اتّحاد امّت اسلام و راهکارهاى قرآنى آن

14_3251_1066475719در این مقاله عوامل اتّحاد و راهکارهاى آن بیان گردیده است. نویسنده نخست تحلیل مختصرى درباره اختلافات و عوامل واگرایى اجتماعى در زمان جاهلیت ارائه مى کند. و همدلى و همگرایى را از راهکارهاى قرآنى براى ایجاد وحدت یک امت اسلامى معرفى مى نماید. وى ارسال و اهداف پیامبران، تغییر سرنوشت امت ها بر اثر عملکرد جامعه و الگوبردارى از روش پیامبر را از عوامل امت سازى برشمرده و در ادامه از ویژگیهاى آن همچون امر به معروف و نهى از منکر، تعاون بر خیر و تقوا یاد مى کند و شکل گیرى انصار و ایجاد پیمان برادرى میان مهاجرین و انصار در عصر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را در روحیه همدلى مؤثر دانسته است.

اتحاد راهبرد جامعه پذیری و امت سازی
اتحاد به عنوان مهم ترین راهبرد برای جامعه پذیری و امت سازی در آموزه های قرآنی و نبوی مورد اهتمام و توجه بوده است. برای ساخت امتی یگانه با ویژگی ها جامعه نمونه و برتر (امت شاهد) نیاز به بازسازی در بینش و نگرش مردمانی است که به طور فطری گرایش به اختلاف (مطهری، آشنایی با سوره های قرآن، سوره انفال) و استخدام دیگری و بهره کشی از هم نوع دارد.

این مسئله در میان اقوام پراکنده جزیره عربستان به جهاتی تشدید می شود؛ زیرا محیط سخت و زمخت عربستان و کمبود منابع آبی و غذایی، دسترسی آسان و کامل به مواد و منابع مورد نیاز را کاهش می داد و رقابت را در میانشان تشدید می کرد. هر کس برای کوچک ترین مسئله به خود این اجازه را می داد که به کشتن طرف مقابل اقدام کند و برای شتری جنگ صدساله راه اندازی نماید. همان گونه که بستر طبیعی و غریزی برای اختلاف در این منطقه جغرافیایی فراهم تر بود، عوامل همبستگی و اتحاد نیز تقلیل می یافت. گزارش های مورخان و قرآن بر این مسئله دلالت می کند که عوامل واگرایی اجتماعی در میان اقوام عربی ساکن در منطقه بیش از آن بود که همگرایی را تقویت کند و جامعه به شکل واقعی و درست آن را سبب گردد. جامعه مجموعه انسان هایی است که به علل و عوامل خونی، قبیله ای، نژادی و فرهنگی برای کسب اهداف و منافع عالی تر که امکان آن به طور فردی فراهم نیست گرد هم می آیند و با کاهش واگرایی و عوامل ایجادی آن می کوشند تا به اشکال گوناگون چون قانون نوعی اتحاد را در محور اهداف مشترک پدید آورند. این عوامل در منطقه عربی و اقوام پراکنده آن چنان نادر و یا کم بوده است که تنها نوعی قبیله گرایی و جامعه ابتدایی خونی را ایجاد می کرد. از این رو در گزارش های تاریخی می یابیم که این اقوام در واحدها و آبادی های پراکنده ای به گونه همزیستی را در پیش گرفته بودند که در اصطلاحات سیاسی امروز از آن به جنگ سرد و صلح مسلح یاد می کنند. در یثرب (مدینه) آن روز دو گروه خونی و قبیله ای زندگی می کردند که همواره سر نزاع و جنگ با هم داشتند. هر چند که برخی عامل یهودیان عرب را عامل مهم و تأثیرگذار در دامن زدن به اختلاف میان اوس و خزرج می دانند ولی به نظر می رسد که این عامل تنها عامل برای اختلافات موجود در یک جامعه کوچک چند هزار نفری نبوده است؛ زیرا همین اختلاف در جامعه کوچک تر که می توان در اصطلاح امروزی از آن به شهرک یاد کرد دیده می شود. در طائف حالت صلح مسلح چند دهه بلکه شاید سده ای ادامه داشت و میان اقوام مکه نیز وضعیت بهتری تحقق نداشت. عصبیت و غرور قومی و مهر شدید به خون و اقوام نزدیک خونی نه برای همدلی و همراهی بلکه برای کسب برتری و برآورد نیازها به شدت وجود داشت. این همکاری ها و کمک ها به تعبیر استاد شهید مطهری مانند همکاری سرمایه دارهاست که با کسب هدف و دست یابی به آن کاهش می یابد و یا از هم فرو می پاشد. از این رواست که می بینیم با افزایش قدرت اشخاص و یا برخی قبایل مانند ابوسفیان و قریش، ارتباط و همکاری و هماهنگی ها در مکه از هم می پاشد و هرکس می کوشد تا بهره ای بیش تر از اموال و قدرت را به خود اختصاص دهد. عصبیت در چنین جامعه ای نیز ابتدایی بود و هیچ گاه از قوم و خویش و درنهایت عشیره و گاه قبیله بالاتر نرفت و به عصبیت قومی و یا ملی تبدیل نشد. از این رو همگرایی و اتحاد در میان آنان نیز در مرز جامعه قبیله ای ماند و از آن فراتر نرفت.
پیامبر(ص) در چنین جامعه ای زندگی می کرد، جامعه ابتدایی فاقد هرگونه قانون نوشته شده ای که بتواند به تخاصمات و نزاعی ولو کوچکی پایان دهد. سنت های قبیله ای و قومی که با شدت مراعات می شد و در حکم قوانین نوشته شده و سخت تر به مورد اجرا گذاشته می شد، تنها در راستای حقوق اشراف و نخبگان جامعه بود. از این رو هرگاه با خواسته های اشراف در تضاد قرار می گرفت به آسانی کنار نهاد می شد و قوانین دیگری به طور دایم و یا مقطعی جایگزین می شد.
راهکارهای قرآنی برای همگرایی
پیامبر اسلام(ص) برپایه آموزه های قرآنی نخست به بازسازی بینشی و نگرشی قوم اقدام کرد. برای این مهم در مفاهیم نیز دست برد و با استفاده از واژگان موجود در فرآیند زمانی و پیچیده ای مفاهیم جدیدی را به مردمان القا کرد. برای شناخت درست و تحلیل دقیق از عملکرد قرآنی پیامبر(ص) در ساخت جامعه ای یگانه و امتی واحد به خوانش یکی از راهکارهای قرآنی که از سوی پیامبر عملیاتی شده است می رویم. بنابراین با توجه به عملکرد مثبت و سازنده این روش و شیوه در جامعه سازی و امت سازی، نگاهی گذرا به مساله انصار و مهاجر و امت سازی در مدینه به عنوان جامعه نمونه و مسلمانان صدر اسلام در این شهر به عنوان امت نمونه و شاهد توجه می دهیم.
۱-قرآن و امت سازی
امت در تعبیر و اصطلاح قرآنی، گروهی همسان در دین، آیین، زمان و مکان و دیگر مشترکات انسانی است. (بقره آیه ۸۲۱ و مائده آیه ۸۴ و مانند آن) این اصطلاح هرچند با جامعه در اصطلاح امروزی مشابهت هایی دارد ولی تفاوت های محسوسی نیز در میان است که نمی توان آن را نادیده گرفت. جامعه در اصطلاح جامعه شناختی، گروه سازمان یافته ای از اشخاص و افراد انسانی هستند که با هم در سرزمین مشترک زندگی می کنند و با همکاری در گروه ها نیازهای اجتماعی ابتدایی و اصلی خود را تامین می نمایند و با مشارکت در فرهنگی مشترک و یکسان به عنوان یک واحد اجتماعی از دیگر جوامع متمایز می شوند. (مبانی جامعه شناسی، مجید مساواتی، تبریز، ۲۷۳۱، ص ۱۴۲) اما امت گروه خاصی از پیروان یک دین یا یک عصر به سبب همسانی در نوع خاصی از عملکرد و یا رویکرد فکری هستند. (المیزان ج ۶ ص ۳۹) این امت در نگرش قرآنی دارای حیات و زندگی است که لحظه ای همانند زندگی انسان ها پایان می یابد. (اعراف آیه ۳۴) و به عنوان یک حقیقت دارای کتاب و نوشته مخصوصی است که در قیامت به سوی آن خوانده می شود. (جاثیه آیه ۲۸) و دارای فهم و شعور است (انعام آیه ۱۰۸) و برای عمل هر جامعه و امتی عذابی مشترک و عمومی است (غافر آیه ۵) در ضمن قرآن برای امت ها، سنت هایی نیز اثبات می کند که می توان به سنت ارسال پیامبران، هلاکت امت پس از اتمام حجت و تغییر در سرنوشت امت ها بر اثر عملکرد جامعه و مانند آن اشاره کرد.
قرآن یکی از اهداف پیامبر را امت سازی می نامد و نشان می دهد که چگونه و به چه روشی پیامبر اعظم(ص) به آن دست یافت و امت شاهد و نمونه ای را در مدینه ایجاد کرد که می تواند الگو برای جوامع دیگر به ویژه امت اسلامی در روزگار ما باشد که از معنا و مفهوم امت تنها اسم و نامی از آن و پوستین بدون محتوا به جا مانده است. از این رو برای دست یابی به امت اسلامی واقعی و مطلوب می بایست دوباره با الگوبرداری از روش پیامبر به ایجاد امت اسلامی واقعی و نمونه اقدام شود.
قرآن امت اسلامی در عصر پیامبر را بهترین امت و جامعه ای دانسته است که تا آن زمان تشکیل شده بود. این امت وسط (بقره آیه ۱۴۳) و شاهد و نمونه (همان) از چه خصوصیات و ویژگی هایی برخوردار بوده است که مورد ستایش خداوند قرار گرفته است؟
از ویژگی هایی که قرآن برای امت نمونه و شاهد بیان می کند، این است که در کارهای یک دیگر نظارت می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند (آل عمران آیه ۱۰۴)، تعاون بر خیر و تقوا در میان ایشان اصالت دارد: تعاونوا علی البر و التقوی)، برادری ایمانی در میان ایشان در آن حد و اندازه است که از خود می گذرند و ایثار می کنند. در جستجوی وضعیت یک دیگری به تجسس و جاسوسی اقدام نمی کنند، غیبت و تهمت و افترا در میانشان نیست، اختلافات جزیی و کلی را با حکمیت و یا رجوع به قانون حل و فصل می کنند و در میانشان شمشیر قضاوت نمی کند، جان و مال و عرض یک دیگر را محترم می شمارند و امنیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی را برای یکد یگر و جامعه فراهم می آورند و عوامل ایجادی آرامش و آسایش در جامعه را تقویت می کنند. در همه امور اصل بر تقوا و عدالت و قسط نهاده می شود و عفو و گذشت را حتی نسبت به قاتل در نظر می گیرند و اصالت را به قصاص و قتل نمی دهند هرچند که قصاص و امور دیگری از این دست حق ایشان است. به یک معنا از حق خویش برای تقویت همبستگی می گذرند و اصول همدلی و همراهی را در خود تقویت می کنند. از یک دیگر انتقام نمی گیرند و … بسیاری دیگر از مسایلی که در قرآن بدان پرداخته و به تفصیل توضیح داده شده است.
۲- مهاجران وانصار؛ واگرایی و همگرایی
انصار که اصطلاح خاصی در فرهنگ اسلامی و قرآنی است، بیانگر حالت عالی از همدلی و همگرایی و هم فکری امت اسلامی است. اگر بخواهیم به مسئله اشاره داشته باشیم که بتواند بهترین شاهد برای امت سازی قرآنی پیامبر باشد همدلی و همگرایی است که در شکل و قالب انصار در مدینه شکل گرفت. انصار که نامی برای مسلمانان مدینه از اوس و خزرج به شمار می آید، در زمانی شکل گرفت که امت در حال شکل گیری بود. اوس و خزرج دو قبیله ساکن در شهر یثرب پیش از اسلام همواره در جنگ و ستیز بودند و هرگز جامعه مدینه به شکل درست آن پیش از ورود اسلام شکل نگرفت؛ زیرا دست کم سه گروه متخاصم در مدینه زندگی می کردند که اجازه پدیداری مفهوم جامعه را به این اشخاص نمی داد. در حقیقت گروه های متخاصمی بودند که تنها در یک سرزمین به جهت آب و آبادانی ابتدایی گرد آمده بودند و به جای همگرایی به رقابت می پرداختند. از این رو در برابر تهاجمات بیرونی بسیار ضعیف و سست عمل می کردند.

پیامبر پس از ایجاد دگرگونی در بینش و نگرش مردم مدینه، به تقویت اصول همدلی همت گماشت و با برنامه دقیق و حساب شده ای توانست واگرایی را در میان ایشان از میان بردارد. پیامبر(ص) در پیمان های متعددی سران اوسی (بنی عبدالاشهل) و خزرجی (بنی سلمه) را به گونه ای در کنار هم نهاد که با هم یک دل و یک رنگ شدند. اختلاف چند دهه و یا سده تبدیل به وفاق همدلی شد. این گونه شد که انصار به عنوان یک واژه برای دو قبیله متنازع شکل گرفت و پایه های اساسی امت نهاده شد. انصار به معنای یاران پیامبر به جای خزرجی و اوسی نشست و از این زمان است که می بینیم دیگر سخن از قومیت و قبیله در اسناد و گزارش های عصر نخست نیست و در همه جا به جای یاد کرد از قوم و قبیله از واژه و اصطلاح انصار یاد می شود. این مسئله نشان می دهد که پیامبر(ص) برای از میان بردن اختلاف قومی و قبیله ای حتی در کاربرد واژگان دقت می کرد. کاربرد اوسی و خزرجی می توانست به اختلافات دامن بزند و یاد کرد آن دامنه خاطرات گذشته را به امروز بکشاند. از این رو به جای کاربرد اوسی و خزرجی از واژه انصار استفاده کرد که بیانگر محتوایی دینی بود. کاربرد این واژه در آیات قرآنی برای انصار نوعی احساس ویژه را در میان اهالی مدینه برمی انگیخت. در آیات مدنی قرآن کریم این واژه در ۷ مورد تکرار شده است که در آن از اقوام و گروه های ساکن مدینه خبر می دهد. مقایسه انصار با انصار حضرت عیسی(ع) می توانست حس معنوی ویژه ای را در میان بومیان مسلمان یثرب برانگیزد، به گونه ای که آنان خود را یاران و سربازان خداوند احساس کنند و بر ایمان و نگرش آنان به زندگی تاثیر عمیق و ژرف برجای نهد. (آل عمران آیه ۵۲ و نیز صف آیه ۱۴)
ردیابی کاربرد این واژه نشان می دهد که مسلمانان بومی مدینه در سال های دوم و سوم به این نام جدید خوانده شدند. پیش از این آنان هرچند که به عنوان پناهندگان از اعتبار خاصی برخوردار شده بودند ولی به عنوان یک گروه همدل ایمانی از آنان یاد نشده بود. در زمان جنگ بدر آنان نه تنها به این مفهوم جدید اعتبار معنایی خاصی بخشیدند، از این رو به عنوان امتی همدل و همراه در عرصه اندیشه و عمل خودنمایی کردند و مورد ستایش خداوند قرار گرفتند.
این نخستین اقدام پیامبر اعظم(ص) در ساخت هسته نخست امت اسلامی بود. سپس پیامبر اکرم(ص) با حضور مهاجران، با ایجاد پیمان برادری میان انصار و مهاجر گام بعدی را برداشت. انصار به نوعی مهاجران را در مدینه پذیرفتند و آنان را هم چون برادران خونی و قبیله ای گرامی داشتند. کاستی هایشان را جبران کردند و زمینه ادامه زندگی و حیات ایشان را در مدینه فراهم آوردند. آنان مهمانسرایی برای اسکان موقت مهاجران ایجاد کردند و از بهترین محصولات و امکانات خود برای پذیرایی مهاجران استفاده نمودند. (بقره ۲۶۷) برخی از ایشان در میان تیره های گوناگون انصار توزیع شدند و انصاریان در رقابت با همدیگر براساس قرعه حمایت از خانواده های مهاجر را به عهده گرفتند. (الطبقات ج ۱۳ ص ۳۶۹)
انصار دارایی و خانه خود را در اختیار مهاجران قرار داده و آنان را در محصولات کشاورزی خود شریک کردند و برخی از آنان زمین های پیرامون منازل مسکونی خود را به پیامبر بخشیدند. این روابط میان انصار و مهاجران با پیمان برادری تقویت شد. (همان ج ۳ ص ۱۷۴ و ۵۲۳ و دیگر کتب سیره و تاریخ) در آغاز برنامه بر این بود تا از یکدیگر ارث برند که چنین نیز اتفاق افتاد تا این که بعدها احکام تغییر یافت و تنها خویشان از یکدیگر ارث بردند. (انفال آیه ۷۵)
حمایت های همه جانبه انصار از مهاجران، روحیه همدلی و هم فکری را تقویت کرد و امت شاهد شکل گرفت. در گزارشی از پیامبر از این همدلی و رفتار شایسته میان انصار و مهاجران به محبت والدین به فرزند تشبیه شده است. (المستدرک ج ۴ ص ۸۳) البته گاه تنش هایی به علل مختلف به ویژه به جهت عامل نفاق رخ می داد که در آیات سوره منافقان به آن اشاره شده است. پیامبر(ص) کوشید تا با آشکار کردن روش های منافقان، ریشه های اختلاف را بخشکاند. این گونه شد که امت با تشکیل دسته انصار و مهاجران شکل گرفت. اندک اندک با ایجاد وفاق و ارتباط نسبی و مانند آن، انصار و مهاجر، ارتباط خویش را افزایش دادند. تجربه های مشترک، فرهنگ و تمدن مشترک و راه و روش و دین مشترک موجب شد تا این عوامل تقویت و تحکیم گردد.