آداب و سبک عزاداری برای ائمه معصومین(ع)

عزاداری در جهت وجوهی چون تعظیم و بزرگداشت، تسلیت و تعزیت و ترحیم و مانند آنها انجام می‌شود. در آموزه‌های اسلامی این عمل به عنوان یک تکلیف از تکالیف شرعی مطرح است و احکام خاص و آداب ویژه‌ای دارد که شناخت آن می‌توند در انجام درست و مناسب آن کمک کرده و از هرگونه اعمال موهن و سست جلوگیری کند. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه‌های اسلام به برخی از آداب و سبک عزاداری برای اهل بیت(ع) اشاره کرده است.

اقسام تسلیت و تعزیت
انسان موجودی اجتماعی است و نمی‌تواند بدون دیگران به زندگی خود ادامه دهد. بسیاری از نیازهای معنوی و عاطفی انسان از طریق اجتماعات کوچک و بزرگ تامین می‌شود. نیاز انسان به محبت و مودت یک نیاز فطری و طبیعی است. بر همین اساس همدردی در هنگام بروز درد و همدلی برای راهیابی و برونرفت از فشارها و مصیبت‌ها از مهم‌ترین بازتاب‌های این نیاز عاطفی و اجتماعی انسان است.
اصولا هنگامی که فشارهای روانی دوچندان شود، شخص نیازمند کس یا کسانی است که با همدردی در گام نخست و همدلی درگام بعدی، از این فشار بکاهند و زمینه بازگشت سلامت روانی و رفتار متعادل را فراهم سازند؛ زیرا فشارهای روانی، انسان را از حالت تعادل خارج می‌سازد و رفتارها و گاه بیماری‌های متعددی را موجب می‌شود که بسیار زیانبار و خطرآفرین است.
تسلیت و تسلی دادن و نیز دلداری، تلاشی از سوی دیگران برای کاستن فشارهایی است که شخص مصیبت‌زده با آن مواجه است. (لغت‌نامه، ج ۷، ص ۹۷۰۳، «دلداری»)
گام نخست در دلداری دیگران، بیان واژگان عاطفی است که او را آرام ساخته و واکنش‌های هیجانی شدید ناخواسته را مهار می‌کند. خداوند در آیات قرآن نشان می‌دهد که بیان سخنان و کلمات آرامش‌بخش و عاطفی تا چه اندازه می‌تواند برای مهار نفس مصیبت‌زده و گذر از بحران مصیبت موثر باشد. خداوند هنگام فشار شدید بر پیامبر(ص) و دیگر اولیای الهی، ایشان را با کلمات و سخنانی عاطفی مورد خطاب قرار می‌دهد تا رنج و فشار سهمگین روانی مصیبت و درد کاهش یابد. از جمله این کلمات می‌توان به «لاتحزن»، «لاتخف»، «فلاتبتئس» و مانند آنها اشاره کرد.
مهم ترین کارکرد تسلی و دلداری به مصیبت‌زده، برطرف شدن حزن و اندوه (قصص، آیات ۷ و ۱۰) و از میان رفتن ترس و خوف است. (همان، هود، آیات ۶۹ تا ۷۴؛ حجر، آیات ۵۱ و ۵۳؛ ذاریات، آیات ۲۸ و ۲۹)
تسلیت و تعزیت دارای اقسام چندی است که این دسته‌بندی به دلایلی چون اختلاف مصیبت‌ها و موضوعاتی است که شخص با آن مواجه می‌شود. به عنوان نمونه وقتی شخصی از چیزی یا کسی می‌ترسد و خوف دارد. نوع دلداری با کسی که گرفتاری مصیبت از دست دادن فرزند و خویشان شده متفاوت است.
در آیه ۷ سوره نمل خداوند از دلداری حضرت موسی(ع) به خانواده سخن می‌گوید، چرا که آنان در شرایط دشواری قرار داشتند و نیازمند دلداری بودند تا از آن موقعیت بحرانی و سخت عبور کنند.
خداوند خود در قرآن به دلداری خانواده شهدا می‌پردازد که عزیزی را در جهاد از دست داده‌اند. در این نوع از تعزیت و تسلیت، خداوند با بیان وضعیت شهدا و موقعیت آنان در بهشت و آخرت، به خانواده این عزیزان تسلیت و دلداری می‌دهد. (بقره، آیه ۱۵۴؛ آل عمران، آیه ۱۷۱)
کسی که با رفتار ناگهانی دیگری، در حالت خوف و ترس قرار گرفته (حجر، آیه ۶۳؛ ص، آیات ۲۱ و ۲۲؛ شعراء، آیات ۶۱ و ۶۲) باید به گونه‌ای دلداری شود که با دلداری مال از دست داده یا فرزند از دست داده (قصص، آیه ۷) یا مجاهدی که در کارزار جنگ سخت گرفتار آمده متفاوت است. خداوند برای دلداری مجاهدان، گاه با استفاده از میزان خسارت دشمن (نساء، آیه ۱۰۴) و گاه با بیان برتری مجاهدان بر دشمنان (آل عمران، آیات ۱۳۹ و ۱۴۰) و گاه از راه دیگر به دلداری و تسلیت آنان می‌پردازد و دل‌های آنان را محکم می‌گرداند.
همچنین تسلیت و تعزیت گاه ۱- برای تعظیم شعائر الهی (حج، آیه ۳۲)؛ ۲- اظهار مودت و دوستی (شوری، آیه ۲۳)؛ ۳ اظهار همدردی (قصص، آیه ۷)؛ ۴- تجلیل و تکریم و بزرگداشت افراد مهم و مانند آنهااست.

آداب عزاداری برای اهل بیت(ع)
عزاداری در سنت اسلامی احکام و آدابی دارد که شناخت آن ضروری و عمل بدان لازم است. از آنجا که عزاداری یک فعل از افعال مکلفین است باید در چارچوب یکی از احکام خمسه قرار گیرد. با توجه به اینکه اسلام عزاداری را حرام و مکروه ندانسته و حتی به شکلی آن را مستحب و بلکه مستحب موکد در برخی از موارد دانسته، باید احکام آن را شناخت. به نظر می‌رسد که برگزاری مراسمی برای تعزیت و تعظیم پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) اگر واجب نباشد مستحب موکد باشد؛ زیرا روایات بسیاری بر انجام آن تاکید دارد. امام صادق(ع) فرمودند: «شیعیان ما در شادی‌های ما شاد و در حزن و اندوه ما محزون و غمگین هستند.» (کامل‌الزیارات. باب ۳۲. ص ۱۰۱)
خداوند تعظیم شعائر را یک ارزش اسلامی دانسته و فرموده است: و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب؛ و هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلهاست. (حج، آیه ۳۲) شکی نیست که بزرگداشت ایام الله و موالد و وفیات معصوم(ع) از مهمترین ایام الهی است که باید به عنوان شعائر الله بزرگ داشته شود.
امام صادق(ع) می‌فرماید: نفس المهموم لنا المغتم لظلمنا تسبیح و همه لامرنا عباده و کتمانه لسرنا جهاد فی‌سبیل‌الله؛ نفس کشیدن کسی که برای ما اندوهناک باشد، تسبیح و هم و غم او به خاطر ما عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خدا است. (کافی، ص ۱۲۸)
در روایت دیگر امام رضا(ع) به ریان‌بن شبیب، فرمود: «یا ابن شبیب ان کنت باکیا لشیئ فابک علی‌الحسین فانه ذبح کما یذهب الکبش…؛ ای پسر شبیب اگر بر مصیبتی گریه می‌کنی، بر حسین‌بن علی گریه کن چون که آن بزرگوار را همانند گوسفند سر بریدند و همراه او هیجده تن از اهل بیت او- که در زمین همانندی نداشتند- به شهادت رسیدند.»
سپس حضرت فرمود: «… فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا؛ اگر خوشحال می‌شوی از اینکه در درجات عالی بهشت با ما باشی، در حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش.» (بحارالانوار، ۴۴، ص۲۸۶)

برخی از مهم ترین آداب عزاداری عبارت است از:

  1. دلدادگی: کسی که عزادار است باید واقعا در دل عزادار باشد و دلدادگی خویش را نشان دهد. البته این امر نسبت به اهل بیت(ع) باید قوی تر و پررنگ تر باشد؛ زیرا آنان خویشان واقعی ما هستند و پدران امت ؛ و باید صله رحم واقعی خود را ایشان دانسته و با آنان به جا آوریم. بر همین اساس، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: ان لقتل الحسین علیه السلام حراره فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا؛ برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.(جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۵۶)
  2. حزن و اندوه: از دیگر آداب عزاداری داشتن حزن و اندوه درونی و قلبی است. امیرمومنان امام علی علیه السلام فرموده است: ان الله…اختار لنا شیعه ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا؛ خداوند برای ما، شیعیان و پیروانی برگزیده است که ما را یاری می کنند، با خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما، محزون می گردند.(غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۳۵)
  3. گریه : از آداب تعزیت و عزاداری حزن و اندوه است که با گریستن خودنمایی می کند. چشمان گریان در مصیبت آثار و برکاتی دارد که از جمله آن ها شادی در بهشت است. امام رضا علیه السلام فرموده است: من کان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عز و جل یوم القیامه یوم فرحه و سروره؛ هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یا فاطمه! کل عین باکیه یوم القیامه الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکه مستبشره بنعیم الجنه؛ فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود. (بحار الانوار، ج ۴۴، ص .۲۹۳) امام حسین بن علی علیه السلام نیز فرموده است: انا قتیل العبره لا یذکرنی مؤمن الا بکی؛ من کشته اشکم.هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه (بخاطر مصیبتهایم) گریه می کند.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۹) امام صادق علیه السلام فرمود: بکی علی بن الحسین علیه السلام عشرین سنه و ما وضع بین یدیه طعام الا بکی؛ امام زین العابدین علیه السلام بیست ساله (به یاد عاشورا) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد.(بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۱۰۸) در سیره پیامبر (ص) که ایشان بر شهیدان به شدت گریست. امام صادق علیه السلام فرمود: ان النبی لما جائته وفاه جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه کان اذا دخل بیته کثر بکائه علیهما جدا و یقول: کانا یحدثانی و یؤانسانی فذهبا جمیعا؛ وقتی خبر شهادت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه به پیامبر خدا رسید، از آن پس هر گاه وارد خانه می شد، بر آن دو شهید بشدت می گریست و می فرمود : آن دو شهید، با من هم سخن و همدم و انیس بودند، و هر دو رفتند! …(من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۷۷) امام رضا علیه السلام به «ریان بن شبیب» فرمود: یا ابن شبیب! ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام فانه ذبح کما یذبح الکبش؛ ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه می کنی، بر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کن، چرا که او را مانند گوسفند سر بریدند .(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶) امام رضا علیه السلام نیز فرموده است: فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام؛ گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو می ریزد.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴)
  4. اجتناب از خنده و شادی: کسی که عزادار است یا به تعزیت می رود باید از خنده و بروز شادی خودداری کند. حضور در مجالس عزاداری با صورت بشاش و خندان ناروا است. امام رضا علیه السلام فرموده است: کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابه تغلب علیه حتی یمضی منه عشره ایام، فاذا کان الیوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه؛ هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود .(امالی صدوق، ص ۱۱۱)
  5. نوحه : نوحه کردن در عزا از دیگر آداب آن است. نوحه بر میت به معنای شیون کردن و با صدای بلند گریستن است؛ زیرا وقتی گفته می شود کبوتر نوحه کرد، مراد همان نغمه ای است که از کبوتر بیرون می آید. این نغمه هرگز با جیغ زدن معنا پیدا نمی کند. پس باید گفت نوحه کردن با جیغ زدن فرق دارد. آن چه در برخی از مجالس عزاداری دیده می شود جیغ زدن است نه نوحه کردن. حضرت صادق علیه السلام فرمود: نیح علی الحسین بن علی سنه فی کل یوم و لیله و ثلاث سنین من الیوم الذی اصیب فیه؛ یک سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن علی علیه السلام نوحه خوانی شد و سه سال، در روز شهادتش سوگواری برپا گشت.(بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۱۰۲)
  6. ندبه: از دیگر آداب عزاداری ندبه سرایی است که به معنای ذکر فضایل شخص همراه با گریه و بکاء است. این واژه در اصل به معنای زخم و شکاف است که سرباز کرده باشد. عمل مستحب چون زیادتر از حد تکلیف است به عمل مندوب شهرت یافته است. امام صادق علیه السلام می فرماید: قال لی ابی: یا جعفر! اوقف لی من منالی کذا و کذا النوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایام منی؛ پدرم امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای جعفر ! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان کن که به مدت ده سال در «منا» در ایام حج، بر من نوحه خوانی و سوگواری و ندبه سرایی کنند.(بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۲۲۰)
  7. انشاد و سرایش: از دیگر آداب عزاداری سرایش فضایل شخص است. ابو هارون مکفوف می گوید: دخلت علی ابی عبد الله علیه السلام فقال لی: انشدنی، فأنشدته فقال: لا، کما تنشدون و کما ترثیه عند قبره؛ خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم.امام به من فرمود: «برایم شعر بخوان» .پس برایش اشعاری خواندم.فرمود: اینطور نه، همان طور که (برای خودتان) شعر خوانی می کنید و همانگونه که نزد قبر حضرت سید الشهدا مرثیه می خوانی.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۷) امام رضا علیه السلام به دعبل (شاعر اهل بیت) فرمود: یا دعبل! احب ان تنشدنی شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینا اهل البیت علیه السلام؛ ای دعبل! دوست دارم که برایم شعری بسرایی و بخوانی، چرا که این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمی است که بر ما خاندان رفته است.(جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۶۷)
  8. رثاء : از همین روایت به دست می آید که رثاء درباره فضایل میت و مرده از دیگر آداب عزاداری است.(همان) رثاء و مرثیه به معنای تاسف خوردن همراه با غم و اندوه نسبت به امری است. البته در کاربردهای عربی این واژه به معنای شعر و نوحه خوانى بر مرده آمده است که البته همراه با ضجه و ناله و زاری است.
  9. گریاندن: همان گونه که شخص حاضر برای تعزیت باید غمگین و محزون باشد و گریه کند هم چنین از آداب عزاداری گریاندن دیگران با استفاده از شعر و نوحه و مراثی است. امام صادق علیه السلام به جعفر بن عفان فرمود: ما من احد قال فی الحسین شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنه و غفر له؛ هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می آمرزد.(رجال شیخ طوسی، ص .۲۸۹)
  10. شعرسرایی: همان طور که خواندن شعر از دیگران در مجالس عزا خوب است هم چنین سرودن شعر امری است که معصوم(ع) آن را می ستاید و تشویق می کند. امام صادق علیه السلام فرموده است: من قال فینا بیت شعر بنی الله له بیتا فی الجنه؛ هر کس در راه ما و برای ما یک بیت شعر بسراید، خداوند برای او خانه ای در بهشت، بنا می کند.(وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۶۷)
  11. مدح : مدیحه سرایی از دیگر آداب عزاداری است. امام صادق علیه السلام فرموده است: الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی لنا؛ خدا را سپاس که در میان مردم، کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و بر ما وارد می شوند و ما را مدح و مرثیه می گویند.(وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص .۴۶۹) امام رضا علیه السلام فرمود: یا دعبل! ارث الحسین علیه السلام فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت؛ ای دعبل! برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو، تو تا زنده ای، یاور و ستایشگر مایی، پی تا می توانی، از یاری ما کوتاهی مکن.(جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۶۷)
  12. اشک ریزی: جریان اشک از دیدگان بر گونه ها از دیگر آداب عزاداری است که بیانگر حزن و اندوه شدید عزادار در مصیبت و سوگ ائمه(ع) است. امام حسین بن علی علیه السلام فرموده است: من دمعت عیناه فینا قطره بوأه الله عز و جل الجنه؛ چشمان هر کس که در مصیبتهای ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای می دهد.(احقاق الحق، ج ۵، ص ۵۲۳) امام سجاد علیه السلام فرموده است: ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین و من معه حتی یسیل علی خدیه بوأه الله فی الجنه غرفا ؛ هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین بن علی علیه السلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جاری گردد، خداوند او را در غرفه های بهشتی جای می دهد.(ینابیع الموده، ص ۴۲۹) امام باقر علیه السلام فرمود: مر علی بکربلا فی اثنین من اصحابه قال: فلما مر بها ترقرقت عیناه للبکاء ثم قال: هذا مناخ رکابهم و هذا ملقی رحالهم و هیهنا تهراق دماؤهم، طوبی لک من تربه علیک تهراق دماء الأحبه؛ امیر المؤمنین علیه السلام با دو تن از یارانش از «کربلا» گذرکردند، حضرت، هنگام عبور از آنجا، چشمهایش اشک آلود شد، سپس فرمود: اینجا مرکبهایشان بر زمین می خوابد، اینجا محل بارافکندنشان است و اینجا خونهایشان ریخته می شود، خوشا به حال تو ای خاکی که خون دوستان بر روی تو ریخته می شود! (بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۵۸) هم چنین امام باقر علیه السلام پس از شنیدن سروده های «کمیت» درباره اهل بیت، گریست و سپس فرمود : ما من رجل ذکرنا او ذکرنا عنده یخرج من عینیه ماء و لو مثل جناح البعوضه الا بنی الله له بیتا فی الجنه و جعل ذلک الدمع حجابا بینه و بین النار؛ هیچ کس نیست که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه ای اشک آید، مگر آنکه خداوند برایش در بهشت، خانه ای بنا کند و آن اشک را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد.(الغدیر، ج ۲، ص ۲۰۲) امام صادق علیه السلام فرمود: من دمعت عینه فینا دمعه لدم سفک لنا او حق لنا نقصناه او عرض انتهک لنا او لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالی بها فی الجنه حقبا؛ هر کس که چشمش در راه ما گریان شود، بخاطر خونی که از ما ریخته شده است، یا حقی که از ما گرفته اند، یا آبرویی که از ما یا یکی از شیعیان ما برده وهتک حرمت کرده اند، خدای متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان، برای ابد جای می دهد.(امالی شیخ مفید، ص ۱۷۵) اشک بر مصیبت های اهل بیت(ع) بسیار ثواب دارد که می توان گفت که ثواب آن بی حساب است. بنابراین در هر مصیبتی برای ایشان اشک ریخته شود تا ارزش مند شود. امام صادق علیه السلام فرموده است: لکل شیی ء ثواب الا الدمعه فینا؛ هر چیزی پاداش و مزدی دارد، مگر اشکی که برای ما ریخته شود که چیزی با آن برابری نمی کند و مزد بی اندازه دارد. (جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۴۸) امام صادق علیه السلام فرموده است: ما من عین بکت لنا الا نعمت بالنظر الی الکوثر و سقیت منه؛ هیچ چشمی نیست که برای ما بگرید، مگر اینکه برخوردار از نعمت نگاه به «کوثر» می شود و از آن سیرابش می کنند.(جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۵۴) امام رضا علیه السلام فرمود: یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا؛ ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.(امالی صدوق، ص ۱۱۲)
  13. خناق و خفگی: گاه حزن بسیار شدید است به طوری که راه نفس بند می آید و انسان احساس خفگی می کند. این حالت برای تعزیت معصومان(ع) مجاز و از آداب است. امام سجاد علیه السلام فرمود: انی لم اذکر مصرع بنی فاطمه الا خنقتنی لذلک عبره؛ من هرگز شهادت فرزندان فاطمه علیها السلام را به یاد نیاوردم، مگر آنکه به خاطر آن، چشمانم اشکبار و خفگی به من دست می دهد.(بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۱۰۹)
  14. مراسم خانگی: برگزاری مراسم خانگی از دیگر آدابی است که در روایات بر آن تاکید شده است. امام باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستورعزاداری دادند و فرمودند: ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فی البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام؛ بر حسین علیه السلام ندبه و عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه اش با اظهار بی تابی بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانه هایشان ملاقات کنند.(کامل الزیارات، ص .۱۷۵)
  15. جزع و بی تابی: چنان که از روایت پیشین به دست می آید جزع و بی تابی از دیگر آداب عزاداری است.(همان) جزع به معنای فریاد و ناله و جیغ زدن نیست، بلکه بی تابی است که با اظهار غم و اندوه خودش را نشان می دهد و بی صبری را به نمایش می گذارد. امام صادق علیه السلام به «مسمع» که از سوگواران و گریه کنندگان بر عزای حسینی بود، فرمود:..رحم الله دمعتک، اما انک من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انک ستری عند موتک حضور آبائی لک…؛ خدای، اشک تو را مورد رحمت قرار دهد.آگاه باش، تو از آنانی که از دلسوختگان ما به شمار می آیند، و از آنانی که با شادی ما شاد می شوند و با اندوه ما غمگین می گردند .آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهی بود.(وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۹۷) البته جزع و گریستن با صدای بلند کراهت دارد مگر برای امام(ع). امام صادق علیه السلام فرمود: کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین علیه السلام؛ هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام.(بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۳۱۳)
  16. پرهیز از بیهوده گی: در مجالس عزا باید مراقب بود به سبب فشار سهمگین مصیبت سخنان بیهوده و موجبات خشم و غضب الهی بر زبان نراند. امام صادق علیه السلام فرمود: لما مات ابراهیم بن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بک یا ابراهیم لمحزونون؛ چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشک شد.سپس پیامبر فرمود: چشم، اشکبار می شود و دل غمگین می گردد، ولی چیزی نمی گوییم که خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو ای ابراهیم اندوهناکیم.(بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۱۵۷)
  17. بیان مظلومیت : از جمله آداب عزاداری بیان مظلوم اهل بیت(ع) است که موجبات اشک است. در هر مجلس عزایی باید مصیبت اهل بیت(ع) گفته و بر آن گریسته شود. امام صادق علیه السلام فرمود: من ذکرنا عنده ففاضت عیناه حرم الله وجهه علی النار؛ نزد هر کس که از ما (و مظلومیت ما) یاد شود و چشمانش پر از اشک گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۵)
  18. احیای خط امامت: در مجالس از جمله مجالس عزاداری باید هماره اصل بر احیا و زنده نگه داشت خط پیامبران و امامان معصوم(ع) باشد. بنابراین ، ذکر روایات و آیات باید در دستور کار باشد و در این مجالس از آن ها گفته شود. امام صادق علیه السلام فرموده است: تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا؛ به زیارت و دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را (کنایه از حکومت و رهبری) زنده کنید.(بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۳۵۲) هم چنین امام صادق علیه السلام از «فضیل» پرسید: تجلسون و تحدثون؟ فقال: نعم، قال: ان تلک المجالس احبها فأحیوا امرنا، فرحم الله من احیی امرنا؛ آیا (دور هم) می نشینید و حدیث و سخن می گویید؟ گفت: آری فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بدارید.خدای رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند.(وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۹۲) امام رضا علیه السلام نیز فرموده است: من جلس مجلسا یحیی فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب؛ هر کس در مجلسی بنشیند که در آن، امر (و خط و مرام ما) احیا می شود، دلش در روزی که دلها می میرند، نمی میرد.(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۸)
  19. فریاد کمک خواهی: صرخه یا فریاد برای یاری و کمک خواهی برای مظلومیت اهل بیت(ع) در مراسم عزای اهل بیت (ع) و دیگر عزاها جایز است. در روایت است که امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا می کرد و می فرمود: اللهم…و ارحم تلک الأعین التی جرت دموعها رحمه لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخه التی کانت لنا؛ خدایا…آن دیدگان را که اشکهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده.(بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۸)
  20. غم سنگین و همّ: از دیگر آداب عزاداری وجود همّ یعنی غم سنگین در عزادار است. این غم چون در صمیم دل شخص قرار می گیرد از غم معمولی فراتر است. در حقیقت همّ نوعی غم درونی و از صمیم دل است که در رفتار شخص تاثیرروشنی به جا می گذارد. همت به معنای تصمیم و عزم جدی برای انجام عملی از همین ریشه است؛ زیرا انگیزه ای از صمیم دل برای انجام عمل و کاری است. امام صادق علیه السلام درباره این ادب عزادار فرموده است: نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عباده و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب؛ نفس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت! (امالی شیخ مفید، ص ۳۳۸)
  21. همدلی و همدردی: از دیگر آداب عزاداری آن است که عزادر و تسلی دهنده و تعزیت گوینده همدردی کرده و با همدلی دردی را تسکین دهند و با دلداری عاطفه خویش را اظهار نمایند. امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا؛ اگر تو را خوشحال می کند که در درجات والای بهشت با ما باشی، پس در اندوه ما غمگین باش و در شادی ما خوشحال باش.(جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۴۹) برای ابراز همدردی و همدلی می توان سخنانی را به زبان آورد که شخص را از بحران خارج نماید؛ چنان که در دلداری پیامبران و یا حتی خداوند نسبت به مجاهدان و صاحبان مصیبت بیان شده است. خداوند با وعده نابودی ظالمان و ستمگران از فشار مصیبت می کاهد(ابراهیم، آیات ۱۳ و ۱۴) و یا حضرت موسی(ع) با وعده هدایت الهی فشار سهمگین فرعونی را از سر امت بر می دارد(شعراء، آیات ۶۱ و ۶۲) یا خداوند حضرت لوط را مطمئن می کند که عذاب برای خانواده او نیست و این گونه مصیبت را ساده می کند.(هود، آیات ۷۷ تا ۸۱) هم چنین خداوند خداوند مؤمنان صابر مصیبت دیده را با بشارت به مقامى والا و برخوردارى از درود و رحمت و هدایت الهى تسلی خاطر می دهد.(بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷)