ابلاغ رسالات الهی و اهداف آن

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر قرآن، ابلاغ رسالات الهی مختص پیامبران نیست، بلکه بر هر مومنی است تا در مقام رسالت الهی، به ابلاغ آن بپردازد تا اهدافی که خدا از رسالت رسولان دارد این گونه تامین و برآورده شود. پس از نظر قرآن، هر مومنی، رسول الله است و می بایست در مقام رسول و فرستاده الهی گفتار و رفتاری را در پیش گیرد که تامین کننده آن اهداف الهی باشد.

خدا در قرآن پس از بیان صفات رستگاران در چارچوب شرایع اسلامی(احزاب، آیه ۳۵) می فرماید: الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا ؛ همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ مى کنند، و از او مى‏ ترسند، و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند، و خدا براى حسابرسى کفایت مى ‏کند. (احزاب ، آیه ۳۹)

این افراد که در خدمت اهداف پیامبران هستند و در همان چارچوب رسالات الهی را تبلیغ و ابلاغ کرده و به تمام کمال به گوش جان مردمان می رسانند، همان ربیون در مرتبه ای(آل عمران، آیه ۱۴۶) و ربانی در مرتبه عالی تر هستند(آل عمران، آیه ۷۹) که می توان آنان را مانند پیامبران و خلفای کامل الهی، خلیفه الله شمرد و ولایت ربوبی و مظهری آنان را پذیرفت و به اطاعت از ایشان پرداخت.

به هر حال، هر مومنی موظف و مکلف است تا با قول و فعل و گفتار و کردار خویش، به شکل بلیغ و رسا، رسالات الهی را به مردمان برساند و ابلاغ کند.

اهداف و مقاصد اصلی رسالت

یکی از مهم ترین پرسش هایی که در زمینه ابلاغ رسالات الهی مطرح است، این پرسش است که چه اهداف و مقاصدی را می بایست در دستور کار به عنوان رسالات اصلی الهی قرار داد و برای ابلاغ و رساندن آن به دیگران تلاش کرد؟ خدا در قرآن مهم ترین اهداف ومقاصد اصلی رسالت را امور زیر دانسته و بیان کرده است:

  1. دعوت به توحید: از نظر قرآن، بنیاد همه ظلم ها و ستم ها، کفر و شرک است که ظلم عظیم دانسته شده است.(لقمان، آیه ۱۳) از همین روست که دعوت به توحید و یکتاپرستی به معنای دعوت به حق و عدالت و رهایی از ظلم و ستم است. همه پیامبران مامور و موظف بودند تا مردمان را به توحید دعوت و از شرک و کفر باز دارند. این گونه است که می توان در سایه فلسفه توحیدی، سبک زندگی ربانی را ارایه کرد و مردمان به عنوان خلفای الهی در چارچوب حق و عدالت با هم دیگر زندگی و تعامل داشته باشند و از ولایت و حاکمیت و دولت طاغوتی رهایی یابند.(آل عمران، آیه ۷۹؛ ابراهیم، آیه ۱۰؛ نحل، آیات ۲ و۳۶؛ انبیاء، آیه ۲۵؛ فصلت، آیه ۱۴؛ زخرف، آیه ۴۵)
  2. اتمام حجت خدا بر مردم: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر ابلاغ کننده رسالت الهی از جمله پیامبران و رسولان و ربیون و ربانیون می بایست به گونه ای ابلاغ رسالت الهی داشته باشند که حجت خدا بر مردم تمام باشد و هیچ کسی عذر و بهانه ای برای مخالفت با اسلام و شرایع آن در دست نداشته باشد.(شعراء، آیه ۲۰۸؛ انعام، آیه ۱۳۱؛ اسراء، آیه ۱۵؛ یونس، آیه ۱۳؛ قصص، آیات ۴۷ و ۵۹ ؛ طه، آیه ۱۳۴) به عنوان نمونه خدا در قرآن می فرماید: رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا ؛ پیامبرانى که بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از فرستادن پیامبران در مقابل خدا بهانه و حجتى نباشد، و خدا توانا و حکیم است. (نساء، آیه ۱۶۵) بر این اساس، هر مسلمان و مومن در مقام مبلغ دین اسلام می بایست به گونه ای در قول و عمل باشد که حجت خدا بر مردمان تمام شود و کسی بهانه ای نداشته باشد که دلایل و بینات روشن و منطقی و عقلی را نشینده و سرمشق عینی و عملی برای فلسفه و سبک زندگی صحیح و الهی نیافته است. این بدان معنا است که گفتار و رفتار هر مسلمانی می بایست خود به تمام معنا بیانگر اسلام حقیقی باشد و مردمان ایشان را به عنوان امت وسط و شاهد بشناسند و امکان پیروی از فلسفه و سبک زندگی آنان فراهم باشد.(بقره، آیه ۱۴۳)
  3. ولایت الهی: از دیگر اهداف و مقاصد رسالات الهی، تامین ولایت الهی و پذیرش آن از سوی مردمان و رهایی از ولایت طاغوت است.(نحل، آیه ۳۶) بنابراین، هر ابلاغ کننده ای می بایست به این هدف و مقصد عالی توجه یابد و برای تبیین و تحقق آن تلاش کند؛ زیرا پذیرش ولایت الهی به معنای حاکمیت خدا و شرایع آن در زندگی مردمان و حرکت در مسیر خلافت الهی است. در همین راستا می بایست با نفی ولایت طاغوت یعنی ولایت هر کسی که مظهر همه اسمای الهی نیست، ولایت الهی را تثیبت و تحکیم کرد. به سخن دیگر، هر مبلغی می بایست به گونه ای عمل کند که ولایت الهی شناخته و تحقق یابد و مردم از ولایت طاغوتی پس از شناخت آن، اجتناب کنند؛ زیرا اگر کسی تحت ولایت الهی نباشد، به یقین تحت ولایت طاغوت خواهد بود؛ زیرا قسم سومی نیست؛ چرا که ولایت یک امر طبیعی در زندگی انسان است، به طوری که اگر تحت ولایت الله نباشد، تحت ولایت طاغوت قرار می گیرد. بر همین اساس است که تولی و تبری نسبت به ولایت الله و ولایت طاغوت جزو اصلی ترین آموزه های وحیانی قرار گرفته است. پس هر کسی که تحت ولایت الله و ولایت معصومان(ع) نباشد، حتی به ظاهر مسلمان باشد، تحت ولایت طاغوت قرار دارد و از ولایت الله خارج است.(بقره، آیه ۲۷۵؛ نساء، آیه ۵۹؛ مائده، آیه ۵۵) امیرمومنان امام علی(ع) در این باره می فرماید: لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ؛ مردم چاره ای جز داشتن امیری نیک یا فاجر ندارند.( نهج البلاغه، نسخه صبحى صالح‏، ص ۸۳) زیرا انسان ناچار است تا تحت ولایت امر نظام سیاسی ولایی یا طاغوتی باشند و اگر نظام سیاسی ولایی را نپذیرند، می بایست ولایت طاغوت را به ناچار بپذیرند.؛ چرا که امور مردم به ویژه در حوزه اجتماعی جز به این سامان نمی یابد و اصلاح نمی شود و هرج و مرج و آشوب اجتماع را فرا گرفته و زندگی نابود و امنیت و آسایش از دست می رود.(همان و نیز بحارالانوار، ج۳۴، ص ۱۹)
  4. عدالت قسطی: از نظر قرآن، از دیگر اهداف و مقاصد رسالات الهی، تامین و تحقق عدالت قسطی در اجتماعات بشری است.(حدید، آیه ۲۵) البته عدالت می بایست به شکل فراگیر در همه ابعاد و سطوح آن عملیاتی شود و مبلغان با ابلاغ این هدف می بایست فعالیت کنند و مردم را بر اساس فلسفه الهی اسلام و کتب و شرایع و قوانین آن به مطالبه گری و اقامه عدالت به ویژه در امور محسوس و مادی زندگی دعوت کنند و آنان را برای قیام و برپایی و اقامه عدالت قسطی هدایت و مدیریت کنند.(همان) خدا در قرآن تاکید می کند که پیامبران و رسولان الهی موظف هستند تا به گونه ای عمل کنند که عدالت قسطی در هر اجتماعی که در آن حضور دارند، تحقق یابد و اقامه شود و به مردم کم ترین ظلم و ستمی روا نشود و هر کسی سهم خویش را از زندگی و مواهب و نعمت های الهی به دست آورد.(همان؛ یونس، آیه ۴۷) در حقیقت آشنایی مردم با حقوق حق و قسط و سهم خویش زمانی خواهد بود که مردم کرامت ذاتی خویش را بشناسند و بدانند که همگی از «نفس یکتایی و یگانه ای» خلق و آفریده شده اند (نساء، آیه ۱) و هیچ تفاوتی میان انسان ها نیست، حتی اگر تفاوت هایی در جنسیت و رنگ و نژاد و فرهنگ و زبان و مانند آن ها باشد. پس این تفاوت ها و فرق ها هیچ گاه موجب نمی شود تا تفاوت و فرقی در حقوق اساسی و اصلی داشته باشند و کرامتی برای عده ای رقم بخورد و اهانت و توهینی نسبت به کسی روا شود.(حجرات، آیه ۱۳) وقتی انسان کرامت ذاتی خویش را بداند و بشناسند، در میان اجتماع خود را خوار و ذلیل نمی یابد و خواهان حقوق و سهم خویش می شود و برای آن تلاش کرده و علیه ظالمان و مستکبران قیام کرده و عدالت قسطی را می طلبد و می خواهد. در این میان مومنان بر خلاف توده های مردم می بایست در این زمینه بسیار قوی تر و محکم تر وارد شوند و «قوامین بالقسط» باشند و هرگز حتی نسبت به دشمنان خویش نیز از عدالت قسطی دست برندارند و کم نگذارند و سهم و قسط حتی دشمن را براساس کرامت ذاتی اقامه کنند.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)
  5. قضاوت بر اساس حق: یکی دیگر از اهداف و مقاصدی که در رسالات الهی مد نظر است، قضاوت بر اساس عدالت و رفع هر گونه نزاع و اختلاف میان مردم بر اساس اصل عقلی و فطری «مقابله به مثل» است؛ زیرا این گونه است که حق اقامه می شود و هر کسی به حق خویش می رسد؛ چرا که عدالت به معنای بخشیدن حق هر صاحب حقی یا قرار دادن هر چیزی در جای حق و مناسب آن است که خدا برای آن مقدر کرده است. هر گونه تغییر در مقدرات و تقدیر چیزی به معنای خروج از عدالت و حق است و گرایش به باطل و ظلم است. رسولان موظف و مکلف هستند حق گو و حق مدار بوده و حق و عدالت را در اجتماع جاری و ساری کنند و برای آن تلاش نمایند.(بقره، آیه ۲۱۳؛ یونس، آیه ۴۷) بر همین اساس، مبلغان اسلام در جهان می بایست در هر امری که وارد می شوند، تلاش کنند تا ریشه های نزاع و اختلاف را بشناسند و از آن جلوگیری کرده و مردم را به عدالت و حق دعوت کرده و آن را اقامه و اجرایی کنند.
  6. حل اختلافات مردم: چنان که گفته شد، قضاوت بر اساس حق یکی از اهداف در رسالات الهی است؛ در همین راستا حل اختلافات موجود در میان مردم نیز می بایست در دستور کار قرار گیرد و مبلغان به گونه ای عمل کنند که مردمان ایشان را به عنوان حکمیت بپذیرند و ایشان بخواهند تا در نزاعات و اختلافات ایشان داوری وقضاوت کنند نزاع و خلاف ایشان را بر اساس حق و عدالت حل و فصل کنند.(بقره، آیات ۲۱۳ و ۲۵۳؛ شوری، آیات ۱۳ و ۱۴) از همین روست که پیامبر(ص) حتی از سوی اهل کتاب بلکه مشرکان و کافران به عنوان حکمیت پذیرفته می شود و آنان در قضاوت و داوری و حل اختلافات و نزاعات به ایشان مراجعه می کردند.
  7. تبیین حق : از دیگر اهدافی که قرآن برای رسالات الهی بیان می کند، تبیین حق و آشکار شدن آن به طوری که دیگر شکی در بطلان اموری چون ظلم و کفر و شرک باقی نمی ماند و انسان ها تحت ولایت الله از ولایت طاغوتی رهایی می یابند و ریشه های اختلافات و نزاع شناخته و با اجرای حق و عدالت برچیده شده و مردمان به عدالت قسطی در میان هم زندگی می کنند.(بقره، آیه ۲۱۳؛ مائده، آیه ۱۹؛ یونس، آیه ۴۷؛ نحل، آیات ۳۶ و ۳۹) پس بر هر مبلغ رسالات الهی است که به این هدف و مقصد توجه و اهتمام داشته باشند و برای آن تلاش کنند تا این هدف متعالی تامین و برآورده شود.
  8. تزکیه نفس و کسب تقوای الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اگر خواهان اجتماع انسانی مبتنی بر عدالت و حق و ولایت الهی هستیم، می بایست پیش از آن که به حوزه عمل اجتماعی توجه شود، به نفس انسانی توجه شود؛ زیرا روان شناسی هماره بر جامعه شناسی تقدم رتبی دارد. به این معنا که تا نفس انسانی تزکیه و پاک نشود و مردمان پاک نهاد و مفطور به فطرت الهی نداشته باشیم، نمی توانیم از اجتماعی سالم یاد کنیم و تحقق آن را خواهان باشیم. بر این اساس، می بایست به تعلیم و تزکیه یعنی آموزش و پرورش نفس به عنوان کلید اصلی حل مشکلات اجتماعی انسان توجه خاص و ویژه ای مبذول شود. از همین روست که از مهم ترین اهداف و مقاصد رسالات الهی، تعلیم و تزکیه دانسته شده است؛ زیرا بدون این ها نمی توان از اجتماع سالم انسانی سخن گفت.(انعام، آیه ۴۸؛ اعراف، آیه ۳۵؛ بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲) از نظر قرآن کسانی که تزکیه نفس می توانند داشته باشند که در چارچوب آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن عمل کنند و به تقوای الهی دست یابند.(بقره، آیه ۲۱) بر همین اساس، یکی از مهم ترین اهداف رسالات الهی تقوای الهی معرفی شده که تامین کننده تزکیه نفس انسان و در نهایت اجتماع پاک و سالم است.(اعراف، آیه ۳۵)
  9. هدایت به صراط مستقیم الهی: از مهم ترین اهداف رسالات الهی، هدایت مردم به صراط مستقیم الهی است که همان دین اسلام و شرایع آن است؛ زیرا انسان تنها در سایه آموزه های الهامی فطری و وحیانی تشریعی می تواند فلسفه و سبک زندگی درست را بشناسد و دنیا و آخرت خویش را بسازد و سعادتمند زندگی داشته باشد.(بقره، آیه ۲۱۳؛ اعراف، آیه ۴۳؛ رعد، آیه ۷؛ نحل، آیه ۳۶) از نظر قرآن، عقل فطری و نقل وحیانی به عنوان دو کاشف و حجت الهی می توانند در شناخت صراط مستقیم الهی به انسان کمک کند و او را با فلسفه و سبک زندگی الهی و حق آشنا و برای تحقق آن یاری رساند.(بقره، آیات ۲ تا ۵؛ روم، ایه ۳۰؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
  10. انذار و بشارت: از نظر آموزه های وحیانی مبلغان رسالات الهی می بایست یکی از اهداف اصلی خویش را انداز از عوامل خشم الهی و بشارت نسبت به عوامل جلب رحمت الهی قرار دهند تا این گونه سعادت دنیا و آخرت برای مردمان تامین شود و انسان به جای دوزخ از بهشت الهی سر در آورد.(نساء، آیات ۱۶۵ و ۱۶۶؛ انعام، آیه ۴۸ و آیات دیگر) بنابراین، این که مبلغان تنها به بشارت و رحمت الهی اشاره داشته باشند، می تواند ناقص و ناتمام باشد، چنان که ترساندن و انذار به تنهایی نیز کفایت نمی کند، بلکه می بایست در چارچوب اصول روان شناسی انسان، خوف و رجا را با هم آمیخت و با ترس و امید مردم را به سمت حق و حقانیت و عدالت و دیگر امور اسلامی و تکالیف و وظایف شرایع آن دعوت و سوق داد.

در آیات قرآنی اهداف و مقاصد دیگری برای ابلاغ رسالات الهی بیان شده که می توان گفت که یا ناظر به همین موارد پیش گفته یا از مصادیق آن است. بنابراین، به همین میزان بسنده می شود. بی گمان تامل نظر در این موارد می تواند هدف گذاری مبلغان بلکه همه مسلمانان و مومنان را در فلسفه و سبک زندگی مشخص کند تا دیگران به سبب همین سبک زندگی به اسلام دعوت شوند و این گونه رسالات الهی به شکلی رسا و گویا به مردمان ابلاغ شود؛ از همین روست که امام صادق(ع) می فرماید: کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ‏ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَع‏؛ مردم را به غیر از زبانتان دعوت به دین کنید، تا سعى و کوشش و درستى و پرهیزگارى و خویشتن دارى را از شما مشاهده کنند.( مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، على بن حسن طبرسى‏، ص ۴۶؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏۶۷، ص ۳۰۹)