احرام؛ دوره عملی قانون گرایی

یکی از مسائل مهم حج، احرام است که بی آن شخص نمی تواند وارد حج شود و به عنوان حاجی در مناسک آن شرکت نماید. حج به عنوان آیینی کهن و اسلامی دارای قوانین و آداب و سنن پیچیده ای است که بازخوانی و تحلیل هر یک، جنبه ای و یا جهتی را باز می نماید و ابعاد آن را می شناساند.

بی گمان نمی توان برای حج تنها بعد عبادی و یا اجتماعی درنظر گرفت بلکه حج با قابلیت هایی که در ذات و باطن آن نهفته است بزرگ ترین دوره پودمانی و کارگاه عملی بازشناسایی ابعاد شناختی و عرفانی اسلام و بازخوانی جهات متنوع هنجارها و کارگاهی بزرگ برای علمی کردن آموزه هاست. از این رو هر کس با توجه به ذوق شخصی و دانشی که از آن برخوردار است و از زاویه دیدی متمایز، به مساله حج می نگرد و آن را توصیف و تحلیل و تبیین می کند. در این نوشتار کوشش بر آن است تا به فلسفه و کارکردهای یکی از مناسک و آیین های حج به عنوان احرام از منظر دیگر، نگاهی گذرا انداخته شود و تحلیل دیگری از این بعد ارایه گردد.

فلسفه و کارکردهای احرام
احرام از ریشه حرم است و همانند واژه تحریم در زبان عربی به معنای منع و بازداشت خویش و یا دیگری از کاری است. این واژه به معنای وارد شدن در آن چه پیش تر روا بوده و اکنون ناروا و ممنوع شده یا وارد شدن در آن چه حریم آن را می بایست نگه داشت نیز آمده است. (المصباح ص ۱۳۱ واژه حرم)
این معنا را می توان در ادبیات جامعه شناسی غربی همان تابو دانست که نزدیک شدن به آن به معنای حریم شکنی و سنت شکنی، ناپسند شمرده شده و افراد جامعه شخصی را که تابوشکنی کند از خود طرد کرده و به عنوان هنجارشکن از خود دور می سازند.
در آیات قرآنی برای بیان مساله ممنوعیت، از واژگانی چند استفاده شده و برای این نوع خاص از ممنوعیت واژگانی چون احرام و محرم و حرم و حرام به کار رفته است. (مجمع البحرین طریحی ج۱ ص ۴۹۸ و نیز روح البیان ج ۲ ص ۳۳۷)
احرام اصطلاحی فقهی است و از ارکان حج و عمره است که مناسک با آن آغاز می شود. از زمانی که شخص محرم می شود یک سلسله از کارها بر او حرام می شود که پیش از این حلال بوده است و از اموری دیگر که ناپسند و نابهنجار بوده است به گونه موکد پرهیز خواسته می شود. کارهایی که در هنگام احرام می بایست ترک شود اگر ترک نشود موجب می شود تا حج و عمره وی باطل گردد.
احرام در حج همانند احرامی است که با تکبیره الاحرام در نماز آغاز می شود و کارهایی بر نمازگزار حرام می شود که پیش از آن جایز و حلال بوده است. بنابراین احرام به معنای ورود به منطقه ای است که آدمی از جهاتی چند نسبت به بیرون آن از محدودیت ویژه ای برخوردار می شود و نمی تواند از آزادگی پیشین خویش استفاده کند. قرآن فلسفه احرام و ایجاد محدودیت های خاص را رسیدن به تقوا و دست یابی به توشه تقوایی برای مسافرت الی الله می داند. در آیه ۱۹۷ سوره بقره آمده است: فلارفث و لافسوق و لا جدال فی الحج و ما تفعلوا من خیر یعلمه الله و تزودوا فان خیر الزاد التقوی و اتقون یا اولی الالباب؛ در هنگام حج (پس از احرام) هم بستری و گناه و جدال روا نیست. هر کار نیکی انجام می دهید خدا آن را می داند و برای خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه تقوا و پرهیزگاری است؛ و ای خردمندان از من پروا کنید.
در این آیه قوای سه گانه ای که خاستگاه همه بدی ها و زشتی های انسان است با احرام حج و عمره ترک می شود و زمینه برای چیرگی روح انسانی بر آن ها فراهم می آید. سه قوه یاد شده همان شهوت و غضب و خیال (وهم) است که به دستور قرآن به عنوان محرمات از آن پرهیز داده شده است. به این معنا که به حکم فلارفث، و لافسوق و لاجدال هر سه عامل مهم تحت کنترل و مهار شدید قرار می گیرد. دست یابی به تقوا با پرهیز از عواملی که به بی تقوایی دامن می زند امری است که به عنوان مهم ترین کارکرد و فلسفه حج بیان شده است. گویا آیات قرآنی به این حقیقت اشاره دارند که در هنگام احرام، شخص از زاد و توشه معنوی فراوانی که وجود دارد بهره مند می شود و از برنامه های آموزشی و عملی حج در راستای پیشبرد اهداف تربیتی و خودسازی و شناختی استفاده می کند.
اگر به درستی به فلسفه و کارکردهای حج نگریسته شود به خوبی دانسته می شود که حج همانند دانشگاه جامع علمی و کاربردی است که فارغ التحصیلان آن کسانی هستند که می بایست به بهترین ره توشه سفر الی الله دست یافته باشند.
شخصی که احرام می بندد در بیرون این سرزمین مقدس این کار را انجام می دهد. ساعت ها و گاه روزها می بایست راه بپیماید تا به حرم درآید. پوشیدن جامه احرام در مسجد شجره و یا دیگر میقات هایی که برای این کار در نظر گرفته شده است همانند ورود به حریم دانشگاه است که می بایست اصول و قواعدی رعایت شود. هرکسی را به هر شکل و شمایل به دانشگاه راه نمی دهند. می بایست دوره های پیش آزمونی را گذرانده باشد. وقتی جامه احرام را با تمام سادگی اش بر تن می کند شناخت خوبی از دین دارد و می کوشد تا آن چه را آموخته است در یک دوره فشرده علمی و عملی بازخوانی و اجرایی کند.
محرم در این دوره آن چه را آموخته به شکلی دیگر و به صورت جمعی بازسازی و بازخوانی می کند و آن را به شکل هنجاری به نمایش می گذارد. دوره ای بسیار سخت و دشوار همراه با مناسک و آیین های خاص که اشکال تربیت اجتماعی آن فزون تر از ابعاد و اشکال شخصی و فردی آن می باشد.
محرمات احرام
بسیاری از محرماتی که در احرام مطرح می شود، به حوزه امور اجتماعی بازمی گردد. برای این که تصویر درستی از ابعاد اجتماعی و کارکردهای آن داشته باشیم مهم ترین محرمات را که ترک آن واجب است و عمل به آن ها موجب بطلان و فساد احرام حج و عمره می شود در این جا بیان می کنیم.
نخستین عملی که حرام می شود آمیزش است. آمیزش اوج شهوت انسانی است و اگر بخواهیم مصداق کامل و بارز و نمونه روشنی از شهوت و قوه شهوانی مطرح سازیم بی گمان به آمیزش جنسی اشاره می شود. این عمل در هنگام احرام به حکم لارفث (بقره آیه ۱۹۷) حرام می شود.
فسوق دومین محرمی است که در این آیه مطرح می شود. فسوق به معنای تجاوز از حدود شرعی است. (مسالک الافهام شهید ثانی ج ۲ ص ۱۹۳ و تفسیر کبیر فخر رازی ج ۵ ص ۱۸۰) بی گمان مقصود از آن همه گناهانی است که قرآن از آن نهی نموده است.
در فسق، علنی بودن عمل، شرط است و در این امور شخص با تجاوز به حدود شرعی و قانونی و عمل علنی آن گناه را به شکل روشن و آشکاری مرتکب می شود. از جمله این گناهان می توان به دروغ گفتن و تفاخر و دشنام بستن به خدا و رسول و امامان و نیز اذیت و آزار مردم و قربانی برای بتان و ارتکاب محرمات احرام اشاره کرد. (تفسیر کبیر ج ۵ ص ۱۸۰) البته فخر رازی بر این نکته تاکید می کند که مراد از فسوق همه گناهان است و حمل آن بر برخی از گناهان بی دلیل است. (همان)
سومین چیزی که بر محرم حرام می شود جدال است. جدال عبارت از خشم و یا خشمگین کردن برادر دینی و فریاد و ستیزه ای است که به فحش و ناسزا یا نسبت های جهل و یا دروغ منجر شود. (جامع البیان ج ۲ ص ۳۷۰ و نیز تفسیر کبیر ج ۵ ص ۱۸۱)
چهارمین امری که به عنوان محرمات شمرده شده بهره گیری از بوی خوش است. بوی خوش که در روایات مصداق تفث (حج آیه ۲۹) دانسته شده است به عنوان یکی از محرمات احرام دانسته شده است. (برهان ج ۳ ص ۸۷۷) پنجمین چیز، ازاله موی سر و کوتاه کردن و یا تراشیدن آن است. خداوند می فرماید: تا قربانی به قربانگاه نرسیده سر خود را متراشید. (بقره آیه ۱۹۶)
ششمین چیز، شکار در خشکی است که قرآن آن را به صراحت در آیه ۹۵ و نیز آیه ۹۶ سوره مائده بر محرم حرام کرده است.
با توجه به این آیات به خوبی روشن می شود که بسیاری از محرمات پیش گفته امری اجتماعی و مرتبط با امور عمومی و فرهنگ عامه است. به سخن دیگر این محرمات نگاهی خاص به هنجارها و نابهنجاری دارد و به رفتار آدمی در جامعه توجه ویژه ای نموده است.
فسق به عنوان گناهان آشکار و عمل علنی مخالف قانون، یکی از مهم ترین محرمات احرام است. کسی که در جامعه برخلاف شرع عمل می کند نمی تواند در خلوت خویش انسانی متقی و پرهیزگار باشد. تاکید بر این که محرم می بایست از فسق خودداری ورزد تاکید بر عمل به قوانین و پرهیز از نابهنجاری های اجتماعی است. مساله جدال و درگیری نیز به حوزه عمل اجتماعی مرتبط می باشد. این ها به خوبی روشن می سازد که انسانی که به حج می رود می بایست در دوره کوتاه و در میان انبوه مردم به گونه ای عمل کند که نشانه های خودسازی در وی آشکار شود.
بی گمان رفتار درست و بهنجار در اجتماعی بزرگ از اقوام و فرهنگ های مختلف بسیار سخت و دشوار است و انسان به جهاتی شدیدا تحت تاثیر احساسات و عواطف به گونه ای رفتار می کند که جدال و غضب را به دنبال می آورد. از این رو کنترل و مهار احساسات در این اجتماع بزرگ امری دشوار است.
مساله شکار توجه ویژه ای به محیط زیست دارد. در این جا به شخص آموزش داده می شود که چگونه در حفظ محیط زیست خویش تلاش کند. حرمت شکستن هر شاخه ای سبز در محیط حرم و یا کشتن جانوری وحشی به معنای حفاظت از محیط زیست است.
از آن جایی که حضور جمعیت انبوه مردم در یک محیط جغرافیایی به طور طبیعی آسیب های جدی به گیاهان و درختان و جانوران وارد می سازد تاکید بر حرمت و احترام به محیط زیست نشان دهنده جایگاه خاص محیط زیست در اندیشه اسلامی است. این گونه است که بوم زیست با انبوه جمعیت آسیب نمی بیند و با حرمت شکار آن ها اخلال و فساد در محیط زیست صورت نمی گیرد.
این که شخص می بایست تا پیش از رساندن قربانی به مسلخ و جایگاه خاص آن، موهای خویش را نتراشد توجه به یک مساله مهم است و آن اینکه می توان تراشیدن مو را به عنوان نشانه ای از پایان دوره برشمرد.
پس از آن که دوره پایان می یابد به این طریق کسانی که در این آزمون علمی و عملی حضور داشتند خود را به دیگران نشان می دهند. تراشیدن موی سر به معنای آن است که شخص در آزمون های حج شرکت کرده است. این تراشیدن می بایست در یک جایگاه و به صورت عمومی و به یک شکل انجام شود تا نشانه ای از حضور در دوره باشد. اما این که چرا می بایست برخلاف اصول عقلایی و عرفی از عطر خوش پرهیز کرد شاید به این معنا باشد که همگان نمی توانند از آن بهره برند و یا به نوعی قوای شهوی انسان را تحریک می کند و حرمت آن به معنای آن است که خوش ترین امور شهوانی چون آمیزش و بهره گیری از بوی خوش را بر خود حرام گرداند تا تقوای باطنی و روحی را در وجود خود تقویت کند.
حج ، کارگاه جامع علمی کاربردی
به هر حال با نگاهی به آموزه های حج و احرام می توان گفت که دوره فشرده حج مهم ترین کارگاه جامع علمی و کاربردی است که شخص با حضور در آن ره توشه ای برای سفر الی الله فراهم می کند. از این رو حج در اسلام جزء پنج اصلی است که از جایگاه خاصی برخوردار می باشد شخصی که در این اجتماع حاضر می شود زمینه ای برای تقویت تقوا در خویش فراهم می آورد.
به نظر می رسد که در تحلیل قرآنی، اموری هنجاری و اجتماعی برای تقویت و ایجاد تقوا حائز اهمیت فراوان هستند زیرا با توجه به این که مسائلی که به عنوان محرمات از آنها یاد شده اموری اجتماعی و یا مرتبط به آن است می توان گفت که مسایل اجتماعی در تحقق تقوا بسیار موثر می باشد.
حج به عنوان بزرگ ترین اجتماع عبادی سیاسی، به مردم آموزش می دهد که چگونه در کنار هم جامعه ای هماهنگ و هم سو را تشکیل دهند و با قانون مداری و پرهیز از قانون شکنی و قانون گریزی جامعه ای برتر را ایجاد کنند. در این اجتماع بزرگ است که همگان با یک شکل و شمایل و در یک مسیر، حرکت به سوی تعالی و رشد را می پیمایند. به آنان فهمانده می شود که دست یابی به تقوای واقعی در خلوت گاه فراهم نمی آید و حضور دیگران، در ایجاد و تقویت آن نقش به سزایی دارد. در جمع و جامعه است که انسان خود را می سازد و تکامل می یابد.