ارزش ، آثار و آفات علم

samamosعلم و دانش به سبب آن که توانایی های بشر را به طور شگفت انگیزی افزایش می دهد، مورد توجه و اهتمام بشر است، ولی می بایست توجه داشت که علم از نظر قرآن و آموزه های وحیانی، مولفه اصلی انسانیت است؛ زیرا آن چه موجب شد تا همه هستی به سجده تسخیری ، اطاعت و ولایت بشر را بپذیرند و در شکل نمادین عناصر عالی هستی یعنی فرشتگان به این تسخیر با سجده اطاعت و فرمانبری آن را به نمایش گذارند، علم و دانشی است که از سوی خداوند به بشر تعلیم شده است.

به سخن دیگر، ارزش و اعتبار انسان به علم و دانشی است که از سوی خداوند به شکل تعلیم و آموزش اسمای الهی به وی آموخته شده است. این دانش و علم است که به انسانیت شرافت و کرامت و برتری می دهد.

با این همه، هر دو شکل علم حصولی و حضوری یعنی علوم اکتسابی و شهودی، با همه ارزش و اعتبار، به اسباب و عواملی در مراتب عالی تر به عنوان حجاب نوری عمل می کنند و به عنوان عامل بازدارنده سد راه کمالی بشر می شوند. نویسنده در این نوشتار بر آن است تا دیدگاه قرآن را درباره نقش علم در ماهیت انسانیت و زندگی وی به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چیستی علم

علم ، نقیض جهل (ترتیب کتاب العین، خلیل الفراهیدی، ج ۲ ، ص ۱۲۷۴) به معنای دانش و آگاهی است. البته برخی علم را به معنای ادراک ، شعور، تصور، حفظ ، تذکر ، ذکر، معرفت ، فهم ، فقه ، عقل ، حکمت و مانند آن به عنوان هم معنا و مترداف علم گفته اند که البته نمی تواند درست باشد، زیرا هر یک از الفاظ هر چند با علم مشترکات زیادی دارند ولی تفاوت های معناداری وجود دارد که نمی توان از آن چشم پوشید.

برخی در تعریف اصطلاحی آن گفته اند که حقیقت علم ، کشف امر خارج از ذهن به واسطه صورت ذهنی است که از راه حس ، عقل و تجربه حاصل می شود.(لغت نامه ، دهخدا، ج ۱۰، ص ۱۴۱۵۹ و المیزان ، علامه طباطبایی، ج ۱ ، ص ۵۰ و نیز ج ۸ ، ص ۵۳)

به نظر می رسد که در این تعریف از علم تلاش شده تا بخشی از مفهوم کلی علم به دست داده شود؛ زیرا آن چه در این تعریف بیان شده است ، تعریف علم حقیقی است که در برابر علم اعتباری قرار می گیرد؛ زیرا علم حقیقی است که ناظر به کشف امر خارجی می باشد که ما به ازای خارجی دارد، اما علوم اعتباری به سبب آن که ما به ا زای خارجی برای آن متصور نیست ، نمی تواند ناظر به کشف باشد. از این رو، اعتبار ریاست برای فردی ، از اموری است که ما به ازای خارجی برای آن متصور نمی باشد. بنابراین نمی تواند از مصادیق علم حقیقی باشد.(المیزان ، ج ۸ ، صص ۴۷ تا ۵۳)

به هر حال علوم و دانش های انسانی به دو قسم اصلی علوم حقیقی که دارای ما به ازای خارجی می باشند و انسان از طریق ابزارهای آن خارج را می شناسد و کشف می کند و در ذهن خود تصویری از آن می سازد، و علوم اعتباری که چنین ما به ازای ندارد بنابراین کشف و تصویرسازی معنایی ندارد، تقسیم می شود.

در حقیقت علم واقعی و حقیقی همان ، دانش های آدمی نسبت به خارج است که به شکل شناسایی و کشف و تصویرسازی ذهنی انجام می شود و دیگر علوم اعتباری هر چند دارای ارزش و نقش مهم و کارکردی در زندگی آدمی است ، ولی از علوم حقیقی نمی باشند.

دانشمندان، برای علم تقسیمات دیگری نیز بیان کرده اند که از جمله آن ها تقسیم علوم به نظری و عملی است. دانش نظری به دانش هایی گفته می شود که به دنبال آن برای شخص کمالی حاصل می شود مانند علم انسان به موجودات خارجی؛ در حالی که علم عملی ، دانشی است که با عمل کردن بر طبق آن، برای انسان کمال حاصل می شود که از این علوم می توان به علم به عبادات اشاره کرد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۵۸۰)

در تقسیم دیگری، علوم به دو دسته علوم حصولی و حضوری بخش می شود. علوم حصولی یا اکتسابی به علوم و دانش هایی اطلاق می شود که از راه تحصیل و تحقیق به دست می آید که علوم حقیقی و اعتباری و نظری و عملی در این دسته قرار می گیرند.

اما علوم حضوری یا شهودی ، دانش هایی است که از راه مکاشفه و بدون واسطه و با اشراق الهی برای برخی از نفوس انسانی حاصل می شود که از آن گاه به علم لدنی نیز تعبیر شده است.(التفسیر الکبیر، فخر رازی، ج ۲ ، صص ۱۸۷ تا ۱۹۱)

ارزش و آثار علم

برای این که تصویری روشن از ارزش علم به دست دهیم، نیازمند آنیم که آثار و کارکردهای علم را بشناسیم. از این رو بایسته است تا نگاهی به آثار علم در منظر قرآن داشته باشیم.

خداوند در بیان آثار و کارکردهای علم به این مطلب مهم توجه می دهد که روی آوردن انسان به آخرت در صورت دانش و آگاهی و توجه به حیات جاوید و مطلق آن خواهد بود.(عنکبوت آیه ۶۴) این بدان معنا خواهد بود که ارزش علم در منظر قرآن نیز به علومی است که چنین توجه و آگاهی را برای انسان ایجاد کند. در حقیقت علومی که چنین آگاهی و توجهی برای انسان پدید آورد که به سوی آخرت گرایش و حرکت کند، از علوم ارزشی در منظر قرآن است؛ زیرا علم و آگاهی به حقایق هستی ، موجب می شود تا انسان منافع آخرتی را بر منافع زودگذر دنیایی ترجیح دهد و در مسیر آن حرکت نماید.(بقره آیه ۱۰۲)

خداوند در بیان آثار و کارکردهای علم به نقش آن در گرایش و اقرار به توحید در آیاتی چند چون آیه ۱۸ سوره آل عمران اشاره می کند و دریافت های علمی در پهنه طبیعت و وجود انسان را همواره کننده راه پی بردن به حقانیت توحید و وحدانیت خدا بر می شمارد.(فصلت آیات ۵۲ و ۵۳)

اصولا علم و آگاهی به عنوان مقدمه هدایت بشر مطرح می باشد (مریم آیه ۴۳ و سبا آیه ۶) زیرا انسانی که به مطالعه در زمین و ساکنان آن می پردازد و در مسایل خود و جهان می اندیشد و آگاهی و دانش به دست می آورد به این نتیجه می رسد که خداوند مالک مطلق هستی است (مومنون آیات ۸۴ تا ۸۹) و هیچ موجودی دیگری در این حوزه ها شراکت و مشارکتی با خداوند ندارد(بقره آیه ۲۲ و انعام آیه ۸۱) و تنها خداوند است که بر همه هستی ولایت دارد(عنکبوت آیه ۴۱) بنابراین لازم است در راه رضا و خشنودی خداوند گام بردارد و از هر گونه غرور و تکبر پرهیز نماید.(قصص آیات ۷۶ و ۷۸ و زمر آیه ۴۹ و غافر آیه ۸۳)

انسان های عالم و آگاه همان گونه که در برابر خداوند خاضع و خاشع هستند به سبب علم و آگاهی خویش نسبت به آموزه های وحیانی قرآن نیز خاضع و خاشع می شوند(اسراء آیه ۱۰۷ و حج آیه ۵۴) زیرا آنان با علم و آگاهی خود حقانیت تعالیم قرآن را درک کرده (حج آیه ۵۴ و سبا آیه ۶) و با تشخیص ارزش های برتری که در قرآن و آموزه های وحیانی بیان شده (بقره آیه ۱۰۳ و ۱۸۴ و نحل آیه ۴۱ و ۹۵ و آیات دیگر) می کوشند تا عامل به آن احکام و آموزه های وحیانی باشند.

از نظر قرآن، دانش و فرهنگ است که زمینه ساز درک عمیق تر حدود و احکام الهی می شود و انسان ها برای انجام و عمل به آن تشویق و ترغیب می کند. از این روست که چنین دانشی به عنوان دانش رشدی مورد توجه قرار گرفته است و خداوند مردمان را به کسب آن ترغیب می کند.(توبه آیه ۹۷ و انعام آیه ۹۱ و کهف آیه ۶۶)

در حقیقت هر دانشی که باعث رشد و تکامل آدمی شود ، می بایست مورد توجه و آموزش قرار گیرد و حتی کسانی که در مراتب عالی کمالی هستند نیز برای دانش افزایی در کلاس ها و درس های بالاتر در نزد استادان علوم شهودی و لدنی شرکت نمایند، چنان که این مساله برای حضرت موسی(ع) به امر و فرمان الهی اتفاق افتاد و آن حضرت برای دست یابی به دانش رشدی رنج سفر و خطر را به جان خرید و به مصاحبت و همراهی با خضر(ع) این عالم ربانی و دارای علم لدنی شتافت.(کهف آیه ۶۶ و آیات دیگر)

از نظر قرآن دست یابی به بسیاری از مناصب و مقامات دنیوی و اخروی در گرو علم و دانش حقیقی و واقعی است. از این روست که در آیات ۷۸ و ۷۹ سوره انبیاء دست یابی به منصب و مقام قضاوت را شایسته عالمان می داند و در آیه ۸۶ سوره زخرف مقام شفاعت را بر علم و دانش متکی می داند و در آیات ۲۴۶ و ۲۴۷ سوره بقره علم و دانش را از ملاک های شایستگی برای فرماندهی جنگی بر می شمارد و در آیات ۵۰ و ۵۱ سوره کهف نیز علم و آگاهی همه جانبه را شرط ضروری برای ولایت و سرپرستی بیان می کند.

این بدان معناست که دست یابی به مقامات کمالی تنها در سایه سار علم و دانش به دست می آید و حتی در مسایل مدیریتی دنیا به ویژه در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی علم و دانش از مولفه های اصلی می باشد. خداوند در آیات ۲۴۷ سوره بقره و ۴۰ سوره نمل در بیان منشا و خاستگاه قدرت به علم به عنوان منشای آن توجه می دهد تا این گونه مردمان را به سمت و سو دانش افزایی تشویق و ترغیب کند.

اصولا انسان ها برای تشخیص حق از باطل و درست از نادرست نیازمند علم و دانش هستند وبی آن نمی توانند کارهای خویش را به سامان رسانند. از این روست که علم عادی و دلایل ظاهری را دست کم برای تشخیص درست امور در آیاتی چون ۱۱۵ و ۲۸۲ سوره بقره و ۸۱ سوره انعام و ۱۰ سوره ممتحنه ضروری بر می شمارد.

در تحلیل قرآنی ، استفاده از آیات خدا و حرکت در مسیر تعالی(بقره آیه ۲۳۰ و انعام آیات ۹۷ و ۹۸ و ۱۰۵ و اعراف آیه ۳۲ و ایات دیگر)استقامت و پایداری در مسیر دینداری و تبلیغ خیرخواهانه دین(اعراف آیه ۶۲) و اطاعت از حق (مائده آیه ۱۰۴ و یونس آیه ۸۹) و ایمان به خدا و عدم تزلزل در آن (اعراف آیات ۱۱۷ تا ۱۲۵ و اسراء آیه ۱۰۷ و طه آیات ۶۹ تا ۷۲) و دست یابی به درجات و مراتب عالی انسانیت(مجادله آیه ۱۱) و تقواپیشگی (بقره آیات ۱۹۴ و ۱۹۶ و ۲۲۳ و ۲۳۱ و ۲۳۵) و بسیار از امور دیگر در گرو و رهن علم و دانش است.

علم زمینه ساز رفاه و آسایش انسان(اعراف آیه ۱۸۸) دست یابی به رشد و کمال (انعام آیه ۹۱) مصونیت از ضررها و سختی ها و دفع زیان ها(اعراف آیه ۱۸۸) شایستگی مدیریت در حوزه های مختلف از جمله اقتصادی و نظامی(یوسف آیه ۵۵ و بقره آیات ۲۴۶ و ۲۴۷) رهایی از تکاثر و اجتناب از دنیا طلبی و گرایش به زهد(عنکبوت آیه ۶۴ و تکاثر آیات ۱ و ۳ و آیات دیگر) می باشد. بنابراین می بایست به علم به سبب این تاثیر و نقش بسیار مهم واساسی در زندگی دنیوی و اخروی توجه خاص و اهتمام ویژه مبذول داشت.

ارزش علم در تعیین بینش ها و تغییر نگرش ها چنان اساسی و بنیادین است که حبیب نجار از مومنان انطاکیه ، آرزومند آگاهی قوم خود به اموری چون آمرزش خداوند و نعمت های بهشتی در آخرت و جهان برزخ می شود؛ زیرا می داند که اگر مردمان نسبت به این امور آگاهی و دانش پیدا کنند حاضر نیستند تا زندگی دو روزه دنیا را بر آخرت و زندگی جاویدانه و سعادتمندانه آن ترجیح دهند.(یس آیات ۲۰ تا ۲۷)

در اهمیت و ارزش علم همین بس که خداوند دانش را امری ارزشمند و والا دانسته و تعلیم و آموزش آن را وظیفه خود دانسته و علم و دانش را عامل برتری و کرامت انسانی بر دیگر موجودات هستی بر شمرده است.(بقره آیات ۳۱ تا ۳۳ و یوسف آیه ۲۲ و آیات دیگر) خداوند در آیه ۱۱۴ سوره طه به پیامبرش فرمان می دهد که از خداوند بخواهد تا برای ازدیاد و افزایش علم و دانش وی توجه ویژه ای مبذول دارد. در حقیقت دعا و نیایش برای دانش افزایی از فرمان های الهی به پیامبرش است که خود گواه و شاهدی مهم برای بیان ارزش و جایگاه علم در نزد خداوند و دین اسلام است.

البته همین آیه به خوبی این معنا را به اثبات می رساند که قرآن نقش شگفتی در دانش افزایی و ازدیاد علم دارد. بنابراین اگر کسی خواهان افزایش علم است افزون بر دعا می بایست به سراغ قرآن رود که در همه حوزه ها موجب افزایش واقعی علم و دانش بشر می شود.

آفات علم

علم با همه ارزش و جایگاه بلند و والای خود در هستی و زندگی بشر در دنیا و آخرت، دارای آفات چندی است که می بایست هوشیارانه از آن پرهیز کرد. از جمله مهم ترین آفات علم می توان به استفاده نادرست از آن برای ارضای هواهای نفسانی اشاره کرد. بسیار از مردمان از علم و دانش خویش سوء استفاده کرده و به جای آن که آن را در مسیر کمالی و تعالی خود و جامعه به کار گیرند در مسیر پاسخ گویی به هواهای نفسانی به کار می گیرند. از این روست که خداوند در آیات ۱۷۵ و ۱۷۶ سوره اعراف پیروی از هوای نفس را از آفات علم و سبب استفاده آن در مسیر خلاف حق بر شمرده و نکوهش نموده است.

از نظر قرآن، هر گونه سوء استفاده از علم ودانش می تواند شخص و جامعه را سوی هبوط و سقوط دایمی سوق دهد و از تعالی و کمال باز دارد. از این روست که همواره بر علم و تقوا تاکید شده است تا علم و دانش در مسیر درست به کار گرفته شود.

از دیگر آفات علم که در آیات ۶۵ تا ۷۸ سوره کهف به آن اشاره شده است تعجیل و شتاب است. برخی برای این که به سرعت به همه علوم و دانش ها آگاهی یابند صبر و شکیبایی را به کنار می نهند و به جای این که از فرصت آموزش بهره مندی درستی داشته باشند آن را به تباهی می کشانند. قضاوت و داوری شتاب آمیز نسبت به امور از نتایج و پیامدهای شتاب در آموزش است. انسان ها اصولا دانش را در یک فرآیندی به دست می آورند بنابراین عجله می تواند آن را از مسیر درست آموزشی بیرون کند و شخص را به کارهای نادرست بکشاند. از این رو می بایست انسان با تانی و درنگ به آموزش علوم توجه داشته باشد و از عجله بپرهیزد.

از نظر قرآن برخی از علوم خود به جای آن که عامل رشد باشند عامل بازدارنده از کمالات هستند. ازاین روست که برخی از علوم را به عنوان حجاب ها و پرده ها معرفی می کند که از آن جمله می توان به علومی توجه داد که بشر از خداوند دور می سازد. در داستان قارون به روشنی بیان شده است که علم و دانش وی موجب غرور و تکبر وی شده و به جای آن که وی را در مسیر کمالی قرار دهد و دام سقوط و هبوط انداخت و خشم الهی را سبب شد و در نهایت زمین او را با همه مال و ثروتش بلعید.(قصص آیات ۷۶ و ۷۸ )

برخی از مدعیان علم به جای آن که از آن برای کشف حقایق استفاده و در تعالی و کمال خود و جامعه بهره گیرند به عنوان عامل بازدارنده و در برابر حق قرار می دهند که آیات ۸۳سوره غافر و نیز ۴۹ زمر به آن اشاره می کند. این گروه همانند کسانی هستند که از علم و دانش خویش سوء استفاده می کنند و سد راه کمال یابی مردم و جامعه می شوند. مقابله با این عالمان فاسد امری لازم است که در ایاتی چند به آن فرمان می دهد.

مباحث در زمینه علم و دانش در آموزه های قرآنی بسیار است. از جمله این مسایل می توان به زمینه هایی که موجب تحقق علم می شود اشاره کرد. از آن جایی که بیان همه آن ها بیرون از حوصله این مقاله است تبیین آن را به وقتی دیگر حواله می دهیم.