آزمون امتحان با مال و خیانت در بیت المال

samamosدنیا خانه امتحان و آزمون انسان است. در کارکردهای آزمون سخن بسیار است. از جمله مهم ترین کارکردهای آن می توان به خودسازی و فعلیت یابی استعدادها در شرایط سخت آزمونی و ظهور و بروز حقیقت هر انسانی اشاره کرد. در این آزمون های مدعیان خلافت الهی می توانند با حقیقت خود آشنا شوند و بدانند تا چه اندازه در این مسیر دارای عزم هستند.

بسیاری از مردمان در این آزمون های الهی شکست می خورند و بر خلاف ادعاهای بسیاری که دارند، به جای آن که مظهر خدایی باشند، مظهر شیطان می شوند و سرمایه وجودی خویش را در قمار زندگی به شیطان و ابلیس می بازند و زیانکار از دنیا به آخرت می روند و تا ابد در آتش نقص و فراق کمال می سوزند.

از جمله آزمون های سخت و دشوار الهی، آزمون با مال به ویژه با بیت المال است. کسانی که در این آزمون سربلند بیرون می آیند هر چند که اندک هستند، ولی در اوج انسانیت قرار دارند. در برابر شماری بسیار با خیانت در بیت المال، خود را برای همیشه تباه می سازند.

نویسنده در این مطلب با اشاره به مسئولیت انسانی در قبال خود و جامعه،‌ با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا نقش خیانت در بیت المال را در تباهی فرد و جامعه تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سنت امتحان و آزمون الهی

یکی از سنت های الهی آزمون و امتحان بندگان است تا هر کسی هر آن چه شایسته و بایسته اوست از طریق آن به دست آورد. امتحان به انسان کمک می کند تا استعدادهای خویش را بشناسند و فعلیت بخشد. در عرصه امتحان و آزمون است که انسان اسماء و صفات الهی سرشته در ذات خویش را می شناسد و برای رهایی از فشار آزمون آن را به فعلیت در می آورد و آن صفت و اسم را در خود ظهور می دهد.

در یک فرآیندی این امکان برای آدمی فراهم می آید تا در پرتو امتحان، یکایک اسماء و صفات سرشته در ذات و نهاد خویش را آشکار کرده و فعلیت و ظهور بخشد و این گونه متاله و خدایی شود و قابلیت این را بیابد تا به عنوان عبدالله خلافت الهی را به عهده گیرد و بر آفریده و کائنات به عنوان مظهر خداوندی ربوبیت کند.

سنت امتحان و آزمون کارکردهای دیگری نیز دارد، زیرا بسیاری از موجودات مدعی خلافت الهی می باشند که با آزمون های الهی دانسته می شود که اینان تنها مدعیان این مقام می باشند. از این روست که فرشتگان در آزمون الهی برای ادعای خلافت شکست می خورند و نمی توانند حتی در مقام انباء و اخبار از اسماء و صفات الهی بر آیند چه رسد که آن را در خود فعلیت و بروز دهند.

خداوند در آیات ۳۰ تا ۳۳ سوره بقره به ادعای فرشتگان و شکست و ناکامی آنان در آزمون الهی برای رسیدن به مقام خلافت الهی اشاره کرده است. هم چنین ابلیس نیز در آزمون دیگر الهی نتوانست سربلند بیرون آید،‌ در حالی که خود را شایسته خلافت الهی و برتر از آدم(ع) می دانست،‌ (اعراف، آیه ۱۲) در حالی که شرط نخست خلافت یعنی عبدالله و بنده خدا بودن از طریق اطاعت فرمان های الهی را نیز نداشت و حاضر به پذیرش ولایت مطلق الهی نبود. از این روست که از سجده بر آدم(ع) سرباز می زند و ولایت مطلق الهی و اطاعت کامل از خداوند را نمی پذیرد.(بقره، آیه ۳۴ ؛ اعراف، آیات ۱۱ و ۱۲ و آیات دیگر) در حقیقت موجودی که ولایت مطلق الهی را نمی پذیرد، نمی تواند خود را شایسته قایم مقام در خلافت بداند. این حقیقت بر مدعی خلافت و دیگر شاهدان ساحت قدس الهی، با آزمون الهی آشکار شده است.

در میان انسان ها نیز مدعیان خلافت مطلق و مقید بسیار است. از جمله این انسان ها می توان به مدعیان مسلمانی و تسلیم در برابر خداوند و نیز مدعیان ایمان اشاره کرد. خداوند در آیه ۲ سوره عنکبوت به صراحت از آزمون و فتنه های الهی سخن به میان می آورد که برای تبیین ایمان افراد برای خود و دیگران انجام می شود تا دانسته شود که تا چه اندازه در این ادعا صادق و راستگو هستند.

مال و ثروت، آزمونی سخت

اصولا دنیا مکان ساختن انسان برای ابدیت است. از این روست که دنیا را خانه آزمون، امتحان و فتنه دانسته اند. در این کوره آزمون های الهی تنها کسانی سربلند بیرون می آیند که در قول و فعل، صادق باشند.

از مهم ترین آزمون های دنیوی برای انسان می توان به آزمون مال اشاره کرد. مال هر آن چیزی است که انسان مالک آن می شود که از مصادیق مهم آن، چارپایان و زر و سیم است.(لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۳، ص ۲۲۳) در فقه مال هر آن چیزی است که مورد معامله قرار گیرد و دارای نفع عقلایی و حلال و قابل نقل و انتقال باشد.(مکاسب شیخ انصاری، ص ۲۰ و ۷۹)

مال از آن جایی که امکاناتی برای تحقق آسایش و نوعی آرامش برای انسان است، در زندگی دنیوی از جایگاه خاص و ویژه ای برخوردار می باشد؛ زیرا مال همانند آب برای کشتی وجود انسانی در دنیاست. اگر مال نباشد، انسان نمی تواند کشتی وجود خویش را معنا بخشد و به حرکت در آورد. اما همین مال با نفوذ در کشتی جان و دل آدمی و تسلط بر آن، کشتی وجود آدمی را تهدید به غرق شدن و نیستی می کند. بنابراین، تعامل با مال در دنیا بسیار سخت و دشوار و حساس و دقیق است.

ارزش اموال و دارایی در بینش قرآنی به سبب خیر بودن آن است. به این معنا که بتواند در مسیر شدن انسانی به او یاری رساند. خیر به معنای بهره مندی از چیزی در مسیر کمال یابی می باشد. بنابراین، تنها مال زمانی خیر و ارزشی می شود که ارزش آن به عنوان مقدمه دست یابی به کمال دانسته و به درستی در مسیر همین شدن های کمالی مورد استفاده قرار گیرد.(بقره، آیات ۱۸۰، ۲۱۵، ۲۷۲ ، ۲۷۳؛ کهف، آیه ۹۵؛ حج،‌آیه ۱۱؛ قصص، آیه ۲۴ و آیات دیگر)

مال در این صورت ارزش و نقش معنوی می یابد و بهشت کمالی آدمی را رقم می زند(توبه، آیه ۱۱۱) از این روست که مال به کار رفته شده در عمل صالح و نیک همراه با ایمان و نیت داشتن به کمال و رسیدن به آن، مورد تمجید خداوند قرار می گیرد و جایگاه ارزشی به دست می آورد.(سبا، ایه ۳۷)

در حقیقت در بینش و نگرش قرآنی، مال تنها ارزش مقدمی و بسترساز برای حرکت کشتی وجود انسان به سوی ساحل الوهیت و ربوبیت الهی است. بنابراین در نظام فکری اسلام، مال به خودی خود هیچ ارزشی اصیل و نفسی نداشته باشد(مدثر، آیات ۱۱ تا ۱۷ و آیات دیگر) تنها به اعتبار بهره مندی در شدن های کمالی از جایگاه ابزاری مفید برخوردار شده و به عنوان خیر و فضل الهی معرفی می شود.(بقره، آیه ۱۹۸؛ مائده، آیه ۲ و آیات دیگر)

این در حالی است که برخی برای مال ارزش واقعی قایل شده و همه تلاش و کوشش خود را مصروف به دست آوردن و گردآوری آن می کنند. این گونه است که مال برای آنان به عنوان هدف اصیل و غایی ارزش می یابد.(هود، ایه ۱۲) و از نظر این مردمان تنها کسانی دارای ارزش انسانی هستند که دارای مال بیش تر و فراوان تر باشند.(بقره، ایه ۲۴۷)

اهمیت مال در زندگی دنیوی بشر موجب شده است که خداوند آن را به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای آزمون و امتحان الهی قرار دهد.(قلم، ایه ۱۷) خداوند در این آیه و آیات ۳۶ و ۳۷ سوره محمد به انسان ها هشدار می دهد که ضعف ایشان در برابر مال، خود مهم ترین عامل است تا خداوند مردمان را بدان بیازماید تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.

خداوند هم چنین در آیه ۲۸ سوره انفال به مومنان هشدار می دهد که ایشان را از طریق مال و فرزند می آزماید و در حقیقت مال و فرزند اهل ایمان، خود ابزاری برای آزمایش آنان از جانب خداوند است. از این روست که از مال و فرزند به عنوان فتنه یاد می شود.(تغابن، آیه ۱۵)

از آن جایی که مال و فرزند برای هر کسی در دنیا عزیز است، پیروزی و موفقیت در این آزمون ها بسیار مشکل و به همان اندازه ارزشمند است.(انفال، آیات ۲۸ و ۲۹؛‌ آل عمران، آیه ۱۸۶)

آزمون بیت المال در دستان مومنان

مسایلی که در قرآن مطرح شده به دو دسته مسایل شخصی و اجتماعی بخش می شود. از نظر قرآن، حوزه مسایل شخصی را می بایست از حوزه مسایل اجتماعی جدا کرد؛ زیرا آثار و پیامدهای هر یک از دو حوزه متفاوت است، پس لازم است بر اساس تاثیرات هر حوزه ای به مساله نگریست. این گونه است که فقه اسلامی به دو دسته فقه فردی و اجتماعی دسته بندی می شود.

به عنوان نمونه در فقه فردی می توان به احتیاط بسنده کرد ولی در فقه اجتماعی احتیاط نه تنها مفید نیست بلکه عامل مخرب و دین زدا از جامعه است. نگاه اسلام به مسایل فردی، نگاهی همراه با اغماض و تسامح بسیار است. اما در مسایل اجتماعی سخت گیری به یک معنا بیش تر است؛ زیرا از حوزه گناه فراتر به محدوده جرایم داخل می شود و مجازات تنها اخروی نیست بلکه مجازات های دنیوی نیز صادر می شود.

به عنوان نمونه شراب خواری در خانه بی تظاهر یا بی حجاب در اجتماع بسته و زنا بدون فسق و فجور آشکار،‌گناه کبیره و مجازات عذاب اخروی دارد، ولی همین مسایل در حوزه عمل اجتماعی نه تنها گناه کبیره ، بلکه فساد بلکه افساد و حتی گاه محاربه دانسته می شود، و مجازات قانونی سختی در دنیا برای آن وضع شده که تا حد قتل و کشتن نیز می رسد.

تعرض به اموال اشخاص هر چند که گناه و گاه جرم قانونی است، ولی تعرض به اموال عمومی افزون بر جرم عادی گاه به عنوان یک عمل در حد محاربه دانسته شده و مجازات بر آن تشدید می شود.

یکی از مهم ترین آزمون های الهی مومنان، آزمون با بیت المال است. البته هر مسئولیتی در نظام اسلامی، مسئولیتی سنگین است؛ زیرا شخص افزون بر پاسخ گویی به مردم می بایست پاسخ گوی خداوند نیز باشد و خداوند در همین دنیا افزون بر آخرت شخص را مجازات می کند. این مجازات هر چند که گاه از طریق اعمال قانون و اجرای آن انجام می گیرد، ولی افزون بر این،‌خداوند خشم و غضب خویش را نصیب و بهره کسانی می کند که مسئولیت خود را به درستی انجام نمی دهند. خشم و غضب الهی موجب بدبختی شخص در دنیا و آخرت می شود.

خداوند از مومنان دانا و توانا خواسته است تا مدیریت اقتصادی جامعه و بیت المال را به عهده گیرند. این افراد مومن افزون بر این که می بایست دانا به علم اقتصاد و توانا به مدیریت اقتصادی باشند، در امانت داری و حفظ بیت المال بکوشند.(یوسف، آیه ۵۵)

اصل امانت داری در حوزه اقتصاد دولتی و بیت المال بسیار مهم و اساسی است. هر گونه خیانت در بیت المال، گناه و جرم نابخشودنی است. مدیریت اقتصاد دولتی می بایست به گونه ای عمل کند که حتی شائبه خیانت و اختلاس (غل) در رفتارشان دیده نشود و کسی ایشان را متهم به اختلاس و خیانت نسازد؛ زیرا اگر مدیریت دولتی متهم به اختلاس و خیانت شود، جو عمومی جامعه از حالت سلامت خارج شده و امنیت و اعتماد عمومی به مدیریت کشوری سلب می شود. از این روست که خداوند به اشکال مختلف خواهان شفاف سازی در عملکردهای اقتصادی حتی پیامبران معصوم خود است. به این معنا که شفاف سازی در عملکرد اقتصادی و روشن شدن همه ابعاد درآمدها و هزینه ها کمک می کند تا مساله خیانت و اختلاس و بازتاب های روانی آن از میان برود.(آل عمران، ایه ۱۶۱)

اگر بیت المال که شامل انفال (انفال، ایه ۱) خمس(انفال، ایه ۴۱) صدقات(توبه، ایه ۶۰) غنایم جنگی (انفال، آیه ۴۱) و فی (حشر(ایات ۶ و ۷) می باشد،‌ به درستی در مصارف خود مصرف نشود (حشر،‌آیه ۷ و آیات دیگر) بلکه به گونه ای با بیت المال تعامل شود که شائبه گردش ناسالم یا اختلاس و خیانت و مانند آن داده شود،‌ می بایست به شدت با آن مبارزه کرد؛ زیرا چنین رفتاری موجبات مشروعیت زدایی از نظام سیاسی و سلامت نظام و جامعه اسلامی و رهبری را فراهم می آورد.(آل عمران، آیه ۱۶۱ و آیات دیگر)

اگر تصرف نا به حق در اموال دیگران ،‌ موجب گرفتاری به آتش دوزخ است(نساء،‌آیات ۲۹ و ۳۰) تصرف در بیت المال به سبب آثار مخربی که بر نظام مدیریت جامعه اسلامی به جا می گذارد و رهبری و مسئولان را زیر سوال می برد و نظام سیاسی را مخدوش و از اعتبار می اندازد، خشم و غضب الهی را نیز سبب می شود.

خیانت در بیت المال و آثار آن

مسئولیت در بیت المال، امانتی در دست مومنان است. هر گونه خیانتی در مسئولیت از جمله بیت المال، گناهی بزرگ دانسته می شود. خداوند در آیاتی از جمله ۱۶۱ و ۱۶۲ سوره آل عمران، خیانت به معنای مخالفت در برابر حق، از طریق پیمان شکنى مخفیانه(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۰۵، «خَوْن») به عنوان مهم ترین عامل در ایجاد خشم و غضب الهی سخن به میان آمده است.

کسی که در حفظ مسئولیتی به ویژه مسئولیت مدیریت بیت مال مسلمین، کوتاهی می کند یا بر خلاف امانت داری در آن خیانت می ورزد و با اختلاس و دزدی و سرقت و یا اشکال دیگر، حقوق عمومی را از میان می برد، می بایست خود را مهیا مجازات در دنیا و آخرت از طرق عادی و غیر عادی کند؛ زیرا خداوند در کمین خیانت کاران است و به سختی ایشان را می گیرد و مجازات می کند. این مجازات الهی شامل رسوایی در دنیا و آخرت(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)، شکست و ناکامی در مقاصد و اهداف(انفال، آیه ۷۱ ؛ یوسف، ایه ۵۲) ، محرومیت از دفاع الهی (حج، آیه ۳۸)، فقدان پشتیبانی مدیریت نظام رهبری و سیاسی(نساء، آیات ۱۰۵ و ۱۰۷) و محروم از هر گونه توجه و محبت الهی نسبت به خود می شود.(همان آیات؛ حج، آیه ۳۸)

خداوند نسبت به کسانی که از مردم حیا کرده ولی نسبت به خدا حیا نمی ورزند و مخفیانه خیانت می کنند،‌ خشم بیش تری را روا می دارد؛ زیرا این افراد برای کسانی که قدرت و جایگاهی ندارند، ارزش و اعتبار قایل شده و از ایشان شرم و حیا می کنند ولی از خداوند قادر و دانا و متعال، حیا نمی ورزند و با خیانت کاری حریم الهی را می شکنند.(نساء، ایات ۱۰۷ و ۱۰۷) این خیانت کاری نسبت به حوزه عمومی به سبب آثار و تبعات بدتر آن، از نظر خداوند بدتر است، چنان که گفته شد.(انفال، ایه ۲۷)

به هر حال، خیانت در بیت المال مسلمین به هر شکلی به سبب آن که آثار مخرب اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در همه جامعه به جا می گذارد، رفتاری بسیار زشت تر و بدتر است و مجازات آن نیز شدید تر از خیانت فردی و در حوزه های شخصی می باشد.

البته خداوند در آیاتی از قرآن چون ۵۵ سوره یوسف و نیز در آیه ۵۸ سوره انفال از مومنان و به ویژه رهبری جامعه می خواهد ضمن انتخاب درست کارگزاران از میان افراد امین و سالم و مدیر و مدبر و عالم،‌ همواره کارگزاران را زیر نظارت دقیق برده و اجازه تخطی و تخلف به آنان ندهد. در این آیه بر لزوم هوشیارى و اقدام رهبرى جامعه اسلامى علیه خیانتکاران، به مجرّد احتمال وقوع خیانت تاکید شده است و از رهبران جامعه اسلامی خواسته شده تا به مجرد احتمال وقوع خیانت اقدام کرده و بی هیچ درنگ و تساهل و تسامح به شدت با خیانتکاران برخورد شود. این تاکید بر هوشیاری و اقدام به موقع و استوار به سبب آن است که آثار هر گونه خیانتی در حوزه عمل اجتماعی ومسئولیت ها از سوی کارگزاران به شدت مشروعیت نظام و مدیریت نظام جامعه را با خطر مواجه می سازد. بنابراین، لازم است تا با قدرت و شدت هر گونه احتمال خیانتی ردگیری و بررسی و خیانتکاران مجازات شوند تا اعتماد جامعه از سلامت کارگزاران و مدیران از میان نرود.