آمادگی نظامی، راهکار امنیت امت

سرباز

بسم الله الرحمن الرحیم

هر جامعه ملی یا عقیدتی در جغرافیای زمانی و مکانی شکل می گیرد و با جوامع دیگر به جهات گوناگون هم چون هدف، روش، نژاد، زبان، جغرافیای سیاسی و مانند آن ها فرق می کند. امت، هم چون امت اسلام، جامعه عقیدتی است که مردمانی از نژادها و زبان ها و جغرافیای زمانی و مکانی با هدف مشترک و روش واحد گرد هم می آیند. از آن جایی که تهدید خارجی از سوی جوامع دیگر، به اسباب گوناگون به شکل احتمالی و بالقوه یا به شکل فعلی، تهدید یا دشمن تلقی می شود. عوامل گوناگونی موجب جنگ و تهدید جامع ای از سوی جوامع دیگر است که شامل زیاده خواهی اقتصادی، افزایش جغرافیای مکانی و زیستی، دسترسی به منابع کانی و معدنی از جمله رودها و آب ها می شود. از این روست که هر جامعه ای بر آن است تا برای تامین امنیت مرزهای جغرافیایی خود از آمادگی نظامی برخوردار باشد. آمادگى نظامى، تدارک نیروها و امکانات لازم اعمّ از مادّى و معنوى براى رویارویى با دشمنان موجود یا احتمالى است. از آن جایی که آموزه های وحیانی قرآن، در راستای تحقق بخشیدن به امت اسلام و ایجاد نظام سیاسی ولایی است، به این مهم پرداخته و با واژه‌ها و عباراتى هم چون «اِعداد»، «أخذ حِذْر»، «أخذ اسلحه»، «رباط»، «مرابطه»، «صافنات الجیاد»، «تبوّى»، «جمعُوا» به تامین آن به عنوان یک وظیفه و تکلیف شرعی سخن گفته است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا ابعاد گوناگون مساله آمادگی نظامی و اهداف و عوامل و آثار آن را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اهمیت و ارزش آمادگی نظامی

چنان که گفته شد، آمادگی نظامی، در راستای تامین امنیت مرزها از هر گونه تهدید فعلی یا احتمالی امری لازم و ضروری برای هر جامعه و نظام سیاسی است.

در آیات قرآنی نیز به اهمیت و ارزش آمادگی نظامی در قالب تبیین آثار و کارکردهای آن پرداخته شده است. در آیات قرآنی آثاری برای آن بیان شده که شامل موارد زیر است:

  1. ایجاد ترس و هراس در دشمن: جامعه و امتی اگر بخواهد امنیت را در مرزهای جغرافیایی فراهم آورد و حتی از شهروندان خود در جوامع دیگر حمایت موثر و مفیدی داشته باشد، باید از اقتدار نسبی نسبت به دشمنان فعلی و احتمالی خود برخوردار باشد. همان طوری که تامین امنیت در درون مرزها و در تعاملات میان شهروندان و امت، از طریق نیروی انتظامی انجام می شود، تامین امنیت مرزی و حتی برون مرزی با نیروی نظامی مقتدر شدنی و دست یافتنی است. وقتی امت و نظام سیاسی در حدی از اقتدار نظامی باشد که دیگران از آن حساب برند، ترس و هراسی که از این اقتدار در دل دشمنان فعلی و احتمالی می افتد، خود مهم ترین عامل بازدارندگی از تعرض دشمن است. هماره گفته شده پیشگیری بهتر از درمان است؛ زیرا درمان زمانی رخ می دهد که دردی فعلی ایجاد شده و خسارتی را به بار آورده باشد، اما پیشگیری اجازه نمی دهد تا درد و خسارتی پدید آید. بنابراین، اقتدار نظامی، به معنای پیشگیری است. قدرت بازدارندگی هر جامعه و امتی، خود بهترین شیوه پیشگیری و تامین امنیت پایدار است. از نظر قرآن، آن چه مهم است، تحقق چنین بازدارندگی با اقتدار نظامی با بهره گیری از هر ابزار و وسیله ای است. البته لزوما تهیه هر ابزار دفاعی و اقتداری به معنای استفاده از آن نیست، بلکه هدف ترس و هراسی است که وجود آن ابزار و وسیله در دل دشمن فعلی و احتمالی می اندازد. از آن جایی که ابزارها و وسایل ایجاد ترس و هراس و رهب و رعب در هر جغرافیای زمانی و مکانی از جغرافیای زمانی و مکانی دیگر، متفاوت است، قرآن به مصادیق این ابزارها و وسایل اقتدار بازدارنده نپرداخته است و مصادیق را به عهده امت و نظام سیاسی گذاشته است؛ زیرا همان طوری که علوم در حال پیشرفت است، ابزارهای تهدید و نیز دفاع نیز تغییر کرده و پیشرفته تر و متنوع تر می شود. از همین روست که خداوند در قرآن بر اصل اقتدار نظامی به قصد ارهاب و ترساندن و هراساندن دشمن فعلی و احتمالی تاکید می کند و می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى ‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت.(انفال، آیه ۶۰) در این آیه هر چند به عنوان نمونه مصداقی از اسبان سخن گفته است، ولی این مصداق را پس از بیان یک اصل کلی « وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ» آورده است؛ چرا که در آن زمان، سوار نظام کارآمدترین ابزار پیروزی نظامی و بازدارنده دشمنان بود. به هر حال، امت و نظام سیاسی ولایی باید هر آن چه در توان دارد برای تامین عُدّه و نفرات و عِدّه و تجهیزات به قصد ارهاب و ترساندن فراهم آورد. از آن جایی که علت غایی ترساندن نه به کار گرفتن قرار داده شده می توان دریافت که این «هرچیز» واقعا «هرچیز» است و امت و امام باید هر چیزی که در توان دارند برای ارهاب و ترساندن دشمن فراهم آورند. هم چنین از نظر قرآن، سرمایه گذاری در حوزه آمادگی نظامی و «تقویت اقتدار در سطح ارهاب و ترساندن»، سرمایه ای ماندگار برای سرمایه گذاران از نظام و امت است و این گونه نیست که سرمایه آنان دور ریخته و به هدر رفته باشد؛ زیرا این گونه با تامین امنیت از راه بازدارندگی سود حاصل از سرمایه چند برابر می شود. بنابراین، سرمایه گذاری در امور رفاهی در جایی که لازم است تا توان و اقتدار نظامی افزایش یابد و زمینه ارهاب و ترساندن دشمن فراهم آید، سرمایه گذاری نادرست و ناروا است؛ و بر امت و امام است تا سرمایه گذاری را در حوزه افزایش توان در راستای دست یابی به «آمادگی در سطح بازدارندگی» انجام داده و آن را به عنوان اولویت نخست در سرمایه گذاری ملی قراردهند. هم چنین آن چه در حوزه سرمایه گذاری در عرصه اقتدار مهم است، افزایش «توان بازدارندگی» است که با تقویت ابزارها و پیشرفت و نیز تنوع آن ها و هم چنین با ایجاد و تقویت روحیه دشمن ستیزی، ستم ستیزی و استکبارستیزی به دست می آید. خداوند در آیات ۳۰ تا ۳۲ سوره ص بیان می کند که حضرت سلیمان(ع) به عنوان رهبر نظام اسلامی، خود به سرکشی و بازدید از نیروها و بررسی درجه هوشیاری و آمادگی آنان می رفت و از آن جایی که در آن دوران اسب ها در سوار نظام مهم ترین و تاثیرگذارترین نیرو و ابزار دفاعی و بازدارندگی بود، چنان سرگرم آنان شد، که وقت نماز گذشت. این خود بیانگر اهتمام رهبران اسلامی به مساله آمادگی نظامی و برآورد نیرو و ارزیابی میزان آمادگی است. بنابراین، در راستای «توان بازدارندگی» باید تنها به ابزارهای مادی بسنده نکرد، بلکه در جنگ نرم و سخت از چنان اقتداری برخوردار شد که دشمن خیال حمله به مغزش خطور نکند و هماره در ترس و هراس از اقتدار توان بازدارنده امت و نظام اسلامی باشد. البته همان طوری که آمادگی نظامی امت و نظام اسلامی موجب ترس در دشمنان می شود، هم چنین آمادگی دشمن موجب ترس در امت و نظام اسلامی می شود؛ از این رو، باید مراقب و مواظب بود تا آمادگی دشمن به گونه ای بالا نرود که موجبات ترس شود؛ زیرا از مهم ترین عوامل شکست و پیروزی در یک جنگ، مساله روحیات امت و نظام است؛ اگر در جنگ روانی، امت و نظامی شکست بخورد در صحنه نظامی به سرعت شکست رقم خواهد خورد. در راستای افزایش توان بازدارندگی باید در حوزه جنگ نرم ، نیروهای اطلاعاتی اسلام به گونه ای عمل کنند که ترس در دشمن بیافتد و دشمن نتواند در قالب جنگ نرم روحیه مجاهدان را تضعیف یا کاهش دهد. از نظر قرآن، عدم توجه به مساله جنگ روانی خود می تواند سبب کاهش توان بازدارندگی در نیروهای خودی شود؛ در همین رابطه خداوند در آیه ۱۷۳ سوره آل عمران بیان می کند ، دشمنان اسلام با استفاده از منافقان و مسلمانان سست ایمان، توانستند جنگ نرمی را سازماندهی کنند که موجبات کاهش روحیه در نفرات خودی شده بود. منافقان با نشر شایعه آمادگى نظامى دشمن براى حمله دوباره به مسلمانان پس از جنگ اُحد بر آن بودند تا توان بازدارندگی را کاهش داده و ترس و وحشت را در امت و جامعه بیافکنند که البته با هوشیاری رهبران و امت این طرح شکست خورد و پیامبر(ص) و امت با بسیج دوباره همان نیروهای شکست خورده و مجروح و خروج از مدینه کاری کرد تا دشمن به وحشت بیافتد و فکر هجوم و حمله مجدد را از سر خود بیرون کند. در حقیقت بازسازی سریع نیروی نظامی و بالا بردن روحیه افراد پس از شکست ، در راستای بازدارندگی و ایجاد ارهاب و ترس در دشمنان موثر واقع شد و مشرکان از ادامه حمله و هجوم عقب نشینی کرده و این گونه مدینه النبی(ص) در امنیت قرار گرفت.
  2. شکست زبونانه دشمن: آمادگی نظامی و افزایش توان و اقتدار بازدارندگی باید در چنان سطح باشد که در کم ترین زمان ممکن و با کم ترین تلفات مادی و انسانی، پیروزی به دست آید و دشمن با خواری و خفت شکست را پذیرا شده و تن به شروط نظام سیاسی اسلام دهد. از نظر قرآن، تحقق این حالت از آمادگی و اقتدار تنها در صورتی به دست می آید که امت و نیروهای نظامی، از هوشیاری و توان تحلیل و تطبیق بالایی برخوردار باشد. خداوند در آیه ۱۰۲ سوره نساء، از نیروهای نظامی می خواهد تا همه زمان ها و حالات به ویژه در زمان درگیری و جنگ، از هوشیاری بالا برخوردار باشند و هرگز دشمن را کم اهمیت ندانند و از آنان غافل نشوند. از این رو، خواهان آن است تا حتی در هنگام نماز در منطقه جنگی، ابزارها و سلاح های جنگی را از خود دور نسازند و با هوشیاری بالا حتی در آن هنگام، دشمن را ناکار کنند و اجازه ندهند تا نماز که مهم ترین و برترین اعمال عبادی در اسلام است، موجبات غفلت از دشمن را فراهم نیاورد. در حقیقت، خداوند در این آیه اجازه نمی دهد که نیروهای نظامی به داعی انجام فریضه نماز، زمینه را برای تحریکات دشمن و تعرضات آنان فراهم آورند؛ بلکه باید با هوشیاری تمام افزون بر انجام فریضه، به مسئولیت نظامی خود بپردازند. این بدان معناست که نباید آمادگی نظامی ، فدای چیزی شود و اقتدار و توان نیروهای نظامی کاهش یابد و زمینه برای غلبه و پیروزی دشمن فراهم آید. اگر خداوند اجازه نمی دهد آمادگی نظامی و اقتدار و هوشیاری به سبب نماز از دست برود، به طور یقین و اولویت اجازه نمی دهد به انگیزه و داعی اموری پست تر هم چون رفاه و آسایش شهروندان، توان نظامی و آمادگی از دست برود. از نظر قرآن، اقتدار و آمادگی نظامی باید در چنان سطحی باشد که به سادگی دشمن مغلوب و خوار شده و شکست زبونانه برای دشمن رقم بخورد و آنان خوار و زبون گردند، نه آن که در سطحی باشند که بتوانند جنگ را فرسایشی کرده و هزینه های زیادی را بر امت و جامعه تحمیل کرده و شرایط خود را بر امت تحمیل نمایند.
  3. رهایی از غافلگیری: از دیگر آثاری که قرآن در راستای آمادگی نظامی بیان کرده، توجه به اصل رهایی از غافل گیری از سوی دشمن است؛ زیرا وقتی جامعه و امت و امام در چنان سطح از هوشیاری و آمادگی باشند که دشمن هراسان از واکنش سریع و به هنگام امت باشد، به طور طبیعی، دشمن نمی توانند از اصل غافلگیری برای ضربه زدن به امت و منافع آن بهره برد. خداوند در آیه ۱۰۲ سوره نساء، آمادگى نظامى و هوشیارى مجاهدان را مهم ترین مانع از هجوم غافلگیرانه دشمن دانسته و به این اثر مهم آمادگی نظامی تاکید می کند. از نظر قرآن، دشمنان در زمانی به امت هجوم می آورند که امت از آمادگی و هوشیاری برخوردار نباشد و از دشمن غافل شده باشد. خداوند در آیات ۴۵ و ۴۶ سوره توبه کسانی که آمادگی نظامی نداشته و زمینه را برای حمله و هجوم دشمن آمده می کنند، سرزنش کرده است. خداوند در این آیات به منافقانی اشاره می کند که در هنگام حمله دشمن، بهانه می آورند که از آمادگی نظامی برخوردار نبوده و هنوز تجهیزات جنگی فراهم نکرده و یا در اختیار ندارند. این آمادگی نظامی باید در همه زمان ها و مکان ها باشد و نباید گرفتار غفلتی شوند که دشمن به آنان بتازد. از نظر قرآن حتی در زمانی که امت به هر دلیلی شکستی را تجربه کرده و تلفاتی داشته است، باید هوشیاری و آمادگی نظامی را حفظ کرده و بلکه آن را تقویت کند.(آل عمران، آیه ۱۷۲)
  4. نشانه ایمان: از نظر قرآن، آمادگی نظامی و افزایش روزافزون توان بازدارندگی امت، از چنان اهمیت و ارزشی برخوردار است که آن را نشانه ایمان دانسته است. به سخن دیگر، یکی از راه های برآورد و سنجش ایمان افراد، توجه به نیروهای دفاعی کشور و آمادگی نظامی است؛ هر میزان توجه فرد و دولت به مساله آمادگی نظامی بیش تر باشد، گواه و شاهد روشنی از ایمان شخص به اسلام و خدا و دستورهای آن است.(توبه، آیه ۴۴ و ۴۵) چنان که گفته شد، حضرت سلیمان نبی(ص) در همین راستا به ارزیابی از آمادگی نظامی همه نیروها از انس و جن و جانور می پرداخت به طوری که از فقدان و نبود مرغی چون هدهد پرس و جو می کرد یا به دیدن و بازدید از سوار نظام و ابزارهای آنان یعنی اسباب می رفت و گاه چنان مشغول به این مهم می شد که از مهم دیگری چون نماز غافل شد و پس از رهایی از غفلت نمازش را با رد الشمس به معجزه الهی ادا کرد. (ص، آیات ۳۰ تا ۳۰؛ نمل، آیه ۲۰)
  5. انفاق در راه خدا: از نظر قرآن، انفاق و سرمایه گذاری در عرصه دفاعی و آمادگی نظامی جهت دستابی به ارهاب دشمنان و ترساندن آنان، از مصادیق انفاق در راه خدا شمرده شده است. این خود بهترین گواه و شاهد برای اهمیت و ارزش آمادگی نظامی در نظام اسلامی است.(انفال، آیه ۶۰)
  6. ستایش الهی: خداوند کسانی که به مساله آمادگی نظامی توجه داشته ستایش می کند. این خود نیز بیانگر اهمیت و ارزشی است که اسلام و نظام سیاسی آن به مساله آمادگی نظامی دارند. البته آمادگی نظامی پس در شرایط سخت و بحرانی و به ویژه پس از جنگ که هزینه های مادی و انسانی سنگینی نیز بر امت تحمیل شده، مهم تر و اساسی تر است؛ از این روست که خداوند آمادگی نظامی در این زمان را بسیار مورد توجه و اهتمام قرار داده و مجاهدان و امت و نظام اسلامی را مورد ستایش ویژه قرار می دهد که در آن حالت به فکر آمادگی نظامی و دفاعی و افزایش توان رزمی هستند.(آل عمران، آیات ۱۷۲ تا ۱۷۴)
  7. پاداش الهی: از نظر قرآن کسانی که در مسیر افزایش توان نظامی و آمادگی نظامی گام بر می دارند و برای تحقق آن تلاش می کنند، مستحق پاداش الهی هستند. این خود نیز توجه بخشی به اهمیت آمادگی نظامی از منظر قرآن است. خداوند در آیه ۱۲۱ سوره توبه آمادگى رزمى و انجام کارهاى مقدّماتى جهاد را داراى پاداش الهى دانسته و در آیه ۱۷۲ سوره آل عمران این آمادگى رزمى به همراه تقوا و احسان را سبب برخوردارى از پاداش بزرگ الهى دانسته است.
  8. اهتمام پیامبر(ص): یکی از دلایل ارزش و اهمیت آمادگی نظامی از منظر اسلام، اهتمامی است که خود پیامبر(ص) به مساله آمادگی نظامی مبذول داشته است. خداوند در آیه ۱۲۱ سوره آل عمران از اهتمام ویژه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آماده‌سازى سپاه اسلام اشاره می کند که خود بهترین شاهد مثال برای ارزش و اهمیت آمادگی نظامی است.

نکاتی درباره آمادگی نظامی

چنان که گفته شد، آمادگی نظامی در راستای ارهاب و ترساندن دشمن و هراس افکنی انجام می گیرد تا نوعی بازدارندگی ایجاد کند و فکر حمله و هجوم را از دشمن فعلی و احتمالی بگیرد. در آیات قرآنی در این باره نکاتی بیان شده که برخی از آن ها در این جا مطرح می شود:

  1. ضرورت آمادگی: از نظر قرآن، آمادگی نظامی در هر زمان و مکان، یک ضرورت و واجب شرعی است و خداوند در آیاتی بر ضرورت آمادگى و آرایش نظامى در برابر هجوم دشمن سخن به میان آورده است.(آل عمران، آیه ۱۲۱؛ نساء، آیه ۱۰۲؛ انفال، آیه ۶۰)
  2. بازسازی سریع پس از شکست: اگر امت و نظام اسلامی به هر دلیلی در جنگی شکست خورده ، نباید نومید شوند بلکه واجب است به سرعت نیروها بازسازی شده و برای دفع و یا حمله احتمالی آماده باشند. خداوند در قرآن از آمادگى مجاهدان پس از جنگ احد، به‌رغم آسیب دیدگى آنان سخن به میان آورده و آن را رفتاری درست و قابل ستایش دانسته است.(آل عمران، آیه ۱۷۲ و روایات تفسیری)
  3. حرکت نظامی پس از آمادگی: حرکت نظامی تنها در صورتی موفقیت آمیز است که آمادگی روحی و ابزاری و مانند آن ها تامین شده و نفرات و تجهیزات با آمادگی روانی و روحی به طور مناسب فراهم آمده باشد. پس فرمان خداوند و پیامبر(ص) به مؤمنان مبنی بر حرکت به سوى دشمن تنها پس از آمادگى نظامى است.(نساء، آیه ۳۱ و آیات دیگر)
  4. حفاظت بر آمادگی: همان طوری که آمادگی لازم است ، حفاظت دایمی بر این آمادگی نیز لازم است و این گونه نیست که تنها تجهیزات تهیه و سپس رها شود، بلکه این آمادگی همراه با هوشیاری دایمی از سوی امت و امام خواهد بود.(انفال، آیه ۶۰؛ نساء، آیه ۱۰۲)
  5. آمادگی روانی و هوشیاری: در آمادگی نظامی، آن چه مهم تر و اساسی تر است، آمادگی روانی و روحی نفرات و هوشیاری امام و امت و مجاهدان است. (همان)
  6. مراقبت از نفوذی: آمادگی نظامی و حفظ سطح بالای هوشیاری متوقف بر مراقبت و مهار و مدیریت نیروهای دشمن و عناصر سست ایمان است. به نظر می رسد که یکی از مهم ترین نکات در حفظ آمادگی، مراقبت دایمی از نیروهای نفوذی دشمن از جمله منافقان است؛ زیرا آنان با شایعه پراکنی و اخبار دروغین لرزه بر افکن تلاش می کنند تا روحیه نیروهای خودی را کاهش دهند و از ادامه مقابله یا مبارزه و جهاد مایوس سازند.(احزاب، آیه ۶۰؛ توبه، آیات ۴۵ و ۴۶)
  7. آمادگی واقعی: وقتی سخن از آمادگی است، آمادگی واقعی است. بنابراین، در برآورده آمادگی نباید دچار دروغ به خودمان شویم و در دام آمادگی کاذب بیافتیم. از نظر قرآن گاه کسانی خود را در جرگه مجاهدان قرار می دهند که اصولا برای تضعیف نیروهای خودی در بزنگاه اعمالی را انجام می دهند که باعث شکست می شود. به عنوان نمونه نباید منافقان را جزو نیروهای خودی دسته بندی و ارزیابی کرد و بر اساس آن برنامه ریزی داشت. خداوند در آیه ۸۳ سوره توبه از تظاهر به آمادگى براى جهاد و فداکارى، پس از پایان یافتن دشوارى‌هاى نبرد از سوی منافقان خبر می دهد که نباید به این دسته از اطلاعات و اخبار وقعی نهاد و بر اساس آن برنامه ریزی کرد. هم چنین خداوند از سوگند منافقان جهت اثبات آمادگى خود براى جهاد سخن به میان آورده که آمادگی کاذب بوده است.(نور، آیه ۵۳) چرا که آنان اصولا آمادگی برای نبرد و جانفشانی ندارند و در این موارد دروغ می گویند.(احزاب، آیات ۱۵ و ۱۶)