ابزارهای رسانه ای انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

اصول جهانی انقلاب اسلامی و ابزارهای رسانه ای آن

خاستگاه انقلاب اسلامی، آموزه های وحیانی «ثقلین»، کتاب الله و عترت طاهره علیهم السلام است. آموزه های وحیانی که برای هدایت «بشر» و «ناس» آمده است.

بی گمان اصولی که در این آموزه ها مورد تاکید قرار دارد، فراتر از هر حیثیت و لحاظی به «بشریت» توجه داشته و بر آن است تا با تبیین «فلسفه زندگی»، سبکی از زندگی را ارایه دهد که تامین کننده خواسته های«فطرت» بشری است. از همین روست که انقلاب اسلامی نیز ناظر به همین اصول فطری بشری، فلسفه و سبک زندگی خود را سامان داده است؛ چرا که انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی هر چند که محدوده جغرافیایی ایران شکل گرفته است، ولی همانند نهضت پیامبران و از جمله پیامبر مکرم و معظم اسلام(ص)، نهضتی جهانی با اهداف جهانی است. بر همین اساس تعبیر شیوا و رسای «الجمهوریه الاسلامیه فی ایران» گواه و شاهد این معنا است که هر چند که انقلاب اسلامی و نظام سیاسی بر آمده از آن، در محدوده جغرافیایی ایران شکل گرفته، اما اهداف و مقاصد آن جهانی است؛ از همین روست که «سپهبد شهید سردار سلیمانی» در کنار سردار سرافراز اسلام «شهید ابومهدی المهندس» در جغرافیای فراتر از منطقه غرب آسیا برای دفاع از مظلومان و مستضعفان و تامین امنیت بشریت و رهایی از تروریسم تکفیری وهابی برآمده از مستکبران غربی ، عبری و عربی تلاش می کرد تا نه تنها منطقه از شرور آنان در امان ماند، بلکه آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنی همه جغرافیایی زمین از آسیب آنان در امان ماند.

این بدان معناست که فرزندان انقلاب اسلامی و گفتمان جهانی آن، به دور از هر گونه حیثیات طائفه ای، مذهبی، دینی، نژادی و فرهنگی، به یاری بشر مظلوم و مستضعفی می شتابند خواهان کمک و یاری دیگران هستند. این گونه است که نیروهای فرامرزی قدس، برای مظلومانی می شتابند که مسیحی، ایزدی، سنی، سوری، فلسطینی، عراقی، یمنی، افغانی و غیر ایشان هستند و در این راه جان خویش را فدا می سازند بی آن که چشم داشتی از شکر مادی و معنوی داشته باشند و چیزی جز شهادت برای خود و پیروزی برای مظلومان و مستضعفان علیه ظالمان و مستکبران بخواهند.

دفاع از عدالت و صلح و امنیت جهانی

از مهم ترین اصول جهانی انقلاب اسلامی، دفاع از اموری است که فطرت بشر بدان گرایش دارد و سعادت فردی و جمعی خویش را در آن می یابد. بی گمان در راس همه این امور، «عدالت» قرار می گیرد؛ زیرا عدالت، که به تعبیر امیرمومنان امام علی(ع) به معنای «قرار دادن هر چیزی در جای حق و مناسب خودش» یا «اعطای حق هر صاحب حق» است، به نوعی تامین کننده همه خواسته ها و نیازهای بشری است؛ به این معنا که اگر عدالت در هر اجتماعی اجرایی شود، هر صاحب حقی به حق خویش می رسد و هر چیزی در جایی حق و مناسب خودش قرار می گیرد. در این صورت کسی نیست که از نظر نیازهای طبیعی و حقیقی خویش درمانده باشد.

اصولا قوانین مکتوب و مدون و حتی قوانینی که در قالب آداب و سنت ها و رسوم یا امور ارزشی اخلاقی، به کار گرفته می شود در صدد تامین همین عدالت است؛ زیرا هر یک از قوانین و آداب و مقررات و سنت ها بر آن است تا به گونه ای حقی از حقوق مادی و معنوی مردم را تامین کند. در همین راستا صداقت و راستی، امانت داری و وفا و مانند آن ها به نوعی برای تامین «عدالت» تعریف و ساماندهی شده است؛ زیرا دروغ و کذب یا خیانت یا بدعهدی و بی وفایی، نوعی خروج از دایره عدالتی است که لازم زندگی است؛ زیرا بدون عدالت نمی توان از زندگی سالم و سعادت بشریت سخنی گفت و نیازهای طبیعی و فطری او را بر آورده سازد.

در آموزه های وحیانی قرآن که بر پایه هدایت فطری و خواسته های فطرت سامان یافته است(روم، آیه ۳۰)، بر این نکته تاکید می شود که نظام هستی از جمله نظام زندگی سالم بشری بر اساس «عدالت» است و پیامبران با کتب قوانین مدون خویش آمده اند تا مردمان را نسبت به «عدالت» و مصادیق آن آشنا سازند و توده های مردم و «ناس» را با رهبری حکمیانه و عالمانه خویش به سوی «قیام و برپایی» عدالت در همه ابعاد رهنمون سازند و از ایشان بخواهند تا با همه ابزارهای قوت و نیرو، سهم و قسط خویش را مطالبه کنند و از دیگرانی که به ظلم و ستم ربوده اند، باز پس گیرند.(حدید، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۸)

از نظر قرآن، زمانی می توان از «صلح جهانی» و «امنیت» و در یک کلمه از «سعادت» سخن گفت که «عدالت» به شکل کامل اجرایی شود و هر کسی «قسط» و سهم خویش را در اختیار بگیرد و از آن برای زندگی خویش سود برد؛ زیرا هر گاه «ظلم» باشد، نمی توان از صلح و امنیت و سعادت و آسایش و آرامش و مانند آن ها سخن گفت؛ زیرا ظالم با تعدی و تجاوز نسبت به حقوق دیگران و سلب «قسط» و سهم ایشان، اجازه نمی دهد تا هر کسی به آسانی و به شکل کمال و تمام، «خواسته ها و نیازهای طبیعی» خویش را برطرف کند. بنابراین، نمی تواند رنگ سعادت و آسایش و آرامش را ببیند؛ زیرا فقر همه جانبه متاثر از ظلم ظالمان و قاسطین، زندگی او را مختل و سعادت را از وی سلب می کند.

راهکار قرآنی برای رهایی از ظلم و تحقق عدالت، مبارزه با ظالمانی است که در قالب «قاسطین» یا «مستکبران» یا مانند آن ها عدالت را به مسلخ می برند و سهم و قسط دیگران را می خورند و اجازه بهره مندی بدانان را نمی دهند. از همین روست که مبارزه و مخالفت با ظالمان به اشکال گوناگون در دستور کار قرار می گیرد. این مبارزه می تواند فکری و فرهنگی یا حقوقی یا نظامی باشد. از همین روست که محدود سازی ظالمان و حبس و مجازات ایشان در کنار آگاهی سازی مردم نسبت به حقوق خویش مطرح می شود و تنها به کارهای فرهنگی بسنده نمی شود، بلکه هر کسی که ظلم و ستمی را روا داشت در همین دنیا بر اساس قوانین مجازات و کیفر می شود.(شوری، آیه ۴۲) البته در شرایطی که ظالمان مظلومان را به استعضاف بکشانند و اجازه احقاق حق ندهند، لازم است تا با جنگ و جهاد، ظالمان را وادار به تسلیم و صلح کرده (انفال، آیات ۵۹ تا ۶۱؛ آل عمران، آیه ۷۵) یا با حذف فیزیکی ظالمان، اجتماعات بشری از شرور آنان در امان مانند.(نساء، آیه ۷۵)

بی گمان در سایه ظلم ظالمان و مستکبران متجاوز به حقوق مردم و اشغالگران ستمگر نمی توان سخن از امنیت فردی یا جمعی داشت. پس لازم است تا این امنیت با ایجاد قوای بازدارنده از جمله قوای بازدارنده نظامی تامین شود.(انفال، آیه ۶۰)

در آیات قرآنی، آن چه به عنوان اصول جهانی اسلام مطرح شده، تامین کننده سعادت انسان در دنیا و آخرت است. در حقیقت، خدا بر آن است تا همگان در شرایطی قرار گیرند که بتوانند به سعادت دنیا و آخرت دست یابند؛ البته اگر کسی قایل به غیب نیست و به آخرت اعتقادی ندارد، نمی بایست از حقوق طبیعی خویش در دنیا محروم شود، بلکه به عنوان انسان لازم است تا از همه حقوق خویش بهره مند شده و مومنان برای احقاق حقوق او در قالب عدالت قسطی «قیام» کنند و «قوامین بالقسط» باشند حتی اگر میان مومنان و دیگران تقابل و جنگی است، ولی این تقابل هرگز موجب نمی شود تا حقوق ایشان نادیده گرفته شود و آنان از «قسط» و سهم خویش از مواهب الهی از جمله صلح و امنیت و آرامش و آسایش محروم شوند.(حدید، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۸؛ نساء، آیه ۱۳۵)

از نظر قرآن، همه انسان ها با همه تفاوت ها و فرق های ظاهری و باطنی از حقوق مساوی برخوردار هستند و می بایست بتوانند احقاق حقوق خویش کنند و قیام به قسط داشته باشند.(حجرات، آیه ۱۳؛ حدید، آیه ۲۵)

ابزارهای رسانه ای برای جهانی سازی اصول انقلاب

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اصول انقلاب اسلامی و گفتمان آن می بایست جهانی شود و همه بشریت و «ناس» از آن آگاه شوند. از همین روست که «ابلاغ و تبلیغ» این اصول الهی به عنوان «رسالات الله» می بایست در دستور کار همگان از مسلمانان قرار گیرد و کسی نمی تواند خود را از وظیفه تبلیغی اصول الهی مبرا سازد و کنارگیری کند.(احزاب، آیه ۳۹؛ بقره، آیات ۱۵۹ و ۱۷۲)

تبلیغ از نظر قرآن، بهره گیری از همه ابزارهایی است که بتواند امر حقی را در قالب «رسا» و «شیوا» به گوش دیگران برساند. از همین روست که «بلاغت و رسایی در کنار فصاحت و شیوایی» به عنوان عناصر اصلی هنر تبلیغ رسالات الهی مطرح است. در حقیقت، پیام های الهی می بایست از نظر محتوا به گونه ای بیان شود که «بالغ و رسا» باشد و از نظر شکلی بتواند زیبایی خود را به گونه ای حفظ کند که شیوایی آن به نظر آید.

بی گمان، کلام و بیان از مهم ترین رسانه هایی است که می تواند رسالات الهی را به گوش جهانیان برساند؛ اما در بهره گیری از کلام می بایست عناصر محتوایی که «سدید» و استحکام برهانی و استدلالی آن را تضمین می کند با عناصر شکلی و زیبایی جمع شود تا بتواند تاثیر مثبت و سازنده خودش را به گذارد.

در آیات قرآنی بیان شده است که اصول جهانی اسلام می بایست به گونه به گوش مردمان رسانده شود که نه تنها موجب جلب قلوب آنان شود، بلکه آنان را مجذوب عناصر محتوایی و شکلی آن سازد. پیام ها همان طوری که بصیرت افزا و موجب تذکر و یادآوری به یک امر فطری باشد، موجب بهجت و سرور و نیز اعجاب و شگفتی مردمان از نظر جنبه های زیباشناختی شود(ق، آیات ۷ و ۸)

بنابراین، بهره گیری از هنر به عنوان عامل جامع استواری زیبایی می بایست به عنوان یک ابزار کارآمد برای پیام رسانی از سوی گفتمان انقلاب اسلامی به کار گرفته شود.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، بهره گیری از ابزارهای سالم و حق می تواند پیام حق را در محیط و مسیری سالم و سازنده به قلوب پاک و فطری مردمان حق جو در سراسر جهان برساند. امروز رسانه های گوناگونی در اختیار بشر و گفتمان انقلاب اسلامی است که می توان از آن ها بهره گرفت تا اصول جهانی انقلاب اسلامی شناخته و به گوش جهانیان رسانیده شده و آنان را به «قیام» برای احقاق حقوق «قسطی» خویش آماده سازد.(حدید، آیه ۲۵)

بی گمان رسانه و ابزار کارآمد سینما و فیلم می تواند به این پیام رسانی کمک سازنده و شایسته ای بکند؛ چنان که هالیوود امروز از رسانه های پرقدرتی است که گفتمان آمریکایی را جهانی سازی می کند. گفتمان انقلاب اسلامی می بایست از ابزار سینما و فیلم به عنوان یک رسانه پرقدرت برای جهانی سازی اصول گفتمانی خود بهره گیرد.

رسانه های چند رسانه ای امروز این امکان را به همگان داده است تا بتوانند در قالب ها و اشکال گوناگون پیام های خویش را به گوش دیگران برسانند. شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی و شبکه های اینترنتی از جمله ابزارهای نوین ارتباطی است که قابلیت انتقال پیام انقلاب اسلامی را دارا است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، استفاده از ابزارهای گوناگون و بهره گیری از آرایه ها و ابزارهای زیبا امری لازم و ضروری است و نمی بایست خود را از آن محروم کرد یا در بهره گیری از آن ها در امر عبادی چون تبلیغ دین اسلام و اصول آن کوتاهی کرد؛ بلکه باید از همه آن بهره گرفت و با به کارگیری از آن ها محیطی زیبا و بهجت آفرین ایجاد کرد؛ زیرا جلوه های بصیری تاثیری بسیار در جلب قلوب دیگران به چیزی یا پیامی دارد.(اعراف، آیات ۳۱ و ۳۲)

امروز دشمنان با بهره گیری از ابزارهای گوناگون رسانه ای و بهره گیری از جلوه های زیباشناختی تلاش می کنند تا پیام های باطل خویش را در قالب «فتنه ها» و آمیختگی حق و باطل به خورد مردمان جهان بدهند و آنان را با گفتمان باطل خویش همراه و همگام سازنند. بنابراین، لازم است تا مدافعین و مبلغان گفتمان انقلاب اسلامی، با بهره گیری از ابزارهای رسانه ای اقداماتی را در تقابل بلکه انتقال پیام های الهی انجام دهند.

با نگاهی به رسانه هایی که در جمهوری اسلامی در ایران به کار گرفته می شود، می توان گام های ابتدایی از طریق «العالم، پرس تی وی، اسپان تی وی، الکوثر، سحر» و مانند آن ها برداشته شده است؛ اما کمبودها هم چنان محسوس و ملموس است. از جمله این که شبکه خبر و حتی شبکه افق توانسته است گوشه ای از اخبار و اطلاعات مربوط به انقلاب اسلامی را رسانه ای سازد؛ اما این کمبود احساس می شود که هنوز «گفتمان انقلاب اسلامی» یک رسانه ای بین المللی با رویکرد جهانی سازی انقلاب اسلامی و اصول گفتمانی آن در اختیار ندارد و حتی در داخل ایران مردم از تاثیرات جهانی گفتمان انقلاب اسلامی آگاهی ندارند. عاشقان گفتمان انقلاب اسلامی در قالب یک شبکه جهانی نتوانسته اند با هم ارتباطی داشته باشند که موجب هم افزایی و هم صدایی و هم گرایی بیش تر شود. درحالی که مثلا با «شهادت سردار قاسم سلیمانی» یک حرکت جهانی به نفع گفتمان انقلاب اسلامی شکل گرفته بود، رسانه های انقلاب اسلامی نتوانستند از همه ظرفیت های این شهادت برای جهانی سازی گفتمان انقلاب اسلامی و اصول آن بهره گیری کنند.