آزمندی عامل سلب آرامش

samamosنشانه های حریص و آزمند در قرآن

بی گمان آدمی در پی آرامش است و در این راه از همه چیز خود مایه می گذارد. بسیاری از مردمان با آن که برخوردار از آسایش هستند ولی به جهت منش و خوی آزمندی ، رنگ آرامش را نمی بینند و همواره در رنج و عذاب روحی به سر می برند. فزونی خواهی و حرص بیش از اندازه و طمع موجب می شود که از آن چه دارند لذت نبرند و همواره در جست و جوی آن چه دور از دسترس ایشان است تلاش بیهوده می کنند و از آن چه دارند به خوبی بهره مند نمی گردند. این گونه است که انسان آزمند ذلت و خواری را به خود می پذیرد و از عزت و کرامت و شرافت دور می شود.

قرآن برای انسان حریص نشانه هایی را بیان می کند که بیانگر تاثیر مخرب و زیانبار حرص و آز بر شخصیت و منش و رفتار اوست. در تحلیل قرآنی آزمند برای گردآوری بیشتر مال و زر اندوزی خود را به ذلت و خواری گرفتار می کند و در این راه آن چنان راه افراط را می پیماید که این حقارت و ذلت را نمی بیند. ( فجر آیه ۱۶ تا ۱۷) ریشه این گونه منش را می بایست در روح ناشکیبایی جست که از آن چه دارد لذت و بهره نمی برد و همواره چشم به دست و مال دیگران دوخته است. ( معارج آیه ۱۸ و ۱۹) از این روست که رنگ رستگاری و آرامش را نمی بیند.( حشر آیه ۹ و تغابن آیه ۹) در راه ارضای و خشنود نفس آزمند خود به مال و ارث یتیمان نیز تجاوز و دست درازی می کند( فجر آیه ۱۷ و ۲۰) و در اندیشه بینوایان و گرسنگی آنان به خود اجازه همدردی را نمی دهد تا چه رسد که دستگیر ایشان باشد.( همان )

این گونه است که ریشخند دیگران را به جان می خرد ( همزه آیه ۱ و ۲) و آخرت گریزی را اصل در زندگی خود قرار می دهد و می کوشد تا همه چیز را در این دنیا برای خود کسب کند.( بقره آیه ۹۴ تا ۹۶) خود را برتر از دیگران یافته و به عیب جویی دیگران می پردازد و به خود باورانده است که او تنها صاحب علم و عقل است و دیگرانی که در پی انباشت ثروت نیستند و بخل نمی ورزند مردمانی نادان و کوتاه فکرند . پس به عیب جویی و استهزای اهل نفاق می پردازد و خود را به عنوان ثروتمند و گردآورنده مال ستایش می کند.( همزه ) بنابراین هم خود انفاق نمی کند و هم دیگرانی که انفاق می کنند سرزنش و نکوهش می کند و به احکام الهی و فرمان های وحیانی بی توجهی کرده و آن ها را پشت گوش می اندازد.( مائده آیه ۴۲ و ۴۴)

قرآن حرص و آز را خصلت و ویژگی غریزی بشر می داند( نساء آیه ۱۲۸ و فصلت آیه ۴۹، حشر آیه ۹ و معارج آیه ۱۹ و تغابن آیه ۱۶) و حرص و ولع برای انباشت مال و ثروت اندوزی را به عنوان این ویژگی انسانی و غریزی امری عادی بر می شمارد که در حکم الهام فجوری است که تنها از راه پذیرش و عمل به الهام تقوایی می توان آن را کنترل و مهار و هدایت کرد. ( فجر آیه ۲۰ و عادیات آیه ۶ و ۸ و شمس آیات ۱ تا ۱۰)

خاستگاه آزمندی در بشر

قرآن افزون بر ریشه یابی آزمندی انسان که آن را به غریزه طبیعی انسان برای انباشت هر چیز کمالی می داند که به جهت اشتباه در مصداق و یا تطبیق ، انباشت مال را ، امری کمالی یافته است ، بیان می کند که عوامل دیگری می تواند در این جهت گیری موثر باشد و موجب شود تا آدمی به جای کمال جویی در مصادیق دیگر به این سمت و سوی هدایت شود. از جمله عواملی که قرآن برای آزمندی انسان به سوی مال و انباشت ثروت اشاره می کند می توان به پندار خلود در دنیا به کمک مال و منال اشاره کرد.( همزه آیه ۲ و ۳) حتی در مساله آزمندی حضرت آدم (ع) مساله خلود به عنوان عامل موثر و وسوسه انگیز مطرح شده است .( طه آیه ۱۲۰ و ۱۲۱) در این ایات به نقش ابلیس به عنوان عامل بیرونی نیز اشاره شده است تا به انسان بفهماند که عوامل بیرونی تا چه اندازه در گمراهی بشر و ایجاد جایگزین های وهمی و پنداری به جای حقایق و مصادیق کمالی می تواند نقش داشته باشد. ظلم و ستم ( بقره آیه ۹۵ و ۹۶) و نومیدی از آخرت نیز می تواند به عنوان عوامل موثر نقشی را در ایجاد این توهم و پندار بازی کنند.(همان)

راه رهایی از آزمندی و حرص

قرآن برای رهایی از این غریزه و مهار و هدایت آن به سوی کمال واقعی از ایمان به آخرت ( معارج آیات ۱۹ تا ۲۶ و حشر آیه ۹) و توجه به خدا و روزی رسانی دایمی او ( طه آیه ۱۳۱) عفت نفس (همان ) انفاق ( همان ) و نماز( طه آیه ۱۳۲ ) و وفای به عهد و پیمان الهی ( همان ) به عنوان عوامل رهایی از غریزه حرص و آز یاد می کند و از انسان می خواهد با بهره گیری از این روش خود را در مسیر درست هدایت قرار دهند و به آرامش واقعی دست یابند.

به نظر می رسد که حتی رسیدن به آرامش دنیوی نیز نیازمند توجه به این اصول و عوامل بازدارنده و هدایت گر قوه آزمندی انسان است؛ هر کس اگر بخواهد روی آرامش ببیند و از آن چه دارد به خوشی استفاده کند و بهره مند شود می بایست حرص و آز را در خود کنترل و مهار کند تا بتواند رنگ آرامش را در این دنیا به خود ببیند