اخلاق انتخاباتی؛ احترام به دیگران

بسم الله الرحمن الرحیم

برخی از شرایط، انسان را به سوی هیجان و واکنش شدید و تند می کشاند و از تعادل گفتاری و رفتاری خارج می سازد. در این شرایط است که هر کسی شخصیت حقیقی و نیز ابعاد نهانی از فلسفه و سبک زندگی خود را نشان می دهد. اگر شخصیت دارای ایمان و فضایل اخلاقی باشد، هرگز دنیا را بر آخرت ترجیح نمی دهد و برای کسب متاع اندک و قلیل دنیا از مال و مقام و منصب، رویه و منشی را در پیش نمی گیرد که آخرتش تباه شود؛ بلکه با حلم و بردباری در برابر کنش های زشت بی خردان و جاهلان ، با سلام و کرامت واکنش نشان داده و صبر و شکیبایی در طاعت و مصیبت و عند معصیت را به نمایش می گذارد؛ اما اگر چنین نباشد و شخص نتواند شرایط را مدیریت کند و خود را در برابر حتی کنش های تند دیگران مهار و مدیریت کند؛ اصولا نباید چنین اشخاصی را برای مدیریت های خرد و کلان جامعه انتخاب و مسئولیتی را به ایشان واگذار کرد؛ زیرا چنین اشخاصی نمی توانند «مدیریت بحران» کرده و با عقلانیت، مسئولیت خطیر مدیریت را به انجام رسانند و به مردم خویش، آرامش و آسایشی را بدهند که جامعه و دولت بر اساس آن فلسفه شکل گرفته است.

از مهم ترین اخلاق اجتماعی، به ویژه در اخلاق انتخابی باید از احترام به دیگران سخن گفت. احترام به دیگران از نظر اخلاق اجتماعی اسلامی و قرآنی به عنوان یک حق الهی مطرح است؛ بنابراین هر انسانی باید آن را وظیفه و تکلیف خود دانسته و با پای بند به مفاد و محتوای آن، روشی را در پیش گیرد که بتواند پاسخگو باشد.

قاعده طلایی احترام به خود و دیگران

در آموزه های وحیانی اسلام، قاعده ای مطرح است تا انسان به سادگی بتواند بر اساس آن ملاک و معیار عمل کند. در حقیقت ترازویی در اختیار مردمان قرار می گیرد که به سادگی بتوانند رفتار خویش را سنجیده و داوری و ارزیابی کنند و بر اساس آن رفتاری را در پیش گیرند که سلامت دین و دنیا خود و دیگران را تامین کنند.

قاعده طلایی می گوید: هر چه را برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند. امام حسن عسکری (ع) می فرماید: کَفاکَ ادباً تَجنُّبُکَ ما تَکرهُ مِن غَیرکَ؛ در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی.(دره الباهره ص۴۵ – بحارالانوار، ج۶۶ ،ص۴۰۷ ، ح۱۱۵)

پس اگر رفتاری را دیگری را ناخوش می داری و دیگران را نسبت به آن سرزنش می کنی، خود نیز باید از آن رفتار نسبت به دیگران خودداری کنی. اگر دوست نداری کسی تو را بیسواد، نادان، بی خرد، حسود، جیب‌بر، افراطی، بیکار، متوهم، بزدل، عقب‌مانده و مانند آن ها بنامد و اهانت و بی احترامی کند، خودت نیز باید این گونه باشی؛ زیرا اگر کسانی هستند که به سبب شخصیت کریم خویش، از اصول مکارم اخلاقی تبعیت می کنند و به سخن قرآن با کرامت از لغوگویی شما گذر می کنند(فرقان، آیه ۷۲)، ممکن است برخی دیگر، از در عدالت با شامل وارد عمل شوند و به مقابله به مثل بپردازند.(بقره، آیه ۱۹۴)

البته گاه لازم است که بر اساس عدالت رفتار شود تا برخی دست از بی ادبی و بی احترامی نسبت به دیگران بردارند؛ چرا که اگر با متکبران برخوردی از روی تواضع و فروتنی انجام شود، گستاخ می شود و تکبر را حق خود دانسته و مردم را خوار و ذلیل گمان می کنند. از این روست که گاه امیرمومنان علی (ع) فرمان می دهد: رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ؛ سنگ را به جائى که آمده برگردانید ؛ یعنی بدى را به مانند خودش کیفر دهید تا جایی که از حدود تجاوز نکرده بر خلاف دستور دین نباشد؛ زیرا شرّ و بدى را جز شرّ از بین نبرد.(نهج البلاغه، حکمت ۳۰۶)

پس در جایى که گذشت و بردبارى سود ندهد، بلکه بر زیان می افزاید، باید بر اساس قانون عدالت عمل کرد، نه احسان و کرامت که دو مرتبه دیگر از واکنش های انسانی نسبت به رفتار دیگران است.

اصولا مراعات ادب در چارچوب قاعده طلایی برای هر کسی مفید است. قاعده طلایی به انسان این امکان را می دهد تا بر اساس فطرت الهی خویش به درستی ، خوب و بد را تشخیص دهد و بر اساس گرایش فطری نفس، به خوب گرایش و از بد گریزش داشته باشد. این گونه انسان به آسانی می تواند بداند اگر گفتاری یا رفتاری دارد، چه تاثیر مثبت یا منفی بر دیگران می گذارد؛ زیرا اگر ببیند از گفتار و رفتار دیگران به این شکل ناخشنود و ناراحت می شود، به طوری خود نیز از آن رفتار و گفتار دست بر می دارد و با آن ادبیات و ادب با دیگران برخورد نخواهد کرد.

پیامبر(ص) می فرماید: آنچه برای خود دوست داری برای برادرت نیز دوست بدار و دست بر سر هرکه می‎خواهی بگذار و برای او همان را بخواه که برای خود می‎خواهی.

بهترین مردم کسی است که به دیگران بدون کمترین چشمداشتی احترام گذارد؛ درست مانند پیامبران که به مردم بی آن که انتظار احترامی از آنان داشته باشند، احترام می‎گذارند و بی آنکه توقع پاداشی داشته باشند به آنان بذل و بخشش می‎کردند. شعار همه پیامبران این بوده است: بگو هیچ پاداشی از شما نمی‎خواهم.(سوره انعام ایه ۹۰) پس ایشان به دیگران احترام می گذاشتند بدون آن که انتظار احترامی داشته باشند.

ادب کریمانه بزرگان

ادب از همگان شایسته است، ولی بر بزرگان بایسته؛ زیرا بزرگی انسان در ادب ورزی اوست؛ هر چه انسان بزرگ تر از منظر منزلت اجتماعی و شرافت باشد، باید رفتارش شایسته تر و بهتر باشد. مردم از خردان سنی و منزلتی کم تر انتظار دارند، اما از بزرگان سنی و منزلتی انتظاری بیش تر است.

رفتار شایسته نسبت به دیگران موجب می شود تا انسان خود را بزرگ کند و بی احترامی به دیگران در حقیقت بی احترامی به خود است. نخستین کسی که از بی ادبی و بی احترامی نسبت به دیگران ضرر می کند، خود شخص است. از همین روست که خداوند از مومنان به عنوان خردمندان خواسته است تا در برابر بی خردان و رفتارهای جاهلانه آنان واکنش منفی نشان ندهند و دهن به دهن نشوند؛ زیرا واکنش بد در برابر بدگوی بی خرد، آدمی را خوار و ذلیل می کند و بی خرد سخنی درشت و بد بر زبان می راند که شکوه و عظمت آدمی را خرد می کند.

خداوند توقع و انتظاری که از بندگان صالح دارد، از مسلمانان یا مردم عادی ندارد؛ زیرا همان طوری که با شهادتین ایمان در دل راه نمی یابد و نور ایمان شخص را مهار و مدیریت نمی کند ، بلکه آن نور ایمان تنها با آزمون ها و ابتلائات به دست می آید، هم چنین توقع و انتظار از مومنان غیر از مسلمانان است.

خداوند درباره رویه و منش رفتاری بندگان صالح و مومنان صادق می فرماید: وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ؛ و بندگان خداى رحمان کسانى‏ اند که روى زمین به نرمى گام برمى دارند و چون بی خردان و نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‏ دهند و با سلام و صلوات از آن می گذرند. (فرقان، آیه ۶۳)

خداوند هم چنین درباره واکنش آنان نسبت به کنش های بیهوده و لغو دیگران از بی خردان می فرماید: وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا؛ مومنان و بندگان صالح خداوند چون بر لغو بگذرند با کرامت و بزرگوارى مى‏ گذرند.(فرقان، آیه ۷۲)

پس آن انتظاری که از بزرگان قوم می رود، خیلی بیش تر و سخت تر از انتظاری است که از توده های مردم می رود. البته ادب و احترام به دیگری برای هر کسی خوب است و موجبات بزرگی و بزرگواری وی را فراهم می آورد، ولی خواص جامعه باید به گونه ای عمل کنند که شایسته آنان است. پس اگر چیزی برای دیگران به عنوان مستحب و شایسته مطرح است ، برای مومنان و خواص جامعه به عنوان بایسته و واجب مطرح است.

پیامبر(ص) چنان به مردم احترام می گذاشت که برخی از منافقان از این احترام سوء استفاده می کردند و ایشان را «اذن» و حرف شنو ساده می انگاشتند(توبه، آیه ۶۱)؛ در حالی که ایشان تنها از باب کرامت و مکارم اخلاقی بود که این گونه عمل می کردند و با توجه به جایگاه و مقام و منزلت خویش ، با مردم برخورد داشتند. به سخن دیگر، نگاه به منزلت و مقام بلند خود داشت نه به مقام و منزلت مخاطب؛ پس هر کسی باید رفتارش را براساس جایگاه و مقام و منزلت خود سامان دهد و شخصیت خود را این گونه پاس دارد نه با توجه به کسانی که با آنان تعامل دارد. پس بهتر است که انسان بلند مرتبه خویش را حتی با بی احترامی به بدگویان و بی خردان ، کاهش ندهد و خویش را پایین نیاورد؛ بلکه با رفتار اخلاقی و کریمانه مرتبه و مزلت بلند و والای خویش را حفظ و صیانت کند.

البته آثار ادب ورزی و رفتار درست و صحیح نسبت به دیگران ، در افراد مختلف جامعه نیز متفاوت است؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: عَلَیْکُمْ بِالاَدَبِ ، فَاِنْ کُنْتُمْ مُلوکا بَرَزْتُمْ وَ اِنْ کُنْتُمْ وَسَطا فُقْتُمْ ، وَ اِنْ اَعْوَزَتْکُمُ الْمَعیشَهُ عِشْتُمْ بِاَدَبِکُم؛ ادب بیاموزید، زیرا که [در این صورت] اگر پادشاه باشید، برجسته مى‏شوید، اگر میانه باشید، سرآمد مى‏شوید و اگر تنگ‏دست باشید، با ادبتان گذران زندگى مى‏کنید.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج۲۰ ، ص۳۰۴ ،ح۴۸۳)

پاسخگویی و اجازه سخن گفتن به دیگری

از نظر اسلام، یکی از روش های احترام به دیگری، پاسخ گویی نسبت به کاری است که درباره دیگری انجام می شود. از نظر قرآن جز خداوند همه باید پاسخ گوی اعمال خود باشند. این پاسخ گویی هم نسبت به خدا است و هم نسبت به جامعه. از همین روست که در قرآن سخن از امر به معروف و نهی از منکر آمده که به معنای لزوم پاسخ گویی هر فرد نسبت به اعمال و رفتار خود نسبت به جامعه است. پس کسانی که مسئولیت امری را به عهده دارند، باید پاسخ گوی اعمالی باشند که در مسئولیت خویش انجام می دهد و نمی توانند خود را ملزم به پاسخگویی ندانند. این پاسخ گویی می تواند در برابر مسئولان و هم مردم باشد. اگر مسئولان از ایشان درخواست پاسخگویی نکرده و مماشات نمودند، این حق برای مردم ثابت است که درخواست پاسخگویی داشته باشند.

هم چنین نباید مسئولان در برابر مردم سخنی بگویند که موجب رنجش شخص یا اقشاری از مردم شود. در روایت اسلامی است که خواص و بزرگان جامعه باید کاری نکنند که موجب رنجش افراد جامعه شوند. انتظار از بزرگان جامعه آن است که پاسخگوی رفتار خود باشند نه آن که مردم را بی ارزش شمارند و پاسخگویی را برای خود مپسندند. اگر انتظار این است که دیگران پاسخ گوی اعمال خرد و بزرگ خویش باشند، انتظار از بزرگان بیش تر و سخت تر و شدیدتر است.

بزرگان جامعه نباید سخنی بگویند که موجب رنجش کسی شود. بدترین افراد کسی است که بخواهد مردمان و جامعه ای را با سخن خویش برنجاند و مردمان را به بیسوادی و نادانی و جهالت متهم کرده و برای رهایی از پاسخ گویی نسبت به رفتار و گفتار خویش، به مردمان اهانت کند و ایشان را لایق پاسخگویی نداند.

در سیره معصومان (ع) تکریم مردم مطرح بوده است و آنان هر گز سخن یا کاری نکردند که موجب رنجش دیگران باشد. روای می گوید: ما رَأَیْتُ أَبَاالْحَسَنِ الرِّضا علیه‏ السلام جَفا أَحَدا بِکَلِمَهٍ قَطُّ وَ لارَأَیْتُهُ قَطَعَ عَلى أَحَدٍ کَلامَهُ حَتّى یَفْرُغَ مِنْهُ وَ ما رَدَّ أَحَدا عَنْ حاجَهٍ یَقْدِرُ عَلَیْها؛ هرگز ندیدم که امام رضا علیه ‏السلام با سخن خود کسى را برنجاند و سخن کسى را قطع کند، تا اینکه سخن خود را تمام بکند، و هرگز حاجت کسى را که توان اداى آنرا داشت ردّ نمى‏ کرد. (عیون اخبار الرضا علیه السلام: ج۲، ص۱۹۷، ح۷ )

در مناظرات انتخاباتی نباید کاری کرد که دیگری رنجیده شود یا وسط توضیح و سخن دیگر، سخن ایشان را قطع کرد؛ زیرا این کار بسیار زشت است و به عنوان قبیح در ادبیات و فرهنگ اسلامی مطرح است. بدتر این که شخص بخواهد حق دیگری را تضییع کند و اجازه سخن گفتن به وی ندهد و یا حتی به گروه و اقشاری توهین کند و آنان را از شنیدن سخنان شخص نامزد انتخابی مثل محروم سازد.

احترام به دیگری، احترام به خود

از نظر قرآن احترام به دیگری، در حقیقت احترام به خود است. هر کسی باید احترام خودش را خودش نگه دارد. گاه حفظ احترام به این است که با دیگران خوب برخورد کنید و احترام و حرمت ایشان را حفظ نمایید. در همین چارچوب اطاعت از خداوند و رعایت احکام الهی و عدم تمسخر و بازی گرفتن آن (بقره، آیه ۲۳۱)، تکریم و تعظیم و اطاعت از پیامبران (مائده، آیه۱۲؛ اعراف، آیه ۱۵۷؛ حجرات، آیات ۲ و ۳ و آیات دیگر)، حرمت نگه داشتن آیات الهی و کتب آسمانی از جمله قرآن (واقعه، آیه ۷۷؛ بروج، آیات ۱۱ تا ۲۱)، تعظیم و حرمت قانون (یوسف، آیه ۷۶؛ بقره، آیات ۱۹۴ و ۲۱۷؛ مائده، آیه ۲ و ۹۷)، رعایت شعایر الهی و تعظیم آن (مائده، آیه ۲؛ حج، آیات ۳۰ و ۳۲)، تکریم مومنان و تعظیم آنان (بقره، آیه ۱۲۵؛ حج، آیه ۲۶)، تکریم عالمان خداپرست و خداترس (مجادله، آیه۱۱) معنا می‌یابد.

به سخن دیگر، کسی که می‌خواهد محترم و مکرم باشد، باید خود، حرمت خویش را حفظ کرده و با تخلق به اخلاق الهی و مظهریت در آن بکوشد تا محترم باشد و خداوند و موجودات هستی، او را تکریم نمایند.

در حقیقت، انسان با عمل اخلاقی، نشان می‌دهد تا چه اندازه فضایل اخلاقی در او رسوخ کرده است. به عنوان نمونه کسی که متخلق به اخلاقی الهی باشد، می‌داند که با پیامبر(ص) نمی‌بایست درشتی کند و یا واژگانی را به کار برد که از شیوایی و رسایی و بلاغت و فصاحت برخوردار نیست. (بقره، آیه ۱۰۴؛ نساء، آیه ۴۶؛ نور، آیه ۶۳؛ حجرات، آیه ۲) تقدیم سلام و با خوش رویی با شخص مواجه شدن، خود نوعی از تکریم و حرمت نگه داشتن است که خداوند در برخی از آیات بدان اشاره کرده است.

قانون گرایی در مناظرات انتخاباتی

از نظر قرآن احترام به قانون که مخالف عقل و فطرت نیست در همه حال لازم و واجب است. هر کسی با احترام گذاری به قانون و مقررات عقلانی و عقلایی می تواند هم شخصیت خویش را بلند مرتبه سازد و هم ادب نگه دارد و خود را در جامعه بلند سازد. خداوند با ذکر سیره حضرت یوسف (ع) نشان می دهد که حتی احترام به قوانین عمومى جوامع غیر‌دینى که مطابق عقل و فطرت است، امری لازم و بایسته است.(یوسف، ۷۶) پس شایسته نیست که مومنان و خواص جامعه در باره عمل به قوانین اسلامی به گونه ای کنند که موجب وهن و سستی قانون شود. گاه نوع رفتار خواص این معنا را القا می کند که آنان به قوانین توجهی ندارند. به عنوان نمونه اگر مدیر برنامه مناظرات و مجری وقتی را تعیین کرده تا هر فردی در آن دقایق به سخنرانی بپردازد و از مواضع و دیدگاه های خویش دفاع کند یا پاسخی به پرسشی بدهد، باید در آن محدوده سخن بگوید و قانون شکنی نکند؛ زیرا حرکت کوچک خلاف قانون بزرگان ، در حکم حرکت بزرگ خلاف قانون مردمان است.

اجتناب از اتهام زنی

اگر بخواهیم درست قضاوت شویم می بایست درست قضاوت کنیم. بسیاری از مردم در نقد دیگران ید طولایی دارند ولی هنگامی که خود در میدان عمل قرار گیرند در می مانند. ما وقتی به پشت سر خویش می نگریم پدران و مسئولان پیشین را به ناتوانی و بی کفایتی متهم می سازیم. این قضاوت ها به سبب آن است که در شرایط آنان نیستیم و آگاهی به ظرفیت ها و توانایی و شرایط آنان نداریم. این گونه است که قضاوت ها نادرست می شود و دیگران نیز نسبت به ما چنین قضاوتی خواهند داشت.

هرگز مشق نانوشته غلط ندارد و کسانی که در میدان عمل قرار نگرفته اند نمی توانند مدعی شوند که بهتر از مسئولان کنونی عمل می کنند. این مطلبی عام و کلی است و افراد در زندگی و رفتارهای شخصی و اجتماعی می بایست در هنگام داوری به همه جوانب عمل توجه کنند، در غیر این صورت عملی که به عنوان نقد انجام می دهند در حقیقت چیزی جز اتهام زنی نیست که از نظر قرآن گناه و از نظر قانونی و فقهی جرم و از نظر اخلاقی رذیلت است.

بنابراین لازم است که همه نامزدها بکوشند تا به تبلیغ توانمندی های خویش و ظرفیت های جامعه توجه داشته باشند و از اتهام زنی و ناتوان خوانی دیگران خودداری کنند؛ مگر آن که ادله کافی و مستدل داشته باشند. در این صورت نیز می بایست همه مسائل اخلاقی و امنیتی را مراعات کنند.

شخص پیش از آن که مساله ای را مطرح سازد می بایست خود را در دادگاه وجدان بگذارد که طرح این مساله تا چه اندازه مناسب و لازم و خدایی است و آیا می تواند در پیشگاه خداوند پاسخ مناسبی برای طرح آن داشته باشد؟

مراعات ادب

نامزدها می بایست همواره در کلام، ادب را مراعات کنند. ادب به معنای رعایت بسیاری از ریزه کاری ها و ظرافت های رفتاری است که شاید در وهله نخست بی اهمیت و غیرضروری باشد ولی در عمل دانسته می شود که بسیاری از مردم به این نکات ریز و ظرایف رفتاری توجه و اهتمام دارند.

از جمله آدابی که نامزدها می بایست به آن توجه کنند مساله ادب با مخالفان است که در آیاتی چون ۱۰۸سوره انعام و ۸۸سوره هود و ۱۲۵ سوره نحل بدان اشاره شده است.

در حالی که نامزدها رقیبان هم می باشند و رقابت، امری غیر از مخالفت است، با این همه برخوردها به جای آن که براساس ادب نسبت به برادر دینی باشد به شکل برخورد با مخالفان است. با این همه اگر مراعات ادب نسبت به مخالف را نیز داشته باشند می توان گفت که رفتارها می بایست بهتر از این باشد که اکنون هست.

به سخن دیگر، نامزدها به عنوان برادران دینی در عرصه رقابت می بایست به عنوان استباق به کار خیر با هم رقابت داشته باشند نه آن که به عنوان مخالفان در برابر هم قرار گیرند.

اگر بخواهیم اصول و کلیات اخلاق انتخاباتی را برشماریم بیش از آن است که در یک مقاله بگنجد از این رو به همین مقدار بسنده می شود. امید است با مراعات همین اندک گام های بلندتری به سوی فرهنگ سازی برداریم.

سخن درباره احترام به دیگران در مناظرات انتخابی بسیار است ولی از آن جایی که بیرون از حوصله این مقال است به همین میزان در این جا بسنده می شود.