ارتجاع علیه گفتمان انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

ارتجاع از واژه رجوع و رجعت به حالت پیشین، از نظر اصطلاح سیاسی، مخالفت با پیشرفت، تغییرات اصلاحی و جهش مثبت است که از سوی افراد یا گروه های اجتماعی برای بقا نظام سیاسی کهنه یا بازگشت به نظام سیاسی پیشین انجام می شود.

هر چند که اصطلاح ارتجاع به این معنا در قرآن به کار نرفته است، اما واژگانی دیگر از جمله «جاهلیت» به همین مفهوم اصطلاح سیاسی – اجتماعی در قرآن به کار رفته است؛ زیرا موافقان و مدافعان جاهلیت پس از اسلام خواهان بازگشت به نظام گفتمانی جاهلی بودند و برای آنان اقدامات بسیاری را انجام دادند. به نظر می رسد که جریان نفاق در اجتماع اسلامی ریشه در همین مرتجعانی دارد که خواهان حفظ و بازگشت به نظام جاهلی بودند و چنان که از آیات و روایات به دست می آید در بخشی از اهداف خویش نیز موفق بوده اند. از این روست که خدا در قرآن، بارها از مخالفان گفتمان انقلاب اسلامی که خواهان بقا یا رجعت و بازگشت به گفتمان جاهلی بوده سخن به میان آورده است و از آنان در قالب واژگان و جملاتی چون از واژگان «جاهلیه»، «اعقابکم» ، «بل نتبع ما وجدنا علیه ابائنا»، «بل نتبع ما الفینا علیه ابائنا»، «تریدون ان تصدونا عما کانا یعبد ابائنا» و مانند آنها یاد کرده و راهبردها، سیاست ها و برنامه های ایشان را در این تحقق این هدف پلید ایشان بیان و هشدارهای لازم را به مومنان و مدافعان گفتمان انقلاب اسلامی داده است.

امروز گفتمان انقلاب اسلامی با مجموعه افراد و گروه هایی در داخل و خارج مواجه است که خواهان «ارتجاع سیاسی و گفتمانی» به نظام کهنه شاهنشاهی و تبدیل ایران به یک کشور «عادی» در قالب «نظام جهانی» است که مستکبران عالم پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم آن را برای حفظ سلطه و همینه استکباری خویش ایجاد کرده اند.

جریان نفاق مهم ترین جریان خطرناک داخلی است که در قالب گفتمان ارتجاعی عمل می کند وخواهان بازگشت به نظام جاهلی و سلطه طاغوت و سنت های جاهلی است. از همین روست که شناخت ویژگی های مرتجعان می تواند گفتمان انقلاب اسلامی را مددد رساند؛ زیرا جریان خطرناک نفاق و ارتجاعیون شناخته می شوند و می توان علیه نقشه راه ها و برنامه های آنان برنامه ریزی معکوسی را انجام داد و در برابر مخالفت خوانی های آنان ایستادگی کرد و با استقامت و صبر اجازه نداد تا گفتمان خطرناک جاهلی با ارتجاع و ارتداد نظام اسلامی را به مخاطره افکند.

در آموزه های وحیانی قرآن، برای مرتجعان گفتمانی ویژگی هایی بیان شده که شناخت آن می تواند مدافعان گفتمان انقلاب اسلامی را نسبت به دشمن شناسی کمک و یاری رساند و بصیرتی را به ایشان بخشد تا در دام ظاهر گفتمانی منافقان نیافتند و گول سازوکارهای به ظاهر مصلحانه آنان را نخورند؛ زیرا نهایت تبعیت و پیروی از سیاست های منافقان مرتجع چیزی جز بازگشت به نظام گفتمانی جاهلی و نابودی گفتمان انقلاب اسلامی نیست.

ویژگی های گفتمان ارتجاع جاهلی

در آیات قرآنی ویژگی هایی برای گفتمان ارتجاعی جاهلی بیان شده که شناخت آن می تواند بسیار مفید و سازنده باشد؛ زیرا با چنین شناختی می تواند دشمن را از دوست شناخت و در دام حلیه ها و مکرهای منافقان مخالف پیشرفت تمدنی اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی نیافتد. از جمله مهم ترین ویژگی های مرتجعان جاهلی می توان به این مواضع و نگره های آنان اشاره کرد:

  1. اعراض از دین اسلام: مرتجعان خواهان حفظ نظام گفتمانی جاهلی هستند. از آن جایی که دین اسلام دارای مجموعه از عقاید مبتنی بر برهان عقلی و دلایل علمی و احکام و قوانین تبیین گر حقوق همگان مبتنی بر عدالت و تحقق بخش اخلاق کرامت بخش است، به طور طبیعی نمی تواند مرتجعان را راضی کند؛ زیرا مرتجعان در اندیشه، ظنی و در انگیزه، شهوانی هستند(نجم، آیه ۲۳) و از علم و عقل پیروی نمی کنند؛ بنابراین، مرتجعان خواهان بازگشت به نظام جاهلی هستند که تامین کننده خواهش های دنیوی و مادی آنان است و اجازه می دهد تا هر کسی بر اساس خواهش های نفسانی هر کاری را انجام دهد. در حقیقت مرتجعان از مفاهیم وحیانی قرآن و اسلام رویگردان هستند و خواهان بازگشت به مفاهیم گفتمانی جاهلی بر اساس ظن و شهوت پرستی هستند که در طول تاریخ به آن اخت گرفته و عادت کرده اند.(بقره، آیه ۱۷۰؛ مائده، آیه ۱۰۴؛ مومنون، آیات ۶۶ و ۶۷؛ لقمان، آیه ۲۱ و آیات بسیار دیگر) در همین راستا بازگشت به عصر پیش از اسلام به عنوان یک راهبرد اساسی برای آنان مطرح است و سنت های جاهلی را هر چند که خرافی و بی پایه و اساس عقلی و عقلایی است، ترویج می کنند؛ زیرا وظیفه و تکلیف خویش را حفظ سنت های جاهلی اجداد و نیاکان خویش می دانند، هر چند که می تواند عامل نابهنجاری ها، قانون شکنی ها، بی عدالتی ها، بازدارنده پیشرفت و مانند آن ها باشد.(همان آیات)
  2. انکار رسالت و پیامبران حق گو و عدالت خواه: مرتجعان رسالت پیامبران را مانع جدی می دانند و به انکار رسولان و رسالت می پردازند و برای حذف آنان از اجتماع به هر شکلی تلاش می کنند. اتهام زنی به سحر که از علوم غریبه در سطح علوم ریاضی و بلکه دشواریاب تر از آن است تا اتهام زنی به جنون که در تقابل سحر است؛ زیرا جنون هرگز با سحر جمع نمی شود و انسان روانی نمی تواند به علوم غریبه پیشرفته در سطح سحر دست یابد و نیز دیگر اتهامات و حتی قتل آنان از جمع فعالیت های مرتجعان برای حفظ نظام جاهلی و یا بازگشت به آن است. مرتجعان به نظام جاهلی که به دور از علم و عقلانیت است چنان دلبسته هستند که هیچ تغییر مثبتی را نمی پذیرند و محافظه کارانه تلاش می کنند همه آداب و رسوم و قوانین و افکار جاهلی را حفظ کنند(صافات، آیات ۶۹ تا ۷۱؛ یونس، آیات ۷۵ تا ۷۸؛ ذاریات، آیات ۵۲ و ۵۳؛ ص، آیات ۴ تا ۷) با آن که ممکن است برخی از رهبران آن به حقانیت گفتمان اسلامی و ضلالت و گمراهی نظام جاهلی یقین داشته باشند، ولی به سبب «ظلم و علو» حاضر به حمایت و تایید گفتمان اسلامی نمی شوند.(نمل، آیه ۱۴)
  3. بهانه جویی : مرتجعان گفتمان انقلاب اسلامی را نمی پذیرند و برای عدم پذیرش خویش بهانه جویی می آورند. آنان با آن که در برابر دلایل و براهین نمی توانند مقاومت کنند، همانند ابلیس با تمرکز بر برخی از مسایل مانند همسانی در بشریت(ابراهیم، آیه ۱۰) یا تنقیص کردن پیامبران و رهبران به امور طبیعی مانند ازدواج و نیازمندهای معیشتی(فرقان، آیه ۷) یا لزوم تفاوت در سطح زندگی با انسان های عادی(فرقان، آیه ۸) بهانه جویی می کنند و حقیقت گفتمان انقلاب اسلامی را نمی پذیرند و خواهان بازگشت و ارتجاع به نظام جاهلی هستند؛ در حالی که رهبران و پیامبران می بایست از جنس مردم و بشر باشند تا بتوانند دردها و نیازهای مردم را بشناسند و با توجه به همانندی کاری را انجام دهند که مردم توان انجام آن دارند؛ البته تفاوتی میان پیامبران و مردم لازم است وجود داشته باشد که آن در راستای بهره گیری از «وحی» است.(فرقان، آیه ۲۰؛ کهف، آیه ۱۱۰)
  4. توجیه گری: مرتجعان رفتارهای زشت و نابهنجاری را انجام می دهند که برخلاف عقل و علم است؛ اما به سبب آن که مردمانی منافق و گریزان از مسئولیت پذیری و عذرخواهی هستند، به توجیه دست می زنند و کارهای نادرست خویش را به اشکال گوناگون توجیه می کنند تا این گونه خود را از پاسخگو برهانند. خدا در قرآن بیان می کند که مرتجعان کارهای فحشاء و زشت خویش را مستند به سنت های نیاکان و عادت بر انجام آن و هم چنین امر و اراده الهی می کنند و می گویند خدا ما را مامور به آن کرده و اگر خدا می خواست ما آن را انجام نمی دادیم(اعراف، آیه ۲۸) یا می گویند اگر خدا می خواست ما هرگز مشرک نمی شدیم، پس خدا خواست و ما مشرک شدیم(نحل، آیه ۳۵)؛ در حالی که خدا هرگز به فحشاء فرمان نمی دهد و دیگر آن که خدا هرگز کسی را در دنیا به اجبار به شرک یا کفر یا خیر یا شر سوق نمی دهد ، بلکه بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان از نظر تکوینی و طبیعی مختار و آزاد میان انتخاب کفر و ایمان و نیز خیر و شر یا شکر و کفران است(انسان، آیه ۳)، هر چند که از نظر تشریعی براوست که تنها ایمان بیاورد و از کفر بیزاری جوید تا رستگار شود وگرنه باید خود را برای دوزخ آماده سازد.(حاقه، آیات ۳۰ و ۳۱) خدا در قرآن بیان می کند که مرتجعان برای آن که به کارهای زشت ونابهنجار اخلاقی خویش از جمله برهنگی حتی در هنگام طواف خانه خدا ادامه دهند، آن را به سنت های اجداد و نیاکان بلکه فرمان الهی مستند می کنند و این گونه می کوشند با توجیه این رفتارها آن را عادی و امری طبیعی جلوه داده و ارزش هایی را برای آن اثبات کنند؛ در حالی که این ها همه بر خلاف اسلام و ابزارهای کشف از عقل سلیم و نقل وحیانی است و اگر عاقل عالم بودند هرگز به چنین رفتارهای زشت و نابهنجار و ضد ارزشی اقدام نمی کردند.(اعراف، آیه ۲۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۲۳۹)
  5. بدگمانی: همان طوری که مرتجعان نهایت بلوغ علمی آنان ظنونی است که هیچ حقی را نشان نمی دهد(نجم، آیات ۲۸ تا ۳۰)، هم چنین از نظر رفتار اجتماعی به جای «حسن الظن» و خوش گمانی، گرفتار سوء الظن و بدگمانی هستند و در ارتباط با دیگران هرگز اعتماد نمی کنند و هرکاری را به شکل نادرست تفسیر و توصیف می کنند و اصل عقلی برائت و صحت را نادیده می گیرند. این گونه است که اجتماعات جاهلی بر اساس «اعتماد به دیگران» و حسن الظن شکل نمی گیرد و اجتماعات جاهلی ، فاقد سرمایه بزرگ به نام اعتماد اجتماعی است. این در حالی است که یک نظام گفتمان عقلی و عقلایی به اصول عقلی برائت و اصالت صحت توجه دارد و بر اساس آن به یک دیگر اعتماد می کنند. از نظر قرآن دامنه سوء ظن و بدگمانی مرتجعان شامل حتی پیامبران می شود و آنان با آن که دعاوی پیامبران مبتنی بر حجت وبرهان را می بینند، ولی با بدگمانی به این دعوت ها می نگرند و هیچ اعتمادی به آنان نمی کنند.(هود، آیات ۶۱ و ۶۲؛ ابراهیم، آیات ۹ و ۱۰؛ ص، آیات ۴ تا ۸)
  6. اشرافی گری: از دیگر ویژگی های مرتجعان، اشرافی گری است. اینان به دلیل گرایش به نظام جاهلی و ارزش های آن که شامل تکاثر در ثروت و اموال و اولاد است به طور طبیعی به اشرافی گری به عنوان یک امتیاز و یا حالت مطلوب گرایش دارند و از زندگی عادی و به دور از تجمل و اشرافیت اجتناب می کنند و آن را دور از ارزش و جایگاه و کرامت انسانی خود می دانند. از همین روست که مرتجعان واقعی به گفتمان جاهلی از زندگی زهدانه و قناعت طلبانه پرهیز می کنند و دنبال زندگی تجملی و اشرافی می روند و در کاخ های آن چنان شاهان زندگی می کنند و اموال و ثروت خویش را به رخ دیگران می کشانند.(قصص، آیات ۷۵ تا ۸۲؛ زخرف، آیه ۲۳؛ مومنون، آیات ۶۴ تا ۶۶؛ ص، آیات ۶ تا ۸)
  7. عقب گرایی: مرتجان به سبب دلبستگی و علاقه به نظام کهنه هماره خواهان عقب گرد و عقب گرایی هستند و می کوشند تا به زندگی بازگردند که درگذشته داشتند. همین عقب گرایی و عقب گرد کردن موجب می شود تا از هر گونه تغییر اصلاحی جلوگیری کنند و به شدت مخالفت تغییراتی هستند که علیه گذشته و سنت های آن است. اینان نه تنها خود گرایش به عقب گرایی دارند، بلکه تلاش می کنند تا دیگران نیز به این امر گرایش یابند و خواهان بازگشت به گذشته و سنت های گذشته شوند هر چند که مخالف عقل سلیم و وحی معتبر الهی است.(آل عمران، آیه ۱۴۹)
  8. بدگویی و توطئه در جلسات شبانه و نهان: از جمله ویژگی هایی که در قرآن برای مرتجعان بیان شده ، بدگویی در جلسات شبانه و تمسخر و توطئه در جلسات نهان است.(مومنون، آیات ۶۴ تا ۶۷) در این جلسات مخفی و نهان تلاش می شود تا راه های بازگشت به عقب بر اساس گرایش استکباری و علو و ظلم ایشان بررسی شود و شیوه های تقابل با گفتمان انقلاب اسلامی به دست آید و با برنامه ریزی و تامین بودجه لازم اجرایی شود.
  9. اطاعت از جوامع کفر و راهبران آن: از دیگر ویژگی های مرتجعان مخالف با گفتمان انقلاب اسلامی و مدافعان گفتمان جاهلی، اطاعت بی چون و چرا از جوامع کفر و گرایش به طاغوت است. آنان با تشویق مردم به اطاعت از کافران مستکبر و طاغوتی بر آن هستند تا اهداف ارتجاعی خویش را جامه عمل بپوشانند و مردم را به نظام جاهلی بازگردانند و مرتد سازند.(آل عمران، آیه ۱۴۹)
  10. فقدان تعقل: مرتجعان ممکن است که از عقل این نعمت الهی برخوردار باشند، ولی آن را به کار نمی گیرند تا انسان های عاقل و خردمندی باشند. در حقیقت عقل ایشان مورد استفاده از سوی صاحبان آن نیست، بلکه تنها چیزی زینتی در وجود ایشان است که هیچ کاربردی ندارد؛ زیرا اگر عقل داشتند و به تعقل و تفکر می پرداختند در برابر براهین و دلایل روشن پیامبران مقاومت نمی کردند و آن را برای اساس تعقل و خردورزی می پذیرفتند.(مومنون، آیات ۶۴ تا ۶۸)
  11. حق ناپذیری: مرتجعان در برابر حق سر تسلیم فرود نمی آورند و آیات بنیات و دلایل و براهین الهی را نمی شنوند و با تعقل و خردورزی آن را نمی پذیرند، بلکه بر اساس همان ظن گرایی و شهوت گرایی عمل می کنند.(مومنون، آیات ۶۴ تا ۷۰؛ نجم، آیه ۲۳)
  12. حکومت جاهلی طاغوتی: از نظر قرآن حکومت یا الهی و تحت ولایت اوست یا طاغوتی و شیطانی است.(بقره، آیه ۲۵۷) مرتجعان خواهان حکومت و حکم جاهلی هستند و ولایت الهی را نمی پذیرند و به آن مخالفت می ورزند.(مائده، آیات ۴۹ و ۵۰) از همین روست که قوانین عادلانه الهی که مکتوب و مدون است و جامعه مدنی مبتنی بر قانون عادلانه را ایجاد می کند، پذیرا نمی شوند و به مخالفت با شرایع اسلامی می پردازند و علیه احکام صادره از سوی رهبران اسلامی قیام می کنند.
  13. اسلام ظاهری: مرتجعان حتی اگر اسلام بیاورند تنها به بخشی از اسلام گرایش می یابند که مانع از خواسته های شهوانی آنان نباشد؛ زیرا هنوز آنان به نظام جاهلی دلبسته هستند و اگر شرایطی دگرگون شوند مانند مرگ رهبری دوباره به همان نظام جاهلی بر می گردند در حالی که می دانند نظام باطلی است.(آل عمران، آیه ۱۴۴؛ انعام، آیه ۷۱)