آرامش روانی، عامل درمان بیماری

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید کسانی که از اضطراب به دام مرگ می افتند، بیش تر از کسانی باشد که با خود بیماری بمیرند؛ زیرا بیماری جسمی و بدنی هر چند که خطرناک باشد، زمانی که انسان دارای روحیه و ایمان قوی باشد، می تواند بر بسیاری از بیماری های جسمی غلبه کند؛ مگر آن که «اجل مسمی» انسان رسیده باشد که در آن حالت به تعبیر امام سجاد(ع) در دعای ۲۸ صحیفه سجادیه « هیچ وسیله ای نمی تواند حکمت الهی را تبدیل نمی کند: یا مَن لاتُبدّل حکمتَه الوسایلُ»؛ زیرا وقتی حکمت الهی بر چیزی چون مرگ فرد یا امتی قرار گرفته است، هیچ چیز از توسلات مادی و معنوی نمی تواند وسیله ای برای جلوگیری و بازدارندگی آن حتی لحظه ای باشد؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ.(اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۹؛ نحل، آیه ۶۱؛ نوح، آیات ۳ و ۴)

در حقیقت، کسانی که با رفتارها و کردارهای خویش به دام «اجل» می افتند، بیش تر از کسانی است که با «اجل مسمی» به دام مرگ می افتند؛ یعنی بیش تری مردم پیش از آن که «اجل مسمی» بر اساس حکمت و مشیت الهی موجب مرگ آنان شود، آنان با دستان خویش گور خویش را می کنند که از آن به «اجل معلق» یا «اجل غیر مسمی و غیر حتمی» تعبیر می شود. این امر چنان با اهمیت و مهم است که امام صادق(ع) می فرماید: یَعیشُ النّاسُ بِاِحْسانِهِمْ اَکْثَرَ مِمّا یَعیشونَ بِاَعْمارِهِمْ وَ یَموتون بِذُنوبِهِمْ اَکْثَرَ مِمّا یَموتونَ بِآجالِهِمْ؛ مردم، بیشتر از آنکه با عمر خود زندگى کنند، با احسان و نیکوکارى خود زندگى مى‏ کنند و بیشتر از آن‏که با اجل خود بمیرند، بر اثر گناهان خود مى‏ میرند. (دعوات الراوندى: ص ۲۹۱، ح ۳۳)

به سخن دیگر، هر انسانی می‌تواند عمر خویش را چنان حفظ و صیانت کند که تا زمان «اجل مسمی» ادامه یابد؛ اما بسیاری از مردم آن را کوتاه می‌کنند؛ زیرا اعمال انسانی همان طوری که در هر چیزی تاثیر دارد، در کوتاهی و بلندی عمر نیز تاثیر دارد. از همین رو، می فرماید که برخی انسان ها با «احسان» عمرشان را تا زمان «اجل مسمی» طولانی می کنند؛ اما برخی دیگر به سبب گناه پیش از «اجل مسمی» می میرمند. به عنوان نمونه امام صادق(ع) احسان به خانواده را عامل طول عمر دانسته و می‌فرمایند: مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِهِ زادَ اللّه فى عُمُرِهِ؛ هرکسی با زن و فرزندان خود رفتار خوبی داشته باشد عمرش طولانی می‌شود(خصال، ج ۱، ص ۸۷)؛ زیرا وقتی انسان احسان می کند، آثاری برای آن است که از مهم ترین آنها «سرور» باطنی است. همین سرور باطنی موجب تقویت روحیه و افزایش ظرفیت روانی و تقویت بنیه شخص می شود به طوری که در برابر فشارها و مصیبت ها «صبر» می ورزد به سادگی در برابر توفان بلایا سربلند بیرون می آید؛ زیرا در زندگی بر خدای غنی تکیه دارد و هیچ «خوف و حزن» روحی و روانی در او پدیدار نمی شود.(رعد، آیه ۲۸؛ طه، آیه ۱۲۴)

در برابر گناه موجب می شود که انسان گرفتار «ضنک» در زندگی و «حزن» و «خوف» روحی و روانی شود و در برابر بلایا و مصیبت ها از جمله بیمارها نتواند مقاومت ورزد و از درون دچار فروپاشی می شود. شکی نیست که از مهم ترین گناهانی که انسان بدان «اجل» خویش را پیش می اندازد، نومیدی و یاس از خدا است که از گناهان کبیره است.(یوسف، آیه ۸۶؛ حجر، آیه ۵۶؛ ؛ روم، آیه ۳۶) کسی که از خدا مایوس و نومید می شود، از درون فروپاشیده و فروریخته است و آثارآن در بدن و جسم ظاهر می شود و بیماری را تشدید می کند و عامل مرگ زودهنگام می شود.

با نگاهی به آموزه‌های قرآن معلوم می‌شود که یکی مهم‌ترین اعمال در کاهش و افزایش عمر، اطاعت از خدا و رسول‌الله(ص) یا معصیت و مخالفت با آنان است؛ زیرا خدا می‌فرماید: خدا را بپرستید و از او پروا دارید و مرا فرمان برید؛ تا برخى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و اجل شما را تا وقتى معین به تاخیر اندازد. اگر بدانید ما زمانی که وقت مقرر خدا برسد تاخیر بر نخواهد داشت. (نوح، آیات ۳ و ۴)

خدا هم چنین در جای دیگر از قرآن به نقش گناه در کوتاهی عمر و نابودی امت‌ها در اجل معلق به صراحت اشاره داشته و می‌فرماید: «فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِم؛ و خداوند آنها را به (کیفر) گناهانشان گرفت.» (آل عمران، آیه ۱۱)

بر اساس این آیات، علت مرگ انسان‌ها در «اجل معلق» و پیش هنگام، همان گناهانی است که مثلا با عصیان خدا و پیامبرانش به نمایش گذاشته می‌شود. پس کسی که اطاعت خدا و پیامبرانش را داشته باشد، و این‌گونه بندگی کرده و عبادت خدا نموده و تقوای الهی را در پیش گیرد از برخی از مهم‌ترین گناهان رهایی می‌یابد و اجلش تا زمان «اجل مسمی» به تاخیر می‌افتد. به سخن دیگر، برخی از گناهان است که اجل را پیش می‌اندازد و انسان پیش از اجل مسمی به اجل معلق می‌میرد. از همین روست که امام رضا(ع) به نقل از امام صادق(ع) می‌فرمایند: تَجنبوا البوائق یُمَدّ لکم فِی الاعمار؛ ازکارهای بد و فتنه‌انگیزی دوری کنید خداوند عمر شما را برکت می‌بخشد و طولانی می‌کند.(بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۲۵۳؛ عیون الاخبار ج ٢ ص ٣۶.)

هم چنین از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ایجاد ارتباط روحی و روانی با خدا در سایه «ذکر الله» و یاد خدا موجب تحقق اطمینان نفس در انسان خواهد بود که به‌طور طبیعی آرامش روانی و به دنبال آن افزایش عمر می‌شود. از همین روست که خدا به ذکر الله به عنوان عامل «اطمینان» و آرامش روانی و روحی اشاره می کند و به صراحت می فرماید: أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.(رعد، آیه ۲۸)

به هر حال، آن چه موجب می شود تاعواملی چون بیماری بدنی و جسمی، سبب مرگ زودهنگام شود، عوامل روحی و روانی است که متاثر از افکار و رفتار انسان نسبت به خدا و شرایع اسلامی است.

البته بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان گاهی رفتاری را انجام می دهد که دیگران را به واکنش ارادی یا غیر ارادی وادار می کند و آنان خواسته یا ناخواسته با «چشم زخم» آسیب های جدی در حدّ مرگ زودهنگام می شوند؛ یعنی رفتارهایی چون خودنمایی داشته ها و تفاخر موجب می شود تا حسادت دوستان و خویشان و نزدیکان بر انگیخته شود و آنان با «چشم زخم» خویش جان آدمی را بستانند. باید توجه داشت که چشم زخم، نیروی مرموزی است که در چشم برخی انسان‌ها وجود دارد که ممکن است با یک نگاه مخصوص، طرف مقابل را بیمار یا هلاک کند.(تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۴۲۴)

از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «اگر برای شما نبش قبر می شد (و علت مرگ ها معلوم می شد) هر آینه می دیدید که اکثر مردگان شما از چشم زخم هستند. به درستی که چشم زدن، حق است. آگاه باشید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چشم زدن، حق است؛ پس هرگاه کسی نسبت به چیزی از بردارش شگفت زده شد (به چشمش بزرگ آمد)، پس در آن حال یاد خدا کند؛ زیرا به درستی که وقتی یاد خدا کند، به او ضرری نمی رساند». (بحارالأنوار، ج ۶۰، ص ج ۲۶، ص ۶۰، باب ۱)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «چشم زخم، حق است و می تواند قله کوه را به زیر افکند».( همان)

هم چنین از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «چشم زخم، حق است و حتی خودت از خودت در امان نیستی و نه کسی از تو در امان است؛ پس هنگامی که نسبت به چیزی از این (چشم زدن) ترسیدی، سه بار بگو ماشاء الله لا قوه الا بالله العلی العظیم. ( بحارالانوار ج ۶۳؛ ص ۲۵ حدیث ۲۲) در برخی روایات آمده است: اگر کسی لباس زیبا و قشنگی پوشید ، وقتی از خانه خارج می شود، معوذتین (یعنی سوره های ناس و علق) را بخواند؛ تا چشم نخورد (همان ، حدیث ۲۳)

به هر حال، این افکار و رفتار انسانی است که بستری برای «اجل معلق» و مرگ زودهنگام می شود؛ زیرا این افکار و رفتارها یا بستری می شود تا شخص از درون فروبپاشد و روحیه خود را از دست بدهد و آرامش و اطمینان وی از میان برود، یا آن که بستری برای تصرفات «سوء» دیگران هم چون «حسادت» یا «چشم زخم» می شود که مرگ زودهنگام را به دنبال دارد.

عوامل سلب آرامش و ایجاد اضطراب

در آیات قرآنی عوامل چندی به عنوان عوامل سلب آرامش مطرح شده است؛ ولی آن چه در این جا مهم و اساسی است، اهتمام و توجه به عواملی است که ارتباط نزدیکی با «بیماری» جسمی دارد و زمینه ساز آن می شود تا «اجل معلق» و زودهنگام گریبانگیر فرد شود و او را به هلاکت برساند.

یکی از مهم ترین عوامل مربوط و مرتبط به آن، «احساس خطر» است؛ زیرا برخی به سبب احساس خطر واقعی یا کاذب ممکن است، روحیه خویش را از دست بدهند و حتی پیش از آن که «بیماری» موجب مرگ آنان شود، دست به خودکشی بزنند و مرگ زودهنگام را برای خود رقم زنند. اضطراب که به دنبال «احساس خطر» به وجود می آید شخص را به رفتارهای پریشان و غیر عقلانی و غیر علمی سوق می دهد؛ این گونه است که گاه خودش را به «دامن مرگ » می اندازد تا از خطر موهوم و حتی واقعی برهاند؛ در حالی که اگر صبر می ورزید و استقامت داشت، ممکن بود که حتی از خطر واقعی که عامل مرگ است، برهد بی آن که صدمه یا صدمه جدی ببیند. این افراد همانند کسانی هستند که هنگام «احساس خطر» غرق شدن، خود را از کشتی به درون دریا می افکنند، یا با سر و صدا نهانگاه خویش را به دشمن لو می دهند و افشا می کنند، یا حتی سکته می کنند. در آیات قرآنی به این «احساس خطر» موهوم یا واقعی که موجب شده تا شخص دچار اضطراب شدید شود و رفتارهای غیر عقلی یا غیر علمی داشته باشد، اشاره شده است.(یونس، آیات ۲۲ و ۲۳؛ توبه، آیه ۴۰؛ طه، آیات ۳۹ و ۴۰؛ قصص، ایات ۱۳ و ۲۰ و ۲۱؛ احزاب، آیات ۱۹ و ۲۰؛ شعراء، آیه ۶۱)

از نظر قرآن، کسانی که از نظر ایمانی قوی نیستند یا گرفتار نفاق یا سست ایمانی هستند، در شرایط «احساس خطر» واقعی یا کاذب روحیه خویش را می بازند و رفتارهای شگفت انگیز و خطرناکی را بروز می دهند که موجب مشکلاتی برای خود یا دیگران می شوند؛ مثلا برخی از ترس مرگ و شکست از میدان جهاد می گریزند و سنگرهای خویش را خالی می کنند که آسیبی جدی به دیگر نیروها و مجاهدان وارد می شود؛ یا از سنگر می گریزند و در تیرراس دشمن قرارمی گیرند و کشته می شوند یا علیه فرماندهی و رهبری طغیان می کنند و معصیت می ورزند.(همان)

در همین روزها در رسانه ها این مطلب شنیده می شود که افراد بسیاری از ترس مرگ با بیماری کرونا، خودکشی کرده اند، یا با دیگران به مجادله و درگیر شده و به سبب خشونت، کشته شده اند؛ یا از داروهایی استفاده کرده اند که مرگ ایشان را موجب شده است؛ چنان که به نظر می رسد در برخی از استان های کشور، کسانی که با «الکل صنعتی» مردند از شمار کسانی که از بر اثر بیماری کیود ۱۹ و کرونا مردند، بیش تر است.

از نظر قرآن «بلا» چه به فلسفه «ابتلاء الهی» و چه به فلسفه «عذاب و کیفر الهی» خود یکی از عواملی است که موجب اضطراب در افراد و سلب آرامش می شود و آنان را به رفتارهای خطرناک و نابهنجار و حتی مرگ سوق می دهد.(بقره، آیه ۲۱۴؛ آل عمران، آیات ۱۵۲ و ۱۵۳؛ انعام، آیات ۶۳ و ۶۴؛ احزاب، آیات ۱۰ و ۱۱)

«شایعات» از دیگر عوامل موثر در پریشان حالی و اضطراب در افراد بی ایمان و سست ایمان می شود، به طوری که متاثر از شایعات رفتارهایی را انجام می دهند که مرگ زودهنگام آنان را به دنبال دارد.

از نظر قرآن، برخی از دشمنان بلکه حتی افراد امت مسلمان در جامعه به سبب «نفاق» و مانند آن ها، شایعاتی را ترویج می دهند که زلزله ساز است؛ به طوری که «لرزه» بر اجتماع می افکند و دلها را سست و جا به جا می کند. (احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱) همین شایعات موجب می شود تا افراد تحت تاثیر آن، رفتارهای نابهنجاری را انجام دهند که از جمله آن ها استفاده از «الکل صنعتی» برای درمان بیماری است. یا آن که از ترس به زیاده روی در خوراک اقدام کنند یا به غارت گیری بپردازند یا حتی از درون دچار فروپاشی شوند و به سبب افسردگی و ترس از بیماری ، بمیرند.

از نظر قرآن کسانی که به «اراجیف خبری» گوش فرامی دهند و آن را می پذیرند بی آن که منبع خبری آنان «وثاقت مخبری یا خبری» داشته باشد، به خودشان و دیگران آسیب می رسانند. البته مجازات «تولید کنندگان اراجیف خبری و محتوای دروغ و کاذب» بسیار سخت و حتی «قتل» در برخی از موارد است.(احزاب، آیات ۶۰ تا ۶۲)

کسانی که در شبکه های اجتماعی و رسانه های گروهی و جمعی به شایعه پراکنی مشغول می شوند، اعصاب و روان مردم را تهدید می کنند که مجازات های گوناگون می بایست برای آنان در نظر گرفته شود. هم چنین کسانی که به این محتوای کاذب و شایعات تن می دهند یا ترویج و باز نشر می کنند یا متاثر از آن هستند، مشکلاتی را برای خود و دیگران ایجاد می کنند که می تواند امنیت اجتماعی را فروپاشد و موجب خشونت های اجتماعی و شورش و مرگ شود؛ چنان که شایعه قحطی موجب شده تا در برخی از مناطق جهان افراد با درگیری و خشونت پیش از آن که بیماری واگیر آنان را بکشد، یک دیگر را بکشند. با نگاهی به وقایع اکراین، ترکیه، ایتالیا، آمریکا، هند و مانند آن ها به سادگی می توان تاثیر مخرب شبکه های اجتماعی را یافت که با سلب آرامش و ایجاد اضطراب موجب چه بحران هایی در این اجتماعات شده و مرگ زودهنگامی را برای حتی غیر بیماران موجب شده است.

درمان اضطراب در هنگام بیماری

در آیات قرآنی تلاش جدی شده تا با بیان عوامل ایجاد آرامش، مردم را از اضطراب و تشویش و دلنگرانی برهاند؛ زیرا کسی که گرفتار اضطراب و تشویش است، نمی تواند با بیماری های سخت درمان مبارزه کند، اما کسی که دارای روح و روحیه قوی باشد، حتی می تواند بر بیماری بی درمان غلبه کرده و چیره شود، چه رسد که در برابر بیماری های سخت درمان عاجز و ناتوان باشد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، باور و اعتقادات نقش اساسی و کلیدی را در ایجاد و تقویت آرامش و رهایی از اضطراب های گوناگون دارد. از جمله این باورها ، ایمان به «روح الله» است(یوسف، آیه ۸۷) که در همه هستی روح و روحیه می دمد و آرامش و آسایش را برایشان به ارمغان می آورد. کسی که تکیه و توکل و اعتمادش به خدا باشد، هیچ گاه در زندگی کم نمی آورد؛ زیرا چنین شخصی به خدایی باور دارد که حکیم و قدیر وعلیم و غنی است. در چنین حالتی می داند که اگر چیزی به انسان می رسد بر اساس «حکمت» و فلسفه الهی است که برای هر موجودی و مخلوقی از سوی خدا «تقدیر» و مقدر شده است.(آل عمران، آیات ۱۷۲ تا ۱۷۵) پس در برابر هر چیزی از وسایل و اسبابی بهره می گیرد که خدا مطرح کرده است. این گونه است که با توسل به امور مادی و معنوی هم چون گیاه درمانی و دعا درمانی و «ذکرالله» آرامش را به خودش باز می گرداند و در برابر «حکمت و مشیت» الهی تسلیم می شود؛ یعنی تلاش خویش را می کند تا با اسباب از وسایل و توسل به وسایل مادی و معنوی از جمله توسل به اهل بیت عصمت و طهارت، نماز، روزه، احسان و انفاق، صدقه، و دارو و درمان های گوناگون از هر مشکل و مصیبت و بیماری خود را برهاند و از آن تطهیر و تزکیه نماید؛ زیرا می داند که مثلا «صدقه» که به دست پیامبر(ص) و معصوم (ع) می دهد آنان اقدام به تطهیر و تزکیه ظاهر و باطن آنان می کنند و هر گونه بیماری جسمی و روحی و روانی را از آنان می زدایند.(توبه، آیه ۱۰۳) در حقیقت استفاده از اسباب و توسل به وسایل مادی و معنوی موجب می شود تا شخص به آرامشی دست یابد که دیگر خوف و حزن در آن راه ندارد(بقره، آیه ۲۷۷؛ احقاف، ایه ۱۳)

این استقامتی که از دعا و نیایش و توسل و توکل به خدا به دست می آید، بهترین دارو برای درمان هر بیماری از جمله بیمارهای واگیری است که جوامع بدان گرفتار می شوند.(احقاف، آیه ۱۳)

در آیات قرآنی به شکل تفصیلی به عوامل آرامش و اسباب آن اشاره شده است که در این جا به مهم ترین آنها پرداخته شده تا در این اوضاع بیماری واگیر کسانی که روحیه خویش را از دست داده اند بتوانند با تمسک و توسل به این اسباب ظاهری و باطنی و نیز مادی و معنوی آرامش خویش را بازیابند و به مبارزه و مقابله با بیماری بپردازند و ان شاء الله آن را شکست دهند.