اثبات رستاخیز در کلام امام باقر(ع)

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

بر اساس آموزه های قرآنی باور و اعتقاد به رستاخیز یکی از اصلی ترین موضوعات تفکر توحیدی است؛ از همین روست که به عنوان اصول دین مطرح شده است؛ زیرا باور و ایمان به رستاخیز نقش کلیدی را در فلسفه و سبک زندگی انسان ایفا می کند. امام باقر(ع) در روایتی یکی از ساده ترین راه های اثبات و پذیرش رستاخیز را بیان کرده است.

نقش رستاخیز در سبک زندگی

انسان بر اساس فلسفه ای زندگی می کند که بدان باور کرده و اعتقاد دارد. پس رفتار و سبک زندگی هر کسی را باید بیانگر فلسفه زندگی او دانست. بسیاری از مردم دارای یک فلسفه ساده هستند و جهان آنان بسیار محدود و شاید از دایره حس و محسوسات و مادیات بیرون نرود. به تعبیر قرآن بسیاری از مردم در هستی شناسی گرفتار محدودیت های هستند که بر خاسته از محدودیت های منابع شناختی آنان است و به عالم شهادت باور داشته و باوری به عالم یا عوالم غیب ندارند. از این روست که بسیاری از مردم برای سعادت خود در دنیا تلاش می کنند و آن را در قدرت و ثروت و آرامش و آسایش دنیوی می یابند.

نقش پیامبران این بوده است تا مردم را از این سطح بالاتر برده و نسبت به عوالم دیگر آشنایی و شناخت دهند. در روایاتی در کافی آمده است که وقتی پیامبران درباره عوالم دیگر از جمله عالم آخرت سخن می گفتند مردم شگفت زده می شدند و سخنان آنان را نسبت به عالم غیب باور نمی کردند. از این روست که خداوند خواب را آفرید تا نسبت به آخرت نوعی علم و آگاهی به دست آورند و هستی شناسی آنان از دایره محسوسات فراتر رود و به عوالم دیگر نیز شناخت پیدا کنند.

امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید: در زمان سابق مردم خواب نمی‌دیدند. خداوند پیامبری (را برای قومی)مبعوث کرد و او مردم را به اطاعت از خدا دعوت فرمود، مردم گفتند: اگر از خدا اطاعت کنیم چه چیز برای ما خواهد بود؟

فرمود: شما را داخل بهشت می‌کند و اگر با او مخالفت کنید، شما را داخل آتش می‌نماید.

عرض کردند: بهشت و جهنّم را برای ما توصیف کن. وقتی توصیف کرد، گفتند: کی داخل آن‌‌‌ها می‌شویم؟ فرمود: وقتی از دنیا رفتیم.

گفتند: بعد از مردن خبری نیست، زیرا ما مرده‌ها را می‌بینیم که پوسیده می‌شوند و از بین می‌روند.

خداوند خواب دیدن را برای آن‌‌‌ها به وجود آورد و آنان چیزهای خوب و بد را در خواب دیدند. وقتی آمدند خدمت پیامبر زمانشان و قضیّه را برای او عرض کردند، فرمود: خداوند بر شما احتجاج کرد و دلیل آورد . او می‌خواست بدانید که روح شما بعد از مردن ،به ثواب و عقاب می‌رسد در حالی‌که بدن‌های شما پوسیده شده است.( انسان از مرگ تا برزخ، ص۱۱۰، به نقل از روضه کافی، ج ۸، ص )

آموزه های کتاب های وحیانی چون تورات و انجیل و قرآن این بوده تا انسان با عوالم دیگر آشنا شود و دایره هستی شناسی اش از محسوسات فراتر رود؛ یعنی به عالم غیب همانند عالم شهادت ایمان آورد.(بقره، آیات ۱ تا ۵ و آیات دیگر قرآن)

انسان وقتی از نظر هستی شناسی فراتر از ماده و عالم شهادت و محسوسات را نیز شناخت و به آن ایمان آورد، این پرسش مطرح می شود که عوالم غیب برای چیست و چه ارتباطی میان عالم شهادتی که در آن زندگی می کنند و عوالم دیگر است؟ در پاسخ به این پرسش هاست که انسان از خود می پرسد: از کجا آمده ام و آمدنم بهر چه بود؟ و به کجا می روم؟ این به کجا رفتن مهم ترین دغدغه بشر است؛ زیرا مرگ را می بیند.

وقتی انسان به توحید و صفات الهی ایمان یافت و دریافت که خداوند حکیم و علیم و قادر و رب العالمین است و به دیگر صفاتش پی برد در می یابد که عوالم غیب از جمله عالم آخرت هدف و مقصد و مقصود انسان است. این جاست که از خود می پرسد با توجه به هدف مشخصی چون آخرت باید راه خاصی نیز برای آن تعریف شده باشد که همان صراط مستقیم است. این راه راست در قالب دین و شریعت شده انسان به در مسیر هدایتی درست به مقصد می رساند.

به هر حال، فلسفه زندگی که بر خاسته از هستی شناسی و جهان بینی و بینش هاست، نگرش و رفتار آدمی را مستقیم تحت تاثیر خود قرار می دهد و سبک زندگی و زیست او را تعیین و مشخص می کند. بنابراین، باور به رستاخیز و عوالم غیب که در آن انسان می بایست پاسخ گوی رفتار خود در دنیا باشد، نقش تعیین کننده و اصلی را در سبک زندگی انسان ها ایفا می کند. بر همین اساس است که خداوند در آیات ۱ تا ۵ سوره قیامت می فرماید هدف از اشکال و شبهه افکنی در مساله قیامت برای آن است که تا راه را جلوی خویش برای فسق و فجور باز کند. در حقیقت شبهه علمی را طرح می کند تا شهوت عملی خود را این گونه ارضا کند؛ زیرا اگر در حقیقت رستاخیز و حساب و کتاب آن تشکیک کند می تواند از این طریق برای خود سبک زندگی را ترسیم کند که در آن فسق و فجور امری طبیعی خواهد بود؛ زیرا هرگز پاسخ گو کسی نخواهد بود؛ اما اگر قیامتی باشد و حساب و کتابی نیز در کار، آن گاه می بایست خود را آماده و مهیا پاسخ گویی کند و نمی تواند هر گونه شیوه و سبک زیستی را در پیش گیرد.

ساده ترین راه اثبات قیامت و رستاخیز

در آیات قرآنی و روایات تلاش شده تا به اشکال گوناگون با توجه به سطح فهم و فکر مردم راه هایی ارایه شود تا انسان ها بتوانند نسبت به آخرت شناخت پیدا کرده و بدان باور و اعتقاد پیدا کنند.

یکی از روایات مربوط به این مساله اثبات قیامت و رستاخیز روایتی است که از امام باقر(ع) نقل شده است. امام باقر(ع) می فرماید: کانَ فیما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ أن قالَ : یا بُنَیَّ ، إن تَکُ فی شَکٍّ مِنَ المَوتِ فَارفَع عَن نَفسِکَ النَّومَ ولَن تَستَطیعَ ذلِکَ ، وإن کُنتَ فی شَکٍّ مِنَ البَعثِ فَادفَع عَن نَفسِکَ الاِنتِباهَ ولَن تَستَطیعَ ذلِکَ، فَإِنَّکَ إذا فَکَّرتَ عَلِمتَ أنَّ نَفسَکَ بِیَدِ غَیرِکَ ، وإنَّمَا النَّومُ بِمَنزِلَهِ المَوتِ ، وإنَّمَا الیَقَظَهُ بَعدَ النَّومِ بِمَنزِلَهِ البَعثِ بَعدَ المَوتِ؛ در نصایح لقمان به پسرش است که گفت : «اى پسرم! اگر درباره مرگْ تردید دارى، خواب را از خود ، دور کن ـ که نخواهى توانست ـ و اگر درباره رستاخیزْ تردید دارى، بیدار شدن از خواب را از خود دور کن ـ که نخواهى توانست ـ ؛ زیرا اگر اندیشه کنى ، مى دانى که جان تو در دست دیگرى است و همانا خواب ، به منزله مرگ است و بیدارى پس از خواب ، به منزله بر انگیخته شدن پس از مرگ». (بحار الانوار، ج ۱۳، ص۴۱۷؛ قصص‌الانبیاء، ص ۱۹۰، ح ۲۳۹)

در این روایت امام باقر(ع) بر آن است تا رستاخیز را با یک امری که انسان ها هماره در تماس با آن هستند بیان کند. خداوند در آیه ۴۲ سوره زمر می فرماید: اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى بازمى‏ستاند، و نیز روحى را که در موقع خوابش نمرده است قبض مى‏کند، پس آن نفسى‏ را که مرگ را بر او واجب کرده نگاه مى‏دارد، و آن دیگر نَفْسها را تا هنگامى معیّن به سوى زندگىِ دنیا بازپس مى‏فرستد. قطعاً در این امر براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏هایى از قدرت خداست.

خداوند از انسان ها خواسته تا در امر خواب و بیداری تعقل و تفکر کنند و از این راه حقایقی را کشف کنند. از جمله این حقایق که می توان از مساله خواب و بیداری به دست آورد، مساله رستاخیز انسان ها و جان ها در روز قیامت و آخرت است.

امام باقر(ع) نقل می کند که خواب به منزله مرگ است؛ از همین روست که می گویند: النوم اخ الموت؛ خواب برادر مرگ است؛ زیرا شباهت های بسیاری با هم دارند. خداوند در آیه تبیین می کند که این شباهت در همان استیفا و گرفتن روح از بدن است، با این تفاوت که در مرگ روح وقتی از بدن گرفته می شود به طور کامل گرفته شده و هیچ گونه ارتباطی دیگر میان بدن و روح باقی نمی ماند و روح دوباره اجازه بازگشت به تن را ندارد، اما روحی که اجل او نرسیده باز می گردد. در حقیقت مرگ و خواب یکسان و همانند است با این تفاوت که در یکی روح بازگردانده می شود؛ زیرا اجل مسمی آن نرسیده است و در دیگری اجازه بازگشت نمی یابد؛ زیرا زمان مرگ و اجل مسمی رسیده است.

با این شباهت و همانندی که میان خواب و مرگ است، امام می فرماید که داستان خواب و بیداری همانند داستان مرگ و رستاخیز است. همان طوری که روح انسان در هنگام خواب توفی می شود، در هنگام مرگ نیز توفی می شود و همان طوری که در هنگام بیداری روح بازگردانده می شود، در هنگام رستاخیز روح به تن بازگردانده می شود.

البته یک تفاوت جزیی در میان بیداری از خواب و بیداری در هنگام رستاخیر است؛ زیرا در دنیا به همین بدن مادی باز می گردد ولی در آخرت به بدن مادی باز می گردد که خداوند آن را از زمین آخرت چون گیاه می رویاند.

خداوند در آیه ۱۷ سوره نوح درباره آفرینش انسان در دنیا نیز می‌فرماید: وَاللَّهُ أَنبَتَکُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا ؛ و خداوند شما را از زمین به رویش خاصى رویانید. یعنی در یک حرکت جوهری انسان چون گیاه روییده می‌شود و بدنش از خاک بر می‌آید و رشد و نمو می‌کند چنانکه گیاه می‌روید و رشد می‌کند.

این رشد در دنیا از طریق نطفه و تبدیل و تحولات آن در درون رحم اتفاق می‌افتد. البته درباره انسان نخست به شکل دیگری بود ولی در باره فرزندانش این شیوه معمول رویش و رشد است. پس انسان به یک معنا چون گیاه است که رشد و نموی همانند آن دارد؛ اما باید توجه داشت که این رویش در دنیا و آخرت یک تفاوتی دارد؛ زیرا در آخرت دیگر این فرآیند پیچیده دنیا نیست، بلکه وقتی آب بر زمین تبدیل شده قیامت(یوم تبدل الارض غیر الارض؛ ابراهیم، آیه ۴۸) می‌بارد، بدن انسان از خاک چون گیاه می‌روید و روح انسانی که در عوالم برزخی بود در آن دمیده می‌شود و به آن بدن قیامتی حیات و زندگی می‌دهد.

در این باره امام صادق (ع) می فرماید: فسئل عمن مات فى هذه الداراین تکون روحه ؟ فقال : من مات فهو ماحض للایمان محضا او ماحض للکفر نقلت روحه من هیکله الى مثله فى الصوره وجوزى باعماله الى یوم القیامه، فاذا بعث الله من فى القبور انشا جسمه و ردّ روحه الى جسده و حشره لیوفیه اعماله ؛ از آن حضرت مى پرسد: کسى که در دنیا مرده روحش در کجا خواهد بود؟ آن حضرت فرمود: کسى که مى میرد و داراى ایمان خالص یا کفر خالص است ، روح او از بدنش به هیکلى که در شکل اوست منتقل مى شود و تا روز قیامت با اعمال خودش مجازات مى شود. و چون روز قیامت خداوند اهل قبور را زنده مى کند، بدن او را به وجود مى آورد و روحش را به جسدش برمى گرداند، تا اعمال او را تمام و کامل به او بدهد.( بحارالانوار ج ۶ ص ۲۵۳ حدیث ۸۷ )

قرآن مجید نیز می فرماید که روز قیامت ، بدنها از خاک مى رویند و مردم شتابان به سوی خداوند می روند تا محاسبه اعمال آنان انجام شود: وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ ؛ قَالُوا یَا وَیْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ ؛ و در صور دمیده خواهد شد، پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوىِ پروردگار خویش مى‏آیند. مى‏گویند: «اى واى بر ما، چه کسى ما را از آرامگاهمان برانگیخت؟ این است همان وعده خداى رحمان، و پیامبران راست مى‏گفتند.»(یس، آیات ۵۱ و ۵۲)

در این آیات شریفه صریح به این مطلب اشاره شده که: بدنها از خاک خواهند رویید و انسانها از قبرها خارج خواهند شد؛ از این می فرماید«من الاجداث» و «من مرقدنا»؛ زیرا این الفاظ و ادبیات دلالت بر این معنا دارد که انسان ها از خاک می رویند نه چون از دنیا از والدین؛ از این روست که نسبت ها و خویشاوندی در آخرت معنایی ندارد. (مومنون، آیه ۱۰۱)

خداوند هم چنین می فرماید: مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَهً أُخْرَى ؛ از این زمین‏ شما را آفریده‏ایم، در آن شما را بازمى‏گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون مى‏آوریم. (طه، آیه ۵۵) البته این زمین که در آیه به کار رفته اشاره به معاد جسمانی دارد، نه این که واقعا همین زمین با همین خصوصیات خواهد بود؛ زیرا خداوند در آیه دیگر توضیح می دهد که ماهیت زمین از جهتی تغییر خواهد کرد: یَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَیْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ؛ روزى که زمین به غیر این زمین، و آسمانها به غیر این آسمانها مبدل گردد، و مردم‏ در برابر خداى یگانه قهار ظاهر شوند.(ابراهیم، آیه ۴۸)

پس این که خداوند در این آیه و نیز آیه دیگر می فرماید: وَاللَّهُ أَنبَتَکُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا. ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیهَا وَیُخْرِجُکُمْ إِخْرَاجًا؛ و خداست که‏ شما را مانند گیاهى از زمین رویانید؛ سپس شما را به آن بازگرداند و باز شما را بیرون آرد بیرون آوردنى- به هنگام رستاخیز-.(نوح، آیات ۱۷ و ۱۸)

مراد از این زمین همان زمین رستاخیز است. پس بدن ها وتن های آدمی در آخرت از زمین روییده می شود و روح و جان به آن باز می گردد ؛ چنان که در دنیا روح و جان گرفته شده از سوی خداوند در هنگام بیداری پس از خواب باز می گردد. پس تفاوتی که میان خواب و بیداری و مرگ ورستاخیز است تنها در همان تغییر در بدن انسان است که در این جا همین بدن دنیایی است ولی در آخرت به یک بدن دیگری باز می گردد که مخصوص زمین اخروی است و با خصوصیاتی چون داشتن جاودانگی و مانند آن ها که در روایات و آیات توضیح داده شده است.

بنابراین ، خداوند، خروج انسانها را از قبر ضرورى مى داند. در آیات بسیارى روییدن آدمیان از قبر، به روییدن درختان و علفها تشبیه شده است. جمله خداوند می فرماید: وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَکًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِیدِ وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِیدٌ رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْیَیْنَا بِهِ بَلْدَهً مَّیْتًا کَذَلِکَ الْخُرُوجُ ؛ و از آسمان، آبى پر برکت فرود آوردیم، پس بدان وسیله‏ باغها و دانه‏هاى دروکردنى رویانیدیم. و درختان تناور خرما که خوشه هاى‏ روى هم چیده دارند. اینها همه‏ براى روزىِ بندگان من‏ است، و با آن آب‏ سرزمین مرده‏اى را زنده گردانیدیم رستاخیز نیز چنین است.(ق، آیات ۹ تا ۱۱)

به هر حال، تفکر در امر خواب و بیداری انسان را به حقیقت مرگ و حیات رستاخیزی هدایت می کند که خود نوعی بیداری از خوابی است که در دنیا آغاز و به قیامت کشیده شده است. این مطلب ما را به حقیقت مهم دیگر هدایت می کند که مرگ بر اساس آموزه های قرآنی، فوت و نیستی نیست، بلکه وفات و توفی یعنی گرفتن امری است که همان روح باشد. در حقیقت انسان با مرگ نابود و نیست نمی شود و تعبیر فوت که به معنای نابودی و نیستی است غلط و باطل است؛ بلکه حقیقت مرگ همان توفی است که به معنای گرفتن کامل چیزی است؛ چنان که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۴۲ سوره زمر به توفی تعبیر کرده است. این توفی در باره خواب موقت و درباره مرگ کمی طولانی تر است و تا زمان قیامت و رستاخیر طول می کشد.

به هر حال، امام باقر(ع) با رهنمونی در این روایت بر آن است تا با ساده ترین بیان و ادبیات ما را نسبت به حقیقت مرگ و رستاخیز آشنا کند و با این روش تاثیر مستقیمی را در فلسفه و هستی شناسی و جهان بینی ما ایجاد کرده و شیوه زیست و سبک زندگی ما را تغییر دهد.