ارزش کار و کارگر در اسلام

samamosکارهای تولیدی، اجتماعی و اقتصادی، یکی از وظایف و ماموریت های آدمی در دنیاست؛ زیرا انسان از سوی خداوند ماموریت یافته است تا در زمین سکونت کند و با فعالیت و تلاش های خود، در زمین و طبیعت تصرفاتی را انجام دهد و آن را آبادان گرداند. از این طریق است که هم خود انسان از مواهب طبیعی بهره می گیرد و هم دیگران از بر کارهای به کمال مطلوب خود می رسند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا نگره قرآن به کار و کارگری را تبیین کند و ارزش کار را بشناساند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ارزش و اهمیت کار

کار به معنای هر آن چه از شخص صادر می گردد و شخص خود را بدان مشغول می سازد، معنای متداولی در میان جامعه است.(لغت نامه، دهخدا، ج ۱۱، ص ۱۵۸۱۷ ذیل واژه کار)

در فرهنگ اجتماعی، کار به هر فعالیت و تلاشی اطلاق می شود که به وسیله آن انسان ها از طبیعت بهره می گیرند و بدین سان نیازهای خود را برای بقا در جهان مادی تامین می کنند.(نگاه کنید: دایره المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، ج ۱، ص ۴۲۳)

در قرآن برای بیان این مفهوم از کار، واژگانی چون فعل، سعی ، کسب و مانند آن به کار گرفته شده است. البته در فرهنگ قرآنی هنگامی که این واژگان به کار می روند، معنای عام و فراگیری را در نظر دارد؛ زیرا کار در فرهنگ قرآنی، شامل کارهای معنوی از قبیل اعمال صالح و طالح و زشت و زیبا و نیز خوب و بد و هم چنین افعال اختیاری انسان و مانند آن، در کنار فعالیت های فیزیکی و بدنی و خدماتی و مانند آن می شود.

اما آن چه در این مطلب مورد توجه و اهتمام است تنها همان مفهوم کار و فعالیت های تولیدی، اجتماعی و اقتصادی است. به سبب این که فعالیت های این چنینی انسان در تغییر و تصرف طبیعت و زمین تاثیرات مستقیمی را به جا می گذارد از آن به آبادانی زمین نیز تعبیر می شود.

از نظر اسلام یکی از فلسفه های وجودی انسان و حکمت آفرینش وی، آبادانی و استعمار زمین است. از این روست که بر اساس آیه ۶۱ سوره هود، هر گونه کار و فعالیتی بر زمین که موجبات آبادانی آن شود به عنوان ماموریت و وظیفه انسانی شناخته و تعریف شده است.

برخی بر اساس همین آیه، هر گونه کسب و فعالیت خدماتی و اجتماعی و نیز اقتصادی را در کنار فعالیت های عمرانی و تولیدی چون کشاورزی ، دامداری و باغبانی ، به عنوان استعمار و آبادانی زمین دانسته و آن مشمول وظیفه و ماموریت اصلی بشر گفته اند.

بنابراین، کسانی که به جاده سازی، سدسازی، ساختمان سازی و دیگر بخش های عمرانی مشغول می باشند و نیز کشاورزان، باغداران و دامداران و هم چنین تجار، بارزگانان و صنعت کاران و صاحبان حرفه و فن و دیگر فعالان عرصه های اجتماعی و اقتصادی به عنوان کارگران و آبادگران می توانند به عنوان مستعمران زمین شناخته و معرفی شوند که به وظیفه و ماموریت اصلی مشغول می باشند و در مسیر فلسفه آفرینش گام بر می دارند.

از نظر قرآن، کسب و کار به سبب آن که موجبات تحصیل فضل الهی می شود از ارزش و اهمیت برخوردار می باشد (بقره، آیه ۱۹۸ و نحل ، آیه ۱۴ و اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶ و آیات دیگر) و به سبب این که کار وتلاش آدمی، عمل مطلوب و مقبول از دیدگاه خردمندان و راه تامین نیازهای فردی و اجتماعی جوامع انسانی می باشد، از نظر قرآن نیز به عنوان یک ارزش مورد توجه و تاکید است.

به سخن دیگر، خداوند حکم عقل و خرد را امضا و تایید کرده و آن را به عنوان یک ارزش مورد توجه و تشویق قرار داده است؛ زیرا تنها با کار است که نیازهای بشری تامین می شود و موجبات بقای فردی و جمعی بشر فراهم می گردد.

خداوند در آیه ۷۹ سوره توبه کار و تلاش را امری ارزشمند شمرده و انفاق درآمد آن را نیز مورد ستایش قرار داده است تا این گونه دانسته شود که انفاق در آمدهای تحصیلی از طریق کار و تلاش خود به عنوان یک ارزش مورد توجه است.

البته کارهای اقتصادی از تنوع و تفاوت هایی در سطح ارزش گذاری برخوردار می باشند. در این گونه موارد خداوند عرف را ملاک و معیاری برای تعیین ارزش گذاری کارهای اقتصادی دانسته و به ایشان ارجاع داده است.(بقره، ایه ۲۳۳) بنابراین آن چه معروف در جوامع است به عنوان ملاک ارزشگذاری قرار می گیرد و سنجش و داوری بر پایه آن انجام می شود.

البته ناگفته نماند که کار تنها اختصاص به بشر ندارد؛ زیرا بنا بر گزارش های قرآنی، جنیان نیز در اموری چون کاخ سازی، مجسمه سازی، دیگ سازی، غواصی و مانند آن مهارت دارند و حتی غواصی در میان جنیان از کارهای معمولی آنان برای حضرت سلیمان(ع) بوده است. این بدان معناست که جنیان از بنایی و معماری سر رشته دارند و همین مساله موجب شده است تا حضرت سلیمان(ع) کارهای سخت و توانفرسا را به عهده جنیان بگذارد.(سباء، آیات ۱۲ و ۱۳ و نیز ص ، ایات ۳۴ تا ۳۷ و انبیاء، آیات ۸۱ و ۸۲)

مشروعیت کار و مزد برای زنان

کار برای همگان می بایست به یک ارزش تبدیل شود. چنان که در کار کردن نمی بایست جنسیت را دخالت داد؛ مگر این که دخالت دادن جنسیت برای تعیین سطح کار باشد؛ زیرا زنان و مردان هر دو می بایست کار کنند و در این میان کارهای سخت به عهده مردان است.

خداوند در آیاتی از جمله آیه ۲۳ سوره قصص نه تنها کار برای زنان را ارزش می شمارد بلکه حتی کارکردن ایشان در بیرون از خانه را مشروعیت بخشیده است. آیه ۳۲ سوره نساء این مشروعیت را در حد مشروعیت کار مردان بر می شمارد و حتی در آیات ۲۳ و ۲۵ سوره قصص اجازه داده است تا زنان در هنگام کار با حفظ حریم عفاف و حجاب با نامحرم گفت و گو کرده و کار خویش را مدیریت نمایند.

از آن جایی که در اسلام بر تقسیم کارها تاکید شده است. سنت بر این است که زنان به کارهای خانه و تربیت فرزندان اشتغال یافته و با آشپزی و تهیه غذا در خانه ، مسئولیت خود را در این بخش از زندگی انجام دهند. خداوند در آیات ۶۹ تا ۷۱ سوره هود و نیز آیات ۲۴ و ۲۶ سوره ذاریات گزارش می کند که زنان در کارهایی از این قبیل مشارکت داشته اند و سنت بر این بوده است که زن در این امور مشارکت کند.

زمخشری در تفسیر کشاف گفته است که حضرت ساره برای خدمت به مهمانان در آن جا حاضر بوده است که وعده بشارت به فرزند را می شنود.(کشاف، ج ۲، ص ۴۱۰) به این معنا که واژه قائمه به معنای آمادگی برای خدمت به میهمان است.

به هر حال، از گزارش های قرآنی این معنا به دست می آید که کار در بیرون از خانه برای زنان همانند مشروعیت مردان مشروعیت دارد. با این همه بهتر آن است که زنان کارهای خانه را به عهده گیرند. زنان می توانند در برابر این کارهایی که مانند آشپزی انجام می دهد اجرت و مزد بگیرند، چنان که حق اجرت برای ایشان در مقابل شیردهی به فرزندان خودشان در آیه ۲۳۳ سوره بقره اثبات شده است.

با این همه، به نظر می رسد که بنیاد خانواده بر دو اصل تقسیم کار به کارهای بیرون و سخت و کارهای درونی و آسان از نظر فیزیکی از یک سو و نیز احسان و مودت و ایثار از سوی دیگر گذاشته شده است. این دو اصل موجب می شود تا زنان به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از خانواده به کارهای درونی و بی هیچ مزد و مواجب بپردازند. البته این بدان معنا نیست که مردان حقوق ایشان را مراعات نکنند؛ زیرا هر گاه مردان خواستند تا حق ایشان را تضییع کنند، آن گاه است که از مقام عدالت مزد همه کارها و خدماتی که زن انجام داده ، از مردان گرفته می شود؛ زیرا در اسلام کار یکی از علل اصلی مالکیت به شمار می رود و هر کسی با توجه به کاری که انجام می دهد مالک چیزی می شود. براساس آیه ۳۲ سوره نساء تفاوتی میان مردان در این اصل نیست. چنان که از عمومیت آیه ۳۹ سوره نجم نیز این معنا به دست می آید؛ زیرا لام در " للانسان" برای مالکیت است و انسان مرد و زن ندارد.(نگاه کنید، المیزان، ج ۱۹ ، ص ۴۶)

آداب کار و کارگری

در قرآن به کارهای مختلفی چون آجرپزی(قصص، آیه ۳۸)، استخراج فلزات از آهن و مس(کهف، آیه ۹۶)، زره سازی(انبیا، آیات ۷۸ و ۸۰)، ساختمان سازی (اعراف، آیه ۷۴)، سنگ تراشی(حجر، آیه ۸۲)، سد سازی(کهف، آیات ۹۴ و۹۶)، کشتیرانی(کهف، آیه ۷۹)، نجاری(سباء، آیه ۱۴) ، کشتی سازی(هود، آیه ۳۷) ، چوپانی، تجارت و بازرگانی، حمل و نقل ، بنایی و مانند آن اشاره شده است.

در این آیات و برخی دیگر از آن ها اشاراتی نسبت به آداب کار و کارگری شده که در این جا به بخشی از این آداب اشاره می شود.

خداوند در آیات ۷۸ و ۸۰ سوره انبیاء به نقش آموزش توجه می دهد و این که برای دست یابی به مهارتی در یک حرفه و فن می بایست ، آموزش خاص دیده شود. ا زاین روست که به آموزش فن زره سازی در این آیه و هم چنین آموزش کشتی سازی در آیه ۳۷ سوره هود و نیز آیه ۲۷ سوره مومنون اشاره می کند.

بنابراین لازم است که افراد تحت نظارت مستقیم استاد به آموزش حرفه و فن اقدام کنند. تاکید خداوند بر واژه " اعیننا" به این معناست که می بایست آموزش زیر نظر افراد متخصص باشد و شخصی که آموزش می بیند با کمال دقت آموخته ها را به کار گیرد و از آن تخطی نکند.

شکر بر قدرت انجام کاری از دیگر آداب کار و کارگری است که در آیه ۱۴ سوره نحل و نیز ۷۳ سوره قصص به آن توجه داده شده است. انسان می بایست شاکر خداوندی باشد که قدرت و توان انجام کارها را به وی بخشیده است. از همین آیات نیز می توان دریافت که انسان می بایست نسبت به استادی که حرفه و فنی را به وی می آموزد شاکر باشد.

از آیات ۷ و۸ سوره انشراح می توان از ادب دیگری به عنوان ادب دعا و نیایش در کار سخن به میان می آورد. انسان پس از هر کاری می بایست خود را شاکر و سپاسگزار خداوند دانسته و برای انجام درست عمل نیز به خداوند توکل نماید و دست نیاز به سوی خداوند بی نیاز دراز کند. بنابراین پس از فراغت کار و تمام کردن آن، بهتر است که بخشی از وقت خود را به دعا و نیایش اختصاص دهد.

از دیگر آداب کار آن است که زمانی را تعطیل کرده و به استراحت بپردازد، چنان که لازم است تا بخشی دیگر را برای عبادت تعطیل کرده و دست از کار بشوید. ازاین روست که خداوند در آیه ۹ سوره جمعه تعطیل هر گونه کار و داد و ستدی را در هنگام برپایی نماز جمعه تعطیل کرده است؛ زیرا این گونه رفتارها و ترک کار کردن ، نه تنها موجب کاهش نعمت و روزی او نمی شود بلکه موجب می شود تا برکت به زندگی او داده شود و خداوند از فضل خویش به روزی وی برکت دهد.(همان)

البته در ادیان دیگر نیز برخی از روزها تعطیل بوده و کار کردن در آن حرام شمرده شده است. از جمله در دین یهود روزهای شنبه کارکردن حرام بوده است.(بقره، آیه ۶۵ و نساء، ایه ۱۵۴ و نحل، آیه ۱۲۴ و اعراف، ایه ۱۶۳)

در اسلام روز جمعه به عنوان تعطیلی از کار دانسته نشده است بلکه ساعت اقامه نماز از جمله زمان کوتاهی است که لازم است تاکار در آن ساعت تعطیل شود ولی پیش و پس از نماز جمعه و اقامه آن ، کار کردن جایز و حتی به نظر می رسد که دارای برکت خاص باشد.

بهترین زمان کار کردن، روز است و بهتر است که انسان شب را به عبادت و خودسازی بپردازد و دست از کار بشوید.(اسراء، آیه ۱۲ و قصص ، آیه ۷۳ و روم، آیه ۲۳) زیرا روز زمان معاش و کار است و شب زمان استراحت و عبادت می باشد.

از مهم ترین آداب کارکردن آن است که با نام خدا آغاز شود. از آیاتی بسیار از جمله بسم الله الرحمن الرحیم، و آیه ۴۱ سوره هود و ۳۰ سوره نمل به دست می آید که کارها می بایست با یاد خدا آغاز شود تا به سرانجام برسد. اصولا نام خداوند همانند کلمه کن در قول الهی است که عامل ایجاد و تحقق هر چیزی است.

علامه طباطبایی می فرماید: خداوند متعال کلام خود را با بسم الله آغاز کرده است تا بندگان آن را بیاموزند و در اعمال و گفتار خویش به نام خدا آغاز کنند. بدین جهت مناسب تر این است که بسم الله را متعلق به فعل" ابتدی" بگیریم؛ یعنی کار را با نام خدا آغاز می کنم.(المیزان، ج ۱، ص ۱۵)

از دیگر آداب کار کردن آن است که شخص در کارهایش همواره متوجه به مشیت خداوند باشد و با گفتن ان شاء الله (اگر خواهد بخواهد) این معنا و مفهوم را در دل و جانش زنده نگه دارد که بی مشیت او کاری انجام نمی شود و فعلی تحقق نمی یابد.(کهف، آیات ۲۳ و ۲۴)

هم چنین از آداب کار آن است که انسان عقول دیگران را نیز با مشورت به خدمت بگیرد. ازاین روست که در آیاتی از جمله آیه ۱۵۹ سوره آل عمران و ۳۲ سوره نمل و ۳۸ سوره شوری از مشورت در کارها به عنوان امری لازم و مهم سخن به میان آمده است.

از دیگر آداب کار آن است که اجرت در برابر کار معین شود(قصص ، آیات ۲۷ و ۲۸) و در تعیین اجرت به عرف جامعه مراجعه گردد.(بقره، آیه ۲۳۳)

از آن جایی که کار دارای ارزش و بهایی است (توبه ، آیه ۶۰) عاملین و کارگران دارای حقی است که می بایست آن را دانسته و به عنوان حق درخواست کنند. این حق و دستمزد تلاش می بایست پس از پایان کارداده شود.(قصص، ایات ۲۷ و ۲۸ و نیز نساء، آیه ۳۲ و آیات دیگر)

از پیامبر(ص) روایت است: اعط الاجیر حقه قبل ان یجف عرقه؛ دستمزد کارگر را پیش از ان که عرقش خشک شود بپرداز.(مستدرک الوسایل، ج۲ ، ص ۵۰۸)؛ زیرا هر کس به کارگری در مورد دستمزدش ستم روا دارد خداوند عمل او را تباه می کند و بوی بهشت را که از فاصله پانصد سال راه استشمام می شود ، بر او حرام می گرداند.(مکارم الاخلاق، ص ۴۲۸)

امام صادق(ع) نیز می فرماید: ملعون من ظلم اجیر اجرته؛ ملعون است کسی که به کارگری در مورد دستمزدش ستم روا دارد.(مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ۵۰۸) بنابراین، بر کارفرماست که مزد را مشخص و ضمانت نماید؛(یوسف، ایه ۷۲ و اعراف، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ و شعراء، آیات ۴۱ و ۴۲) زیرا انسان عاقل در برابر کاری که انجام می دهد مزد می خواهد و بیگاری را نمی پسندد و ظلم و ستم بر خود می شمارد.(کهف، آیات ۷۷ و ۷۹)

در انتخاب کارگر می بایست افزون بر آگاهی به کار و حرفه و فنی که بدان گمارده می شود، به امانت داری و توانمندی وی برای انجام کار توجه داشت. بنابراین غیر از تخصص لازم می بایست به امانت و توانمندی های وی بر انجام کار نیز توجه کرد.(قصص، آیه ۲۶)

از امیرمومنان علی(ع) روایت شده که فرمود: هنگامی که موجودات جفت گردیدند تنبلی و ناتوانی با یک دیگر جفت شدند و فقر از آن دو به وجود آمد.(کافی، ج ۵، ص ۸۶) بنابراین می بایست کسی را انتخاب کرد که از تنبلی گریزان باشد.

از نظر اسلام کارگری این رو ارزش دارد که آدمی را از تنبلی بیرون آورده و از فقر نجات می دهد و به سوی کمال می کشاند. کسی که زمینی را زنده می کند مانند کسی است که به بخشی از هستی جان می بخشد. از این روست که شخص خود را در مقام احیاگری می یابد. در روایت آمده است: هر که زمین مرده ای را زنده کند ، آن زمین به وی اختصاص دارد(همان، ص ۲۷۹) این بدان معناست که احیا زمین میت و مرده موجب می شود تا چیزی را احیا کند و همان احیا با کار است که مالکیت را برای او موجب می شود.

از پیامبر(ص) روایت است: هر که از آغاز بدون آن که کسی بر او پیشی گیرد درختی بکارد یا نهری حفر نماید و یا زمین مرده ای را زنده کند ، آن چیز به حکم خدا و پیامبرش به او اختصاص می یابد.(همان، ص ۲۸۰)

به هر حال، این ها آداب کار و کارگری است که مراعات آن می تواند زندگی بشر را دگرگون کند. از نظر اسلام رعایت این قوانین و آداب و مقررات است که می تواند زمینه شکوفایی تمدنی بشر را فراهم آورده و بستر مناسبی برای تعالی جمعی بشر پدید آورده و خلافت واقعی را تحقق بخشد.