ارزش هجرت در راه خدا

بی گمان یکی از راه های شناخت ارزش و بهای عملی آن است که ارزش آن را در نزد کسی که وی را محبوب خویش می شماریم و پسندش در حکم رضایت و خشنودی ماست به دست آوریم.

خداوند به عنوان محبوب مؤمن می تواند بهترین معیار و ملاک سنجش برای اعمال و رفتارش باشد. برای دریافت اندازه خشنودی و رضایت هرکس نیز ابزار سنجش وجود دارد. به عنوان نمونه ما می توانیم درباره مقدار رضایت و خشنودی کسی از عمل خود به نوع واکنش های گفتاری و رفتاری او توجه کنیم ولی درباره خداوند شاید این راه بسیار دشوار و یا ناممکن باشد؛ به ویژه که امکان ارتباط ما به عنوان بشر معمولی و عادی با خداوند وجود ندارد و ما نمی توانیم به سادگی از رضایت و خشنودی او آگاه گردیم مگر آن که پیامبری باشیم و یا با پیامبری در ارتباط باشیم.

راه دیگر آن است که به مقدار پاداش و تأثیر کار در زندگی روزانه خود بنگریم ولی این راه ها بسیار نامطمئن و شکننده و شک زا هستند و گمانه ها را به بی نهایت افزایش می دهند.
در این میان راه دیگری را می توان پیشنهاد کرد و آن این که به امور و مسائلی تن در دهیم که به نظر می رسد که در نزد خداوند محبوب هستند و خداوند به گونه ای آن ها را به عنوان محبوب خود ذکر کرده که از این دست کارها، اموری است که خداوند در آیات وحیانی خود بیان کرده است. از آن میان می توان به موضوعاتی توجه داد که خداوند درباره آن فرموده است: ان الله یحب التوابین و ان الله یحب المستغفرین یعنی خداوند توبه کننده بسیار و یا استغفارکنندگان را دوست می دارد. در پاره ای از موارد بیان کرده است که اگر می خواهید محبوب من شوید و من شما را به عنوان محبوب خود برگزینم همان راه پیامبر(ص) را بپیمایید. این هم روش دیگری است که می توان از آن راه، محبوبیت و خشنودی خدا را از عملی دریافت.
اما این که چه کسانی محبوب خدایند آن نیز راه کاری دارد که همانند راهکار شناخت عمل خوب و دوست داشتنی نزد خداست. خداوند برخی از مردمان را بسیار دوست می دارد که از جمله همان کسانی هستند که کارهای نیکو و پسندیده می کنند. اما آیا کسانی هستند که مورد توجه خاص خدا قرار می گیرند و با خدا آن چنان یکی می شوند که به قول معروف جیبشان یکی می شود و جیب من و جیب تو معنا و مفهوم خود را از دست می دهد و در حقیقت با خدا حساب مشترک دارند. یعنی خداوند حساب مشترکی باز کرده است که می توانند از آن بهره ببرند و از آن حساب بردارند بدون آن که محاسبه و بازخواست شوند؟
خداوند از مؤمنان خواسته است تا کارهایشان را خالص برای خدا انجام دهند و در این کارها نیت خود را چنان کنند که کسی دیگر را در آن وارد نسازند. از جمله درباره حج و قربانی کردن در آن می فرماید که شما بروید در مکه قربانی کنید و آن قربانی را به خدا بدهید و خالصانه عمل کنید و کسی را شریک خدا نگیرید. سپس دستور می دهد که این خون و گوشت را در راه خدا بریزید. آن گاه می فرماید حال که این مال خداست آن را به فقیران و بینوایان دهید. این گونه است که همه بیگانگان می شوند عیال خدا که حق دارند از مال الله بخورند و از آن بهره برند.
اما از این گروه مهم تر و ارزش مندتر در نزد خداوند کسانی دیگر هستند. هرچند که آنان خود از یک نظر با این گروه مشارکت دارند و هر دو فقیر و بی نوایند ولی این گروه به جهت ویژگی خاصی در نزد خداوند از ارزش و اعتبار بیش تری برخوردارند. اینان این محبوبیت ویژه را به خاطر فقر و بی نوایی خود به دست نیاورده اند بلکه از آن روست که این فقر و بی نوایی به جهت کاری که کرده اند بر آنان تحمیل شده است. اینان تنها به خاطر عشق و دوستی خداوند گرفتار فقر و فلاکت شده اند و این گونه بی نوایی بر آنان فشار آورده است. اینان کسانی هستند که در راه خدا و به عشق توحید از زادگاه خویش رانده شده اند و تنها به خاطر خدا و به دستور او که گفته بود زمین خدا گسترده است و در آن کوچ کنید و گرفتار بت پرستی نشوید و خداپرستی خود را حفظ کنید تن به ترک زادگاه مالوف خود داده اند. اکنون اینان به خاطر این کار بزرگ و عمل خداپسندانه خود محبوب خدا شده اند و خداوند آنان را در حساب ویژه خود وارد کرده است. این حساب ویژه با حساب مشترک پیشین این فرق را دارد که در این جا بی نوایان مهاجر تنها در مصرف و یا در پولی و یا غذایی سهیم نشده اند بلکه در اصل مالی با خدا شریک شده اند و خداوند زمین و مال ماندنی و پایدار را به حساب آنان ریخته است.
خداوند در آیه۷ سوره حشر از پیامبرش(ص) می خواهد به مردم بگوید زمین هایی که بدون جنگ به دست آمده است را تقسیم کنند قسمتی را به خدا دهند و سهمی را برای خود بردارند و سهمی را به فقرای خویشان خود دهند. آنگاه موارد دیگری را نیز برمی شمارد و در پایان می فرماید: آن سهمی که خاص خداوند است از آن مهاجران بی نوایی است که به خاطر دین خدا از خانه ها و زادگاهشان رانده شده و مهاجرت کرده اند اینان تنها کسانی هستند که با خدا حساب مشترک ویژه دارند و می توانند از این حساب مشترک بردارند.
بنابراین دانسته می شود که مهاجرت در راه خدا و مبارزه در راه او تا چه اندازه ارزش و اعتبار دارد که خداوند بی نوایی ایشان را از مال خاص خود برطرف می سازد. بنابراین نمی بایست ارزش مهاجرت را دست کم گرفت و کسانی که برای رسیدن به توحید و دفاع از توحید از زادگاهشان کوچ می کنند و در این راه بی نوا می گردند به عنوان عیال الله می توانند از حساب مشترک ویژه خدا بردارند.