ابزارهای کسب لباس تقوا

نماز در جبهه

بسم الله الرحمن الرحیم

تقوای الهی به معنای کسب «وقایه» از هر چیزی است که خشم الهی را به دنبال دارد تا این گونه از آثار خشم و غضب الهی در امان مانیم؛ همان طوری که لباس ما را از گرما و سرما و تیرهای دشمن حفظ می کند(نحل، آیه ۸۱) و پوشش تن و  زینت آن به شمار می آید(اعراف، آیه ۲۶)، هم چنین از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تقوای الهی لباس تقوا برای انسان به شمار می آید که انسان را از خشم و غضب الهی و آتش دوزخ و عذاب حفظ می کند و موجب زینت و آرایش انسان می شود.(همان)

همان طوری که برای تهیه لباس معمولی برای بدن، نیازمند ابزارها و فعالیت هایی هستیم تا لباسی مناسب برای «وقایه» و «زینت» داشته باشیم، هم چنین لازم است تا برای تهیه لباس تقوا، ابزارهایی را فراهم آوریم و کارهایی را انجام دهیم که تامین کننده این هدف مقدس برای روان آدمی باشیم.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حقیقت انسان روان اوست؛ زیرا تن مرکب و ابزار روان است؛ بنابراین بیش و پیش از آن که به لباس تن اهتمام ورزیم که خود امری بسیار مهم و حیاتی برای انسان است(اعراف، آیه ۲۶)، می بایست برای روان، لباسی از تقوا تهیه کنیم؛ از همین روست که خدا در همین آیه، این لباس تقوای روان را «خیر» می داند و خواهان اهتمام بیش تر می شود.

البته باید توجه داشت که از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پوشش لباس تن، خود بخشی از مساله لباس روان است که می بایست به آن اهتمام ورزید؛ زیرا لباس می تواند به عنوان «حجاب» انسان را از بسیاری از آلودگی ها و نیز اذیت و آزارها حفظ کند و زشتی ها را بپوشاند و از تظاهر زینت های طبیعی بدن جلوگیری نماید تا امکان سوء استفاده دیگران و اذیت و آزار از میان برود.(نور، آیه ۳۱؛ احزاب، آیات ۳۳ و ۵۹)

به سخن دیگر، مساله لباس ظاهر و تن، خود تامین کننده بخشی از کل است که همان لباس تقوای الهی و لباس روان است؛ بنابراین، تاکید  و اهتمام به لباس روان و تقوای الهی، به معنا و مفهوم اهتمام به لباس تن است به شرط آن که مراد تامین تقوای الهی و لباس روان باشد، نه آن که اهتمام به لباس تن و ظاهر تنها برای مسایلی چون پوشاندن از گرما و سرما و زشتی ها و بدی ها و زینت ظاهری باشد. گزارش قرآن از حرکت آدم و حوا(ع) برای پوشش «سوء» و بدن با برگهای درختان بهشتی خود نشان می دهد که فطرت انسانی خواهان تامین لباس و پوشش و پوشاک برای پوشاندن «سوء بدن» و جسد است.(اعراف، آیه ۲۲؛ طه، آیه ۱۲۱)

خدا در قرآن بیان می کند یکی از نعمت هایی الهی که باید انسان شاکر آن باشد، نعمت «انزال» لباسی است که «سوء» را می پوشاند و موجب «ریش» و زینت انسان می شود.(اعراف، آیه ۲۷) پس از نظر قرآن، لباس تن که انسان آن را می پوشد به شرط آن که همه شرایط را مراعات کند، می تواند محافظی مهم در برابر خشم الهی باشد؛ زیرا لباس ظاهر و تن با شرط شرعی، بخشی از ابزار تامین کننده تقوای الهی است. کسی که لباس ظاهر و تن را بر اساس فرمان الهی مورد استفاده قرار می دهد، در حقیقت افزون بر تامین نیازهای ظاهری، به دستور و فرمان الهی تن داده است که از آن به «اطاعت و طاعت» یاد می شود.

مهم ترین ابزارهای تقوای الهی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برترین و بهترین ره توشه سفر آخرت و «خیرالزاد»، همان لباس تقوای الهی است که انسان با اعمال و افکار خویش آن را فراهم می کند و به تن روان خویش می پوشاند.(بقره، آیه ۱۹۷)

خیر هر چیزی است که مناسب انسان و نیازهای اوست؛ در حالی که نعمت می تواند چنین نباشد؛ زیرا نعمت های الهی می تواند در کنار نقمت ها و بلایا از ابزارهای ابتلاء و آزمون های الهی باشد.(بقره، آیه ۱۵۵؛ انبیاء، آیه ۳۵)

در آیات قرآنی، به این نکته توجه داده می شود که هدف آفرینش انسان، بندگی و عبودیت مبتنی بر معرفت است(ذاریات، آیه ۵۶) که با عقل و نقل وحیانی به دست می آید.(ملک، آیه ۱۰) البته این بندگی خدا، هدف ابتدایی است که هدف نهایی در پس آن مطرح است؛ زیرا بندگی خدا برای این هدف است که انسان به تقوای الهی برسد. از همین روست که خدا بارها بیان می کند بندگی در چارچوب اسلام و شرایع آن، برای آن است که انسان به تقوای الهی می کند.(بقره، آیات ۲۱ و ۱۸۳ و آیات دیگر) البته خود تقوای الهی، هدف غایی نیست، بلکه یک هدف میانی است؛ زیرا هدف از تقوای الهی آن است که انسان به «یقین» و «علم لدنی الهی» دست یابد.(بقره، آیه ۲۸۲) سپس با این یقین و علم الهی، انسانی متاله و خدایی شده(بقره، آیه ۱۳۸) و بتواند در جایگاه خلافت الهی حقیقی قرار گیرد و به عنوان مظهر «علم الهی» و صفات او(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱) بتواند مظهر ربوبیت الهی شود و در همه هستی خلافت ربوبی داشته باشد.(آل عمران، آیه ۷۹)

در آیات قرآنی، همه اعمالی که در شرایع اسلامی مطرح شده ، به عنوان اعمالی مطرح است که موجب کسب تقوای الهی می شود، اما برخی از آن ها به عنوان «خیر» و «اقرب للتقوی» مطرح می شود؛ یعنی در میان اعمال شرعی مهم تر و اساسی تر است؛ زیرا می تواند دسترسی انسان را به تقوای تسهیل کرده و آسان نماید. از مهم ترین این اعمال می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. روزه: از مهم ترین ابزارهایی که در اصطلاح قرآنی، عامل تقوای الهی و ابزار آن دانسته شده، روزه به ویژه در ماه مبارک رمضان است. از همین روست که خدا روزه را به عنوان چیزی می داند که می تواند موجب تقوای الهی شود.(بقره، آیه ۱۸۳) تاثیر روزه در کسب تقوای الهی چنان است که خدا از مومنان می خواهد به گونه ای عمل کنند تا به عنوان «صائم و سائح» شناخته شده و اگر به دلایلی چون عذر شرعی مجوزی برای روزه خواری داشته باشند، آن را قضاء نمایند تا از برکات و آثار روزه از جمله کسب تقوای الهی بهره مند شوند؛ زیرا این گونه اعمال «خیر» است؛ هر چند که به سبب شرایط سخت روزه داری به ویژه در روزهای طولانی تابستان و گرمای شدید و مانند آن، سختی های بسیاری داشته باشد.(بقره، آیات ۱۸۳ تا ۱۸۵) خدا به صراحت در باره ارزش و اهمیت روزه در کسب تقوای الهی از آن به «خیر » مطلق یاد کرده و می فرماید: وَأَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ روزه برای شما «خیر» است اگر می دانستید.(بقره، آیه ۱۸۴)
  2. نماز: از نظر قرآن، نماز از عوامل کسب تقوای الهی است؛ زیرا مهم ترین عبادتی است که در روایات از آن به ستون یاده شده است و شکی نیست که ستون را «اقامه» و بر پا می دارند، نه آن که آن را بخوانند. در حقیقت قوام هر انسانی بلکه هر اجتماعی، اقامه نماز است؛ از همین روست که خدا در قرآن بیان می کند که مسئولیت مهم نظام سیاسی ولایی و دولت اسلامی، اقامه نماز و امر به معروف و نهی از منکر است.(بقره، آیه ۲۱؛ انعام، آیه ۷۲؛ حج، آیه ۴۱)
  3. حج: از دیگر عوامل کسب تقوای الهی و ابزارهای مهم و اساسی آن، حج است که خدا از آن به «خیر» یاد می کند که انسان را در بهترین شرایط آرمانی قرار می دهد. خدا می فرماید: الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ ؛ حج در ماههاى معینى است پس هر کس در این ماه ها حج را برخود واجب گرداند بداند که در اثناى حج همبسترى و گناه و جدال روا نیست و هر کار نیکى انجام مى‏ دهید خدا آن را مى‏ داند و براى خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه پرهیزگارى است و اى خردمندان از من پروا کنید. (بقره، آیه ۱۹۷)
  4. عدالت قسطی: عدالت به عنوان هدف بعثت پیامبران و ارسال رسولان و انزال کتب آسمانی معرفی شده است(حدید، آیه ۲۵)؛ بنابراین از وظایف هر مومن و از جمله دولت اسلامی آن است که به عدالت قسطی و اقامه جهانی آن بیاندیشید و مردم را برای «قیام» جهانی علیه ظلم و جور آماده کرده و آنان را به مطالبه از حقوق اساسی و انسانی خود بخواند و بر انگیزاند(همان) و حتی برای این کار به عملیات نظامی(نساء، آیه ۷۵) افزون بر عملیات فرهنگی و جهاد کبیر علمی (فرقان، ۵۲) بپردازند. بر همین اساس، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، یکی از مهم ترین اعمال عبادی که موجب کسب تقوای الهی می شود، عدالت به ویژه عدالت قسطی است؛ زیرا خدا از آن به عنوان «اقرب للتقوی» یاد کرده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید براى خدا بسیار محکم قیام کنید و از جا برخیزید و به عدالت‏ قسطی شهادت دهید؛ و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید؛ عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است (مائده، آیه ۸)
  5. عفو: عفو در فرهنگ قرآنی به معنای «گذشت از خطا» و نیز «بخشش» آمده است؛ زیرا واژه عفو هر چیز زیادی است که انسان به آن نیازی ندارد و همانند آب کوزه سر ریز شده است. در حقیقت کسی که از خطای دیگری می گذرد، خود را نیازمند آن نمی داند که با انتقام یا مقابله به مثل خود را آرام کند و چیزی به خود بیافزاید. خداوند غنی ، «عفوّ» است و مومنان در مقام احسان و اکرام نیز این گونه هستند. از همین روست که به جای انتقام و قصاص، «عفو» می کنند. (بقره، آیه ۱۷۸) برهمین اساس نیز از مهم ترین آموزه های کلی و کلیدی به عنوان یک دستورالعمل بنیادین می فرماید: خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ ؛ عفو پیشه کن و به عرف و کار پسندیده اجتماعی فراگیر فرمان ده و از نادانان بی خرد رخ برتاب. (اعراف، آیه ۱۹۹)  با توجه به این معنای عفو در لغت زیادی از هر چیزی است که انسان نیازی به آن ندارد، بهتر است که انسان در مسایل مالی از چیزی که نیازی به آن ندارد، انفاق کند؛ چنان که خدا می فرماید: وَیَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ؛ و از تو می پرسند از چه چیزی انفاق کنیم؛ بگو از عفو و زیادتی بی نیاز از آن.(بقره، آیه ۲۱۹) پس انسان با انفاق مازاد از نیاز خویش می تواند، از انفاق کنندگان باشد و این گونه کاری را انجام دهد که از نظر قرآن «خیر» بلکه «اقرب للتقوی» است؛ چنان که خدا می فرماید: وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى؛ اگر عفو داشته باشد آن نزدیک تر به تقوای الهی است.(بقره، آیه ۲۳۷) هرچند که این آیه در سیاق مسایل اقتصادی و بخشش و عفو از مهریه از سوی زن یا ولی اوست، اما عبارت اخیر که نقل شده، عمومیت و اطلاق دارد و اختصاص به بخشش های مالی ندارد، بلکه هر گونه عفو اقتصادی و غیر اقتصادی موجب آن می شود که انسان به تقوای الهی برسد و حتی عفو و عدالت قسطی از نظر قرآن، کوتاه ترین و نزدیک ترین راه برای کسب تقوای الهی است.
  6. اصلاح گری اجتماعی: از نظر قرآن، یکی از امور مهم اساسی که مصادیق خیر است و می تواند کسب تقوا را تشدید کند، اصلاح گری اجتماعی حتی در حوزه سیاسی است؛ زیرا اصلاح گری در میان افراد بهتر از بخشش مالی است؛ زیرا افراد اجتماع به ویژه اقشار آسیب پذیر هم چون یتیمان بی پدر نیاز بیشتر به رفتار مصلحانه مردم دارند تا به کمک های مالی آنان. از همین روست که خدا در پاسخ این پرسش که با یتیمان چگونه تعامل داشته باشیم، به مساله اصلاح گری و رفتار مصلحانه اشاره می کند نه امر بخشش و کمک مالی؛ خدا می فرمایدک وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْیَتَامَى قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ؛ و در باره یتیمان از تو مى ‏پرسند: بگو به اصلاح گری بپردازید و به صلاح آنان کار کردن بهتر است؛ و اگر با آنان همزیستى کنید، برادران دینى شما هستند و خدا تباهکار را از مصلح و درستکار بازمى ‏شناسد؛ و اگر خدا مى‏ خواست در این باره شما را به دشوارى مى‏ انداخت. آرى خداوند توانا و حکیم است (بقره، آیه۲۲۰)