ازدواج، رفتاری هنجاری

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مهم ترین هنجارهای اجتماعی که موجب انسجام و وحدت اجتماعی است و بنیاد جوامع بشری را شکل می بخشد، خانواده است که در چارچوب ازدواج قانونی و شرعی میان دو جنس مخالف بر اساس پاسخ گویی به نیازهای جسمی و جنسی و عاطفی و مانند آن ها انجام می شود. این رفتار هنجاری نه تنها دارای آثار اجتماعی متعددی است، بلکه گاه تنها روش برای رهایی از بسیاری از نابهنجاری های اجتماعی و پیشگیری و جلوگیری از آن ها است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، به ابعاد و آثار اجتماعی ازدواج توجه داده است که با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ازدواج دو جنس مخالف

زوج در لغت به معنای جفت و ازدواج از باب افتعال به معنای جفت شدن است. وقتی از ازدواج سخن به میان می آید به معنای قرین و همراهی دو چیز است.(لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه زوج؛ النهایه ابن‌اثیر، ج‌۲، ص‌۳۱۷.)

ازدواج در اصطلاح عرف و شرع، پیمان زناشویى است که براساس آن براى مرد و زن در برابر هم، تعهّدات اخلاقى و حقوقى پدید مى‌آید.( تشکیل خانواده در اسلام، ص‌۱۹؛ التّحقیق فى کلمات القرآن الکریم، ج‌۱۲، ص‌۲۳۴ «نکح».) بنابراین، اصل زوجیت و ازدواج و نکاح میان دو جنس مخالف است؛ و از نظر انسان هم جنس گرایی هرگز به معنای زوجیت و ازدواج نیست، بلکه عملی خلاف رفتار طبیعی و عقلانی و عقلایی است و باید از آن اجتناب کرد. بر این اساس هرگز خانواده ای با جنس موافق شکل نمی گیرد، بلکه افزایش گستره خانواده به هم جنس گرایان مانند مرد و مرد یا زن و زن، غیر طبیعی، غیر عقلانی، غیر عقلایی و نیز خلاف شریعت است و هرگز اسلام و قرآن آن را امضا و تایید نمی کند؛ زیرا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، اسلام دین مطابق با فطرتی است که هرگز تغییر نمی کند(روم، آیه ۳۰) و کسانی که به هم جنس گرایی گرایش دارند از فطرت خود دور شده و گرفتار دفن و دسیسه فطرت یا ختم و طبع آن شده اند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیه ۷ و آیات دیگر)

خداوند در آیات قرآنی، هم جنس گرایی را نوع اسراف و زیاده روی در یک امر طبیعی، جهالت و نادانی و بی خردی و نیز رفتارهای نابهنجار و فاحش و نیز خلاف طهارت تن و روان(نمل، آیات ۵۴ تا ۵۹) دانسته و این عمل جنسی با هم جنس را حرام و گناه و بلکه جرم قانونی دانسته و مجازات های سنگین در قالب حدود و تعزیرات برای آن وضع کرده است.(اعراف، آیات ۸۱ تا ۸۴ و آیات دیگر) خداوند می فرماید: إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَهً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ؛ آیا شما از روى شهوت به سراغ مردان مى روید نه زنان؟! شما گروه اسرافکار و منحرفى هستید.(اعراف، آیه ۸۱)

از نظر قرآن اگر ازدواج دو جنس مخالف موجب آرامش روانی، مودت و محبت، رحمت، جلب آسایش و تامین آن می شود، قانون خلقت، جاذبه جنسى میان دو جنس مخالف را به عنوان عامل بقاى نسل انسان و آرامش روح او قرار داده است؛ هم چنین تغییر مسیر آن به سوى «همجنس گرایى»، را عامل نابودی آرامش و آسایش فردی و اجتماعی دانسته است؛ زیرا اگر این قوانین اجتماعی هم چون گرایش به جنس مخالف و ازدواج موجب آرامش اجتماعی و آسایش آن به جهت هماهنگی و سازگاری با فطرت است، بی گمان از این قوانین طبیعی و فطری سبب سبب ناهماهنگى در سازمان وجود انسانی و سازمان اجتماعی مى شود. از این روست که جوامع غربی که مبتلا به این امر شده اند با بحران خانواده و فروپاشی پیوندهای اجتماعی در ساختار احسان و اکرام شده و تنها قوانین است که نوعی وحدت و اتحاد کلی را هم چنان حفظ کرده است.

از نظر اسلام، برترین اجتماع انسانی آن آست افزون بر قوانین عادلانه عقلانی و عقلایی بر محور عواطف و احساسات احسانی  و اکرام است که شخص از حقوق قطعی خویش برای ایجاد انسجام اجتماعی می گذرد و یا حتی ایثارگری می کند.

بنابراین، اگر اجتماع برتر انسانی بخواهد شکل بگیرد باید افزون بر نیازهای جنسی طبیعی که در چارچوب قوانین برآورده می شود به نیازهای عاطفی که همان مودت و رحمت است توجه دو چندانی شود. اگر هم جنس گرایی اتفاق بیافتد نه تنها خلاف طبیعت و عقل و خرد عمل شده ، بلکه پاسخ مناسبی نیز به عواطف انسانی داده نشده است. هم چنین اگر دو جنس مخالف تنها در سایه قوانین عادلانه و عقلانی به داد و ستد بپردازند و ازدواج را عقدی همانند عقود دیگر چون خرید و فروش کالا بدانند، به طور طبیعی باز پاسخی به نیازهای عاطفی بشر داده نشده است. از همین رو، انسجام در خانواده تحقق نمی یابد و به طور طبیعی عدم انسجام در خانواده به جامعه نیز سرایت می کند و ما دارای یک جامعه منسجم نخواهیم بود؛ زیرا همین رویه و روحیه بده و بستانی عدلانی در جامعه حاکمیت یافته و به عنوان گفتمان حاکم بر جامعه در خواهد آمد؛ اما اگر انسجام عاطفی در خانواده پدید آید به بیرون از خانواده نیز گسترش می یابد؛ چرا که خانواده نه تنها کوچک ترین اجتماع بشری بلکه مهم ترین و اساسی ترین آن ها است؛ زیرا مجموعه خانواده ها است که اجتماعات بزرگ بشری را می سازد و شکی نیست که اولین اجتماعات عشیره و قبیله و قومیت ها بودند که مدار و محور آن ها خانواده است.

آثار ازدواج در حوزه اجتماعی

ازدواج یک هنجار اجتماعی بسیار مهم و اساسی است که باید از سوی همگان پاس داشته و در تقویت و ترغیب و تحکیم آن کوشش جدی از سوی والدین، خویشاوندان، مردم و دولت اسلامی مبذول شود. خداوند می فرماید: وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ بى‏ همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید، اگر تنگدست هستند خداوند آنان را از فضل خویش بى ‏نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست.(نور، آیه ۳۲)

این هنجار رفتاری پیامدهای مثبت و سازنده ای برای اجتماع دارد که مهم ترین آثار آن در حوزه اجتماعی عبارتند از:

۱.      آرامش و امنیت: بی گمان ازدواج مایه آرامش روانی همسران است؛ زیرا نیازهای جنسی فشار سهمگینی برای روان آدمی وارد می کند. از همین روست که ریشه بسیاری از بیماری روانی و نابهنجاری های رفتاری مانند تعریض با کنایات و تعرض به افراد، تجاوز به عنف، فسق و فجور، فاحشه گری، روسپی گری و مانند آن ها است. از نظر قرآن، پاسخ گویی مناسب به نیاز جنسی از راه درست آن موجب آرامش و سکونت می شود. از نظر قرآن مهم ترین عامل در ازدواج رسیدن به سکونت و آرامش است که به دنبال آن مودت و محبت و نیز رحمت و مهربانی نیز می آید.(روم، آیه ۲۱) شکی نیست که بازتاب آرامش فردی در رفتار اجتماعی به خوبی نمایان می شود؛ زیرا همان طوری که اضطراب و افسردگی فردی در عملکرد اجتماعی خودنمایی می کند، آرامش نیز این گونه است. بازتاب آرامش روانی را باید در آرامش و امنیت اجتماعی مشاهده و ردگیری کرد.

۲.      آسایش و رفاه: بر خلاف تصور رایج که ازدواج را موجب تحمیل مشکلات مالی می دانند، قرآن بر این سنت و قانون حاکم بر جهان و جان تاکید می کند که با ازدواج انسان از فقر به غنا می رسد؛ زیرا چنان که گفته شد خداوند آن را تضمین کرده است.(نور، آیه ۳۲) این آسایش و رفاه از خانواده به جامعه نیز گسترش می یابد ؛ زیرا هر چه شمار خانواده ها افزایش می یابد به همان میزان فضل الهی با افزایش غنا و ثروت خانواده افزایش یافته و جامعه سرایت می کند. از سوی دیگر چنان که گفته می شود، یکی از عوامل کاهش برکت و روزی در زندگی زنا است؛ و هنگامی که ازدواج افزایش می یابد، به همان میزان از زنا کاسته شده و جامعه به سوی تقوایی حرکت می کند که بازتاب آن افزایش برکات مادی و معنوی است. خدا در قرآن می فرماید: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ؛ اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعا برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‏ گشودیم.(اعراف، آیه ۹۶)

۳.      پیش گیری از گناه و نابهنجاری ها: از دیگر آثار مهم اجتماعی ازدواج باید به مساله پیش گیری از گناه و نابهنجاری های رفتاری چون فحشاء و منکرات و زنا و مانند آن ها اشاره کرد. خدا در آیاتی بیان کرده است که ازدواج، سبب پیش‌گیرى از گناه جنسى است و باید آن را تشویق و گسترش داد تا جامعه نسبت به این امور واکنسه شود.(نور، آیات ۳۲ و ۳۳) خدا با امر به ازدواج در آیه ۳۲ و سپس دعوت به عفّت در آیه ۳۳ در حقیقت بر ارائه راه‌کارى براى جلوگیرى از فساد جنسى اشاره می کند. به این معنا که ازدواج میان افراد جامعه موجب می شود تا شرایط بهبود عفت عمومی فراهم آید و رفتارهای هنجاری جایگزین بی عفتی و نابهنجاری آن شود. همین مطلب در آیه ۲۵ سوره نساء نیز تبیین شده است.

۴.      درمان نابهنجاری ها: از نظر قرآن، ازدواج در چارچوب رویه طبیعی و شرعی می تواند نابهنجاری ها را درمان کند و رفتارها را به هنجار و اعتدال برساند. از این روست که حتی به هم جنس گرایان پیشنهاد می شود تا با ازدواج با جنس مخالف به بیماری و انحراف جنسی خود پایان دهند و آن را درمان کرده و هنجارهای اجتماعی را در خود  تقویت کنند.(هود، آیه ۷۸)

راهکارهای تقویت هنجار ازدواج

برای این که ازدواج به عنوان مهم ترین عامل انسجام اجتماعی در رفتارهای هنجاری جامعه تقویت شود، باید کارهایی را انجام داد تا این مهم تحقق یابد. از جمله راهکارها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱.      آسانی امر ازدواج: باید امت و دولت اسلامی تلاش کند تا هنجارهای رفتاری چون ازدواج در جامعه تقویت و گسترش یابد. بهترین کار در این راه آن است که شرایط امر ازدواج آسان شود و جوانان بتوانند ازدواج کنند. این آسانی در جواز انتخاب همسران تا کمک های مالی و کاهش نرخ مهریه و جهیزیه و مانند آن ها شدنی و دست یافتنی است. از این روست  که در روایات بر این امور تاکید بسیار شده است. کمک های مالی دولت و امت به جوانان و فراهم آوری آسان کار و مسکن مناسب و مانند آن ها می تواند هنجار اجتماعی ازدواج را تقویت و مانع جدی برسر نابهنجاری های زشت اجتماعی چون زنا و بی عفتی و بی حیایی و مانند آنها شود. خداوند در قرآن خواهان آسان‌گیرى در امر ازدواج، با تشریع احکام سهل و آسان بوده و از مردم می خواهد تا این گونه عمل کنند.(نساء، آیات ۲۵ و ۲۶) سنت و سیره پیامبران نیز این گونه بود چنان که حضرت موسی(ع) به سادگی و آسانی توانست با یکی از دو دختر شعیب ازداوج کند.(قصص، آیه ۲۷) علت این آسانی گیری در نظام اجتماعی اسلام نگاه اسلام به غریزه انسانی در این حوزه است. از آیات ۲۵ تا ۲۶ سوره نساء بر می آید ضعف انسان در کنترل غریزه جنسى، دلیل آسان‌گیرى خدا در وضع قوانین ازدواج است. قوه شهوانی چنان قوی است که نخستین عامل تزیین شده برای انسان همان محبت به زنان و گرایش های جنسی است. از این روست که شیطان از این نقطه ضعف بسیار استفاده می کند و مردمان را حتی به هم جنس گرایی سوق می دهد. مبارزه و پیشگیری نسبت به شیطنت و جبران ضعف آن است که راهکارهای آسانی برای برآورد این نیاز فراهم شود. حضرت لوط(ع) نه تنها نهی از منکر نمی کند، بلکه با فراهم آوری ارتباط سالم جنسی با دختران خود بر آن است تا این مشکل را حل و فصل کند و جامعه را از نابهنجاری به سوی هنجارهای اخلاقی و اجتماعی سوق دهد.(هود، آیه ۷۸)

۲.      رفع و دفع موانع : برای این که امر ازدواج در جامعه به عنوان یک هنجار مورد تقویت قرار گیرد، باید موانع سر راه آنان چنان که گفته شد کاهش یابد و در نهایت رفع و بلکه از همان آغاز دفع شود و پیشگیری انجام گیرد. این موانع از زمان خواستگاری تا پس از آن یعنی در تامین مسکن و کار باید برداشته شود.(همان آیات)

۳.      ازدواج موقت و دایم: از نظر اسلام حتی کسانی که شرایط مناسبی برای ازدواج دایم ندارند، باید در ساختار ازدواج موقت بتوانند نیازهای جنسی خود را برآورده سازند تا به نابهنجاری ها گرایش نیابد؛ زیرا انجام ازدواج و برطرف کردن یک نیاز طبیعی و بسیار قوی از راه قانون و مقررات الزام آور خود سامان بخش حوزه رفتارهای اجتماعی است. (نساء، آیات ۲۴ و ۲۵)

۴.      طلاق و ازدواج مجدد : گاه روابط میان همسران به گونه ای است که آرامش و آسایش را از میان می برد. در این صورت طلاق و ازدواج مجدد با فردی دیگر یکی از راهکارهایی است که می تواند انسجام اجتماعی را حفظ کند و هنجارها را تقویت نماید. به عنوان نمونه از نظر قرآن جلوگیرى نکردن از ازدواج زنان مطلقه، موجب رشد و طهارت فزونتر جامعه است و باید این رویه تقویت و تشویق شود نه آن که زنان مطلقه و یا بیوه بی شوهر زندگی کنند.(بقره، آیه ۲۳۲)

۵.      استحباب ازدواج و وجوب آن: از نظر اسلام ازدواج با آن که یک امر مباح  وجایز است ولی در شرایطی مستحب و در شرایطی واجب می شود. این بدان معنا است که خداوند به آن ارزش عبادی بخشیده و پاداش های مادی و معنوی  ودنیوی و اخروی برای آن تعیین کرده است. در حقیقت تشویق به ازدواج به عنوان یک سنت مستحب اسلامی و گاه واجب در جایی که شخص به گناه می افتد، خود عامل برای تقویت این هنجار اجتماعی است.(نساء، آیات ۳ و ۲۵؛ نور، آیه ۳۲)

۶.      تعدد زوجات: یکی دیگر از راهکارهای تقویت هنجار اجتماعی ازدواج راهکار تعدد زوجات است؛ زیرا مرد تنوع گرا است و از سوی دیگر زنان با مشکلاتی مواجه هستند که نیازهای جنسی را به طور کامل برطرف نمی کنند؛ از این رو، بهترین راهکار را تعدد زوجات دانسته تا در یک رویه معقول و منطقی به این نیاز جنسی پاسخ درخور داده شود. البته اگر تعدد زوجات منع شود، مانند جوامع غربی به شکل دیگری بروز می کند که همان خیانت و بودن با زنان متعدد است که موجب هنجارشکنی و بیماری های بسیار است؛ این در حالی است که با تعدد زوجات از این مشکلات جلوگیری می شود.(نساء، آیات ۳ و ۱۲۹ البته تعدد زوجات برای کسانی است که نیازهای جنسی آنان با یک زن برطرف نمی شود یا مشکلات اجتماعی است که باید از این راه برطرف شود. به هر حال، هماره قانونمندی بهتر از بی قانونی است که امروز در جوامع غربی وجود دارد.

۷.      ازدواج موقت با زنان اهل کتاب: برای جلوگیری از فساد اجتماعی جایز دانسته شده تا مردان با زنان پاکدامن اهل کتاب ازدواج موقت داشته باشند(مائده، آیه ۵)؛ زیرا به نظر برخى از فقیهان شیعه، مقصود از ازدواج در این آیه، خصوص ازدواج موقّت است. (زبده‌البیان، ص‌۶۶۷)

این ها نمونه هایی از روش هایی است که اسلام برای جلوگیری از نابهنجاری اجتماعی و تقویت و گسترش هنجار ازدواج در چارچوب شریعت بیان کرده است.

به هر حال، ازدواج یک هنجار اجتماعی است که باید تقویت شود و با استفاده از آن هنجارهای دیگر اجتماعی نیز ایجاد و تقویت شود.