آشتی و زمینه ها، آثار و روش های آن

samamosیکی از فرهنگ های خوب و پسندیده ایرانی در اعیاد ملی و مذهبی دید و بازدید از خویشان و بستگان به ویژه بزرگان و سالمندان ، ایجاد و اصلاح روابط ناسالم و اختلافات داخلی میان اعضای خانواده و یا خانواده ها می باشد.

بی گمان به عللی چون بدقولی ها، سوء تفاهم ها، رفتارهای جاهلانه بر پایه عصبیت و عصبانیت و خشم و مانند آن، اختلافاتی میان اعضای یک خانواده و یا خانواده ها پدید می آید که استمرار و تداوم آن می تواند آثار و پیامدهای زیانباری معنوی و یا مادی به دنبال داشته باشد. از این رو، تداوم قهر میان افراد واعضای خانواده و خویش ، از ابعاد مختلف نمی تواند مورد پذیرش عقلا و خردمندان جامعه باشد؛ زیرا همگرایی در برابر واگرایی و قهر تنها روشی است که می تواند ، راه های کمال فردی و جمعی را به سوی اشخاص و یا جوامع بگشاید و هر گونه اختلاف در ابعاد کوچک می تواند دامنه گسترده ای پیدا کند و جامعه ای با خطر مواجه سازد.

قرآن به عنوان راهنمای زندگی بشر، به همه ابعاد و زوایای زندگی بشر توجه دارد و برنامه هایی برای ایجاد سلامت شخصیت فردی و اجتماعی شخص و جامعه ارایه نموده است. از این روست که آموزه های قرآنی حاوی نکاتی بسیار جالب و جذاب در حوزه روابط در سطوح مختلف میان انسان هاست. یعنی قرآن همان گونه که برای روابط خدا و انسان طرح و برنامه کامل و جامع ای دارد، برای روابط میان انسان ها نیز برنامه هایی را ارایه داده است؛ زیرا از نظر قرآن دست یابی به کمال جز به سالم سازی و تصحیح روابط در همه زمینه های شدنی نیست.

این گونه است که آموزه های قرآنی به مساله قهر و آشتی توجه داشته و در آیات چندی به مسایلی چون اهمیت و جایگاه صلح و اشتی در خانواده ، روش های اصلاح و آشتی ، زمینه ها و موانع آن، و نیز مسئولیت های دیگران در این زمینه در کنار آثار و پاداش های مختلفی که بر آشتی دادن و اصلاح بار می شود، پرداخته است.

نویسنده در این مطلب با استفاده از آیات و آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا نگره قرآن به این موضوع را بررسی و تحلیل نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اهمیت و ارزش آشتی

آشتی که به معنای فراموش کردن رنجشی پس از قهر کردن و از نو دوست شدن و ایجاد روابط سالم و بازگشت متنازعین به صلح پس از درگیری و جنگ است(لغت نامه دهخدا ، ذیل واژه آشتی و فرهنگ فارسی معین) در آموزه های قرآنی از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ زیرا در تحلیل قرآنی از انسانیت، انسان ها موجوداتی هستند که به سبب برخورداری از عقل کامل و خردی خاص از سویی و وجود ویژگی هایی چون عواطف و احساسات قوی و ابراز و اظهار آن به اشکال مختلف از سویی دیگر، در کنار خلافت و ربوبیت الهی نسبت به انسان های دیگر و همه موجودات هستی ما سوی الله از سویی دیگر، می بایست هماره بر صلح و سلامت باشند و هر گونه جنگ و قهری در حقیقت به اسباب عرضی و بیرونی پدید می آید؛ زیرا تجاوزگری برخی از انسان ها و یا سوء تفاهم ها و برداشت های نادرست و تحلیل های غلط از رفتار و گفتار دیگران و عواملی دیگر از این دست است که انسان این اشرف مخلوقات و آفریده ها را از راه به در کرده و آنان را به جنگ و درگیری و واگرایی سوق می دهد.

بنابراین ، بازگشت به صلح و سلامت و روابط سالم اجتماعی میان همه افراد بشر به ویژه اعضای خانواده و خویشان و بستگان، امری پسندیده است که هر کسی می بایست خود در این راه گام بردارد و در انتظار دیگری نباشد. هم چنین اصلاح گری به معنای آشتی دادن دو سوی درگیر و قهر، به عنوان مسئولیت و تکلیف الهی و اخلاقی مورد تاکید قرار می گیرد و بر آن آثار و پاداش های چندی مترتب می گردد.

این گونه است که واژگانی چون اصلاح ، تالیف قلوب ، توفیق ، سلم و صلح در آیات قرآنی برای ایجاد روابط سالم و یا اصلاح روابط ناسالم وقهری آمده است تا اهمیت و ارزش آشتی را در فرهنگ قرآنی به نمایش گذارد.

بی گمان هر کسی می کوشد تا رحمت الهی را به سوی خود جلب و جذب کند. این رحمتی که انسان با روش های مختلف در جست و جوی آن است، رحمت رحیمی و خاص است. از این رو، انجام عبادات و کارهای نیک و پسندیده تنها در راستای جلب و جذب رحمت رحیمی خداوند انجام می پذیرد.

یکی از راه های جلب و جذب رحمت رحیمی خداوند، آشتی کردن و آشتی دادن است. خداوند در آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ سوره نساء از زن و شوهر می خواهد که دست از قهر برداشته و آشتی کنند تا از رحمت رحیمی خداوند برخوردار گردند. هم چنین در این آیه هر گونه اصلاح گری و آشتی دادن دیگران، مشمول جلب رحمت رحیمی خداوند دانسته شده که این خود بیانگر اهمیت وارزش اصلاح وآشتی در فرهنگ قرآنی است.

آیه ۱۰ سوره حجرات نیز آشتی دادن میان برادران دینی را عاملی برای جلب و جذب رحمت رحیمی الهی بر می شمارد و از برادران ایمانی می خواهد که با آشتی کردن و آشتی دادن راه تقوا در پیش گیرند. به این معنا که آشتی کردن و آشتی دادن راهی است که آدمی را به تقوا و جلب رحمت رحیمی خداوند می کشاند.

خداوند در آیه ۱۸۲ سوره بقره به آثار آشتی دادن واصلاح گری اشاره می کند که بیان این آثار، گواه روشنی بر ارزش و اهمیت آشتی در فرهنگ قرآنی و جایگاه مهم آن در شیوه های درست روابط میان انسان از نظر قرآن است.

از جمله آثاری که در این ایه مورد توجه است، برخورداری اصلاح گر از رحمت الهی است. به این معنا که اگر شخصی در وصیت های ناحق میت به قصد آشتی دادن میان وارثان اقدام کند، از رحمت خداوندی برخوردار می شود.

از این جاست که در فرهنگ ایرانی، این معنا وارد شده که دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز است؛ زیرا هر گاه به دروغی بتوان از نزاع میان خویشان جلوگیری کرد می بایست آن را بر راست گویی مقدم داشت؛ این در حالی است که در فرهنگ قرآنی دروغگویی به عنوان گناه کبیره معرفی شده است که عاقبتی جز دوزخ و آتش آن در پی ندارد.

آیه ۱۱۴ سوره نساء آشتی دادن میان مردم را حتی با دروغ گفتن و سخنان خلاف واقع روا و جایز می شمارد. از امام صادق (ع) روایت شده که درباره اصلاح ذات البین فرموده است: بدگویی را از کسی درباره دیگری می شنوی و هنگام ملاقات با وی می گویی : از فلانی درباره تو خوبی و … شنیده ام.(نورالثقلین ذیل آیه)

این روایت به روشنی به آدمی یاد می دهد که چگونه برای حفظ سلامت رفتاری و ارتباطات برادری ایمانی و خویشی می توان به جای راست فتنه انگیز از دروغ مصلحت آمیز استفاده کرد؛ زیرا ایجاد جو تفاهم و آشتی در افراد جامعه و میان مومنان از وظایف و مسئولیت های مومنان است که در آیات ۲۰۸ سوره بقره و آیه ۱ سوره انفال و ۱۰ سوره حجرات بدان اشاره شده است.

تاکید و ترغیبی که از سوی خداوند در آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ سوره نساء درباره توافق و آشتی دادن میان زن و شوهر، اصلاح روابط زناشویی و خانوادگی شده و نیز تاکید بر اهمیت و ارزش مندی آشتی دادن میان مومنان چنان که در آیات پیش گفته وارد شده است به خوبی نشان می دهد که برخی از کارها از جمله سخنان خلاف واقع با آن که گناه است ولی مجاز شمرده شده است، زیرا آن چه در نظر اسلام اهمیت و هدف والاتری است، حفظ روابط سالم میان افراد جامعه و جلوگیری از افزایش اختلافات و درگیری از آن است.

اگر به دقت در آیه ۱۲۸ سوره بقره نگریسته شود، روش می گردد که جواز عملی که داده شده بدتر از دروغگویی است، زیرا وصی مجاز دانسته شده است تا برای آشتی دادن میان وارثان میتی، تغییراتی در وصیت انجام دهد که بار مالی به دنبال دارد و نوعی تغییر و تصرفی مالکانه در اموال دیگران شمرده می شود که این گونه تصرفات بی اذن و اجازه خود گناهی بسیار بزرگ تر و جرم قانونی است؛ اما در ا ین جا شارع مقدس به عنوان مالک واقعی گام در صحنه می گذارد و به وصی این اجازه را می دهد که در نقش میانجیگری و اصلاح گری ، تغییرات و تصرفاتی را انجام دهد که درگیری و نزاع میان وارثان پایان یابد.

شگفت این که آشتی دادن ، در این موارد نه تنها دروغ و گناه و جرم قانونی نیست، بلکه برای وصی متصرف در وصیت نامه ، پاداش رحمت الهی نیز در نظر گرفته شده است.

این آیه هم چنین بیان می کند که یکی از راه های دست یابی به غفران و بخشش الهی ، آشتی کردن و آشتی دادن واصلاح ذات البین است. این مطلب از آن جا اهمیت می یابد که تنازع و اختلافات هماره بر اساس سوء الظن ها و سوء تفاهم ها و یا تجاوزگری و زیاده خواهی وظلم و مانند آن پدید می آید ، از این رو، اگر کسی بخواهد از تبعات و پیامدهای نابهنجار گناهانی از این دست رهایی یابد می بایست با توبه عملی یعنی آشتی کردن خود را از آثار و پیامدهای آن برهاند.

افزون بر این که تغییرات وصی و تصرفات وی در وصیت نامه که برای آشتی دادن میان وارثان انجام می گیرد، خود گناهی است که نیازمند بخشش و غفران است؛ آشتی دادن و به نیتجه رساندن آن ، گامی است که این خلاف و گناه را می پوشاند و آثار و تبعات آن را می زداید.

خداوند در آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ سوره نساء آشتی با همسر را سبب برخورداری آنان از آمرزش الهی بر می شمارد و در آیه ۱۱۴ همین سوره اخلاص در اصلاح و آشتی دادن را موجب بهره مندی از پاداش های آخرتی معرفی می کند و در آیه ۴۰ سوره شوری نیز عفو و اغماض و چشم پوشی از بدی دیگران و آشتی کردن با آنان را سبب برخورداری شخص از پاداش الهی و تبدیل سیئات به حسنات می داند.

تاکید قرآن در آیه ۴۰ سوره شوری بر اصلاح و آشتی پس از عفو و گذشت نشان می دهد که اگر کسی نسبت به بدی دیگری گذشت داشته باشد می بایست افزون بر این گام ، گام دیگری را بردارد و با شخصی که در حق وی بدی کرده است، آشتی نماید تا مورد توجه و عنایت الهی قرار گیرد و از پاداش های اخروی برخوردار شود.

از این دسته از آیات می توان دریافت که آشتی دادن تا چه اندازه دارای ارزش و اهمیت در پیشگاه خداوندی است که موجبات جلب غفران و رحمت رحیمی وی می شود.

روش های آشتی

بی گمان دست یابی به آشتی و اصلاح در هنگام تنازع و وجود سوء تفاهم ها و سوء ظن ها، بسیار سخت و دشوار است. از این رو می بایست روش هایی را مورد استفاده قرار داد تا امکان آشتی میان دو طرف فراهم آید. قرآن در آیاتی برخی از روش هایی را معرفی می کند که آشتی دادن به آن ها شدنی است.

۱. تحریک عواطف

از جمله روش هایی که قرآن برای آشتی دادن معرفی می کند، استفاده از عواطف و تحریک احساسات برادرانه میان افراد جامعه است. تاکید بر این که نسبت میان افراد جامعه ایمانی ، خویشاوندی از نوع برادری است، تحریک عواطف و احساسات آنان است. از این روست که در آیه ۱۰ سوره حجرات به این نسبت توجه داده و سپس می خواهد که میان دو برادر ایمانی اصلاح و آشتی انجام پذیرد.

به سخن دیگر، باید فرد احساس کند که با دیگری رابطه خویشاوندی از نوع نزدیکی چون برادری دارد، تا احساسات و عواطف وی تحریک و برانگیخته شود و از گناه و بدی وی بگذرد.

بنابراین هر کسی که می خواهد میان دو کس آشتی برقرار کند می بایست به وجوه مشترک آنان توجه داشته و با تحریک عواطف واحساسات وی او را به سوی همدلی و همگرایی سوق دهد و قهر و خشم وی را فرو نشاند.

۲. اغماض

چشم پوشی، گذشت و اغماض از حقوق شخصی خود یکی دیگر از راهکارهای قرآنی برای دست یابی به آشتی است. بی گمان گاه نمی توان با پافشاری بر حقوق خود حرکتی اخلاقی انجام داد. از نظر علمی ثابت شده است که اصول اخلاقی بر اصول حقوقی مقدم است؛ زیرا انسان پیش از آن که موجودی عقلانی باشد موجودی عاطفی است و اصول اخلاقی بر پایه روابط عاطفی انسانی پایه ریزی شده است. از آن جایی که برخی از انسان ها از عواطف دیگران سوء استفاده کرده و به حقوق مسلم دیگری تجاوز می کنند عقل و خرد انسانی در کنار وحی الهی ، مجموعه ای قوانین حقوقی را وضع کرده است تا این روابط را هم چنان در چارچوب روابط اخلاقی سالم نگه دارد. از این رو، هر گاه پافشاری بر حقوق موجب شود تا تضادها افزایش یابد، هر از گاهی لازم است که انسان از برخی حقوق مسلم خویش چشم پوشی کند تا عواطف و احساسات دیگری را تحریک و سالم سازی کند.

اصولا در روابط خانوادگی که بر بنیاد اصول اخلاقی و عواطف و احساسات گذاشته شده است، پافشاری بی حد و اندازه بر حقوق می تواند بسیار زیانبار باشد. از این روست که در روابط خانوادگی به جای گفتمان حقوقی بیش تر گفتمان اخلاقی حاکم است و هر گاه خانواده ای بخواهد تا بر اساس قوانین و اصول حقوقی روابط خانوادگی را سامان بخشد، دچار نابسامانی و فروپاشی خانوادگی می شود. از این روست که در باره ویژگی های مثبت و سازنده زن و شوهر گفته اند که اساس زندگی مشترک بر گذشت است. گذشت به معنای نادیده گرفتن برخی از حقوق مسلم شخصی است که از آن به شفقت واحسان یاد می شود. بنابراین خانواده می بایست زندگی خویش را بر اساس و چارچوب احسان و مهرورزی بنیان گذاری کند و چارچوب های حقوقی و قانونی را برای ایجاد تعادل به کار گیرد.

خداوند در آیه ۱۲۸ سوره نساء از زن و شوهر می خواهد که بنیاد خانواده را برپایه عشق و احسان و اصلاح قرار دهند و از برخی از حقوق شخصی خویش بگذرند و نسبت به یک دیگر گذشت و اغماض و عفو داشته باشند.

۳. پند و اندرز

پند و اندرز راهی دیگر برای جلوگیری از اختلافات و آشتی دادن است. انسان ها هماره نیازمند موعظه و پند هستند. حتی از پیامبر(ص) گزارش های بسیاری رسیده است که از یاران خویش می خواست تا وی را پند و موعظه دهند. این عبارت از آن حضرت(ص) بسیار معروف و مشهور است که به ابوذر خطاب می کرده است: یا اباذر عظنی، ای ابوذر مرا موعظه کن.

تجربیات در علوم تربیتی و اخلاقی به خوبی نشان داده است که پند و اندرز تا چه اندازه می تواند در بازسازی اخلاقی و رفتاری آدمی تاثیرگذار باشد. ازاین روست که دانشمندان بسیاری کتبی در این باره به شیوه های داستان های کوتاه و حکایات نگاشته اند که از جمله می توان به سعدی و عوفی و مانند آن اشاره کرد.

خداوند در آیه ۳۴ سوره نساء برای جلوگیری از فروپاشی خانواده ها در صورت نشور و عدم تمکن زن و یا وجود اختلافات زناشویی خواهان استفاده از روش پند و اندرز می شود و آن را به عنوان روشی مناسب معرفی می کند.

۴. نجوا

بسیاری از مردم از این که در جمع مورد مواخذه و بازخواست قرار گیرند ، ناخشنود می شوند و می رنجند. هر گونه بازخواست و سرزنش دیگری در جمع و میان مردمان ویا با صدای رسا و بلند به جای آن که اثر مثبت و سازنده ای داشته باشد موجبات تنفر و بیزاری شخص می شود. از این روست که در امر به معروف و نهی از منکر و دیگر رفتارهای تربیتی و اخلاقی از شخص خواسته شده تا از روش نجوا بهره گیرد.

خداوند در آیه ۱۱۴ سوره نساء نجوا و گفت و گوی پنهانی را یکی از روش های اصلاح و اشتی دادن معرفی می کند و از مردمان می خواهد برای آشتی میان مردم از این روش بهره گیرند.

۵. بی اعتنایی

بی اعتنایی و بی توجهی به شخص می تواند راه دیگری برای تغییر رفتار باشد. بسیاری از مردم از این که مورد بی اعتنایی قرار گیرند ناخرسند می شوند. از این روست که هر گونه بی اعتنایی از سوی اطرافیان نسبت به کسانی که قهر پیشه کرده اند می تواند سودمند باشد.

در آیه ۳۴ سوره نساء با استفاده از تاثیرگذاری این شیوه برای تغییر رفتار و نگرش افراد، از شوهر خواسته شده تا در صورت رفتار نابهنجار همسر، با بی اعتنایی به وی او را تسلیم کرده و ناچار به آشتی کردن نمود.

۶. تنبیه

همان اندازه که تشویق در تربیت و تغییر رفتار و نگرش ها موثر است ، تنبیه نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. از این روست که تازیانه بشارت و انذار هماره در دست پیامبران بوده است و مردمان را به بهشت بشارت و از دوزخ انذار می دادند. هر چند که شماره بشارت ها هماره بیش تر از انذارها بوده است که این خود بیانگر جایگاه درجه دومی انذار و تنبیه است ولی نمی توان تنبیه را نادیده گرفت.

هر گاه روش های دیگر اصلاحی و آشتی دادن کاری نداشته باشد ، لازم است که ازروش های دیگری چون روش تنبیه سود جست.

تنبیه می بایست در حد شخص و شخصیت فرد باشد. بنابراین گاهی شخص به تشر و توبیخی و یا سرزنشی به تغییر رفتار خویش می پردازد و گاه دیگر نیازمند تنبیهات شدیدتر می باشد. خداوند درآیه ۳۴ سوره نساء تنبیه زن ناشزه را روشی برای واداشتن وی به تسلیم و آشتی معرفی می کند.

هر چند که در این آیه اختلافات شدیدی از نظر برداشت و تفسیر وجود دارد، ولی بی گمان هرگز مراد از تنبیه در این آیه زدنی نیست که ارش و خدش به بار آورد. به این معنا که هرگونه زدنی که آثاری بر بدن شخص به جا گذارد، خود جرم محسوب می شود و از نظر قانونی می بایست دیه و ارش و خسارت آن را پرداخت نماید. از این روست که در برخی از روایات از زدن با برگ های نرم و لطیف ریحان سخن به میان آمده است که خود بیانگر اندازه سخت گیری و زدن است که نمی بایست به اندازه خدش و ارش برسد.

۷. تعیین داور و حکمیت

برخی از مسایل به سبب پیچیدگی ها و ریشه دار بودن نیازمند دخالت کسانی آگاه و عالم وامین می باشد تا در نقش داوری و حکمیت مسایل را به سوی درست و صحیح هدایت کنند. برای از میان بردن ریشه های اختلافات می بایست گاه از داورانی کمک خواست تا ایشان با درایت و کاردانی خویش ، پیوندهای گسسته را دوباره بازسازی کنند و گره های کور را بگشایند و راه را برای آشتی و اصلاح میان افراد فراهم آورند.

آیه ۳۵ سوره نساء به داوری و حکمیت به عنوان یکی از راه های دست یابی به صلح و آشتی اشاره می کند. امامان معصوم درباره تعیین مخاطب آیه می فرماید: آن حاکمی است که منازعات به سوی او برده می شود.(مجمع البیان ذیل آیه ) بنابراین می بایست در برخی از موارد دیگران را نیز درگیر کرد تا کارها را به سامان رسانند و مردمان را به صلح و اشتی دعوت کنند.

با آن که مسایل خانوادگی از امور حساس و خاصی است که درگیر شدن دیگران می تواند تاثیرات سوء و بدی را به د نبال داشته باشد ولی به عنوان آخرین راهکار می بایست از سوی زن و شوهر مورد توجه قرار گیرد. زن و شوهری که به جامه و لباس یک دیگر هستند و زشتی ها یک دیگر را می پوشانند و موجبات آراستگی یک دیگر می شوند می بایست گاه به عنوان راهکار نهایی دست به سوی دیگران دراز کنند و اسراری را فاش نمایند تا دیگران به داوری و حکمیت مسایل فی ما بین را حل کرده و دست آشتی ایشان را در دستان یک دیگر بفشارند.

زمینه های آشتی

البته آشتی پس از درگیری و نزاع به سادگی انجام نمی پذیرد و نیازمند بسترها و زمینه هایی است که آشتی به طور واقعی و حقیقی تحقق یابد. ازاین روست که آیاتی قرآنی به برخی از زمینه های مهم د راین عرصه اشاره کرده و از مردمان می خواهد تا برای دست یابی به آشتی این موارد را مورد توجه قرار دهند.

برخورد نیک در برابر رفتارهای ناشایست دیگران ، می تواند زمینه ساز آشتی و تبدیل دشمنی ها به دوستی ها شود که آیه ۳۴ سوره فصلت بر آن تاکید دارد.

خداوند در آیه ۱۲۸ سوره نساء چنان که گذشت ، عفو و اغماض و تاکید بر عواطف و احساسات و احسان را زمینه ساز مصالحه و آشتی بر می شمارد ؛ زیرا جمله " و احضرت الانفس الشح " حکایت دارد که مصالحه عنوان شده در آیه منوط به گذشت شخصی هریک از زن و شوهر از برخی از حقوق خود و ترک بخل و حرص است.

آیه ۴۰ سوره شوری نیز عفو و اغماض از خطای دیگران ، را زمینه ساز آشتی و رفع کدورت ها می داند و از مردمان می خواهد هر چند که بدی را می بایست به بدی پاسخ داد ولی گاهی با چشم پوشی می توان گام های بلندتری به سوی تقوا و مغفرت و رحمت الهی برداشت و به مقامات انسانی دست یافت و از پاداش و اجر خاص الهی برخوردار شد.

تقوا و پرهیزگاری از دیگر ویژگی هایی است که زمینه ساز آشتی میان افراد می شود ؛ زیرا ترس از خداوند و خشم او موجب می شود تا انسان به خود آید و به جایی درگیری و جنگ و قهر به سوی آشتی و صلح گرایش یابد.(انفال آیه ۱)

البته قصد و نیت افراد نیز بسیار موثر و تاثیرگذار است؛ بنابراین می بایست به قصد و نیت افراد در اصلاح گری و آشتی دادن توجه ویژه مبذول داشت؛ زیرا اگر نیت خیرخواهانه و اخلاصی وجود نداشته باشد، کم تر می توان امید آشتی و صلح را داشت.(بقره آیه ۲۲۸) از این روست که خداوند خیرخواهی داوران تحکیم در آشتی دادن را یکی از اسباب سازگاری آنان و گرایش دو سوی به آشتی می داند.(نساء آیه ۳۵)

برخی از اختلافات و نزاع ها نیازمند پادرمیانی و میانجی گری دیگران دارد. آیه ۳۵ سوره نساء با توجه به این مشکلات و دشواری هاست که خواهان حکمیت و تحکیم کسانی است که دارای اخلاص و قصد خیر می باشند تا میان افراد به ویژه زن و شوهر آشتی برقرار سازند.

گاه افراد در شرایطی نیستند که بتوان امید داشت تا شتاب آمیز به سوی آشتی بروند و دست در دست دیگری بگذارند. از این رو لازم است تا فرصتی برای اندیشه و تفکر و نیز بازسازی رفتارها و شرایط به دیگران داده شود. در مساله اختلاف زناشویی نیز دوران عده که چهارماهی به طول می انجامد فرصتی است تا زن و شوهر به درک درستی دست یابند و شرایط و مقتضیات خویش را سبک و سنگین سازند و به سوی آشتی و صلح گرایش یابند.( بقره آیه ۲۲۸)

از نظر قرآن بخل و عدم گذشت ( نساء آیه ۱۲۸) و پیروی از شیطان و گام ها و توطئه هایش (بقره آیه ۲۰۸) و تجاوزگری (حجرات آیه ۹) مهم ترین موانع در راه آشتی است که می بایست به هر شکلی از میان برداشته شود تا امکان آشتی فراهم آید.

مسئولیت های دیگران

از نظر قرآن به سبب اهمیت و ارزش آشتی و اصلاح ، دیگران نیز مسئول دانسته شده اند و از آنان نیز خواسته شده تا برای اصلاح و اشتی دادن تلاش و کوشش نمایند. آیه ۲۲۴ سوره بقره و نیز ۱ سوره انفال و ۹ و ۱۰سوره حجرات ، به مسئولیت مومنان برای آشتی میان خود با دیگران و نیز آشتی دادن میان برادران دینی و خویشی اشاره می کند و از آنان می خواهد تا با از میان برداشتن زمینه های درگیری و اختلاف ، آشتی را در جامعه نهادینه سازند.

در این میان خویشان زن و شوهر در صورت اختلاف از همه مسئول تر هستند و آیه ۳۵ سوره نساء تبیین می کند که خویشان موظف و مسئول هستند تا در مسیر آشتی میان زن و شوهر گام بردارند و از تلاش دست نشویند.

در این میان با توجه به روایتی که از معصومان در مجمع البیان ذیل آیه آمده است به د ست می آید که دولت و حکومت اسلامی نیز مسئول است تا داوری را برای حل اختلافات به ویژه زن و شوهر معرفی و تعیین کند؛ زیرا آشتی و الفت دل های مومنان پس از عداوت و جدایی ، نه تنها موجبات همگرایی را فراهم می آورد بلکه موجب می شود تا نعمت های الهی به فرد و جامعه سرازیر شود و مردمان از آن بهره مند گردند.(آل عمران آیه ۱۰۳ و انفال آیه ۶۳)

به هر حال آشتی ارزش و فضلیت انسانی است که می بایست در دستور کار قرار گیرد و اجازه داده نشود تا با قهر و ادامه درگیری کینه ها شتری شده و مانند دمل و چرک فرد وجامعه را بیمار کند و واگرایی و اختلافات را در جامعه دامن زند.