ارزش‌گذاری نیت و عمل

یکی از مسایلی که در میان مومنان مطرح می شود، مسایلی چون تقدم ایمان بر عمل و یا عمل بر ایمان و هم چنین تقدم نیت بر عمل است. مراد از تقدم ، ارزش و جایگاه و اهمیت آن است. به این معنا که اگر بخواهیم برای عمل و یا نیت، اولویت درجه یک و درجه قرار دهیم ، آیا نیت اولویت درجه یک است یا آن که عمل در درجه نخست اولویت قرار می گیرد؟ ارزش کدام یک بیش تر از دیگری است.

هر چند که آموزه های قرآنی ، ایمان و عمل صالح و نیز نیت و عمل را همتراز گرفته و بی ایمان بی عمل و عمل بی ایمان را بی ارزش دانسته و به هر دو اصالت بخشیده است، ولی اگر بخواهیم یکی را مقدم بر دیگری قرار دهیم ، کدام یک بر دیگری تقدم می یابد؟

به نظر می رسد که در مجموعه اگر بخواهیم ارزش گذاری داشته باشیم، ایمان و نیز نیت نقش کلیدی تر دارد. بر این اساس عمل نیک بی نیت و یا بی ایمان، شاید ارزش و اعتباری در میان مردمان داشته باشد، ولی در حقیقت پشیزی نمی ارزد؛ زیرا آن چه به عمل معنا و مفهوم می بخشد قصد و نیت شخص است که بازتابی از ایمان و عقاید اوست. بسیاری از مردم کارهایی انجام می دهند که نمی فهمند برای چه انجام می دهند؟ بنابراین شناخت و احساسی که از آن به ایمان تعبیر می شود است که به این اعمال معنا و مفهوم واقعی می بخشد و اعتبار و ارزش می دهد. پس آن چه مهم و ارزشی است ، نیت وایمان است.

بهره مندی در ثواب

در برخی از آموزه های اسلامی و قرآنی این معنا مورد تاکید قرار گرفته است که اشخاص به سبب همگروی به موضوع و یا امری ، در ثواب و عقاب آن شریک می شوند. از این رو، گفته اند اگر کسی آرزو داشته تا در کاری با دیگری شریک باشد، ثواب آن عمل برای او نوشته می شود.

این مساله همانند مساله ” تشابهت قلوبهم ” است که به سبب مشابهتی که در نیت و قلب میان افراد است همگروی پدید می آید و شخص را در جرگه آنان قرار می دهد. نمونه این در اعمال زشت، درباره پی کردن ناقه حضرت صالح (ع) آمده است. با آن که پی کننده آن یک نفر بوده است و همان یک نفر شتر را می کشد ولی همه در این جرم شریک دانسته و عقاب می شوند و خداوند می فرماید: فعقروها ، همه آنان شتر را پی کردند و کشتند.

تشابهت قلوبهم ، موجب می شود تا انسان اگر نیت خیری داشته باشد در ثواب آن شریک شود و ثواب آن اعمال برای وی نوشته شود. با این همه می بایست توجه داشت،  که این تشابهت و همانندی در تمامی جزئیات نیست. به این معنا که نمی توان تمامی پیامدها و آثار و برکات را برای دارنده نیت خیر و یا شر بار کرد، بلکه دربرخی از امور از این همانندی بهره و یا زیان می برند.

آیت الله فاضل لنکرانی (ره) در جلسه درس خارج فقه واصول خویش می فرمودند این که گفته می شود اگر کسی مثلا به تصادفی چون زلزله بمیرد در حکم شهید است ، منظور این نیست که در همه چیزها در حکم شهید می باشد و بنابراین نیازی به کفن نداشته باشد چنان که شهید نیازی ندارد، بلکه مراد آن است که چنین شخصی در ثواب شهید مشارکت دارد و همان ثواب شهیدان را می برد.

بنابراین نمی توان گفت که نیت خیر و همراهی با گروهی ، به معنای بهره مندی از همه آثار و ثواب ها و کارکردهای آن عمل باشد، به گونه ای که هیچ تمایز و فرقی میان عمل کننده ای که نیت خیر داشته با تنها نیت خیر کننده نداشته باشد؛ بلکه بی گمان کسی که کار خوبی را با نیت خوب انجام می دهد، در یک فرازی بلندتر و بهره های بیش تری از کسی قرار می گیرد که تنها نیت خیر داشته و عملی را انجام نداده و یا ناتوان از انجام آن به سبب شرایط و مقتضیات آن است.

برتری و کمالیت نیز بر عمل شخص

البته برخی با توجه به حدیث معتبر” نیه المومن خیر من عمله ” گمان کرده اند که اصولا نیت برتر از عمل است. این مطلب بسیار غلط و نادرست است؛ زیرا اگر چه گفته شد نیت و ایمان مقدم و ارزشی تر از عمل صالح است، ولی این بدان معنا نیست که تنها نیت وایمان کفایت می کند و ارزش و اعتبار آن از عمل کردن بهتر می باشد.

به سخن دیگر، گاه انسان کاری نیک انجام می دهد بی آن که نیتی و یا نیت نیک و قصد خیری داشته باشد ولی گاه کاری نیک را با نیت و قصد خیر انجام می دهد. بی گمان نوع دوم ارزشی تر و برتر است. اما گاهی شخص نیت و قصد خیری دارد ولی به عللی نمی تواند آن را انجام دهد و گاه دیگر تنها نیت خیر دارد و اصولا قصد عمل و انجام آن را ندارد؛ بی گمان این دومی اصلا ارزش و اعتباری ندارد و آن کسی ثواب می برد که نیت خیر داشته ولی نتوانسته آن را به جا آورد.

نکته دیگر آن که هر کسی می کوشد بهترین و کمال ترین کارهای نیک را انجام دهد و اصولا انسان سالم می کوشند تا برترین ها و کمال ترین را داشته باشند ولی جهان مادی مقتضیات و شرایطی را تحمیل می کند که نمی توان آن را چنان که هست به جا آورد. بسیاری از طراحان و نقاشان و نویسندگان ، بر این نکته تاکید دارند که آن چه در ذهنشان وجود داشت بسیار کامل تر و برتر از آن چه بود که به تصویر کشیده و انجام داده اند. این ها خود بیانگر آن است که همواره شرایط  بیرونی انجام عمل در خارج سخت تر است و اصولا  عالم ماده از ظرفیت بسیار کم تر و محدودتری نسبت به عالم معنا برخوردار می باشد.

بنابراین انسان هماره در ذهن خویش عمل کامل و تمامی را در نظر دارد تا انجام دهد ولی شرایط بیرونی اجازه تحقق کمالی آن را نمی دهد. از این روست که گفته شده است: نیه المومن خیر من عمله ؛ نیت مومن بهتر از خود عملش است. در این جا سخن از نسبت سنجی میان نیت شخص با عمل همان شخص است نه با عمل شخص دیگر. یعنی گفته نشده است” نیه المومن خیر من العمل؛ نیت مومن برتر از عمل می باشد. بلکه گفته شده است که هماره نیت مومن خیلی بهتر و برتر از عملی است که انجام می دهد، زیرا نیت در ذهن به قصد کمالی است ولی در خارج یا ناقص و همراه خطا واشتباه است و یا اصولا به کمالی که در ذهن داشته تحقق نمی یابد. بنابراین هماره قصد و نیت درونی و ذهنی شخص مومن بهتر و کمالی تر از عمل خود همان مومن می باشد.

بر این اساس ثواب و پیامدهای هر عمل نیک و صالح مومنی بر اساس نیت وقصد باطنی و ذهنی او داده می شود نه بر اساس خروجی و عمل بیرونی.

این در حقیقت همان معنای ارزش گذاری اسلام و آموزه های اسلامی بر شناخت و ایمان و نیت است؛ زیرا هر چه شناخت و ایمان و نیت شخص کامل تر باشد، تصویری که از عمل دارد کمالی تر می باشد و بر اساس آن عمل وی نیز هر چند که از چنان کمالی برخوردار نمی باشد با این همه بر اساس آن نیت و شناخت و ایمان کمالی داوری و ارزشگذاری می شود.

در داستان های روایی به این نکته توجه داده شده است که شخصی زاهد و ترسا در جزیره ای سالیان به عبادت و اعمال نیک و صالح مشغول بود ولی به سبب آن که شناخت و در نتیجه از نیت کمالی برخوردار نبوده است ، ثواب و آثار آن نیز بسیار اندک و کم تر بوده است. بر این اساس باید گفت هر چه شناخت فرد کامل تر باشد نیت او کامل تر است و اعمال نیک هر چند به سبب عوامل بیرونی ناقص می باشد، با این همه پاداش و آثار کمالی خود را می گیرد.