آداب و آثار ضیافت و مهمانی

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان موجودی اجتماعی است؛ زیرا جهان مادی و دنیا به گونه ای آفریده شده که انسان تنها در کنار هم می تواند نیازهای خود را تامین کند. از این روست که بزرگانی چون علامه طباطبایی در تبیین علت اجتماعی بودن انسان، به مساله استخدام توجه می دهد؛ زیرا انسان با به خدمت گرفتن یک دیگر است که می توانند نیازهای مادی و معنوی و جسمی و عاطفی خود را تامین کنند. همین مساله موجب می شود تا ارتباط انسانی در شکل بسیار قوی و مستحکمی ضروری شود به طوری که از آن گریز و فراری نیست. یکی از شیوه های ارتباطی که می تواند جنبه های عاطفی بلکه حتی مادی زندگی انسان را تحت تاثیر قرار دهد، ضیافت و مهمانی دادن و مهمان شدن است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا آثار و آداب مهمانی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نیازهای اجتماعی انسان

هر کسی به علم شهودی و حضوری این مطلب را با همه وجودش درمی یابد که نمی تواند به عنوان یک فرد زندگی کند، چه رسد که خوشبخت و سعادتمند باشد. از این روست که دست کم مانند حضرت آدم(ع) به همسر و جفتی نیاز دارد که همدم او باشد و این گونه نیازهای گوناگون یک دیگر را بر طرف کنند.

بر اساس آموزه های قرآنی، خداوند همه موجودات را جفت و زوج آفریده است.(ذاریات ، آیه ۴۹ و آیات دیگر) انسان نیز جفت آفریده شده است. بنابراین، دست کم نیاز به همسر در ذات هر انسانی جعل شده است تا در کنار آن احساس سکونت و‌ آرامش کرده و از مودت ، رحمت، مهر و محبت ویژه ای بهره مند شود که میان همسران است.(روم، آیه ۲۱)

آموزه های قرآنی بر این نکته تاکید دارند که فرد انسانی نمی تواند در اجتماع و جامعه زندگی نکند؛‌ زیرا در تنهایی هرگز به کمال نمی رسد و سعادت را در دنیا و آخرت تجربه نخواهد کرد. از این روست که عزلت به معنای رهبانیت و بی همسری باطل بوده و پیامبر(ص) به صراحت رهبانیت را در اسلام مردود دانسته است. جالب این که حتی اگر به دلایلی مجوز عزلتی داشته شود،‌ تنها راه رهایی از زیان و خسران ابدی این است که به وظیفه و مسئولیت اجتماعی خود در قبال دیگران اقدام کرده و همراه خودسازی به دیگرسازی بپردازد و دست کم امر به معروف و نهی از منکر و توصیه های در ارتباط با حق و صبر در دو حوزه حکمت علمی و حکمت عملی داشته باشد.(سوره عصر و آیات دیگر)

به هر حال،‌ انسان در دنیا موجودی اجتماعی است و در این شکی نیست؛ زیرا تنها راه برآورد و پاسخ گویی به نیازهای گوناگونش، بهره مندی از هم نوعان است. البته ممکن است که در قیامت تنها حشر جمعی داشته باشد و هر کسی تنها و وحید محشور شود، چنان که امیرمومنان علی(ع) می فرماید: فَکُلُّهُمْ وَحِیدٌ وَهُمْ جَمِیعٌ(نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱) و با آن که در جمع است نیازی اجتماعی به دیگران نداشته باشد؛ به ویژه آن که هر فرد انسانی در بهشت به اراده خود هر چه چیزی را می آفریند و این گونه نیست که به کسی غیر از خود نیازمند باشد؛ چرا که مظهر صمد و غنی و بدیع می شود،‌ و هر چه را اراده کرده و خواسته باشد همان چیز به اراده اش تحقق می یابد.(بقره، آیه ۱۱۷) از این روست که خداوند می فرماید: عَیْنًا یَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونَهَا تَفْجِیراً؛ چشمی که بندگان خدا از آن می نوشند آن را خودشان فوران کرده و روان می سازند.(انسان، آیه ۶) پس انسان در بهشت تابع چشمه و رود نیست ، بلکه خودش هر جای بهشت که هست چشمه ای را می آفریند. امور دیگر نیز این گونه است، پس نیازی به کسی ندارد تا اجتماع ضرورت یابد. حوریان بهشتی و غلمان و کنیزکان و خورد و خوراک و کاخ و قصر و حور همه تابع اراده انسان است. پس اگر اجتماعی هم در بهشت باشد، یا به معنای همان جمع است یا این که دیگران به صاحب بهشت نیازدارند؛ زیرا در مفهوم و ذات اجتماع، نیاز به عنوان یک مولفه شرط است، اما بهشتی هیچ نیازی ندارد؛ زیرا خود مظهر غنی و بدیع و صمد است. همین مطلبی که در آیه ۶ سوره انسان به عنوان نمونه بیان شده است در روایت قدسی این گونه تبیین شده است: «یَاْبْنَ آدَمَ اَنَا غَنِىٌّ لا اَفْتِقِرُ اَطِعْنى فى ما اَمْرَتُکَ اَجْعَلْکَ غَنِیَّاً لا تَفْتَقِرُ. یا ابْنَ آدَمَ اَنَاحَىٌّ لا اَمُوتُ اَطِعْنى فى ما اَمَرْتُکَ اَجْعَلْکَ حَیَّاً لا تَمُوتُ. یَا ابْنَ آدَمَ اَنَا اَقُولُ لِلْشَىء کُنْ فَیَکُونُ اَطِعْنى فى ما اَمَرْتُکَ اَجْعَلْکَ تَقُولُ لِلشىءِ کُنْ فَیَکُونُ.»اى فرزند آدم! من بى نیازى هستم که نیازمند نمى‌شوم، مرا در آن چه امر کرده ام، اطاعت کن تا تو را بى نیازى کنم که نیازمند نشوى.‌اى فرزند آدم! من زنده‌اى هستم که نمى‌میرم، مرا در آن چه امر کرده‌ام اطاعت کن تا تو را زنده‌اى سازم که نمیرى.‌اى فرزند آدم! من به هر چه خواهم مى‌گویم: «باش»، پس مى‌شود، مرا در آن چه امر کرده‌ام اطاعت کن تا تو را چنین سازم که به هر چه بخواهى، بگویى: «باش»، پس بشود.( نوری، مستدرک‏الوسائل، ج ۱۱، ص ۲۵۹، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۸ هـ ق، به نقل از ارشاد دیلمی)

به هر حال، انسان موجودی اجتماعی و نیازمند به دیگری در دنیاست و در این مطلب شکی نیست و اما علت و دلیل این نیاز یا استخدام است یا هر امر دیگری، مطلبی است که اثبات و تحقیق در آن بیرون از حوصله این مقاله است.

مهمانی پاسخی به نیازهای عاطفی و معنوی

یکی از علل و دلایلی که برای اجتماع بیان شده ، نیازهای عاطفی و معنوی بشر به یک دیگر است. انسان دست کم به همسری نیاز دارد که به نیازهای عاطفی و روحی و روانی اش پاسخ دهد. البته در ذات انسان محبت و دوستی به امور دیگر نیز قرار داده شده است؛‌ زیرا انسان به حق یا باطل احساس می کند که به آن امور نیاز دارد. این گونه است که محبت به چهار چیز دنیا از جمادات چون زر و سیم ، گیاهان چون گل و گندم و سبزه و درخت،‌ حیوانات چون اسب و گاو و گوسفند، هم نوعان چون زن و فرزند(آل عمران، آیه ۱۴) در انسان ها وجود دارد و انسان آن را زینت خود دانسته و در جمع و کسب آن تلاش و سعی فراوان می کند.

هر چه عواطف در انسان قوی تر باشد، احساس نیاز به دیگران بیشتر شده و گستره کسانی که لازم می داند با آنان ارتباط پیدا کند افزایش می یابد. این گونه است که به طور طبیعی به جهت قوت احساس و عواطف در زنان، احساس ارتباط با دیگران در آنان قوی تر است.

یکی از راه های پاسخ گویی به این نیاز عاطفی و روحی آن است که شخص با ایجاد علل و عوامل جذب دیگران به خود، آنان را با خود مرتبط سازد. در این میان شکی نیست که نیازهای جسمی یکی از روش های جلب و جذب دیگران به خود و ایجاد وابستگی است. از این روست که کودکان به طور طبیعی به کسانی که او را تغذیه می کنند دلبسته و علاقه مند می شود و مفهوم محبت را در تغذیه می داند. البته بازی چون نیاز کودکانه است او را نیز به سوی افراد جلب و جذب می کند. به سخن دیگر، هر عاملی که شخص بدان نیاز دارد می تواند یک عامل جذب و جلب باشد. از آن جایی که غذا نخستین نیاز طبیعی انسان است، پاسخ گویی به این نیاز هم می تواند عامل مهم و اصلی در جذب باشد.

بر این اساس می توان گفت که ضیافت و مهمانی دادن یکی از مهم ترین ابزارهای ارتباطی با دیگران است، زیرا میزبان به نخستین نیاز طبیعی انسان در این موارد پاسخ می دهد. البته اگر پاسخ گویی به نیازهای دیگر در دستور کار مهمانی قرار گیرد جاذبه های بیش تری ایجاد می شود. از این روست که گفت و گو با بزرگسالان در حوزه علاقه مندی هایشان و بازی با کودکان می تواند در جذب و جلب و افزایش آن نقش به سزایی داشته باشد.

آثار مهمانی و ضیافت

برای این که تاثیر مهمانی و ضیافت در میزبان و مهمان معلوم شود، بهتر است که نگاهی به آثاری داشته باشیم که در روایات برای مهمانی بیان شده است. آثار بیان شده هم دنیوی و هم اخروی و هم چنین مادی و معنوی است.

  1. نشانه ای از ایمان : از نظر آموزه های قرآنی و روایی برای هر چیزی نشانه هایی است. از آن جایی که ایمان یک امر درونی و باطنی است تنها راه شناخت اهل ایمان همان نشانه ها و آثار ایمان است که از شخص بروز و ظهور می یابد. پیامبر صلى الله علیه وآله مهمانی دادن به ویژه تکریم و اکرام مهمان به بهترین شکل را نشانه ای از ایمان شخص به خدا و آخرت می داند و می فرماید : مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآْخِرِ فَلْیُکْرِمْ ضَیْفَهُ؛هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید میهمانش را گرامى دارد.(کافى، ج ۶، ص ۲۸۵، ح‏۱ )
  2. نشانه سخاوت: میزبانی کردن نشانه سخاوت انسان است؛ چنان که ترک مهمانی رفتن نیز نشانه این است که انسانی بخیلی است؛ چون مهمانی نمی رود تا کسی مهمان او نشود. امام رضا علیه السلام می فرماید :اَلسَّخىُّ یَأکُلُ مِن طَعامِ النَّاسِ لِیَاْکُلوا مِنْ طَعامِهِ ، وَ البَخیلُ لا یَاْکُلُ مِنْ طَعامِ النَّاسِ لِئَلّا یَأکُلوا مِنْ طَعامِهِ؛سخاوتمند، از غذاى مردم مى‏خورد، تا مردم از غذاى او بخورند، اما بخیل از غذاى مردم نمى‏خورد تا آنها نیز از غذاى او نخورند. (عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۵، ح ۲۶)
  3. روزی و رزق آوری: مهمانی دادن و میزبان شدن، عامل نزول رزق و روزی است. کسی که در زندگی با مشکل مالی مواجه است، می تواند با میزبانی خود را از فقر و نداری بیرون آورد؛ زیرا مهمان روزی اش را با خودش می آورد. پس میزبان می تواند بر سر سفره مهمان بنشیند و به طفیلی مهمان از روزی برخوردار شود. در حقیقت این میزبان نیست که روزی مهمان را می دهد و هزینه می کند، بلکه این مهمان است که با خودش برای میزبان روزی می آورد. پس میزبان بر سر سفره مهمان نشسته است. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید: اَلضَّیْفُ یَنْزِلُ بِرِزْقِهِ وَیَرْتَحِلُ بِذُنوبِ اَهْلِ الْبَیْتِ؛ میهمان، روزى خود را مى‏آورد و گناهان اهل خانه را مى‏برد.(بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۴۶۱، ح ۱۴)
  4. گناه زدایی: مهمان هم چون آب پاکی است که خانه را پاک و پاکیزه می کند و خانه را از گناهان می زداید. در حقیقت مهمان نه تنها گناه اهل خانه را می برد، بلکه آثار گناه را هم از میان می برد و انسان از آثار وضعی گناه در امان می ماند؛ زیرا گناه بلا و مصیبت می آورد و با حضور مهمان در خانه و اکرام او این گناهان جمع می شود و مهمان آن را با خود به بیرون خانه می برد و خانه را از هر گونه آلاینده ای پالایش می کند.(بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۴۶۱، ح ۱۴)
  5. نزول فرشتگان: از دیگر آثاری که برای مهمانی است،‌ نزول فرشتگان رحمت الهی به خانه میزبان است. کسی که مهمانی می دهد، فرشتگان همراه مهمان بر اهل آن خانه نازل می شود. اگر در خانه ای مهمان وارد نشود در آن خانه فرشتگان نیز وارد نخواهند شد. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید: کُلُّ بَیْتٍ لایَدْخُلُ فیهِ الضَّیْفُ لاتَدْخُلُهُ الْمَلائِکَهُ؛هر خانه‏اى که میهمان بر آن وارد نشود، فرشتگان واردش نمى‏شوند. (جامع الأخبار، ص ۳۷۸)
  6. پاداش صد شهید: مهمانی دادن به ویژه برای خویشان بسیار مهم و مفید است. اگر انسان با مهمانی دادن صله رحم به جا آورد، پاداش صد شهید را خداوند به او می دهد. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید :مَنْ مَشى‏ اِلى‏ ذى قَرابَهٍ بِنَفْسِهِ وَ مالِهِ لِیَصِلَ رَحِمَهُ اَعْطاهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ اَجْرَ مِأَهِ شَهیدٍ؛ هر کس با جان و مال خود در راه صله رحم کوشش کند، خداوند عزّوجلّ پاداش یکصد شهید به او مى‏دهد ( من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۶.)
  7. غذای روح انسان: انسان همان طوری که به غذا نیاز دارد تا جسم خود را حفظ کند، هم چنین به مهمانی دادن و میزبانی کردن نیاز دارد تا روح خویش را تغذیه کند. مهمانی دادن و اطعام کردن روح و روان آدمی را سیر می کند و نیازهای عاطفی و روحی شخص را برطرف می سازد. امام على علیه السلام می فرماید:قوتُ الاَجسادِ الطَّعامُ وَ قوتُ الاَرواحِ الاِطعامُ؛غذاى جسم، خوردن و غذاى روح، خوراندن است. (مشکاه الأنوار، ص ۵۶۱ )
  8. داروی دردها: مهمانی دادن و اطعام کردن همانند دارو عمل می کند و دردها را درمان می نماید. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید: طَعامُ السَّخىِّ دَواءٌ وَ طَعامُ الشَّحیحِ داءٌ؛غذاى سخاوتمند، داروست و غذاى بخیل، درد. (بحارالأنوار، ج ۷۱ ، ص ۳۵۷، ح ۲۲)
  9. اندوه زدایی : از آثار میزبانی و مهمانی دادن این است که انسان از اندوه روحی و روانی رها می شود. درباره امیرمومنان روایت است که ایشان از نداشتن مهمان اندوهگین بود. رُئِىَ اَمیرُ المُؤمِنینَ حَزیناً فَقیلَ له: مِمَّ حُزْنُکَ قالَ: لِسَبعٍ اَتَتْ لَمْ یَضِفْ اِلَینا ضَیفٌ؛ [روزى‏] امام على‏علیه السلام غمگین دیده شد علت را از ایشان جویا شدند. فرمودند: چون هفت روز است که میهمانى بر ما وارد نشده است. (مناقب آل ابى طالب، ج ۱ ، ص ۳۴۷.) پس مهمان اندوه زداست واین که امیرمومنان (ع)‌از نداشتن مهمان اندوهگین می شود، زیرا برکات و آثاری مهمانی دارد که نداشتن آن برایشان اندوه آورده است.

 آداب میزبانی و مهمانی

برای میزبانی کردن و مهمانی دادن و مهمانی رفتن، آدابی است که رعایت این نکات لطیف و دقیق و ریز می تواند آثار مهمانی را افزایش داده و وضعیت را به شکل بسیار مفید و سازنده و بی زحمت و اذیت تبدیل کند.

  1. سفره به قدر استطاعت و میزان توان: انسان نمی بایست در مهمانی دادن، خود را به زحمت و تکلف بیاندازد و رنج برد و سختی بکشد. هر کسی به میزان توان خود باید سفره بیاندازد. یعنی همان طوری که خداوند برای انجام تکالیف دینی و عبادی از بنده خواسته تا به میزان استطاعت و توان خود گام بردارد، در امور دیگر از جمله میزبانی نیز می بایست استطاعت و توان خود را در نظر بگیرد و بیش از میزان توان خود را به رنج و مشقت و تکلیف نیاندازد. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید: لایَتَکَلَّفَنَّ أَحَدٌ لِضَیْفِهِ ما لا یَقْدِرُ؛ هیچ کس نباید بیش از توانش خود را براى میهمان به زحمت اندازد. (کنزالعمال، ح ۲۵۸۷۶)
  2. میزبانی به داشته ها: این که انسان در مهمانی خود را به رنج نیافکند دارای مصادیقی است که توجه به آن ها بسیار لازم است. از جمله این که به همان میزانی که در خانه دارد قناعت کند و برای مهمانی خود را رنج نیاندازد و یک روز خود را برای مهمانی دادن نگذارد تا از بیرون چیزهایی را تهیه کند. مهمان نیز باید به آن چه مهمان دارد قناعت کند و او را به رنج نیافکند. البته میزبان به طور طبیعی دوست دارد که اکرام کرده و بهترین ها را فراهم آورد ولی این اکرام نمی بایست موجب اذیت و آزار خود و خانواده شود. امام رضا علیه السلام می فرماید : دَعاهُ رَجُلٌ فَقالَ لَهُ عَلىٌّ علیه السلام: قَد أجَبْتُکَ عَلى‏ اَنْ تَضْمَنَ لى ثَلاثَ خِصالٍ . قالَ: وما هِىَ یا اَمیرَالمُؤمِنینَ ؟ قالَ: لاتُدْخِلْ عَلَىَّ شَیْئاً مِنْ خارِجٍ وَ لا تَدَّخِرْ عَنّى شَیْئاً فِى الْبَیْتِ، وَ لا تُجحِفْ بِالْعِیالِ . قالَ : ذاکَ لَکَ یا اَمیرَ الْمُؤمِنینَ ، فَاَجابَهُ عَلىُّ بنُ اَبى طالِبٍ‏علیه السلام ؛ مردى، امیر المؤمنین‏علیه السلام را به میهمانى دعوت کرد . حضرت فرمودند : مى‏پذیرم به شرط این که سه قول به من بدهى . عرض کرد : چه قولى اى امیر المؤمنین؟ فرمودند : از بیرون چیزى براى من تهیه نکنى ، حاضرى خانه‏ات را از من دریغ ننمایى و به زن و فرزندنت اجحاف روا نداری. عرض کرد : قبول مى‏کنم اى امیر المؤمنین . پس على بن ابى طالب‏علیه السلام دعوت را پذیرفتند . (عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۴۵، ح ۱۳۸ ) می گویند روزی سلمان، ابوذر را به مهمانی دعوت کرد. هنگام خوردن غذا رسید. سلمان برخاست، چند تکه نان خشک را آب زد و پیش ابوذر گذاشت. مشغول خوردن شدند که ابوذر گفت: «چه لذت بخش بود این غذا اگر با نمک همراه بود» سلمان از خانه خارج شد و چون هزینه خرید نمک را نداشت، کوزه آب خود را گرو گذاشت و برای مهمان نمک آورد. ابوذر نمک بر نان می پاشید و می گفت: «خدا را شکر که ما را چنین قناعتی بخشیده است.» سلمان با ظرافت گفت: «اگر قناعت کامل داشتیم، ظرفم به گرو نمی رفت!»( ترجمه عیون الاخبار، ج ۲، ص ۴۰۰؛ بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۳۲۱.)
  3. ترک اجحاف به خانواده: از آداب میزبانی این است که خانواده را به خانواده ظلم و اجحافی صورت نگیرد. بسیاری از مردم عادت دارند که خانواده خود را به رنج افکنند و آنان را تحت فشار قرار داده تا غذایی باب طبع مهمان فراهم آورند. البته همسران نیز دوست دارند که میزبان خوبی باشند و به مهمان اکرام کنند، اما نباید زور و فشاری از سوی صاحب خانه به خانواده وارد شود. از این روست که امیرمومنان (ع) ترک اجحاف به خانواده را شرط پذیرش مهمان شدن خود قرار داده است تا این گونه آداب میزبانی و مهمانی را بیاموزاند. (عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۴۵، ح ۱۳۸ )
  4. به کار نگرفتن مهمان: از آداب میزبانی این است که مهمان را به کاری نگیرد،‌حتی اگر برداشتن ظرفی یا جابه جایی غذایی و پارچ آبی باشد. به هر شکل به کار گرفتن میهمان از آداب میزبانی نیست؛ چنان که از امام صادق(ع) نقل شده که از این کار نهی کرده است. ابن ابى یعفور می گوید: اِبنُ اَبى یَعفورَ: رَاَیتُ عِندَ اَبى عَبدِاللَّهِ‏علیه السلام ضَیْفاً، فَقامَ یَوْماً فى بَعضِ الْحَوائِج، فَنَهاهُ عَنْ ذلِکَ ، وَ قامَ بِنَفْسِهِ إلى‏ تِلکَ الْحاجَهِ، وَ قالَ‏علیه السلام: نَهى‏ رَسولُ اللَّهِ‏صلى الله علیه وآله عَنْ أنْ یُستَخْدَمَ الضَّیفُ؛ در خانه امام صادق‏علیه السلام میهمانى را دیدم که روزى براى انجام کارى برخاست . حضرت او را از آن کار منع کردند و شخصاً آن کار را انجام دادند و فرمودند : رسول خداصلى الله علیه وآله از به کار گرفتن میهمان ، نهى فرموده است. (کافى، ج ۶، ص ۲۸۳، ح ۱ )
  5. تکلف در میزبانی: گفته شد که اکرام مهمان بر میزبان لازم است و نباید اجحاف به خانواده کند و ظلم و ستمی در حق خود روا دارد، ولی تا می تواند به مقدار استطاعت و تکلف خود میزبانی نماید. پس تکلف و سختی دادن برای مهمان خوب است. امام صادق علیه السلام می فرماید: اِذا اَتاکَ اَخوکَ فَآتِهِ بِما عِنْدَکَ وَ اِذا دَعَوْتَهُ فَتَکَلَّفْ لَهُ؛ هرگاه برادرت ناخوانده بر تو وارد شد، همان غذایى که در خانه دارى برایش بیاور و هرگاه او را دعوت کردى در پذیرایى از او خودت را به زحمت بینداز. (محاسن، ج ۲، ص ۴۱۰، ح ۱۳۸ )
  6. اکرام در حد توان : از آداب میزبانی این است که در حد توان اکرام کند و کم نگذارد. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید: کَفى‏ بِالْمَرءِ إثماً اَن یَستَقِلَّ ما یُقَرِّبُ اِلى‏ اِخوانِهِ وَ کَفى‏ بِالْقَومِ اِثماً اَنْ یَستَقِلّوا ما یَقْرُبُ بِهِ اِلَیهِم اَخُوهُم؛ انسان را همین گناه بس، که آنچه را که تقدیم برادران میهمان خود مى‏کند کم شمارد و میهمان را همین گناه بس، که آنچه را که میزبانشان براى آنها فراهم مى‏کند کم شمارد. (محاسن، ج ۲، ص ۴۱۴، ح ۱۶۵)
  7. کم نشمردن: چنان که پیامبر(ص) فرمود کم شمردن آن چه پیشکش مهمان شد، از سوی مهمان نیز بیرون از آداب مهمانی است. مهمان می بایست شکرگزار و سپاسگزار آن چه باشد که میزبان پیش کش کرده و بر سر سفره نهاده است.( محاسن، ج ۲، ص ۴۱۴، ح ۱۶۵)
  8. تعیین جای مهمان: میزبان باید جایی که در خور مهمان است مشخص کرده و او را به آن مکان هدایت کند که حفظ حرمت مهمان و حریم خانواده شده باشد. پس مهمان نمی بایست بی اذن مهمان جایی نشیند و به جایی دیگر برود مگر آن که اذن و اجازه ای در میان باشد. وقتی مهمان را در جایی نشاندند مهمان می بایست ادب را مراعات کرده از جای خود برنخیزد و در جایی دیگر نشنید. امام باقر علیه السلام می فرماید: اِذا دَخَلَ اَحَدُکُمْ عَلى‏ اَخیهِ فى رَحْلِهِ فَلْیَقْعُدْ حَیْثُ یَأمُرُهُ صاحِبُ الرَّحْلِ فَاِنَّ صاحِبَ الرَّحْلِ اَعْرَفُ بِعَوْرَهِ بَیْتِهِ مِنَ الدّاخِلِ عَلَیْهِ؛ هرگاه یکى از شما به خانه برادرش وارد شد، هر جا صاحب‏خانه گفت همان جا بنشیند، زیرا صاحب‏خانه به وضع اتاق خود از میهمان آشناتر است. (قرب الإسناد، ص ۶۹، ح ۲۲۲ )
  9. مهمانی تا سه روز: از نظر زمانی نیز می بایست مراعات میزبان شود. از این روست که در آداب اسلامی زمان مهمانی در نهایت سه روز دانسته شده است. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید: اَلضَّیْفُ یُلْطَفُ لَیْلَتَیْنِ فَاِذا کانَتْ لَیْلَهَ الثالِثَهُ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ یَأْکُلُ ما أَدْرَکَ؛ میهمان تا دو شب پذیرایى مى‏شود، از شب سوم از اهل خانه به شمار مى‏آید و هر چه رسید بخورد. (کافى، ج ۶، ص ۲۸۳، ح ۱ ) پیامبر صلى الله علیه وآله در جایی دیگر می فرماید: اَلضّیافَهُ اَوَّلُ یَوْمٍ وَ الثانى وَ الثالثُ وَ ما بَعْدَ ذلِکَ فَاِنَّها صَدَقَهٌ تُصَدّق بِها عَلَیْهِ ؛ میهمانى یک روز و دو روز و سه روز است، بعد از آن هر چه به او دهى، صدقه محسوب مى‏شود.(کافى، ج ۶ ، ص ۲۸۳، ح ۲)
  10. هم سفره ای صالح: انسان می بایست توجه داشته باشد که از غذا جز حلال و طیب نخورد و هم چنین در آداب نیز این مساله را در نظر بگیرد که در کنار فاسق و بدکار قرار نگیرد و با او بر سر سفره ای غذا نباشد؛‌ زیرا هم غذا شدن با بدکاران و فاسقان از مسلمانان آثار بدی به همراه دارد. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید :لا تَأْکُلْ طَعامَ الْفاسِقینَ؛غذاى مردم فاسق را نخور. (امالى طوسى، ص ۵۳۵.)
  11. خودنمایی و ترک شهرت : مهمانی دادن به ویژه به عنوان ولیمه فرزند و حج و عروسی و مانند آن خوب است، ولی باید کاری کرد که این عمل به خودنمایی و شهرت طلبی تبدیل نشود. از این روست که پیامبر صلى الله علیه وآله در این باره هشدار می دهد:الوَلیمَهُ اَوَّلُ یومٍ حَقٌّ وَ الثانى مَعروفٌ وَ مازادَ ریاءٌ وَ سُمْعَهٌ؛ولیمه (سور) دادن، روز اول حق است و روز دوم احسان، از دو روز که گذشت، خودنمایى و شهرت‏طلبى است. (کافى، ج ۵، ص ۳۶۸، ح ۴)
  12. مهمانی تا ده کیلومتری: این که تا چه میزان از راه باید رفت تا به یک مهمانی رسید و یا میزبانی را پاسخ گفت، مساله ای که در روایات به آن توجه شده است. در روایات است که مهمان باید تا ده کیلومتری محل خود به میزبان پاسخ دهد. البته با شرایط آن روز این کیلومتر مطرح شده و الان اگر کسی وسیله نقیله ای با سرعتی بالاتر از پیاده روی و اسب و قاطر و شتر داشته باشد، باید میزان را افزایش داد و به میزبان در فاصله دورتری با توجه به وسیله ایاب و ذهاب پاسخ مثبت داد و به مهمانی اش رفت. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید :اُوصِى الشاهِدَ مِنْ اُمَّتى وَ الغائبَ اَنْ یُجیبَ دَعْوَهَ المُسلِمِ – وَ لَو عَلى‏ خَمْسَهِ اَمیالٍ – ، فاِنَّ ذلِکَ مِنَ الدَّینِ؛به حاضران و غایبان امت خود سفارش مى‏کنم که دعوت مسلمان را، گرچه از فاصله پنج میل (حدود ۱۰ کیلومتر)، بپذیرید، زیرا این کار جزو دین است. (محاسن، ج ۲، ص ۴۱۱، ح ۱۴۲)
  13. هم غذا شدن با مهمان: از آداب میزبانی این است که با مهمان هم غذا شد. پیامبر صلى الله علیه وآله می فرماید: مَنْ اَحَبَّ اَنْ یُحِبّهُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ فَلْیَاْکُلْ مَع ضَیفِهِ؛ هر کس دوست دارد که خدا و رسولش او را دوست داشته باشند، با میهمان خود غذا بخورد. (تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۱۱۶)
  14. ترک طفیلی آوری: برخی از مردم عادت کرده اند که وقتی خودشان به جایی دعوت می شوند، فرزندان یا دیگرانی را به عنوان طفیلی همراه خود بیاورند که عملی به دور از آداب مهمانی رفتن است؛ زیرا میزبان شما را دعوت کرده و شرایط خود و مجلس را سنجیده و دعوتی کرده است. پس نباید کسانی از جمله فرزندان خود را با خود همراه کرده و به مهمانی رفت. امام صادق علیه السلام می فرماید: اِذا دُعىَ اَحَدُکُمْ اِلى‏ طَعامٍ فَلا یَستَتْبِعَنَّ وَلَدَهُ فَاِنَّهُ اِنْ فَعَلَ ذلکَ، کانَ حَراماً وَ دَخَلَ غاصِباً؛ هرگاه یکى از شما به میهمانى دعوت شد، فرزندش را به دنبال خود راه نیندازد که اگر چنین کند، کار حرامى کرده و غاصبانه وارد خانه میزبان شده است. (کافى، ج ۶ ، ص ۲۷۰، ح ۱)

سخن در آداب و اثار مهمانی و میزبانی بسیار است و پیش از این نیز مطالبی در این زمینه بر اساس آیات و روایات نوشته شده است.