ابزارهای شیطانی در زندگی انسانی

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان اشرف آفریده های الهی است، ولی اکرم شدن انسان به خودش و رفتارهایش بستگی دارد؛ زیرا اگر تقوا پیشه کند و از پلیدی ها و زشتی های که عقل و شرع می گوید پرهیز کند، آن زمان است که زندگی کریمانه ای خواهد داشت و در میان آفریده ها به کرامت می رسد، وگرنه انسانی که بی تقوایی پیشه کند، نه تنها کرامتی به دست نمی آورد بلکه از اشرفیت نیز ساقط شده و پست از چارپایان می شود.

 

بی تقوایی انسان در زندگی آن است که آدمی ابزارهای شیطانی را در زندگی برگزیند و در تعامل با دیگران همانند شیطان بیاندیشد و رفتار داشته باشد. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا برخی از مهم ترین ابزارهای زشت و پلید شیطانی را که انسان ها از آن بهره مند می شوند و خود و دیگران را به بدبختی و شقاوت می کشانند و شرافت و کرامت را از میان می برند، اشاره کند و نسبت به این رویه هشدار دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ویژگی های زندگی انسانی

خداوند انسان را موجودی دارای اراده و اختیار آفریده است. بر اساس آیات قرآنی دو نوع از موجودات از چنین ویژگی ای برخوردارند که انسان و جن است. از همین روست که در میان همه آفریده ها این ها هستند که در قیامت باید پاسخ گوی رفتارهای دنیوی خود باشند و بهشت و دوزخ برای آنان خلق شده است.(سوره الرحمن)

البته خداوند به سبب این که به آنان توانایی خاص بخشیده و اینان دارای اراده و اختیار و حق انتخاب هستند، دانایی خاصی نیز به آنان بخشیده است که بتوانند با بهره گیری از این دانایی و توانایی انتخاب درستی داشته باشند. از همین رو، در میان آفریده های الهی تنها این دو موجود ویژگی هایی چون دارا بودن اسمای الهی برخوردارند، با این تفاوت که انسان در مرتبه بالاتری از جن قرار دارد و با آن که از نظر کیفیت مادی جن از عصاره آتش و از انرژی ساخته شده(الرحمن، آیه ۱۵) و انسان از گل بدبو،(انعام، آیه ۲؛ حجر، آیه ۲۸؛ الرحمن، آیه ۱۴)‌ ولی از نظر کیفیت روحی و روانی،‌ انسان یک درجه بالاتر از جن قرار گرفته است و وضعیت انفعال شدیدش که برخاسته از گل و طین بودن اوست موجب شده تا بتواند از مرتبه ای بالاتر از روح که فعلیت بیش تری دارد بهره مند شود و قابلیت آن را بیابد که از روح خاصی که دارای همه اسماء‌ و صفات الهی است بهره مند شود و پذیرای چنین روحی(حجر،‌آیه ۲۹؛ ص، آیه ۷۲) و دارنده همه صفات الهی باشد.(بقره، آیه ۳۱)

انسان به سبب برتری در کیفیت روانی و روحی به عنوان خلیفه الهی برگزیده می شود(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱) و این امکان برای همه نوع بشر فراهم می آید تا صفات الهی را از طریق عبودیت در خود فعلیت بخشیده و رنگ خدایی گرفته(بقره، آیه ۱۳۸) و متاله شده و مجاز شود تا در مقام مظهریت ربوبی و جایگاه ربانی (آل عمران، آیه ۷۹) به خلافت بر هستی بپردازد و در همه ماسوی الله از کائنات تصرفات ربوبیتی داشته باشد. از همین روست که همه هستی تحت تسخیر انسان در آمده و همگان بر انسان سجده اطاعت بردند و فرشتگان ساحت قدس که از برترین ها و در مرتبه عقول مجرد و محض هستند، در مقام تشریع نیز این سجده اطاعت را به نمایش گذاشتند، هر چند که ابلیس از جنیان از این فرمان تشریعی الهی سر زدو عصیان ورزید(کهف، آیه ۵۰)، ولی در مقام تکوین او نیز مطیع انسان است و از همین روست که ناتوان از تصرف مستقیم بوده و تنها می تواند وسوسه کند و با بهره گیری از خود انسان علیه خودش سود برد.(ابراهیم، آیه ۲۲؛ اعراف، آیه ۲۰؛ طه، آیه ۱۲۰) ابلیس در آیه ۲۲ سوره ابراهیم به صراحت از عدم سلطه خود بر انسان سخن می گوید و از آیات دیگر به دست می آید که او تنها وسوسه می کند و نفس انسانی را به کار می گیرد تا زمینه سلطه خودش را برایش فراهم آورد.

به هر حال، انسان به سبب همین ویژگی های استثنایی هم در مقام برتری قرار دارد با آن که جنیان از جمله ابلیس پیش از انسان خلق شده و در مقام برتری قرار داشتند(حجر، آیه ۲۷) و ابلیس گمان می برد که خلافت الهی به او می رسد و پس از آن که حضرت آدم(ع) آفریده شد و انسان به خلافت الهی رسید او از بابت غرورش این خلافت را نپذیرفت و عصیان ورزید،(اعراف، آیه ۱۲؛ ص، آیه ۷۶ و آیات دیگر) با این همه انسان در معرض خطری عظیم قرار دارد؛ زیرا یک دشمن درونی به عنوان هواهای نفسانی دارد که شهوت های او را بر می انگیزد و او را به اسراف و زیاده روی در برآورد خواسته های دنیوی و نفسانی می کند و تزیینات دنیوی او را از حکمت آفرینش و خلافت یابی غافل می سازد.(آل عمران،‌آیه ۱۴ و آیات دیگر) و هم آن که دشمنی چون ابلیس دشمن سوگند خورده ای دارد که اجازه نمی دهد تا در مسیر عبودیت قرار گیرد و بر اساس عقل و وحی عمل کرده و مظاهر اسمای الهی شده و خلافت خداوندی را به عهده گیرد.(حجر، آیه ۳۹ و آیات دیگر)

پس انسان به سبب این ویژگی ها و خصوصیات می بایست خود مسیری درست را پیدا کند که عقل و وحی به نشان می دهد(بقره، آیه ۳۸) و آن همان صراط مستقیم عبودیت است.( ق، آیه ۵۶)

انتخاب شیطانی

اما بسیاری از مردم در انتخاب مسیر به گمراهی می روند و همان انتخابی را انجام می دهند که شیطان انتخاب کرده و موجبات هبوط و سقوط خود و انسان را فراهم می آورد و سرانجام به دوزخ فراق اسمایی گرفتار می شود و در آتش درون و بیرون از دست داده ها می سوزد.

اگر ابلیس به سبب خودبرتربینی در کیفیت خلقت جسمی اش، گرفتار شد و عصیان ورزید و حکم تشریعی الهی را انجام نداد و از اطاعت فرمان الهی سرباز زد، بسیاری از انسان به سبب گرفتار شدن به غرور و فریب ابلیسی و شیطاین این راه را انتخاب می کنند و همان گونه که حضرت آدم(ع) گرفتار فریب و غرور ابلیسی شد و از بهشت خاص خود هبوط کرد و بسیار تلاش نمود تا خود را با توبه و بهره گیری از کلمات الهی از این دار هبوط و خانه غرور بیرون آورد، هر فرزند آدمی گرفتار این غرور است و اگر نتواند راه بشناسد و انتخاب درستی داشته باشد در دوزخ خشم الهی سقوط خواهد کرد و در دوزخ فراق می سوزد.(اعراف، آیه ۱۷۹ و آیات دیگر)

ابزارهای شیطانی

مسیری که بسیاری از انسان ها به جای صراط مستقیم عبودیت و پیروی از احکام عقل و شرع و حرکت در مسیر تقوای الهی به اراده و اختیار آزادانه خود انتخاب می کنند، راه های شیطانی است که جز بدبختی و شقاوت در دنیا و آخرت نتیجه ای ندارد. این گونه است که همانند ابلیس و شیطان هواهای نفسانی خود را خدا و معبود خویش قرار می دهند و می خواهند آن را ارضا کرده و اطاعت او را نمایند. پس به جای آن که دین و آیین الهی را بر گزینند دنیا را که بازیجه ای از لهو و لعب است بر می گزیند و بدان سرگرم می شوند،(اعراف، آیه ۵۱) و همان مسیر شیطانی را می روند.(اعراف، ایه ۳۰)

پس در زندگی همان ابزارهایی را که شیطان برای فریب انسان استفاده کرده بهره می گیرند و تحت آموزش شیطان و ولایتش زندگی خودشان را سامان می دهند. این گونه است که شیطانی فکر و عمل می کنند و همان ابزارهای شیطانی را علیه هم نوعان خود به کار می گیرند تا به متاع اندک دنیا برسند و خلافت و آخرت خود را به بهای اندک دنیا بفروشند و تحت ولایت شیطان زندگی کنند.

ابلیس به عنوان نخستین و بزرگ شیاطین همه ابزارهای بدبختی و زشت و پلید را به کار می گیرد و به انسان می آموزد که چگونه شیطانی فکر و عمل کند و به جای ابزارهای خوب و خیر از ابزارهای بد و زشت بهره مند شوند.

این گونه است که انسان های شیطانی از ابزارهایی بدی چون اختلاف و تفرقه در میان هم نوعان استفاده می کنند(بقره، آیه ۲۰۸)، و می کوشند تا با بهره گیری از تفرقه و اختلاف اهداف شوم و پلید خودشان را پیش برند؛‌ زیرا وحدت و اتحاد میان مردم اجازه نمی دهد تا آنان از تولیدات و خدمات آنان استفاده کنند و به ظلم و ناروا از دیگران بهره کشی نمایند؛ اما وقتی اختلاف است می توانند از این آب گل آلود استفاده کنند؛ چنان که استکبار جهانی امروز با اختلاف افکنی میان جهاینان و به ویژه مسلمانان و بر طبل اختلاف شیعه و سنی کوبیدن و یا قومیت ها و نژادها بر آن است تا بر جهان اسلام و منابع مادی و غیر مادی آن مسلط شود.

خداوند در آیه ۱۰۰ سوره یوسف و ۵۲ سوره اسراء‌و نیز ۳۴ و ۳۶ سوره فصلت بیان می کند که افساد و اخلالگرى در روابط انسانها، از دامهاى شیطان است. پس اجازه داده نشود که شیاطین جنی و انسی از این ابزار و دام برای رسیدن به مقاصد خودشان استفاده کنند بلکه انسان ها می بایست متحد با هم اجازه هر گونه سوء‌استفاده را از آنان سلب کنند.

در حوزه اقتصادی به جای آن که بر تولید و کار تاکید کند، به قمار و ربا و کم فروشی و گران فروشی تاکید می کند؛ زیرا در چنین فضای است که می تواند بی هیچ رنجی از دستاوردهای دیگران سود برد و به ظلم و ناروا بر منابع مادی و مالی دیگران مسلط شود و به عیش و عشرت بپردازد.(مائده، آیه ۹۰ )

خداوند بارها به مسائل اقتصادی اهتمام می ورزد زیرا بیش ترین سوء استفاده در این حوزه صورت می گیرد و ابلیس و شیاطین جنی و انسی همراه و تحت ولایتش هماره از این حوزه برای رسیدن به مقاصد پلید و زشت خود بهره می گیرند. با نگاهی به سوء استفاده های شیاطین از این حوزه از طریق ابزارهای پیش گفته ای چون ربا و قمار و هم چنین تبذیر و اسراف در مصرف (اسراء، آیه ۲۷) می توان دریافت که باید مسایل اقتصادی را یکی از مهم ترین ابزارهای دانست که شیطان به امید سوء‌استفاده از آن در کمین بشر است.

اسراف و تبذیر رویه ای که در آن امکان استفاده از برکات و نعمت های الهی به دیگران داده نمی شود و به جای آن که نعمت صرف رشد و بالندگی و بهره مندی انسان شود بیهوده تباه می شود و انسان های دیگر بی بهره از آن نعمت می مانند. این رویه و ابزار شیطانی در جوامع بشری میان اشراف و طبقات بالای جامعه به شدت رواج دارد. در حقیقت رویه و ابزاری شیطانی که جزو عادات ملت های به ظاهر متمدن و طبقات اشراف و مترف در آمده است.

بسیاری از این مردم به جای این که در برآورد خواسته های غرایز طبیعی از مسیر های طبیعی استفاده کند، از رویه ها و روش ها و ابزارهای زشت و پلید و غیر طبیعی استفاده می کند. این گونه است که مثلا برای برآورد نیازهای طبیعی جنسی از طریق ازدواج و مانند آن به فحشاء‌و منکرات دامن می زند تا بتواند از زنان و مردان سوء‌استفاده جنسی نماید.(بقره، ایات ۱۶۸ و ۱۶۹)

در این آیات هم چنین بیان شده که شیاطین برای رسیدن به مقصود خویش از افترا و بدعت آفرینی استفاده می کنند؛ زیرا اگر جامععه در سلامت روانی باشد هیچ کس نمی تواند به ظلم و ستم به استثمار مادی و جنسی بپردازد ولی با بدعت آفرینی و استحمار توده ها این امکان برای آنان فراهم می شود که از منافع دیگران بی هیچ رنجی بهره برند.

بدعت آفرینی به معنای آن است که راه های جدیدی را که عقل و شرع آن را نمی پذیرد و طبیعت انسان بدان خو و عادت ندارد، ایجاد کنند و به سبب این که طبیعت آدمی جدید پسند است، بی توجه به سود و زیان آن از آن ها استفاده کند. این گونه است که فریب نقشی اساسی در این رویه و ابزار را دارد تا مردم به عشق جدید بودن گرفتار زشت کاری و بدکاری شوند و سقوط نمایند و جامعه فاسد شود.

از دیگر ابزارها و رویه های شیطانی که در زندگی بشر مورد استفاده قرار می گیرد و موجبات تباهی فرد و جامعه را فراهم می آورد، می توان به خمر و شراب(مائده، آیات ۹۰ و ۹۱)، ایجاد دشمنی و درگیری در میان انسان ها(همان؛ یوسف، ایه ۱۰۰)، شبهه افکنی در اعتقادات و باورها(زخرف، آیات ۶۱ و ۶۲)، فحشاء و منکرات(بقره، آیات ۱۶۸ و ۱۶۹)، گفتارهای ناپسند و فریبنده(انعام، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲؛ اسراء، آیه ۵۳)، نجواها و توطئه گری در انجمن ها و محافل(مجادله، ایه ۱۰) و مانند آن اشاره کرد.

با نگاهی به افکار و اعمال خود و دیگران می توانیم بفهمیم که تا چه میزان گرفتار دام ابلیس و شیاطین بوده و از ابزارها و رویه های آنان بهره می گیریم. برخی که عادت کرده اند که در بعضی امور همیشه اهل فریب و افترا باشند و برخی هم اهل اسراف و تبذیر باشند در حالی که خود را مسلمان می دانند. این رویه ها و ابزارهای ابلیسی و شیطانی که با انسانیت و کرامت و شرافت انسانی نمی سازد، پس باید در انسانیت خود شک کنیم و این امکان را به خود الهی خودمان بدهیم که به بازخواست و سپس بازسازی نفس بپردازد و روحیات و رویه ها و منش باطل و شیطانی را از زندگی ما دور کند.

ما باید هماره از خود شیطانی و شیطان به خدا پناه بریم و با استعاذه به خداوند، توکّل بر او مانع تسلّط شیطان و افکار و رفتارهایش بر خودمان شویم (نحل، آیات ۹۸ و ۹۹)؛ زیرا اگر این گونه نباشیم نمی توانیم از شر هواهای نفسانی درونی و وسوسه های شیطان بیرونی در امان باشیم.(آل عمران، آیات ۳۷ و ۳۸ و آیات دیگر)

خداوند در آیه ۶۰ سوره یس به انسانها درباره دشمنى شیطان و لزوم پرهیز از اطاعت وى اتمام حجّت می کند و بر لزوم اتحاد و پرهیز از اطاعت شیطان در آیات ۲۰۸ و ۲۰۹ تاکید می کند و می فرماید که همگان حتی عالمان ربانی نیز می بایست مواظب و مراقب باشند در دام ابلیس و شیطنت های او نیافتند و خودشان نیز شیطانی نشوند(اعراف، آیه ۱۵۷) چرا که انسان تا زمانی که در عصر دنیا به سر می برد از سرمایه های وجودی ازلی خود بهره می برد و اگر به درستی آن را در چارچوب حق و ایمان و توصیه های حق و صبر به کار نبرد ، خسران و زیان کرده و همه چیزش را از دست می دهد.(سوره عصر)

بسیاری از مردم با مجادله و پافشارى بر عقاید موهوم و غیرعلمى همان راه شیطان را می روند(حج، آیات ۳ و ۴) و از ابزارهای شیطانی برای فجور و عبور از خطوط قرمز الهی استفاده می کنند و به ظاهر شبهه علمی دارند درحالی که گرفتار شهوت عملی و هواهای نفسانی هستند.(قیامت، آیات ۴ و ۵ و آیات دیگر)

به هر حال، باید مراقب بود در دام شیطان نیافتیم و در زندگی روش و ابزارهای شیطانی را به عنوان ابزار کارآمد استفاده نکنیم و موجبات بدبختی خود و دیگران را فراهم نیاوریم. هوشیاری و بیداری لازمه موفقیت و گذر از گردنه عصر دنیا در مدت کوتاه عمر است. باشد که با توکل و ایمان و حرکت در مسیر عبودیت صراط مستقیم عقل و وحی شرافت خود را حفظ کرده و به کرامت خود بیافزاییم و اکرم آفریده ها شویم.(حجرات، ایه ۱۳)