آداب و حقوق رانندگی در اسلام

samamosرانندگی به معنای راندن وسایل نقلیه، یک رفتار انسانی است. انسان از دیرباز با تسلط و تسخیر حیوانات به ویژه چارپایانی چون شتر، اسب، الاغ و مانند آن، آنها را برای حمل و نقل خود و کالا و بار به کار گرفته است. ایجاد روستاها و شهرها و به وجود آمدن کوچه ها و گذرها موجب شد تا انسان برای بهره مندی درست از آنها و جلوگیری از هرگونه مزاحمت و اذیت و آزار دیگران، قوانینی را وضع کند. اینجاست که مساله ای به عنوان حقوق و تکالیف رانندگی به وجود آمد.

نویسنده در مقاله حاضر بر آن است تا آموزه های اسلامی را در این بخش از مسایل زندگی تشریح کند و سبک زندگی اسلامی در حوزه رانندگی را بیان نماید.

از راندن و رانندگی چارپایان تا اتومبیل و هواپیما

یکی از ویژگی های انسانی، سلطه بشر بر جهان از جمله موجودات آن است. این سلطه انسانی امر تکوینی است و براساس آموزه های قرآنی، انسان به عنوان خلیفه الهی (بقره، آیه ۳۰) بر همه موجودات هستی و کائنات ما سوی الله تسلط کامل داشته و در مقام مالکیت تکوینی، همه را تحت تسخیر دارد. خداوند در آیات بسیاری به مساله تسخیر بشر اشاره دارد و می فرماید که همه موجودات مسخر انسان هستند. دایره این تسخیر انسانی همه کائنات را شامل می شود و خورشید و ماه و ستارگان را نیز دربر می گیرد. (رعد، آیه ۲؛ ابراهیم، آیه ۳۳؛ نحل، آیه ۱۴؛ حج، آیات ۳۶ و ۶۵؛ لقمان، آیه ۲۰) هر چند در برخی از موجودات این تسخیر وضوح بیشتری دارد و در برخی دیگر به نظر می رسد که چنین سلطه و تسخیری نیست؛ ولی باید توجه داشت که میزان تسلط آدمی به میزان قرب و بعد انسان از خدا و مراتبی دارد که به خدایی شدن انسان می انجامد. هر چه انسان در مسیر خدایی شدن گام برداشته و اسما و صفات الهی سرشته در ذات خویش را ظهور و فعلیت بخشد (بقره، آیه ۳۱) به همان میزان از ربوبیت و تسلط بیشتری برخوردار بوده و دایره سلطه و تسخیر او در مقام مظهریت در ربوبیت و پروردگاری افزایش می یابد.

خداوند در آیاتی از قرآن از چیرگی انسان بر چارپایان سخن به میان می آورد و اینکه خداوند بر انسان ها منت نهاده و آنها را بر چارپایان مسلط کرده تا خود و اثاث و وسایلشان را جابه جا کنند و از آنها به عنوان وسایل ترابری بهره گیرند.(نحل ، آیات ۵ تا ۷؛ زخرف، آیه ۱۳) خداوند در آیه ۷ سوره نحل می فرماید: و تحمل اثقالکم الی بلد لم تکونوا بالغیه الا بشق الانفس ان ربکم لرووف رحیم؛ و بارهای شما را به شهری می برند که جز با مشقت بدنها بدان نمی توانستید برسید. قطعا پروردگار شمار رئوف و مهربان است.

پس اگر چارپایان تحت تسخیر آدمی نبود، جابه جایی بارها برای آدمی سخت و دشوار بود و انسان نمی توانست به تمدن کنونی و شکوفایی اقتصادی آن برسد. البته چارپایان در حوزه اقتصادی بیشتر از این برای انسان سودمند است؛ چرا که انسان ها از چارپایان افزون بر تامین مواد غذایی، چون شیر و گوشت، برای مصارف پوشاکی و تهیه اثاث منزل و نیز باربری استفاده می کنند و در کشاورزی و شخم زدن و مانند آن سود می برند. از این رو برخی از چارپایان چون اسب به عنوان یک وسیله تجملاتی نیز مورد استفاده است. (نحل،آیات ۵ تا ۷)

افزون بر تسخیر چارپایان، انسان به صورت تکوینی بر دیگر امور هستی از باد و آب و خاک و مانند آن نیز سلطه دارد. خداوند درباره تسخیر دریاها از جمله بهره گیری از آب و باد برای جابه جایی خود و کالا به مساله کشتی سازی اشاره می کند و می فرماید که خداوند باد و آب را به تسخیر آدمی درآورده تا از این نعمت نیز برای منافع و مقاصد خود بهره گیرد.(نحل، آیه ۱۴؛ جاثیه، آیه ۱۲ و آیات دیگر)

خداوند در آیاتی از جمله ۳۶ سوره ص و ۱۲ سوره سبا، از تسلط حضرت سلیمان بر باد و بهره گیری از آن برای مسافرت های هوایی خود یاد می کند و می فرماید ما باد را به تسخیر او درآوردیم تا به فرمان آن حضرت(ع) به نرمی جابه جا شود و او را با خود ببرد و به جایی که می خواهد منتقل کند.

انسان به حکم خلافت، از علوم گوناگونی برخوردار است(بقره، آیه ۳۱) که می تواند با بهره گیری از عقل از آنها برای تسلط بر هستی استفاده کند و همه چیز را برای رسیدن به کمال خود به کار گیرد. پس همان گونه که خداود باد و جو و فضای پیرامونی را مسخر پرندگان ساخته است(نحل، آیه ۷۹)، انسان به حکم خلافت الهی می تواند اینگونه عمل کند و باد و آسمان را به تسخیر خویش درآورد و از آنها به عنوان وسایل نقلیه یا امور دیگری استفاده کند. بر همین اساس است که انسان توانست دریاها را رام خویش کند و از آب برای تولید برق و جابه جایی وسایل نقلیه ماشینی و کشتی های غول پیکر و از باد برای پرواز و تولید برق و امور دیگر بهره گیرد.

حقوق طبیعی و عقلانی، اساس مدیریت جامعه

انسان ها به طور طبیعی، موجودات اجتماعی هستند. آنان با همکاری با یکدیگر می توانند نیازهای جسمی و روحی و روانی خود را برآورده سازند. اما در مقام عمل گاه تزاحم هایی پیش می آید وتضاد منافع و مسایل دیگر موجب می شود که این همکاری و تعاون دچار مشکل شود و حتی به درگیری و خشونت بینجامد. اینجاست که عقل به عنوان نخستین و مهم ترین قانونگذار به مدد انسان می آید.

عقل نظری که در مقام شناخت و معرفت است، هست های جهان را به انسان نشان می دهد و زمینه ساز این معناست که انسان به سوی کمال حرکت کند؛ چرا که با نگاهی به خود و دیگر موجودات کمبودها و نواقصی را می یابد و می کوشد تا با بهره گیری از عقل آن را جبران کند و به همه کمالاتی دست یابد که در موجودات دیگر است. به این معنا که انسان می خواهد خود به تنهایی دارنده همه کمالاتی باشد که در دیگر موجودات می یابد.

از سوی دیگر عقل عملی نیز در مقام ارزش گذاری برمی آید و قبایح و حسنات را شناسایی کرده و برخی امور را پلید و زشت و نقص می شمارد و برخی دیگر را کمالی و خوب و زیبا می یابد. پس بر آن است تا هر آنچه که زشت و بد و نقص است از خود دور سازد و هر آنچه خوب و زیبا و کمالی است، به دست آورد.

عقل عملی که به حوزه بایدها و نبایدها توجه دارد، مهم ترین و اصلی ترین قانونگذار در انسان است. این عقل عملی است که برای ایجاد روابط سالم اقدام می کند و بایدها و نبایدهای اخلاقی را بیان می کند. در ضمن با شناسایی اصولی چون عدالت، بر آن است تا زندگی را در چارچوب عدالت سامان دهد و از هر گونه ظلم که آن را زشت و بد و پلید و قبیح می یابد، جلوگیری کند.

عقل عملی، حقوقی را به عنوان حقوق طبیعی شناسایی می کند که از آن جمله حق حیات، حق تساوی، حق مسکن، حق میهن، حق آزادی جسمی و فکری (در مقابل بردگی و بندگی) و مانند آن است.

حقوقی که عقل عملی بدان حکم می کند در سه دسته: حق الله، حق الناس و حق نفس است. این سه دسته از مهم ترین حقوقی است که عقل عملی شناسایی و ارزش گذاری کرده و در قالب بایدها و نبایدها و قوانین و حقوق عقلانی بیان می کند.

همان طوری که اساس خداشناسی و دین و اخلاق، عقل است، اساس حقوق اجتماعی که به عنوان حقوق طبیعی انسان مطرح شده نیز عقل است. اسلام و قرآن نیز این مطلب را مورد تأکید قرار داده و بنیاد اصول دین، اخلاق و حقوق طبیعی انسان ها را عقل دانسته است. از همین رو در روایات، اخلاق و دین جزو لوازم عقلانی دانسته شده است. (اصول کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل).

پس می توان گفت که مدیریت جامعه در اصل و اساس، به عهده عقل است. اما با توجه به این که عقل در دنیا زمانی به کمال می رسد که همه شرایط فراهم باشد یا دشمن بیرونی اقدام به مسدود کردن منابع شناختی نکند یا ابزارهای تحلیل عقلانی را مسدود نسازد (اعراف، آیه۱۷۹ و آیات دیگر)، نمی توان بی نیاز از آن چیزی شد که از آن به وحی یاد می شود؛ چرا که وحی همان عقل بیرونی است که به مدد انسان می آید تا بستری را برای کمال عقل و بلوغ آن در شرایط نامساعد دنیا فراهم آورد و به سخن دیگر، وحی هم بسترسازی برای رشد و بلوغ عقل است و هم به عنوان یار و مکمل عقل وارد عرصه می شود (بقره، آیات ۸تا ۱۲ و ۳۸ و آیات دیگر)

اسلام، نیز احکام عقلانی و حقوق طبیعی انسان را اثبات و امضا و تایید کرده و فرموده است: کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و بالعکس؛ هر آنچه عقل بدان حکم کرده شریعت نیز بدان حکم کرده است و بر عکس؛ چرا که دین و عقل ملازمان یکدیگر هستند و اصول عقلانی از حقوق و اخلاق، هیچ گاه بر خلاف شریعت و دین نخواهد بود؛ چنان که دین نیز ناظر به عقل و فطرت انسانی است. (روم، آیه۳۰)

ناگفته نماند که هر حقی تکلیفی را به دنبال دارد؛ پس وقتی از حقی سخن می گوییم در مقابل، تکلیفی برای دیگری اثبات می شود. وقتی مثلا از حق آرامش سخن می گوییم، تکلیف سکوت و بوق نزدن و سر و صدا کردن نیز برای دیگری اثبات می شود. این بدان معنا خواهد بود که ما هرگاه از حقی سخن به میان می آوریم که عقل و شرع بیان کرده، در مقابل، از تکلیفی سخن می گوییم که عقلانی و شرعی است.

آموزه های اسلامی در رانندگی و آداب آن

چنانکه گفته شد، همه حقوقی که عقل عملی و بلکه حتی سیره عقلایی در عمل به عنوان عرف اجتماعی و آداب و رسوم بیان می کند، از نظر اسلام حقوق شرعی نیز تلقی می شود و اگر از نظر عقل عملی، آن چیز نیک و پسندیده دانسته شده از نظر شریعت نیز واجب و مستحب شناخته شده است، چنان که هر چیزی از نظر عقل عملی زشت و بد دانسته شده از نظر شریعت حرام و مکروه شناخته می شود.

در آموزه های اسلامی بیشترین تاکید بر «حق الناس» شده که همان حقوق مردم است. حق الناس حقوقی است که افراد در مقابل سایر افراد جامعه بر گردن دارند. مانند بازگرداندن قرض، عذرخواهی و جلب رضایت در قبال اشتباهات و زیان هایی که به آنها رسانده و همچنین حسن ظن به ایشان. بر مبنای اعتقادات اسلام، حق الناس از حق الله مهم تر است و پاسخ دادن حق الناس در روز قیامت دقیق تر از پاسخ دادن به حق الله است، چرا که خداوند حق خود را می بخشد، ولی حق مردم را باید صاحبان آن (مردم) ببخشند. در این میان در جامعه اسلامی مراعات حق مردم که اهل ایمان است تشدید می شود و می بایست با دقت بیشتری مراعات شود. امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید: ما عبدالله بشی افضل من اداء حق المومن؛ هیچ عبادتی برتر از اداء حق مومن نیست. بنابراین در جامعه به ویژه در رانندگی باید به گونه ای عمل شود که حقوق مردم تضییع و تباه نشود و بتوانیم به درستی تکلیف خود را نسبت به مردم به جا آوریم.

اسلام برای رانندگی آداب و شرایط بیان کرده است که برخی از آنها مربوط به وسیله نقلیه و برخی برای راننده و برخی هم برای سرنشینان دیگر است. البته باید توجه داشت آیات و روایات وارده بیشتر ناظر به وسایل نقلیه چارپا است ولی بسیاری از احکام کلی آن یکسان بوده و شامل هر نوع وسیله نقلیه در هر عصری می شود. به عنوان نمونه در گذشته چارپا با فضولات خود موجب اذیت و آزار یا سر خوردن شخصی می شد که صاحب آن ضامن بود، امروز ریختن روغن سوخته یا چیزهای دیگر در خیابان و ایجاد اذیت و آزار و یا لیز خوردن مردم نیز همان حکم پیشین را دارد و شخص ضامن است. به هر حال در اسلام قوانین و مقرراتی بیان شده که شامل حقوق و تکالیف و نیز آدابی است که در اینجا تنها به برخی از آنها می پردازیم:

۱-گفتن بسم الله: نخستین آدابی که برای رانندگی گفته شده، گفتن بسم الله است. البته بسمله در آغاز هر کاری مستحب است. از جمله این کار می توان به رانندگی اشاره کرد و تفاوتی نمی کند که ناخدای کشتی باشیم یا خلبان هواپیمایی و یا راننده اتومبیلی. در هر حال بهتر آن است که کار را با بسمله یعنی بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کنیم. خداوند در آیه ۴۱ سوره هود از حضرت نوح نقل می کند که هنگام سوار شدن بر کشتی و ناخدایی آن فرمود: بسم الله مجریها و مرسیها؛ به نام خدایی که حرکت و توقف آن کشتی به دست اوست.

۲-دعا کردن: یکی از آداب رانندگی این است که هنگام سوار شدن خداوند را بر این نعمت سلطه بر وسیله نقلیه سپاس گوییم. در آیه ۱۳ سوره زخرف آمده است که راننده، خداوند را در آن حال، تسبیح گفته و بگوید: سبحان الذی سخرلنا هذا؛ پاک و منزه خدایی است که این را مسخر من گردانیده است. (سوره زخرف آیه۱۳) البته جمله حضرت نوح(ع) نیز یک جمله دعایی است که می توان از آن برای آغاز حرکت وسیله نقلیه هرچه باشد از چارپا و غیرچارپا استفاده کرد.

۳- آرامش و سکوت: از مهم ترین نیازهای هر جامعه ای امنیت و آرامش است؛ چرا که اصولا انسان سعادت را در آرامش و آسایش می داند و اجتماع را نیز برای تامین این دو هدف ایجاد می کند. امنیت، ابعاد گوناگون و سطوح مختلفی دارد، از جمله این سطوح آرامش روحی و روانی است. هرگونه سر و صدایی که در امنیت و آرامش انسان تاثیر منفی می گذارد، خلاف اصول اساسی تحقق جامعه و اهداف آن است و باید به عنوان مخل سعادت و آرامش و آسایش انسانی از آن اجتناب شود. در آموزه های اسلامی، مراعات آرامش به اشکال مختلف در احکام گوناگونی بیان شده است. از جمله اینکه وقت استراحت در کوچه سر و صدا نکنیم و یا با فریاد مردم را به بیرون از خانه دعوت نکنیم و مخل آرامش و آسایش آنان نباشیم. (حجرات، آیه۲) در احکام حج آمده است که از میقات تا شهر مکه می بایست دعای مخصوص را با صدای بلند گفت اما همین که به شهر نزدیک شدند از آن باز ایستند، شاید یکی از حکمت های ایجاد این حکم، همان ایجاد فضای آرامش و سکوت است که می بایست در جامعه شهری و روستایی مراعات شود و آلودگی صوتی ایجاد نکرد.

به هرحال بوق زدن و ایجاد سر و صداکردن با موتورها و مانند آن جایز نیست، چرا که موجب ایجاد آلودگی صوتی و اخلال در آسایش و آرامش مردم است و شخص با این کار خود حق آرامش مردم را ضایع می کند و ضامن است. ازنظر اسلام هرگونه رفتاری که به دیگری ضرر و زیانی جسمی و روحی و روانی برساند حرام و در برخی موارد جرم است؛ چرا که قاعده لاضرر و الاضرار فی الاسلام؛ حکم ضروری در اسلام است.

۴- مراعات وسیله نقلیه: انسان هر وسیله نقلیه ای در اختیار دارد می بایست در حفظ و نگهداری آن بکوشد. اگر این وسیله نقلیه چارپا و جانوری باشد باید حقوق جانور را مراعات کرد. از این رو در اسلام آمده که هر حیوانی که در اختیار کسی قرار بگیرد، باید وسایل زندگی آن حیوان را تامین کند تا حیات او حفظ شود. جواهرالکلام، ج۳۱، ص ۳۹۴، محمدحسن نجفی، چاپ تهران، ۱۳۷۴، عبارت جواهر چنین است: بل و ان لم ینتفع به، یعنی بلکه اگر چه حیوان قابل بهره برداری نباشد). چارپایان برصاحب خود حقوقی دارند:

۱- هرگاه در جایی فرود آمد اول علف آن را تهیه کند ۲- هرگاه به آب رسید آب را بر وی عرضه کند ۳-سیلی به صورتش نزند، زیرا تسبیح خدا را می کند ۴-بالای آن سوار نشود، مگر در راه خدا ۵- بیش از توان او، باربر پشتش نگذارد ۶- بیش از توان او به کار دیگری واندارد ۷- هرگونه آزار حیوان ممنوع است، مانند زدن حیوان بیش از اندازه احتیاج و اجبارکردن حیوان به حرکت سریع که موجب اذیت حیوان باشد ۸- زدن حیوان در موقع رم کردن به اندازه احتیاج جایز است ولی زدن آن در موقع لغزیدن ممنوع است (بحارالانوار، ج۶۵، ص۶۵ و کنزالعمال، ج۳، ص۲۷۷، شماره حدیث ۴۵۴۸ و ۴۵۴۹ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۴۷۸، حدیث ۱ و ج۸، ص۳۵۰-۳۵۶، و ص۳۶۱:

۵- حق تقدم پیاده بر سواره: پیاده بر سواره مقدم است. این مسئله در برخی بخش ها لازم و ضروری است. مانند مناطقی که خط کشیده شده است. البته این حکم عقلانی و عقلایی است ولی می توان مواردی را در فقه اسلام یافت که پیاده را بر سواره مقدم داشته است. از همین رو بر سواره مستحب کرده تا بر پیاده سلام کند (عروه الوثقی، ج۳، ص۲۶) چرا که با این کار جلوی عجب و غرور و تکبر سواره گرفته می شود. پس بر راننده است که حق پیاده رو را مقدم بر حق خود دانسته و بگذارد که پیاده پیش از او از عرض خیابان بگذرد. حتی در حدیثی آمده است که اگر سواره به پیاده داد بزند که راه باز کنید راه باز کنید: الطریق الطریق در حق او جفا کرده است.

۶- ضمانت راننده: راننده ضامن است. به این معنا که اگر با کسی یا چیزی برخورد کرد می بایست پاسخ گو باشد و خسارت را بپردازد. از امام صادق(ع) روایت شده که ایشان راننده را ضامن دانسته است: أنه ضمن القائد و السائق والراکب (وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۸۴، حدیث.۳۵۵۲۹) در قوانین و مقررات عقلایی نیز برهمین اساس آمده است که اگر راننده با عابر پیاده برخورد کند، راننده مقصر است. البته در مواردی عابر پیاده با گذشتن از محلی که نباید بگذرد، موجب می شود که راننده وسیله نقلیه برای فرار از برخورد با او، با فرد یا افراد دیگر برخورد کند؛ درحالی که عامل اصلی همان عابر پیاده اول بوده است و او باید خسارت پرداخت کند نه راننده. (تهذیب، شیخ طوسی، ج۱۰، ص۱۹۴) اگر وسیله نقلیه دچار مشکل شود و موجب تصادف شود، مثل زمانی که ترمز ببرد یا لاستیک بترکد و مانند آن باز راننده مقصر و ضامن است. در آموزه های اسلامی از تصادف دو وسیله نقلیه که یکی سریع و دیگری کند رفته است و موجب تصادف شده نیز سخن به میان آمده است.

۷- عدم مراعات قوانین و مقررات و ایجاد ضرر و زیان به دیگران: هرگونه رفتاری در هنگام رانندگی که موجب ضرر و زیان باشد، شرعاً جایز نیست؛ چراکه حکم اولی عدم جواز هرگونه رفتار ضرری است که راننده انجام می دهد. پس انجام رفتارهایی که موجب می شود تا شخص تصادف کند، جایز نیست. از جمله این رفتارهای ضرری می توان به ۱- رانندگی با چراغ خاموش در شب؛ ۲- صحبت و توجه به همراه در حین رانندگی؛ ۳- خوردن و نوشیدن در رانندگی؛ ۴- عدم رعایت فاصله ایمنی و توجه نکردن به سرعت؛ ۵- حرکات نمایشی در حین رانندگی؛ ۶- بی توجهی به علائم رانندگی؛ ۷- صحبت با تلفن همراه در حین رانندگی؛ ۸- وجود نقص فنی در خودرو و بی توجهی به آن؛ ۹- جر و بحث در داخل خودرو؛ ۱۰- خوردن شربت و یا قرص های مسکن و خواب آور.

هرگونه رفتاری که موجب تصادف شود هم جرم و هم گناه است؛ زیرا شخص با علم به امکان تصادف با دیگری و احتمال خسارت مالی و جانی به دیگری اینگونه اقدامات را انجام می دهد و می بایست افزون بر پرداخت خسارت و مجازات دنیوی خود را برای مجازات اخروی نیز آماده کند؛ زیرا اینگونه اعمال خلاف عرف و عقل و عقلا، گناه نیز است؛ چراکه وقتی حکم شریعت بر حکم عقلی وارد شد، آن را در چارچوب بایدها و نبایدهای شرعی قرار می دهد که گاه نیز شکل گناه به خود می گیرد.

۸- رفتارهای پرخطر و لزوم حرکت در مسیر مشخص و عدم ویراژ دادن: مراعات قوانین رانندگی به حکم عقل و عقلا و شرع واجب است. بنابراین هرگونه رفتارها و حرکات پرخطر حرام و جرم است. در اسلام مراعات قوانین و مقررات برای ایجاد بستر مناسب آسایش و آرامش، واجب دانسته شده است. در برخی از روایات آمده است که در حکومت مهدوی(ع) رانندگان و پیادگان موظف می شوند در مسیر مشخصی حرکت کنند و از آن خارج نشوند. شیخ طوسی از امام موسی بن جعفر(ع) روایت کرده: آنگاه که قائم ما ظهور کند، دستور دهد: ای گروه سواران! از میانه راه حرکت کنید. ای گروه پیاده! از کنار بروید. اگر سواره ای از کناره برود و به دیگری آسیب رساند، او را به پرداخت دیه محکوم می کنم. اگر پیاده از وسط راه حرکت کند و به او آسیب وارد شود، دیه او بر عهده کسی نیست. (تهذیب، شیخ طوسی، ج۱۰، ص۱۹۴)

البته دیدگاه و احکام اسلام درمورد قواعد و قوانین رانندگی و حق الناس در این مقوله، محدود به موارد ذکر شده در این مقاله نیست و آنچه بیان شد صرفاً گوشه ای از این احکام بود و تفصیل آنها باید توسط علما و خطبا و مبلغان دینی برای مردم بازگو شود تا آنان بدانند در این رفتار اجتماعی که تقریباً همه افراد جامعه در آن دخیل هستند، چه حقوقی نسبت به دیگران دارند و اسلام در رابطه با قوانین راهنمایی و رانندگی چه نکات و احکام ریز و درشتی را مدنظر قرار داده است.