احترام به دیگران، احترام به خود

پدر و پسر

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان موجودی اجتماعی است و بدون روابط اجتماعی نمی تواند به زندگی خویش در دنیا ادامه دهد؛ زیرا نیازهای هر انسانی تنها در اجتماع برآورده می شود، و هیچ انسانی به تنهایی نمی تواند همه نیازها به ویژه نیازهای احساسی و عاطفی خویش را برآورده سازد.

بنابراین، با توجه به ضرورت حضور اجتماعی و بهره مندی از اجتماع برای برآورد و تامین نیازهای فردی و جمعی، لازم است تا افراد اجتماع نسبت به یک دیگر احترام بگذارند تا بتوانند در یک فضای آرام تعاملات اجتماعی داشته باشند. از همین روست که یکی از مهارت جامعه پذیری، آموزش و تربیت افراد بر اساس احترام به یک دیگر است. آموزه های وحیانی قرآن نیز به این مهم پرداخته است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نظر و نگره قرآن درباره احترام به دیگران را تبیین و توصیه های آن را بیان نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

احترام، عامل انسجام اجتماعی

واژه احترام مصدر باب افتعال از مادّه « حرم » به معناى حرمت داشتن چیزى است. پس وقتی سخن از احترام به کسی یا چیزی می شود به معنای آن است که شکستن «حریم» آن امر، کاری ناروا و باطل و نادرست است؛ زیرا هر چیزی دارای یک محدوده ای است که باید آن را مراعات کرد و عدم مراعات آن حدود و ثغور آن چیز به معنای بی احترامی به آن کس یا چیز است.

به عنوان نمونه احترام به قانون یا احکام به معنای پذیرش محدودیت های قانونی است که وضع شده و اگر کسی آن را «هتک» کند و برخلاف قانون عمل نماید، در حقیقت به قانون بی احترامی گذاشته است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر انسانی می بایست حدود و ثغور هر چیزی را بشناسد و به آن احترام گذارد و هتک نکند؛ زیرا عدم شناخت نسبت به حدود هر چیزی، زمینه ساز مخالفت آگاهانه یا غیر آگاهانه با آن است. بسیاری از مردم به سبب عدم شناخت در ورطه مخالفت با قوانین تکوینی یا تشریعی می افتند و این گونه به خود و دیگران ضربه و زیان وارد می سازند.

از آن جایی که اجتماع انسانی محیطی است که شرایط برای تجاوز به حدود دیگران بیش تر از محیط های دیگر فراهم است، لازم است تا افراد اجتماع نسبت به حقوق خود و دیگران آشنا و شناخت داشته و نسبت به مراعات آن اهتمام ورزند.

با نگاهی به آموزه های وحیانی می توان استنباط کرد که بخش بزرگی از آن ها ناظر به روابط اجتماعی است؛ زیرا احکام و قوانین اسلامی، بیش تر از آن که به طور مستقیم ناظر به روابط انسان با خدا باشد، ناظر به روابط انسان با انسان است؛ زیرا اگر روابط انسانها با یک دیگر به شکل درست انجام شود، تامین کننده روابط انسان با خدا است؛ چرا که خروجی احکام عبادی در ارتباط با خدا را می بایست در خلق و خوی شخص نسبت به دیگران جست و جو کرد؛ از همین روست که مومن را کسی دانسته اند که «خلق نیکو» در روابط اجتماعی داشته باشد و حتی پیامبر(ص) هدف و حکمت و فلسفه بعثت پیامبران از جمله خویشتن را «اتمام مکارم اخلاقی» دانسته است.(بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۰؛ ج ۷۰، ص ۳۷۲) این بدان معناست که هدف و فلسفه آموزه های وحیانی از جمله آموزه های دستوری و احکام و قوانین آن، دست یابی انسان به «اخلاق نیک» است. از همین روست که وقتی از احترام، تکریم، تعظیم و حرمت نهادن نسبت به شعائر الهی و حدود و قوانین آن سخن به میان می آید، به معنای احترام گذاشتن به حقوق انسانی و تکریم انسان ها نسبت به یک دیگر است.

به سخن دیگر، هر کسی با احترام گذاشتن به حقوق دیگران، به خود انسانی خویش احترام می گذارد؛ زیرا افزون بر این که مراعات حقوق دیگران موجب می شود تا دیگران نیز نسبت به حقوق ایشان احترام بگذارند و مراعات کنند، عامل اصلی در احترام به خویشتن خویش است؛ زیرا نشان دهنده دست یابی به کمالات اخلاقی است که هدف بعثت پیامبر(ص) بوده است.

از نظر قرآن، کسانی که به حقوق دیگران احترام می گذارند بستری برای انسجام اجتماعی می شوند؛ زیرا مردم با احترام به یک دیگر در قالب مثلا احترام به قوانین و حقوق اجتماعی می توانند به هم دیگر نزدیک شوند و محبت خویش را ابراز کنند. این محبت می تواند در همه ابعاد از جمله محبت از طریق احسان و انفاقات مالی، صله رحم، تعاون و همکاری در برّ و تقوا و مانند آن ها خودنمایی کند.(مائده، آیه ۲)

احترام در قالب حرمت به قوانین اجتماعی

به نظر می رسد که بهترین و کامل ترین احترام به دیگران را می بایست در احترام به قوانین اجتماعی جست؛ زیرا قوانین اجتماعی حال شفاهی یا کتبی آن، تامین کننده روابط سالم اجتماعی است، به طوری که هر یک از افراد اجتماع می تواند در سایه قوانین اجتماعی از حقوق حقه خویش بهره مند شود. به عنوان نمونه قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی به گونه ای وضع شده تا به دور از هر گونه تبعیض جنسیتی، نژادی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و مانند آن ها، هر عضو اجتماع از مواهب رانندگی و آثار آن بهره مند شود؛ پس وقتی کسی به قوانین آن احترام می گذارد و مثلا از چراغ قرمز رد نمی شود، نه تنها به حقوق دیگران احترام گذاشته است، بلکه به حقوق خود در قالب احترام به قانون، احترام گذاشته و این گونه خود را از هر گونه خطر جانی و مالی در امان نگه داشته است.

باید و نبایدهای قانونی و بلکه اخلاقی در سطح آداب حتی اگر به شکل تجویزی باشد، به افراد اجتماع کمک می کند تا هم به سادگی حقوق دیگران را تامین کند و هم حقوق خویش را استیفا نماید؛ زیرا هر کسی بر خلاف قانون و اخلاق عمل کند و حرمت و هتک قانون نماید، در حقیقت به خویشتن ظلم روا داشته و نخستین کسی که آسیب می بیند خود اوست، هر چند که در ظاهر توانسته است مثلا از چراغ قرمز بگذرد، ولی شرایط را برای آینده خویش دشوارتر ساخته است؛ زیرا گسترش هنجارشکنی به شکل یک پدیده اجتماعی موجب می شود تا خود این فرد که مثل عنوان نخستین هنجارشکن را برای خود رقم زده است، در آینده متاثر از هنجارشکنی خویش مورد تعدی و تجاوز قرار گیرد و حقوق حقه او نادیده گرفته شود.

وقتی در قانون بیان شده که جان و مال و عرض افراد اجتماع محترم است(نساء، آیه ۹۲؛ اسراء، آیه ۳۳؛ فرقان، آیه ۶۸)، نادیده گرفتن این قانون و هتک و بی احترامی نسبت به آن به معنای آن خواهد بود که شخص در آینده نتواند در چنین اجتماعی زندگی سالمی داشته باشد؛ زیرا هنجارشکنی و حرمت شکنی نسبت به قانون به سرعت به یک پدیده اجتماعی تبدیل می شود که خود شخص و خانواده اش را نیز متاثر از آن می سازد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآنی، احترام به قوانین اجتماعی از جمله حرمت و احترام نسبت به عرض و آبروی افراد لازم و ضروری است تا این گونه اجتماع در مسیر سالم و سلامت قرار گیرد. از نظر قرآن، هیچ کسی حق ندارد نسبت به جان و مال و عرض خویش بی تفاوت باشد و کاری کند که موجب بی احترامی نسبت به او شود؛ در حقیقت این که شخص مالک مال و جان و عرض خویش است، به او این اجازه شرعی داده نمی شود که خودکشی کند(بقره، آیه ۱۹۵)، یا عرض و آبروی خویش را ببرد یا مال خویش را تباه سازد که قوام اجتماع بدان است.(نساء، آیه ۵)؛ چنان که اجازه نمی دهد دیگران به جان و مال و عرض دیگری تعدی و تجاوز کند و موجب قتل و یا نابودی مال یا هتک حرمت و عرض و آبروی او شود.(فتح، آیه ۲۵؛ نساء، آیه ۹۲؛ بقره، آیات ۱۴ و ۱۵؛ حجرات، آیات ۱۱ و ۱۲)

خدا در قرآن از پیامبر(ص) و مومنان می خواهد تا افزون بر مراعات قوانین به ویژه قوانین جهانی از جمله عدالت، وفا به عهد، امانت داری و احترام به این اصول اساسی حتی نسبت به دشمنان(مائده، آیات ۲ و ۸) تا می تواند در ایجاد محبت و الفت میان مردم تلاش کنند و به احترام گذاری نسبت به یک دیگر این فرصت را فراهم آورند تا قلب های مردم نسبت به یک دیگر گرایش داشته و رفتاری برادرانه و مبتنی بر اخوت ایمانی و انسانی در پیش گیرند. از همین روست که سلام و تحیت فرستادن به دیگران و پیشگامی در این امور به عنوان یک رفتار کریمانه مطرح است؛ زیرا این گونه دیگران را تکریم کرده و احترام می گذاریم و دلهای آنان را به سوی خود جلب و جذب می کنیم.(انعام، آیه ۵۴؛ حجر، آیه ۸۸؛ شعراء، آیه ۲۱۵)

احترام به دیگران در مجالس خیلی مهم است؛ از همین روست که از مومنان می خواهد تا به یک دیگر احترام بگذارند و افزون بر سلام و تحیت، برای احترام به دیگران جایی در مجالس برای آنان باز کنند و در مهمانی ها و مجالس خاص به گونه ای عمل کنند که موجب رنجش خاطر و آزار و اذیت میزبان نشوند. پس اگر پایان مجلس و برنامه ای را اعلام کردند، دیگر ماندن در آن مجلس جایز نیست؛ زیرا نشانه بی احترامی به میزبان و صاحب مجلس است.(مجادله، آیه ۱۱)

به هر حال، از نظر قرآن، احترام به دیگران با احترام به قوانین اجتماعی گره خورده است و کسی که بخواهد واقعا به دیگری بلکه حتی به خویشتن خویش احترام بگذارد، می بایست به قوانین موجود که در قالب قوانین حقوقی و کیفری و حتی آداب و رسوم اخلاقی سامان یافته است، احترام بگذارد و با تعظیم شعائر و قوانین موجود اجتماعی این عمل را انجام دهد و حرمت شکنی و بی احترامی نسبت به خود و دیگران نداشته باشد.

در حقیقت کسی که به تعظیم و تکریم قوانین و شعائر اجتماعی که همان شعائر و قوانین الهی و سنت های خداوندی حاکم بر اجتماع است،(یوسف، آیه ۷۶؛ بقره، آیات ۱۹۴ و ۲۱۷؛ مائده، آیه ۲ و ۹۷)، می پردازد و به رعایت شعایر الهی و تعظیم آن اهتمام می ورزد (مائده، آیه ۲؛ حج، آیات ۳۰ و ۳۲)، با این شیوه به احترام و تکریم مومنان و تعظیم آنان پرداخته است.(بقره، آیه ۱۲۵؛ حج، آیه ۲۶)

به سخن دیگر، تعظیم و تکریم قوانین همان تکریم دیگران و خویشتن است. البته خدا در قرآن تاکید دارد کسانی که بیشترین اهتمام را نسبت به قوانین الهی دارند و تلاش می کنند تا همه آن ها را چنان که هست انجام دهند، خود از موقعیت ویژه ای برخوردار خواهند شد؛ زیرا کسی که به قوانین الهی احترام می گذارد، نشان می دهد که به حقوق دیگران توجه خاص دارد و همین امر موجب می شود تا در پیشگاه خدا از موقعیت برتری برخوردار باشد. بر همین اساس، در آیات قرآنی خواسته شده تا عالمان خداپرست و خداترس (مجادله، آیه۱۱) باید مورد احترام و تکریم قرار گیرند؛ زیرا اینان بیش ترین تعظیم و قوانین را مراعات می کردند و خدا کسانی که به حقوق و قوانین احترام می گذارند مورد تکریم قرار می دهد و از دیگران خواسته است تا آنان را مورد تکریم قرار دهند تا ارزش این معنا دانسته شود که تکریم به قانون تکریم به خویشتن خویش است.(همان)

در آیات قرآنی به جزئیات شیوه و روش های اجرای احترام به دیگران در قالب قوانین و احکام دستوری اشاره شده است که پرداختن به همه مصادیق آن بیرون از حوصله این مقاله است و به همین میزان بسنده می شود.