آسیب های جریان تکفیر

بسم الله الرحمن الرحیم

جریان تکفیر یک جریانی اعتقادی با فلسفه و سبک زندگی خاص خودش است. این جریان هم چون جریان نفاق از مهم ترین جریان های درون دینی اسلام به شمار می رود.

حرمت تکفیر و اسناد الحاد به دیگران

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر عملی که انسان انجام می دهد، دارای خاستگاه فلسفی است که شاکله و شخصیت او را می سازد.(اسراء، آیه ۸۴) بر این اساس، کسانی که قایل به تفکیر هستند، از نظر مبانی فلسفی و هستی شناسی و انسان شناسی به این نتیجه رسیده اند که دیگران گرفتار کفر و شرک هستند و می بایست حذف فیزیکی شوند.

بنابراین، عملی چون قتل دیگران از سوی تکفیری ها بر اساس مبانی، اصول و قواعد اعتقادی است که شخصیت آنان را ساخته است و اگر در شرایطی دست به قتل نمی زنند، نه به دلیل مخالفت با آن بلکه به سبب تحمیل شرایط بیرونی است که اگر این شرایط حذف شود، دوباره اقدام به قتل دیگرانی می کنند که آنان را کافر می دانند.

البته واژه تکفیر به معنای پیش گفته در فرهنگ و ادبیات قرآنی نیامده است؛ هر چند که تکفیر از مادّه «کفر» به معناى پوشاندن به دو معنا در لغت عربی به کار برده شده است: ۱. پوشاندن گناه؛ ۲. نسبت دادن دیگری به کفر و الحاد و بی‌دینی. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص‌۷۱۴ و ۷۱۷، «کفر» و دیگر منابع لغوی)؛ اما در قرآن این واژه به معنای دوم به کار نرفته است که در این مطلب مد نظر است.

البته از آیات قرآنی می توان مواردی را یافت که همین مفهوم اصطلاحی امروزی را بیان می کند؛ زیرا خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللهِ فَتَبَیَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاهًْ الدُّنْیَا فَعِندَ اللهِ مَغَانِمُ کَثِیرَهٌ کَذَلِکَ کُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ الله عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُواْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چون در راه خدا سفر مى‏کنید خوب‏ رسیدگى کنید و به کسى که نزد شما اظهارِ اسلام مى‏کند مگویید: «تو مؤمن نیستى» تا بدین بهانه‏ متاع زندگى دنیا را بجویید، چرا که غنیمت‌هاى فراوان نزد خداست. قبلًا خودتان نیز همین گونه بودید و خدا بر شما منّت نهاد. پس خوب رسیدگى کنید، که خدا همواره به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است.(نساء، آیه ۹۴)

در شأن نزول آیه داستان‌هایی نقل کرده‌اند که مضمون همه آنها کشتن کسی است که شهادتین بر زبان رانده و اسلام خود را علنی ساخته بود. با این همه قاتل به بهانه‌هایی از جمله گرفتن غنیمت، مسلمانی را می‌کشد. (مجمع‌البیان، ذیل آیه)

  1. تفکر تکفیر دیگران که از سوی افرادی از امت اسلام به نام تکفیری های انجام می شود، بستری برای گرایشی حزبی آنان می شود؛ زیرا حزب، گروهی افراد امت هستند که در «هدف و روش» با هم مشترک هستند. این افراد برای تحقق هدف خویش از روشی سود می برند که آن را بهترین روش می دانند و نسبت به آن چنان وفادار هستند که هیچ روشی دیگر را نمی پذیرند؛ زیرا ترکیب روش و هدف خاص موجب می شود که نسبت به داشته های خویش «فرحناک» باشند و با اختیال و خیال بافی هیجانات خویش را بدان ارضاء می کنند.(مومنون، آیه ۵۳) بر این اساس، گروه های تکفیری با تحزب خویش، نسبت به روش ها و اهداف دیگران نه تنها بدبین هستند، بلکه آنان را باطل دانسته و تنها راه برطرف کردن هیجانات خویش را بهره گیری از روش تکفیری می دانند. این گونه است که گروه های تکفیری با بهره گیری از روش ارهاب و قتل و غارت بر آن هستند تا اهداف خویش را تحقق بخشند. در طول تاریخ یهودیان نیز با هم نوعان خویش این گونه عمل می کردند.(مائده، آیه ۷۰؛ بقره، آیه ۶۱؛ آل عمران، آیات ۲۱ و ۱۱۲) یهودیان و مسیحیان یکدیگر را تکفیر کرده و موجبات قتل همدیگر را فراهم می‌آورند. خداوند می‌فرماید: و یهودیان گفتند: «ترسایان بر حق نیستند.» و ترسایان گفتند: «یهودیان بر حق نیستند»- با آنکه آنان کتاب آسمانى‏ را مى‏خوانند. افراد نادان نیز سخنى‏ همانند گفته ایشان گفتند. پس خداوند، روز رستاخیز در آنچه با هم اختلاف مى‏کردند، میان آنان داورى خواهد کرد.(بقره، آیه ۱۱۳)
  2. تفکیر دینی: از نظر قرآن، تکفیر دینی خطرناک تر از هر نوع تکفیری دیگر است؛ زیرا دین مجموعه از عقاید و آداب و رسوم و سنت ها و قوانینی است که همه زندگی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. کسی که بر اساس دین ، فلسفه و سبک زندگی خویش را ساماندهی می کند، اگر گرایش تفکیری بر اساس دین داشته باشد، به هیچ وجه نمی توان امید داشت که دست از قتل و غارت و کارهای فساد نکند؛ زیرا بر این باور است که این اعمال همه در راستای رضایت خدا و خشنودی اوست. بر این اساس جهادی که در میان تکفیری های دینی ریشه می دواند، جهادی مقدس است. این افراد تا زمانی که با این فکر دینی فعالیت می کنند، خطرناک هستند و اگر امکان تغییر دینی و فکری در این افراد امکان پذیر نباشد، جز با حذف فیزیکی نمی توان آن را نابود کرد. جریان جنگ نهروان نمونه ای از همین امر است؛ زیرا جریان نهروانی امام علی(ع) را کافر می دانست و امام بر این باور بود که جز به قتل این افراد نمی توان این فتنه را نابود کرد.
  3. تکفیری سیاسی اگر ریشه در تکفیری دینی و فکری داشته باشد، جزو همان جریان تکفیری دینی است که در قالب امر سیاسی و دولت ظهور یافته است. جریان های تکفیری خوارج از جمله این جریان ها است که حتی به تشکیل دولت اقدام کرد و شرایط سختی را برای جهان اسلام ایجاد کرد. به نظر می رسد که جریان های خلافت اموی و عباسی را نیز می بایست نمونه ای از جریان تکفیری دینی دانست که در قالب سیاست رخ داده است. این جریان همان گونه که در قالب دینی به کشتار شیعیان دست یازید هم چنین کشتار معتزله و حذف آنان را برای حفظ و صیانت از جبرگرایی در دستور کار قرار داد.
  4. جهاد علیه دشمن قریب از مطلبی عقلی است یعنی عقل به آن حکم می کند. البته سخن در این است که جریان تکفیر، هر کسی که بر اساس تحزب آنان نباشد، دشمن می داند و سایر مسلمانان را از دایره توحید خارج کرده و به عنوان مشرکان معرفی کرده و به حذف آنان اقدام می کند. این نوع تفکر موجب می شود که به جای توجه به «کلمه سواء» که خدا برای ایجاد وحدت میان شرایع گوناگون اسلامی از مسیحی و یهودی و مسلمان، دنبال شقاق و اختلاف میان مسلمانان باشند و موجبات فشل و نابودی را در تنازع اسلامی فراهم آورند.(آل عمران، آیه ۱۵۲) جریان تکفیری به جای آن که به حل اختلافات بپردازد دنبال افسادگری است.

پیشنهاد می شود که برای این بحث به مقاله تکفیری‌ها جویندگان فتنه نیز مراجعه کنید.