آمادگی برای پاسخگویی اخروی

samamos1بسم الله الرحمن الرحیم

مسلمان می داند که باید خود را برای پاسخ گویی در قبر و قیامت آماده کند. اما معنای پاسخگویی چیست؟ چگونه می توانیم پاسخ های درست و خوبی داشته باشیم؟ این ها مهم ترین مسایل در این موضوع است که نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام در صدد پاسخ گویی به آن ها برآمده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

پاسخ های عینی انسان

هر چیزی دارای ترازو و ابزار سنجش خاص خودش است. برای سنجش وزن چیزها از ترازوهای دو کفه ای و یا دیجیتالی تک کفه ای استفاده می شود؛ برای سنجش حجم و گرما و سرما نیز از ابزارهای خاصی وجود دارد. منطق ترازوی سنجش علمی بودن کلام است؛ چنان که علی(ع) نیز معیار سنجش ایمان افراد(ع) است؛ چنان که پیامبر(ص) می فرماید: عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ یَدُورُ حَیْثُمَا دَارَ؛ علی با حقّ است و حق با علی. هر کجا علی باشد، حق هم آن جا و به دور علی می‌گردد.(الأمالی للصدوق)، ص ۸۹؛ الجمل، ص ۸۱؛ الأمالی للطوسی)، ص ۵۴۸؛ کفایه الأثر فی النص علی الأئمه الإثنی عشر، ص ۲۰؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص ۶۳۳؛ الإمامه و السیاسه، ج ۱، ص ۹۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۳۵؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۲، ص ۴۴۸؛ المناقب، ص ۱۰۴)

یکی از ترازوهای مهم، ترازوهای قیامت است که برای سنجش افکار و اعمال انسانی ساخته شده تا وضعیت هر شخصی دانسته و بهشتی و دوزخی بودنش دانسته شود.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، ترازوهای قیامتی، ترازوهای خاصی است که دیگر نیازی نیست تا از بیرون چیزی آورده شود؛ چرا که هر کسی چنان در صحنه قیامت می آید که وزن و ارزش او دانسته می شود؛ یعنی فردی چنان سنگین می آید که همه هستی در برابرش کم می آید(اعراف، آیه ۸؛ مومنون، آیه ۱۰۲؛ قارعه، آیه ۶)؛ چرا که متاله و خدایی شده و تمام صفات خدایی را خود آورده و مظهر تمام اسماء و صفاتی الهی شده است(بقره، آیه ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹)؛ چنین فردی هیچ چیز نمی تواند جز خداوند ارزش او بشناسد و بداند و بیان کند. از این روست که به عنوان خلیفه الهی وارد صحنه قیامت می شود.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱)

در برابر کسی دیگر می آید که بسیار سبک وزن است و به تعبیر قرآن خار و خاشاک و سنگ آتش زنه دوزخ است؛ زیرا تمام سرمایه های وجودی و صفات الهی سرشته در خود را دفن و دسیسه کرده و نه تنها ظهوری به آن ها نداده، بلکه آن را نهان ساخته و چیزی بی ارزشی و بی پایه ای را آورده که باطل است و از آن جایی که باطل بر خلاف حق، پوچی وهیچی است، وزنی ندارد.(اعراف، آیه ۹؛ مومنون، آیه ۱۰۳؛ قارعه، آیه ۸)

بنابراین در صحنه قیامت هر کسی چنان می آید که نیازی به ترازوی بیرونی ندارد؛ بلکه خود گواه صادق و روشنی از حقیقت وجودی ساخته به دست خودش است؛ چرا که انسان هر نیت نیک و رفتار نیکی که داشته باشد، در جوهر وجودش نقش می بندد؛ زیرا انسان همانند صفحه سپید بی نقشی است که طرح زیر زمینه و بستر آن، صفات الهی است و انسان می تواند با هر پندار و کردار نیکی آن را اظهار نموده و تجلی و مظهر آن صفات شود؛ یا بر عکس با پوچ گرایی و بیهوده گرایی آن خاک بر آن صفات ریخته و آن را دفن و دسیسه به فجور و گناه کند، به طوری که دیده نشود و تاثیری نداشته باشد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰ و آیات دیگر)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان در دنیا و فرصت کوتاه عمر در حال صیرورت و شدن است. این صیرورت و شدن با پندارهای نیک و زشت و کردارهای نیک و بد در حال انجام است. از این رو، هر شخص انسانی همانند یک جنس الاجناس صحفه ای بی نقش برجسته است. پس هر کاری که می کند نقشی را برجسته می کند و با هر فکر و پندار خویش نمایی را آشکار می کند که در بستر انسانیت نقش نهان است. هر پندار و کرداری، صفحه وجودش را چون نقطه های سپید و سیاه پر می کند تا جایی که همه صفحه وجود پر از نقش و نگارهای برجسته شود. آن گاه است که پیمانه وجودش پر می شود و اجل مسمی فرا می رسد.

در این هنگام این صیرورت (آل عمران، آیه ۲۸؛ مائده، آیه ۱۸) و به تعبیر دیگر انقلاب و دگرگونی(اعراف، آیه ۱۲۵؛ شعراء، آیه ۵۰؛ زخرف، ایه ۱۴) به شکلی به پایان می رسد و انسان به سوی خدای جمال باز می گردد یا به سوی خدای جلال خویش. پس اگر به سوی خدای جمال انقلاب و صیرورت باشد، بهترین بازگشت به سوی مبدا خویش در معاد خویش است. (بقره، آیه ۱۵۶) اما اگر به سوی خدای جلال صیرورت و انقلاب صورت گرفته باشد، بدترین بازگشت خواهد بود که انسانی به سوی مبدا خویش در معاد خویش انجام داده است. نتیجه صیرورت و انقلاب اول همان بهشت فعل و صفات و ذات خواهد بود، و نتیجه دومین انقلاب و صیرورت به سوی دوزخ فعل و صفات و ذات است که بدترین صیرورت و شدن است.(بقره، آیه ۱۲۶؛ آل عمران آیه ۱۶۲؛ انفال، ایه ۱۶؛ توبه، آیه ۷۳)

خداوند در آیات قرآنی می فرماید که ما انسان را در بهترین صورت که همان صورت صفات الهی است آفریده ایم و از همین رو خیر خداوندی و برکت او به خلق پایدار و بی پایان است و آفرین بر این خدایی که خلق را صورت خویش بخشید.(مومنون، آیه ۱۴؛ غافر، آیه ۶۴ و آیات دیگر) این صورت گیری خداوند در رحم و زهدان مادر اتفاق افتاد و صفات خویش را در فطرت انسان نقش زد.(همان) سپس به هر فرد و شخص انسانی اجازه داده شد تا در فرصت کوتاه عمر خویش یکی از دو راه(بلد، آیه ۱۰) را برگزیند و خود را با سعی و تلاش به خدای خویش برساند. پس آن که شاکر و مومن شد(انسان، آیه ۳)، با پیروی از صراط مستقیم الهی و عبودیت نقش های موجود را برجسته کرد و خود را مظهر تجلیات صفات خداوندی نمود و خدایی و متاله و ربانی و خلیفه الهی شد؛ و آن دیگری با کفر و کفران(انسان، آیه ۳) و انحراف و عوج و جنیف و دسیسه و مانند آن ها (شمس، آیات ۷ تا ۱۰) خود را چارپا(اعراف، آیه ۱۷۹؛ فرقان، آیه ۴۴)، یا پست تر و گمراه تر چون گیاه(همان؛ جن، آیه ۱۵) و سنگ سخت و خارا کرد(بقره، آیات ۲۴ و ۷۴ و آیات دیگر) و صفات الهی را نقش برجسته نزد.

پس هر کسی با صورت و نقش برجسته ای که خود بر خود زده به صحنه قیامت وارد می شود و همه هستی او از جوانح و جوارح وضعیت او را بیان می کند؛ چرا که هر پندار و کردار خرد و بزرگش در صفحه وجودش نقش بسته است و خود گواه روشنی از وضعیت اوست. این گونه است که همه وجودش سخنگو و گواه و شاهد است و دیگر نیازی به زبان و پاسخ های او نیست؛ چرا که شخص با همه وجودش سخن می گوید و حقیقت ذاتی که ساخته را بیان می کند.(یس، آیه ۶۵) پس حسابرسی سریع و آسان (انعام، آیه ۶۲) و بسیار دقیق است به طوری که ریزگردهای سبک اعمال خوب و بدش نیز نقشی بر وجودش حک کرده و به نمایش می گذارد(نساء، آیه ۴۰؛ انبیاء، آیه ۴۷؛ زلزله، آیات ۷ و ۸) و کوچک ترین ظلم و ستمی به کسی روا نمی شود؛(همان) چرا که ترازوی اعمال شخص همان خروجی صورتی است که از خود ساخته است و چیزی از بیرون نسبت به او داوری و گواهی نمی دهد.

پس پاسخ های انسان در آخرت پاسخ های ملموس و عینی و محسوس و از درون شخصیت وجودی اش است و هیچ چیزی از بیرون نیست. پس همه وجودش زبان می شود و دیگر احتیاجی به زبان خاصی برای گفتن و ترازوی از بیرون برای سنجش نیست.

البته باید توجه داشت که خلفای کامل الهی چون پیامبر(ص) و امیرمومنان(ع) به عنوان میزان مطرح هستند؛ زیرا آنان از یک سو بهترین گواهان برای بشریت است که انسان می تواند نقش های الهی را بر جان خویش به تمام و کمال زده و خدایی و ربانی شود و کسی مدعی این معنا نشود که ما بشری بیش نیستم و چگونه می توانیم خدایی و متاله و ربانی شویم؟ دیگر آن که انسان وقتی این موازین الهی را می بیند در می یابد تا چه اندازه به کمال رسیده و چه میزان از سرمایه وجودی را تباه کرده و زیان و خسران بر خود وارد ساخته است؟

آمادگی برای پاسخ گویی

با توجه به آن چه بیان شد، به خوبی و روشنی دانسته شد که انسان می بایست خود را برای پاسخ گویی خاص در برابر خداوند آماده و مهیا کند و این آمادگی تنها در دنیا و فرصت کوتاه عمر حاصل خواهد شد و زمانی دیگری برای این امر وجود ندارد. بنابراین زندگی دنیا را باید تنها فرصت بی بدیل و بی نظیری دانست که هیچ جایگزینی برای آن نیست و هرگز پس از دنیا راهی برای کسب ایمان و عمل صالح نیست تا صفات الهی سرشته در ذات ما را برجسته کرده و ظهور و بروز دهد. از این روست که در ایات و روایات بارها تکرار و تاکید شده که دنیا تنها محل تغییر و انقلاب و صیرورت کامل و تمام برای انسان است.

به عنوان نمونه خداوند در پاسخ بدکاران در عالم برزخ و نیز دوزخیان در آخرت که خواهان بازگشت به دنیا هستند، چنین پاسخ می دهد که به شما هر روز پس از رجعت روان به تن و پس از خوابیدن، مهلت داده شده بود، ولی شما همان راه باطل و کفر و کفران را در پیش گرفتید، پس اگر بازگردید و رجعت به دنیا داشته باشید، دوباره غافل شده و همان کارهای زشت و بد را انجام خواهید داد؛(مومنون، آیات ۹۹ و ۱۰۰ و ایات دیگر) و هم چنین به دوزخیان نیز پاسخ داده می شود که دنیا جمع شده و دیگر دنیایی نیست تا بازگردید و ایمان و عمل صالحی داشته باشید.(شعراء، آیه ۱۰۲؛ مومنون، آیه ۱۰۹ تا ۱۱۰؛ انبیاء، آیه ۱۰۴ و آیات دیگر)

پس باید هر کاری که باید انجام دهیم همین مدت کوتاه عمر به درستی انجام دهیم تا در هنگام مرگ و در عالم برزخ یا در قیامت و در دوزخ پیشمان نشویم و خواهان توبه و بازگشت نشویم؛ چرا که تنها در همین دنیا امکان توبه و بازگشت به مسیر درست و راستین الهی برای انسان فراهم است و پس از آن دیگر جایی برای عمل و کاری حتی ایمان آوردن نیست؛ زیرا با آن که حقیقت چون روز روشن می شود و دیگر پرده ای از غفلت بر دیدگان نیست(ق، آیه ۲۲)، اما جایی برای ایمان آوری نخواهد بود و کافر و مشرک بر خلاف مومنان، دیگر اراده ای نخواهد داشت تا بخواهد ایمان بیاورد.(انعام، آیه ۱۵۸ و آیات دیگر)

امیرمومنان علی(ع) می فرماید: وإنَّ الیوم عملٌ بلا حساب، وغداً حسابٌ بلا عمل؛ امروز دنیا زمان عمل بدون محاسبه، و فردای آخرت زمان حساب بدون عمل است.»(نهج البلاغه، نامه و الرساله ۷۲ )

پس انسان می بایست همین امروز در این فرصت کوتاه عمر ره توشه آخرت را بردارد و با خود ایمان و عمل صالح را ببرد؛ زیرا دیگر در عالم برزخ که از لحظه مرگ و قبر شروع می شود، جایی برای عمل و ایمان آوری و کارهای نیک نیست تا حقیقت وجودی خود را تغییر مثبت داده و به شکل درستی انقلاب و دگرگونی در خود پدید آوریم.

امام سجاد(ع) همانند دیگر پیشوایان دین در این باره به انسان ها هشدار داده و می فرماید: إبْنَ آدَم إنَّکَ مَیِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً؛ اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پیشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع کننده وکامل) مهیّا و آماده کن.( تحف العقول: ص ۲۰۲، بحارالأنوار: ج ۷۰، ص ۶۴، ح ۵)

بر اساس آیات و روایات وحیانی اسلام، انسان می بایست با ایمان به خدا و غیب و رسالت و نبوت و بهره گیری از محاسن و مکارم اخلاقی(بقره، آیات ۱ تا ۵ و آیات دیگر) و دیگر اعمال نیک که در شریعت اسلامی بیان شده خود را به تقوایی نایل کند(بقره، آیات ۲۱ و ۶۳ و ۱۸۳ و آیات بسیار دیگر) که او را از دوزخ خشم الهی حفظ می کند(زمر، آیه ۲۴) و صفات کمالی را به آدمی می بخشد و او را متاله و خدایی و ربانی می سازد.(بقره، آیه ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹ و آیات دیگر)

به عنوان نمونه برخی از کارها که به نظر بی ارزش می رسد در حالی بسیار مهم و ارزشی و حتی عبادت است و انسان به سادگی می تواند تحت تاثیر آن کارها خودی را بسازد که خدایی است. امام سجاد(ع) می فرماید: نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَالْمَحَبَّهِ لَهُ عِبادَه؛ نظر کردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.(تحف العقول: ص ۲۰۴، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۴۰، ح ۳)

هم چنین آن حضرت(ع) در جایی دیگر می فرماید: مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بتَاجِ الْمَلَکِ یَوْمَ الْقِیامَهِ؛ هرکس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند مى گرداند.( مشکاه الأنوار: ص ۱۶۶)

هم چنین می فرماید: خَیرُ مَفَاتیحِ الأموُرِ الصِّدقُ وَخَیرُ خَوَاتیمِهَا الوَفَاءُ ؛ بهترین گشایندۀ کارها، راستی و بهترین پایان برندۀ آن، وفاداری است.( بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۱۶۱)

و یا می فرماید: فَاَمّا حَقُّ اللّه‏ِ الاَکْبَرُ فَاِنَّکَ تَعْبُدُهُ لا تُشْرِکُ بِهِ شَیْئا فَاِذا فَعَلْتَ ذلِکَ باِخْلاصٍ جَعَلَ لَکَ عَلى نَفْسِهِ اَنْ یَکْفیَکَ اَمْرَ الدُّنْیا وَ الآْخِرَهِ وَ یَحْفَظَ لَکَ ما تُحِبُّ مِنْها ؛ حق بزرگ‏تر خداوند این است که او را بپرستى و چیزى را با او شریک نسازى، که اگر خالصانه چنین کنى، خداوند کار دنیا و آخرتت را کفایت مى‏کند و آنچه را دوست دارى برایت نگه مى‏دارد.( تحف العقول، ص ۲۵۶ )

و در دعایی به قصد آموزش و پرورش انسان می فرماید: الَّلهُم صَلِّ عَلی مُحَمَّد و آلِه، و صَیِّرنا إِلَی مَحبُوبِک مِن التَوبَهِ، وَ أَزِلنَا عَن مَکرُوهِک مِن الاِصرار؛ بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و ما را به توبه و بازگشت که پسندیده بازگردان، و از اصرار (بر گناه) که آن را نمی پسندی دور گردان.( صحیفه سجادیه)

رفتارهای بسیار ساده و کارهای بسیار آسان می تواند آدمی را به کمالاتی برساند که از هیچ راهی دیگر نمی تواند آن ها کسب کند. تواضع و فروتنی به انسان کمک می کند تا همانند زمینی باشد که آب باران را به خود جلب و جذب می کند و بستری برای رشد و تنوع نعمت ها و برکات الهی شود. امام سجاد(ع) می فرماید: حَقُّ الکَبِیر توقیرهُ لِسِنِّهِ و اجلالُهُ لِتَقدَّمَهُ فی الِاسلام؛ حق آنکه بزرگتر است این است که او را به خاطر سنش احترام کنی و او را به خاطر اینکه برتو در مسلمانی پیشی داشته است، بزرگ شماری.( جهادالنفس،ح۱۹)

یا تنظیم ارتباط درست در زندگی و نشست و برخاست با انسان های نیک و صالح و پرهیز از ناصالحان و بدکاران و مانند آن ها چنان روح و روان و روحیه انسان را تحت تاثیر قرار می دهد که انسان چهره ملکوتی و الهی می گیرد یا چهره شیطانی و زشت می یابد که نشانه ای از بهشت و دوزخ است.

امام سجاد(ع) می فرماید: إیّاکَ وَمُصاحَبَهُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُکَ بِأَکْلَهٍ أوْ أَقَلّ مِنْ ذلِکَ وَإیّاکَ وَمُصاحَبَهُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُونا فى کِتابِ اللّهِ؛ بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون که او به یک لقمه نان و چه بسا کمتر از آن هم ، تو را مى فروشد؛ و مواظب باش از دوستى و صحبت کردن با کسى که قاطع صله رحم مى باشد چون که او را در کتاب خدا ملعون یافتم.(تحف العقول ص ۲۰۲، بحارالا نوار: ج ۷۴، ص ۱۹۶، ح ۲۶)

ما هر روز با کارهای خودمان، خودسازی می کنیم که البته بیش تر این خودسازی ها به سمت و سوی فراق از صفات الهی و ایجاد آتش دوزخی فراق در جان و روح و صفات ماست. این آتش هایی که در درون آدمی از غیبت و دروغ و مال حرام خواری زبانه می کشد امروز هم قابل مشاهده خواهد بود،(نساء، آیه ۱۰ و ایات دیگر) ولی چون چشم ملکوتی و باطنی خود را به غفلت گناه و کفر و کفران بسته ایم، قدرت دیدن و بوییدن و شنیدن را از خود گرفته ایم و گرنه به راحتی این ستون های آتش که در درون زبان می کشد و به آسمان می رود دیده می شد.(تکاثر، آیات ۵ و ۷؛ ق، آیه ۲۲؛ همزه، آیات ۸ و ۹)

پس انسان می تواند به سادگی در مسیر درست و راست قرار گیرد و خود را خدایی کرده و به قرب اشراقی خداوند نایل شود و از دوزخ فراق صفات کمالی الهی رهایی بخشد.

انسان ها می توانند با تکیه بر ایمان، توکل و تفویض امور به خدایی غنی حمید از فقر ذاتی رهایی یابند(فاطر، آیه ۱۵) و هماره از رحمت رحمانی و رحیمی خداوند بهره مند شوند بی آن که نیازی به کسی داشته باشند و این گونه به خیر مطلق در هستی دست یابند، چنان که آن حضرت (ع) در جایی دیگر می فرماید: رَأیْتُ الْخَیْرَ کُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِی أیْدِی النّاسِ ؛ تمام خیرات و خوبی‌های دنیا و آخرت را در چشم پوشی و قطع طَمَع از زندگی و اموال دیگران می‌بینم.( اصول کافی: ج ۲، ص ۳۲۰)

با توجه به این که انسان ها باید پاسخ گویی ریز و درشت اعمال خود در قیامت باشند (صافات، آیه ۲۴) و از آن جایی که انسان ها هماره در شرایط دوزخی دنیا با وسوسه های ابلیسی و شیطانی (بقره، آیات ۱۶۸ و ۲۰۸) و هواهای نفسانی و اماره های پیاپی نفس (یوسف، آیه ۵۳ ؛ جاثیه ، آیه ۲۳) درگیر و احاطه شده است (مریم، آیه ۷۱) باید خود را به خدا بپسارد و از او یاری بخواهد؛ چنان که امام سجاد (ع) در قول و فعل این چنین می فرماید: الَّلهُم صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ و آله، و اجعَلنِی لَهُم قَرِیناً، و اجعَلنِی لَهُم نَصِیراً، و امنُن عَلَیَّ بشوقٍ اِلَیک، و بالعَمَلِ لَکَ بما تُحِبُّ و تَرضَی، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیٍء قَدِیر، و ذلِکَ عَلیکَ یَسِیر؛ بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست، و من را با ایشان همنشین قرار داده و یاری کننده ایشان گردان، و به شوق و دل باختگی به خود و به انجام آن چه دوست داری و خشنود می گردی بر من منت گزار (توفیق عطا فرما) زیرا تو بر هر چیز توانایی، و خواسته من برای تو آسان است.( صحیفه سجادیه)

و یا می فرماید: الَّلهُمَّ… وَاجْعَلْنى مِمَّنْ اَطَلْتَ عُمْرَهُ وَ حَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَ اَتْمَمْتَ عَلَیْهِ نِعْمَتَکَ وَ رَضَیْتَ عَنْهُ وَ اَحْیَیْتَهُ حَیاهً طَیِّـبَهً فى اَدْوَمِ السُّرورِ وَ اسْبَغِ الْکَرامَهِ وَ اَتـَمِّ الْعَیْشِ؛ خداوند! مرا از کسانى قرار ده که عمرشان را دراز و کردارشان را نیکو گردانیده‏اى و نعمتت را بر آنان تمام کرده‏اى و از آنان خُرسندى، و به آنان زندگى اى پاک، همراه با پایدارترین شادمانى و سرشارترین کرامت و کامل‏ترین رفاه، عطا نموده‏اى.( بحارالأنوار ، ج ۹۸، ص ۹۱، ح ۲)

و در حوزه کردارها و رفتارهای نیک از خداوند مدد و یاری می طلبد و می فرماید: الَّلهُم خَفِّض لَهُما صَوتِی، و اَطِب لَهُما کَلامِی، و اَلِن لَهُما عَریکَتِی، و اعطِف عَلَیهِما قَلبی، و صِیِّرنِی بهِما رَفِیقاً، و عَلَیهِما شَفِیقاً؛ بار خدایا صدایم را در برابر ایشان(پدرو مادر) آهسته، و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما، و دلم را بر آن ها مهربان کن، و من را به ایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان.( صحیفه سجادیه)