اخلاق و بد اخلاقی در شبکه های اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

اخلاق، هدف اصلی بعثت پیامبران از جمله پیامبر مکرم و معظم اسلام (ص) است. بنابراین، هر فعلی از افعال انسان می بایست در چارچوب اصول و قواعد اخلاقی انجام شود؛ زیرا انسان در برابر خود، خدا و خلق، تکالیفی دارد که می بایست انجام دهد. این تکالیف در چارچوب اصول و قواعد اخلاقی انجام می شود؛ زیرا حتی احکام شرعی و دستوری اسلام نیز مبتنی براصول و قواعد اخلاقی است؛ از این روست که در استنباط و بیان احکام شرعی و قوانین آن، هماره به اصول اخلاقی به عنوان «اصل حاکم» به اصطلاح اصولی ارجاع داده می شود.

از آن جایی که هر گونه فعالیت «تولیدی، ترویجی و مصرفی» در شبکه های اجتماعی، فعلی از افعال انسانی است، می بایست تحت اصول و قواعد اخلاقی و احکام شرعی قرار گیرد. به این معنا که تولید کنندگان محتوا، ترویج کنندگان و بازنشر دهندگان آن، و هم چنین مصرف کنندگان و استفاده کنندگان آن، می بایست در هر سه ساحت از ساحات، بر اساس اصول اخلاقی و شرعی عمل کنند، به طوری که حق ندارند محتوای ضد اخلاقی و ضد قانونی تولید یا آن را ترویج و باز نشر دهند یا به استفاده از آن محتوا بپردازند و از آن بهره گیرند و افکار و اندیشه ها و نیز رفتارها و کردارهای خویش را بر اساس آن محتوا سامان دهند.

اخلاق ثابت و متغیر

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان موجودی دارای اراده است. وجود اراده در انسان موجب می شود تا در محدوده مقدرات و سنت های الهی حاکم بر جان و جهان و جامعه، از حق آزاد انتخاب میان دو یا چند چیز بهره مند باشد؛ یعنی هر چند که انسان دارای محدودیت های طبیعی به سبب «قدر و مقدرات» برای هر چیزی است؛ ولی از نوعی «آزادی انتخاب» در همان محدوده مقدرات برخوردار است. این همان چیزی است که در اصطلاح روایی از آن به «لاجبر و لاتفویض، بل منزله بین المنزلتین یا بل امر بین الامرین؛ یعنی نه جبر و نه اختیار، بلکه امری میان آن دو است»، یاد شده است.

از نظر قرآن، در میان همه موجودات، حکمت و مشیت الهی بر این «جعل» و قرار گرفته است که انسان و جن دارای چنین اراده و حق انتخابی باشد.

به سخن دیگر، «خَلق» و خلقت انسان به این گونه است و خدا برای انسان چنین مقدر کرده است. این بدان معناست که هیچ گونه «تبدیل و تحویلی» در آن رخ نمی دهد؛ زیرا سنت های ثابت الهی حاکم بر هستی از جمله انسان است.(روم، آیه ۳۰؛ اسراء، آیه ۷۷)

به نظر می رسد که اخلاقیات انسان نیز این گونه است؛ به این معنا که «تبدیل و تحویلی» در آن راه نمی یابد؛ زیرا «اخلاقیات» انسانی همان چیزهایی است که مقتضای «روح و جسم» انسان است؛ زیرا وقتی انسان از «روح» و «جسم خاکی» برخوردار است، هر یک از آن ها اقتضائاتی دارد که می بایست به آن توجه کرد. به عنوان نمونه روح مقتضی تجرد و تعقل و مقتضای تن خاکی اموری است که از آن به شهوت و غضب یاد می شود.

از نظر آموزه های قرآنی، روح وقتی در جسم خاکی در آید از آن به عنوان «نفس» یاد می شود؛ زیرا نفس همان روح تنزل یافته و «نفخ» شده در «بدن» است.(ص، آیه ۷۲؛ سجده، آیه ۹ ؛ حجر، آیه ۱۲؛ شمس، آیه ۷)

نفخ روح در بدن خاکی موجب می شود که انسان حائز دو مرتبه عالی از تضاد شگفت انگیز باشد؛ چرا که مرتبه «روح» بسیار بلند و در عالی ترین مراتب هستی در شرافت و کرامت است؛ در حالی که مرتبه «تن» در پست ترین مرتبه از مراتب نظام هستی قرار دارد.(تین، آیات ۴ و ۵)

آن چه برای «نفس انسانی» در این دو مرتبه متضاد است، در خلقت نفس خودنمایی می کند. این گونه است که نفس انسانی حائز «قوای عاقله وجاذبه و دافعه» است که از دو قوه اخیر به عنوان «قوه شهوت و قوه غضب» یاد می شود.

از نظر قرآن، «نفس انسانی» در چنین حالتی از تضاد شگفت انگیز، «خلقت» هایی دارد که می بایست به آن توجه داشت. با نگاهی به آموزه های وحیانی می توان برای انسان حدود پنجاه «حالت خلقی» شناسایی کرد که از جمله آن ها می توان به «ذو الجلال و الاکرام»، ظلوم، جهول، هلوع و مانند آن ها اشاره کرد.(احزاب، آیه ۷۲؛ معارج، آیه ۱۹)

این «اخلاق خلقتی» انسان به گونه ثابت است که هیچ گونه «تبدیل و تحویلی» در آن راه نمی یابد؛ زیرا از «سنت ها و مقدرات» الهی برای «نفس انسانی» است.(روم، آیه ۳۰؛ اسراء، آیه ۷۷؛ فرقان، آیه ۲) از همین روست که هر کسی هر کاری بکند نمی تواند در «اخلاق خلقتی» خویش تبدیل و تحویلی ایجاد کند؛ زیرا سنت ها و مقدرات تقدیری الهی تبدیل و تحویل ناپذیر هستند. بنابراین کسی نمی تواند «خلقت ظلوم و جهول و هلوع» را در خود یا دیگری از میان بردارد و «خُلق خَلقتی» را به چیزی دیگر بدل کند یا حالتی دیگر یعنی مثلا «علم» در آن «جعل» کند.

البته باید توجه داشت که انسان ها یا دیگران از جنیان هر چند که نمی تواند در «اخلاق خلقتی» تبدیل و تحویلی را ایجاد کند؛ اما می توانند «تغییر» را ایجاد کنند. از همین روست که شیطان سوگند می خورد تا «تغییرات خلقی» را به گونه ای در انسان ایجاد کند که او را از «مقام خلافت» باز دارد و اجازه ندهد تا در مسیر کمال و ظهور اسماء و صفات الهی گام بردارد.(نساء، آیه ۱۱۹)

هم چنین هر انسانی در خود یا دیگران می تواند چنین «تغییرات» را ایجاد کند که از آن به «تغییر نفس» یاد شده است.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

تطهیر و تزکیه نفسی که پیامبر(ص) با تصرفات خویش به عنوان «مظهر ربوبیت» الهی و «متاله» در دیگران انجام می دهد، در چارچوب همین «تغییر» در نفوس انسانی است.(توبه، آیه ۱۰۳؛ جمعه، آیه ۲)

از نظر قرآن، هر انسانی با افعال صالح و طالح خویش از تقوا و فجور موجب می شود تا «تغییر» در نفس ایجاد شود و «خلق خلقتی» تغییر یابد، به گونه ای که برخی انسان «متاله» (بقره، آیه ۱۳۸) و برخی دیگر ، انسان چارپا یا انسان چوب یا انسان سنگ می شوند.(اعراف، آیه ۱۷۹؛ جن، آیه ۱۵؛ انبیاء، آیه ۹۸) می شوند.

با آن که تغییرات در «خلق خلقتی» انسان امکان پذیر است و اخلاق انسان ها تغییر می یابد، ولی باید توجه داشت که هرگز «تبدیل و تحویلی» در آن نیست، بلکه نفس «معتدل» و مبتنی بر «قدر» عدل گرفتار «دسیسه» و دفن یا ختم و مهر می شود.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیه ۷)

بنابراین می توان گفت که «خُلق» انسان به سبب آن که جزو خلقت مقدر و مشیتی اوست، هیچ تبدیل و تحویلی در آن را نمی یابد و ثابت خواهد ماند، و تنها چیزی که رخ می دهد، «تغییر» در «خلق و اخلاق» خلقتی است. بنابراین، انسان ها با ایجاد بسترهایی با اعمال صالح ، تزکیه نفسی که از سوی خدا و پیامبر(ص) انجام می دهند، «تغییر» را موجب می شوند نه تبدیل و تحویل را؛ زیرا آن ها ثابت است.

این بدان معناست که اگر صفات و اخلاق خلقتی انسان چون «هلوع» با اعمال صالح تغییر کرد، اصل «هلوع» در ذات انسان باقی است به طوری که هرگاه رفتارش را «تغییر» دهد، این «هلوع» دوباره خودنمایی می کند.

تاثیر متقابل فکر و عمل در شخصیت

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تفکرات و افکار انسانی نقش بسیار مهمی و اساسی در زندگی انسان دارد؛ زیرا این فکر و افکار است که «فلسفه» هستی شناسی و فلسفه زندگی انسان را می سازد و شخصیت او را شکل می دهد، سپس همین شخصیت و شاکله موجب می شود تا اعمال صالح یا طالح داشته باشد.

خدا در قرآن به صراحت می فرماید کسی که فکر نادرستی داشته باشد، بر اساس آن «مقدرات و تقدیراتی» خواهد داشت که بر اساس آن زندگی خود را سامان می دهد. در حقیقت فکر «تقدیر» او را مشخص می کند و همین «تقدیر» برنامه و اعمال او را سامان می دهد و در نتیجه آثار بد و خوب آن ظاهر می شود.(مدثر، آیات ۱۸ تا ۲۰)

به سخن دیگر، تفکرات هستی شناسی و انسان شناسی هر انسانی، فلسفه زندگی او می سازد. فلسفه زندگی جهت گیری ها را مشخص می کند و انسان برای هر کاری «تقدیر» می کند تا بر اساس آن «مقدرات و اندازه های مشخص» عمل کند؛ یعنی کسی که دنیا را همه هستی می داند، سعادت را در آن می یابد. پس اگر برای او اصالت لذت در امور مادی، شهوات جنسی باشد، «تقدیر» را این گونه سامان می دهد که همه چیز را فدای آن کند و اگر شهوت شهرت باشد «تقدیر» او این گونه است و ارزش و ارجی که برای شهرت قرار می دهد در اولویت خواهد بود.

اما کسی که آخرت را بخشی از هستی بلکه بخش ارزشی و مهم هستی می داند، به طور طبیعی، «ایثار» در دنیا را برای آخرت خواهد داشت و «مقدّرات» او این است که دنیا را فدای آخرت کند و از هر چیزی برای رضای خدا بگذرد.(انسان، آیات ۸ و ۹؛ حشر، آیات ۸ و ۹)

همین افکار فلسفی و مقدرات مبتنی بر آن، شخصیت و شاکله وجودی هر انسانی را می سازد و در نهایت بر اساس آن شاکله عمل می کند.(اسراء، آیه ۸۴)

البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همان طوری که افکار ، مقدرات و نیز شخصیت و شاکله وجودی انسان را می سازد و در اعمال تاثیر مستقیم می گذارد، هم چنین اعمال خوب و بد در ساخت شخصیت و تغییر در آن تاثیر دارد و بلکه حتی مقدرات و افکار را تحت تاثیر قرار می دهد؛ زیرا عمل بد مانند فسق و فجور و گناه، موجب دفن و دسیسه یا ختم و طبع قلب می شود. این گونه است که قوه ادراکی و گرایشی بشر یعنی قلب متاثر از اعمال تغییر می کند و حقایق را وارونه دریافت کرده و واکنش نشان می دهد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۰ ؛ مطففین، آیه ۱۴ و آیات دیگر)

بنابراین، می بایست از تاثیر و تاثر متقابل فکر و عمل و مانند آن ها سخن گفت و تنها از سببیت فکر در مقدرات و عمل و شخصیت سخن به میان نیاورد.

تاثیر شبکه های اجتماعی در اخلاق مردم

با نگاهی به شبکه های اجتماعی می بایست گفت که این شبکه ها تاثیر مستقیمی بر فکر، تقدیر، شخصیت و عمل انسان ها دارد؛ زیرا تنها ابزارهای ارتباطی نیست، بلکه شبکه ها در مقام ابزارهای تاثیرگذار در همه حوزه های فکری و رفتاری و شخصیتی حضور و ظهور جدی دارد.

قدرت بی مانند تواتر سازی ، افکارسازی و گفتمان سازی شبکه های اجتماعی تا جایی است که مردم گمان می کنند آن چه از طریق شبکه های اجتماعی دریافت می کنند، حقایق قطعی یقین آوری است که هیچ شک و ریبی در آن ها نیست. این گونه است که از آن ها به عنوان «وحی منزل» یاد می کنند و همه افکار، مقدرات و اعمال فردی و جمعی و نیز شخصی و اجتماعی خود را بر اساس آن سامان می دهند.

در ظاهر شبکه های اجتماعی این امکان را فراهم آورده تا «تبادل آزاد اطلاعات» انجام شود، در حالی که با نگاه دقیق به منابع تحلیل گر شبکه های اجتماعی می توان به سادگی دریافت که «اطلاعات» در شبکه های اجتماعی همانند رسانه ها و اینترنت دوره های نخست، هماره «مدیریت» می شود و تنها مردم به چیزهایی دسترسی پیدا می کنند که «مدیران» در شبکه جهانی خواهان دسترسی عموم مردم به آن هستند. مدیریت اطلاعات و دانش در شبکه های اجتماعی همانند رسانه های ماهواره ای از فاکس نیوز گرفته تا تا بی بی سی تا شبکه های دیگر از سوی «اصحاب» انجام می شود که صاحبان «زر و زور و تزویر» هستند؛ زیرا این شکبه های اجتماعی می تواند «سلطه استکباری» آنان را تامین یا تضمین یا گسترش دهد و در جنگ نرم روانی کفه را به سوی آنان سنگینی بخشد.

بی گمان شبکه های اجتماعی در حال، مدیریت اطلاعات و دانش، بلکه «مدیریت انسان» هستند تا بتوانند با جهان سازی نوعی از اخلاق و فرهنگ را به مردم القا کنند که بیش تر در راستای «اصالت لذت» و سرگرم کردن مردم به آن است تا این گونه بتوانند اهداف استثماری و استعماری خویش را در شکل جدید و نرم آن پیش برند بی آن که هزینه ای آن چنانی بر آنان تحمیل شود؛ زیرا بردگان جنگ نرم در شبکه های اجتماعی خود ابزاری برای گسترش و سلطه بی چون و چرای گفتمان اصالت لذت است که هیچ اصول اخلاقی را جز «لذت» و ارضای آن مبنای فکر و تقدیر و عمل خویش قرار نمی دهد.

شخصیت ها در جهانی که شبکه های اجتماعی و رسانه های استکباری آن را می سازد، شخصیت های تهی از هر گونه اخلاق و اصول انسانی هستند؛ زیرا تهاجم انبوهی از افکار و رفتار مبتنی بر لذت جویی مردم را به سمت و سویی می کشاند که نمی توانند در برابرآن مقاومت نمایند.

البته آن چه بیان شده ناظر به مجموعه امروزی شبکه های اجتماعی و رسانه های به ظاهر همگانی است که فضای فکری و فرهنگی جوامع بشری را تهدید می کند؛ ولی این بدان معنا نیست که شبکه های اجتماعی یا رسانه ها به طور کلی از چنین هویت و ماهیتی برخوردار است، بلکه این ابزار همانند دیگر ابزارها می تواند مفید یا مخرب باشد؛ بنابراین، لازم است تا «مدیریت شبکه های اجتماعی» به دست کسانی قرار گیرد که «اصول اخلاقی» را دست کم اعتقاد داشتند و بر اساس «اصالت لذت» افکارسازی و گفتمان سازی نداشته باشند.

به سخن دیگر، لازم است تا با توجه به تاثیرات شبکه های اجتماعی و رسانه ها در «تغییر خلق خلقتی» انسان، از آن ها برای بهبود و اصلاح اخلاقیات و تقویت هنجارهای ارزشی بهره گرفته شود و کسانی سکان مدیریت شبکه ها را به دست گیرند که معتقد به اصول اخلاق انسانی به عنوان حد اقل ها باشند؛ هر چند که مطلوب آن است که این سطح عالی از مدیریت اخلاقی برای مدیریت شبکه های اجتماعی و رسانه ها ایجاد شود که فراتراز عدالت به احسان و ایثارگری باور داشته باشد و مکارم اخلاقی را در تمامیت آن به نمایش گذارد و شخصیت های مردم را در این سطح بسازند.

قدرت گفتمان سازی شبکه های اجتماعی در حد و اندازه ای است که می تواند مردم را ناخودآگاه و ناخواسته به سمت و سوی فکر و تقدیر و عملی سوق دهد که شخصیت آنان در نهایت «شیطانی» یا «متاله و الهی» باشد. باید از این قدرت بسیار قوی برای ایجاد انسان های در سطح مکارم اخلاقی بهره برد ، نه آن که آنان را به سطح حیوان ساقط کرد و تنها همانند چارپایان آنان را سرگرم شهوترانی کرد یا چنان با این ابزار به سمت غضب سوق داد که قتل و کشتن برای آنان یک «لذت» به تمام معنا باشد.

هنجارشکنی در تولید محتوای ضد اخلاقی و ضد قانونی

چنان که گفته شد از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر کسی باید تلاش کند که از «سطح عدالت و مقابله به مثل» که قوانین بر اساس آن ساخته می شود، بالاتر آید و در سطح عفو و احسان و اکرام و ایثار با دیگران تعامل داشته باشد؛ زیرا پیامبر(ص) هدف و فلسفه بعثت خویش و پیامبران دیگر را اتمام محاسن و مکارم اخلاقی دانسته است.

بنابراین، هر فردی به عنوان یک فعال در عرصه شبکه های اجتماعی می بایست بداند که در هر بخشی از تولید و ترویج یا مصرف محتوا در شبکه های اجتماعی وارد می شود، باید اتمام مکارم اخلاقی را مد نظر قرار دهد.

اما به نظر می رسد که در فضای کنونی شبکه های اجتماعی همانند دیگر رسانه ها، آن چه در حال اتفاق افتادن است، هنجارشکنی و گسترش ضد ارزش ها و حتی قانون شکنی است؛ چرا که مدیریت فعلی شبکه های اجتماعی و بلکه همه رسانه ها در سطح جهانی در اختیار استکبار جهانی و شیطانی است که بر «فکر و تقدیر» «اصالت لذت» تکیه و تاکید دارد و روز به روز برای گسترش و دامن زدن به آن به شکل هیجانی عمل می کند. این گونه است که انواع «تغییرات» خلقی در اجتماعات بشری و نفوس آدمی شکل می گیرد و مردمان به جای آن که قوای شهوانی و غضبانی خویش را مهار و مدیریت کنند، به افزایش آن می پردازند.

در شبکه های اجتماعی به برهنگی فرهنگی بر برهنگی از همه جنس تاکید می شود و با هنجارشکنی در همه ابعاد بر آزادی مطلق فجوری دمیده می شود به گونه ای که «گفتمان اصلی» در همه جوامع بشری ارضای شهوات و قوه غضب است. بازی ها و فیلم ها بر مدار و محور «لذت» جویی و اقسام شهوات سامان می یابد و اسراف و زیاده روی در شهوات جنسی و غذایی در کنار قتل و غارت و اذیت و آزار دیگران تشویق و ترغیب می شود.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر مسلمانی موظف است تا در چارچوب «عرف » معقول و مقبول عمل کند که انسان را به کمالات سوق دهد. بنابراین، عرف هرگز نمی تواند «ضد اخلاقی» و بر خلاف مبانی آن سامان یابد.

شکی نیست که مهم ترین واصلی ترین صفت اخلاقی که یک حقیقت و فضلیت انسانی است، عدالت است. عدالت به معنای قرار دادن هر چیزی در جای حقی است که خدا برای آن قرار داده است. این بدان معناست که انسان ها می بایست در «عرفی» که می سازند اصول اخلاقی از جمله عدالت را مراعات کنند. بنابراین، هر کسی در شبکه های اجتماعی اگر بخواهد به تولید محتوا یا مدیریت بپردازد می بایست نخست اصول اخلاقی را بشناسد و جایگاه حق هر چیزی را بداند و برای آن تلاش کند تا هر چیزی در جایگاه حق خویش که خدا قرار داده و مقدر نموده قرار گیرد.

به نظر می رسد کسانی که می بایست «مدیریت» شبکه های اجتماعی را به دست گیرند، از «خلق عظیم» برخوردار باشند؛ یعنی از سطح عالی و تمام اخلاقیات بهره مند باشند به طوری که همانند عظمت اورست در زمین یا خورشید در آسمان به چشم آیند. از همین روست که رهبری و امامت امور اجتماعی مهم از جمله «مدیریت شبکه های اجتماعی»می بایست در اختیار صاحبان خلق عظیم باشد.(قلم، ایه ۴؛ نساء، آیه ۵۹؛ مائده، آیه ۵۵)

هم چنین در سطح تولید محتوا نیز می بایست کسانی قرار گیرند که از «خلق عظیم» برخوردار باشند و بتوانند «فکر و تقدیر و عملی» را بسازند و ارایه دهند که مبتنی بر عدالت باشد.

بنابراین، هر کسی که در شبکه های اجتماعی وارد می شود به عنوان مکلف می بایست به این نکته توجه داشته باشد که در تولید محتوا نمی تواند بر خلاف اصول اخلاقی فعالیت کند؛ زیرا چنین فعالیتی از نظر اخلاقی ناشایسته و به تعبیر قرآن غیر محبوب نزد خدا و از نظر فقهی و قانونی بر خلاف حکم الله و حرام و جرم است.

اگر از نظر آموزه های وحیانی هدف خلقت ، بندگی خدا به عنوان یک حکم عادلانه است، هر کسی که بخواهد در هر کاری وارد شود می بایست این بندگی را در ساختار عدل دنبال کند و بر اساس آموزه های عادلانه خدا ، عمل و رفتار کند. این بدان معناست که هر گونه تولید محتوا چه در قالب کتب یا چند رسانه ای دیداری و شنیداری و مانند آن ها، نمی بایست بر اساس اصالت لذت و تامین قوای شهوانی و غضبانی باشد؛ زیرا عقل انسانی می بایست حاکم بر اعمال باشد و آن را برای رشد و بالندگی انسان و جوامع بشری مدیریت کند.

از نظر قرآن، هر کسی که در جایگاه مدیریت یا تولید محتوای شبکه های اجتماعی قرار می گیرد می بایست خود را در سطح رهبران و مربیان بشر بداند و به افکار سازی و تقدیر سازی و شخصیت سازی و عمل گرایی بر اساس اصول اخلاقی و قواعد آن بپردازد و این گونه تزکیه و تعلیم الهی داشته باشد؛ وگرنه کسی که به افکاری سازی بر اساس اصالت لذت می پردازد و شخصیت ها و مقدرات و اعمال را بر اساس آن سامان می دهد و هنجار شکنی می کند و به جای معروف ، منکر را تشویق و ترغیب و توسعه می بخشد، چنین شخصی به عنوان «ائمه الکفر» می بایست از نظر قانونی و حقوقی مجرم و از نظر اخروی گناهکار دانسته شود و مجازات های دنیوی و اخروی را به جان بخرد.(توبه، آیه ۱۲)

از نظر قرآن، همان طوری که جان و مال هر کسی محترم است و حتی خود شخص نمی تواند نسبت به آن بی احترامی و هتک حرمت کند، هم چنین نمی تواند نسبت به «عرض» خویش به گونه ای عمل کند که موجب بی احترامی شود. این عمل هم چنین نسبت به دیگران نیز حرام بلکه از نظر قانونی و شرعی «جرم» است و مجازاتی را در دنیا و آخرت به دنبال دارد. از همین روست که کسی که قذف می کند و به دیگری تهمت می زند که زنایی کرده می بایست هشتاد ضربه را متحمل شود.(نور، آیات ۱ تا ۸)

بنابراین، تولید محتوایی که موجب می شود تا «عرض» خود یا دیگران هتک شود، به عنوان «منکرات» و ناشایسته ها نه تنها حرام است، بلکه نسبت به دیگران جرم و موجب مجازات می شود.(حجرات، آیه ۱۲)

در تولید محتوا نمی توان از اصول اخلاقی و قانونی تعدی کرد و بر اساس بدگمانی های نسبت به دیگران از دولت یا مردم، مطالب ومحتوایی را تولید کرد که «قطع» و یقین علمی نسبت به آن ندارد، هم چنین نمی توان برای تولید محتوا از هر ابزاری حتی حرام مانند «تجسس» و فضولی در زندگی دیگران بهره گرفت؛ یا حتی اگر اطلاعات موثقی از شخص داشته باشد که قطعی و یقینی است نمی توان در شبکه های اجتماعی منتشر کرد، زمانی که آن اطلاعات «محرمانه» یا «خاص» یک دستگاه چون قوه قضایی باشد.(حجرات، آیات ۱۰ تا ۱۲)

خدا در قرآن به مومنان هشدار می دهد که اولیای شیطان گرفتار انواع «خوف» هستند؛ زیرا اصولا مستکبران شیطانی برای حفظ و یا گسترش سلطه ولایی شیطانی خودشان از تخویف و ترساندن اولیای و دوستان خویش استفاده می کنند و کسانی که تحت ولایت آنان هستند هماره در ترس و خوف به سر می برند.(آل عمران، آیه ۱۷۵)

با نگاهی به شبکه های اجتماعی می توان دریافت که «مدیریت » تولید محتوای در این شبکه ها دنبال ایجاد «خوف و هراس» در کسانی هستند که به این شبکه ها اعتماد می کنند تا این گونه سلطه خویش را نسبت به آنان حفظ کنند. این خوف را گاه با «هراس افکنی» نسبت به امور یا کسان یا چیزهایی ایجاد و گسترش می دهند که اولیای شیطان را به سمت شیطان سوق می دهد تا برای حفظ امنیت خویش در سلطه شیطانی باقی بمانند. به عنوان نمونه ایران هراسی، اسلام هراسی، ویروس هراسی و مانند آن ها اموری است که «مدیریت شیطانی مستکبران شبکه های اجتماعی» و رسانه های آنان دنبال می کنند.

ملاحظات اخلاقی در ترویج و مصرف محتوا

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن، همان طوری که لازم است تا ملاحظات اخلاقی در «مدیریت شبکه های اجتماعی» یا «مدیریت تولید محتوا» در نظر گرفته شود و بر اساس معیارهای اخلاقی مدیریت و تولید انجام شود، هم چنین لازم است تا اخلاق در هنگام ترویج و نشر یا بازنشر و بلکه حتی در مصرف واستفاده از محتواهای شبکه های اجتماعی مراعات شود؛ زیرا ترویج و نشر و بازنشر یا استفاده از یک محتوا به عنوان یک فعل مکلف تحت احکام اخلاقی و حقوقی و قانونی قرار می گیرد.

باید توجه داشت که انسان در استفاده از هر چیزی آزاد و رها نیست، بلکه می بایست بر اساس اصول و قواعد اخلاقی و فقهی عمل کند. از همین روست که در قرآن لازم دانسته شده تا در مثلا مصرف مواد غذایی دنبال «طیبات به جای خبیثات» رفت و به حتی در طیبات نیز می بایست مراعات «حلال» را کرد و مثلا مال دیگری را بدون اجازه آن تصرف نکرد که چنین عملی حرام است.(بقره، آیات ۱۷۲ و ۲۶۷؛ نساء، آیات ۲۹ و ۱۶۰؛ اعراف، آیه ۳۲؛ وآیات دیگر)

از نظر قرآن هر گونه استفاده از هر منبع غیر موثق جایز نیست و هر انسانی می بایست از منابع موثق بهره گیرد؛ زیرا استفاده از منابع فاسق و غیر موثق موجب می شود تا انسان فکر و تقدیر و عملی را داشته باشد که بر خلاف منافع فردی و جمعی باشد و به خود و دیگران آسیب برساند.(حجرات، آیه ۶)

بنابراین، اگر کسی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در حال نشر و ترویج یا استفاده از محتوایی است که درباره آن و منابع آن شک دارد می بایست دست نگه دارد و اولیای امور آن مراجعه نماید.(نساء، آیه ۵۹) زیرا نشر یا استفاده از این محتوا می تواند به ایجاد نزاع و درگیری یا ترس یا شایعه پراکنی و دیگر رفتارهای نابهنجار بیانجامد که خطرات آن برای فرد وجامعه بسیار است؛ زیرا برخی از این محتواها می توان لرزه به اجتماع بیاندازد و موجب جنگ و خون ریزی و قحطی و ناامنی و مانند آن ها شود.(احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱)

به هر حال، اخلاق در هر جایی به ویژه در شبکه های اجتماعی می بایست به عنوان یک «اصل حاکم» بر همه افعال و اعمال و رفتارهای ما در تولید و ترویج و مصرف حاکم باشد و اجازه ندهیم تا در اموری وارد شویم که به اصول اخلاقی زیان می رساند و در نهایت به شخصیت، تقدیر و اعمال خود و دیگران زیان رسانده و همگی را به سقوط می کشاند.