احزاب دنیاگرا و احزاب آخرت گرا

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان ها در زندگی دنیوی خویش دارای فلسفه و سبک زندگی متفاوتی است. اگر به انسان ها نگریسته شود، به تعداد نفوس و افراد انسانی می توان فلسفه و سبک زندگی یافت. البته با این همه، می توان اموری را به عنوان مشترکات یافت که آنان را در فلسفه و سبک زندگی به هم نزدیک می کند؛ زیرا انسان ها دست کم به سه گروه اصلی تقسیم می شوند در آن با توجه به ایمان به غیب یا کفر به آن، سه نوع فلسفه و سبک زندگی از آن بیرون می آید: گروه نخست کسانی هستند که دنیا و آخرت برایشان یکسان است. بنابراین، با ایجاد تعادل بر آن هستند تا هر دو امر را به دست آورند و از حسنات دنیا و آخرت برخوردار گردند؛ گروه دوم، کسانی هستند که به غیب از جمله آخرت اعتقادی ندارند، بنابراین همه زندگی را در زندگی دنیوی خلاصه می کنند؛ گروه سوم، کسانی هستند که به غیب ایمان داشته و همه زندگی دنیوی را مقدمه آخرت دانسته و برای آن تلاش می کنند.

البته به نظر می رسد که گروه نخست ناچارند هنگام تضاد منافع و تزاحم آن میان دنیا و آخرت یکی را برگزینند. پس با انتخاب و مقدم داشتن هر یک از آنها، این گروه نیز نشان می دهد که در عمل و واقعیت، جزو دنیاگرایان یا آخرت گرایان است. بنابراین، احزاب انسانی به دو دسته احزاب دنیا گرا و آخرت گرا تقسیم می شود.

از نظر قرآن، احزاب دنیاگرا و آخرت گرا در نهایت به دو حزب اصلی، حزب الله و حزب شیطان ختم می شود که تعیین کننده وضعیت آنان در دنیا و آخرت است؛ زیرا این نوع تحزب موجب می شود تا فلسفه و سبک زندگی حقیقی و واقعی هر کسی شکل گیرد و دنیا و آخرت او بر اساس آن تحلیل و سنجیده شود.

فرق های احزاب دنیا گرا و آخرت گرا

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان ها با توجه به اهداف و روش ها به گروه ها و احزابی چند تقسیم می شوند؛ زیرا هر یک از اهداف و روش ها تاثیری در فلسفه و سبک زندگی انسان به جا می گذارد. بنابراین، وقتی به انسان ها نگریسته و افکار و رفتار آنان تحلیل و سنجش می شود، معلوم می شود که از نظر فلسفه و سبک زندگی با هم متفاوت هستند. از این روست که احزاب گوناگونی را شکل می دهند.

در یک تقسیم بندی کلی می توان احزاب گوناگون را به دو دسته اصلی دنیاگرا و آخرت گرا تقسیم کرد؛ زیرا برخی از احزاب دنبال تامین حداکثری دنیا و برخی دنبال تامین حداکثری آخرت هستند؛ البته ممکن است که در میان آنان احزابی باشد که با آن که دنبال تامین حداکثری دنیا هستند، نیم نگاهی نیز به آخرت داشته باشند، ولی همین احزاب هنگام تضاد منافع یا تزاحم در واقع، دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند؛ چنان که در احزاب آخرت گرا نیز چنین سلوکی دیده می شود که آخرت بر دنیا مقدم می شود.

در یک تقسیم بندی دیگر قرآنی، احزاب به دو دسته از احزاب اصلی با فلسفه و سبک زندگی کاملا متضاد تقسیم می شوند که از آنها به حزب الله و حزب شیطان یاد می شود.(مجادله، آیات ۱۹ و ۲۲)

در این تقسیم بندی جهت گیری کلی در امر تامین منافع دنیا و آخرت نیست، بلکه پذیرش دو نوع ولایت است که در عمل عبودیت را به نمایش می گذارد؛ احزابی که جزو یکی از دو حزب اصلی حزب الله یا حزب شیطان هستند، یا تحت ولایت الهی یا تحت ولایت طاغوتی شیطان(بقره، آیات ۲۵۵ تا ۲۵۷) قرار داشته و نسبت به ولایت دیگری به سبب تضاد کلی، تبری می جویند. این گونه است که حزب الله تنها خدا را معبود خویش قرار می دهند و همه هستی خویش در راستای رضایت معبود(مائده، آیه ۱۶) به کار می گیرند و به یک معنا خود را نیز فدای معبود خویش کرده و در راستای تامین رضایت معبود خویش کار می کنند. در برابر نیز حزب شیطان این گونه است که فلسفه و سبک زندگی آنان تامین خواسته های شیطان است که علیه خواسته های الله ساماندهی شده است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اگر به حقیقت احزاب آخرت گرا توجه شود، با آن که دارای «سبل السلام»(مائده، آیه ۱۶) و راه های گوناگونی هستند، ولی در نهایت همه آنها به سبب ویژگی «سلامت» به بزرگراه اصلی «صراط مستقیم»(همان) ختم می شود و حزب الله را شکل می دهد که حزبی با روش و هدف واحد است؛ زیرا ذات «سبل السلام» با همه فرق در مناهج و روش ها، قوانین و شرایع، یک همان صراط مستقیم اسلام و حرکت در چارچوب عبودیت خدا ، تقرب به سوی او و رضایت الله در فرآیند صیرورت دایمی و انقلاب های نهایی است.(مائده، آیات ۱۶ و ۴۸؛ آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ شوری، آیه ۱۳؛ بقره، آیه ۲۱) این راهی است که خدا احزاب آخرت گرا را بدان هدایت می کند، و از آن جایی که این راه های سلامت همه در سایه انوار الهی انجام می شود، نوری که از سوی قرآن در دل اعضای این احزاب آخرت گرا به نام نور ایمان و اسلام قرار داده می شود، موجب می شود تا آنان از تشتت ظلماتی به وحدت نورانیت الهی برسند و در صراط مستقیم به یک مقصد و مقصود در دارالسلام دست یابند.(مائده، آیه ۱۶؛ یونس، آیه ۲۵؛ انعام، آیه ۱۲۷)

این در حالی است که احزاب دنیا گرا از نور هدایت فطری (طه، آیه ۵۰) در فرآیندی پیروی از ظنون به جای علم(نجم، آیه ۲۳)، پیروی از جنود شیطانی و هواهای نفسانی به جای پیروی از جنود عقل و تاثرپذیری از وسوسه های ابلیسی به جای اطاعت از دستورهای الهی(نازعات، آیات ۳۷ تا ۴۰؛ ص، آیه ۷؛ نساء، آیه ۱۳۵)، نور الهی را با فجور نسبت به قوانین تکوینی و تشریعی در دل خویش دفن و دسیسه کرده(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) و این گونه از نور به سوی ظلمات می روند.(بقره، آیه ۲۵۷)

تشتت واقعی در احزاب دنیا گرا

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حقیقت نور موجب می شود تا انسان در سایه آن حقیقت را چنان که هست ببیند و گرایش های خویش را سامان دهد. این امر موجب می شود تا اختلافات در فلسفه و سبک زندگی و نیز مناهج و روش ها، و هم چنین شرایع و قوانین، کاسته شود.

شما در نظر بگیرید که انسان وقتی به همه حقیقت چیزی علم داشته و آن حقیقت را در تمامیت آن بپذیرد، دیگر هیچ اختلافی میان افراد نخواهد بود. در سازه هایی که بر اساس علم کامل از سوی انسان ها ساخته می شود، مشترکات بیش از متمایزات است. بر همین اساس، از آن جایی که پیامبران به همه حقیقت در تمامیت آن شناخت یافته و بدان ایمان و گرایش داشتند، هیچ تفرقه و اختلافی در میان آنان نیست؛ چنان که مومنان نیز بر همین اساس، هیچ تفرقه نسبت به پیامبران نداشته و همه آنان را به عنوان پیامبران خدا پذیرفته و مورد احترام و تکریم علمی و علمی قرار می دهند.(بقره، آیات ۱۳۶ و ۲۸۵؛ آل عمران، آیه ۸۴)

بنابراین، حقیقت نور از جمله نور اسلام و ایمان موجب رشد کمالی(حجزات، آیه ۷) و دست یابی به وحدت و توحید می شود و احزاب گوناگون را به حزب واحد، یعنی حزب الله تبدیل می کند به طوری که هیچ گونه تفرقه و اختلافی میان آنان نیست.

البته از نظر قرآن، تنها شناخت حق در چارچوب نورالله نیست که وحدت آفرین باشد، بلکه افزون بر شناخت، نیاز است تا حق مورد پذیرش قرار گیرد؛ زیرا ایمان غیر از علم است؛ چرا که ایمان ترکیبی از علم و عمل است که در قول و فعل خودش را نشان می دهد. از نظر قرآن، افراد بسیاری هستند که به حقیقت بصیرت و شناخت یقینی کامل دارند که هیچ گونه ریب و شک علمی در آن راه نمی یابد، اما با وجود آن به اسباب هواهای نفسانی چون «علو و ظلم» آن یقین کامل را نادیده گرفته و جحد و انکار آن می پردازند.(نمل، آیه ۱۴) بنابراین، وجود شناخت نوری حقیقت به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه لازم است تا اندیشه با انگیزه و علم با عمل در قلب گره بخورد و عقیده و اعتقاد شود تا تاثیرات خارجی خود را بگذارد.

به هر حال، احزاب آخرت گرای واقعی در نهایت تحت تاثیر نور ایمان و اسلام به وحدت و توحید می رسند و از تشتت خارج می شوند؛ اما احزاب دنیاگرا چنین نیستند؛ زیرا خروج از نور ایمان و اسلام از سوی این احزاب موجب می شود تا آنان به مجموعه ای از ظلمات بروند که قدرت ایشان را برای تشخیص سلب می کند و هر حزبی از احزاب آنان با توجه به اهداف متنوع و متعدد دنیوی، گرایشی از خود نشان می دهند؛ چرا که هر حزبی به فلسفه و سبک زندگی خود افتخار کرده و بدان فرحناک است و با هیجان زدگی عمل و رفتار می کند؛ و از آن جایی که جنود جهل بر آنان حاکمیت می یابد، هر یک از آن جنود، بر اساس گرایش ها و خواسته هایش خواهان حاکمیت و سلطه بی چون و چرای خود بر دیگران است. این گونه است که تضاد منافع و تزاحم آن موجب می شود تا درگیری و اختلاف در احزاب دنیا گرا بسیار باشد؛ این در حالی است که به ظاهر همگی با هم دارای وحدت فلسفه و سبک زندگی هستند، ولی تضاد آنان چنان زیاد است که به اختلاف اساسی و درگیری و خشونت ختم می شود؛ زیرا هیچ حزبی از فلسفه و اهداف و سبک خویش کوتاه نمی آید و از آنجایی که دنیا برای ایشان همه چیز است، هرگز حاضر نیستند تا دنیای خویش را دیگران هدیه کنند و آسایش و آرامش مادی و دنیوی خویش را تباه یا بکاهند.(مومنون، آیه ۵۳؛ روم، آیه ۳۲؛ مریم، آیه ۳۷؛ غافر، آیه ۵؛ زخرف، آیه ۶۵)

خدا به صراحت درباره آنان می فرماید: باسهم بینهم شدید تحسبهم جمیعا و قلوبهم شتی ذلک بانهم قوم لایعقلون؛ درگیری میان خودشان شدید است. آنان را متحد و یک جمع می پنداری، در حالی که دلهایشان پراکنده و متشتت است؛ زیرا آنان قومی هستند که تعقل نمی کنند.(حشر، آیه ۱۴)

از نظر قرآن، علت این تشتت را می بایست در حاکمیت جنود جهل بر ایشان دانست که جایی برای جنود عقل نیست تا آنان را به نور وحدت برساند. اصولا قلوبی که نور الله در آن خاموش و دفن و دسیسه شده(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) دیگر توانایی های خود را از دست می دهد و دیگر قابلیت تفقه و تعقل ندارد.(اعراف، آیه ۱۷۹؛ حج، آیه ۴۶)

اصولا دنیاگرایان چنین هستند؛ زیرا خواسته های دنیوی یکسان نیست؛ زیرا مخلوقات و نعمت های دنیوی مانند گیاهان و جانوران بسیار متعدد و متنوع است(طه، آیه ۵۳) و همه تعدد و تنوع موجب می شود تا گرایش ها به دنیا در دنیاگرایان متشتت شود و تلاش ها و سعی  ایشان دارای ویژگی تشتت و پراکندگی گردد و به یک سمت و سو وحدت نیابد.(لیل، آیه ۴؛ حشر، آیه ۱۴) همین تنوع گرایش ها در دنیا در انسان ها  است که آنان را به گروه های متشتت در آخرت تبدیل می کند که هر گروهی با توجه به ویژگی های خاص خودشان در قیامت از گور بر می خیزند و گروه های پراکنده ای و متشتتی را شکل می دهند.(زلزله، آیه ۶)

از نظر قرآن، احزاب شیطانی که در برابر حزب الله قرار می گیرند و علیه  پیامبران عمل می کنند؛ هرگز زیر بار حق و حقیقت نمی روند. این افراد ممکن است به ظاهر اهل اسلام و شرایع آن باشند، ولی به سبب آن که از حقیقت نور ایمان برخوردار نیستند، هم چنان مانند گروه منافقان بیان دو حالت دنیا گرایی و آخرت گرایی دست و پا می زنند، اما در زمان انتخاب عملی نشان می دهند که دنیاگرا هستند. از همین روست که اهل کتاب در برابر قرآن و بینات آن، احزاب گوناگونی را تشکیل می دهند که همگی در امر مخالفت با حق و حقیقت و بینات روشن آن، یکسان عمل می کنند. پس اگر وحدتی در میان احزاب دنیاگرا باشد، در مخالفت با همه حقیقت حق است. این احزاب به اسلام حقیقی کافر هستند و در عمل به آن تن نمی دهند و از صراط مستقیم اسلامی حقیقی به دور می شوند و این گونه با آن که حق را می ببیند و می شناسند بدان ایمان نمی آورند و خود را برای آتش دوزخ آماده می کنند.(هود، آیه ۱۷)

خدا در قرآن بیان می کند که ما هرگز اهل کم ترین ظلم و ستمی به کسی نیستیم. از این رو، کسانی که دنبال زندگی دنیوی هستند و برای آنان زینت های زندگی دنیوی و مادیات ارزشمند است، هر عمل خیر و نیکی را که انجام می دهند، در همین دنیا پاداش کمال آن را به ایشان می دهیم بی آن که کم بگذاریم و از ارزش عمل ایشان بکاهیم. بنابراین به تمام کمال پاداش اعمال خودشان را در دنیا می گیرند و ما به آنان وفا می کنیم؛ اما چون ایشان به آخرت ایمان ندارند و برای غیب و آخرت کاری را انجام نمی دهند، کارهای خیر و نیک ایشان، دارای روح اخروی و رضایت الهی نیست؛ از این روست که گرفتار احباط می شود و بی روح و جان باقی می مانند؛ زیرا روح عمل همان نیت است که برای خدا و رضایت الهی و عبودیت باشد؛ اما آنان چنین روحی به اعمال نیک خویش نمی دهند؛ بنابراین، حتی اگر عملی نیک و خیری باشد، فاقد روح نیت بوده و از درون باطل و پوچ خواهد بود. شکی نیست که چیز فاقد روح نیت و باطل و پوچ، در آخرتی که تمام آن حقیقت است، راهی و جایی ندارد. بنابراین، این اعمال در آخرت نیست یا بی وزن و خفیف است؛ زیرا آن چه به عملی وزن و وزانت و ارزش و سنگینی می بخشد همان روح عمل است که نیت رضایت خدا در آن باشد.(هود، آیات ۱۵ و ۱۶؛ اعراف، آیات ۸ و ۹ قارعه، آیات ۶ تا ۱۱)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، احزابی که جزو حزب شیطان هستند، تنها کافران نیستند، بلکه گروه های اسلامی را نیز شامل می شود که منافقان از جمله آنان هستند. این احزاب نیز همانند احزاب کافر علیه اسلام عمل می کنند و علیه حزب الله هستند. از این روست که بسیار خطرناک عمل و رفتار می کنند.(احزاب، آیات ۱۳ تا ۲۰)

مومنان حزب اللهی هماره نسبت به این افراد مراقب هستند و اجازه نمی دهند تا در خدمت احزاب کفر، به اسلام  ضربه بزنند؛ زیرا احزاب نفاق در اندیشه هستند تا فتنه گری و فتنه جویی به اسلام  ضربه بزنند و اهداف و خواسته های نفسانی خویش را تامین کنند.(همان)