ابزارهای استعانت از خدا و آثار آن

توفیق

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، درخواست کمک و پشتیبانی از خدا برای انسانی که هویت وجودی او هویت فقری است، ضرورتی انکارناپذیر است. بنابراین، انسانی فقیر جز با عنایت خدای غنی حمید نمی تواند از جایی دیگر استغنا به دست آورد، چنان که انسان ضعیف جز با خدای قوی نمی تواند به قوت دست یابد؛ بر این اساس لازم است که انسان با توجه یابی به فقر و ضعف هویتی و وجودی خویش از یک سو، و غنا و قوت الهی از سوی دیگر، دست استعانت به سوی خدا دراز کند و از او «عون» و یاری بخواهد.

البته باید توجه داشت که استعانت از خدا با نیازمند بهره گیری از ابزارها و اسبابی است که خدا در قرآن به آنها اشاره کرده است؛ هم چنین از نظر قرآن، انسان می بایست توجه داشت که در دام استقلالیت اسباب و ابزارها نیافتد و اسباب و ابزارها را در عرض خدا قرارندهد؛ بلکه آن را در طول و به عنوان ابزار و سبب ببیند و اعتماد نماید تا این گونه ازخشم و غضب الهی و شکست در استعانت جویی در امان ماند.

استعانت ارزشی و استعانت ضد ارزشی

از نظر آموزه های وحیانی قرآنی، استعانت یعنی درخواست کمک و یاری از دیگری می تواند ارزشی یا ضد ارزشی باشد؛ به طوری که اگر ارزشی باشد، نه تنها استعانت جویی خوب، بلکه در مواردی واجب و لازم است؛ در مقابل برخی از استعانت ها می تواند حرام و ضد ارزشی و گناهی نابخشودنی باشد که آثار و تبعات زشت آن در دنیا و آخرت دامن گیر استعانت جو را می گیرد.

بر اساس آموزه های قرآنی، وجودی فقری انسان او را مجبور می کند تا با استفاده از انواع اسباب و ابزار، خود را به استغنا برساند(فاطر، آیه ۱۵) که البته در بسیاری از موارد این استغناجویی با بهره گیری از استعانت های ضد ارزشی و باطل چون مال و قدرت انجام می شود.(علق، آیات ۶ و ۷)

هم چنین بهره گیری از بتان از سوی مشرکان از دیگر اقسام ضد ارزشی و باطلی است که خدا در قرآن نسبت به آن هشدار می دهد و می فرماید که این افراد نه تنها در دنیا از بتان بهره ای نخواهند برد و استعانت جویی آنان فایده ای نخواهد داشت، بلکه در آخرت نیز گرفتار خواهند بود و هرگز چیزی از سوی بتان عاید ایشان نمی شود.(اعراف، آیه ۱۷۹؛ هود، آیه ۱۰۱؛ رعد، آیه ۱۴؛ کهف، آیه ۵۲؛ قصص، آیه ۶۴)

از دیگر مصادیق استعانت جویی باطل و ضد ارزشی می توان به استعانت از ساحران و جادوگران اشاره کرد؛ زیرا کسانی که به این افراد مراجعه می کنند، نه تنها کمکی دریافت نخواهد کرد، بلکه شرایط را بر خود سخت تر می سازند.(اعراف، آیات ۱۱۷ و ۱۱۸)

اصولا مراجعه به ساحران چیزی جز ضرر ندارد؛ زیرا سحر از علوم شیطانی است که جنیان به انسان می آموزند(بقره، آیه ۱۰۲) و شکی نیست که پناهجویی انسان به جنیان جز موجب دور شدن از مقصود و مقصد نیست: وَأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا ؛ و مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه مى ‏بردند و بر سرکشى آنها مى‏ افزودند.(جن، آیه ۶)

در مقابل استعانت جویی باطل و ضدارزشی، استعانت ارزشی و حق است که می بایست انسان در زندگی خویش آن را مد نظر قرار داده و به کارگیرد. مهم ترین کسی که انسان می تواند به او استعانت بجوید، همان خدای یکتا و یگانه است که غنی و قوی است، به طوری که نه بخلی دارد و نه عجز و ناتوانی.

خدا در قرآن به مومنان به عنوان صراط مستقیم مکتب الهی اسلام چنین می آموزد: إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ؛ تنها تو را می پرستیم و تنها از تو استعانت می جوییم.(فاتحه الکتاب، آیه ۵)

البته از نظر قرآن، استعانت جویی به خدا هیچ منافاتی با استعانت به افراد یا ابزارها و اسباب نیست؛ زیرا دنیا در قالب اسباب اداره می شود؛ یعنی همان خدای آسمان خدای زمین است، و همان خدایی که بیرون از چیزها است، درون چیزها است، به طوری که به انسان از شاهرگ گردن نزدیک تر است(ق، آیه ۱۶)؛ چرا که خدا هماره با همه چیز از جمله انسان معیت قیومی دارد(حدید، آیه ۴) ؛ زیرا همه هستی چیزی جز تجلیات و مظاهر انوار صفات الهی نیست(نور، آیه ۳۵)؛ پس استعانت جویی از چیزی یا کسی اگر به عنوان مظهریت و در طول نه عرض و در قالب اذن و اراده و مشیت الهی باشد، هیچ منافاتی با توحید محض ندارد؛ چنان که توسل به معصومان(ع) به عنوان مظاهر اتم و اکمل هیچ منافاتی نداشته، بلکه عمل به دستور الهی است؛ زیرا همان خدایی که فرمان می دهد جز به من سجده نکنید، به همه  هستی فرمان می دهد تا سجده اطاعت بر آدم برند و هر گونه مخالفت چیزی جز استکبار و طغیان نخواهد بود.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴)

از همین روست که در آیات قرآنی استعانت جویی پیامبران از مومنان مطرح می شود؛ چنان که خدا بیان می کند حضرت عیسی(ع) از یهودیان زمانه خویش خواست تا او را در دین الهی یاری رسانند که تنها حواریون به ایشان پاسخ مثبت داده و گفتند: ما «انصارالله» هستیم.(آل عمران، آیه ۵۲؛ صف، آیه ۱۴)

بر همین اساس، باید گفت که از نظر قرآن، استعانت رهبران الهی و مسئولان از مردم جهت کارهای عمرانی، اجتماعی، نظامی و دفاعی از مومنان و مظلومان و مانند آنها(کهف، آیات ۹۴ و۹۵؛ شوری، آیات ۳۹ و۴۱)، و هم چنین استعانت مومنان از یک دیگر در امور دینی (انفال، آیه ۷۲) یا استعانت مهاجران از غیر مهاجران همین مسائل دینی، امری مطلوب است وهیچ منافاتی با اصل توحید و استعانت به ذات احدیت ندارد.

به سخن دیگر، همان طوری که انسان از نماز، روزه، صبر و مانند آنها برای امور دینی و دنیوی خویش بهره می گیرد و این استعانت جویی عین توحید است(بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳؛ کافى، ج‌۴، ص‌۶۳‌، ح‌۷)، هم چنین استعانت جویی از موارد پیش گفته امری مشروع از سوی خدا است، و هیچ منع در آن نیست.

از امام صادق (علیه السلام) درباره استعانت به نماز می فرماید: کان على (علیه السلام) اذا اهاله امر فزع قام الى الصلاه ثم تلاهذه الایه و استعینوا… ؛ هنگامی که مشکلی مهم برای امام علی (علیه السلام) پیش می‌آمد به نماز برمی‌خواست و سپس این آیه «استعینوا بالصبر و الصلاه» را می‌خواند. (کلینی، فروع کافی،۱۳۶۳، ج۳، ص۴۸۰)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مومنان می بایست در کارهای نیک گسترده و تقوای الهی یک دیگر را یاری رسانند و معاونت در این امور نمایند: وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ.(مائده، آیه ۲) این بدان معناست که استعانت ویاری جویی از مومنان در همه کارهای عبادی و غیر عبادی نه تنها مخالف با توحید نیست، بلکه فرمان الهی است که می بایست انجام گیرد؛ البته به شرط آن که انسان بداند که این استعانت جویی از اسباب الهی مشروع است، نه از باب استقلالیت که شرک وکفر عظیم است.

بنابراین، مومنان درهمه امور زندگی از جمله برای دفاع از خویش و رفع ستم  می توانند از یک دیگر استعانت و انتصار بجویند و مومنان می بایست به این امر اقدام کنند و آن را تکلیف الهی بدانند.(شعراء، آیه ۲۲۷؛ شوری، آیات ۳۹ و ۴۱)

در قرآن گزارش شده که حضرت سلیمان نبی(ع) از جن و انس برای نقل و انتقال تخت ملکه سباء استعانت و یاری جست(نمل، آیه ۳۸) و حضرت ذوالقرنین از مردم برای ساخت سد اعانت خواست(کهف، آیه ۹۵) و حضرت موسی(ع) برای تحکیم قدرت پیامبری خویش درخواست اعانت و وزارت هارون (ع) را کرد(قصص، آیه ۳۸)، بنابراین هیچ یک از این ها مصداق شرک ورزی و خروج از دایره استعانت از خدا نیست که شخص می گوید: ایاک نستعین ؛ تنها از تو استعانت می جویم، زیرا همه این ها مصداق استعانت جویی از خدا است؛ زیرا خدا مجوز استفاده از اسباب را داده است.

امام رضا(ع) می فرماید:اِذَا نَزَلَتْ بِکُمْ شَدِیدَهٌ فَاسْتَعِینُوا بِنَا عَلی اللّهِ؛ هر گاه برای شما پیش آمدِ سختی روی داد به وسیله ما از خداوند یاری بجوئید.( مستدرک الوسائل ، نوری، ج۵، ص۲۲۹)

آثار استعانت به خدا و اسباب الهی مشروع

از نظرآموزه های وحیانی استعانت به خدا و نیز اسباب الهی مشروع چون اعمال عبادی از جمله نماز و روزه یا فضایل اخلاقی چون صبر و استقامت یا مومنان و مردمان صالح و نیک  و هم چنین توسل به اولیای الهی (ع) دارای آثاری است که از جمله آنها می توان به نجات و رهایی از قتل و کشته شدن و جنگ(اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸؛ کهف، آیات ۹۴ و۹۵) ، رهایی از استثمار و بهره کشی به ویژه جنسی (اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸)، مصون ماندن از انحرافات جنسى و حفظ عفّت و پاک‌دامنى(یوسف، آیات ۳۲ تا ۳۴)، پیروزى بر دشمنان کافر(بقره، آیات ۲۵۰ و ۲۵۱) و حاکمیت صالحان متقی و مصلح بر جهان و سرنوشت انسانها اشاره کرد.(اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸)