ارتباط اجتماعی، معیارها و پیامدها

بسم الله الرحمن الرحیم

ارتباط اجتماعی، مهارتی است که باید آموخت و با تکرار آن را به در سرشت خویش نهادینه کرد؛ زیرا بدون ارتباط اجتماعی و ناتوانی در این مهارت، شخص نمی تواند به بسیاری از نیازهای مادی و معنوی خویش پاسخی در خور دهد و به نوعی گرفتار عقب افتادگی و حتی نقص در کمال یابی می شود.

به سخن دیگر، مهارت ارتباط اجتماعی به شخص کمک می کند تا نه تنها کنش ها و واکنش هایی مفید و سازنده برای بهره مندی از دیگران داشته باشد، بلکه نواقص خویش را برطرف کرده و به کمالاتی دست یابد. اصولا داشتن مهارت ها از جمله مهارت های ارتباط اجتماعی خود کمالی است که باید شخص کسب کند.

البته از نظر آموزه های وحیانی ، هر چند داشتن مهارت ارتباط اجتماعی ، امری کمالی است، اما این بدان معنا نیست که شخص با هر کسی ارتباط داشته باشد. از آن جایی که ارتباط اجتماعی، فعلی از افعال مکلفین است، به طور طبیعی دارای احکام پنج گانه وجوب، استحباب، حرمت، کراهت و جواز است. به این معنا که برخی از ارتباطات اجتماعی واجب و در برابر برخی حرام و از مصادیق گناه خواهد بود. این که کدام یک از ارتباطات اجتماعی واجب یا مستحب است و کدام یک حرام یا جایز؟ بستگی به معیارهایی دارد که در اسلام تعیین شده است. اصولا از نظر آموزه های وحیانی اسلام، هر کاری بر اساس مصالح و مفاسدی است که در کار یا متعلق آن خواهد بود. بنابراین، معیار تعیین کننده در احکام پنج گانه همان مصالح و مفاسد است. بر همین اساس، وقتی در اسلام از وجوب ارتباط اجتماعی در مورد خاصی سخن به میان می آید، به سبب مصحلتی است که دراین ارتباط فرض شده است؛ هم چنین در حرمت ارتباط اجتماعی با گروه یا شخصی به سبب مفسدتی توجه دارد که در این ارتباط تحقق می یابد.

معیارها و ملاک های صحت ارتباط اجتماعی

چنان که گفته شد، ارتباط اجتماعی به عنوان یک مهارت در برگیرنده دانایی و توانایی در جایگاه ارزشی قرار دارد و اسلام خواهان کسب چنین مهارتی به عنوان امر کمالی است. با این همه هر ارتباط اجتماعی جایز نیست، بلکه زمانی ارتباط اجتماعی جایز بلکه گاه واجب و مستحب است که در برگیرنده مصلحت یا مصالحی باشد؛ در غیر این صورت چنین ارتباطی می تواند به عنوان عمل مفسده آمیز تلقی و از آن نهی شود.

مهم ترین ملاک ها و معیارهایی که آموزه های وحیانی قرآن برای جواز و وجوب یا استحباب ارتباط اجتماعی با دیگران مطرح کرده است، عبارتند از:

  1. ایمان: از نظر آموزه های وحیانی در ارتباط اجتماعی باید به مساله ایمان دیگری توجه داشت.(آل عمران، آیه ۲۸؛ نساء، آیه ۱۴۴؛ انفال، آیه ۷۲) مومنان باید با یک دیگر ارتباط اجتماعی داشته و بر اساس تعاون بر تقوا و برّ به یک دیگر خدمت های مادی و معنوی را ارایه دهند.(مائده، آیه ۲) بنابراین، ارتباط اجتماعی با افراد کافر جایز و روا نیست؛ زیرا چنین ارتباطی نه تنها سودی حتی اقتصادی ندارد، بلکه می تواند عاملی برای سلطه آنان فراهم آورد و بستری برای از دست رفتن استقلال اقتصادی و سیاسی و فرهنگی شود. البته برخی بر این باورند که ارتباط اجتماعی با کافران مفید و سازنده در بخش اقتصادی است که خدا آن را نادرست می داند؛ زیرا همه امور هستی از جمله اقتصادی به دست خدایی است که مالک هستی است؛ و عدم ارتباط اجتماعی با کافران نمی تواند ضرر اقتصادی را متوجه مومنان و امت اسلام کند.(توبه، آیه ۲۸) خدا در همین آیات پیش گفته از ارتباط اجتماعی با کافران نهی کرده و آن را به مصلحت مومنان ندانسته است. البته اگر پیمان نامه ای میان دولت اسلامی با کافران بر اساس مصالح بسته شده است، می توان در همان محدوده پیمان نامه با آنان ارتباط داشت، ولی این ارتباط نباید به ارتباط اجتماعی قرار گیرد که در حکم ولایت یا نصرت باشد.(ممحتنه، آیات۱ تا ۹) کسانی که ارتباط اجتماعی با کافران را تا حد ولایت و سلطه آنان بالا می برند و ارتباط محبت آمیز و دوستانه ولایی را ایجاد می کنند، خارج از اسلام و عنایت الهی خواهند بود.(آل عمران، آیه ۲۸)
  2. تقوا: هر گونه ارتباط اجتماعی باید با افراد و اشخاص یا گروه هایی باشد که اهل تقوا باشند و از آن بهره مند هستند.(زخرف، آیه ۶۷؛ مائده، آیه ۲) ارتباط اجتماعی با فاسق و بی تقوا نه تنها سودی ندارد بلکه در بزنگاه ها دشمنی خویش را آشکار می کنند و به جای خدمت و یاری، خیانت می ورزند و علیه متقین کار می کنند.(همان)
  3. صداقت و راستی: از دیگر ملاک ها و معیارهای قرآنی برای ارتباط اجتماعی، توجه به صداقت است. این صداقت می بایست در گفتار و کردار آشکار باشد و شخص یا گروه افرادی راستگو و راستکردار باشند.(نساء، آیه ۶۹) اصولا برخی از امور مانند صداقت، امانت، عدالت و وفاداری از معیارهای اساسی برای ارتباط اجتماعی است؛ کسانی که فاقد این عناصر اساسی اخلاق فطری باشند، لیاقت ارتباط اجتماعی را ندارند؛ زیرا نمی توان به آنان اعتماد کرد و به گفته و عمل ایشان تکیه نمود.
  4. صلاح و درستکاری: از دیگر ملاک ها و معیارهایی که قرآن برای ارتباط اجتماعی بیان کرده، توجه به صلاح و درستکاری کسانی است که با آنان ارتباط اجتماعی برقرار می شود.(نساء، آیه ۶۹)
  5. عرف پسندیده: شخص باید با کسانی ارتباط اجتماعی برقرار کند که بر اساس عرف و معروف اجتماعی که برخاسته از عقل و نقل معتبر است، رفتار و عمل می کند. اصولا اجتماع انسانی بر آن است که برترین و بهترین ها را به وجود آورد. از این روست که در همه جوامع صداقت و عدالت و امانت به عنوان فضلیت مورد توجه و اهتمام بوده و مردمان آن را به عنوان عرف اجتماعی تلقی می کنند. باید با کسانی که ارتباط داشت که عرف پسندیده اجتماعی را قبول داشته وبر اساس آن رفتار می کنند؛ از نظر قرآن، کسانی که به عرف پسندیده مانند صداقت و عدالت و امانت توجهی ندارند، اصولا انسان های متقی به تقوای فطری نیستند و نمی توان با آنان ارتباط اجتماعی داشت.(بقره، آیه ۲۲۹؛ نساء، آیه ۱۹؛ لقمان، آیه ۱۵؛ طلاق، آیه ۲) به سخن دیگر، در ارتباط اجتماعی هم باید عرف پسندیده ملاک و معیاریی برای جواز ارتباط باشد و هم بر اساس عرف ارتباط را سامان داد و با دیگران ارتباط برقرارکرد. باید توجه داشت که . مقصود از «معروف» امر و کارى است که مردم آن را در جامعه خود مى‌شناسند و نسبت به آن انکار و جهلى ندارند. (المیزان، ج ۴، ص ۲۵۵)
  6. مصلحت: رعایت مصلحت بر اساس عرف مقبول و پسندیده از دیگر معیارهای مهم در ارتباط اجتماعی است. باید با کسانی ارتباط داشت که مصالح را مورد توجه قرار می دهند و اگر هم ارتباطی انجام می شود باید در همین چارچوب باشد. به سخن دیگر، توجه به مصلحت در ارتباط اجتماعی بسیار مهم و اساسی است.(انعام، آیه ۱۵۲؛ اسراء، آیه ۳۴)
  7. هجرت: ارتباط با کسانی که برای دین و ایمان خویش هجرت می کنند و مشکلات فکری، فرهنگی، روانی، اقتصادی و مانند آن را تحمل می کنند، لازم است ارتباط اجتماعی برقرار شود؛ زیرا اینان نیازمند توجه و اهتمام بیش تری هستند.(نساء، آیه ۸۹؛ انفال، آیات ۷۲ تا ۷۵؛ حشر، آیه ۹)
  8. عفت و حیامحوری: انسان باید در ارتباط اجتماعی ملاک و معیار عفت و حیا را ملاحظه کرده و بر اساس آن رفتار و عمل کند. این مساله به ویژه در ارتباط اجتماعی میان زن و مرد نامحرم واجب و لازم است.(بقره، آیات ۲۲۹ و ۲۳۱؛ نساء، آیه ۱۹؛ احزاب، آیه ۵۳) از نظر قرآن بهتر آن است که اختلاط و ارتباط اجتماعی کم تر در حد ضرورت میان دو جنس مخالف برقرار شود و اگر ارتباطی لازم است با مراعات شرایط و عرف اجتماعی مقبول و مراعات حدود و خطوط قرمز باشد. بنابراین، از هر گونه مزاح و شوخی و گفتار و سخن تحریک آمیز اجتناب شود و حجاب ظاهری و حیا و عفت باطنی نیز مراعات شود.(احزاب، آیات ۳۲ و ۳۵؛ مریم، آیات ۲۷ و ۲۸؛ و آیات بسیار دیگر) از نظر قرآن ارتباط اجتماعی با فاسقان نیز جایز نیست؛ زیرا اینان عفت و حیا را کنار گذاشته اند.(مائده، آیات ۲۵ و ۵۷ و ۵۹)
  9. عدالت محوری: ارتباط اجتماعی باید با کسانی باشد که اهل عدالت به ویژه عدالت قسطی باشند و آن را مراعات کنند. بنابراین، هر گونه ارتباط اجتماعی با ظالمان و ستمگران ممنوع است(انعام، آیه ۶۸)؛ شکی نیست که شرک و کفر از مصادیق ظلم است.(لقمان، آیه ۱۳) از نظر قرآن ارتباط اجتماعی با مترفان(کهف، آیه ۲۸) محاربان(مائده، آیه ۳۳)، منافقان و استهزاکنندگان آیات قرآنی(نساء، آیه ۱۴۰) و دیگر قاسطین جایز و روا نیست.
  10. قانون مداران: ارتباط اجتماعی باید با کسانی باشد که اهل قانون و قانون مدار هستند؛ زیرا کسانی که قانون شکن هستند و هنجارهای اجتماعی و قانونی را کنار می گذارد، افراد نااهلی هستند که نمی توان با آنان ارتباط داشت. از نظر قرآن هر گونه ارتباط اجتماعی با قانون شکنان و گناهکاران و بزهکاران جایز نیست؛ چنان که ارتباط با اهل بدعت و تغییر قانون اسلام به قوانین غیر اسلامی، حرام و گناه است(نساء، آیه ۱۴۰)؛ زیرا آیه در صدد حرمت مجالست با فاسقان و اهل بدعت است. (التبیان، ج ۳، ص ۳۶۲)

پیامدهای منفی ارتباط با نا اهلان

از نظر قرآن مصلحت آن است که انسان در ارتباط اجتماعی ملاک ها و معیارهایی را در نظر گیرد که دنیا و آخرت او را تامین می کند و او را در مسیر کمالی و رشد قرار می دهد. بنابراین، کسانی که ملاک هایی پیش گفته را ندارند، به طور طبیعی شایسته آن نیست که انسان با آنان ارتباط اجتماعی برقرار کند؛ بلکه باید از هر گونه ارتباط گاه به سبب مفاسد بسیار اجتناب و پرهیز کند؛ چرا که این ارتباط اجتماعی می تواند آثار بسیار منفی در زندگی فردی و اجتماعی به جا گذارد. از جمله آثار منفی ارتباط اجتماعی با افراد نا اهل و غیر صالح می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اعراض از قرآن: از آثار بد ارتباط اجتماعی با افراد نا اهل می توان به اعراض از قرآن اشاره کرد. کسانی که با افراد نا اهل ارتباط برقرار می کنند به مرور زمان در مسیر باطل قرار گرفته و از قرآن و آموزه های آن دور می شوند و این گونه خسران و زیان دنیا و آخرت را به جان می خرند. از همین روست که قرآن از هر گونه ارتباط اجتماعی با نااهلان پرهیز می دهد؛ زیرا دارای چنین مفسدت بسیار مهم و خطرناکی است(فرقان، آیات ۲۸ و ۲۹)؛ زیرا مقصود از «اضلنى عن الذکر» انصراف اعراض از قرآن و ایمان به آن است. (مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸، ص ۲۶۳)
  2. اعراض از ولایت الهی: اعراض و دورى از ولایت، پیامد معاشرت و روابط اجتماعی با نا اهلان و دوستان ناباب است(همان)؛ زیرا بنابر روایتى از امام محمدباقر (علیه السلام) مقصود از «الذکر» ولایت است. (تفسیر القمى، ج ۲، ص ۸۹؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۱۱، ح ۴۰) بنابراین، ارتباط اجتماعی با نا اهلان موجب می شود انسان از ولایت الهی خارج و به سمت ولایت طاغوت گرایش یابد و به جای اطاعت از اولی الامر به اطاعت از شیطان انس و جن بپردازد و مستکبران و ظالمان را اولیای خویش قرار دهد.
  3. اغوا و فریب خوردن: اغوا شدن و گول خوردن انسان با زیبا جلوه داده شدن اعمال زشت و باورهاى نادرست از سوی افراد نااهل، از جمله پیامد معاشرت و روابط اجتماعی با آنان و دوستان ناباب است.(فصلت، آیه ۲۵)
  4. تاثیر منفی گفتاری و رفتاری: ارتباط اجتماعی با نااهلان موجب می شود تا انسان تحت تاثیر آنان قرار گرفته و رفتارها و گفتارهای منفی و نادرست را از آنان بیاموزد و انجام دهد و این گونه است که از مسیر هدایت به ضلالت و از راستی به کژی می افتد و گرفتار می شود.(فرقان، آیات ۲۸ و ۲۹؛ صافات، آیات ۵۱ تا ۵۷؛ زخرف، آیات ۳۶ تا ۳۸)
  5. سرنوشت بد: همان طوری که ارتباط اجتماعی با اهل، مصلحت است و انسان را به کمال می رساند و سرنوشت خوبی را برایش رقم می زند، ارتباط با نا اهلان موجب می شود تا شخص گرفتار سرنوشت شوم و بدی شود که بسیار بدفرجام خواهد بود.(فرقان، آیات ۲۷ تا ۲۹؛ صافات، آیه ۵۱)
  6. خسران و زیان ابدی: از نظر قرآن، ارتباط اجتماعی، معاشرت و مجالست با دوستان نااهل و ناباب در پى دارنده خسارت و زیان کارى در آخرت است و انسان باید از چنین ارتباط اجتماعی پرهیز و اجتناب کند.(فصلت، آیه ۲۵) به سخن دیگر، انسان نمی تواند به داعی این که من از عقلانیت و سلامت برخوردار هستم با افراد نااهل نشست و برخاست داشته باشد؛ زیرا ارتباط اجتماعی تاثیرات مثبت و منفی دو سویه به جا می گذارد و ممکن است انسان در فرآیند ارتباطی گرفتار خصلت ها و رفتارها و کردارها و افکار و اندیشه های نادرست و غلط شود و به کژی و گمراهی کشیده و در نهایت گرفتار خسران ابدی شود.
  7. ذلت: خواری و ذلّت انسان پیامد ارتباط اجتماعی نادرست و معاشرت و روابط با دوستان نا اهل و ناباب است که باید از آن اجتناب کرد.(فرقان، آیات ۲۸ و ۲۹)
  8. ضلالت و گمراهی: ارتباط اجتماعی و معاشرت با افراد و دوستان نا اهل و بد در پى دارنده ضلالت و گمراهى انسان است و این گونه خسران و زیان ابدی را برای خود رقم می زند.(فرقان، آیات ۲۷ تا ۲۹؛ صافات، آیات ۵۱ تا ۵۷؛ زخرف، آیات ۳۶ تا ۳۸؛ فصلت، آیه ۲۵)
  9. ندامت: ندامت و پشیمانى انسان‌ها در قیامت از پیامدهای ناگوار ارتباط اجتماعی و معاشرت و همدمى با دوستان نا اهل و ناباب است که در آیات قرآنی بیان شده است.( فرقان، آیات ۲۷ تا ۲۹؛ زخرف، آیات ۳۶ تا ۳۸)
  10. آتش دوزخ: ارتباط اجتماعی و معاشرت با افراد نااهل و ناباب زمینه ساز قرار گرفتن در آتش دوزخ است.(صافات، آیه ۵۱)
  11. فقدان شفاعت: کسانی که با اهل گناه و نا اهلان ارتباط اجتماعی برقرار می کنند، در قیامت از شفاعت محروم خواهند شد.(مدثر، آیات ۴۵ و ۴۸)

آن چه در این جا بیان شد تنها ملاک ها و معیارهای اصلی برای ارتباط اجتماعی و نیز مهم ترین آثار ارتباط با نااهلان است که معیارهای ارتباط اجتماعی در آنان وجود ندارد.

به هر حال، ارتباط اجتماعی با افراد یا گروه ها یا ملت ها زمانی خوب و مفید است که ملاک ها و معیارها دیده و بر اساس آن عمل و رفتار شود؛ در غیر این صورت همین امر کمالی و مفید به یک امر ضد کمالی و زیانبار تبدیل می شود و به جای آن که انسان را به کمال برساند و از فواید ارتباط اجتماعی بهره مند سازد، موجبات بدبختی و خسران و زیان ابدی او را فراهم می آورد.