اثبات حق، فلسفه تاریخ و سنت خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

شناخت سنت ها و قوانین الهی حاکم بر هستی، بسیار مهم و اساسی است؛ زیرا شناخت این سنت ها به معنای شناخت از چرایی و چگونگی وقوع حوادث و رخدادها، بهره گیری از آن ها در زندگی، رهایی از آثار زیانبار، درمان و ساماندهی بحران و حوادث تلخ و مدیریت آن ها است. وقتی انسان مثلا با سنت و قانون جاذبه آشنا می شود، نه تنها خود را از تاثیرات مخرب و زیانبار احتمالی آن در امان نگه می دارد، بلکه از این سنت و قانون حاکم الهی بر هستی برای رسیدن به اهداف مادی و معنوی خویش بهره می گیرد.

یکی از سنت های الهی حاکم بر هستی، سنت اثبات حق و محو باطل است. شناخت این سنت به معنای امیدواری به برپایی عدالت قسطی در جهان و از میان ظلم و استکبار به عنوان دو مصداق اساسی حق و باطل است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با تبیین این سنت الهی، نگاهی به فلسفه جبری و سنت الهی در پایان تاریخ اشاره داشته و فلسفه تاریخ را از این منظر تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

لزوم شناخت سنت های الهی

از نظر قرآن، هستی در چارچوب سنت ها و قوانین الهی اداره می شود که در آن تبدیل و تحویلی نیست.(اسراء، آیه ۷۷؛ احزاب، آیه ۶۲) شناخت این سنت ها و قوانین حاکم بر هستی که شامل سنت های حاکم بر جهان، جان و حتی جامعه انسانی است، به انسان کمک می کند تا زندگی خویش را بهبود بخشد و از محیط زیست خویش بهترین بهره را ببرد و نه تنها دنیای خویش را بسازد، بلکه آخرتی بهتر برای خود فراهم آورد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، سنت های الهی محدود به سنت های حاکم بر جهان مادی و محسوسات نمی شود، بلکه دامنه آن همه هستی را در بر می گیرد و خدا از عرش تا فرش بر اساس این سنت ها که اسباب عمل هستند، بهره می گیرد و استفاده می کند. چنان که یکی از سنت های الهی که حاکم بر کل هستی است، سنت رحمت است؛ خدا می فرماید: کَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ؛ خدا بر خویش رحمت را نوشت.(انعام، آیه ۱۲) مقتضای این سنت الهی آن است که خدا هر کاری می کند بر اساس رحمت است؛ از همین روست که جمع کردن و حشر روز قیامت را به عنوان یک رحمت و در چارچوب همین سنت می داند؛ در ادامه همین آیه می فرماید: لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ لَا رَیْبَ فِیهِ ؛ شما را در روز قیامت که در آن هیچ شکى نیست، گرد خواهد آورد.(همان) با این که در این گردآوری برخی که ایمان نیاورده اند، از خودباختگان و اهل زیان و خسران خواهند بود، با این همه خدا این را جزو اصول رحمت خویش معرفی می کند؛ زیرا مجازات و کیفر خودباختگان، برخاسته از رحمت رحمانی برای همه مخلوقات و آفریده ها است؛ زیرا بدون مجازات و کیفر آنان، نمی توان سخن از سعادت و رحمت اکثریت به نسبت مطلقی گفت که به سبب کارهای ظالمانه و مستکبران ایشان آسیب دیدند؛ زیرا از نظر قرآن، ظلم ظالمان تنها محدود به خودشان نبوده است؛ بلکه نه تنها به سایر انسان ها آسیب رساندند، بلکه حتی به محیط زیست و همه موجودات و آفریده های ساکن در زمین و دنیا آسیب رسانیده اند. از همین روست که می فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا این گونه تنها سزاى بعضى از آنچه را که کرده‏ اند، نه تمام آن را، به آنان بچشاند؛ باشد که بازگردند و ادامه ندهند.(روم، آیه ۴۱)

بنابراین، از نظر قرآن، اصل حاکم بر هستی و همه آفریده های الهی، اصل رحمت واسع الهی است که حتی خاستگاه مجازات ظالمان نیز است؛ چنان که خدا در سوره رحمن دوزخ را نعمتی از نعمت های خدای رحمان معرفی می کند.

البته هماره به این نکته باید توجه داشت که سنت های الهی حاکم بر هستی و آفریده ها و مخلوقات الهی است، نه آن که بر خود خدا حاکم باشد و خداوند نیز محدود به قوانین تکوینی خود باشد که بر جهان جاری و ساری است؛ زیرا اگر چنین باشد، آن خدا دیگر قدیر مطلق نیست، زیرا قدرت او محدود به اندازه ای است که قوانین برای او مشخص می کند. بنابراین، وقتی گفته می شود: کَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ؛ خدا بر خویش رحمت را نوشت.(انعام، آیه ۱۲) به معنای «یجب علیه» نیست، بلکه به معنای «یجب عنه» است؛ یعنی از خدا چیزی جز این بر نمی آید و خداوند از وعده و قوانین خویش تخلف نمی کند؛ زیرا تخلف و خلاف وعده از مصادیق ظلم خواهد بود که خدا این گونه نیست.(آل عمران، آیه ۱۸۳؛ ق، آیه ۲۹)

خدا در قرآن نه تنها همه سنت ها و قوانین حاکم بر هستی را تبیین کرده و آثار مثبت و منفی آن را در زندگی بشر بیان نموده است، بلکه مردم را به شناخت دقیق سنت های الهی جاری و ساری در طبیعت و محیط زیست بشری دعوت می کند و از آنان می خواهد در این امور نظر دقیق کرده و اطلاعات جامعی را به دست آورند تا بتوانند در زندگی خویش بهره برده و از آسیب های احتمالی آن در امان بمانند و اجازه ندهند تا بستری برای فساد زیست محیطی بوجود آید. از همین روست که خدا بارها با واژه «نظر» به معنای تحلیل علمی دقیق از مردم می خواهد تا نه تنها در ملکوت آسمان و زمین نظر کنند(اعراف، آیه ۱۸۵)، بلکه در محیط زیست آسمانی(ق، آیه ۶) و زمینی و جانوری و مانند آن ها نیز دقت نظر داشته باشند. خدا می فرماید: أَفَلَا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ؛ وَإِلَى السَّمَاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ؛ وَإِلَى الْجِبَالِ کَیْفَ نُصِبَتْ؛ وَإِلَى الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ؛ آیا به شتر نمى ‏نگرند که چگونه آفریده شده ؛ و به آسمان که چگونه برافراشته شده ؛ و به کوه ‏ها که چگونه برپا داشته شده ؛ و به زمین که چگونه گسترده شده است.(غاشیه، آیات ۱۷ تا ۲۰)

کسی که در آسمان دقت نظر کند و دریابد که این قدرت جاذبه از یک سو و قدرت دافعه از سوی دیگر است که به عنوان ستون های نامرئی ستارگان را نگه می دارد تا در مدار خویش گردش کرده و با هم برخورد نداشته باشند، به طور طبیعی می تواند از این سنت و قانون الهی برای مقاصد خویش بهره گیرد و جهانی بر اساس این قوانین و سنت های الهی مدیریت کند و به مسئولیت خلافت الهی خویش به عنوان «استعمار و آبادگر زمین»(هود، آیه ۶۱) عمل کند. خدا درباره سنت و قانون حاکم بر آسمان می فرماید: خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا؛ آسمانها را بى‏ هیچ ستونى که آن را ببینید خلق کرد.(لقمان، آیه ۱۰)

سنت الهی اثبات حق و محو باطل

یکی از مهم ترین سنت های الهی اثبات حق و محو باطل است. به این معنا که خداوند این قانون را بر هستی حاکم ساخته که در نهایت حق اثبات شود و باطل محو. خدا می فرماید: فَإِنْ یَشَإِ اللَّهُ یَخْتِمْ عَلَى قَلْبِکَ وَیَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَیُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى نهد و خدا باطل را محو و حقیقت را با کلمات خویش پا برجا مى ‏کند اوست که به راز دلها داناست.(شوری، آیه ۲۴)

خدا در آیات بسیاری به این نکته توجه می دهد که احقاق الحق امری قطعی و سنتی بدون تحویل و تبدیل است. از همین روست که می فرماید: لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَیُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ؛ تا حق را ثابت و باطل را نابود گرداند هر چند بزهکاران خوش نداشته باشند. (انفال، آیه ۸؛ و نیز: یونس، آیه ۸۲)

پس از این آیات و مانند آنها این مطلب به دست می آید که محو باطل و تثبیت حق، سنّت همیشگى خداوند است و این گونه نیست که باطل بتواند در همه حال جولان بدهد و ظالمان و مستکبران بر جهان حکومت کنند.

از نظر قرآن، زوال باطل نیازمند عواملی است که یکی از مهم ترین آن ها، آیات و کلمات تدوینی قرآن است که حقایق را آشکار و در نهایت باطل را محو می کند.(شوری، آیه ۲۴) از آن جایی که کلمات الهی شامل کلمات وجودی است؛ چنان که خداوند در آیه ۲۷ سوره لقمان از موجودات به کلمات الهی تعبیر شده و یا در آیه ۱۷۱ سوره نساء از حضرت عیسی بن مریم (ع) به عنوان «وَکَلِمَتُهُ» یاد می کند، معلوم می شود که کلمات مختص به کلمات تدوینی نیست و وجودات پیامبران(ع) و به ویژه چهارده معصوم(ع) این کلمات تامات الهی(بقره، آیه ۳۷؛ روایات تفسیری) در احقاق الحق و ابطال الباطل و محو آن بسیار موثر است.

باید دانست که از نظر قرآن، همه هستی در چارچوب یک از پیش تعیین شده در حال تحقق است و هر چیزی که اتفاق می افتد پیش از این در «ام الکتاب و لوح محفوظ» نوشته شده است.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) بر همین اساس، باید گفت فلسفه جبری تاریخ بر این قرار گرفته تا حق اثبات و باطل محو شود، هر چند که مردم از آن آگاه نباشند؛ زیرا از نظر قرآن، آگاه نبودن هیچ‌کس به زیربناى قوانین ایجاب‌کننده چیزى (اثبات) یا عامل نابودى آن (محو)، دلیلی بر این نیست که چنین فلسفه ای برای تاریخ رقم نخورده باشد؛ بلکه این تاریخ رقم خورده و پایان تاریخ با اثبات حق و احقاق آن و نیز ابطال و محو باطل خواهد بود. خدا به صراحت می فرماید: یَمْحُوا اللهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ(رعد ، آیه ۳۹)؛ شکی نیست که از مصادیق «امّ‌الکتاب» به قرینه عبارت قبل سنت ها و قوانینى است که بر اساس آن محو و اثبات انجام مى‌گیرد. بنابراین از نظر قرآن، «امّ‌الکتاب» ریشه و مرجع قوانینی است که بر هستی جاری و ساری است.

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: زمانى که شب قدر فرا رسد، فرشتگان روح و نویسندگان الهى به آسمان دنیا فرود مى‌آیند. پس مى‌نویسند آنچه را که در آن سال از قضاى الهى باشد. پس زمانى که خداوند اراده کند چیزى را مقدّم یا مؤخّر سازد، یا آن را بکاهد یا بر او بیفزاید، امر مى‌کند که محو کنند آنچه را او بخواهد، سپس محقّق مى‌سازد آنچه را اراده کرده است.(تفسیر قمى، ج ۱، ص ۳۶۶؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۲)

از همین آیه ۳۹ سوره رعد هم چنین این معنا به دست می آید که کتاب محو و اثبات غیر از کتاب ام الکتاب است؛ در حقیقت ام الکتاب مرجعی برای کتاب های محو و اثبات است. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت شده است که آنها [محو و اثبات] دو کتابند: کتابى غیر از امّ‌الکتاب که خداوند هر چه را بخواهد از آن محو مى‌کند و [آنچه را بخواهد در آن] ایجاد مى‌کند و [دیگرى] «امّ‌الکتاب» که چیزى در آن تغییر داده نمى‌شود. (مجمع‌البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۴۵۸؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۵۱۷، ح ۱۸۴)

از نظر قرآن، در همین چارچوب سنت اثبات حق و محو باطل می توان جا به جایی شب و روز را تفسیر و تبیین کرد: وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ آیَتَیْنِ فَمَحَوْنَا آیَهَ اللَّیْلِ وَجَعَلْنَا آیَهَ النَّهَارِ مُبْصِرَهً؛ و ما شب و روز را دو آیه قراردادیم، پس آیه شب را محو کردیم و آیه روز را به عنوان بصیرت آفرین قرار دادیم.(اسراء، آیه ۱۲) بر اساس همین آیه هدف از چنین محو و اثباتی، بهره گیری مردم از نعمت های الهی و ساماندهی زندگی در نظم حسابی است که از طریق این شب و روز به دست می آید. در حقیقت تدبیر الهی در این نوع محو و اثبات خود گواهی از فضل الهی برای انسان ها است و باید انسان ها این امر را به عنوان یک نمونه بشناسد و از آن بهره گیرند.

البته محو و اثبات هر چیزی مناسب با آن چیز است؛ و نمی توان همه انواع و اقسام امور را به یک نوع محو و اثبات کرد. بنابراین با توجه به مصادیق و امور ، انواع محو و اثبات خواهیم داشت. هم چنین باید توجه داشت که محو و اثبات به دست خدا است و می تواند کم و زیاد کند.(رعد، آیه ۳۹؛ و روایات تفسیری)

پایان تاریخ با زوال ظلم و استکبار

از نظر قرآن، پایان تاریخی که برای بشریت و جهان مادی رقم خورده است، ابطال باطل و محو آن و پیروزی و احقاق الحق و اثبات آن است. بر همین اساس، باید گفت که عدالت قسطی به عنوان اصل الحق در جهان بشری اجرایی خواهد شد(حدید، آیه ۲۵) و مومنان صالح و مصلح که «قوامین بالقسط » هستند(مائده، آیه ۸) بر جهان حکومت خواهند کرد.(نور، آیه ۵۵؛ انبیاء، آیه ۱۰۵؛ مائده، آیه ۵۶؛ صافات، آیه ۱۷۳)

از نظر قرآن، سنت الهی بر این قرار گرفته ظالمان و مستکبران در همین دنیا نیز عذاب ببیند و سرانجام زشت و فرجام بد خویش را درک کنند.

البته این که در پایان تاریخ چنین چیزی رقم می خورد شکی نیست؛ اما این گونه نیست که خدا تا پیش از پایان تاریخ و ظهور عدالت مهدوی(عج) هیچ مجازاتی را برای ظالمان و مستکبران رقم نزده باشد؛ بلکه خدا با ارجاع به سنت های خویش که تبدیل و تحویلی در آن راه ندارد، به ظالمان و مستکبران هشدار و به مومنان و مقسطین بشارت می دهد که ظالمان و مستکبران در همین دنیا مجازاتی را خواهند چشید چنان که در طول تاریخ اتفاق افتاده است. خدا می فرماید: اسْتِکْبَارًا فِی الْأَرْضِ وَمَکْرَ السَّیِّئِ وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا أَوَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَکَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعْجِزَهُ مِنْ شَیْءٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ إِنَّهُ کَانَ عَلِیمًا قَدِیرًا؛ انگیزه این کارشان فقط گردنکشى در روى زمین و نیرنگ زشت بود و نیرنگ زشت جز دامن صاحبش را نگیرد. پس آیا جز سنت و سرنوشت‏ شوم پیشینیان را انتظار مى ‏برند و هرگز براى سنت‏ خدا دگرگونى نخواهى یافت. آیا در زمین نگردیده‏ اند تا فرجام کار کسانى را که پیش از ایشان زیسته و نیرومندتر از ایشان بودند بنگرند و هیچ چیز نه در آسمانها و نه در زمین خدا را درمانده نکرده است؛ چرا که او همواره داناى تواناست. (فاطر، آیات ۴۳ و ۴۴)

از این آیات به دست می آید که سنت احقاق الحق و ابطال الباطل در چارچوب سنت محو واثبات محدود به آخر و پایان تاریخ نیست، بلکه هماره این سنت در حال جریان است؛ تنها چیزی که در آخر و پایان تاریخ اتفاق می افتد غلبه و چیرگی مطلق نسبی حق بر باطل است.

هم چنین خدا نیز می فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآخِرَهِ خَیْرٌ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّیَ مَنْ نَشَاءُ وَلَا یُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ ؛ و پیش از تو نیز جز مردانى از اهل شهرها را که به آنان وحى می کردیم نفرستادیم آیا در زمین نگردیده‏ اند تا فرجام کسانى را که پیش از آنان بوده‏ اند بنگرند و قطعا سراى آخرت براى کسانى که پرهیزگارى کرده‏ اند بهتر است؛ آیا نمى‏ اندیشید تا هنگامى که فرستادگان ما نومید شدند و مردم پنداشتند که به آنان واقعا دروغ گفته شده یارى ما به آنان رسید پس کسانى را که مى‏ خواستیم نجات یافتند، ولى عذاب ما از گروه مجرمان برگشت ندارد.(یوسف، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰)

هم چنین خدا می فرماید: أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَانُوا أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّهً وَآثَارًا فِی الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَکْسِبُونَ فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ؛ آیا در زمین نگشته‏ اند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنان بودند چگونه بوده است آنها به مراتب از حیث تعداد بیشتر از آنان و از حیث نیرو و آثار در روى زمین استوارتر بودند؛ ولى آنچه به دست مى ‏آوردند به حالشان سودى نبخشید ؛ و چون پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند به آن چیز مختصرى از دانش که نزدشان بود خرسند شدند و سرانجام آنچه به ریشخند مى‏ گرفتند آنان را فروگرفت. (غافر، آیات ۸۲ و ۸۳)