آسیب های اجتماعی زنان بی شوهر

بسم الله الرحمن الرحیم

زنان بی شوهر غیر از دوشیزگانی است که اصلا ازدواج نکرده اند. در اصطلاح فارسی واژه بیوه به زنانی گفته می شود که پیش از این ازدواج کرده ولی شوهر مرده یا مطلقه شده اند. این دسته از زنان می توانند سرپرست خانواری که شامل فرزندان است و می تواند این گونه نباشد و تنها خودشان باشد. البته برخی زن تنهای بی شوهر را هر چند که سرپرست کسی نباشد برخی به عنوان سرپرست خانوار تعریف کرده است. به هر حال، زنان تنها یا زنان بیوه و بی شوهر به سبب ویژگی های جنسیتی و غیر آن با آسیب های جدی مواجه هستند که نویسنده در این نوشتار با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است ابعاد و آثار آن را تبیین کرده و راهکارهای برونرفت از معضلات و مشکلات ایشان را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اقسام زنان بی شوهر

زنان بی شوهر را می توان به چند گروه دسته بندی کرد. مطابق شریعت اسلام، مردان سرپرست خانوار بوده و مسئولیت تأمین اقتصادی خانواده را برعهده دارند، اما در شرایطی زنان مسئولیت خانواده را برعهده می‌گیرند که به این نوع خانوارها، زن‌سرپرست می‌گویند.

خانواده‌های زن‌سرپرست به سه گروه تقسیم می‌شوند. براساس تعاریف موجود، چنان‌چه زنی مردی را به عنوان همسر یا پدر برای تأمین معاش اقتصادی در کنار خود نداشته باشد، به عنوان خودسرپرست خوانده می‌شود. گروه اول از ایشان، دخترانی مجردی هستند که هرگز ازدواج نکرده و شاغل هستند. همچنین دختران مجردی که شاغل نبوده و از مستمری پدر یا مادر خود پس از فوت آن‌ها استفاده می‌کنند، نیز جزو این دسته هستند.

گروه دوم زنانی هستند که همسران خود را به دلایلی چون مرگ طبیعی، تصادف یا طلاق از دست داده‌اند. این گروه از زنان چنان‌چه فرزندی نداشته باشند، خودسرپرست و چنان‌چه فرزند یا فرزندانی داشته باشد، سرپرست خانوار خوانده می‌شوند. دسته سومی ‌از زنان سرپرست خانوار نیز وجود دارد که به‌واسطه ازدیاد تعداد و بروز مسایل اجتماعی، از آن‌ها به عنوان خانوارهای زن‌سرپرست یاد می‌شود. از آن جمله می‌توان به خانواده مردان ازکارفتاده، معلول و سالمند اشاره داشت. همچنین خانواده مردان معتاد، زندانی، متواری، مفقودالاثر و مردانی که مهاجرت‌های طولانی‌مدت دارند، تحت سرپرستی زنان است.

به این ترتیب زنان سرپرست خانوار را می‌توان شامل زنان بیوه، زنان مطلقـه (اعم از زنـانی که پس ازطلاق به تنهایی زندگی می‌کنند و یا به خانه پدری بازگشته، ولی خود امرار معاش می‌کنند)، همسران مردان معتاد، همسران مردان زندانی، همسران مردان بیکار، همسران مردان مهاجر، همسران مردانی که در نظام‌وظیفه مشغول خدمت هستند، زنان خودسرپرست (زنان سالمند تنها)، دختران خودسرپرست (دختران بی‌سرپرستی که هرگز ازدواج نکرده‌اند)، همسران مردان ازکارافتاده و سالمند دانست.

به نظر می رسد که همه این گروه ها به عنوان زنان بی شوهر نیازمند حمایت های خاص هستند؛ زیرا از نظر اسلام شرایط بدنی زنان به گونه ای است که هماره نیازمند حمایت مردان هستند و بر اساس همین خداوند در تبیین علل وچرایی این حمایت افزون بر ملاحظات روحی و روانی به موضوع مهم اقتصادی توجه داده و فرموده است: الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ؛ مردان سرپرست بر زنان و ستون های استقامت و استواری آنان هستند به سبب آن چیزی که خداوند برخی از مردم را بر برخی دیگر برتری داده و به سبب آن چیزی که از اموالشان انفاق می کنند.(نساء، آیه ۳۴)

بر اساس این آیه ساختار نظام هستی بر اساس سنت های الهی حاکم بر جهان و جان و جامعه انسانی به این صورت قرار گرفته که برخی از مردم دارای برتری باشند. این یک برتری ذاتی است و ساختار بدن و تن انسان به گونه ای قرار داده شده تا گروهی به عنوان ستون و گروهی دیگر به آن وابسته باشند. البته نوعی تسخیر میان مردم وجود دارد و از همین روست که در جوامع بشری انواع استخدام بر اساس تسخیر یک دیگر انجام می شود. خدا در این باره می فرماید: أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ؛ آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم مى کنند. ما وسایل معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‏ ایم و برخى از آنان را از نظر درجات بالاتر از بعضى دیگر قرار داده‏ ایم تا بعضى از آنها بعضى دیگر را در خدمت گیرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‏ اندوزند، بهتر است.(زخرف، آیه ۳۲)

هم چنین بر اساس آیه ۳۴ سوره نساء‌ یکی دیگر از علل و چرایی قوام بودن مردان بر زنان، انفاقات مالی است که بر عهده مردان است. بر همین اساس، زنان واجب نفقه بر مردان به شمار می آیند. این مسئولیت در صورت فقدان مردان از خویشان بر عهده دولت اسلامی است.

آسیب‌های اجتماعی زنان سرپرست خانوار

آسیب‌های متوجه زنان سرپرست خانوار و خانواده آن‌ها را می‌توان از سه منظر مورد بررسی قرار داد. دسته اول از لحاظ آسیب‌هایی است که ایجاد خانواده‌های زن‌سرپرست را سبب می‌شود. دسته دوم آسیب‌هایی است که توسط خانواده‌های زن‌سرپرست تولید می‌شود.

در دسته اول، ایجاد برخی انواع خانواده‌های زن‌سرپرست، معلول علل پیشینی است. از آن جمله می‌توان به طلاق، اعتیاد، ارتکاب جرایم از جانب مردان و زندانی‌شدن آنان و مسایل اقتصادی مانند بیکاری اشاره کرد، اما پس از به‌وجود آمدن این قبیل خانواده‌ها، مسایل پسینی ایجاد می‌شود که معلول ایجاد خانواده‌های زن‌سرپرست است. از جمله این مشکلات می‌توان مشکلات اقتصادی، تأمین معاش، انتخاب راه‌های غیرقانونی برای امرار معاش، مسایل مربوط به شخص زنان سرپرست خانوار اعم مشکلات روحی- روانی، مشکلات فرهنگی و…، مسایل مربوط به فرزندان این خانواده‌ها شامل مشکلات رفتاری، مشکلات شخصیتی، مشکلات تحصیلی آنان اشاره داشت.

رویکرد سوم به بررسی آسیب‌ها در خانواده‌های زن‌سرپرست به تفکیک انواع این خانواده‌ها می‌پردازد. اگرچه این نوع از خانواده‌ها دارای مشکلات مشابهی هستند، اما هر یک از آن‌ها بنا به تعریف اولیه‌ای که ارایه شد، مشکلات خاص خود را نیز دارند. به عنوان مثال خانواده زنان بیوه که همسر خود را در اثر مرگ از دست داده‌اند، در شرایطی متفاوت از خانواده زنان بیوه مطلقه قرار دارند. همچنین خانواده مردان معتاد زندانی یا بزه‌کار، شرایط خاص خود را تجربه می‌کنند. این تأثیرات بر زنان، فرزندان آنان، وضعیت تأمین معاش و حتی حمایت‌های عاطفی اطرافیان تأثیرگذار است.

راهکارهای قرآنی درمان آسیب

بی گمان مهم ترین راهکارها درباره زنان بی شوهر اعم از دختران عزب، زنان شوهرمرده و زنان مطلقه، ایجاد شرایط برای ازدواج آنان است. خداوند در آیات قرآنی بیان می کند که باید شرایط برای ازدواج همگان فراهم آورد؛ زیرا از وظایف والدین، جامعه و نظام اسلامی است که شرایط ازدواج آسان را برای همگان فراهم آورند.(نور، آیه ۳۲)

از آن جایی که زنان بیوه و شوهرمرده و مطلقه تجربه جنسی دارند، بیش تر در معرض خطر هستند. از قدیم گفته اند: ندیده پادشاه است. به این معنا که کسی که تجربه جنسی نداشته بر نفس خویش مسلط است؛ اما کسی که تجربه جنسی داشته دیگر نمی تواند بر طغیان خواهش های نفسانی خویش شاهی کند و مسلط و حاکم باشد. بنابراین، نیاز جنسی کسانی که تجربه آن را دارند، شدیدتر و خطر نسبت به آنان بیش تر است. بر همین اساس، اسلام مجوز ازدواج مجدد را برای زنان بیوه و مطلقه صادر کرده است؛ چرا که جلوگیرى نکردن از ازدواج زنان بیوه، سبب طهارت و رشد جامعه ایمانى است. خدا می فرماید: وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنْکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَیْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ … ذَٰلِکُمْ أَزْکَىٰ لَکُمْ وَأَطْهَرُ.(بقره، آیه ۲۳۲)

یعنی هنگامى که زنى را طلاق دادید مزاحم ازدواج مجدد او با شوهران دیگر نشوید ، زیرا بعضى از افراد لجوج هم در گذشته و هم امروز بعد از طلاق دادن زن ، نسبت به ازدواج او با همسر دیگرى حساسیت به خرج مى‏دهند که چیزى جز یک اندیشه جاهلى نیست. تاکید بر ازدواج مجدد با تعلیلی که در آخر آیه آمده روشن تر می شود؛ زیرا خداوند می فرماید: این براى پاکى و نمو ( خانواده‏هاى شما و جامعه) مؤثرتر وبراى شستن آلودگیها مفیدتر است.

پس برای جلوگیری از آسیب های اجتماعی، بهتر است که زنان بی شوهر به ویژه بیوگان و جداشدگان، دوباره ازدواج کنند و بی شوهر نمانند. خدا در ادامه تبیین می کند که این احکام همه به نفع شما بیان شده است، منتهى کسانى مى‏توانند از آن بهره گیرند که سرمایه ایمان به مبدأ و معاد را داشته باشند، و بتوانند تمایلات خود را کنترل کنند. و به تعبیر دیگر این جمله مى‏گوید : نتیجه عمل به این دستورها صددرصد به خود شما مى‏رسد، ولى ممکن است بر اثر کمى معلومات ، به فلسفه این احکام واقف نشوید، اما خدائى که از اسرار آنها آگاه است به خاطر حفظ طهارت و پاکیزگى خانواده‏هاى شما این قوانین را مقرر فرموده است… بدیهى است حوادثى پیش مى‏آید که دو همسر با تمام علاقه‏اى که به یکدیگر دارند تحت تاثیر آن از هم جدا مى‏شوند ، بعد که آثار مرگبار جدائى را با چشم خود مى‏بینند پشیمان شده و تصمیم به بازگشت مى‏گیرند ، سختگیرى و تعصب در برابر بازگشت آنها ، ضربه سنگینى به هر دو مى‏زند و اى بسا مایه انحراف و آلودگى آنها شود ، و اگر فرزندانى در این وسط باشند – که غالبا هستند – سرنوشت بسیار دردناکى خواهند داشت و مسؤول این عواقب شوم کسانى هستند که از آشتى آنها جلوگیرى مى‏کنند. (تفسیر نمونه، ج ۲، ص :۱۸۴و ۱۸۵)

از آیه به دست می آید مردم باید حتی اگر فلسفه این احکام الهی را به درستی نمی دانند و نمی شناسند، بدان پای بند باشند؛ زیرا خدایی که خالق و آفریدگار آنان است به آفریده خویش آگاه تر بوده و می داند چه چیزی صلاح و خیر آنان است. بنابراین، در این آیه بر لزوم تعبّد در برابر احکام الهى و از جمله ازدواج بیوه، در عین جهل به حکمت و دلیل آن توجه داده و از مخالفت نهی شده است؛ چرا که حکم خدا در مورد ازدواج بیوگان، برخاسته از دانش بیکران او است و او چیزهایی را می داند که ما از آن آگاه نیستیم.

بنابراین جواز ازدواج مجدّد بیوه مطلّقه، با شوهر سابق خود، پس از پایان عدّه و نیز ازدواج مجدد با افراد دیگر پس از پایان عده بدون حتی اجازه کسی دیگر، برای آن است تا جامعه از بحران آسیب هایی زنان بیوه و بی شوهر و مطلقه در امان بماند.(بقره، آیه ۲۳۲)

پس از حقوق مسلم و اختیارات زنان بیوه و مطلقه ازدواج شایسته پس از پایان عدّه است.(همان) و کسی نمی تواند مانع این ازدواج مجدد شود.

البته زنان بیوه از اسکان یک ساله در خانه شوهر سابق خود برخوردار هستند تا در این مدت بتوانند بدون دغدغه مسکن و اموری دیگر از جمله نفقات زندگی آرامی داشته و زمینه برای ازدواج مجدد آنان فراهم آید. بنابراین، وارثین حق اخراج وی از مسکنش را ندارند.(همان)

از آن جایی که در زمان عده خواستگاری کردن کاری نادرست و پر خطری است، از مومنان خواسته در این مدت به سراغ زنان شوهر مرده و بیوه نروند تا این گونه جامعه از آسیب های احتمالی در امان بماند.(بقره، آیه ۲۳۵) پس خواستگارى از بیوه، حتى به صورت اشاره و کنایه، در قرارهاى پنهانى جایز نیست.(همان)

البته خدا برای این که زمینه ازدواج مجدد برای زنان بیوه فراهم آید ، جواز خواستگارى تلویحى از زن بیوه در حال عدّه وفات، و به صورت آشکار را صادر کرده است.(همان) بنابراین، تمایل قلبى مرد به بیوه در زمان عدّه، براى ازدواج با او پس از پایان عدّه امری ممنوع نیست و شخص می تواند عاشق بیوه شده ودر انتظار ازدواج با او بماند. باید توجه داشت که جواز خواستگارى تلویحى از بیوه در حال عدّه، تسهیلى بر مردان در گرایشهاى طبیعى آنان و جلوگیری از انحرافات و خطرات احتمالی است(همان)؛ زیرا اگر این اشارات انجام نشود ممکن است خطرات دیگری پدید آید که بر بحران اجتماعی بیافزاید.

علامه طباطبایی می نویسد: از جمله «علم اللّه أنّکم ستذکرونهنّ» استفاده مى‌شود که مرد، به طور غریزى و فطرى به زنان تمایل دارد و خداوند در جعل احکام براى انسانها، به گرایشهاى طبیعى و غریزى آنان توجّه کرده است. (المیزان، ج‌۲، ص‌۲۴۴)

بر همین اساس، خدا گفتگوى مردان با زنان بیوه در عدّه، به‌گونه‌اى متعارف و شایسته روا دانسته است تا زمینه و بستر ازدواج مجدد آنان فراهم آید و جامعه از مشکل و آسیب جنسی در امان بماند.(بقره، آیه ۲۳۵)

البته همان طوری که گفته شد، زنان بیوه باید مراعات حال میت و مرده را کرده و احوال خویشان و خانواده متوفی را در نظر بگیرند و کاری نکنند که حریم ها و حرمت ها شکسته شود. در این میان خدا برای حفظ حرمت میت بر لزوم نظارت بر بیوه تا پایان عدّه، جهت ممانعت از ازدواج تاکید داشته است؛ نکته یاد شده بر این اساس است که خطاب «علیکم» متوجّه اولیاء یا تمامى مسلمانان باشد، زیرا آنها موظّف به جلوگیرى از ازدواج آنها و نظارت بر رفتار آنان هستند. (مجمع‌البیان، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۵۹۱) خدا در قرآن حتی بر لزوم نظارت بر بیوه پس از پایان عدّه، در صورت اتّخاذ تصمیم ناشایست توجه داده است تا این گونه حرمت ها و حریم ها حفظ شود؛ چرا که عبارت «بالمعروف» دلالت مى‌کند که اگر تصمیم و اقدام بیوه مناسب باشد جلوگیرى از اجراى آن لازم نیست؛ ولى در صورت تصمیم نامناسب، همچنان نظارت لازم است.

خداوند در آیه ۲۳۴ سوره بقره به اولیاى بیوگان، براى مراعات احکام الهى درباره ازدواجشان هشدار می دهد و از آنان می خواهد تا قوانین و احکام الهی در این باره را بشناسند و بر اساس آن عمل و رفتار کنند؛ زیرا مخاطب و مرجع در «علیکم» ممکن است اولیاى بیوه باشد. (جامع‌البیان، ج‌۲، جزء ۲، ص‌۷۰۰؛ مجمع‌البیان، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۵۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج‌۲، ص‌۴۶۸) پس آنان باید مراقبت خویش را در این حوزه افزایش دهند و اجازه ندهند رفتار جنسی بیرون عرف جامعه انجام گیرد و حریم ها و حرمت های اجتماعی و خانوادگی شکسته و نادیده گرفته شود.

از همه این احکام و قوانین این معنا به دست می آید که آسیب اجتماعی از نظر قرآن بسیار مهم است و جامعه باید از آسیب های جنسی زنان از جمله زنان بیوه و شوهر مرده در امان باشد.

باید توجه داشت که امروزه افزایش مشارکتهای اجتماعی زنان در جامعه باعث بروز تغییراتی در آسیبهای اجتماعی شده و در این میان زنان سرپرست خانوار از جمله افرادی هستند که به دلیل مشکلات بسیاری که در زندگی دارند و باید برای تامین معاش خود و فرزندانشان تلاش کنند نسبت به گروههای دیگر زنان آسیب پذیرترند و چنانچه نهادهای حمایتی در جهت رفع مشکلات آنها اقدام نکنند در معرض آسیبهای اجتماعی جدی قرار می گیرند.

زنان سرپرست خانوار عمدتا به دلیل جدایی از همسر، فوت ، اعتیاد و از کارافتادگی او مجبور به اداره زندگی خود هستند و در بسیاری موارد باید برای بقا در بیرون از خانه مشغول به کار شوند و با توجه به اینکه کار در خارج از خانه مشکلاتی را به همراه دارد این زنان در دنیای مردانه در معرض آسیب قرار می گیرند. این آسیب ها شامل تعرض و تجاوز جنسی، خودفروشی و مانند آن ها است.

به هر حال، فراهم کردن زمینه ازدواج این افراد یکی از این اقدامات مهم در راستای کاهش آسیب های اجتماعی است. باید توجه داشت زنان بی شوهر غیر از درگیر بودن با مشکل فقر مادی، درگیر معضلاتی از قبیل فقر فرهنگی، عدم نشاط و آسیبهای عاطفی مواجه هستند که باید برای حل اینگونه مشکلات آنها نیز برنامه ریزی شود.

نکته دیگر ، فارغ از نگاه سوء آزار دهنده برخی از مردان به اینگونه زنان، بسیاری از زنان مجرد به واسطه ناتوانی در برخورد با مشکلات متعددشان ویا فشار اطرافیان مجبور به ازدواج مجدد می گردند.علاوه براینکه این زنان اغلب خواستگارانی بسیار بالاتراز سن خود و دارای چند فرزند دارند، مشکل مهم تر رضایت فرزندان است که اجازه ازدواج را به مادرشان بدهند.

مشکلات اقتصادی زنان مطلقه و مسائل ناشی از برگشت بر سر سفره پدر، طعنه ها ونیش های افراد فامیل و خانواده، عدم نگهداری فرزندان زنان مطلقه در خانه پدری. برخوردهای ناشایست مردم واز همه مهم تر بحران تنهایی و نداشتن تکیه گاه را از جمله مسائلی می داند که دست به دست یکدیگر می دهند وموجب می شوند آنها خیلی سریع و شتابزده وبدون تفکر و تأمل به ازدواج ناخاسته دیگری تن بدهند.

علاوه بر تمام مشکلات ذکر شده، از دست دادن همسر به خصوص در دوران جوانی و پیامدهای ناگوار طلاق منجر به بروز مشکلات روحی متعدد از جمله افسردگی وبدبینی برای این زنان می شود. همچنین احساس نگرانی زیاد ۷۹% نسبت به آینده و تنهایی خود بعد از ترک فرزندان بسیار آزاردهنده و این مشکلات روحی را افزایش می دهد و حس سرزنش گرایانه زنان مطلقه ارمغانی جز احساس یأس، سرخوردگی و از دست رفتن اعتماد به نفس برای آنها نخواهد داشت و نهایتاً این حجم از سرخوردگی و از دست دادن عزت نفس باعث گوشه گیری وکنار رفتن از فعالیت های اجتماعی خواهد شد.

به هر حال، شناخت آسیب های اجتماعی زنان بی شوهر و ارایه راهکارهای واقعی و حقیقی بر اساس آموزه های وحیانی قرآنی امری بایسته و شایسته است که باید هماره مد نظر محققان و مدیران و رهبران اجتماعی باشد. آن چه در این جا بیان شد تنها گوشه ای از راهکارها و درمان هایی است که ارایه شده است. تبیین همه ابعاد و راهکارها بیرون از حوصله یک مقاله کوتاه است. از همین رو به همین مقدار بسنده می شود.