آزادی جنسی و بی بندباری در تحلیل قرآنی

samamosآزادی حقوقی اگر در گذشته به عنوان دغدغه انسان بوده است و همگان در این اندیشه بودند تا به گونه ای خود را از بند بردگی برهانند و اگر همین دغدغه به شکلی دیگر دغدغه پیامبران بوده و پیامبران بردگی واقعی انسان را در بندگی غیر خدا تحلیل می کردند و خاستگاه و ریشه همه اقسام بردگی را در بندگی نفس و بتان و طاغوت می دانستند و برای رهایی بشر از همه اقسام بردگی خواهان خودسازی و مبارزه با نفس و بت و طاغوت می شدند، امروز دغدغه انسان، بیش از هر چیزی آزادی های اجتماعی به مفهوم کلی و مطلق و عام آن است.

این گونه است که همه حرکت های واقعی و حقیقی بلکه حتی حرکت های فریبکارانه به نام آزادی های اجتماعی انجام می شود و حتی دشمنان بشریت با بهره گیری از زیبایی و پسندیدگی این عنوان در افکار عمومی، به حربه آزادی تمسک و توسل می جویند تا مقاصد شوم و پست خویش را پیش برده و جامه عمل بپوشانند.

به نظر می رسد که تحلیل پیامبران، از این نوع فقدان آزادی نیز به خاستگاه مشترکی است که پیش از این بیان شده است. به این معنا که هرگونه بردگی و بندگی و فقدان آزادی ها، از نظر قرآن به نوع بینش و نگرش انسان باز می گردد که نتیجه و بازتاب آن در زندگی انسان این گونه ظاهر می شود. گاه به شکل بردگی و گاه دیگر به شکل استضعاف و استعمار و استثمار و گاه دیگر به اشکال دیگر بروز و ظهور می کند.

به نظر قرآن ، انسان پیش از آن که بخواهد خود را از نظر ظاهری و عمل اجتماعی نجات و رهایی بخشد می بایست از پندارهای باطل و اندیشه های ناروا رهایی بخشد و تفکر توحیدی و بینش ربوبیت الهی و عبودیت ربوبی انسان را در خویش زنده کند. در این صورت است که انسان می تواند امیدوار باشد که از بند همه انواع و اقسام محدودیت های ظالمانه و جائرانه رهایی خواهد یافت.

در تحلیل قرآنی، آزادی انسان در گرو بندگی خداوند است. انسان اگر به مقام عبودیت خداوندی دست یابد از بند هوی و هوس های نفسانی رهایی می یابد و جز به خداوند دربرابر کسی خضوع وخشوع نمی کند. از این روست که در برابر طاغوت ها و کسانی که خواهان بردگی و بندگی وی می شوند ایستادگی کرده و تا دست یابی به عدالت و حقوق طبیعی و عقلانی و عقلایی و شرعی خویش دست از مبارزه و تلاش بر نمی دارد.

کسی که خداوند را به عنوان برترین موجود بپذیرد و جز از قدرت و عظمت خداوند نهراسد و ربوبیت خداوند در کلیات و جزئیات هستی قبول کند، در این صورت کسی جز خداوند را لایق اطاعت نمی یابد و با هر کسی که بخواهد حقوق او را تضییع کند به مبارزه بر می خیزد.

بنابراین اسلام و آموزه های وحیانی آن، هدفی جز رهایی بشر از همه اغلال و زنجیرهای بردگی و بندگی را در برنامه خویش قرار نداده است تا بدین وسیله فرصت اجرای عدالت همگانی و فراگیر و دربرگیرنده همه حوزه ها فراهم آید و مردم فرصتی برابر برای تعالی و تکامل و دست یابی به مقام عبودیت ربوبی (ذاریات آیه ۵۶ و بقره آیه ۳۰) به دست آورند.

اسلام طرح و برنامه آزادسازی را به عنوان برنامه اصلی خویش مطرح می سازد و خواهان رهایی بشر از قیود و بندهای بردگی دیگری و بندگی غیر خدا و هوی و هوس های نفسانی می شود. با این همه پرسشی اساسی این نوشتار این است که آیا این آزادی دارای محدودیت هایی نیز می باشد؟ آزادی های جنسی تا کجاست و چه محدودیت هایی برای آن و به چه منظور پیش بینی شده است؟

آزادی در آموزه های قرآنی

اصولا آزادی به معنای حریت، اختیار و قدرت عمل بر اساس اراده و انتخاب شخص و یا ترک عمل و قدرت انتخاب است.( لغت نامه دهخدا) ولی در فرهنگ و علوم سیاسی و دانش های اجتماعی ، به معنای مصون ماندن ازاراده مستبدانه دیگری چه شخص یا دولت و نهادی اجتماعی است.( فرهنگ علوم سیاسی، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران )

این معنا در شکل عینی و مصداقی خود در اموری چون آزاد اندیشی، انتخاب عقیده ، اظهار نظر و حق انتخاب نظام اجتماعی دلخواه، حق بیان و مانند آن ظهور و تجلی می یابد.

این معنا از آزادی از مقوله های روان شناختی، عرفانی، فلسفی و حتی حقوقی و فقهی نیست، بلکه از مقوله های دانش اجتماعی است که شامل دانش سیاسی نیز می شود.

از نظر قرآن، آزادی در حوزه های مختلف از جمله در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی به عنوان یک هدف میانی مورد توجه و تاکید قرار گرفته است. قرآن همان گونه که به جسم انسان توجه دارد ولی به روح انسان بیش تر توجه می دهد؛ از این روست که بیش و پیش از آن که بر آزادی به معنا حقوقی (بردگی) توجه دهد به آزادی از هوی و هوس های نفسانی و بندگی و بردگی در برابر طاغوت و نظام های اجتماعی ظالمانه و زورگو و مستبدانه توجه می دهد؛ زیرا بردگی جسمی هر چند عاملی برای عدم رشد و تعالی انسان است ولی آسیب هایی که انسان از راه بردگی و بندگی روحی می بیند بیش از اندازه ای است که به بردگی جسمی حاصل می شود.

از این روست که آزاد اندیشی بیش تر مورد توجه و عنایت آموزه های وحیانی قرآن است و آیاتی چون آیه ۱۷۰ سوره بقره و نیز ۶۷ سوره انبیاء و آیات ۲۰ و ۲۱ سوره لقمان به ارزش آزاداندیشی توجه می دهد و خواهان تلاش انسان برای دست یابی به آزاداندیشی از راه بهره گیری از خرد و خردورزی می شود.

در همین آیات بر لزوم پرهیز از تقلید کورکورانه و آزاد اندیشی تاکید می کند و در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره زمر بر اندیشیدن در گفتارها و انتخاب نیکوترین آن ها به عنوان بهترین و برترین شیوه آزاداندیشی تاکید می کند. از همین آیات به خوبی آزادی بیان نیز به دست می آید.( هم چنین نساء آیه ۱۴۸ و نحل آیه ۱۲۵ و شورا آیه ۳۸)

به این معنا که اگر شنیدن گفتارهای متفاوت و مختلف مردم و تفکر و خرد در آن ها به عنوان آزادی اندیشی مطرح و از صفات مومنان و صاحبان خرد و اندیشه دانسته می شود، می بایست پیش از آن، زمینه بیان آزاد اندیشه های مخالف و مختلف وجود داشته باشد تا انسان در هنگام پذیرش با انتخاب نیکوترین و احسن گفتارها و نظریه ها ، خردورزی خویش را نشان دهد.

به سخن دیگر، زمانی خردورزی واندیشه در اندیشه ها و نظریه های دیگر و متفاوت و متضاد معنا و مفهوم می یابد که پیش از آن بتوان، افکار و اندیشه های متضاد را بیان و تشریح کرد. بر این اساس از همین آیات می توان آزادی بیان را به خوبی به دست آورد.

نظام اسلامی می بایست افزون بر ایجاد شرایط لازم و مناسب برای آزادی بیان و آزادی تفکر و اندیشه در افکار و آرای مختلف و متضاد و زشت و زیبا و نیک و نیک تر، آزادی عمل اجتماعی را نیز فراهم آورد. به این معنا که آزادی بیان و آزادی اندیشه در حوزه عمل اجتماعی نیست بلکه در حوزه عمل سیاسی و فلسفی است و زمانی این امور در حوزه عمل اجتماعی خود را نشان می دهد که فرصت عمل نیز برای افکار واندیشه های متضاد و متخالف وجود داشته باشد و بتواند خود را عرضه و در صحنه عمل اجتماعی خود را نشان دهد.

تجلی و نمایش آزادی در عمل اجتماعی به شکل بهره مندی دولت و نظام سیاسی و اجتماعی از افکار و اندیشه های متضاد و متخالف است. از این روست که بر نظام سیاسی اسلامی به عنوان فرضیه است تا مردم را به مشارکت فراخواند و آنان را در حوزه تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها مداخله دهد. خداوند دولت و نظام اسلامی را نظامی مردمی و مشارکت پذیر می شمارد که به دور از هر گونه استبداد رای مردم را به مشاوره و مشارکت فرا می خواند تا دیدگاه و انظار خویش را بیان کنند و دولت مردان پس از بررسی آرا و انظار مردم ، بهترین را برگزیده و رهبر اجتماع آن را به شکل فرمان و حکم دولتی صادر و اجرا کند(شورا آیه ۳۸ و آل عمران آیه ۱۵۹)

در حقیقت ، مشورت با مردم و شرکت دادن آنان در تصمیم گیری های اجتماعی به عنوان یک وظیفه برای رهبران و حقی از حوق امت و شهروندان امت اسلامی دانسته شده است( آل عمران آیه ۱۵۹) این حق اجتماعی برای مردم، وظیفه را ایجاد می کند که عبارت از لزوم تفکر آزاد و بیان اندیشه ها و افکار است. چنان که وظیفه و مسئولیت دولت نیز فراهم آوری شرایط و زمینه تفکر آزاد و بیان آزاد اندیشه ها و مشارکت دهی مردم در امور است.( آیات پیش گفته)

آزادی از ظلم و ستم طاغوت (شعراء آیات ۱۱۶ و ۱۱۸) در حوزه عمل اجتماعی قرار می گیرد و مردم هم چنان که در گفتار و بیان موظف هستند که به ظلم ستیزی بر خیزند درعمل اجتماعی نیز می بایست که گام های عملی برای رهایی بردارند و امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای که این وظیفه را بر آنان بار می کند. افزون بر این که حق قیام عمومی ضد بی عدالتی به عنوان حقی است که پیامبران آن را به عنوان وظیفه اصلی خویش بیان داشته اند تا از سوی خداوند این حق را به گوش مردمان رسانده و آنان را به مطالبه این حق و انجام آن بخوانند.

بر این اساس، اصولا از نظر قرآن و پیامبران، قیام عمومی بر ضد بی عدالتی حتی با شمشیر و قدرت امری نه تنها پسندیده بلکه واجب شمرده شده است.

آزادی جنسی

یکی از آزادی های بشر، در کنار آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی عمل اجتماعی، آزادی عقیده ، آزادی تحقیق و پژوهش (توبه آیه ۶) و آزادی اقتصادی (هود آیه ۸۷ و اعراف آیه ۳۱ و آیات دیگر) ، آزادی جنسی است. آزادی جنسی آن است که شخص بتواند بی هیچ گونه فشاری فردی را انتخاب کرده و با وی زندگی مشترکی را به وجود آورد.

از نظر قرآن، همه موجودات از جمله انسان به شکل زوج آفریده شده اند و انسان می تواند با آزادی تمام زوج و همسر خویش را برگزیند. هیچ کسی نمی تواند انسان عاقل و بالغ و رشیدی را از انتخاب همسر دلخواه باز دارد و حتی کسانی که دارای ولایت طبیعی و شرعی هستند تنها در صورتی می توانند جلوی ازدواج شخصی را بگیرند که بتوانند ادله محکمه پسندی برای مخالفت خویش ارایه دهند. از این روست که حتی دختران بالغ و رشید و عاقل می توانند بر خلاف رای ولی خویش عمل کرده و با شخص مورد نظر خویش ازدواج کنند و ولی طبیعی و شرعی تنها با اثبات ادله محکمه پسند می تواند جلوی این آزادی را بگیرد.

در تعاملات جنسی نیز این حق برای مرد و زن وجود دارد که بی هیچ دغدغه ای دست کم بتوانند در مدت شبانه روز سه وعده خلوت داشته باشند و هیچ کسی به هیچ دلیلی نمی تواند این حق طبیعی و شرعی را از ایشان باز گیرد. بیان این سه وعده خلوت به معنا لزوم بهره گیری نیست، زیرا انسان نسبت به امور بسیاری آزاد است ولی اقدام به بهره مندی از آزادی و حقوق خویش نمی کند. معنا و منظور آزادی و یا حقوق آن است که چنین امکانی طبیعی و قانونی و حقوقی برای هر یک از زوجین است و کسی نمی تواند آنان را از این حق محروم سازد حتی اگر این افراد از درون خانواده چون پدر و مادر و یا فرزندان باشند.

به هر حال قرآن برای انسان، هم گونه حقوقی را به عنوان حقوق طبیعی قایل شده است که از جمله این حقوق، آزادی در همه حوزه ها و ساحات اندیشه و کار و عمل است.

محدودیت های آزادی جنسی

البته در همه چیز محدودیت های بیرونی و درونی وجود دارد. از این روست که گفته اند " ما من عام الا و قد خص " یعنی هیچ عامی نیست مگر آن که تخصیص زده شده است. از این روست که آزادی های مختلف هم در اموری تخصیص خورده است. در میان همه خردمندان جهان این نکته یقینی و قطعی است که آزادی فردی و یا اجتماعی تا زمانی مجاز است که تجاوز به حقوق و آزادی های دیگری را سبب نشود. حال این دیگری شخص یا اجتماعی دیگر باشد. از این مساله به عنوان خطوط قرمز و یا محدودیت ها و مرزهای آزادی تعبیر می شود.

به عنوان نمونه آزادی بیان ، محدود به پرهیز از سخنان بی اساس و دروغ (حج آیه ۳۰) ، پرهیز از کاربرد کلماتی که دشمنان از آن سوء استفاده کرده (بقره آیه ۱۰۴) پخش نکردن اخبار امنیتی (نساء‌آیه ۸۳) و سخنان گمراه کننده (مومنون آیه ۳ و لقمان آیه ۶) افترا آمیز(نحل آیه ۱۱۶) جاهلانه (همان ) تهمت (نساء آیه ۹۴) مطالب مشکوک (اسراء‌آیه ۳۶ و نور آیه ۱۵) افشای عیوب دیگران (نساء آیه ۱۴۸) بی حیثیت کردن دیگران و آبروریزی(نور آیات ۱۱ تا ۱۹) اهانت به مقدسات دیگران (انعام آیه ۱۰۸) و القاب زشت (حجرات‌ آیه ۱۱) کتمان حق و حقیقت و تحریف آن (بقره آیه ۴۱ و ۴۴) به دور از ادب ( حجرات آیه ۲ و ۳ و ۴) حرمت شکنی (نساء آیه ۱۵۶ و نور آیات ۱۱ تا ۱۹) عیب جویانه (حجرات آیه ۱۱ و همزه آیه ۱) به دور از انصاف و عدالت (انعام آیه ۱۵۲ ) و شایعه پراکنی (احزاب آیه ۶۰) است.

البته برخی از این محدودیت ها از آن روست که این گفتار از حالت گفتاری بیرون آمده و به عنوان عمل اجتماعی بروز و ظهور می کند و محدودیت های عمل اجتماعی که سخت تر و شدیدتر است نیز شامل این گونه بیان ها و گفتارها نیز می شود. به عنوان نمونه تهمت و اهانت و افترا و مانند آن از حوزه قولی بیرون و در حوزه عمل اجتماعی قرار می گیرد و احکام و قوانین عمل اجتماعی بر آن بار می شود و مجازات های تشدید شده ای را به شخص بار می کند. از این روست که تهمت و افترا هم امری ضد اخلاقی و هم عمل ضد هنجاری و غیر قانونی شمرده و گوینده به عنوان مرتکب عمل ضد اجتماعی مجازات و کیفر می بیند.

اگر برای آزادی بیان این همه محدودیت از نظر عقلی و عقلایی و شرعی وجود دارد، برای آزادی جنسی نیز محدودیت هایی است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود.

از جمله محدودیت هایی که برای آزادی جنسی بیان شده است، جدا سازی آزادی جنسی با بی بند و باری است که ریشه در رفتارهای جاهلانه و ضد اجتماعی دارد. از این روست که قرآن با بیان تفاوت میان آزادی جنسی و بی بند و باری های جنسی به مردمان هشدار می دهد که گام گذاشتند در این حوزه می تواند آثار مخرب دنیوی و اخروی و نیز فردی واجتماعی به همراه داشته باشد.(یوسف آیه ۳۲ و ۳۳)

به عنوان نمونه آزادی جنسی در حریم خانواده درست ومجاز می باشد و اگر کسی بخواهد از حریم خانواده تجاوز کند از نظر عقلا و خردمندان و نیز شریعت چنین شخصی از آزادی سوء استفاده کرده و به حریم دیگری تجاوز نموده است و حقوق دیگران را به تباه و زیر پا گذاشته است. چنین امری است که حضرت یوسف (ع) بارها به زلیخا گوشزد می کند تا زلیخا را به حفظ حریم خانواده و عدم تجاوز نسبت به حقوق همسری آگاه سازد.

هم چنین آزادی جنسی می بایست در حوزه حقوق طبیعی معنا و مفهوم یابد. اصولا بهره گیری های جنسی به طور طبیعی میان زن و مرد اتفاق می افتد و بیرون از این دایره نه تنها آسیب های جسمی به همراه دارد که از جمله می توان به ایدز اشاره کرد بلکه افسردگی و دیگر بیماری روحی و روانی نیز را به همراه دارد.

از آن جایی که خداوند هدف از آفرینش انسان ربوبیت طولی و خلافت الهی بر هستی از طریق دست یابی انسان به کمالات می شمارد و هر چیزی که مانع از کمال یابی و تحقق ظهور اسمایی در انسان شود ، امری زشت و گناه شمرده می شود، از این روست که خداوند ، بهره گیری جنسی را در بیرون از حریم زن و مرد را جرم و گناه شمرده است؛ زیرا شرایطی را فراهم می آورد که انسان نتواند به کمالات دست یافته و در مقام ربوبیت طولی قرارگیرد.

به سخن دیگر در احکام اسلامی همواره به این نکته توجه شده است که اموری که آدمی را به کمال و خلافت ربوبی می رساند به عنوان حلال و مستحب مطرح شود و هر چیزی که مانع این دست یابی می شود به عنوان حرام و مکروه قلمداد گردد. از این روست که گفته اند احکام اسلامی بر اساس مصالح و منافع و یا مضرات بیان شده است و هیچ چیزی بی علت و حکمت نیست.

بر این اساس است که هم جنس بازی به عنوان راهکاری نادرست برای ارضای شهوت جنسی مطرح می شود و آزادی جنسی را در این محدوده با محدودیت های جدی مواجه می سازد.(اعراف آیه ۸۱ و هود آیات ۷۸ و ۷۹ و نیز حجر آیات ۶۱ تا ۶۸ و نمل آیات ۵۴ و ۵۵ و عنکبوت آیات ۲۸ و ۲۹)

خداوند در آیات ۶۱ تا ۶۹ سوره حجر آزادی هم جنس بازی را نشانه بی تقوایی و در آیات ۷۸ و ۷۹ نشانه عدم رشد افراد جامعه برمی شمارد. در همین آیات توضیح می دهد که این گونه اعمال افزون بر تجاوز از حدود طبیعی انسانیت نوعی سرمستی و تحیر در اندیشه و رفتار درست آدمیت است.

در آزادی جنسی این مرز نیز بیان شده است که شخص اگر در انتخاب همسر آزاد است ولی باید توجه کند نمی بایست حقوق دیگران مورد تجاوز قرار گیرد. ازاین روست که وعده و قرار پنهانی به زنان حتی در زمان عده جایز نیست؛(بقره آیه ۲۳۴ و ۲۳۵) زیرا موجب می شود تا حقوق همسر از میان رود و بنیاد خانواده سست شود و زنی به احتمال ازدواج در صورت طلاق از همسر خویش جدا شده و فرزندان و خانواده خویش را رها کند.

ممنوعیت رابطه جنسی نامشروع (نساء آیه ۱۵ و ۱۹ و مائده آیه ۵ و انعام آیه ۱۵۱ و بسیاری از آیات دیگر) نیز برخاسته از همین تفکر حفظ خانواده و بنیادهای آن است.

هم چنین ممنوعیت اجبار کنیزان پاک دامن به فحشا(نور آیه ۳۳) و چشم چرانی و خیره شدن به زنان نامحرم (نور آیات ۳۰ و ۳۱) و دیگر اعمال تحریک آمیز جنسی ( نور آیه ۳۱ و احزاب آیه ۳۲) به سبب حفظ حریم خانواده و جلوگیری از فروپاشی آن باشد که در اصل با اصول فراهم آوری زمینه های رشد و بالندگی بشر مخالف است.

به هر حال آزادی جنسی قرآن تا جایی مجاز است که در مسیر کمالی و اصول عقلانی و عقلایی وشرعی باشد و هر گاه موجبات دوری بشر از کمال و کمالات شود می بایست از آن پرهیز کند.