ارزش های معرفتی و اخلاقی از نظر امام سجاد(ع)

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مفسران و تبیین گران قرآن هستند. آموزه های آنان تفسیرگر الهی جوامع الکلم قرآن است؛ از این رو بر ماست تا به اینان مراجعه کرده و سنت و سیره آنان را سرمشق افکار و رفتار خود گردانیم. از جمله ایشان حضرت امام سجاد علی بن الحسین(ع) زین العابدین است که نویسنده در این مطلب گوشه ای از بینش ها و نگرش های آن بزرگوار را در حوزه معرفتی و اخلاقی بیان کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تعلیم و تزکیه راز کمال یابی انسان

بر اساس آموزه های قرآنی تنها راه کمال یابی انسان بهره گیری از تعلیم و تزکیه الهی است که در قالب آموزه های وحیانی قرآن و رفتار و سلوک پیشوایان دین اسلام در اختیار انسان قرار گرفته است. خداوند بر انسان به ویژه مومنان منت نهاد و آنان را برای راهنمایی و هدایت علمی و عملی خلق معرفی کرد. آنان حجت های بالغ و تام و کامل الهی هستند و هر کسی اگر بخواهد به کمالات برسد می بایست آنان را سرمشق علم و عمل خویش قرار دهد و افکار و رفتار خود را براساس گفته ها و فرمان ها و رفتارهای آنان سامان دهد.

آموزه های وحیانی قرآن بر این نکته در قول و عمل تکیه می کند که آمیختگی عمل و عمل، دانش و پرورش، ایمان و تقوا و عمل صالح است که می تواند انسان را به کمال شایسته و بایسته اش برساند. بنابراین، اکتفا و بسنده کردن به یکی به معنای عدم امکان پرواز است؛ چرا که با دو بال ایمان و عمل صالح و دانش و پرورش است که انسان توانایی پرواز را خواهد یافت و فرصت متاله و خدایی شدن را می یابد. این گونه است که خداوند بارها در آیاتی بر این نکته به صراحت تاکید کرده و در عمل نیز نشان داده است.

خداوند در آیات ۱۲۹ و ۱۵۱ سوره بقره و ۱۶۴ سوره آل عمران و ۲ سوره جمعه بر تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیه و پاک کردن روح و روان از هر گونه پلیدی و رجس از سویی دیگر توجه می دهد و مسئولیت و فلسفه رسالت را این آمیختگی قرار می دهد؛ چرا که خروجی این آمیختگی انسان کاملی است که از نظر دانشی و پرورشی به کمال دست یافته و متاله و ربانی شده و در جایگاه خلافت الهی می تواند قرار گیرد.

وجوب اطاعت و پیروی مومنان از امام سجاد(ع)

از همین روست که پیشوایان دین نیز به عنوان اسوه های حسنه(احزاب، آیه ۲۱؛ آل عمران، آیه ۶۱؛ نساء، آیه ۵۹ و آیات دیگر) بر آن هستند تا این را در عمل به مردم بیاموزند و آنان را پرورش دهند و در مقام هدایت هم ارایه مطلوب کنند و هم ایصال الی المطلوب نمایند و با دستگیری مردمان آنان را به کمال بایسته و شایسته برسانند.

امام سجاد(ع) به عنوان یکی از پیشوایان دین که دارای علوم الهی و عصمت خداوندی است(احزاب، آیه ۳۳؛ آل عمران، آیه ۷؛ نحل، آیه ۴۳؛ انبیاء، آیه ۷ و آیات دیگر) در مقام هدایتی ارایه و ایصالی بر آن است تا به عنوان حبل الله(آل عمران، آیه ۱۳۳) و عروه الوثقی(بقره، آیه ۲۵۶) دستگیر مردمان باشد و آنان را به کمال برساند.

البته بر اهل ایمان و مومنان است که هماره به این سنت ها و سیره ها مراجعه کرده و از آن درس زندگی بگیرند و کمال خویش را تضمین نمایند؛ زیرا مودت و محبتی که در آیات قرآنی بر مومنان برای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) واجب و فرض شده است(شوری، آیه ۲۳)، در اطاعت و اتباع آنان باید نمود پیدا کند و گرنه محبت و مودت بی اتباع و اطاعت هیچ سودی برای مردم نخواهد داشت؛ در حالی که خداوند این محبت و مودت را به عنوان عامل نفع و سود برای مردمان قرار داده است.(سباء، آیه ۴۷) پس کسی که محبت دارد ولی در عمل مخالفت آنان رفتار می کند، چگونه می تواند مدعی محبت باشد در حالی خداوند در آیه ۳۱ و۳۲ سوره آل عمران محبت را با اطاعت و اتباع آمیخته می فرماید: قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ قُلْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْکَافِرِینَ ؛ بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروى کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است.» بگو: «خدا و پیامبرش را اطاعت کنید.» پس اگر رویگردان شدند، قطعاً خداوند کافران را دوست ندارد.

جایگاه عقل و خرد

انسان می بایست دست از تقلید کورکورانه بر دارد و از عقل خویش به عنوان پیامبر درونی بهره گیرد؛ به ویژه که عقل چراغی الهی است که می تواند راه از چاه را به انسان نشان دهد. البته عقل انسانی زمانی کمال می یابد که مورد استفاده قرار گیرد و انسان با آن تعقل ورزد و خردورزی داشته باشد؛ اما اگر آن را به کار نگیرد نه تنها زنگار می گیرد، بلکه کم کم دفن و دسیسه شده و از روشنایی و نورش کاسته می شود و دیگر نمی تواند چراغی روشن باشد. این گونه است که در مسیر سقوط قرار گرفته و به اضلال کیفری و در دوزخ فراق گرفتار آید.

امام سجاد(ع) می فرماید: مَنْ لَمْ یَکُنْ عَقْلُهُ أکْمَلَ ما فیهِ، کانَ هَلاکُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ؛ کسى که بینش و عقل خود را به کمال نرساند ـ و در رُکود فکرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاکت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت. ( بحارالأنوار: ج ۱، ص ۹۴، ح ۲۶)

برای تکمیل و اکمال عقل راه هایی در آیات و روایات بیان شده که از جمله آن مراقبت از نفس الهامی با بهره گیری از تقوا و پرهیز از فجور است(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیه ۲۸۲)

امام سجاد(ع) در سخنی نیز ارتباط با عالمان الهی را عامل زیادت عقل می داند و می فرماید: مُجالَسَهُ الصَّالِحیِنَ داعِیَهٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِیادَهٌ فِى الْعَقْلِ؛ هم نشینى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خیر مى کشاند؛ و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزایش شعور و بینش مى باشد. ( بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۴۱، ضمن ح ۳۰، و ج ۷۵، ص ۳۰۴)

البته در این حدیث هم چنین به نکته آمیختگی علم و تزکیه اشاره و بر آن تاکید شده است. انسان می بایست با مجالسه علمای صالح علم و عمل خویش را به کمال برساند و به اصلاح نفس و عقل خویش بپردازد و قلب و عقل را کامل کند.

عقل ناقص نه تنها کمک کار آدمی نخواهد بود؛ بلکه همانند چراغ کم نوری است که چیزی از حقیقت را نشان می دهد که وضوح ندارد و در سایه عدم روشنایی انسان به اشتباه گمان می کند که تمام حق را دریافته و بر اساس آن رفتار می کند. از این روست که بسیاری از گمراهان و گمراه کنندگان کسانی هستند که از عقل ناقص و علم ناقص و دین ناقص برخوردارند؛ زیرا دچار جهل مرکبی می شوند و بر اساس آن حکم کرده و تخریص و گمان ها را به جای یقین و علم قرار می دهند و خود و دیگران را گمراه می کنند. در طول تاریخ چنین افرادی هم به خود و هم به دیگران زیان و ضرر رسانیده اند. از این روست که در ادبیات اسلامی از عقل ناقص پرهیز داده شده و از مردمان خواسته شده تا عقل خویش را به عبادت و تقوا و دیگر ابزارها و عوامل کامل کنند و با تمسک به معرفت وحیانی آن را به کمال برسانند. امام سجاد(ع) نسبت به عقل ناقص بشر چنین هشدار داده و می فرماید: إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَهِ، وَالآراءِ الْباطِلَهِ، وَالْمَقاییسِ الْفاسِدَهِ، وَلایُصابُ إلاّ بالتَّسْلیمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَالرَّأْىِ هَلَکَ؛ به وسیله عقل ناقص و نظریه هاى باطل، و مقایسات فاسد و بى اساس نمى توان احکام و مسائل دین را به دست آورد، بنابراین تنها وسیله رسیدن به احکام واقعى دین، تسلیم محض مى باشد، پس هرکس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافى در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود، و شخصى که با قیاس و نظریات شخصى خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاک مى گردد.( مستدرک الوسائل : ج ۱۷، ص ۲۶۲، ح ۲۵)

جهاد کبیر علمی

در قرآن به چند نوع جهاد اشاره شده که شامل جهاد نظامی یا همان جهاد اصغر(بقره، آیه ۲۱۸)، جهاد علمی و فرهنگی یا همان جهاد کبیر(فرقان، آیه ۵۲)، و جهاد نفس یا همان جهاد کبیر اشاره شده است.

جهاد کبیر را خداوند این گونه بیان می کند: فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا؛ پس، از کافران اطاعت مکن، و با الهام گرفتن از قرآن با آنان به جهادى بزرگ بپرداز.

در این آیه بیان شده که مجاهدت علمی با بهره گیری از قرآن باید باشد؛ زیرا قرآن کتاب وحیانی معرفتی را در اختیار بشر قرار می دهد که از راه های دیگر معرفت حسی – تجربی یا معرفت تجربی – عقلی و حتی معرفت عقلی محض یا معرفت شهودی و علم حضوری شدنی نیست؛ زیرا خداوند با وحی انسان را در مرتبه ای از علم و دانش قرار داده که جز با آن شدنی نیست و انسان را با حقایقی آشنا ساخته که علم شهودی و عقلانی نیز نمی توانست به آن دست یابد؛ چرا که در حوزه علوم ملکوتی و باطن عالم است. امام سجاد(ع) در باره قرآن و علوم آن می فرماید: آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، کُلَّما فُتِحَتْ خَزانَهٌ، فَیَنْبَغی لَکَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها؛ آیه‌های قرآن، هر کدام آن، خزینه علوم (خداوند) است، هر گاه خزینه‌ای باز می‌شود شایسته است که خوب در آن بنگری.‏ ( مستدرک الوسائل: ج ۴، ص ۲۳۸، ح ۳)

البته بهره گیری کامل از علوم قرانی و جهاد کبیر علمی زمانی شدنی است که انسان به تقوا تمسک جوید و با عبادت به مقام یقین شهودی و وحیانی دست یابد و بتواند از وحی بهره گیرد. این مطلبی است که خداوند در آیه ۲۸۲ سوره بقره این گونه بیان کرده است: وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ؛ تقوای الهی پیشه کنید تا خداوند افزون بر چیزهای دیگر، شما را تعلیم دهد ؛ چرا که خداوند به همه چیز علیم و بسیار دانا است.

بر اساس آموزه های قرآنی، دست یابی به همه کمالات دنیا و آخرت و فضایل آن در گرو تقوای الهی است؛ زیرا این تقواست که انسان را به یقین علمی و اطمینان قلبی می رساند و اصولا عبادت تامین کننده تقوا و تقوا تامین کننده مراتب سه گانه یقین شهودی علم الیقین و عین الیقین(تکاثر، آیات ۵ و ۷) و حق الیقین(واقعه، آیه ۹۵؛ حاقه، آیه ۵۱) است. از این روست که هر کسی تقوای کامل تری داشته باشد، در مقامات نیز بالاتر و برتر خواهد بود؛ زیرا معیار برتری در اسلام تقواست؛ چنان که خداوند در آیه می فرماید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ ؛ به راستی که گرامی ترین شما در نزد خدا پرهیزگارترین شماست.(حجرات، آیه ۱۳) امام سجاد(ع) نیز می فرماید: سادَهُ النّاسِ فی الدُّنْیا الاَسْخِیاء، وَ سادَهُ الناسِ فی الاخِرَهِ الاَتْقیاء؛ در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزکاران خواهند بود.‏( مشکاه الا نوار: ص ۲۳۲، س ۲۰، بحارالا نوار: ج ۷۸، ص ۵۰، ح ۷۷)

بنابراین، انسان باید برای تعلیم تلاش کند و خون جگر بخورد و ریاضت بسیار بکشد؛ زیرا دست یابی به چنین علم و دانشی ارزش هر گونه مجاهدت جانی و مالی و نفسی را دارد. امام سجاد (ع) در این باره می فرماید: لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْکِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ؛ چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مى دانستند هر آینه آن را تحصیل مى کردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب هاى خطرناک باشد.( اصول کافى: ج ۱، ص ۳۵، بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۸۵، ح ۱۰۹)

جهاد نفس

انسان همان طوری که از نظر علمی و معرفتی می بایست تعلیم ببیند و دانش بیاموزد و عقل خود را به کار گیرد و به کمال عقلی دست یابد و خود را از خیال بافی و موهومات نجات دهد و توانایی استدلال برهانی را به دست آورد، می بایست جهاد با نفس کرده و اجازه ندهد تا به جای عقل و قلب سلیم، هواهای نفسانی و خواهش های افراطی نفس زمام امور مملکت تن و روان او را به دست گیرد.

از نظر قرآن مجاهدت نفس بسیار سنگین و سخت است و انسان باید به خداوند غنی توجه داشته باشد و فقر خود را ببیند؛ در این صورت است که با کمک الهی می تواند فقر خود را به غنا تبدیل کند و نواقص خود را به کمال تغییر دهد: وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ؛ و هر که بکوشد، تنها براى خود مى‏کوشد؛ زیرا خدا از جهانیان سخت بى‏نیاز است.(عنکبوت، آیه ۶)

از نظر قرآن، انسان همان طوری که تعلیم می بیند، می بایست تزکیه نفس کند و با خودسازی طهارت روان یابد و به پاکی دست یابد. دشواری جهاد نفس از آن روست که یک جنگ درونی با سخت ترین دشمن است که در درون ما و جزیی از ماست.(مجلسی، محمد باقر، بحارالنوار، ج ۶۷، ص ۶۴٫ قال النبی (ص): «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک»)

از آن جایی که خواسته های افراطی شهوت غذایی و جنسی یکی از مهم ترین عوامل سد راه پاکی روح و روان و حتی سلطه عقل و خرد است، انسان باید جهاد نفس را با کم خوری و کاهش شهوت جنسی آغاز کند. از این روست که امام سجاد بهترین جهاد را همان مجاهدت نسبت به شهوت غذایی و جنسی می داند و می فرماید: إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ؛ با فضیلت ترین ومهمترین مجاهدت ها، عفیف نگه داشتن شکم و عورت است ـ از چیزهاى حرام و شبهه ناک ـ.( مشکاه الأنوار: ص ۱۵۷، س ۲۰)

اگر انسان خواهان خیر دنیا و آخرت است باید در صیانت نفس از هر گونه رجس و پلیدی بکوشد ؛ چنان که امام سجاد(ع) در این باره می فرمایدک اَلْخَیْرُ کُلُّهُ صِیانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ؛ سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و کنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه کار زشت و خلاف است. ( تحف العقول: ص۲۰۱، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۳۶، ح ۳)

پس هرگز نمی بایست هواهای نفسانی و خطرات آن را دست کم گرفت و هر روز با توجه به هدف اصلی زندگی یعنی دست یابی به کمال عقل و قلب و دانش و پرورش، خود را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد و ببیند تا چه اندازه در مسیر کمالی گام برداشته و از رذایل دور و به فضایل نزدیک و متصف به آن شده است. امام سجاد (ع) در سخنی دیگر در این باره هشدار داده و می فرماید: یَا ابْنَ آدَم، إنَّکَ لا تَزالُ بَخَیْر ما دامَ لَکَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِکَ، وَما کانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّکَ، وَما کانَ الْخَوْفُ لَکَ شِعاراً؛ اى فرزند آدم، تا آن زمانى که در درون خود واعظ و نصیحت کننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه کارهایت را اهمیّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى؛ در خیر و سعادت خواهى بود.( مشکاه الأنوار: ص ۲۴۶، بحارالأنوار: ج ۶۷، ص ۶۴، ح ۵)

البته انسان باید بداند که دست یابی به عالی ترین مراتب معرفتی یعنی همان معرفت شهودی و وحیانی و کمال دین در تزکیه نفس و خودسازی است که در آیات و روایات با عناوینی چون تقواپیشگی و مراعات اموری شدنی است. چنان که امام سجاد(ع) در سخنی به برخی از این امور که در تزکیه نفس و کسب تقوای الهی کمک می کند اشاره کرده و می فرماید: إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَکَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْکُهُ الْکَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ؛ همانا معرفت و کمال دین مسلمان، در گرو رهاکردن سخنان و حرف هایى است که به حال او ـ و دیگران ـ سودى ندارد. و از ریا و خودنمایى دورى جستن، در برابر مشکلات زندگى بردبار و شکیبا بودن و داراى اخلاق پسندیده و نیک سیرت بودن است. (تحف العقول، ص ۲۰۲؛ بحارالأنوار: ج ۲، ص ۱۲۹، ح ۱۱)

البته بر اساس آموزه های قرآنی انسان متعادل مومن کسی است که همه چیز را در جایی خود بخواهد و قرار دهد. پس انسانی مستقیم و مستوی و به دور از افراط و تفریط و در استقامت و قوام کامل است. این گونه است که حق هر عضو و چیزی را می دهد و ظلم و تعدی روا نمی دارد. چنان حرکت و رفتار اعتدالی دارد که نه ظلمی نسبت به خواسته های نفسانی نفس دارد و نه ظلمی به عقل و خواسته های آن روا می دارد. در صدد سرکوبی شهوت طبیعی و غریزی نیست و خشم و غضب را به عنوان عامل دافعه و شهوت را به عنوان عامل جاذبه در حالت اعتدال نگه می دارد. پس مومن چنان عمل می کند که امام سجاد(ع) در باره سیره پیامبر(ص) می فرماید: کانَ [رسولُ الله] إذا أوَى إلىَ مَنزِلِهِ، جَزَّءَ دُخُولَهُ ثَلاثَهَ أجزَاءٍ: جُزءاً لِلَّهِ، وَجُزءاً لِأهلِهِ، وَجُزءاً لِنَفسِهِ؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله) وقت خود را در منزل به سه قسمت میکرد: بخشی برای (عبادت) خدا ، بخشی برای خانواده و بخشی برای خودش.( مکارم الأخلاق، ج ۱، ص ۴۴)

پس این گونه نیست که دنیا را ترک کند و از مواهب و طیبات آن بهره نگیرد یا تنها به دنیا بچسبد و آخرت را رها کند. هر دو سیره در زندگی باطل و غلط است و حق ایجاد تعادل است. پس کسی را که دنیا را رها می کند و رهبانیت پیشه می گیرد آدمی متعادل ندانست و در باره کسی که دنیا را گرفته و آخرت را رها کرده نیز گفت: عَجَباً کُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَکَ دارَ الْبقاء؛ بسیار عجیب است از کسانى که براى این دنیاى زودگذر و فانى کار مى کنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را که باقى و ابدى است رها و فراموش کرده اند.(بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۱۲۷، ح ۱۲۸)

البته در مسلک و مذهب امامان(ع) جهاد نفس که جهاد اکبر است، از جهاد علمی کبیر و جهاد نظامی اصغر به مراتب بالاتر و ارزشمندتر است؛ از این روست که قطره اشک مجاهدان نفس ارزشی همانند خون مجاهدان نظامی دارد؛ چنان که امام سجاد(ع) در ترازوی الهی این گونه آن ها را توزین کرده و می فرماید: مَا مِن قَطرَهٍ أَحَبُّ إِلَی الله عَزَّوَجَل مِن قَطرَهِ دَمٍ فِی سَبِیلِ الله و قَطرَهِ دَمعَهٍ فِی سَوادِ اللَّیلِ ؛ هیچ قطره ای نزد خداوند محبوبتر از دو قطره نیست: قطره خونی که در راه خدا ریخته شود و قطره اشکی که در سیاهی شب جاری گردد.( خصائل الصدوق :ص ۵۰)

مجاهدان نفس در راه تزکیه اصل را بر اتباع و اطاعت از آموزه های الهی و فرمان های پیشوایان دین گذاشته و برای کسب محبت به اطاعت از ایشان می پردازند. (آل عمران، ایات ۳۱ و ۳۲) در این میان ارزش واجبات را بیش تر از مستحبات دانسته و در انجام آن هیچ کوتاهی نمی کنند؛ چنان که امام سجاد(ع) در باره این رویه مومنان می فرماید: مَن عَمِلَ بما افتَرَضَ اللهُ عَلَیهِ فَهُوَ مِن خَیر النَّاس ؛ کسی که به آنچه خداوند بر او واجب ساخته عمل کند از بهترین مردمان است.( جهاد النفس ح ۲۳۷)

دلیل این که این چنین افرادی بهترین مردمان هستند؛ زیرا مراعات واجبات به معنای کسب تقوای الهی است که معیار در کرامت انسانی بر اساس آیه ۱۳ سوره حجرات است.

از راه کسب تزکیه نفس و رهایی از مشکلات حاکمیت هواهای نفسانی، مشغول شدن به خود به جای مشغول شدن به دیگران است. بسیاری از مردم به جای آن که مشغول به خود و مشکلات نفس باشند و به تکمیل نواقص و تزکیه رذایل بپردازند، به دیگران مشغول می شوند و این گونه از خود غافل شده و از تکمیل و اکمال نفس و عقل باز مانده و مراتب تزکیه و تقوا و ایمان را نمی پیمایند و بلکه در مسیری گام می بردازند که دست هایشان از حبل الله جدا شده و سقوط می کنند و دستگیره محکم الهی را از دست می دهند. از این روست که امام سجاد(ع) می فرماید: ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابهِمْ، وَإشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُکأ ‏عَلی خَطیئَتِهِ؛ سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود: نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم و غیبت آنان، مشغول شدنش به خویشتن با کارهایی ‏که برای آخرت و دنیایش ‍ مفید باشد و بسیار گریستن بر اشتباهاتش.‏( تحف العقول: ص ۲۰۴، بحارالا نوار: ج ۷۵، ص ۱۴۰، ح ۳)

آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَمٍ یَشْرُفُ عَلی جَمیعِ جَوارِحِهِ کُلَّ صَباحٍ فَیَقُولُ: کَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟ فَیَقُولُونَ: بخَیْرٍ إنْ تَرَکْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بکَ؛ زبان آدمی بر تمام اعضا و جوارحش تسلط دارد و هر صبحگاهان به آنها می‌گوید: چگونه شب را به روز رساندید؟ جواب می دهند: اگر تو ما را رها کنی خوب و آسوده هستیم، چون که ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار ‏می‌گیریم.‏( اصول کافی: ج ۲، ص ۱۱۵، وسائل الشّیعه: ج ۱۲، ص ۱۸۹، ح ۱)

البته این ها تنها گوشه ای از مشغول شدن به دیگران به جای خود است؛ انسان باید در همه امور به جای مشغول شدن به دیگران مشغول به خود و درمان دردهای نفس خویش باشد. پس باید خشیت عالمانه نسبت به خدا داشته و خوف او را در دل قرار دهد تا این گونه از گناه و بی تقوایی رها شده و گرفتار فسق و فجور و خطا و اشتباه نشود. امام سجاد(ع) به اهل تقوا و ایمان فرمان می دهد که ترس و خوف الهی را در دل زنده کنید و هماره به یاد او باشید. ایشان می فرماید: خَفِ اللَّهَ لِقُدرَتِهِ عَلَیکَ واستَحىِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنکَ ؛ از قدرت خداوند بر خویش بترس و از نزدیکى‏اش به خود شرمگین باش.( بحار الأنوار ، ج ۷۵ ، ص ۱۶۰)

پس انسان باید بداند که نوعی اضافه و قرب و بعد اشراقی در این جا وجود دارد که بسیاری از آن غافل هستند. به این معنا که خداوند هماره با ماست(حدید، آیه ۴) و از ما به خودمان نیز نزدیک تر است(ق، ایه ۶) در حالی که ما به غفلت از خدا دور بوده و میان ما و خداوند حجاب خودی و غفلت است. اگر کسی دریابد که همان زمان که ما از خدا دوریم او با ماست و در اقرب الورید با ما نفس می کشد دیگر باید شرم و حیا کنیم و کاری نکنیم که شرمگین و شرمسارش باشیم.

آن چه بیان شده گوشه ای از سخنان آن حضرت درباره ارزش های معرفتی و اخلاقی است که انسان را به سعادت دنیا و آخرت می رساند. بهره گیری از همین سخنان خود به تنهایی چراغ راهی روشن در برابر خردمندان و مومنان است. پس به این سخنان گهربار بیاویزیم و با حبل الله متین و محکم از حبل الشیطان منین و پوسیده رهایی یابیم.