آزادی، حق انسانی، شرایط و حدود آن

آزادگی

بسم الله الرحمن الرحیم
حقوق انسانی در اسلام ثابت شده است. آموزه های وحیانی قرآن، نه تنها بر تحقق حقوق انسانی در جامعه بشری تاکید داشته، بلکه بر احقاق آن و دفاع از آن ، قوانین و احکامی را وضع و تشریع کرده است. از جمله این حقوق انسانی که برخی آن را حقوق طبیعی نیز دانسته اند، حق آزادی در عمل است که برخاسته از فطرت الهی اراده و اختیار است. در ساختار نظام سیاسی و اجتماعی امت اسلامی، بر آزادی در اشکال گوناگون به عنوان حقوق شهروندی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا شرایط و حدود آزادی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
آزادی اجتماعی، حق انسانی
آزادى در لغت به معناى، حریّت، اختیار، قدرت در انجام عمل و ترک آن و نیز قدرت انتخاب، خلاف بندگى، خلاف بردگی، است.(لغت نامه ، دهخدا، ذیل واژه آزادی)
مساله آزادی در علوم مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته و دارای تعاریف گوناگون بر پایه اصطلاحات خاص هر علم و دانشی است. از همین روست که در اصطلاحات علوم، آزادی در مقوله‌هاى روان‌شناختى، عرفانى، فلسفى و مانند آن ها، دارای تعاریف خاص خود است.
اما وقتی در علوم اجتماعی و سیاسی از آزادی سخن به میان می آید، مراد از آزادی، مصون ماندن از اراده مستبدانه است.(فرهنگ علوم سیاسی، مینو افشاری راد، علی اکبر آقابخشی، ذیل واژه آزادی)
آزادی در حقوق اجتماعی- سیاسی انسان، در اموری از قبیل آزاداندیشى، انتخاب عقیده، اظهار نظر و حقّ انتخاب نظام اجتماعىِ دل‌خواه و مانند آن ها تجلّى مى‌یابد.
در آیات قرآنی، برای بیان این مفهوم از آزادی، از واژه‌ها و جملاتى از قبیل «جدال»، «خلوا سبیلهم»، «شورى»، «نجات»، «واجتنبوا الطاغوت»، و مانند آن ها استفاده شده است و واژه «حریت» و مشتقات آن از جمله «محررا» به معنای دیگر به کار رفته است.
خداوند می فرماید: إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ؛ چون زن عمران گفت: پروردگارا! آن چه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده [از مشاغل دنیا و تنها پرستشگر تو] باشد. پس از من بپذیر که تو خود شنواى دانایى.﴿آل عمران، آیه ۳۵﴾
در این آیه حریت و آزادی به معنای آزادی از امور و اشتغالات دنیوی و آزادی برای بندگی و پرستش آمده است. در حقیقت حریت از نظر این آیه، رهایی از اشتغالات غیر از بندگی خدا است. پس شخص آزاد  است تا بندگی و پرستش خدا کند و به کاری دیگر اشتغال نداشته باشد.
آزادی مشروط
از نظر اسلام، انسان دارای اراده و اختیاری است که زمینه تکوینی برای انتخاب آزاد از سوی آنان را فراهم می آورد. البته اسلام هرگز قایل به آزادی مطلق نیست؛ زیرا آزادی مطلق معنا و مفهومی جز قانون ستیزی، قانون گریزی، عدالت ستیزی ، اخلاق ستیزی، اباحه گری، هرج و مرج، فسق و فجور، و بی بند و باری ندارد. از این روست که آزادى مطلق و نامحدود، مورد سرزنش از سوی خداوند قرار گرفته (قیامت، ۴ تا ۶)  و خداوند تمایل انسان‌هاى کافر به آزادى مطلق و نامحدود در همین چارچوب تبیین می کند؛ زیرا آنان می خواهند خوشگذرانی کرده و هیچ کس و هیچ چیز را مانع بر سر راه خواسته ها و زیادی خواهی ها خود نداشته باشند.(همان)
از نظر قرآن، آزادی مطلق زمینه ساز این امور است و نباید آن را پذیرفت. به نظر می رسد که کسانی خواهان آزادی مطلق هستند که هیچ اعتقادی به قیامت ندارند و یا در باره آن تشکیک می کنند تا بتوانند فسق و فجور را به راحتی و آسانی و بی محدودیت داشته باشند.(قیامت، آیات ۵ و ۶) در حالی که اعتقاد به قیامت و بازخواست و مجازات در آن روز، خود مهم ترین بازدارنده و عامل محدویت ساز برای آزادی مطلق و اباحه گری است.(همان)
از آن جایی که پذیرش خدا و بندگی در برابر او و پذیرش قیامت مهم ترین مانع در سر راه عقیده اباحه گری و آزادی مطلق است، کافران به جنگ دین و آموزه قیامت می روند؛ زیرا آنان خواهان آزادی مطلقی هستند که این عقاید سد راه تحقق آن می شود.(هود، آیه ۸۷)
انسان ها باید در روابط اجتماعی حدودی را مراعات کنند که خود محدودیتی در برابر آزادی مطلق در روابط اجتماعی است. از جمله این محدودیت ها می توان به : الف: ممنوعیّت ایجاد رابطه دوستانه با تمسخرکنندگان اسلام از اهل‌کتاب(مائده، آیه ۵۷)؛ ب: ممنوعیت در پذیرش اهل کتاب و مسخره‌کنندگان ایشان به صورت حاکم و ولی و سرپرست خود(همان؛ ممتحنه، آیات ۱ و ۹ و ۱۳ )؛ ج: ممنوعیت مؤمنان در اعتماد به ظالمان(هود، آیه ۱۱۳)؛ د: ممنوعیّت رابطه دوستانه با کافران(آل عمران، آیه ۲۸؛ نساء، آیه ۱۴۴؛ ممتحنه، آیات ۱ و ۹)؛ ه: ممنوعیّت گزینش دوست همراز از غیر اهل ایمان(آل عمران، آیه ۱۱۸)؛ و: لزوم پرهیز اهل‌ایمان از قرار دادن اهل‌کتاب به صورت محرم اسرار خود(آل عمران، آیات ۱۱۸ و ۱۱۹)؛ ز: ممنوعیّت دوستى با منافقان گمراه و کفرپیشه(نساء، آیات ۸۸ و ۸۹)؛ ح: ممنوعیّت ورود به اماکن مسکونى بدون اجازه پیشین و اذن قبلی(نور، آیه ۲۷)؛ ط: پرهیز از آشوب اجتماعی(انفال، آیات ۲۵ و ۲۶)؛ ی: پرهیز از اختلاف و تفرقه(آل عمران، آیات ۱۰۳ و ۱۰۵؛ انفال، آیه ۴۶)؛ ک: ممنوعیّتِ بدعت‌گذارى در دین(نحل، آیه ۱۱۶)؛ ل: ممنوعیّتِ شکستن حریم مقدّسات دینى(مائده، آیه ۲)؛ م: ممنوعیّت همکارى بر گناه و تجاوز(همان)؛ ن: ممنوعیّت هر گونه انحراف از حق و تجاوز به حقوق دیگران در محیط مسجدالحرام(حج، آیه ۲۵)؛ س: ممنوعیت فسادگرى در جامعه(بقره، آیات ۱۱ تا ۲۷ و ۶۰ و ۲۰۵؛ مائده، آیات ۳۲ و ۶۴ و آیات بسیار دیگر)؛ ع: لزوم پرهیز از شکستن حریم پیامبرصلى الله علیه وآله(بقره، آیه ۱۰۴؛ احزاب، ۵۳ و ۶۹؛ حجرات، آیات ۱ و ۲)؛ ف: ممنوعیّت رفتارهاى غیر عادلانه با مخالفان، با انگیزه کینه و دشمنى با آن‌ها(مائده، آیات ۲ و ۸)؛ ض: انجام منکرات شیطانی(نور، آیه ۲۱)؛ ض: انحراف از حق و تجاوز به حقوق دیگران در محیط مسجدالحرام(حج، آیه ۲۵)؛ ق: ممنوعیت اشاعه فحشاء و منکرات(انعام، آیه ۱۵۱؛ نور، آیه ۱۹)؛ ر: پرهیز از انجام اعمال مورد سوءاستفاده دشمنان(بقره، آیه ۱۰۴)؛ ش: پرهیز از بی احترامی به ویژه به رهبران(حجرات، آیات ۱ و ۴)؛ ت: پرهیز از مخالفت با حکم خدا و رسول صلى الله علیه وآله(احزاب، آیه ۳۶)؛ ث: ممنوعیّت تجسّس در امور دیگران(حجرات، آیه ۱۲) و مانند آن ها اشاره کرد.
انواع و اقسام آزادی اجتماعی
آزادی اجتماعی – سیاسی دارای اقسام و انواعی است که در حقیقت تجلیات و مظاهر همان آزادی اجتماعی است. به سخن دیگر، آزادی اجتماعی – سیاسی در اموری خود را نشان می دهد که شامل آزادی اندیشه، آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی حق انتخاب سرنوشت، آزادی انتخاب مسکن، وطن، تابعیت و مانند آن ها می شود.
آزادی اندیشه و آزاداندیشی
در آموزه های وحیانی قرآن بر تعقل و خردورزی بسیار تاکید شده است؛ زیرا انسان با تعقل است که تفکر می کند و در مسایل و امور می اندیشد. فکر و اندیشه، برآیند تعقل و خردورزی در ساختار تفکر و اندیشیدن سامان یافته در چارچوب خاص است. از نظر قرآن کسی که تعقل نمی کند و تفکر ندارد، گرفتار تقلید یا سفاهت است. از همین رو، به کسانی که گرفتار تقلید کورکورانه و فاقد تعقل و تفکر هستند، دشنام می دهد و اف می فرستد؛ زیرا چنین تقلید انسان را از راه راست و رشد دور می کند و گرفتار شقاوت و بدبختی ابدی می سازد.(بقره، آیه ۱۷۰؛ انبیاء، آیه ۶۷؛ لقمان، آیات ۲۰ و ۲۱)
خدا در همین آیات ضمن ارزشمند شمردن تعقل و آزاداندیشی به دور از تقلید کورکورانه و تحقیق و تدقیق، بر لزوم آزاداندیشى و پرهیز از تقلید کورکورانه تاکید می کند و در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره زمر، اندیشیدن در گفتارها و انتخاب نیکوترین آن‌ها را ویژه بندگان خردمند و هدایت‌یافته خود دانسته  است.
به سخن دیگر، انسان نه تنها باید خوب بشنود و از دانش ها و تجربیات دیگران آگاه شود، بلکه پس از خوب شنیدن باید خوب در آن اندیشه ها و مطالب، تعقل کند و بیاندیشد تا بتواند راست و درست را بیابد و بشناسد و در میان راست، برترین و نیکوترین را به اراده و اختیار خویش انتخاب کند.
البته از نظر قرآن، از مسئولیت های نظام سیاسی ولایی آن است که مردم را از قید و بند افکار و عقاید خرافی و بی پایه رها کند و آزاد نماید؛ زیرا عقاید خرافی و باطل، خود مهم ترین قید و بند در سر راه آزاد اندیشی است؛ چرا که مراد از آزادی هرگز به معنای بی بندی و باری نیست، بلکه مراد حرکت درست و راست در راستای عقلانیت است؛ بنابراین، کسانی که دچار عقاید و افکار باطل همانند تقلید کورکورانه از پدران و خویشان هستند، فاقد آزادی حقیقی هستند.
پس رهایی مردم از عقاید و افکار خرافی و فاقد عقلانیت، از مهم ترین وظایف و مسئولیت های نظام سیاسی ولایی است؛ چرا که اسلام هرگز پایه های حکومت خویش را بر باطل قرار نمی دهد و تلاش می کند تا جامعه بر مدار عقلانیت سامان یابد. از همین روست که امور تعبدی در اسلام نیز بر مدار و محور عقلانیت فطری و سالم است(روم، آیه ۳۰) و خداوند بر تعبد عقلانی و عقلانیت تعبدی تاکید دارد. بر همین اساس، حجت ظاهری و حجت باطنی در هماهنگی کامل با هم بوده و عقل و نقل به عنوان دو کاشف از حقایق و فلسفه هستی و احکام آن فعالیت می کند. امام صادق(ع) در تفسیر عقل واقعی که همان عقل عملی است می فرماید: ما العقل ؟ قال : ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان؛ عقل چیست؟ امام فرمود: هر آن چه خدای رحمان بدان بندگی و پرستش می شود و بهشت بدان به دست می آید.(اصول کافی، ج ۱، ص ۱۱)
خداوند درباره این وظیفه و مسئولیت نظام اسلامی می فرماید: الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ… وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ؛ کسانی که از فرستاده و پیامبر امی پیروی می کنند… تا از آنان بندها و زنجیرهایی را بردارد که بر ایشان است.(اعراف، آیه ۱۵۷) از جمله این بندها و قیود می بایست به افکار و عقاید باطل و خرافی اشاره کرد که انسان را از مسیر درست و راست دور می کند و آسیب جدی به فرد و جامعه وارد می سازد.
آزادی اجتماعی – سیاسی
از دیگر حقوقی که قرآن به عنوان حقوق طبیعی انسان در ساختار حق آزادی بیان کرده، حق آزادی اجتماعی – سیاسی است. بر اساس این حق هر کسی می تواند به اراده و اختیار آزاد خویش، در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت داشته باشد و کسی نمی تواند این حق را از ایشان سلب کند.
از نظر قرآن، هر نظام سیاسی باید حقوق شهروندی را در این باره رعایت کند. ساختار نظام سیاسی ولایی نیز بر تامین همه حقوق طبیعی انسان سامان یافته است. از همین روست که در قرآن به عنوان یک قانون و سنت و سیره اجتماعی، از مشارکت فعال شهروندان در امور سیاسی و اجتماعی تاکید شده و خداوند به پیامبرش به عنوان رهبر نظام سیاسی می فرماید: وشاورهم فى الأمر؛ با آنان در امر اجتماعی و سیاسی مشاورت کن!(آل عمران، آیه ۱۵۹)
بنابراین از نظر قرآن، نظام سیاسی ولایی به گونه ای است که مشورت با امت به عنوان بستری برای مشارکت فعال سیاسی و اجتماعی مردم، یک تکلیف و وظیفه بر عهده نظام سیاسی و رهبران آن است. پس در نظام سیاسی، مشورت با مردم و شرکت دادن آنان در تصمیم‌گیرى اجتماعى، از وظایف رهبران اسلامى و آنان نمی توانند از آن سرباز زنند یا بستر و زمینه را برای مشارکت فعال مردم فراهم نیاورند.
از نظر قرآن، این مشارکت فعال سیاسی – اجتماعی، تنها در قالب امام و امت سامان نمی یابد، بلکه باید نظام سیاسی ولایی به گونه بسترسازی کند که مشارکت در قالب مردم و مردم نیز سامان یابد و مردم بیاموزند که با یک دیگر در صحنه های گوناگون اجتماعی و سیاسی با یک دیگر همکاری داشته باشند. خداوند در قالب جمله خبری که قوی تر از جمله امری در عرصه انشاء است، فرمان می دهد تا زمینه برای مشارکت فعال سیاسی امت در همه ابعاد به ویژه مشارکت در میان خودشان فراهم آید: وأمرهم شورى بینهم؛ امور ایشان در میان خودشان بر اساس شوری است.(شوری، آیه ۳۸)
جامعه ای که افراد آن با یک دیگر در امور اجتماعی و سیاسی مشارکت فعال در قالب مشورت و مانند آن دارند، به سادگی می توانند این مشارکت را به سطوح عالی تر تعمیم دهند.
با توجه به این آیات می توان دریافت که از وظایف و تکالیف نظام سیاسی ولایی، برنامه ریزی در قالب جامعه پذیری برای گسترش فرهنگ مشارکت سیاسی- اجتماعی فعال در میان امت است. آموزش و پرورش امت به گونه ای انجام گیرد که مردم عادت به مشارکت فعال داشته باشد و بخواهند در امور اجتماعی به ویژه امور بسیار مهم که سرنوشت جامعه بدان مرتبط است، حضور جدی داشته باشند. این حضور در صحنه تنها برای تایید و تشویق نیست، بلکه گاه برای حذف و اضافه است. به این معنا که مشارکت مردم تنها برای تایید سیاست ها و برنامه های نظام سیاسی نیست، بلکه می تواند به گونه ای باشد که تغییرات مثبت و سازنده ای را در تصمیم سازی و تصمیم گیری موجب شود؛ زیرا مشارکت فعال و مشورت در امور بدون تاثیرگذاری و تنها در راستای تایید هرگز نمی تواند یک امر مهمی باشد که خداوند بدان فرمان بدهد؛ بلکه مراد حضور و مشارکت تاثیرگذار و سازنده است که گاه با حذف و اضافه نیز همراه خواهد شد.
به هر حال، از نظر قرآن، ساختار نظام سیاسی اسلام، نظامى مردمى و به دور از استبداد است؛ و این مشارکت فعال امت در نظام سیاسی و اجتماعی در دو عرصه خود نمایی می کند: ۱. عرصه عمودی؛ ۲. عرصه افقی. به سخن دیگر، مشارکت فعال مردم گاه در ارتباط با یک دیگر و گاه در ارتباط با نظام سیاسی بالادستی و مافوق است.
انواع آزادی های اجتماعی
آزادی های اجتماعی – سیاسی شامل مجموعه از حقوق می شود که می بایست به آن ها توجه کرد. از جمله این حقوق که در ساختار آزادی های سیاسی و اجتماعی سامان می یابد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. آزادی سیاسی: مهم ترین حق از حقوق اجتماعی را می بایست در آزادی سیاسی جست و جو کرد. از آن  جایی که قدرت و اعمال زور مشروع و خشونت قانونی در اختیار نظام سیاسی است، احتمال سوء استفاده و تضییع حقوق اجتماعی به ویژه سیاسی از سوی نظام سیاسی دور از انتظار نیست؛ از این روست که آموزه های اسلامی بر آزادی سیاسی به عنوان یک حق تاکید دارد. از نظر اسلام، تلاش براى کسب آزادى سیاسى از سوی مردم ، دارای اهمیت و ارزش است.(بقره، آیه ۲۴۶) و مردم برای دست یابی به این حق، باید تلاش کرده و صبوری و استقامت به خرج دهند.(اعراف، آیه ۱۲۸) البته از وعده های الهی تحقق همه انواع آزادی های مناسب رشدی به عنوان فلسفه تاریخ در همین دنیا در حکومت صالحان  است. خداوند در آیاتی از جمله ۵ و ۶ سوره قصص و ۵۵ سوره نور از تعلّق اراده الهى براى تحقق حاکمیت مستضعفان و آزادى آنان از ستم مستکبران سخن به میان آورده است. بنابراین، مردم باید امیدوار باشند روزی در همه جهان، آزادی از جمله آزادی سیاسی تحقق خواهد یافت. البته این بدان معناست که انسان ها باید برای تحقق آن بجنگند و به عنوان آزادی خواهان برای آن تلاش کنند. تعلّق اراده الهى براى تحقق حاکمیت سیاسى با حرکت ها و قیام های مردمی شدنی است.(حدید، آیه ۲۵) از نظر قرآن از حقوق مومنان وامت اسلام در ساختار نظام سیاسی ولایی، برخوردارى مؤمنان از حق مشارکت و دخالت در سرنوشت جامعه است.(آل عمران، آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ و ۱۵۹؛ توبه، آیه ۷۱؛ هود، آیه ۱۱۶؛ حج، آیه ۴۱، شوری، آیه ۳۸؛ فتح، آیه ۱۸) در تعیین حق سرنوشت و امور سیاسی مردم تفاوتی میان زن و مرد نیست.(توبه، آیه ۷۱؛ ممتحنه، آیه ۱۲)
۲. آزادی از زندان: شهروندان امت اسلام ازاین حق برخوردارند که آزادانه سخن بگویند و از حقوق خویش دفاع کنند. هم چنین نباید کسانی ایشان را به اتهام واهی به زندان افکند و حقوق ایشان را از این جهت سلب کند. بر نظام سیاسی ولایی است تا شهروندانی که به اتهام واهی در زندان قرار گرفته آزاد و جبران خسارت کند. (یوسف، آیه ۱۰۰ و آیات دیگر)
۳. آزادی از ظلم: هر انسانی باید از عدالت بهره مند باشد و کسی حق ندارد هیچ یک از اشکال ظلم و بی عدالتی را در حق وی به کار گیرد. اگر در جامعه ای ظلم و ستم است و حقوق شهروندی این گونه تضییع می شود، بر نظام سیاسی ولایی است تا زمینه رهایی از ظلم و ستم را برای امت فراهم آورد و ظالم را مجازات کند. به سخن دیگر، همان طوری که بر عهده مردم است تا با قیام خویش خود را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران برهانند(بقره، آیه ۲۴۶) و دست کم اگر ناتوان و مستضعف در تحقق این خواسته و حق طبیعی خویش هستند، باید دعا بکنند و از خدا خواهان، رهایی از ظلم شوند(مومنون، آیه ۲۸؛ هود، آیه ۹۴؛ تحریم، آیه ۱۱)، هم چنین بر دولت مردان و رهبران نظام سیاسی ولایی است که برای اقامه عدالت و رهایی از ستم ستمگران اقدام کرده و حتی به جهاد برخیزند و امت را برای رهایی از ظلم به حرکت در آورند. در این راه هر جا صدای مظلوم و مستضعفی رسید که از دست ظالم و مستکبری کمک خواهی می کند باید حرکت جهادی انجام گیرد. خداوند می فرماید:  وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا ؛ و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى ‏جنگید؛ همانان که مى‏ گویند: پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستم‏پیشه‏ اند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما!﴿نساء، آیه ۷۵﴾ در این آیه به صراحت بر لزوم مبارزه براى آزاد ساختن مستضعفان و مظلومان از ستم مستکبران و ظالمان سخن به میان آمده و آن را وظیفه و تکلیف نظام سیاسی ولایی و امت اسلام دانسته است.
۴. آزادی اقتصادی: از دیگر اقسام آزادی اجتماعی، آزادی اقتصادی است. این که انسان با هر کسی بتواند آزادانه معامله داشته باشد و تجارت کند. البته از نظر جنس و نوع معاملات اقتصادی و حتی طرف معامله شروطی است که مراعات آن در نظام سیاسی – اجتماعی اسلام لازم و ضروری است؛ به عنوان نمونه معامله شراب مست آور و معامله ابزار نظامی با دشمن در راستای تقویت بنیه نظامی آن جایز نیست، بلکه حرام و گناه است. بنابراین، آزادی اقتصادی به معنای آزادى مطلق در مناسبات اقتصادى و هرگونه تصرّف در اموال خود نیست؛ زیرا حتی شخص در مواردی از معامله و تصرف در اموال خودش باز داشته می شود ؛ چنان که سفیه و مجنون مجاز به تصرف در اموال خودشان نیستند و یا شخص نمی تواند اموالش را بسوزاند. به سخن دیگر، آزادی اقتصادی، هرگز مطلق نیست، بلکه منوط به تحقق شرایط و پرهیز از اموری است. از جمله محدودیت هایی که در اسلام در حوزه آزادی اقتصادی مشخص شده می توان به ممنوعیت کسب حرام(بقره، آیه ۱۸۸؛ نساء، آیات ۲ و ۲۹)، ممنوعیت اسراف(اعراف، آیه ۳۱)، ممنوعیت تبذیر و ریخت و پاش(اسراء، آیات ۲۶ و ۲۷)، ممنوعیت ربا(بقره، آیات ۲۷۵ تا ۲۷۹)، ممنوعیت رشوه(بقره، آیه ۱۸۸) و مانند آن ها اشاره کرد.
۵. آزادی عقیده و دین: از نظر قرآن، از جمله حقوق اجتماعی هر انسانی، آزادی در انتخاب دین و عقیده است.(آل عمران، آیه ۲۰؛ مائده، آیات ۹۲ و ۹۹؛ انعام، آیات ۴۸ و ۱۰۴ و ۱۰۷ و آیات دیگر) بر همین اساس هرگز پیامبران جز ابلاغ رسالت و دعوت به عقیده اسلام، مردم را به اجبار و اکراه وادار به پذیرش نکردند(هود، آیات ۲۵ و ۲۸ و ۵۷) ؛ چرا که راه رشد از راه گمراهی و ضلالت روشن شده است.(بقره، آیه ۲۵۶) البته باید توجه داشت که انسان از نظر تکوینی دارای اراده و اختیار و آزادی انتخاب است، ولی از نظر تشریعی باید توجه داشته باشد که مکلف به انتخاب راه رشد و حق و ایمان به اسلام است و اگر کفر و شرک و گمراهی را انتخاب کند، خود را برای مجازات و مکافات آمده کند. از این روست که خداوند به کسانی که انتخاب نادرست داشته و به جای اسلام و شرایع آن، راهی دیگر انتخاب کرده تهدید به عذاب دنیوی و اخروی می کند: إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْکَافِرِینَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِیرًا؛ خداوند کافرین را لعن کرده و برایشان آتش سخت دوزخ را فراهم کرده است.(احزاب، آیه ۶۴) و نیز می فرماید: وَمَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ سَعِیرًا ؛ و هر کس به خدا و پیامبر او ایمان نیاورده است [بداند که] ما براى کافران آتشى سوزان آماده کرده‏ ایم.(فتح، آیه ۱۳) هم چنین از نظر قرآن شخص از حقوق آزادی عقیده برخوردار است، ولی پس از انتخاب حق و اسلام، دیگر نمی تواند آن را کنار بگذارد و راه باطل و گمراهی را انتخاب کند و مرتد شود و گرنه باید خود را برای احباط همه اعمال نیک و عذاب سخت الهی آماده کند.(توبه، آیه ۷۴ و آیات دیگر) از نظر قرآن، اهل‌کتاب، داراى آزادى بیان و اظهار عقاید خویش در جامعه اسلامى بوده(بقره، آیات ۱۱۱ و ۱۳۵ و ۱۳۹؛ آل عمران، آیه ۶۴) و می توانند با رهبران سیاسی و اسلامی در مسایل عقیدتی و امور دیگر گفت و گو داشته باشند(آل عمران، آیات ۲۰ و ۶۱؛ نحل، آیه ۱۲۵؛ عنکبوت، آیه ۴۶)؛ اما هرگز این آزادی عقیده و بیان و اظهار، به معنای تبلیغ عقاید خود در جامعه اسلامی نیست، بلکه در محدوده جغرافیای عقیدتی خودشان می توانند به بیان و اظهار عقیده بپردازند؛ بنابراین، حق آزادی عقیده و اظهار و بیان آن، مانند دیگر حقوق دیگر، مطلق نیست، بلکه دارای حدود و شروطی است. از همین روست که آزادی بیان و اظهار عقیده برای اهل کتاب و بهره مندی از این حق در همان محدوده شرایط آزادی، مشروط به پذیرش حاکمیت نظام سیاسی اسلام و پرداخت جزیه است؛ وگرنه نه تنها از این حق بهره مند نخواهد بود، بلکه باید ذلت و خواری اخراج از وطن و محدودیت های دیگر را بپذیرند: ضربت علیهم الذلّه أین ما ثقفوا الاّ بحبل من الله و حبل من الناس ؛ هر کجا یافته شوند به خوارى دچار شده‏ اند مگر آنکه به پناه امان خدا و زینهار مردم روند.(آل عمران، آیه ۱۱۲) برداشت فوق مبتنى است که «ضربت علیهم الذلّه» انشا، و مقصود از «بحبل من الناس» انعقاد قرارداد ذمّه باشد; بنابراین، معنا چنین مى‌شود: مسلمانان موظّفند یهود را در حالت ذلّت نگه‌دارند تا این‌که به قرارداد ذمّه با مسلمانان تن دهند.
۶. آزادی انتخاب مسکن: خداوند در آیه ۵۶ سوره عنکبوت با اشاره به وسعت و گستردگی زمین، از آزادی انتخاب مسکن سخن می گوید و با توجه دادن به ظرفیت بسیار و گستردگى زمین به آزادى بندگان در انتخاب مسکن در هر نقطه‌اى از آن تاکید می کند. از آن جایی که انتخاب آزاد مسکن و سکونت گاه از حقوق طبیعی انسان است، ایجاد بستر برای تحقق آن از اهداف و وظایف نظام سیاسی ولایی است. هم چنین سلب آزادى انسان‌ها در انتخاب مسکن و استفاده از آن حرام و گناه خواهد بود.(بقره، آیات ۸۴ و ۸۵ و ۲۱۷) از همین روست که در آیه ۲۱۷ سوره بقره، اخراج افراد از مساکن و میهن ایشان را جزو فتنه و ایجاد ناامنی دانسته و آن را گناهی بزرگ بر شمرده است. هم چنین بر نظام سیاسی ولایی و امت است تا از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده و به احقاق این حق بپردازند. از همین رو، مبارزه با سلب‌کنندگان آزادى انسان در انتخاب مسکن به عنوان امرى پسندیده دانسته شده است.(بقره، آیه ۲۴۶؛ آل عمران، آیه ۱۹۵؛ حج، آیات ۳۹ و ۴۰) از نظر قرآن کسانی که به تضییع حقوق طبیعی انسان از جمله حق انتخاب آزاد مسکن  می پردازند، کافرانی هستند که با این رفتارهای ناپسند و ضد انسانی از مسیر راست هدایت خارج شده اند.(انفال، آیه ۳۰؛ ابراهیم، آیه ۱۳؛ محمد، آیه ۱۳؛ ممتحنه، آیات ۱ و ۹) البته این حق همانند حقوق دیگر، هرگز مطلق نیست و اسلام هرگز آزادی مطلق و بی قید و شرط را نمی  پذیرد و مهر تایید بر آن نمی زند، بلکه این حق نیز دارای شروط و قیودی است که مراعات آن موجب بقای حق انتخاب مسکن است. خداوند در آیه ۵۶ سوره عنکبوت، آزادى انتخاب مسکن، مشروط به حفظ ارزش‌هاى اسلامی است؛ زیرا جمله «فایاى فاعبدون» پس از جمله «ان ارضى واسعه» مفید برداشت فوق است. (المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه)
۷. آزادی بیان: آزادی بیان از دیگر حقوق اجتماعی انسان است که سلب آن ممنوع و حرام است. بر اساس آیات قرآنی، این آزادی در سطوح مختلف ثابت است. از این رو، مؤمنان در اظهار نظر، در مقام مشورت با رهبران سیاسی و اجتماعی آزاد هستند.(آل عمران، آیه ۱۵۹؛ شوری، آیه ۳۸) این آزادی بیان در حوزه قضایی نیز ثابت است و شخص مظلوم برای دادخواهی می تواند مصادیق ظلم را بیان کند و آشکار سازد تا امکان بررسی و دادخواهی فراهم آید.(نساء، آیه ۱۴۸) از نظر قرآن، دو گروه مخالفان (نحل، آیه ۱۲۵) و اهل کتاب(آل عمران، آیات ۲۰ و ۶۱ و ۶۴ تا ۶۶؛ عنکبوت، آیه ۴۶) نیز دارای حق آزادی بیان در چارچوب و مرزهای مشخصی هستند. این آزادی بیان در حوزه های بیان عقاید دینی نیز جریان می یابد و شخص آزاد است تا برای مناظره های علمی در حوزه های عقیدتی ، به بیان آزاد عقاید و افکار خویش بپردازد و کرسی های آزاد اندیشی دینی فراهم آید.(بقره، آیه ۱۱۱؛ آل عمران، آیات ۲۰ و ۶۱ و ۶۴؛ عنکبوت، آیه ۴۶؛ نحل، آیه ۱۲۵) پس باید گفت از وظایف نظام سیاسی ولایی، تامین فرصت هایی برای مناظرات علمی و کرسی های آزاد اندیشی دینی است. البته این به معنای آزادی مطلق نیست، بلکه شروطی برای آن از سوی شارع مقدس اسلام بیان شده است. از مهم ترین شروطی که در اسلام برای آزادی بیان مطرح شده می توان به : الف: پرهیز از سخنان بى‌اساس و دروغ(حج، آیه ۳۰) ؛ ب: پرهیز از کاربرد کلمات مورد سوءاستفاده دشمنان(بقره، آیه ۱۰۴)؛ ج: پخش نکردن اخبار امنیّتى(نساء، آیه ۸۳)؛ د: پرهیز از سخنان بیهوده و گمراه کننده(مومنون، آیه ۳؛ لقمان، آیه ۶)؛ ه: پرهیز از اظهار نظرهاى غیر عالمانه و افتراآمیز درباره احکام اسلامی(نحل، آیه ۱۱۶)؛ و: پرهیز از اتهام زنی و تهمت بى‌دینى به مدّعى اسلام(نساء، آیه ۹۴)؛ ز: پرهیز از پخش مطالب مشکوک(اسراء، آیه ۳۶؛ نور، آیه ۱۵)؛ ح: پرهیز از هتک حرمت و عرض و آبروی مردم و رعایت نقل مطالب در چارچوب حفظ حیثیّت و آبروى مؤمنان(نور،آیات ۱۱ تا ۱۹؛ حجرات، آیات ۱۱ و ۱۲)؛ ط: پرهیز از بدزبانى و افشاى عیوب دیگران(نساء، آیه ۱۴۸)؛ ی: پرهیز از ناپسند گویی و مراعات قول و سخن نیک(بقره، آیه ۸۳)؛ ک: پرهیز از اهانت به مقدّسات اقوام و ملّت‌ها(انعام، آیه ۱۰۸)؛ ل: پرهیز از اظهار نظر عیب جویانه درباره مؤمنان(حجرات، آیه ۱۱؛ همزه، آیه ۱)؛ م: پرهیز از نسبت دادن القاب زشت به یک‌دیگر(حجرات، آیه ۱۱)؛ ن: عدم تحریف و عدم کتمان حقایق دینى(بقره، آیات ۴۱ و ۴۲)؛ س: پرهیز از گفتار باطل(نساء، آیه ۱۷۱)؛ ع: پرهیز از بی ادبی و نزاکت مجلس و شخصیت اشخاص(حجرات، آیات ۲ تا ۴)؛ ف: پرهیز از هتک حرمت ها و حریم (نساء، آیه ۱۵۶؛ نور، آیات ۴ و ۱۱ و ۱۵ و ۲۶)؛ ض: پرهیز از ظلم کلامی و مراعات عدالت و انصاف در گفتار(انعام، آیه ۱۵۲)؛ ق: پرهیز از شایعه‌پراکنى در جامعه و اخبار لرزه افکن و آسیب زا نسبت به امنیت روانی جامعه(احزاب، آیه ۶۰)
۸. آزادی تحقیق: از جمله آزادی های طبیعی انسان که در قرآن تایید و امضا شده، آزادی تحقیق است. خداوند در آیه ۶ سوره توبه از آزادی تحقیق سخن گفته است. بر اساس این آیه مشرکان و کافران از حقّ آزادى در بحث و تحقیق در اصول و معارف دین اسلام برخوردار بوده و نظام سیاسی ولایی باید زمینه حضور امن ایشان را در بلاد اسلامی برای تحقیق از اسلام فراهم آورد. در این آیه از گردشگری علمی به قصد تحقیق در اصول عقاید و کشف حقیقت سخن به میان آمده و آزادی گردشگری در بلاد اسلام برای کسب حقیقت و تحقیق مجاز دانسته شده است. البته از آیه به دست می آید که نظام ولایی می بایست گردشگران و محققان مشرک و کافر را تحت مهار و مدیریت قرار داده و مراقب و مواظب آنان باشد، تا این گونه هم زمینه مناسب برای تحقیق فراهم آید و هم اختلالی در نظم و امنیت جامعه اسلامی از سوی مشرکان گردشگر ایجاد نشود. هم چنین کافران می توانند درخواست رسمی خود را برای حضور در بلاد اسلامی جهت تحقیق در افکار و عقاید و سنت های اسلامی به دولت و نظام اسلامی تحویل داده و درخواست «استجاره» کنند. بر نظام ولایی نیز واجب است تا این شرایط و بستر را با حفظ امنیت ملی جامعه اسلامی فراهم آورد. از نظر قرآن همگان از کافر و مشرک داراى حق آزادى در بحث و تحقیق در اصول و معارف دین در جامعه اسلامی هستند(توبه، آیه ۶)  البته  پذیرش اسلام از سوى آنان، سبب برخوردارى آنان از همه انواع و اقسام آزادى در جامعه اسلامى می شود.(توبه، آیه ۵)
۹. آزادی جنسی: از دیگر حقوق اجتماعی انسان باید به آزادی جنسی اشاره کرد.به این معنا که انسان آزاد است تا جنس مخالف خود را برای ارتباط مشروع و ازدواج انتخاب کند. از نظر قرآن هر انسانی رشید، گرایش طبیعی به جنس مخالف داشته و در چارچوب خاصی پیوند زناشویی می بندد. گرایش به جنس مخالف امری طبیعی و شهوتی مجاز است؛ اما گرایش به جنس موافق و هم جنس گرایی، از مصادیق اسراف و زیاده روی در بهره گیری از نعمت شهوت جنسی (اعراف، آیه ۸۱) و نیز رفتاری سفیهانه و برخاسته از جاهلیت غیر عقلانی است.(یوسف، آیات ۳۲ و ۳۳) پس آزادی جنسی به معنای آزادی مطلق و بی بند و بار نیست. اصولا گرایش به هم جنس آسیب های جدی به فرد و جامعه از نظر روانی وارد می سازد و هم چنین موجب نابودی بشر و انقطاع نسل می شود.(هود، آیات ۷۸ و ۷۹؛ حجر، آیات ۶۱ تا ۶۸؛ شعراء، آیات ۱۶۱ و ۱۶۵؛ نمل، آیات ۵۴ و ۵۵؛ عنکبوت، آیات ۲۸ و ۲۹) از نظر قرآن هم جنس گرایی، نشانه ای از بی تقوایی و عدم رشد افراد جامعه (حجر، آیات ۶۱ تا ۶۹؛ هود، آیات ۷۸ و ۷۹)، نشانه وجود انحراف و تجاوز از حدود طبیعی و شرعی(اعراف، آیات ۸۰ و ۸۱؛ شعراء، آیات ۱۶۱ تا ۱۶۶)، نشانه سرمستى و تحیّر از دست دادن اندیشه درست آنان(حجر، آیات ۶۱ تا ۷۲) و جهل و ناآگاهی آنان(نمل، آیات ۵۴ و ۵۵) است. از همین روست که مبارزه با هم جنس گرایی در دستور کار اسلام و نظام سیاسی ولایی قرارگرفته است و پیامبران(ع) در طول تاریخ با آن مقابله و مبارزه کرده اند.(اعراف، آیه ۸۱؛ هود، آیات ۷۸ و ۷۹ و آیات دیگر) به هر حال، از نظر قرآن آزادی جنسی دارای حدود و شروطی است که از جمله آن ها می توان به ممنوعیّت رابطه جنسى نامشروع(نساء، آیات ۱۵ و ۱۹؛ مائده، آیه ۵؛ انعام، آیه ۱۵۱ و آیات بسیار دیگر)، ممنوعیت وعده و قرار پنهانى براى ازدواج با زنان در حال عدّه طلاق، چه رسد به زنان شوهردار(بقره، آیات ۲۳۴ و ۲۳۵)، ممنوعیّتِ اجبار کنیزان پاک‌دامن به فحشا و گردشگری جنسی و خودفروشی(نور، آیه ۳۳)، ممنوعیت نازک صدایی از سوی زنان(احزاب، آیه ۳۳)،  حرمت چشم چرانى و خیره شدن به نامحرم(نور، آیات ۳۰ و ۳۱)، ممنوع بودن اعمال تحریک‌آمیز جنسى(نور، آیه ۳۱؛ احزاب، آیه ۳۲)
۱۰. آزادی زنان: از نظر اسلام، مرد و زن تنها تفاوتی که دارند در کالبد آنان است و از نظر روحی به سبب آن که روح و نفس از مجردات است، تفاوت معنا ندارد.(نساء، آیه ۱) بنابراین، مردان و زنان از نظر آزادی مساوی و برابر هستند. البته به سبب ساختار کالبد خاص زنان، لازم است تا ایشان در حوزه حجاب فراتر از مردان پوششی را در برداشته باشند. این محدودیت ها در حقیقت در راستای حفظ امنیت عرضی و ناموسی و جلوگیری از تعرض دیگران به ایشان است.(احزاب، آیه ۳۲) از جمله محدودیت هایی که برای آزادی زنان بیان شده شامل اموری چون لزوم حفظ پوشش در روابط اجتماعى(نور، آیه ۳۱؛ احزاب، آیات ۳۲ و ۵۹) و هماهنگى با شوهر و رعایت حقوق وى(نساء، آیه ۳۴) و مراعات و حفظ لحن در گفتار و بیان با نامحرمان و پرهیز از گفتار هوس انگیز(احزاب، آیه ۳۲) می شود. از نظر اسلام زنان به عنوان بخشی از امت  اسلام، برخوردار از حق مشارکت و دخالت در امور جامعه و سیاسی همانند مردان هستند و تفاوتی میان آنان نیست.(توبه، آیه ۷۱؛ ممتحنه، آیه ۱۲)
آزادی خواهی
از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آزادى از ستم، نعمتى بزرگ از سوى خدا است که به شخص و جامعه ارزانی می شود.(بقره، آیه ۴۹؛ اعراف، آیه ۱۴۱؛ ابراهیم، آیه ۶) از همین رو، آزاد شدن از ستم ظالمان، امرى ارزشمند و در‌خور ستایش است.(مومنون، آیه ۲۸) خداوند از مومنان و مردمان خواسته تا خود را از بند ظلم و ستم و استبداد برهانند و آزادی را برای خود کسب کنند. تلاش برای کسب آزادی برای خود و دیگران ، امری ارزشی و در خور ستایش و پاداش از سوی خدا است(نساء، آیات ۷۵ و ۹۹ و ۱۰۰)
از نظر قرآن، آزاد شدن از سلطه ستمگران، امرى ارزشمند و از خواستهاى بندگان خاص خدا است.(شعراء، آیات ۱۱۶ و ۱۱۸؛ قصص، آیات ۲۱ و ۲۵؛ تحریم، آیه ۱۱) و انسان دوست دارد که حتی از بردگی و اسارت که محدویتی برای جسم و آزادی آن فراهم می آورد رهایی یابد.(نحل، آیه ۷۵)
امت اسلام و نظام سیاسی ولایی در اسلام آزادی خواه است و گرایش دارد تا نه تنها خود از همه آزادی های مشروع و طبیعی بهره مند باشد، بلکه امت ها و جوامع دیگر نیز از آن سود برند. پیامبران الهی در طول تاریخ برای احقاق حقوق طبیعی انسان و از جمله آزادی ها تلاش بسیار کرده و از آزادی خواهان به نام و بلند آوازه تاریخ به شمار می آیند. خداوند در آیات ۱۵ تا ۲۲ سوره شعراء از آزادی خواهی حضرت موسی(ع) و هارون (ع) سخن به میان آورده است.
البته در طول تاریخ مردم از سوی مستکبران و ظالمان در چنان استضعاف و ظلمی به سر می برند که از بسیاری از حقوق اجتماعی خود از جمله آزادی بی بهره بودند. به عنوان نمونه خداوند در آیات ۴ تا ۶ سوره بروج از فقدان آزادى دینى براى مؤمنان، در میان اصحاب اخدود سخن گفته است. هم چنین در آیات ۹ و ۱۳ سوره ابراهیم از فقدان آزادى دینى میان اقوام کافر پس از نوح‌(علیه السلام)‌ و نیز در آیات ۹ تا ۲۰ سوره کهف از  محرومیّت اصحاب کهف از آزادى دینى در جامعه ‌خود سخن به میان آمده است. حکومت فرعون نیز آزادی را از مردم سلب کرده بود(بقره، آیات ۴۹ و ۵۰؛ اعراف، آیات ۱۰۳ و ۱۰۵ و ۱۲۷ و ۱۴۳ و بسیار آیات دیگر) از همین رو، پیامبران و مومنان در طول تاریخ منادی آزادی خواهی بوده و برای آزادی مجاهدت و تلاش کردند. حضرت موسی (ع) خواستار آزادی مستضعفان و مظلومان می شود و در این راه تلاش می کند.(اعراف، آیات ۱۰۳ و ۱۰۵) ایشان خواهان آزادی از جمله آزادی عقیده می شود؛ در حالی که حکومت استبدادی و استکباری فرعون هیچ گونه آزادی را بر نمی تابید.(شعراء، آیات ۲۲ و ۲۹؛ اعراف، آیات ۱۲۰ تا ۱۲۵؛ و آیات دیگر)
پیامبرانی هم چون صالح و شعیب علیهم السلام تلاش کردند تا آزادی هایی برای مردم فراهم آید. البته تلاش های آنان از جمله حضرت شعیب برای انجام اصلاحات اجتماعی به نتیجه مطلوبی نرسید، بلکه با حذف قوم و عذاب الهی پایان یافت.(هود، آیات ۸۷ تا ۹۱) حضرت شعیب(ع) تلاش کرد تا در حوزه های آزادی عقیده و اقتصادی اصلاحاتی را انجام دهد و مردم را در مسیر درست و راست هدایت کنند؛ زیرا مردم بر اساس عدالت رفتار نمی کردند و به یک دیگر در خرید و فروش اجحاف روا می داشتند.(همان؛ اعراف، آیه ۸۸)
پیامبران در این راه به جهاد برخاسته (بقره، آیات ۲۴۶ و۲۴۷) و باید مومنان نیز این گونه عمل کنند(نساء، آیه ۷۵؛ حج، آیات ۳۹ و ۴۰) و ضمن دعا و نیایش به درگاه خداوند(قصص، آیات ۲۱ و۲۵) با صبر و استقامت(اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸) با استعانت به درگاه خدا و یاری خواهی از او(همان)و در راستای بندگی(آل عمران، آیات ۶۴ و ۷۹ و ۸۰؛ توبه، آیه ۳۱) در مسیر آزادی خواهی و تحقق و احقاق آن حرکت کنند و در صورتی که توان و شرایط فراهم نیست، هجرت کنند(نساء، آیات ۹۷ و ۱۰۰؛ نحل، آیه ۴۱)