احترام به حریم ها و قداست ها

بسم الله الرحمن الرحیم

صیانت شخصیت افراد و جامعه به تکریم، تعظیم و احترام به حریم هاست. پس هر گونه تعرض به حریم ها به معنای تعرض به شخصیت و نادیده گرفتن قداست هاست. چنین رویه موجب می شود که شرافت و کرامت انسانی نادیده گرفته شود و انسان از جایگاه والایی خود سقوط کند و انسانیت مفهوم خود را از دست دهد؛ چرا که تمایز انسان ها با دیگر موجودات و آفریده های الهی در همین اموری است که امتیاز او را موجب شده و او را در جایگاه خلیفه الله نشانیده است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش صیانت از حریم ها و حرمت ها را در صیانت از شخصیت انسان و جامعه انسانی بر اساس آموزه های قرآنی تبیین نماید و هر گونه حریم شکنی و قداست شکنی تحت هر عنوان و توجیهی را آغازگر سقوط انسان و جامعه بداند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

صیانت از حرمت ها و حریم های انسانی

از قدیم گفته اند «تخم مرغ دزد، عاقبت شتر دزد شود»، یا این که «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا گردد» و امثال ها و ضرب المثل های دیگری که مفاهیمی از این دست را بیان می کند. این ضرب المثل ها هشدارهای روشن و شفافی است که ما را از عاقبت تساهل و تسامح و مدارای بیش از اندازه برحذر می دارد و می گوید که تربیت تلخ حتی با زدن در نهایت میوه شیرین می دهد و در مقابل نادیده گرفتن و عدم توبیخ و سرزنش هنجارشکنی های کوچک و خرد، در نهایت میوه تلخ هنجارشکنی های بزرگ و جنایت های غیر قابل جبران و اغماض را به بار می نشاند.

اگر امروز اجازه داده شود تا حریم ها در امور خرد و کم اهمیت نادیده گرفته و شکسته شود، در آینده ای نه چندان دور، حریم های بزرگ حوزه اصول اساسی جامعه مورد هتک حرمت قرار می گیرد و بحران اجتماعی متعددی را موجب می شود. هر گونه تسامح و تساهل در هنجارشکنی های جزیی و موردی و خرد موجب می شود تا شخص و یا اشخاص گستاخ تر شده و هم دامنه عمل و هم اصول اساسی تری را مخدوش سازد و از جزیی به کلی و از مورد به رویه و از خرد به بزرگ برسد. وقتی بی حجابی یا بدحجابی با آشکارسازی زلف در یک مورد یا چند مورد برداشته شود و جلوی آن گرفته نشود، به سرعت به یک پدیده اجتماعی فراگیر تبدیل می شود.

اصول سیاست گام به گام در دو سوی مثبت و منفی هماره تاثیرگذار بوده است؛ زیرا امکان تغییر بی مقاومت را می دهد و افراد به تغییرات عادت کرده و بدان خوی می گیرند و کم تر حساست بر انگیز است. از این روست که اولیای تربیت و نیز هنجارشکنان بر اساس این اصل روان شناختی تربیتی و اجتماعی می کوشند تا افکار و رفتارها را در یک دوره فرآیندی تغییر شکل دهند. در جنگ نرم که به قصد تسلط بر اذهان و قلوب و تغییر رفتار شخص یا جامعه انجام می گیرد، اصل فرآیندی و سیاست گام به گام یک اصل اساسی و بنیادین است. از این روست که فرد یا جامعه بی آن که مقاومتی از خود نشان دهد در یک دوره زمانی با تغییرات خو کرده و آن را می پذیرد به گونه ای که وقتی پس از مدتی به افکار و رفتار خود می نگرد در می یابد که تا چه اندازه تغییر کرده است و در همان مسیری حرکت می کند که پیش از این آن را کاملا مخالف و مقابل افکار و رفتارهای خود می دانسته است.

در روش تربیتی الهی بارها می توان کارگیری این اصل را ردگیری کرد. بسیاری از قوانین اسلامی بلکه افکار و آموزه های وحیانی الهی از طریق فرآیندی و سیاست گام به گام در جامعه مدنی نهادینه شده است. از جمله معروف ترین آن می توان به حذف شرابخواری به عنوان یک نابهنجار در جامعه مدنی اشاره کرد که بر اساس سیاست گام به گام و فرآیندی انجام گرفته است. این گونه است که در آیات ۶۷ سوره نحل، ۱۱۹ سوره بقره، ۴۳ سوره نساء و ۹۰ سوره مائده، به شکل فرآیندی و پروسه ای به حذف شرابخواری از جامعه اسلامی اقدام کرد.

اصولا دشمنان نیز از همین سیاست در تغییر فکری و فرهنگی جوامع دیگر بهره می برند. سیاست دشمنان اسلام در جنگ سخت و نرم بر اساس همین رویه بوده است. از این روست که خداوند به پیامبرش هشدار می دهد که مراقب باشد که در دام سیاست گام به گام دشمنان گرفتار نیاید؛ زیرا دشمن از این راه بر آن است تا در تهاجم فرهنگی پیروز میدان شود و با اجرای سیاست گام به گام مسلمانان را وادار به عقب نشینی از مواضع به حق خود نماید و آنان را از هویت اسلامی ایشان جدا ساخته و گرفتار هویت باطل و غلط خود نماید.(بقره، آیه ۱۲۰)

این که هرفرد و جامعه ای تلاش دارد تا حرمت حریم های خود را نگه دارد و به شدت و با تعصب بسیار با هر گونه دگرگونی و تغییر در آن مخالف می ورزد، در راستای صیانت از ارزش ها و نگرش هایی است که بدان باور دارد. از این رو باید گفت که تعصب و جزم اندیشی و عزم جدی داشتن نسبت به اصول ارزشی خود و جامعه یک امر مفید و سازنده در پاسداشت از آن هاست؛ زیرا اگر این غیرت و تعصب نسبت به اصول ارزشی وجود نداشته باشد، نه تنها شخصیتی بر افراد و هویتی برای جامعه باقی نمی ماند، بلکه شخص شخصیت خود را از دست داده و استقلالی نخواهد داشت و جامعه در اصول ضد ارزشی خود غرق شده و هویت مستقل و اهداف مشخص خود را بر باد خواهد داد.

پس حفظ و صیانت از ارزش ها و حریم نگه داری نسبت به حرمت ها و قداست های هر شخص و جامعه، به معنای حفظ شخصیت و صیانت از هویت مستقل آن است که می بایست در دستور همگان باشد و به هیچ وجه اجازه تعرض ندهد و تسامح و تساهلی را روا ندارد؛ زیرا تساهل و تسامح نسبت به حریم ها و حرمت ها، به معنای زیر پا گذاشتن اصول اساسی و ارزشی فرد و جامعه است که جز سقوط میوه ای نخواهد داشت.

خداوند در آیات بسیاری برپاسداشت ارزش ها و صیانت از هنجارها تاکید می کند و با عناوینی چون تعظیم شعائر از مردمان می خواهد تا حرمت حریم ها را نگه داشته و اجازه ندهند کسی یا کسانی یا جریانی هتک حرمت کند و قداست ها را بشکند.(حج، آیات ۳۰ و ۳۲) از آن جایی که گاه حرمت شکنی نسبت به ارزش ها و قداست های حتی باطل و غلط افراد یا جوامع دیگر موجب می شود تا حریم حرمت های اسلامی نگه داشته نشود، خداوند فرمان می دهد تا به ارزش ها و قداست های دیگران اهانت نشود و حرمت شکنی صورت نگیرد تا دشمنان به حکم مقابله اقدام به حرمت شکنی و اهانت نکنند.(انعام، آیه ۱۰۸)

مصادیقی از حرمت ها و حریم ها

در این جا خوب است تا نگاهی به برخی از حرمت هایی داشته باشیم که باید حریم آنها حفظ شود و با تعظیم، تکریم و احترام نسبت به آن ها زمینه جامعه اسلام و هنجاری را فراهم آوریم.

۱. حریم عالمان : از جمله اموری که در قرآن بر تکریم و احترام آن تاکید شده است، حرمت حریم عالمان به ویژه عالمان دینی است که آخرت انسان را به آدمی نشان می دهد و تلاش دارند تا سعادت اخروی آنان را فراهم آورند و مردمان را به صراط سعادت رهنمون سازند.(مجادله، آیه ۱۱)

۲. حرمت قانون: خداوند در آیاتی از جمله آیه ۶۷ سوره یوسف بر لزوم احترام به قوانین عمومى، حتّى در جوامع غیر دینى تاکید می کند؛ زیرا احترام به قوانین، به معنای حفظ شخصیت انسانی و هویت جامعه است. کسی که قوانین حتی موضوعه انسانی را در دیگر جوامع مراعات می کند، با این کار عاقلانه و خردمندانه اش بر بقای جامعه و سلامت آن تاکید می کند ؛ زیرا قانون هر چند بد بهتر از بی قانونی است. حضرت یوسف(ع) طبق قانون مصریان حق نداشت برادرش را به جرم سرقت پیش خود نگه دارد، لذا براى پرهیز از مخالفت با آن قانون مصر، با استناد به قانون برادران خود که گفتند: سارق را باید به بردگى گرفت، برادرش را پیش خود نگه داشت. در حقیقت آن حضرت(ع) براساس قانون کنعان عمل کرد و به آن احترام گذاشت هر چند که مطابق قانون مصر نبود. به هر حال، اسلام بر مراعات قانون حتی قوانین موضوعه انسانی تاکید می کند و اجازه نمی دهد کسی قانون شکنی کند. از همین روست که مراعات قوانین بین المللی الزام آور می شود. بر همین اساس است که امام خمینی(ره) عمل به قوانین وضعی قانونگذاران در جمهوری اسلامی را همانند قوانین شرعی الزام آور دانسته و مثلا مراعات قوانین و مقررات رانندگی را مطابق شرعیت می داند.

۳. احترام به پیامبران: خداوند بارها از مردم می خواهد تا حریم پیامبران را پاس داشته و با احترام و تکریم با آنان رو به رو شوند. این تکریم نسبت به پیامبر گرامی(ص) بسیار تاکید شده است؛ زیرا آنان پیشوایان الهی هستند که بی مزد و مواجبی به حکم خداوند مردمان را به عبادت خداوند و تقوای الهی می خوانند و راهنمای مردمان به سوی سعادت ابدی هستند.(بقره، آیه ۱۰۴؛ نساء، آیه ۴۶؛ اعراف، آیه ۱۵۷ و آیات دیگر)

۴. احترام به مومنان: از نظر اسلام مومن دارای قداست و شرافت خاصی است که باید مراعات شود و هر گونه بی احترامی نسبت به مومن ناروا و گناه است.(عبس، آیات ۱ تا ۱۰) این احترام می بایست در همه جا و در هر شکلی مراعات شود و حتی در برخی از جاها این الزام تاکید بیش تری شده است. به عنوان نمونه در مجالس احترام مومنان مورد تاکید است تا شخصیت مومنان صیانت شود.(مجادله، آیه ۱۱)هم چنین از آیه ۵۴ سوره انعام و۸۸ سوره حجر و ۲۱۵ سوره شعراء به دست می آید که پیامبر اکرم(ص) موظف می شوند تا به احترام و تکریم مومنان اقدام کند و در این باره کوتاهی نکند.

۵. احترام به والدین: از دیگر موارد الزامی می توان به حرمت حریم والدین اشاره کرد. از نظر اسلام جایگاه والدین چنان بزرگ است که هر گونه اهانتی نسبت به آنان گویی اهانت به خداوندگاری خداوند است. از این روست که تکریم والدین و احسان نسبت به آنان را در ردیف عبودیت الهی قرار داده است. بر فرزندان است که از هر کاری که موجب ناخوشی و ناخشنودی آنان است پرهیز کنند و هر چه آنان خواسته اند به جز کفر و شرک را پاسخ مثبت دهند و نق و نوق و اف و اوف نکنند؛ چه برسد که کارهای بد دیگری داشته باشند.(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴)

۶. احترام میزبان: بر مهمان است تا حرمت میزبان نگه دارد. از جمله روش های تکریم و احترام آن است که پیش از زمان موعد به منزل میزبان نرود و بیش از اندازه در آن جا نماند و موجب اذیت و آزارش نشود.(احزاب، ایه ۳۳)

۷. احترام مهمان: میزبان نیز می بایست حرمت مهمان نگه دارد و کم تر از شان او رفتار نکند و در میزبانی بکوشد. دیگران نیز می بایست مراعات میزبان را کرده و از بی احترامی نسبت به مهمان میزبان اجتناب کنند.(هود، آیه ۷۸؛ حجر، آیات ۶۸ و ۶۹؛ ذاریات، آیات ۲۴ تا ۲۶)

۸. احترام به شعائر الهی: برخی از امور از شعائر الهی است. به عنوان نمونه حج از شعائر الهی است که احترام و تقدیس آن بسیار لازم و شایسته است. روش تکریم این است که آن ها را به جا آورده و در انجام آن ها کوتاهی و قصوری صورت نگیرد و به خوبی با تمام جزئیات انجام شود. البته بسیاری از واجبات چون نماز جمعه و جماعت، زکات و خمس و دیگر امور نیز از شعائر الهی است که اقامه آنها به معنای حرمت نگه داری آن هاست. خداوند در آیاتی از جمله آیه ۲ سوره مائده و ۳۰ و ۳۲ سوره حج بر وجوب رعایت حرمت و تعظیم شعائر الله، از سوى مؤمنان تاکید کرده و در آیه ۳۲ سوره حج می فرماید که این تکریم می بایست اعتقادی و قلبی باشد تا تاثیر مثبت خود را به جا گذارد. به این معنا که حسن فاعلی و حسن فعلی باید با هم جمع شود و گرنه انجام عمل هر چند صالحی چون حج بدون مراعات تقوای الهی و خلوص و حسن فاعلی بی فایده و بی تاثیر خواهد بود. بسیاری از کسانی که مثلا حج می گزارند رفتاری دارند که آنان را در ردیف ضجیج می گذارد نه حجیج چنان که امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) و امام صادق(ع) می فرماید.

آن چه گذشت تنها گوشه ای از مصادیق حرمت هایی است که احترام و تکریم و تعظیم آن ها بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. می توان در آیات قرآنی موارد دیگری را شناسایی و ردگیری کرد که به مساله احترام به حریم ها و قداست ها اشاره دارد.

مبارزه با قداست شکنان

برخی از افراد در جامعه به شکل هدفمندی به هنجارشکنی اقدام می کنند؛ اینان بر این باورند که باید آزاد باشند و هیچ تابو و حرمت هیچ حریمی در برابرشان نباشد. اینان با برنامه ریزی به شکل یک پروسه پروژه حریم شکنی را اجرا می کنند تا خطوط قرمزی باقی نماند.

بسیاری از هنجارشکنان رفتارهای زشت خویش را توجیه می کنند و بدتر از آن این که شبهه افکنی و شبهه سازی می کنند تا احساس گناه را نیز در خود بکشند. از این روست که خداوند در تبیین و تحلیل چرایی شبهه سازی و شبهه افکنی می فرماید که بسیاری از ایشان برای آن که راه فسق و فجور بر ایشان باز باشد شبهه سازی می کنند. آنان برای رسیدن به آزادی بی بند و باری و حریم شکنی، در مقدسات و قوانین و اصول شبهه افکنی می کنند و با طرح شبهه می خواهند تا اعتبار و ارزش آن را مخدوش سازند و به داعی و انگیزه این که امری مخدوش است نیاز نیست که مراعات شود. این گونه است که برای بی اعتبار کردن دین مثلا شبهه دینی می سازند تا بتوانند قوانین و احکام دینی را زیر پا گذارند.(قیامت، آیات ۴ و ۵)

پس لازم است که با قداست شکنانی که با شبهه افکنی می خواهند زمینه و بستر مناسبی را برای بی حرمتی ها وهتک حرمت ها فراهم آورند، مبارزه کرد و اجازه نداد که با شبهه سازی و شبهه افکنی دروغین و باطل خود حریم ها را مخدوش و آسیب پذیر سازند.

مخالفت شدید و مبارزه جدی با این افراد این امکان را به جامعه می دهد تا از اثرات مخرب و زیانبار آنان در امان ماند و شخصیت و هویت خود را صیانت و حفظ نماید. امروز در جهانی به سر می بریم که برخی گمان می کنند هر گونه تغییری مثبت است و لازم است تا با عبور از خطوط قرمز و تابوشکنی و هنجار و حریم شکنی خود را به آزادی مطلقی برسانند که جز پیروی از هواهای نفس نیست. در این شرایط سخت نمی توان جز با مبارزه با هنجارشکنان امیدی به حفظ حریم ها داشت. بسیاری از دولتمردان به داعی و انگیزه های باطل و توجیهات ناروا حریم های خصوصی و شخصی را می شکنند و بسیاری دیگر اصول ارزشی و اخلاقی جامعه را مخدوش می سازند تا بتوانند در فضای خاکستری و آب گل آلود ماهی صید کنند و اختلاس و دزدی و قانون گریزی خود را موجه جلوه دهند.