ارکان توبه در کلام امام جواد(ع)

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

انسان به علل و عواملی ناچار است که توبه کند و به مسیر درست بازگردد. بازگشت به مسیر درست از همان جایی که خطا و اشتباه و گناه کرده، نیازمند بسترها و زمینه هایی است که امام جواد(ع) به آن اشاره کرده است. نویسنده در این مطلب به این موضوع پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

توبه خدا و توبه بنده

توبه از واژه عربی «توب» و به معناى رجوع و بازگشت است.( معجم مقاییس‌اللغه، ج ۱، ص ۳۵۷، «توب») در فرهنگ قرآن، توبه نخست به خدا نسبت داده شده و سپس به بنده و سپس به خدا، این بدان معناست که توبه دارای سه مرحله بازگشت رحمت خداوندی، توفیق توبه از سوی بنده و پذیرش و قبول آن از سوی خداست. خداوند در آیه ۳۷ سوره بقره می فرماید: فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ آدم از پروردگارش کلماتی را تلقی کرد، پس خداوند توبه اش را پذیرفت و بر او بخشید؛ چرا که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.

از آموزه های قرآنی به دست می آید که توبه از سوى بنده، همان بازگشت از معصیت و خطا و پشیمانى از آن است؛ و توبه از جانب خدا، به معنای فراهم آوری زمینه و بستر توبه برای بنده و توفیق توبه و هم چنین پذیرفتن توبه او است.(نگاه کنید: مجمع‌البیان، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۲۰۰؛ لسان‌العرب، ج‌۲، ص‌۶۱‌، «توب»)

باید توجه داشت که در زبان عربی هرگاه لفظ توبه به خدا نسبت داده شود، با حرف «على» به کار مى‌رود.

فلسفه توبه

یکی از بهترین و مهم ترین آموزه های دینی اسلام توبه است؛ توبه ظرفیتی بی پایان برای شدن های کمالی انسان است؛ زیرا توبه به انسان اجازه می دهد تا هماره در خوف و رجا باشد و امید را در دل ها زنده می کند و نومیدی را می زداید؛ چرا که بر اساس آموزه های قرآنی انسان از هر چیزی می تواند توبه کند و به مسیر درست بازگردد تو گویی تازه از مادر زاده شده و پیش از آن هیچ مسیر خطا و گناه و اشتباهی را نپیموده است.

در آیات قرآنی بر این نکته تاکید شده که انسان حتی از کفر و شرک که بزرگ ترین گناهان هستند(لقمان، آیه ۱۳) می تواند توبه کند بی آن که آثار و پیامدهای رفتار زشت و اسرافی گذشته در او باقی بماند. خداوند در آیه ۵۳ سوره زمر این بشارت را به همه گناهکاران در هر درجه و مرتبه ای می دهد که توبه آنان پذیرفته خواهد شد: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو: «اى بندگان من- که بر خویشتن زیاده‏روى روا داشته‏اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.

پس توبه به همه بشر این امکان را می دهد که در مسیر کمالی قرار گیرند و دوباره از نوع شروع کند و نیازی است که از رحمت الهی نومید شوند و به دلیل نومیدی دست به گناهان بزرگی بزنند و وضعیت خود را بدتر کنند.

البته درهای رحمت الهی برای پذیرش توبه و توفیق بدان تا پیش از احتضار و مرگ است؛ اما زمانی که مرگ رویت شد دیگر این امکان برداشته می شود و دیگر توبه کسی پذیرفته نیست؛ چنان که توبه فرعون هنگام غرق پذیرفته نشد.(یونس، آیات ۹۰ و ۹۸ و آیات دیگر)

ارکان توبه

برای توبه شرایطی گفته شده که از جمله آن ها ۱. داشتن اخلاص در توبه(تحریم، آیه ۸)، ۲. اعتراف و اقرار به گناه(اعراف، آیه ۲۳؛ توبه، آیه ۱۰۲؛ نمل، آیه ۴۴)، ۳. توسل به پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) برای پذیرش توبه از سوی خدا(نساء، آیه ۶۴؛ بقره، آیه ۳۷ و روایات تفسیری؛ مجمع‌البیان، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۲۰۰؛ الدّرالمنثور، ج‌۱، ص‌۱۱۹)، ۴. ذکر خدا با تسبیح و حمد او(بقره، آیه ۳۷ و روایات تفسیری تفسیر عیّاشى، ج‌۱، ص‌۴۱، ح‌۲۵)

امام جواد(ع) در باره ارکان توبه می فرماید: التَّوْبَهُ عَلی أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ؛ شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانی قلبی، استغفار با زبان، جبران کردن گناه ـ نسبت به همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ، تصمیم جدّی بر این که دیگر مرتکب آن گناه نشود.(ارشاد القلوب دیلمی، ص ۱۶۰)

  1. پشیمانی قلبی: اولین گام در توبه، پذیرش اشتباه، خطا و گناه است. به این معنا که به این درک و فهم برسد که مسیر نادرستی را رفته است. این زمانی رخ می دهد آدمی حق و باطل و درست و نادرست را تشخیص بدهد. پس به طور طبیعی داشتن فهم و بصیرت و فرقان حق و باطل امر لازم و ضروری است.پس از درک این درست و نادرستی می بایست، این علم و یقین به شکل باور و ایمان در آید و قلب نیز آن را بپذیرد؛ زیرا بسیاری از مردم به امری یقین و قطع پیدا می کنند ولی برخلاف آن جزم عزم کرده و رفتار می کنند؛ زیرا قلبش بدان ایمان نیاورده و باور ندارد.(نمل، آیه ۱۴) پس انسان خطاکار وقتی باور کرد که اشتباه کرده است، آن گاه پیشمان و نادم می شود. این نخستین مرحله از مراحل اصلی توبه است که امام جواد(ع) بدان توجه داده است.
  2. استغفار زبانی: پس از آن که انسان پیشمان شد و شرم خطا و گناه بر دل و چهره اش آشکار شد، می بایست استغفار کند و از خداوند طلب آمرزش و مغفرت کند. این طلب باید به زبان ابراز شود، چرا که بیان زبانی برای بسیاری سخت و دشوار است. بسیاری از مردم با آن که در برابر خطا و اشتباه خویش اقرار باطنی و قلبی دارند، ولی حاضر به گفتن یک کلمه «اشتباه کردم» نیستند. اقرار زبانی به آدمی کمک می کند تا دست از استکبار و غرور بردارد. این که ابلیس گرفتاری اش بیش تر شد به خاطر همین غرور و استکبار بی جا بود. ازاین روست که آدم (ع) توبه می کند ولی ابلیس حاضر به توبه نیست و حتی استکبار و غرورش موجب می شود که رفتار زشت خود را توجیه کرده و حتی برای آن دلیل و برهان بیاورد که من بهتر از او هستم و باید من این مقام را داشته باشم و خلافت حق من است و حالا که نمی پذیری من آدم و فرزندانش را گمراه می کنم. به هر حال، اقرار زبانی نشانه ای از خضوع و خشوع و دوری و رهایی از استکبار است. اصولا اهل استکبار و غرور حاضر به دعا و عبادت و استغفار و مانند آن نیستند و دست به دعا و استغفار بلند نمی کنند. خداوند مثلا می فرماید: وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ؛ و پروردگارتان فرمود: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. در حقیقت، کسانى که از پرستش من کبر مى‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‏آیند.»(غافر، آیه ۶۰) پس کسی که می خواهد توبه اش پذیرفته شود، می بایست بگوید: استغفرالله ربی و اتوب الیه.
  3. عمل بدنی: مرحله سوم از مراحل توبه آن است که انسان پس از استغفار، رفتار و اعمالی از خود بروز و ظهور دهد که جبران آن رفتار پیشین شود و به مسیر درست در آید و از راه و مسیر پیشین دور شود. پس اگر حق مردمی بر گردنش است آن را بردارد و به شکلی جبران گذشته کند. به عنوان نمونه اگر غیبت می کرد، دیگر غیبت نکند یا اگر ظرف کسی را شکسته آن را در صورت امکان مالی جبران کند و یا از او حلالیت بطلبد و اگر در دسترس نبود از خداوند بخواهد به طوری که شایسته است زمینه جبران را فراهم آورد؛ چنان که در دعای روز دوشنبه شیوه آن آموزش داده شده است.
  4. عزم بر ترک: مقام عزم مقام عمل است یعنی دیگر به آن عمل بد و زشت پیشین باز نگردد و آن را انجام ندهد. این مرحله آخر از مراحل توبه واقعی است که امام جواد(ع) بدان تاکید دارد. البته بسیاری از مردم اگر به کاری زشت عادت کرده باشند به سادگی نمی توانند آن را ترک کنند و مانند معتادین به مواد مخدر می مانند که با کوچک ترین شرایط مهیا به اعتیاد بر می گردند. از این روست که امام جواد(ع) بر عزم تاکید دارد؛ زیرا عزم ارادی قوی و همت عالی است که انسان چنان خود را مقید می کند که حتی اگر همه شرایط بازگشت به گناه فراهم شود به آن باز نگردد. خداوند بیان می کند که عزم در امور مهم و اساسی نیازمند صبر و شکیبایی و حلم و بردباری بسیار است؛ چرا که شرایط سخت و دشوار برگشت به مسیر درست و وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی نمی گذارد تا انسان بر جزمی که داشته ثبات قدم داشته و تا آخر برآن بماند. خداوند در آیه ۱۱۵ سوره طه بیان می کند که حتی حضرت آدم(ع) نتوانست در برابر هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی بر جزم و علم قطعی و یقینی خود بماند. از این روست که گرفتار چشیدن و خوردن از میوه درخت ممنوع می شود. خداوند می فرماید که ما در آدم(ع) عزمی نیافتیم؛ یعنی نتوانست در برابر وسوسه شیطانی مقاومت کند. به هر حال یکی از مهم ترین مراحل توبه همان عزم به عدم بازگشت به گناه در هر شرایطی است؛ چرا که بسیاری پس از توبه توان مقاومت در برابر گناهی که بدان عادت کرده اند را نداشته و دوباره گرفتار گناه و خطا می شوند.

عواقب تاخیر در توبه

انسان می بایست در توبه کردن تاخیر روا ندارد؛ زیرا ممکن است توفیق توبه نیابد. برخی از مردم گمان می کنند چون تا آخر عمر و قبل از حالت احتضار امکان توبه برایشان فراهم است آن را تاخیر می اندازند؛ در حالی که ممکن است هرگز توفیق توبه پیدا نکنند.

جواد الائمه، حضرت امام محمد تقى علیه ‏السلام فرمودند: تَأْخیرُالتَّوْبَهِ اغْتِرارٌ وَطُولُ التَسـْویفِ حَـیْرَهٌ وَالاْعُتِـلالُ عَـلىَ اللّه‏ِ هَـلَـکَهٌ وَالاْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَکْرِ اللّه‏ِ “وَلایَـأمَنُ مَکْرَ اللّه‏ِ إلاَّ الْقَومُ الخاسِروُنَ”؛ تأخیر در توبه و پشیمانى، غرور است، ادامه تأخیر، حیرت است و سرگردانى، امروز و فردا کردن با خدا، هلاکت است و تکرار گناه، ایمنى از مکر خداست”و از مکر خدا جز زیانکاران ایمن نباشند” (سوره اعراف،آیه۹۹؛ تحف العقول،صفحه ۷۲۹)

پس برای تاخیر توبه چهار آفت بزرگ است:

  1. غرور: غرور از جمله آفات بزرگ تاخیر در توبه است؛ زیرا انسان این گونه فریب خواهد خورد و هرگز توفیق توبه نمی یابد؛ همین غرور موجب شد که ابلیس توبه نکند و روز به روز در گناه و گمراهی و عصیان غرق شود و از خداوند دورتر و دورتر گردد و توفیق توبه نیابد.
  2. حیرت : از دیگر آفات تاخیر در توبه حیرت و سرگردانی است. انسانی که گرفتار گناه است، دچار سرگردانی می شود و نمی تواند حقیقت را از باطل تشخیص دهد و همین سرگردانی نیز او را به هلاکت خواهد انداخت.
  3. هلاکت: این که انسان امروز و فردا کند موجب می شود تا شرایط را بر خود سخت تر کند. چنین انسانی همانند معتاد است که اگر بازگردد دوباره به گناه اقدام کرده و در نهایت نمی تواند توفیق توبه واقعی را بیابد و موجبات هلاکت خود را فراهم می آورد.
  4. مکر الهی: کسی که توبه نمی کند و هر روز آن را به تاخیر می اندازد در حقیقت مکر می ورزد و می خواهد با مکر خویش به ظاهر در آخر کار توبه کرده و به بهشت در آید؛ ولی این شخص باید بداند که نمی توان خداوند را دور زد و مکر ورزید. تاخیر در توبه مکری است که مکر الهی را به دنبال خواهد داشت و خداوند توفیق توبه را از او می گیرد.

استغفار دایمی

بر اساس آموزه های قرآنی و روایی هماره باید استغفار کرد؛ زیرا استغفار دارای سه کارکرد جلب منفعت، دفع مضرت و رفع مضرت است. در آیات قرآنی بر کثرت استغفار تاکید شده است.

امام جواد (ع) در این باره می فرماید: ثَلاثٌ یَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ: کَثْرَهُ الاْسْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ کَثْرَهِ الصَّدَقَهَ؛ سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خدای متعال است: نسبت به گناهان و خطاها، زیاد استغفار و اظهار ندامت کردن. اهل تواضع کردن و فروتن بودن. صدقه و کارهای خیر بسیار انجام دادن. (کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۹)

به هر حال انسان می بایست هماره هوشیار و بیدار باشد و اجازه ندهد که گناه و خطا در جانش نفوذ کند و هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی او را به سمت و سوی گناه بکشاند و فرصت استغفار و توبه را از او سلب نماید. در روایات است که هر گاه در مجلسی نشسته اید پس از برخاستن استغفار و توبه کنید تا آثار و پیامدهای رفتار و سخن نادرستی که در مجلس خواسته و ناخواسته گفته یا کرده اید از میان برود. استغفار و توبه باید از رفتارهای عادی و روزمره مردم باشد. در آیات است که دست کم در شبانه روز هفتاد بار استغفار کند و توبه نماید.

در تحف العقول از آن حضرت روایت است که فرمود استغفار بسیار مهم و ارزشی در زندگی بشر است. اسماعیل بن سهل گوید:به خدمت امام نهم جواد(ع) نوشتم: به من چیزی بیاموز که هرگاه آن را بگویم در دنیا و آخرت با شما باشم ،حضرت با خط شریف خود نوشت:سورۀ مبارکه انا انزلناه را زیاد تلاوت کن و دو لب خود را با گفتن استغفار تر کن(نیروی تاره بخش).