آیات آفاقی، نشانه های از قدرت خداوند

samamosهستی سرشار از خداست. در همه جا کلمه وجود موج می زند. کلمه وجود خداست و همه هستی به اوست که موجود شده است؛ از این روست که عارفان گفته اند آن چه پیداست خداست و جهان چنان سرابی پیداست؛ چرا که موجود بی وجود معنایی ندارد و سراب نماد آب است.

خداوند در آیات بسیاری از قرآن به این حقیقت توجه داده است که تنها خداوند هست و هر چه از هستی نامی می برد، سایه آفتاب حقیقت خداوندی است. از این روست که ملکوت هر چیزی را خدا می داند و خواهان شناخت خداوند با تفکر و تدبر و دیدن آیات انفسی و آفاقی می شود؛ چرا که انسان با علم حصولی و شهودی می تواند حقیقت هر چیزی را بشناسند و دریابد که تنها خداوند حق مطلق هستی و هستی جز خدا چیزی نیست.

نویسنده در این مطلب بر آن شد تا با نگاهی به آموزه های قرآنی، یکی از مهم ترین راه های خداشناسی را که اندیشه و دیدن آیات آفاقی است به عقل و دل است ، تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آیات الهی، نشانه های خدایی

خداوند خود شناسی و جهان شناسی را دو راه درست و راستین برای خداشناسی دانسته است. به این معنا که انسان برای شناخت حقیقت خداوندی لازم نیست تا دست به کارهای شگفت انگیز و حیرت انگیزی بزند، بلکه با مراجعه به حقیقت وجودی خود می تواند حقیقت خداوند را بشناسد؛ زیرا خداوند در جان آدمی تجلی کرده و با دمیدن روح خود در کالبد انسانی از سویی و تعلیم و جعل همه اسمای الهی از سوی دیگر، انسان مظهر و صورت خود قرار داده است. بنابراین، هر انسانی با نگاهی به حقیقت خود و شناخت کامل از خود،‌ می تواند خداوند را بشناسد.

از سویی دیگر، انسان با نگاهی به خود و شناخت جامع و کامل از انسانیت می تواند به علم شهودی حقیقت خداوند را دریابد؛ زیرا جان آدمی آیینه و صورت حقیقت خداوندی است.

اما خداوند راه های دیگری غیر از خودشناسی برای خداشناسی نیز قرار داده است که از مهم ترین آن ها هستی شناسی و جهان شناسی است؛ چرا که هر انسانی، اگر جلوه کاملی از حقیقت خداوندی است و خلاصه هستی و جهان در انسان وجود دارد، این اجمال حقیقت هستی، در آیات تفصیل جهان به نمایش گذاشته شده است. به این معنا که انسان عصاره هستی و اجمال آن است، چنان که جهان،‌ تفصیل همین حقیقت اجمالی است. از این رو انسان می تواند تفصیل وجودی خویش را در جهان ببیند و به نظاره بنشیند. پس هستی به تمام و کمال خود،‌ صورت تفصیلی خداوند است؛ چنان که انسان کامل به تحقق بخشی اسمای کمالی و متاله و خدایی شدن صورت اجمالی خداوند می باشد.

البته این بدان معنا نیست که انسان غیر کامل، از این صورت ، آیه و نشانه بودن بیرون است، بلکه هر انسانی به ظرفیت وجودی خود صورتی کامل از خداوند است و تنها انسان کامل ازاین وی‍ژگی برخوردار می باشد که صورت و آیینه تمام نمای حق تعالی می باشد.

خداوند در قرآن از نقش صورت گری انسان و جهان از خداوند خبر می دهد و می فرماید:«و فی الارض آیات للموقنین ، و فی انفسکم افلا تبصرون ؛ و در زمین آیاتى براى جویندگان یقین است‏ و در وجود خود شما (نیز آیاتى است) آیا آن ها را نمى‏بینید؟!» (سوره الذاریات ، آیات ۲۰ و ۲۱ )

از این روست که در روایات معتبر از پیامبر(ص) و دیگر معصومان در معنای راه های خداشناسی از جمله خودشناسی و انسان شناسی می فرماید: « من عرف نفسه عرف ربه ؛ هر کس خود را بشناسد پروردگار خود را شناخته است.» (غرر الحکم و دررالکلم ، فصل ۷۷ حدیث ۳۰۱ و نیز تحف العقول ص ۳۱۶)

خداوند در جایی دیگر از قرآن درباره اهمیت و ارزش خود شناسی و جهان شناسی برای خداشناسی می فرماید: « سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق؛ ما نشانه های خود را در جهان و در نفسهایشان به آنها می‏نمایانیم تا بر آنان روشن گردد که او حق است» .( سوره فصلت، آیه ۵۳ )

بنابراین، برای شناخت حقیقت حق و این که تنها حق و وجود واقعی در هستی،‌ خداوند است؛ کسانی که در مسیر خداوندی و فطرت سالم و عقل و قلب سلیم باشند، و مسیر تقوای الهی و فطرت را پیش گیرند، چشمان و دیده های حقیقت بیین آنان گشوده می شود و به چشم و دیده شهود حقیقت هر چیزی را می بینند که خداوند است و غیر از این ملکوت هر آن چه دیده می شود تنها سراب است. درحقیقت یک نور وجود در هستی است که بر پنجره و شبکه های چیزهای جهان می تابد و آن چیزها را چیز می کند و هستی نما می نماید.

به سخن دیگر، کسانی که در مسیر متاله شدن و خدایی شدن گام بر می دارند و از تقوا و عبودیت الهی بهره مند می شود، دیده هایشان به حقیقت باز می شود و به دیده و چشم شهود می بینند که تا او حق است و مابقی تنها سراب یا حق نما هستند؛ یعنی حق را در آیینه خویش به نمایش می گذارند.

به هر حال، از نظر قرآن، حقیقت هستی یک چیز بیش نیست و این همان چیزی است که از آن به توحید محض و صرف یاد می شود. هر کسانی با خودسازی و تزکیه نفس و باقی ماندن بر فطرت سالم می تواند این حقیقت را ببیند و دریابد.

از نظر قرآن، آیات آفاقی و آیات انفسی، همگی نشانه هایی از حقیقت توحید و خداوندگاری خداوند است؛ چنان که آیات قرانی نیز به یک معنا صورت کتبی همان حقیقت توحید است.

به سخن دیگر، حقیقت یکتا و یگانه در هستی جلوه هایی دارد که سه شکل صورت انسانی به اجمال، صورت جهان به تفصیل و صورت قرآنی به کتبی در برابر هر انسانی است تا حقیقت را بشناسد و در پی آن گیرد.

در حقیقت آیات قرآنی، آیات آفاقی و آیات انفسی، افعال خداوند است تا انسان با نظر و دیدن در آن حقیقت خداوندی را دریابد. منظور از آیات آفاقى، آفریده‌هاى خارج از وجود انسان همانند خورشید، ماه، ستارگان و مانند آن، و مقصود از آیات انفسى، شگفتى‌هاى وجود انسان در ابعاد روحى و جسمى است. (مجمع‌البیان، ذیل آیه ۵۳ سوره فصلت) چنان که آیات قرآنی نیز صورت کتبی همین حقیقت یکتا و یگانه است. این گونه خداوند با راه های گوناگون مردم را به یک حقیقت دعوت می کند و تصریف الآیات به معنای واقعی می نماید تا مردمان هر کس به ظرفیت و توان و فهم و ادراک خویش، حقیقت را بشناسد و در پی آن رود.

آیات آفاقی، حقیقت در برابر

آیات انفسی، شگفت های وجود انسانی است که بیانگر اسمای الهی می باشد و تحقق و فعلیت یابی آن ها در شاکله وجودی هر انسانی به معنای خدایی و متاله شدن است که نهایت آن ربوبیت و مظهریت در آن می باشد که در آیات قرآنی به نام های چون خلافت انسان از آن یاد می شود.

در برابر دیدگان هر انسانی، آیات آفاقی قرار دارد که هر یک از این آیات آفاقی،‌ نشانه ای از یک یا چند اسم الهی می باشد. بنابراین انسان با تدبر و تفکر در این آیات آفاقی با هر یک از اسمای الهی و با حقیقت وجودی خداوند آشنا می شود.

خداوند در آیاتی بسیاری از قرآن که آیات کتبی حقیقت هستی است، به آیات آفاقی همانند آیات انفسی توجه داده است. آیات آفاقی همانند خورشید و ماه و ستارگان و طبیعت همواره در برابر دیدگان بشر است و انسان به هر سمت و سو رو کند،‌در برابر خویش جلوه ای از حقیقت خداوندی را می یابد و می بیند.

نظر و دیدن این آیات آفاقی به انسان این فرصت را می بخشد تا هرگز از حقیقت هستی و خداوند غافل نشود و با درنگ و تدبر در آن ها می تواند موقعیت خود را نسبت به خدا و هستی تعریف و تبیین و تحلیل نماید.

با آن که همه هستی و جهان و آن چه درزمین و آسمان است، آیات آفاقی و نشانه های بیرونی برای شناخت خداوند است، ولی خداوند به برخی از این آیات و نشانه توجه خاص و ویژه ای مبذول می دارد؛ زیرا در این آیات، خصوصیات و وی‍ژگی های است که در آیات دیگر شاید به این شدت و قوت وجود نداشته باشد. این وی‍‍‍‍ژگی های موجود در برخی از آیات آفاقی،‌نوع ارتباط آن ها با انسان و نیاز انسان به آن هاست.

به عنوان نمونه خداوند به آب های در دسترس آدمی و این که به سادگی می تواند به آب ها دسترسی داشته باشد و از آن برای رفع تشنگی خود و پرورش گیاهان و جانوران جهت تغذیه و مانند آن استفاده کند، اشاره می کند و به عنوان یکی از آیات آفاقی مهمی که ارزش تدبر و تفکر در آن است،‌توجه می دهد و می فرماید: قل أرءیتم إن أصبح ماؤکم غورا فمن یأتیکم بماء معین؛ بگو؛ «بگو اگر ببینید که آب شما فرورفته و فروکش می کند ، چه کسی برای شما آب گوارا و صاف باز می آورد. ‌‌(ملک‌، آیه ۳۰)

از نظر قرآن، آب به عنوان منشای حیات و زندگی است که هر چیز زنده ای در دنیا از آن آفریده شده است(انبیاء، ایه ۳۰ و فصلت، ایه ۳۹ و نیز زخرف، ایه ۱۱) چنین آبی که از میان ابرها و از طریق بادها جا به جا می شود و با اشکال گوناگونی چون یخ های آسمانی و غبار و مانند آن ساخته و از آسمان شیرین و گوارا فرو می بارد(مومنون، ایه ۱۸ و زمر، ایه ۲۱ و آیات دیگر) و انسان ها و گیاهان و جانوران با آن سیراب می شوند(مرسلات،‌ایه ۲۷ و آیات دیگر) و در اعماق زمین فرو نمی رود بلکه در مناطقی قرار می گیرد تا در دسترس بشر و گیاه و جانوران باشد و سپس به شکلی دیگر آن را از زمین بیرون می آورد تا هم چنان در دسترس باشد(نازعات، ایه ۳۱) از مهم ترین جلوه ها و آیات خداوندی است که قدرت خداوند در آن اشکار می شود.

آیات زمینی و آسمانی که در برابر دیدگان انسان قرار دارد، بسیار است. از جمله این آیات آفاقی می توان به خورشید،‌ ستارگان و ماه اشاره کرد. عظمت و بزرگی ساختار آسمان وستارگان و گردش آنان، همه خود به تنهایی بیانگر قدرت حقیقی خداوند می باشد که شایسته تدبر و تفکر است.(بقره، ایات ۲۲ و ۲۹ و ۱۶۴ و نیز آل عمران، آیه ۱۹۰ و احقاف، ایه ۳۳ و ملک ،‌ایه ۳ و آیات دیگر)

از نظر قرآن ، تداوم و بقای آسمان(روم،‌آیه ۲۵)، آفرینش بی عیب و نقص آسمان(ق، ایه ۶)، اسمان سقف نما(انبیاء، آیه ۳۲)، آفرینش تدریجی آسمان(اعراف، آیه ۵۴)،‌توسعه دایمی آسمان(انبیاء، ایه ۳۰)، آفرینش هفت آسمان(مومنون،‌آیه ۱۷)، احاطه آسمان بر زمین و انسان(نساء، آیه ۹)، ستون نادیدنی آن(لقمان ،‌آیات ۱۰ و ۱۱) و مانند آن همگی جلوه های از قدرت و احاطه خداوند بر هستی است که قابل تدبر و شناخت حق از طریق آن است.

آیات آفاقی دیگر که قابل توجه و ذکر دایمی است عبارتند از آشامیدنی ها(نحل، ایه ۶۷)، رستاخیز دوباره گیاهان و طبیعت(فصلت، ایه ۳۹ و روم، آیه ۵۰ و حج، آیات ۵ و ۶) ، انواع و اقسام بادها (اعراف، آیات ۵۷ و ۵۸)، باران(بقره، آیه ۱۶۴) بوستان (انعام، آیه ۹۹)، رعد و برق(رعد،‌آیه ۱۲) ، انواع میوه ها چون انگور (انعام،‌آیه ۹۹) ، انار(همان) و مانند آن ها.

انسان با تعقل و تدبر در این آیات(بقره، ایه ۷۳) می تواند به درک حقیقت هستی و خداشناسی نایل شود(فصلت، ایه ۵۳) و شناخت دقیق و کاملی از خود و هستی و خدا به دست آورد(انعام، ایه ۶۵ و نیز نمل ، ایه ۹۳) و با اصول دین چون توحید و نبوت و معاد و رستاخیز(فصلت، ایه ۳۹ و روم، آیه ۵۰ و حج، آیات ۵ و ۶) آشنا شود و در مسیر حقیقت و هدایت قرار گیرد.(نازعات، ایات ۱۹ و ۲۰)

به هر حال، آیات آفاقی از جلوه هایی الهی است که همواره در برابردیدگان آدمی است و یادآور و تذکر دایمی به حقیقت سرابی خود و حقیقت واقعی خداوند می باشد.(غافر ، ایه ۱۳ و آیات دیگر) اگر انسان به این آیات دقت کند و تدبر کافی نماید، هرگز مسیری را نمی پیماید که باطل را اصالت بخشد و حق را نادیده گیرد. بسیاری از مردم چون اهل تدبر و تفکر و نظر دقیق در خود و جهان نیستند، گرفتار خودبزرگ بینی و استکبار می شوند و به سراب اصالت می بخشند و حقیقت آب را منکر می شوند. اینان همانند کورشاپر و خفاشی می مانند که قادر به دیدن حقیقت خورشید نیستند و نمی توانند چشم در چشم خورشید کنند،‌ از این رو به درون سیاه چاله های قلب خویش فرو رفتند از انوار حقیقت خورشید دور باشند.

بسیاری از داشمندان که در حقیقت اسمان بلکه جانورانی چون مورچه و پشه تفکر و تدبر کرده اند، در برابر عظمت حقیقت سر سجده فرود آوردند و بر یگانگی و یکتایی خداوند گواهی داده و پیشانی بر خاک سجده در پیشگاه حقیقت الهی ساییدند و دمی از این حقیقت دور نشدند و در اندیشه فلسفه آفرینش به عبودیت محض رسیدند و خدایی را در بندگی تجربه کردند.

قلب صافی، جلوگاه آیات آفاقی

البته کسانی که ناتوان از شهود خویش و رسیدن به شاهد دایمی یعنی خداوند در خویش می باشند، کم تر می توانند با نظر و تدبر در آیات آفاقی به حقیقت برسند. در حقیقت آیینه وجود این افراد چنان به زنگار گناه و هواهای نفسانی دنیوی آلوده شده است که دیگر صافی قلبی ندارند تا جلوه حقیقت شاهد بر آینه و جام وجودشان باشد. جام جم ایشان چنان زنگار گرفته است که تصویری را بر نمی تابد و از این روست که خداوند کسانی که به بیماری و زنگاری دل گرفتار آمدند، ناتوان از درک حقایق آفاقی می شمارد؛ زیرا دل و قلب زنگار گرفته یا مهر و مختوم شده، نمی تواند از ابزارهای حقیقت بین استفاده کند و آیات آفاقی را در جان خویش به تصویر کشد تا حقیقت و ملکوت هر چیز بر او اشکار شود و خداوند را در پس هر چیزی ببیند چنان که امیرمومنان علی(ع) در پیش و پس و همراه هر چیزی خداوند را می دیدید؛ یعنی تو کی نهان بودی تا پیدا کنم.

آنانی که آینه و جام جهان نمای جم خویش را به زنگار گناه آلوده اند، نمی توانند در برابر آیات آفاقی و جلوه های ملکوتی آن بیایستند و اینه و تصویرگر آن حقیقت شوند و صورت آن حقیقت در جام جان ایشان قرار گیرد. از این روست که نه تنها آیات آفاقی و شگفت انگیزی چون آسمان وزمین و پشه و باد و باران و آشامیدنی ها و خوردنی ها را نمی بینند بلکه حقیقت وجود خویش را نیز نمی بینند. این گونه است که آیات آفاقی در قلبی که ایات انفسی در آن جلوه ای ندارد،‌هیچ تاثیری نخواهد گذاشت و زنگار قلب و درک ایشان اجازه نمی دهد تا حقیقتی را ببینند و بیابند و بدان سو حرکت کنند و خدایی و متاله و ربانی شوند.

بنابراین، قلب صافی لازم است تا جلوه گاه آیات آفاقی گردد. این قلب صاف و صافی می بایست همان قلبی باشد که خداوند به هر انسانی ودیعت و هبه کرده و به نام فطرت، عقل و قلب سلیم و تقوای الهی و نام های دیگر از آن یاد نموده است. اگر انسانی همان هدیه الهی را داشته باشد، به سادگی می تواند تصویرگر جلوه های الهی در آیات انفسی و آفاقی باشد و خداوند را چنان که هست مشاهده کند. این مشاهده و نظارت به دیده ظاهر نیست، بلکه به دیده باطنی است که قلب نام دارد.