آشتی در حوزه اجتماعی

پدر و پسر

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر قرآن، امنیت انتظامی در میان امت زمانی تامین می شود که صلح و آشتی در میان مومنان برقرار باشد و مومنان رفتار خشونت آمیز با یک دیگر نداشته باشند. از نظر قرآن، جنگ علیه نظام سیاسی ولایی از مصادیق بغی و افساد در زمین است، بنابراین احکام خاص خودش را دارد؛ اما اگر در میان دو گروه از مومنان به هر دلیلی نزاع و جنگ و قتال پدید آمد باید نظام اسلامی و امت به گونه ای رفتار کنند که صلح و سازش و آشتی در میان آنان برقرار شود و اگر یک طرف از نزاع حاضر به پذیرش صلح و آشتی نشد، بر نظام اسلامی و امت است تا آن گروه را تنبیه و مجازات کرده و وادار به پذیرش صلح کنند.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا ابعاد این مساله را از منظر قرآن تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اهمیت و ارزش آشتی و صلح

آشتى، به معنای فراموش کردن رنجش، دوستی دوباره پس از قهر و صلح کردن پس از جنگ است. هدف از صلح و آتشی دست یابی به سلامتی است که به سبب رفتار فسادآمیز از دست رفته است. کسی که اقدام به صلح می کند در حقیقت در جست و جوی راهی است تا فسادی را اصلاح کند و شرایط را بهبود بخشیده و یا به حالت نخستین بازگرداند که روابط سالم و دوستانه به دور ازهر گونه نزاع و درگیری بوده است.

صلح و آشتی دارای اقسام و انواع چندی است؛ زیرا گاه روابط میان انسان خدا مخدوش می شود و کسی با رباخواری و کفر و شرک به جنگ خدا می رود و لازم است تا صلح بین خدا و بنده پدید آید. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ ؛ هر کس آنچه را میان او و خداست اصلاح نماید، خداوند آنچه را بین او و مردم است اصلاح کند. و هر کس کار آخرتش را به اصلاح آورد، خداوند کار دنیایش را اصلاح کند، و آن را که از خود بر خود واعظ است از خدا بر او نگهبان است(نهج البلاغه، کلمات قصار ۸۹) و هم چنین در جایی دیگر می فرماید: مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ وَ مَنْ أَصْلَحَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْلَحَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ؛ هر کس باطنش را اصلاح کند خداوند ظاهرش را اصلاح کند و هر کس برای دینش کار کند خداوند دنیایش را کفایت کند، و هر کس میان خود و خدا را نیکو سازد خداوند میان او و مردم را نیکو کند؛

و گاه دیگر جنگ و نزاع میان انسان با انسان دیگر پدید می آید. این نوع از جنگ و نزاع گاه در قالب منازعات شخصى، یا خانوادگى و یا اجتماعى است. بنابراین، صلح و آشتی در این نوع منازعات خود امری مهم و اساسی است؛ زیرا در صورت وجود نزاع در این حوزه ها، امنیت و آرامش و آسایش دستخوش دگرگونی می شود و آسیب جدی می بیند.

آن چه مراد در مباحث امنیت اجتماعی است، توجه به مساله آشتی در حوزه منازعات اجتماعی میان مومنان و امت است که فراتر از محدوده منازعات شخصى و خانوادگى است؛ هر چند که منازعات در این حوزه نیز تاثیراتی بر امنیت اجتماعی می گذارد، ولی عمده تاثیرگذاری به منازعات اجتماعی است که میان طبقات و گروه ها و جناح اجتماعی رخ می دهد و امنیت عمومی را به خطر می اندازد.

البته سخن از صلح و آشتی پس از جنگ در منازعات برون مرزی با جوامع و امت های دیگر مساله ای دیگر است که در جای خود مورد بررسی قرار می گیرد.

از نظر قرآن، صلح و آشتی به سبب آن که در تقابل با فساد و افساد و در راستای اصلاح امور انجام می گیرد، بسیار پسندیده و مورد تاکید است؛ زیرا اگر اسلام به جنگ و جهاد فرمان می دهد؛ زمانی است که هیچ راهی برای رهایی از فساد و افساد نباشد و مفسدان با هجوم به ارزش ها و ارزشگرایان بر آن هستند تا ارزش و ارزشگرایان را از میان بردارند؛ پس جنگ و جهاد به عنوان آخرین درمان تجویز می شود؛ چنان که خود نیز آغازگر جنگی نیست، بلکه تلاش می کند تا از روش های دیگر به اصلاح امر فساد و مفسدان بپردازد. بنابراین، هماره اصالت با صلح و آشتی است و جنگ و جهاد تنها عارضه ای موقتی همانند درمان غده سرطانی و فاسدی است که افسادآور است. از همین روست که در قرآن، صلح به عنوان خیر مطلق دانسته شده و خداوند می فرماید: الصّلح خیر.(‌‌نساء‌، آیه ‌۱۲۸)

از نظر قرآن آشتى و الفت دل‌هاى مؤمنان پس از عداوت و جدایى از نعمت‌هاى الهى است.(آل عمران، آیه ۱۰۳؛ انفال، آیه ۶۳) از همین رو، در آیات و روایات اسلامی، صلح و آشتی بسیار مورد تشویق و ترغیب است و اگر شرایط به گونه ای رقم بخورد که جنگ و جهادی نباشد، بر صلح و آشتی و اصلاح امر به طرق مسالمت آمیز تاکید می کند. در آیات قرآنی، درباره مساله صلح و آشتی با واژگانی چون «اصلاح»، «تألیف»، «توفیق»، «سلم» و «صلح» بیان شده است.

در اهمیت و ارزش صلح و آشتی همین بس است که از نظر قرآن، کسانی که در راستای صلح و آشتی گام بر می دارند، از رحمت الهی برخوردار شده (بقره، آیه ۱۸۲؛ نساء، آیات ۱۲۸ و ۱۲۹؛ حجرات، آیه ۱۰) و گناهانش برداشته می شود.(بقره، آیه ۱۸۲)

هم چنین در ارزش و اهمیت آشتی بین مردم حتی غیرمسلمانان همین بس که خداوند مجوز کتمان برخی ازحقایق را داده تا آتش اختلاف خاموش شود و دامن زده نشود.(نساء، آیه ۱۱۴) امام صادق علیه السلام درباره «اصلاح بین الناس» فرمود: بدگویى را از کسى درباره دیگرى مى‌شنوى و هنگام ملاقات با او مى‌گویى: از فلانى درباره تو خوبى و… شنیدم. (نورالثقلین، ذیل آیه)

ایجاد آشتی و صلح در میان مومنان

از نظر قرآن، امت اسلام، برادران ایمانی هستند که عقیده و هدف مشترک آنان را با هم یکی و برادر کرده است: إنّما المؤمنون إخوه.(حجرات، آیه ۱۰) بنابراین، باید روابط میان آنان به گونه ای باشد که به یک دیگر خدمت کرده و نیازهای عاطفی و مادی و دنیوی و اخروی یک دیگر را برطرف نمایند. در صورتی که اختلاف و نزاعی میان دو نفر یا دو گروه و جناح پیش آمد باید دیگران دخالت کرده و این اختلاف را به صلح تبدیل کنند: فأصلحوا بین أخویکم.(همان)

البته از نظر قرآن در گام، این گام های اصلاحی باید از سوی کسانی برداشته شود که با دیگران اختلاف دارند. از این روست که می فرماید: وأصلحوا ذات بینکم(انفال، آیه ۱)؛ اما اگر به هر دلیلی این قهر و جنگ و نزاع ادامه یافت، دیگران باید اقدام به ایجاد اصلاح و صلح کنند.

برای رسیدن به اصلاح و آشتی میان خود و دیگران، مؤمنان مسؤولیّت دارند با از‌بین‌بردن زمینه‌هاى درگیرى و اختلاف این اقدام را انجام دهند. البته از آن جایی که نفس انسانی در این حالت تحت سلطه شیطان است، رهایی از سلطه شیطانی نخستین گام برای رسیدن به از میان بردن زمینه های نزاع و درگیری است.(بقره، آیه ۲۰۸) برای رهایی از سلطه شیطان باید همان کارهایی را انجام داد که خداوند در کتب آسمانی و قرآن بیان کرده است(بقره، آیه ۲۱۳)؛ زیرا اصول این کتب بر تعلیم و تزکیه نفس است.(بقره، آیه ۱۲۹؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲)

از نظر قرآن ، صلح و آشتی در میان مومنان نه تنها در همه حال مطلوب ، بلکه واجب است؛ هر چند که برای اصلاح و آشتی با دشمنان برون مرزی، محدودیت هایی قرار داده شده است که از جمله آنها عدم جواز صلح با دشمنان در هنگام برتری بر دشمن است. خداوند می فرماید: فلاتهنوا و تدعوا إلى السّلم و أنتم الأعلون؛ پس سستی نورزید و دشمن را به صلح و آشتی نخوانید در حالی که شما برتر هستید.( ‌‌محمد‌، آیه ‌۳۵)

اما در رابطه با آشتی و صلح با مومنان نه تنها باید این حدود و مرزها را کنار گذارد، بلکه هر یک باید تلاش کند تا خود پیشگام در صلح و آشتی باشد و اگر نشد دیگران اقدام به این کار کنند و اجازه ندهند تا اختلاف و نزاع در میان مومنان باقی و برقرار بماند.

بنابراین، از نظر قرآن ایجاد جوّ تفاهم و آشتى در جامعه، از وظایف مؤمنان است و هیچ کسی نباید در این راه کوتاهی کند.(بقره، آیه ۲۰۸؛ انفال، آیه ۱؛ حجرات، آیه ۱۰)

روش های آشتی و صلح

برای ایجاد صلح و آشتی باید از روش هایی بهره برد که بتواند بی هزینه یا کم ترین هزینه بیش ترین دستاورد را داشته باشد. در آیات قرآنی روش هایی برای ایجاد صلح و آشتی بیان شده که البته به معنای حصر در این موارد نیست، بلکه مهم ترین مصادیق از روش هایی است که می توان استفاده کرد. از جمله این روش ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. استفاده از عواطف: تحریک عاطفه برادرى از روش‌هاى اصلاح بین مؤمنان است که در قرآن بر آن توجه داده شد. بنابراین، کسانی که خواهان صلح هستند یا می خواهند در میان دو گروه اصلاح ایجاد کنند باید به عواطف انسانی توجه داشته و از آن برای پیشبرد اهداف مثبت و سازنده استفاده کنند. به عنوان نمونه خداوند با تاکید بر عنصر برادری و برادری ایمانی بر آن است تا احساسات و عواطف را تحریک کرده و کنش های سخت را به نرم تبدیل کند و شدت را به لطف و مرحمت سوق دهد. از این روست که می فرماید: إنّما المؤمنون إخوه فأصلحوا بین أخویکم(‌‌حجرات‌، آیه‌۱۰)
  2. اغماض و چشم پوشی: از دیگر روش هایی است که می توان برای ایجاد صلح از آن بهره برد. گاه لازم است که انسان برای دست یابی به اهداف مهم تر از برخی از حقوق خویش چشم بپوشد. بر همین اساس، قرآن اغماض و گذشت از حقوق شخصى را یکى از راههاى آشتى و صلح دانسته است.(نساء، آیه ۱۲۸) این که در این جا بر حقوق شخصی تاکید شده از آن روست که نمی توان نسبت به حقوق اجتماعی چنین رویه ای را در پیش گرفت و برای ایجاد صلح، جمعیتی را از حق و حقوق طبیعی ایشان محروم کرد.
  3. بى‌اعتنایى در قالب طرد: گاه برای ایجاد صلح لازم است بی اعتنایی کرد و به طرد اجتماعی اقدام کرد. اگر گروه نزاع گر و جنگ طلب خود را با طرد اجتماعی مواجه ببیند، دست از جنگ بر می دارد؛ همان طوری که بی اعتنایی شوهر به همسر، و ترک همخوابى با وى، راهى براى تسلیم شدن همسر و آشتى وى در روابط خانوادگی است، همین روش را می توان از طریق طرد اجتماعی، درباره گروه نزاع جو در پیش گرفت.(نساء، آیه ۳۴)
  4. تعیین داور: تعیین داور براى رفع اختلاف اجتماعی همانند خانوادگى از سوى حاکم، روشى براى آشتى بین گروه های متنازع و جنگ طلب است.(نساء، آیه ۳۵)

۵‌. مجازات و تنبیه: مجازات و تنبیه، گروهی که حاضر به تن دادن به شرایط صلح نیست و می کوشد بی دلیل به جنگ داخلی ادامه دهد، از اموری است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است. خداوند می فرماید: وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ؛ و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن [طایفه‏ اى] که تعدى مى ‏کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مى دارد. (حجرات، آیه ۹) همین روش براى واداشتن زن ناشزه به تسلیم و آشتى با شوهر نیز کارایی دارد.(نساء، آیه ۳۴)

۶‌. موعظه: پند و اندرز، راهى جهت برخورد گروه های مخالف صلح است ؛ همین رویه درباره نشوز زن و آشتى وى با شوهرش به کار گرفته می شود.(همان)

  1. نجوا: از نظر قرآن نجوا و گفتگوى پنهانى یکى از روشهاى اصلاح بین مردم و اختلافاتی است که در میان آنان است. بنابراین مذاکرات نهانی و درگوشی برای امری به این مهمی مجاز است؛ در حالی که اصل در این موارد عدم جواز نجوا و مذاکرات نهانی درباره مسایل اجتماعی است و باید شفاف سازی انجام گیرد، اما به سبب خیر بودن صلح و اصالت آن، مجوزی داده می شود تا برای کسب رضایت خداوند مذاکرات نهانی انجام گیرد. خداوند می فرماید: لاّ خیر فى کثیر مّن نَّجویهم إلاّ من أمر بصدقه أو معروف أو إصلـح بین النّاس ومن یفعل ذلک ابتغآء مرضات اللّه فسوف نؤتیه أجرا عظیما؛ در بسیارى از رازگوییهاى ایشان خیرى نیست مگر کسى که [بدین وسیله] به صدقه یا کار پسندیده یا سازشى میان مردم فرمان دهد و هر کس براى طلب خشنودى خدا چنین کند به زودى او را پاداش بزرگى خواهیم داد.( ‌‌نساء‌، آیه ‌۱۱۴)

زمینه‌هاى آشتى

برای تحقق اصلاح و ایجاد آشتی و صلح بین خود و دیگران و نیز بین مردمان باید زمینه ها و بستر لازم فراهم آید که شامل عمل به رفتارهای خاص است. از جمله این بسترهای رفتاری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. برخورد نیک: برخورد نیک در برابر رفتارهاى ناشایست، زمینه‌ساز آشتى و تبدیل دشمنى‌ها به دوستى است. به سخن دیگر، لازم نیست تا بر اساس عدالت و اصل مقابله به مثل عمل کرد، بلکه باید از مقام احسان بلکه اکرام وارد شد، و بدی را با خوبی دفع کرد تا زمینه برای آشتی و صلح فراهم آید: ولاتستوى الحسنه ولاالسّیّئه ادفع بالّتى هى أحسن فإذا الّذى بینک وبینه عدوه کأنّه ولىٌّ حمیم؛ نیکى با بدى یکسان نیست؛ بدى را با آنچه خود بهتر است دفع کن. آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است گویى دوستى یکدل مى‏ گردد.( ‌‌فصلت‌، آیه ‌۳۴) داستان امام حسن مجتبی(ع) با مرد شامی معروف است.
  2. تقوا: از نظر قرآن تقوای الهی، زمینه‌ساز آشتى بین مردم است(انفال، آیه ۱)
  3. زمان آتش بس: زمانی برای تفکر و فرصتی برای تدبر در امور زمینه ساز صلح و آشتی است؛ زیرا در هنگام جنگ و جدال هر کسی در اندیشه غلبه و چیرگی است و فرصتی برای اندیشه و تدبر در امور نمی یابد. همان طوری که فرصت عّده، فرصتى مناسب براى آشتى زن و شوهر است هم چنین زمان آتش بس، فرصتی برای اندیشه برای اصلاح و صلح است.(بقره، آیه ۲۲۸)
  4. قصد اصلاح: قصد اصلاح و اراده آن از مهم ترین بسترها برای صلح و آشتی میان متنازعان است؛ تا زمانی که دو طرف خواهان آشتی نباشند و قصد صلح نداشته باشند نمی توان از آشتی و صلح سخن گفت.(نساء، آیه ۳۵)
  5. خیر خواهی: کسانی که به اصلاح اقدام می کنند باید قصد خیرخواهی داشته باشند و به همین قصد در مذاکرات صلح وارد شوند. (بقره، آیه ۲۲۸؛ نساء، آیه ۳۵) راهى جهت آشتى آنان:
  6. گذشت: عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات گام نخست در صلح خواهی و بستر مناسب برای آن است. دو طرف نزاع تا چنین رویه ای نداشته باشند، ایجاد صلح شدنی نیست.(نساء، آیه ۱۲۸) خداوند در آیه ۴۰ سوره شوری عفو و اغماض از خطاى دیگران، زمینه‌ساز آشتى و رفع کدورت‌ها دانسته است.

۷‌. میانجى‌گرى: کسانی که به عنوان میانجی گری وارد در حوزه اصلاح اختلافات می شوند باید داورانی با انصاف باشند. بنابریان نقش میانجی گران را در ایجاد بستر مناسب برای صلح وآشتی نباید نادیده گرفت.(نساء، آیه ۳۵)

  1. توفیق الهی: یکی از مهم ترین بسترهای ایجاد اصلاح و صلح، توفیق الهی در تحقق این امر است. از این روست که خداوند در آیه ۳۵ سوره نساء به صراحت از توفیق الهی سخن به میان آورده است.
  2. ترک سوگند: با آن که سوگند راست گناه ندارد، ولی نباید بیهوده سوگند خورد؛ هم چنین نباید سوگند را دستاویزی قرار داده تا آشتی بین مردم را ترک کرد. بنابراین کسانی که با دستاویز قرار دادن سوگند حاضر به پذیرش صلح نمی شوند، در حقیقت مورد نکوهش خداوند هستند.(بقره، آیه ۲۲۴)

مسؤولیّت در آشتى

از نظر قرآن کسانی در امور اصلاح امور فساد و آشتی و ایجاد صلح مسئولیت دارند که از جمله آن ها عبارتند از:

  1. مسؤولیّت حکومت: چنان که گفته شد، اگر جنگ علیه نظام سیاسی ولایی باشد، این از مصادیق بغی است که در جای خود بحث می شود و کسی که باغی باشد از نظر قرآن کافر و مفسد فی الارض است؛ اما اگر نزاع و جنگ میان مومنان نه علیه حاکمیت نظام سیاسی ولایی باشد، نظام ولایی مسؤولیّت دارد تا در اصلاح و آشتی دادن وارد شود؛ البته ورود نظام سیاسی و حکومت در این امور اختصاص به نزاع اجتماعی ندارد بلکه حتی در حوزه اختلافات خانوادگی می تواند ورود کرده و با تعیین داور براى آشتى میان زن و شوهر، نقش مثبت را ایفا کند.(نساء، آیه ۳۵)
  2. مسؤولیّت مومنان: همان طوری که بر دولت است، بر امت است تا برای اصلاح اختلافات و نزاع های اجتماعی ورود مثبت کرده و هماهنگ با نظام سیاسی ولایی برای اصلاح و در صورت نیاز برای تنبیه و مجازات باغی و متجاوز اقدام کنند.(حجرات، آیه ۹) هم چنین خداوند در آیاتی از قرآن به مسؤولیّت مؤمنان براى آشتى بین خود با از بین بردن زمینه‌هاى درگیرى و اختلاف سخن به میان آورده است.(بقره، ایه ۲۲۴؛ انفال، ایه ۱؛ حجرات ، آیات ۹ و ۱۰)

موانع آشتى

البته در راستای تحقق صلح و آشتی اجتماعی میان مومنان و امت اسلام ممکن است موانعی وجود داشته باشد که شامل موارد زیر می شود:

  1. پیروى از شیطان: بی گمان عامل فساد و افساد در میان مردم و اجتماع، شیطان است؛ زیرا او سوگند خورده تا سعادت را از انسان گرفته و او را دچار شقاوت کند؛ چنان که حضرت آدم(ع) را از بهشت بیرون راند و او را دچار شقاوت زندگی در دنیای مادی با شرایط کنونی کرد.(طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۲۰) بنابراین، کسانی که دچار جنگ و نزاع می شوند، بی گمان متاثر از وسوسه های شیطانی هستند. از نظر قرآن پیروى از گام‌هاى شیطان، مانع آشتى مؤمنان است و باید این مانع را شناخت و با آن مبارزه کرد. خداوند می فرماید: یـأیّها الّذین ءامنوا ادخلوا فى السّلم کافّه ولاتتّبعوا خطوات الشّیطان إنّه لکم عدوٌّ مّبین. ‌‌(بقره‌، آیه ‌۲۰۸)
  2. تجاوز: تجاوزگرى از دیگر موانع آشتى میان مؤمنان است. خداوند درباره این مانع مهم نیز می فرماید: و إن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فأصلحوا بینهما فإن بغت إحدیـهما على الأخرى(‌‌حجرات، آیه ‌۹)

البته در قرآن موانع دیگری بیان شده که می توان با نگاهی به بسترها و زمینه های ایجاد صلح این موانع را شناخت. از جمله آن ها بی تقوایی، عدم گذشت و عفو، تکبر و غرور و مانند آن ها است.