آفات علم و عالم

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

علم در اسلام از جایگاه بسیار والا و بالایی برخوردار است. در فضلیت علم همین بس که خلافت الهی انسان به سبب همین ویژگی است. خداوند در آیات قرآنی بر ارزش و اهمیت علم و دانش بسیار تاکید کرده و یکی از معیارهای مهم سنجش اعمال در قیامت غیر از اخلاص و تقوا، علم و دانش قرارداده است.

مسلمان مکلف و موظف است تا علم را در همه جا حتی دورترین نقاط تفحص و تحقیق نماید؛ اما همین علم برای عالِم و عالَم می تواند دشمن بسیار خطرناکی باشد. نویسنده در این مطلب بر اساس آموزه های وحیانی اسلام مهم ترین آفات علم و دانش را بیان کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

علم موجب خلافت انسان

بر اساس آموزه های قرآنی، انسان به سبب آن که از سوی خداوند اسماء و صفات الهی را دارا شده، به مقام خلافت الهی دست یافته است. خداوند در آیه ۳۰ و ۳۱ سوره بقره در تعلیل انتخاب انسان به عنوان خلیفه خود می فرماید که او به اسما و صفات الهی دانا و عالم شده است. از این روست که وقتی فرشتگان معترض این انتخاب، از علم انسان آگاه شدند، خلافت او را پذیرفته و سجده اطاعت کردند.

البته در آیات ۱۲ سوره اعراف و ۷۲ سوره ص تعلیل دیگری وارد شده است. در آن آیات بیان شده که چون روح الهی در کالبد انسان دمیده و نفخ شده، انسان به این خلافت دست یافته است؛ اما با کمی تامل و دقت می توان دریافت که این خود از مصادیق تصریف الایات و بیان یک حقیقت در اشکال و عبارات گوناگون است؛ زیرا روح الهی که به انسان دمیده شده، دربردارنده همه صفات و اسمای الهی است؛ از این روست که خداوند جز درباره انسان روح را به خودش اضافه نکرده است؛ یعنی گاه از باب اضافه تشریفی در بیان شرافت روح انسانی می فرماید: نفخت فیه من روحی؛ از روح خودم در او دمیدم؛(اعراف، آیه ۱۲؛ ص، آیه ۷۲) و یا می فرماید: ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ؛ آن گاه او را درست‏اندام کرد، و از روح خویش در او دمید، و براى شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد چه اندک سپاس مى‏گزارید.(سجده، آیه ۹)

به هر حال، این انسان است که به سبب بهره مندی مستقیم از روح الهی از تمام صفات و اسمای الهی برخوردار بوده و از علم و دانش خاص الهی سود می برد و لیاقت و شایستگی خلافت الهی را یافته است.

خداوند در آیات بسیاری از مردم خواسته است تا هر کاری را بر اساس علم و دانش انجام دهند. آیاتی که به مساله تعقل و تفکر و علم آموزی اشاره دارد بسیار است. البته این علم آموزی به معنای یادگیری ابتدایی نیست، بلکه از باب یادآوری و تذکر است؛ زیرا همه علوم و دانش ها در ذات انسان است و انسان تنها باید با ابزارهایی چون گوش و چشم و قلب آن را به یاد آورد؛ چرا که فطرت انسانی از چنین دارایی برخوردار است و به هر انسانی همه حقایق از خوب و بد و هست و نیست در قالب حق و باطل الهام شده (شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ روم، آیه ۳۰) و تحصیلات ما چه به شکل حصولی یا حضوری چیزی جز یادآوری نیست. انسان ها یا باید از به وسیله اسباب حواس از غفلت بیرون آیند و با ابزارهای حسی ببیند و یاد آورند یا با تقوا زنگار از قلب بزدایند ، حقایق همه عوالم ملکوت و جبروت و لاهوت را به ببیند و مشاهده نمایند.

به هر حال، جایگاه و اهمیت علم و دانش در اسلام و قرآن تا آن حد است که ارزش و اعتبار انسان و اعمالش بدان سنجیده می شود. پیامبراکرم(ص) می فرمایند: المتعبّد بغیر فقه کالحمار فی الطّاحون؛کسى که بى دانش عبادت کند چون الاغ آسیاست.(نهج الفصاحه)

آفات علم و دانش

علم و دانش با این همه عظمت و جایگاهی که دارد، بسیار خطرناک است. همان طوری که غفلت و جهل، حجاب ظلمانی بشر است، علم و دانش می تواند حجاب نوری برای بشر باشد و اجازه ندهد تا حقایق پشت نور علم دیده شود. یعنی علم می تواند همانند شعاع نور خورشید عمل کند که اجازه نمی دهد قرص و جرم خورشید دیده شود.

خداوند برای علم و دانش ده ها اثر بسیار مفید و سازنده بیان کرده است که شامل هدایت(مریم،آیه ۴۳؛ سبا، آیه ۹)، قدرت(بقره، آیه ۲۴۷؛ نمل، آیه ۴۰)، شفاعت در قیامت(زخرف، آیه ۸۶)، تسلیم در برابر حق(سجده) ، آیه۱۰۷) ، استقامت در دین(اعراف، آیه ۶۲)، ایمان(اسراء، آیه ۷۳) ، تشخیص ارزش ها(بقره، آیات ۱۰۳ و ۱۸۴) و مانند آن ها است.

با این همه خداوند برای علم و عالم آفاتی را بیان کرده که در این جا به مهم ترین آنها اشاره می شود:

  1. غرور: علم و دانش، از اسباب غرور و تکبّر است. ( قصص ، آیات ۷۶ و ۷۸؛ زمر، آیه ۴۹؛ غافر، آیه ۸۳) به نظر می رسد که بلعم باعورا به علم و دانش خویش مغرور شد و خود را تباه ساخت.(اعراف، آیه ۱۷۶) غرور علمی و تفاخر قارونی نیز موجب هلاکت او شد و خداوند به این سبب او را با همه ثروتش در زمین فرو برد.( قصص ، آیات ۷۶ و ۷۸)
  2. پیروی از هوی و هوس نفسانی: از دیگر آفات علم و دانش می بایست به هوی و هوس اشاره کرد. خداوند در آیات ۱۷۵ و ۱۷۶ سوره اعراف، پیروى از هواى نفس را از آفات علم و سبب استفاده از آن در مسیر خلاف حق است.( اعراف ، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶)
  3. عجله: تعجیل و شتاب، از آفات علم است. کسانی که اهل علم هستند، به طور طبیعی اهل صبر هستند؛ زیرا علم و آگاهی وضعیت را مشخص می کند و آدمی را از عجله و شتاب در تحقق امری باز می دارد؛ اما اگر بر خلاف علم عمل شود و به جای صبر، عجله کند بی شک علم او بی فایده و بی اثر خواهد شد.(کهف، آیات ۶۵ – ۷۰ و ۷۵ و ۷۶ و ۷۸)
  4. استکثار و زیاد شماری: از دیگر آفات علم و دانش این است که انسان علم خویش را بسیار شمرد و بدان مغرور شود. امام على(ع) در این باره می فرماید: «على المتعلّم ان یدأب نفسه فى طلب العلم و لا یمّل من تعلّمه و لا یستکثر ما علم؛ وظیفه متعلم و دانش‏آموز آن است که خود را به طلب علم و فراگیرى آن عادت دهد و از تحصیل علم خسته نشود و علم خود را زیاد نشمرد.( غررالحکم
  5. فارغ التحصیلی: کسی که مدعی علم شود و دیگر در آن زمینه تحصیل و تحقیق وتفکر نکند، بداند که گرفتار جهل است؛ زیرا آن چه از علم به انسان داده شده است، بسیار قلیل و اندک است(اسراء، آیه ۸۵) بنابراین باید شخص هماره از خداوند چون پیامبر(ص) درخواست افزایش علم داشته باشد : رب زدنی علما.(طه، آیه ۱۱۴) از این رو کسی که مدعی فارغ التحصیلی است باید او را جاهل دانست؛ چنان که پیامبر(ص) می فرماید: من قال أنا عالم فهو جاهل؛ هر کس که گفت من عالم هستم پس بدانید که او جاهل است.(بحارالانوار، ص ۱۱۰)
  6. حسادت: پیامبراسلام(ص) فرموده است: سته یدخلون النار قبل الحساب بسته؛ شش گروهند که قبل از حساب الهى وارد آتش دوزخ مى شوند به خاطر شش چیز»! «قیل یا رسول الله من هم؟؛ عرض کردند: اى رسول خدا! آنها کیانند»؟ قال (ص): الامراء بالجور، و العرب بالعصبیه، و الدهاقین بالتکبر، و التجار بالخیانه، و اهل الرستاق بالجهاله، و العلماء بالحسد؛ زمامداران به خاطر ظلم و بیدادگرى، عرب به خاطر تعصب، کدخدایان و خان ها به خاطر تکبر، تجار به خاطر خیانت به مردم، روستاییان به خاطر جهل و دانشمندان به خاطر حسد» (المحجه البیضاء، جلد ۵، صفحه ۳۲۷) به این ترتیب حسد در درجه اول بلاى بزرگ براى دانشمندان است! چرا که وقتى عالمى گرفتار حسد شد دین و تقوایش تباه مى گردد. و آنگاه که دین از کف رفت و مهار پارسائى و تقوا از دست گسیخته شد آتش دوزخ کمترین کیفر آنست .
  7. شهرت: شهرت بزرگ ترین آفت دانش و علم است. کسانی که گرفتار شهرت می شوند، خود را می بازند و از علم خویش علیه دین و خدا و مردم بهره می گیرند. بلعم باعورا و سامری برای شهرت طلبی و برتری جویی بر حضرت موسی(ع) و هارون(ع) علم بصیرت بخش خود را تباه ساختند و آن را وبال گردن خویش کردند. پیامبراکرم(ص) می فرمایند: من طلب العلم لیجاری به العلماء أو لیماری به السّفهاء أو یصرف به وجوه النّاس إلیه أدخله اللَّه النّار؛ هر که علم جوید که به وسیله آن با دانشوران هم چشمى کند یا با سفیهان مجادله کند یا توجه عامه را به سوى خود جلب کند، خدایش به جهنم برد.(نهج الفصاحه)
  8. ریا و خودنمایی: یکی دیگر از آفات تحصیل علم براى غیر خدا گرفتار شدن به ریا و شهرت است. امیرمومنان امام على‏(ع) می فرماید: «من تعلّم العلم ریاءاً و سمعه یرید به الدنیا نزع اللَّه برکته و ضیق علیه معیشته و وکله اللَّه الى نفسه و من وکله اللَّه الى نفسه فقد هلک؛ هر کس علمى را به عنوان ریا و سمعه بیاموزد و اراده بهره دنیوى نماید خداوند برکت را از او مى‏برد و زندگى او سخت مى‏شود و خداوند او را به خودش رها مى‏کند که در نتیجه هلاک مى‏گردد.( غررالحکم)
  9. مراء و جدل: مجادله و مراء از دیگر آفات علم است. پیامبر(ص) درباره این آفت می فرماید: ینبغى للعالم ان یکون قلیل الضحک کثیر البکاء و لایمارى و لا یجادل…» سزاوار است که عالم کم بخندد زیاد گریه کند و مجادله نکند.(کنزالعمال) هم چنین پیامبر(ص) می فرماید: من طلب العلم لیجاری به العلماء أو لیماری به السّفهاء أو یصرف به وجوه النّاس إلیه أدخله اللَّه النّار؛ هر که علم جوید که به وسیله آن با دانشوران هم چشمى کند یا با سفیهان مجادله کند یا توجه عامه را به سوى خود جلب کند، خدایش به جهنم برد.(نهج الفصاحه)
  10. ترک عمل: خطر علم بدون عمل بسیار بزرگ است. بسیاری از علما همانند درخت بی بار و بی میوه و زنبور بی عسل هستند؛ زیرا آن چه میوه علم است همان عمل است. امیرمومنان علی(ع) می فرماید: من تعلّم العلم و لم یعمل بما فیه حشره اللَّه یوم القیمه اعمى‏؛ هر کس علم را فرا گیرد و به آن عمل نکند، روز قیامت خداوند او را کور محشور خواهد کرد.( مکارم‏الاخلاق، ص ۳۴۸) اما اگر کسی به علم خودش عمل کند همه برکات علم را دارا خواهد شد. در روایت است که امام صادق (ع) می فرماید: من تعلم العلم و عمل به و علم لله دعی فی ملکوت السموات عظیما فقیل: تعلم لله و عمل لله و علم لله ؛ آن کس که برای خدا دانش فراگیرد و به آن عمل کند و به دیگران بیاموزد، در مقام های بلند آسمان ها عظیمش خوانند و گویند: آموخت برای خدا و عمل کرد برای خدا و تعلیم داد برای خدا. (اصول کافی، ج ۱، ص ۳۵.)
  11. تکبر: تکبر و خودبزرگ بینی بلای جان علماست. عالم مانند درخت پرباری استکه همیشه فروتن و سربه زیر است. اما درختی که از علم واقعی همراه با عمل برخوردار نیست، هیچ سودی و بهره ای ندارد. از این روست که در ایات و روایات بر تواضع معلم و شاگرد تاکید شده است. امیرمومنان علی(ع) در این باره می فلرماید: تواضعوا لمن تعلّمونه العلم و تواضعوا لمن طلبتم منه العلم؛ فروتنى کنید براى کسى که به او علم مى‏آموزید و فروتنى کنید نسبت به کسى که از او علم یاد مى‏گیرید.( امالى صدوق، ص ۲۹۴)
  12. فراموشی و نسیان : پیامبر(ص) درباره این آفت علم و دانش به صراحت می فرماید: آفَهُ العِلمِ النِّسیانُ ؛ آفت دانش ، فراموشى است .(الخصال، صدوق ، ص ۴۱۶ ) از این روست که آن حضرت(ص) می فرماید: قَیِّدُوا العِلمَ بالکِتابِ؛ علم را ، با نوشتن در بند کشید.(کنز العمّال : ۲۹۳۳۲)
  13. آفت دنیاطلبی: پیامبر خدا (صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم) می فرماید: هر که دانش را براى خدا بیاموزد ، به هیچ بابى از آن نرسد مگر این که بیش از پیش ، خود را حقیرتر بیند ، با مردم افتاده‏تر شود ، ترسش از خدا بیشتر گردد و در دین کوشاتر شود . چنین کسى از علم بهره‏مند مى‏شود . پس ، باید آن را بیاموزد . امّا کسى که دانش را براى دنیا و منزلت یافتن نزد مردم و موقعیت یافتن نزد سلطان و حاکم فرا گیرد ، به هیچ بابى از آن نرسد مگر این که خود بزرگ بین‏تر شود و بر مردم بیشتر بزرگى فروشد و از خدا بیشتر غافل شود و از دین بیشتر فاصله گیرد . چنین کسى از دانش سود نمى‏برد ؛ بنابراین ، باید (از تحصیل دانش) خوددارى ورزد و علیه خود حجّت و پشیمانى و رسوایى در روز قیامت فراهم نیاورد .(روضه الواعظین ص ۱۶ ؛ منتخب میزان الحکمه ، ص ۴۰۰)
  14. کتمان و بخل: از دیگر آفات علم و دانش، کتمان است. رسول خدا(ص) می فرماید: «من کتم علما نافعا عنده الجمه الله یوم القیامه بلجام من نار؛ آن کس که دانشی را (که مورد نیاز جامعه است) داشته باشد و کتمان کند،روز قیامت لجامی از آتش بر دهانش زده خواهد شد. (کنزالعمال، ح ۲۹۱۴۲. غرر الحکم، ج ۱، ص ۳۵۷) در آیات قرآنی بیان شده که عالمان یهودی گرفتار کتمان علوم الهی بودند و حقایق علوم را در اختیار توده های مردم نمی گذاشتند.(بقره، آیات ۱۴۶ و ۱۵۹ و ۱۷۴ و آیات دیگر)
  15. علم فروشی : یکی دیگر از آفات علم، علم فروشی است. این که برای کسب درآمد علوم خویش را به شکلی در آورند که مردم ناچار باشند تا از ایشان بخرند.(توبه، آیه ۳۴) این علم فروشی همانند دین فروشی دارای اشکال گوناگون است که پرداختن به اقسام و انواع آن در حوصله این مطلب نیست.

مبارزه با آفات علم

هر عالم و دانشمندی می بایست مواظب باشد تا گرفتار آفات علم نشود. بخشی از آیات و روایات به مبارزه با آفات علم و دانش اختصاص یافته است. به عنوان نمونه روایاتی که می گوید عالم این گونه است و این گونه نیست ناظر به آفت شناسی و مبارزه با آن است.

البته دیگرانی هستند که به برخی از آفات علم دامن می زنند و مثلا حسادت را موجب یا هیزم در آتش حسادت می اندازند. دانشمند واقعی از این دام ها نیز می رهد. در داستان های علمای بزرگ موارد بسیاری را می توان یافت که دراین جا به یک حکایت بسنده می شود.

در یکی از سفرهای شاه عباس صفوی شیخ بهائی و میرداماد همراهش بودند. میرداماد تنومند و درشت اندام بود و شیخ بهائی لاغر و نحیف. شاه عباس برای آزمودن صفای باطنی این دو عالم ابتدا پیش میرداماد آمد که سوار براسبی بود و پشت سر حرکت می کرد و آثار خستگی دراو واسبش ظاهر بود ولی اسب شیخ بهائی جلوتر و با جست و خیز پیش می رفت. به میرداماد گفت: به این شیخ نگاه کن! که چگونه جلو افتاده و وقار رااز دست داده است و مثل تو متین و مودب حرکت نمی کند. میرداماد گفت: مگر نمی دانی که اسب شیخ بهائی چه شخصیتی را بر پشت خویش گرفته است؟! اسب از شوق و خوشحالی چنین با نشاط می رود.

آنگاه پیش شیخ بهائی آمد و گفت: ببین که چاقی و سنگینی میرداماد چگونه اسبش را خسته کرده و عقب مانده است! عالم مطاع باید همچون تو سبک واهل ریاضت باشد.

شیخ بهائی گفت: نه ای پادشاه! خستگی اسب ازاین است که کسی را حمل می کند که کوههای سخت واستوار از تحمل آن ناتوان است!

سلطان که این الفت و مودت خالص را بین این دو عالم زمان خویش مشاهده کرد، آن انرا تحسین کرد.( قصص العماء میرزا محمد تنکابنی ص ۳۴۳. فوائدالرضویه شیخ عباس قمی ص ۴۲۳)

مقدس اردبیلی گاهی در مقام بحث با ملاعبدالله تستری در حضور جمع سکوت اختیار می کرد و می فرمود: باشد تا مراجعه کنم. بعدا خصوصی به او مطالب را بیان می کرد. روی این انگیزه که بحث های علمی در حضور مردم باعث مجادلاتی می شود که چه بسا هر یک در صدد چیره شدن بر رقیب خواهند بود و مایه نقصان هر دو طرف خواهد بود. واین خوشایند نیست ازاینرو بحث را به محفلی خصوصی می کشانند و هواهای نفسانی خود را مهار می کنند.