتند ازخدا می‌خواستند که بیایند و یک هدیه‌ای بدهند، کمکی بکند، نکردند. چرا نکردند؟ این برای این است که من و شما یاد بگیریم.

و الاّ بنشینیم و تعریف کنیم و خوشمان بیاید و بعد هم یاد نگیریم، چه فایده ای دارد؟ استفاده‌اش را نمی بریم‌. نسخه طبیب را که انسان نباید بگذارد روی طاقچه تماشا کند. باید عمل کنیم تا بهره‌اش را ببریم. رژیم غذایی را باید عمل کنید تا فایده‌اش را ببرید. این‌ها رژیم غذایی روح است، رژیم غذایی صحّت جامعه است. صحت خانواده است باید عمل شود. ساده بر گذار کنید.(خطبه عقد ۷۵/۰۹/۰۵)

عروس خانم‌ها! شما نگذارید

نگذارید جهیزیّه‌ها را سنگین کنند. دخترها نگذارند. عروس‌ها، شما نگذارید. پدر و مادرها هم اگر می‌خواهند شما نگذارید. این همه جنس گران را می‌خواهید چه کنید؟( خطبه عقد ۷۳/۰۹/۲۳)

مادرهای عروس‌هـــا در تهیّه جهیزیّه دست نگه دارند، خیلی افــراط یا اسراف نکنند. نگویند حالا مثلاً دخترمــان است دلش می‌شکند. نه. دخترها خوبند. دخترها نمی‌خواهند. ما بیخود نباید دل آن‌ها را بکشانیم به این سمت که هر چیز قشنگ و لوکس و … حتماً باید برایش تهیه شود.( خطبه عقد ۷۹/۱۱/۱۶)

این دختر خانم‌ها که می‌خواهند جهیزیّه درست کنند، برای خرید اسباب سر عقد و جهیزیّه، توی این دکان‌های گران قیمت بعضی از جاهای تهران، آن محلاّت گران قیمت که معروف است – نمی‌خواهم البته اسم بیاورم – من می‌شناسم که کجاهاست که دکان‌هایش معروف است به جنس گران‌، اصلا ًطرف آن‌ها پا نگذارند. بروند آن جاهایی که معروف به گرانی نیست. این طور نباشد که داماد بیچاره را دنبال‌شان راه بیندازند برای خرید عروس و خرید عقد. متأسفانه از این کارها می‌کنند.( خطبه عقد ۷۲/۰۳/۱۹)