آزموده را آزمودن خطاست

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

برخی از آزمودن دوباره به ویژه در عرصه های سیاسی و مذاکرات با خارج سخن به میان می آورند و خواهان آزمودن دوباره نسبت به کسانی هستند که بارها نشان داده اند که قابل اعتماد نیستند و نسبت به عهد و پیمان خویش بی وفا بوده و با نقض عهد و خیانت در امانت نشان داده اند که به هیچ اصل اخلاقی و قانونی پای بند نیستند، مگر آن که قوت و قدرت چیره و غالب برآنان حاکم باشد.

به نظر می رسد که شیطنت کلامی، شیطنت سیاسی، شیطنت رفتاری و شیطنت ولایی طاغوتی در این گونه موضع گیری ها مشهود است تا جایی که انسان احساس می کند اینان زبان شیطان هستند که تحت تاثیر القائات و وحی شیطانی قرار گرفته و گرفتار مس شیطان شده اند و سخنی که می گویند یا رفتاری که دارند، برخاسته از اراده انسانی آنان نیست.

نقش قوت و قدرت در ایجاد توازن

میان حق و باطل هماره درگیری و خصومت دایمی است؛ زیرا جز با حذف یکی و غلبه دیگری این جنگ و خصومت را پایانی نیست. از این روست که خدا از خصومت دایمی میان مومنان و کافران سخن به میان می آورد(نمل، آیه ۴۵) که البته بر اساس سنت الهی با پیروزی حق و نابودی باطل این جنگ به اتمام می رسد: وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا ؛ و بگو حق آمد و باطل نابود شد. آرى باطل همواره نابودشدنى است.(اسراء، آیه ۸۱)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کافران به این اصلی از اصول اخلاقی و قانونی معتقد نبوده و در مقام عمل به آن پای بند نخواهند بود؛ زیرا به دلیل عدم باور و اعتقاد به قیامت و حسابرسی آن، ترسی از حسابرسی و پاسخگویی در قیامت ندارند. بنابراین، اگر شرایط را به گونه ای بیابند که بتوانند بر خلاف قانون و یا اصل اخلاقی عمل کنند، در تخلف از قانون کوتاهی و درنگ نمی کنند.

البته برخی از اهل اسلام مانند مسلمانان معتقد به شرایع موسوی و عیسوی به دلیل آن که تنها دین خویش را حق می دانند و برای خود جایگاهی رفیع در سطح محبوبان و فرزندان خدا قایل هستند(مائده، آیه ۱۸)، نسبت به دیگران همان رفتار کافران را در پیش می گیرند و هیچ اصل و قانونی را مراعات نمی کنند. از همین روست که خدا در مساله امانت و خیانت ایشان می فرماید: وَمِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینَارٍ لَا یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَیْهِ قَائِمًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَیْسَ عَلَیْنَا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَیَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَهُمْ یَعْلَمُونَ بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ؛ و از اهل کتاب کسى است که اگر او را بر مال فراوانى امین شمرى آن را به تو برگرداند و از آنان کسى است که اگر او را بر دینارى امین شمرى آن را به تو نمى ‏پردازد مگر آنکه دایما بر سر وى به پا ایستى. این بدان سبب است که آنان به پندار خود گفتند: در مورد کسانى که کتاب آسمانى ندارند بر زیان ما راهى نیست؛ و بر خدا دروغ مى ‏بندند، با اینکه خودشان هم مى‏ دانند. آرى! هر که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگارى نماید، بى‏ تردید خداوند پرهیزگاران را دوست دارد. (آل عمران، آیات ۷۵ و ۷۶)

از این آیات به دست می آید که برخی از اهل کتاب نسبت به عهد و پیمان وفا نمی کنند؛ زیرا بر این باورند که شرط وفای به عهد درباره کسانی است که اهل ایمان باشند و اگر کسی اهل ایمان به یهودیت یا مسیحیت نباشد، آنان می توانند بر خلاف عهد و پیمان خویش رفتار کرده و به نقض عهد پرداخته و به جای وفا و خیانت ورزند. این حکم را از احکام الهی می دانند در حالی که در تورات و انجیل چنین حکمی وارد نشده و آنان به خدا افترا می زنند. از نظر خدا که در قرآن آن را به صراحت بیان می کند، اصولا وفا به عهد و پیمان از مصادیق تقوای است که عقل و نقل یعنی الهامات فطری و وحی تشریعی آن را تایید می کند و انسان لازم است بر اساس تقوای الهی که عقل و نقل آن را کشف کرده ، به عهد خویش وفا کند و چیزی را کم نگذارد.

از این آیات هم چنین به دست می آید که این دسته از به ظاهر اهل کتاب که بر خلاف احکام کتب آسمانی عمل می کنند، تا زمانی موازنه قدرت وجود نداشته باشد، به این خیانت و نقض عهد اقدام می کنند و تنها زمانی حاضر به وفای به عهد هستند که فشار و قدرت و قوتی بیرونی آنان را مجبور به وفا به عهد کند.

بر این اساس، می بایست گفت که کافران و دوستان شیطان از میان اهل کتاب و دیگران تا زمانی که قوت و قدرتی را بالای سر خویش نبینند، به هیچ پیمان و عهدی وفا نمی کنند. بنابراین هر گاه ضعف و سستی را در دیگران بیابند پیمان شکنی کرده و قراردادهای خویش را پاره می کنند و برای امضای خویش پشیزی ارزش قایل نیستند؛ زیرا آنان دنبال منافع خویش هستند و هیچ توجهی به حقوق دیگران ندارند.

اعتماد به دشمن اعتماد به شیطان

کسی که معتقد است به دشمن می توان اعتماد کرد، در حقیقت گویی معتقد است که می توان به کسی که شیطنت ذاتی و ملکه و مقوم ذات اوست اعتماد کرد. اصولا کسی که عقل ندارد، نمی توان از او انتظار داشت تا عاقلانه برخورد کند. چگونه می توان از کسی که زن است، انتظار مردانگی داشت. این گونه انتظارات غیر عقلانی است و اگر کسی از خروس انتظار تخم داشته باشد، می بایست در سفاهت او شک نکرد و او را به جهالت و بی خردی ستود.

این که برخی از مسئولان در نظام جمهوری اسلامی از شیطان بزرگ آمریکا انتظار اعتماد دارند، یا انسانی سفیه و بی خرد است یا آن که خود نماینده شیطان و از اصحاب نفوذی اوست که در لباس و جامه مسلمانان برای ارباب خویش فعالیت می کند و اهداف او را بر زبان جاری می سازد. در حقیقت اینان از جمله کسانی هستند که شیطان در جان آنان زمزمه کرده و با القائات خویش و وحی شیطانی آنان را به سمت و سویی هدایت می کند که سخنان شیطان را بر زبان برانند و رفتار شیطانی را توجیه و ارزش گذاری نمایند.

خدا درباره این افراد می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ وَلِتَصْغَى إِلَیْهِ أَفْئِدَهُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ وَلِیَرْضَوْهُ وَلِیَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ ؛ و بدین گونه براى هر پیامبرى دشمنى از شیطانهاى انس و جن برگماشتیم بعضى از آنها به بعضى براى فریب یکدیگر سخنان آراسته القا مى کنند و اگر پروردگار تو مى‏ خواست چنین نمیکردند پس آنان را با آنچه به دروغ مى‏ سازند واگذار؛ و چنین مقرر شده است تا دلهاى کسانى که به آخرت ایمان نمى ‏آورند به آن سخن باطل بگراید و آن را بپسندد و تا اینکه آنچه را باید به دست بیاورند به دست آورند. (انعام، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳)

اصولا اصحاب شیطان از هر گروهی باشند حتی مدعیان اسلام و ولایت یا اهل کتاب، تحت مس شیطان رفتارهای شیطانی داشته و زبان شیطان می شوند. از نظر قرآن، بسیاری از اهل کتاب حتی عالمان آنان با علم و دانایی به حقیقت، تنها به علت سوداگری و دنیاطلبی، خلاف عهد الهی عمل می کنند و نقض پیمان می کنند.(آل عمران، آیات ۷۵ و۷۷ و۱۸۷)

بنابراین، انتظار از این که بخواهیم نسبت به پیمان با دیگران نقض عهد نداشته باشند، خود فریبی یا دیگر فریبی است. به این معنا که بارها خدا و پیامبران آنان را آزموده اند و معلوم شده که اینان به هیچ صراطی مستقیم نیستند و برای دنیای خویش هر عهد و پیمانی را نقض می کند. از همین روست که آنان عهد و پیمانی که با توده های مردم غیر از اهل کتاب می بندد، به سادگی آب خوردن نقض می کنند و هیچ بهایی و ارزشی برای عهد و وفای به آن قایل نیستند.(آل عمران، آیات ۷۵ تا ۷۷)

البته این امر اختصاص به یهودیان از اهل کتاب ندارد، بلکه مسیحیان نیز این گونه هستند؛ زیرا آنان عهد و پیمان خویش را با خدا فراموش کرده و آن را نقض کرده اند(مائده، آیه ۱۴)، پس به سادگی نسبت به دیگران نیز نقض پیمان خواهند کرد.

در همین اندک زمانی کوتاه از عمر جمهوری اسلامی مشاهده شده است که تا چه اندازه آمریکا و غرب از اقمار شیطانی غیر قابل اعتماد هستند؛ چرا که بارها نقض عهد کرده و پیمان شکنی کرده اند که آخرین آنها در مساله برجام قابل مشاهده است. با این همه برخی از نفوذیان و منافقان و زودباوران و بی خردان به انگیزه های گوناگون خواهان بازاعتماد به شیاطین استکباری هستند که اصولا شیطنت جزو مقوم ذات و ملکات نفسانی آنان است.